رازی که باعث شد پسرداییم کون زنم بزاره

    سلام به دوستان شهوانی
    اسمم نویده و 32 سال سن دارم و متاهل هستم...با اندامی لاغر و قدی179
    حالا مشخصات پسر دایمم که اسمش وحید 29ساله ولی مشخصات دقیق نمیدونم فقط بگم که قدش بلندتر از منه و اندامشم مثل من لاغر..
    حالا همسرم معرفی کنم...مینا
    26ساله با قدی 167و اندامی توپد وگوشتی و کونه خیلی بزرگ و نرم و فرم دار...جوری که کل فامیل واشنا همیشه تو بحثهاشون مثالی بهتر از زن من گیر نمیوردن
    بگذریم.
    عید بود همسرم با خانوادش رفتن مشهد برای زیارت و من هم موندم خونه مادرم و پسر داییم از شهرستان اومده بود خونه مادرمینا...من باید سر کار میرفتم و همون باعث شده بود تا به همراه همسرم مشهد نرم.
    من با پسر داییم خیلی راحت و صمیمی بودیم و هرچیزی که تو دلمون احساس سنگینی میکردو خالی میکردیم برای همدیگه.
    یه یکی دوروزی گذشت که به پیشنهاد پسر داییم به یه خونه تیمی تو فلکه اول تهرانپارس رفتیم و یه حالی کردیمو و برگشتیم.
    واقعا از قدیم راست گفتن که ادم نباید به چشماش اطمینان کنه
    خلاصه برگشتیم اومدیم خونه و مدام از کوس کردنمون باهم هم میزدیم ...وحید که پسر داییم بود بعد از اون قضیه بدجوری حالش بد شده بود ومدام تو خودش بود .
    منم که هر چی اسرار میکردم که چشه؟چیزی نمیگفت و این سکوتش دیگه حوصلمو سر برده بود.
    گذشت دقیقا 1398/1/5 بود که دوتایی از خواب پاشدیم و اون روز هم من مرخصی گرفته بودم صبحانه خوردیم و رفتیم بیرون تا یه کمی دوردور کنیم که پسر داییم شروع کرد به درد دل کردن و حرف زدن ...مشکوک حرف میزد ..انگار ی یه چیزی بخواد بگه اما نمیتونست.
    خلاصه با کلی بالا وپایین کردن یواش یواش بحث باز کرد و گفت:
    الان تو رابطه سکسیت با مینا چجوری؟
    منم گفتم:واسه چی میپرسی؟
    گفت:همینجوری رو کنجکاوی
    گفتم:خداروشکر هم اون راضیه هم من
    گفت:خوبه.فقط یه سوال دارم ازت جسارت نشه و ناراحت نمیشی؟
    گفتم:نه بپرس داداش...
    گفت :تو از عقب به زنت حال میدی یا نه؟
    گفتم :واااالا...راستشو بخوای نه.
    یعنی مینا بدش میاد و راضی نمیشه...
    گفت: شرمنده داداش ...پس چرا انقدر باسنه زنت گندس
    منم خنده ای کردم گفتم
    گفتم:مگه هر کی که کونش بزرگه از کون میده...نه...اون مادرزادی همون جوری بوده...
    و دیگه وحید چیزی نگفت و به راه ادامه داد..
    همینجوری که میگشتیم رفتیم یه اب میوه فروشی تا اب میوه بخوریم...نشستیم اب میوه سفارش دادیم ولی وحید لب به اب میوه نمیزد...بازم کنجکاویم گل کرد و گفتم :باز چته؟
    وحید گفت: هیچی ....خوبم
    گفتم:جون داداش اگه نگیا از دستت ناراحت میشم بگووو ببینم چته؟
    گفت :اگه بگم ناراحت نمیشی؟
    گفتم:نه بگوووو ببینم
    گفت:راستشو بخوای تا حالا چند بار زنت اومده تو خواب من
    گفتم:خووووب ؟
    گفت :ولش کن
    گفتم :بگو برام جالب شد
    گفت :ولش کن ناراحت میشی
    گفتم:بگوو...نترس ناراحت نمیشم
    گفت:خلاصه خواب شیطانی دیدم دیگه...داشتیم باهم سکس میکردیم.
    تا این حرفو شنیدم بلند شدم از جام با یک سیلی محکم زدم تو گوشش و گوشش گرفت و از اب میوه فروشی اومدم بیرون ...داشتم میومدم سمته ماشین که یهویی دیدم تند تند اومد از پشت دست گذاشت رو شونم و منو برگردوند سمت خودش و بغلم کرد و گریه کردن افتاد وهمش میگفت نوید داداش غلط کردم غلط کردم و اشتباه کردم و گه خوردم...ببخشید...خلاصه...منم یکمی اروم شدم و بغلش کردمو گفت عیبی نداره...یه سو تفاهم شده...
    اخره همون شب رفتیم تو اتاق بخوابیم و رختخواب هر دوتاییمونم بغل هم پهن بود...من ووحید از فکر اون روز و اتفاقتش خوابمون نمیبردو همش الکی پلکامونو بهم میچسبوندیم...که یه سوالی فکر منو مشغول کرد وبه وحید گفتم:
    حالا چرا زن من باید بیاد تو خوابه تو
    گفت:دلیل خوب واضحه
    گفتم:چه دلیلی
    گفت:پارسال یادته عروسی سمیه دختر خالتو
    گفتم:خوب
    گفت :اخره عروسی زنت در حین رقصیدن هی به من چشمک میزد
    اینو که گفت ..چشمام از حدقه زد بیرون و زبونم قاصد حرف شد
    گفت:باور کن راست میگم ...خیلی بهم چشمک زد و منم واسه اینکه تو ناراحت نشی بهت چیزی نگفتم تا الان
    گفت:من از اون روز عروسی تا به الان گاه گدایی تو فکر زنت میرم تا حالا هم چند بار اومده تو خوابم
    باشنیدن این حرفا از وحید سرم داشت سوت میکشید و قلبم به تپش افتاده بود و وحید مدام میگفت نراحت شدی نوید جاان؟
    منم که دهنم باز نمیشد از شکه زیاد به زور گفتم:نه...مقصر که تو نیستی.زن من چشماش هرز پریده.
    اونشبم گذشت و فرداش قرار بود زنم از مسافرت برگرده.
    رسید تا اون روز...مینا از مسافرت برگشت و به استقبال خانواده من اومد و با دیدن وحید هم خیلی خوشحال بود ومن این کاملا حس میکردم.
    اون روز با کلی بگو بخند دوره همی گذشت و اخره شب شد و مینا بهم گفت که بریم خونه خودمون...من هم قبول کردم و رفتیم خونه..
    اونشب یه سکس حسابی با مینا کردمو یه دل سیر کردمش و اونم تو اون چند روز که نبود بد جوری تو کف بود...
    خلاصه فردای اون روز که از خواب پاشدم و رفتم سر کار و د حین انجام کار بودم که دیدم وحید یه پیامک دادبهم و گفت میخواد واسه عید دیدنی بیاد خونم.منم بهش گفتم که خونه خودشه و بیاد
    بعدازظهر رفتم خونه یه دوش گرفتمو و اماده مهمون نوازی از وحید بودیم که یهو زنگ خونه خورد و وحید برای عید دیدنی اومد منزل من.
    با وحید نشسته بودیم و مینا هم برای اینکه شیک پوش باشه رفته بود لباساشو عوض کنه درحین حرف و گپ زدن بودیم که یهو در اتاق باز شد ومینا اومد بیرون ....وااای چی داشتم میدیدم
    یه لباس استین بلند به رنگ سفید و با شال روسری سفید وبا یه شلوار حدودا تنگ پارچه ای که قشنگ سینه هاش داشت لباسشو پاره میکرد و اون کون گندش داشت شلوارو پاره میکرد..
    وحید با دیدن این صحنه مات و مبهومه مینا شد و چشم بر نمیداشت...اب دهنش تو دهنش خشک شده بود و از خجالت بیچاره رنگش قرمز شده بود...مینا با کمی احوال پرسی و پذیرایی و خوش وبش ابرومداری کرد جلوی وحید... اونشبم گذشت فردا صبح شد رفتم سر کارو که دیدم گوشیم زنگ خورد و گوشیرو برداشتم و دیدم مادرمه
    مادرم گفت نوید جاان از وحید خبر نداری؟
    گفتم:نه چطور مگه؟
    گفت :رفته بیرون ...هر چیم بهش میزنگم جوابمو نمیده
    گفتم :صبر کن بزار من خودم بهش بزنگم ببینم شاید جواب داد
    اما متاسفانه هرچی زنگ زدم جواب نداد ...اخه تا حالا سابقه نداشت که وحید گوشی جواب نده...یه مقداری شک کردم و تو دلم فکرای تخمی زد به سرم...گفتم بزار ببینم به مینا زنگ بزنم ببینم اون جواب میده.
    شماره مینا رو گرفتم گوشیش زنگ خورد جواب نداد هی زنگ خورد بر نداشت...شکم دو برابر شده بود و دیگه داشتم دیووونه میشدم اخه من هر روز که میرفتم سرکار بعد از چند ساعتی میزنگیدم به مینا واسه احوال پرسی که متاسفانه مینا هم جواب نمیداد و اصلا سابقه نداشت جواب نده.
    نگران شدم و تمام وجودم از استرس به لرز افتاد و تمام بدنم داشت میلرزیدو درد تمام سرمو برداشته بود وسرم داشت میترکید.
    رفتم پیش صاحب کارم و به بهونه که گفتم حالم خوب نیست مرخصی گرفتم و سریع خودمو رسوندم خونه...از محل کارگ تا خونم 10دقیقه فاصله بود و با ماشین سریع ترم میرسیدم
    خلاصه رسیدم خونه...اروم پله هارو بالا رفتم و اروم اروم کلید انداختم در خونمو باز کردم بدون هیچ سرو صدایی
    اروم پابرچین پا برچین رفتم سمته اتاق خوابمون ...هرچی به اتاق خوابمون نزدیک میشدم میدیم داره صداهایی میاد...دیگه قشنگ مثل ژله داشتم میلرزیدم و دست و پاهام یخ شده بود و فشارم افتاده بود...اروم رفتم پشت در اتاق ایستادم و مینا میگفت:جیگرتو برم همش ماله خودته...جیگرتووو
    و دیدم که وحیدهم داره میگه
    وحید:جاااان...چه کونی هستی ...حیفه این کون افتاده دست اون اوسگول...
    مینا:جیگرتووو...کونم فقط واسه توا ه ه ه...
    دیگه صبرم داشت تموم میشد ودوست داشتم ببینم اون تو اتاق چه خبره
    رفتم سمت اشپزخونهو یکی از صندلی میز ناحار خوریمونو برداشتم واوردم گذاشتم زیره پاهام و اروم سرمو بلند کردم واز پنجره بالای اتاق نگاه کردم دیدم بعلللله...وحید کاملا لخت شده و مینا هم با یه پیراهن تاپ استین کوتاه قرمز رنگ و با شورت هفتی نشسته رو تخت خواب .
    مینا نشسته بود رو تخت خواب و وحیدهم وایساده بود جلوش و مینا داشت همونجوری که با کیره وحید ور میرفت قربون صدقه ی هم دیگه هم میرفتن
    مینا با کمی ماساژ دادن کیر پسر داییم وحید اروم کیرشو گذاشت تو دهنش شروع کرد خوردن و ساک زدن...
    وحید:جوووون اه اه تا تهش بخور...وااای
    مینا هم کیرشو تا ته میکرد تو دهنش هی تند تند عقب جلو میکرد...
    وحید:اخاااخ جووون چه ساکی میزنی تو....فدات بشم من...همش مال خودته....
    مینا هم تند تند با دستش ماساژ میداد و میخوردش...
    که یهویی مینا بلند شد و رفت سمته میز ارایشش یه ژل نرم کننده که واسه سکسمون بود و بر داشت و رفت سمته تخت.ژل داد دسته وحید و خودش هم که کلی ارایش کرده بود رفت لبه تخت خواب خودشو چهار دست وپا کرد و کون بزرگشو قمبل کرد روبه بالا وگفت
    مینا:عزیزم از اون ژل بزن به سوراخم...
    وحید هم هی با کف دست میزد به لپ کونه مینا و صداش میپیچید تو اتاق...
    وحید:جوووون چه کونیه...واای...جااان...جیگرتو...
    جووون...چه کونی بکنم من...نوید کجایی ببینی که زنتو میخوام بگام
    مینا:وحید جوونم بکن بکن که کونم لح لح کیرتو میزنه...
    وحید در ژل باز کرد وبه انگشتاش زد و مالید دمه سوراخ کونه مینا و هی با انگشتش میکرد تو کون مینا در میودرد
    مینا:جوووون...ایییییی...ارومتر...وااای...جرررش دادی...جوون
    وحید: ااااخ که چه کونه تنگیه...واییی چقدر داغ وتنگه...جووون
    یکمی که با انگشت گشادش کرد شروع کرد ژل زد سر کیرش و گذاشت دمه کونه مینا و اروم فشار داد...فشار داد...
    البته بگما کیره وحید زیاد مالی نبود کلفتیش زیاد نبود و کوتاه بود
    خلاصه...فشار داد...اروم اروم که یهو کله کیرش رفت تو و مینا از درد چشماش گرد شد وبا ناله شدید اهی کشید و صورتشو برگردوند سمته وحید و تو چشماش نگاه شهوتی کرد وگفت
    مینا:ااااه ه ه ه....ااااااخ....وااااای.جووووووون...اااه ه...ارومتر بکن ارومتر...گاییدیش...جیگرتو ...بکن بکن...
    وحید هم هی کیرشو بیشتر فشار میداد تو و میگفت
    وحید:جووووون...واااااییی...اووف..اووووف چه کونه تنگیه...ااخ
    وحید در حین فشار دادن کیرش چند تا هم محکم با دست میکوبید رو لمه کونه مینا ...
    منم دیگه راست کرده بودن و داشتم لذت میبردم و کمکم اعصبانیتم فروکش کرده بود...
    خلاصه.
    تلنبه های وحید بیشتر وتندتند شد
    مینا:اخ اخ ووووای..جوووون جووون بکن بکن ...بکن...اووووف..چه کیر داغی بکن....واااای....اه اه اه...کونمو جرش دادی....اه
    وحید:جاااان خوب میکنم...اه اه جووون اره خوبه؟
    مینا:اره....عالی بکن...بکن...جووون
    وحید دیگه کاملا تندتندتند داشت میکرد وصدای تلمبه هاش تو اتاق پیچیده بود و لپهای گنده کون مینا رو گرفته بود تو مشتش ...تندتند میکرد...دستاشو از رو لپ کونه مینا برداشت و موهای مینا که دمب اسبی بسته بود گرفت تو مشتش و موهاشو میکشید و محکم تند تند تلمبه میزد....
    مینا:ااااااه ه ه ه ه...وایییییی
    جووون جووون گاییدش...گایییدش کونمو گایییدش کونی...ارومتر....اررومتر...بکن
    وتلمبه های وحید اروم شد و کیرشو دراورد و مینا هم از حالت چهار دستو پا بلند شد و وحید رو تخت خوابید و مینا هم پیرهن تاپشو و سوتینشو دراورد و جفتشون کاملا لخت شدن...دوباره مینا از ژل دمه سوراخش زد و رفت اروم نشست رو کیره وحید و کیرشو کرد تو کونش و شروع کرد اروم بالا پایین پریدن همزمان بالا و پایین پریدن چند تاهم از هم لب گرفتن...واروم اروم تندش کردن
    وحید:تندتر حال بده...جووون تندتر...
    مینا هم شروع کرد به بالا پایین پریدن و تند تند اون کونه گندشو مینداخت بالا و پایین و کیر وحید رو تا تهش میبلعید...
    مینا:خوبه ...اه اه اه...واااای...جوووون خوبه...؟
    وحید:جاااان...عالیییی..اه اه
    مینا دستاشو گذاشته بود رو سینه وحید و تندتند کونشو مینداخت بالا وپایین...وااای کونش مثل ژله میپرید و لپاش میخورد به هم ....کیره وحید اصلا گم شده بود...
    خلاصه یکمی که...مینا حال بهش داد.که یهو وحید گفت...
    وحید:: ااای ابم دارم میییاد...اییی اخ اخ....اومد اومد...و مینا هم همون طوری خودشو سفت کرد و نشست و وحید تمام ابشو ریخت تو کونه مینا...سکسشون که تموم شد لباساشونو پوشیدن و سرو وضعشونو درست کردن منم رفتم از صندلی پایین و و صندلیرو گذاشتم سر جاش ...کیرم راست بود و دنبال موقعیت بودم واسه خالی کردن....تو اون اوضا حالم خوب نبود....رفتم نشستم رو مبل که بعد از چند دقیقه مینا و وحید از اتاق اومدن بیرون ...تا من دیدن جفتشون ماتشون برد و هاج و واج مونده بودن...وحید که نتونست بهم نگاه کنه و سریع از در خونه زد بیرون و مینا هم اروم اومد نشست بغل دستم .من که همینطوری فقط نگاهش میکردم وزبونم لال شده بود و رنگم پریده بود ...که یهو مینا بهم گفت...اقا نوید...این کاره من جواب کاره خودت بود...به من خیانت میکنی ...خونه تیمی میری؟ جنده خونه رفته بودی؟منم فهمیدم که این داستانارو وحید واسش تعریف کرده...چیزی نگفتم وسکوت کرده بودم...که مینا دوباره گفت سعی کن این اتفاق فراموش کنی ...منم قول میدم دیگه بهت خیانت نکنم...درضمن اگه خیلی ناراحتی برو طلاقم بده.
    خلاصه این داستانها گذشت و من هنوز دارم با مینا زندگی میکنم.و بعداز اون قضیه هم دیگه با وحید رو درو نشدم.
    فقط به یه چیزی اعتقاد پیدا کردم که.میگه:هر تاونی هم تهونی داره یا بهتر بگم...از هر دستی بدی از همون دستم میگیری


    نوشته: نوید

  • 22

  • 81




  • نظرات:
    •   Behzad3213
    • 3 ماه
      • 29

    • بله از هر دست یدی از همون‌دست میگیری
      اگه داستان واقعی باشه‌،باید کون زنت میزاشتی
      چون اون جنده بودنه خودشو با کار تو توجیح کرده
      زنت‌بازم میره میده ایندفعه به یه نفر دیگه


    •   انیگما
    • 3 ماه
      • 8

    • وای وای وای چقد فانتزی کسشعری،داری عووووووووووووووق


    •   mehdi.98
    • 3 ماه
      • 4

    • نوش جون وحید ناکس


    •   nima_rahnama
    • 3 ماه
      • 14

    • این همه وقت گذاشتی ک بگی زنت جنده س؟؟
      خب حالا چکار کنیم ما؟؟
      اکبر، ادمین شیفت شب، اینا همه تقصیر شماس
      شیرم دهنت


    •   shagholoom
    • 3 ماه
      • 8

    • جیگرتو.... انقدر گفتی جیگرته از فردا هرکیو ببینم بهشو میگم اوف جون جیگرتو. جقی بدبخت تر از خودم


    •   MAHDI.Bمهدی
    • 3 ماه
      • 7

    • برو کون پسر داییت بزار


    •   Mexixor
    • 3 ماه
      • 7

    • میخاسته بده دنبال بهونه بوده تو داستانتم گفتی اونروز تو عروسی بهش چشمک میزده و تو کف دوستت بوده زنت.حالام دیده تو رفتی خونه تیمی اونم به این بهونه به دوستت داده (biggrin)


    •   nima_rahnama
    • 3 ماه
      • 16

    • اینایی ک تو کامنت اول میشن جایزه چی بهشون میدن؟؟
      شیر طلایی؟؟
      شیر وانیلی؟؟
      شیر کاکائویی؟؟
      همه موارد؟؟
      (ببخشید بعضی وقتا خوب نمیتونم ک رو تلفظ کنم، ش خونده میشه)


    •   shahx-1
    • 3 ماه
      • 22

    • اقای باهوش هر الاغی میدونه باید شیطنتتو تنها بکنی یا اگر خیلی پایه لازم داری با رفقا. هرگز دست پسر فامیل که یه عمری باهاش چش تو چشی نباید اتو بدی که یه عمر هرچی از خواست از ترس ابرو مجبور باشی قبول کنی....
      یه فیلم از زنت میگرفتی موقع دادن حتی اگر میخواستی باهاش زندگی کنی با همون فیلم میبردیش محضر مهریشو حلال میکرد. پسر دایی کوندتم مجبور میکردی هفته ای یکبار بهت کون بده یا زنشو بیاره برات بکنی. اینقدر خریت تو داستانت بود که حد نداشت..........


    •   lovely_grl
    • 3 ماه
      • 18

    • چ زن‌باحال و پررویی داری تو کلا این مطق بسیار تخمیه و زنت خواسته چندگیشو توجیح کنه ک‌چون‌تو خونه تیمی رفتی اونم این کارو کرده حالا اگه تو دانشمند میشدی اونم‌دانشمند میشد؟


    •   Nasr7070
    • 3 ماه
      • 5

    • خاک بر سر بدون مغزت بکنم ملتو اسکل فرض کردی؟ مگه نگفتی زنت قبلا به یارو چشمک میزد؟ خب قبل از همه این برنامه ها زنت جنده بود ولی فقط وحید لو داده ضمنا قبل از نوشتن توهمات و تخیلات احمقانت یه آبی به صورتت بزن تا خوابت بپره


    •   royaei
    • 3 ماه
      • 4

    • چیزی که عوض داره گله نداره ؛
      هر کاری یه تاوانی داره ؛
      داستانت خوب بود ولی نگارشت یکم ضعیف بود ؛
      وقتی میگی وحید گفت یا مینا گفت چرا دوباره اسم هاشون رو با : تایپ میکنی ؟
      موفق باشی


    •   ronin555
    • 3 ماه
      • 5

    • یه چک بزن تو ساقیت که اینقدر جنس آشغال نده دستت..ضمنأ تازگی دس بزن پیدا کردی چرا؟قبلا با یه به زمین داغ بخوری حل وفصلش میکردی..داعشی


    •   MasihaaAryan
    • 3 ماه
      • 6

    • قشنگ معلومه که فانتزی بی‌غیرتی داری جوری داستانتو گفتی که انگار از نزدیکشون داری سکسشونو تماشا میکنی. خبری از ناراحتی و غیرتی شدنت نبود


    •   general_bu
    • 3 ماه
      • 5

    • زنت خودش کیر خورش بالا بوده ، وگرنه یه آدم حسابی با این حرفا خر نمیشه کون بده


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 3 ماه
      • 6

    • از هردست بگیری از همون دست پس میدی چیزی که عوض داره گله نداره


    •   Zp_mhd
    • 3 ماه
      • 6

    • اگ عقل داشتی از همون صحنه فیلم میگرفتی تا بعدا کون دوتاشون میزاشتی..والا هنوزم ممعلوم نی واقعیه یا ن چون هیچ زنی نیس ک خیلی ریلکس بیاد بگه چون تو کردی منم رفتم دادم یا باس خیلی جنده باشع یا...
      دیس از پهنا تو کون خودتو زنت (dash)


    •   Kosdat
    • 3 ماه
      • 4

    • کیرم دهن کونی بیغیرت بی خایه ات

      حتما جنگ میکردی وحید کونتو پاره میکرد به زنت حتی نگفتی تو کیرم دهنت


    •   1122focker
    • 3 ماه
      • 9

    • زبانت قاصد حرف شد؟؟؟کسکش عن چهره،مگه مجبوری کلمه ای که بلد نیستی رو بنویسی؟زبانم قاصره از این همه کسشر،اوله داستانتم اونقدر حالا حالا کردی حالم بهم خورد،پسر داییت گفت زنت کونه خوبی داره توام گفتی مادرزادیه؟؟؟؟؟خودتو و زنتو پسر داییتو،دختر خالتو،عمه شوهر داییتو،زنه عمو بزرگتو و همسر خاله باجناقتو و همسایشونو باهم گاییدم،ننویس......


    •   bahman2001
    • 3 ماه
      • 7

    • عجب خری هستی تو . حالا که زنتو جلوت گاییدن قانع شدی که حقته چون قبلش خودت رفتی جنده کردی


    •   yavashaki20
    • 3 ماه
      • 8

    • حالا میاری بکنیمش یا میخوای مسخره بازی در بیاری!


    •   سامان.اصف
    • 3 ماه
      • 6

    • بر طبق استدلال تو پس نوید چی قراره سرش بیاد که هم جنده خونه رفته هم زن تو رو کرده؟


    •   زندگی+فانتزی
    • 3 ماه
      • 8

    • الان دیگه همه‌ی ماها رازتو میدونیم و .....


      لطفا باخانمت هماهنگ باش ک تو ورود و خروج دوستان تداخلی پیش نیاد


    •   KING134
    • 3 ماه
      • 4

    • من که نفهمیدم


    •   Taabad
    • 3 ماه
      • 11

    • توروحت...اونجایی که گفتی رفتم تواشپزخونه فکر کردم رفتی کاردی،قمه ای چیزی بیاری...نگو رفتی صندلی بیاری دادن زنتوببینی...خخخ مجدداتوروحت


    •   darya54
    • 3 ماه
      • 7

    • چه زندگی خوبی واقعا!
      زن و شوهر بهم خیانت میکنن،با افتخار تعریف میکنن نه خجالت میکشن ،نه عذاب وجدان دارن.
      اینجا معنی ضرب المثل خدا درو‌تخته رو با هم جور کرده آدم خوب میفهمه.
      حالا واقعا با چه انگیزه ای میتونین هنوز با هم زندگی کنین و تا حالا از هم جدا نشدین؟!


    •   King_winer
    • 3 ماه
      • 4

    • داستانش که کسشره ولی اگه واقعی بود باید از زنش فیلم میگرفت واضح بعدم میرفت داخل هموجوری در حال انجام عملیات دهن جفتشونو میگایید زنگ میزد پلیس بیاد پسررو ببره زنشم بعدا خواست گنده گوزی کنه یه فیلم داشته باشه با سند که نگه میخوای طلاق بدی بده کسخل وایساده دادن زنشو دیده کیرم از عرض تو دهنت


    •   مهران913
    • 3 ماه
      • 4

    • حیف که الان جنوب شدم و از خواب بیدار شدم
      وگرنه یه دست جق حسابی واسه خودت و زنت میزدم!!!
      اگه دوست داشتین میتونین به من هم کس و کون بدید


    •   Heydar2030
    • 3 ماه
      • 4

    • عبدالله.


    •   ali.gh061
    • 3 ماه
      • 3

    • با توجه به لایک ها و دیس ها فعلا شک دارم بخونم یا نه.جدا از اینا خیلی هم طولانی نوشتی.بعد ک مشخص شد چند چند شدن مخالف ها و موافق ها میام هم میخونم و میگم لایک یا دیس...نظرات دوستان رو خوندم مثل همیشه بهتر از متن داستان بود.


    •   Pouya_as
    • 3 ماه
      • 8

    • حالا گیرم با هم زندگی کردین اون زندگی دیگه زندگی میشه یعنی اینقدر بی غیرت و بی وجودی که با اون چیزایی که با چشمات دیدی بازم باهاش بری شب تو رختخواب اینقدر حیوونی که گذاشتی پسره به همین راحتی از اندام زنت حرف بزنه بعد تازه بازم گذاشتی فرداش بیاد عید دیدنی خونت، هیچی هیچی اندازه داستان های بی غیرتی و این لاشیای بی غیرت حالمو بد نمیکنه آدم بی پول باشه بی خونه و بی ماشین باشه شکمشو به زور سیر کنه ولی بی غیرت و بی وجود نباشه


    •   Mehdi4004
    • 3 ماه
      • 4

    • خب داداش از قدیم گفتن ماهی دهنش باز نکنه تو طعمه گیر نمیکنه وقتی گص میکردی حداقل تنها میکردی که اینجوری بگا نری موافق باشی زنتم بجایی ابروداری خوب گذاشت تو کاسه ات


    •   Nikolfidas
    • 3 ماه
      • 6

    • یکی اینو معنی کنه منکه کسخل شدم از بس خوندم ولی نفهمیدم اگه شما فهمیدین توضیح بدین
      عید بود همسرم با خانوادش رفتن مشهد واسه زیارت من موندم خونه مادرم پسر داییم امد خونه مادر مینا همین دلیلی شد که من و همسرم نریم مشهد
      این جاکش کس مگس با اون ضعیفه رفته مشهد یا نرفته


    •   D.koloft25cm
    • 3 ماه
      • 4

    • زر مفت بود __ننتو سگ بگاد ننویس


    •   PUNISHER_IR
    • 3 ماه
      • 3

    • این داستان جنده ی پر رووووو و پسر دایی کس لیس


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 3 ماه
      • 14

    • خل کس با این همه زنگ زدن و جواب ندادن ها و رفتن تا خونه ، به اول برنامه رسیدی؟؟؟
      اگه خر گاییدن هم بود اینقدر طولانی نمیشد که از اول ببینی


      گفتی رفتم تو آشپزخونه ، انتظار برداشتن هر چیزی رو داشتم بجز صندلی !!


      خانواده تون که دور هم جمع میشدن ، مگه از چه چیزی صحبت میکردن که برای مثال اسم زن تو رو می آوردن ؟؟


    •   Hiradirani
    • 3 ماه
      • 3

    • خیلی جالبه تو همه ی این داستان ها طرف بر میگرده خونه کلید میندازه می‌ره تو میبنه در اتاق بسته است بعد حالا از لای دری بالای دری دید میزنه !!!من موندم وقتی دو نفر تو خونه فقط هستن چرا در اتاق و می بندن‌!!! (biggrin)


    •   323Mazda
    • 3 ماه
      • 3

    • پسرداییت درست گفته اسگلی. میشستی ی جقم میزدی?


    •   mardelor
    • 3 ماه
      • 5

    • چه راحت !! یه زمانی خونها بود که ریخته میشد به خاطر ناموس . کیرم تو این نسلی که تربیت کردن .خوب کسکش میرفتی قمبل میکردی جفت زنت که آقا وحید کیرطلا نوبتی یه حالی هم به کون تو بده


    •   Koshti.pars
    • 3 ماه
      • 4

    • نه بابا دمت گرم خیلی
      تو دیگه ته مردای روزگاری دادا یک شات بزن لنگ بندازیم برات
      خب آخه رازتو گاییدم داداش بی رودربایستی مینوشی جماعت زنم جندس وسلام داستان تعریف کردن نداره
      ی مدت زنت رو بفرست نباشه نبینیش والا (biggrin) (biggrin)

      من کسشعر زیاد شنیدم ولی با حفظ سمت بهت عنوان کس مغز ترین رو میدم


    •   Farshidooo
    • 3 ماه
      • 5

    • یه رازیو من بهت بگم همین دیشب که سر کار بودی من زنتو گاییدن حالا امروز دست یه جنده رو بگیر ببر خونت جلوی زنت بکن بهش بگو این به دادن دیشبت سر
      کسخل خان


    •   mohammadaziizii42
    • 3 ماه
      • 3

    • بدبخت کونت زنت گذاشته تو اونوقت راست کردی ،
      غیرت نداشت تو گائیدم تخم سگ


    •   ژوسف
    • 3 ماه
      • 5

    • هر تاوانی تهونی داره?????ضربلمثل جدید از یه بجه کونی که موقع جغ زدن وکون دادن یادش افتاده.بچه ها لطفا یاد بگیرید????


    •   koskholkir.koloft
    • 3 ماه
      • 2

    • کسخلی بی غیرت کیری یه جنده خونه رفتی زن نگفتی ک زنت تازه پررو پررو اومده میگه جواب کار خودته بعدشم کسخل اون وحید میگرفتی باید میگاییدیش کسکش کلاهتو بزار بالا تر


    •   Nikolfidas
    • 3 ماه
      • 3

    • ننه کس اتوبان تهران ، یه DNA بگیری میفهمی اقا اصلیت پسر دایی
      کسکشته


    •   sefilkader
    • 3 ماه
      • 4

    • تو این مواقع قرص آلپرازولام ۰.۵ تجویز میشه !


    •   وب.گرد
    • 3 ماه
      • 6

    • نظر شما چیه؟
      شک نکن اگه بخوام نظر واقعیمو بگم اصلا خوشحال نمیشی!
      دیس.


    •   Scott12
    • 3 ماه
      • 4

    • اگه ازدواج کردم و زنم خیانت کرد هر جفتمون رو میکشم بجای اینکه بیام داستانش رو بنویسم


    •   DrHossein
    • 3 ماه
      • 2

    • بیشعور من جات بودم جفتشونو قیمه قیمه میکردم تیکه تیکه چون طبق قانون این کارو میکردی یه شبم زندان نمیرفتی بی غیرت


    •   Mr.poori
    • 3 ماه
      • 2

    • مسخره بود و دروغ.زنگ زدی هیچ کدوم جواب تلفن ندادن بعد تو اول سکس رسیدی؟؟
      از زیر سکس اومده بیرون نشسته کنارت گفته تلافی کار خودت بود تو هم هیچی نگفتی؟


    •   Tezab2
    • 3 ماه
      • 3

    • کیرم دهنت اوسگل احمق


    •   M.bay
    • 3 ماه
      • 4

    • اقا واقعا جای سوال اون لحظه که زنت رو داشت مگایید واقعا اینقدر بی بخاری که داشتی نگاه میکردی و هیچ کاری نکردی بعدش زنت اومده بیرون اون کون داده تو لال شدی؟؟؟؟خوب همین دیگه ادم بی غیرت همین خیلی فرق بین روشن فکری و بی غیرت بودن


    •   farhad.bi
    • 3 ماه
      • 3

    • باز کس شر و چرت و‌پرت
      زن تو که تازه روز قبل از مشهد اومده بود کی قضیه خیانت تو رو شنید و بهش ثابت شد و تصمیم گرفت جواب خیانت رو با خیانت بده
      چه زود همه چیز جور شد
      واقعا توقع داری باور کنیم؟


    •   nilajooni
    • 3 ماه
      • 5

    • از سه تاتون بدم میاد


    •   Saede0089
    • 3 ماه
      • 4

    • نه ابلحه بیابانی پسرداییت برا مخ زدن زنت تو رو لوت داد


    •   Saeedbigh
    • 3 ماه
      • 2

    • بروو بابا من یه زن اینطوری گیر بیارم بخدا راحتش میزارم همیشه بره بد دیوانه اید که سکس رو محدود میدونید


    •   Plasmid
    • 3 ماه
      • 4

    • عمدا غلط مینوشتی داداش؟
      فیتیش فحش داری؟


    •   hamid30gari
    • 3 ماه
      • 6

    • خب اگه کیر وحید چیزه مالی نبود که دیگه مشکل نداره.
      من یه لحظه فکر کردم کیرش مالیه و دارن بهت خیانت میکنن.مرسی که من رو از گمراهی و جهالت نجات دادی.
      دنبال یه جمله میگشتم تتو کنم رو کمرم همین رو میزنم،
      عالی گفتی هرتاونی هم تهونی داره.
      کمرم رگ به رگ شد.
      دیسلایک ننویس قربونت.
      موفق باشی؛


    •   dr.omidkiani
    • 3 ماه
      • 1

    • خیلی دوس دارم این اتفاق در مورد دوستم با زنم بیفته ولی حیف که نمیشه..


    •   hamid30gari
    • 3 ماه
      • 4

    • فقط یه سوال اونجایی که نوشتی هرچی بیشتر به اتاق خوابمون نزدیکتر میشدم مثه ژله داشتم میلرزیدم یعنی داشتی ارضا میشدی؟
      آخه اینجا هرکی میخواد ارضا بشه میلرزه.
      بعدشم کییییرم دهن وحید که هم با تو اومد کوووس کرد هم با زنت ریخت رو هم سکس کرد.به این میگن معامله برد برد.


    •   amir.m.m
    • 3 ماه
      • 3

    • نظر من مهم نیست. نظر اسلام مهمه که میگه مرد میتونه هرقدر بخواد هرز بپره و زن نهایتش می تونه مهریه شو بگیره خفه شه. خیانتو هم هیچ رقم نمیشه ثابت کرد.


    •   Ramior
    • 3 ماه
      • 3

    • اه اه . واقعا چرند بود .‌تا نصفه خوندم . ننویس دیگه جق بزن فقط :(


    •   pinkford74
    • 3 ماه
      • 3

    • ???بی خایه نجس وایسادی دیدی دارن چکار میکنن کاری نکردی!!!!حرومی ایی دیگه


    •   kokarostam
    • 3 ماه
      • 6

    • دروغ


      یک داسنان مزخرف و تخمی و غیر منطقی. شاشیدم به افکار کثیفت که هنوز زن نگرفتی ولی در خیالت زنت رو زیر پسر دایی کونی خودت خوابوندی تا کونش بذاره و جق بزنی. وقتی کـُس و کون ندیدی، لزومی نداره بیایی اینجا داستان بسازی. شاشیدم توی مخاط بینیت.


      ها کـُ‌کا


    •   kokarostam
    • 3 ماه
      • 4

    • عجیب


      یک مسئله خیلی عجیبه برام، چه لزومی داشت وحید بیاد راجع به خوابش که کونت زنت گذاشته، تعریف کنه؟ هیچ توجیه منطقی نداره، مگر اینکه میخواسته کون خودت بذاره. در ضمن چرا وقتی گفت توی خواب زنت رو از کون کرده یک سیلی بهش زدی ولی وقتی در واقعیت کون زنت گذاشت، جق زدی؟


      ها کـُ‌کا


    •   کوسلیس۲۰
    • 3 ماه
      • 3

    • عرض شود که خاک عالم تو سرت اگر داستانت راست باشه


    •   Shshahvanii
    • 3 ماه
      • 2

    • تو رفتی دیدی زنت میخاد بده فقط تماشا کردی؟؟
      ریدی باو چقدر غیرت داری


    •   amir_3030
    • 3 ماه
      • 2

    • كسمغز بيشعور
      تاوان اوني ك زن شوهردار بكني
      مجرد و جنده كردن ك تاوان نداره
      رنت جنده بوده اونم ي جنده حرفه اي
      كيرم تو مغز كيريت


    •   sexybala
    • 3 ماه
      • 1

    • کم کسشعر بگو هر روز بگو


    •   Silver_cat
    • 3 ماه
      • 2

    • تا اونجایی خوندم که نوشته (منم دیگه راست کرده بودن و داشتم لذت میبردم و کمکم اعصبانیتم فروکش کرده بود...)
      ینی واقعا همچین آدمی هم پیدا میشه؟ حیوونا هم رو جفت خودشون غیرت و حسادت دارن...


    •   Vashkin
    • 3 ماه
      • 2

    • خونه تیمی رفتنو جنده زدن کجا ، زنت جندگی کنه کجا؟؟؟؟
      به زنت بگووو قبول نیست بره خونه تیمی بده به وحید چرا داده فقط.... (dash)


    •   mosiorosi33
    • 3 ماه
      • 2

    • خوب خودتم میرفتی داخل اتاق با وحید دوتایی میکردینش از کون و کوس ???


    •   stone sour
    • 3 ماه
      • 2

    • چاقال اینهمه کس گفتی کس و کون زنتو آوردی وسط که اینو بگی
      دیسسسس


    •   iman.shahvanii
    • 3 ماه
      • 2

    • زنت جندست داداش،،فکر نکن بخاطر خونه تیمی رفتنتون تلافی کرده اون قبلاً به پسرداییت پا داده بود،،چقدر کونت سوخت دیدی خودت تاالان بیعرصه بودی ونتونستی از کون بکنیش اونوقت پسرداییت زنتو از کون گایید،،تو و امثال تو عابروی هرچی مرده با عملکردشون بردن


    •   Mj6633
    • 3 ماه
      • 2

    • حال ندارم ناموست و ببرم زیر کیر کوس کش زنت و میکردن صندلی گذاشتی نگاه کردی دنبال جق زدنم بودی کیرم تو خانواده ات که تورو پس انداخته انصافا با کیا شدیم 80 ملیون


    •   zoj.sexii
    • 3 ماه
      • 2

    • دیوث تو دورهمی خوانوادگی میشین راجع به کون زن تو حرف میرنن فک فامیل؟کیر اسب عربی با رونالدو و علی دایی تو کونه جیقت دیوص.


    •   حاج.دولدار
    • 3 ماه
      • 2

    • والا زنت جنده بوده
      دنبال بهونه بوده
      خودت رو الكي توجيه نكن


    •   bn1380
    • 3 ماه
      • 2

    • دیس ۵۷ تو کونت
      کس ن.نه خیانت نویسا


    •   U1300
    • 3 ماه
      • 3

    • من اصلا داستانتو نخوندم . ولی از روی تیترش میشه گفت کاندیدای کصخل ترین نویسنده ی سایتی :/ اخه پلشت با یه راز یه نفر اومد زنتو گایید . اگه هم فرض کنیم حقیقت داره این حاصلش یه عمر افسردگیه نه افتخار که بیای اینجا تفت بدی . ادمین سایت . برادر . خواهشا به کیر ما احترام بزار


    •   korosh508
    • 3 ماه
      • 3

    • بی تعارف زنت جنده هستش که تو عروسی به اقوامت چشمک میزنه . کس کردن دونفری تو و پسر دایی یه کار از قبل هماهنگ بین اون و زن جندت بوده برای آتو گرفت و بی عرضه بودن تورو هم می دونستن که هیچ گوهی نمی خوری حتی اگه جلو چشات سکس کنند .احمق اون داره همچنان به پسر دایی از پیش و پس می ده تو هم خرج زندگی کثافتشو می دی برو بمیر.


    •   عاشق_تپلا
    • 3 ماه
      • 2

    • ایطور ک تو دقیق ضبط کردی دوربین نمیکرد, خاک تو سر کسی ک زنه توعه جقول میشه


    •   ld2
    • 3 ماه
      • 2

    • آخه کونی . زنت انقدر زودباوره هرکی بره بهش بگه با شوهرت رفتم کس کردم پس‌تو هم بیا تورو بکنم بگه اه باشه بیا بکن ؟
      بعد تو نمیتونستی بگی اون کسکش الکی گفته کی میگه من رفتم خونه تیمی؟
      یعنی وقتی داستان رو سرهم کن که خون توی مغزت باشه ته تو کیرت .
      کیرم تو فرق سرت کسخل با این داستان سرهم کردنت. جنده اسم زن خیالیتو عوض میکردی حیفه این اسمه. کله خر


    •   ld2
    • 3 ماه
      • 2

    • موندم بعضیا هنوز کیر خودشونم درست و حسابی تماشا نکردن میان داستان نویسی میکنن. فازتون چیه اخه. بیا داستان بخون . حتما باید بنویسی ؟ که انقدر کسشر بنویسی اخه


    •   cowboys74
    • 3 ماه
      • 1

    • خاک تو سرت ، چقدر برات خوشحال شدم ، گفتم وقتی رسیدی هنوز شروع نکردن ، منتظر بودم بری داخل ، جررشون بدی ؟؟؟؟ خاک عالم ، تو سرت بیغیرت ، زنت بهت گفته اگر دلت نمیخواد طلاقم بده ، یعنی بازم میررر میدم تو هیچی گوهی هم نمیتونی بخوری


    •   regaro8
    • 3 ماه
      • 1

    • خب اینطوریه بده ماهم یبار بکنیمش


    •   mrchicco
    • 3 ماه
      • 1

    • حال نکردم دیسلایک


    •   konjerdeh
    • 3 ماه
      • 1

    • کاملا موافقم، نباید میرفتی جنده خونه ولی اینکه خانمت به پسر داییت کون بده درست نیست کاری که شما کردی به یکبار دادن خانمت جبران نمیشه باید اونقدر کون میداد که پزشک قانونی نتونه تشخیص بده گاییده شده یادینامیت براش شیاف کردن تا تو دیگه جنده خونه نری و بجای اونجا رفتن هرروز بشینی و قسمتی از سوراخشو وصله بزنی، مرد حسابی اگه داستانت واقعی بوده باشه که خداروشکر نیست این مادرزاد کونی بوده نه اینکه مادرزاد کونش بزرگ باشه قبل از طلاق دادنش برو پسرداییتو از دم کیر خودشو و جدوآبادشو رد کن بیچاره فقط هول نشی عمه شم بگیری بکنی هااا مراقب باش عنه اش مادر خودته


    •   khoshkon
    • 3 ماه
      • 1

    • با کوس شعر کم بگیل مثنویم ننویسید اه


    •   Hajifiroozzzz
    • 3 ماه
      • 1

    • کیرم پس کله ت کسکش ینی از سکس با محارم بدتر این بی ناموسایین ک فانتزی دارن جلوشون زنشونو بگان ?


    •   King_hesam
    • 3 ماه
      • 1

    • کلاريده شده به همه چي
      همه چي داره عادي ميشه
      خيانت زن وزندگي باهاش
      سکس بامحارم
      انواع واقسام فانتزي هاکه توخابمونم نميديديم


    •   saberzed
    • 3 ماه
      • 1

    • دوست عزیز
      ساقی خود را در اسرع وقت عوض بفرمایید
      با سپاس


    •   shoofooljoon
    • 3 ماه
      • 1

    • دوست عزیز
      اولا دخترخاله تو با پسر داییت نسبتی نداره؟؟؟؟
      دوما زبان معمولا قاصر میشه نه قاصد!
      سوما کس گوییت در حد لالیگاست اینجا در حد تو نیست


    •   Jeefri
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • از مرد بي غيرت اونم رو زنش بدم مياد حس بدي بهم مي ده همين آقا فردا به دخترش مي گه موهات از روسري نزنه بيرون كه آقا غيرتيه
      تف تو ذاتت تف تو قيافت تف تو شرفت


    •   اشی۸۵مشی
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • به واقعی بودن بیشتر نزدیکه تا به کوصعه شعر بودن.


      ولی در هر حال
      باز هم جق با روغن مخصوص سوراخ حادثه آفرید.


    •   aminamiry2010
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کاشکی زن منم میکرد اوددددف


    •   بردیا128
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • یه روز یکی از دوستانم در مورد خلاف کردن و خلاف کارها باهام صحبت میکرد (خدا رحمتش کنه سرطان کبد گرفت و دار فانی رو وداع گفت) / دوتا از انگشتای دستش رو رو به روم گرفت و گفت این چندتاست من که فکر کردم میخواد اون بازی سرکاری هفت تاست نه دوتاست رو دربیاره گفتم حالش رو ندارم اما این دوتاست خندید و گفت نه این 11 تاست وقتی تعجب من رو دید گفت منظورم تو هر کاری که قراره یه جورایی رفتار ممنوعه تو باشه قراره کار غیر عرف و غیر عادت تو باشه و خلاصه اگر قراره برات مثل یه راز باشه این دوتا میشه 11 تا ثل توی خلاف کردن حالا هر خلافی که باشه / اگر یه وقت با یه نفر توی اون کار همراه شدی مطمئن باش دیگه اون نیست که رازت رو میدونه حداقلش اینه که 11 نفر رازت رو میدونن / حالا حکایت تو هست دوست عزیز آدمی که متاهله اول از همه که من درک نمیکنم چطور به جای این که با همسرش درباره علایق و نیاز های سکسیش حرف بزنه و بگه چه چیزایی رو دوست داره که تو سکس انجام بده و بعد نتیجه رو ببینه چی میشه خیلی سریع به این فکر می افته که بره با یه نفر دیگه اون ها رو تجربه کنه حالا بر فرض این که این امر هم اتفاق افتاد کدوم آدم عاقلی با یه نفر دیگه میره سراغ یه همچین کاری که خواه نا خواه یه روزی رازش میشه بزرگترین نقطه ضعفش و راز دار یا راز آگاهش هم میشه بزرگترین دشمنش / کاری هم به راست و دروغ بودن داستانت ندارم اما به محتوای داستانت کار دارم که مطمئنا یه روزی اون پسرر داییت یه کاری دستت میداد و از این رازت سو استفاده میکرد که در این داستان سو استفاده از همسرت بوده


    •   zanbory
    • 1 هفته
      • 0

    • بیغیرتی کاملا مشخصه کونییی طرف داره میگه کون زنت اینجوریه درجا باید جرش میدادی ..بعدا میری بالای صندلی دادنشو نگا کنی ..کسخول...لایک و میدم و پسرداییت و زنت


    •   Mn13482000
    • 3 روز،12 ساعت
      • 0

    • یکی بیاد لمه و اعصبانیت را برامون معنی کنه تمام بر و بچ شهوانی از خجالت زنت دربیان خو ننویس ننه کونی داشتی سکس زنتو میدیدی و نمیدونستی کجا خالی کنی ولی بعد که امدی بیرون به زنت اخم کردی . بابا شماها نطفه تون در زمان پریود ننه تون منعقد شده ،خوک با اون خوکیش ماده شو نمیتونه جلو چشماش سوار بشه بعد زن شمارو جلو چشماتون میگان عین خیالتون نیست؟بابا ایولله


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو