داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

راز پنهان (۲)

1399/05/17

...قسمت قبل

فصل 3 و 4

فصل سوم

مریم خودش سیگارارو برا همه روشن میکرد! ی پوک میزدو میداد دستمون!
همه سمت رو تخت ولو بودیم
من پایین تخت بودم، فرزاد کنارم، کنارش مونا و بعدم سمیرا و امیر!
فرزاد چرخیده سمت منو پشتش ب بقیه بود. ی عالمه بوسم می کرد و ازم تشکر می کرد بخاطر اونشب!
امیرم دست انداخته بود لای کوس سمیرا و میمالیدش
مریم سیگارا رو که داد بهمون و بعدم اومد کنار فرزاد و مونا دراز کشید.
همه دوباره دوتا دوتا مشغول شده بودیم
فرزاد داشت ممه هامو میخورد
مریم و مونام لب بازی می کردن
امیرم نشسته بود و دید میزد بقیه رو کون سمیرا رو براش ماساژ می داد.
تکونای مریم پشت فرزاد زیاد شده بود و کونشو هی میمالید به فرزاد! اونم منو محکم بغل کرده بود ولی حواسش به پشت بود، میخواست ببینه پشتش چ خبره!
چرخیدو ب پشت دراز کشید ک بتونه اونورم دید بزنه!
مونا هی ممه های مریمو میخورد و کوسشو براش میمالید تا اونم ارضا بشه ولی مریم انگار هی از دستش فرار می کرد.
منم برا اینکه حواس فرزادو بیارم سمت خودم، شروع کردم خوردن گوشاش! آروم گردن و گوشاشو میک میزدم.
فرزاد ی دستشو گذاشته بود زیر سر من، ی دستشم زیر سر مریم برده بود و لز کردنشونو نگاه می کرد!
یکدفعه مریم پشتشو کرد به مونا و چرخید سمت فرزاد و به مونا گفت از پشت بغلش کنه و ممه هاشو براش بماله!
مونا خودشو چسبونده بود کامل به مریمو نوک سینه های مریمو میمالید!
امیر به سمیرا گفت توام از پشت مونارو بغل کن و ممه هاشو بمال
مریم هی خودشو بیشتر از قبل میچسبوند به فرزاد و تا جاییکه که دیگه ممه هاش چسبیده بود به پهلوی فرزاد و دست مونا ب بدن فرزاد میخورد. مریم هی بدنشو تکون می داد و ممه هاشو میمالید به بدن فرزادو کونشو به کوس مونا!
مونا سفت تر میمالید ممه های مریمو، مریمم تو بغل و گوش فرزاد آخ و اوخشو راه انداخته بود!
امیرم کیرشو چسبونده به در کون سمیرا و کم کم داشت فشار میداد توی کونش و سمیرا هر چقدر دردش می گرفت، ممه های مونارو بیشتر و محکم تر فشار می داد!
منم اومده بودم رو سینه فرزاد و همچنان گردن و سینه هاشو میخوردم براش! کامل اومدم رو فرزاد و سرمو بردن سمتی که مریم بود تا اونور گردنشو براش بخورم!
داشتم آروم آروم گردنشو لیس میزدم که یدفعه مریم سرشو آورد نزدیک و شروع کرد لب گرفتن از من توی بغل فرزاد! وقتی لبامو میخورد ی عالمه صدای ملج و ملوچ در میورد و هی بیشتر ممه هاشو فشار میداد به فرزاد و مونام هی بیشتر خودشو فشار میداد به مریم!
منو مریم حسابی لب بازی میکردیمو زبون تو زبون هم بودیم
فرزاد از دیدن ما حسابی حشری شده بود و صورت منو کشید سمت خودشو شروع کردن خوردن لبای من، بعد منو ول کرد و شروع کردن خوردن لبای مریم! هی لبای منو میخورد بعد لبای اونو!
من کامل رو فرزاد خوابیده بودم و امیرم کیرشو تا ته کرده بود تو کون سمیرا و ما رو نگاه می کرد و هی میگفت اوووف! جوووون!
مونا که دید مریم سمت ما اومده و مریم زیاد محلش نمیکنه، چرخید سمت سمیرا! پاشو گذاشت لای پای سمیرا! سمیرا پاهاش بیشتر باز شد و کیر امیر بیشتر رفت تو کونش!
مونا ممه اشو گذاشت دهن سمیرا و با امیر لب تو لب شد!
مریم نیمه بلند شده بود و ی پاشو انداخته بود روی پای فرزاد و کوسشم میمالید بهش! فرزادم محکم گرفته بودش و هی فشارش میداد به خودش!
منم نیمه خم رو شکم فرزاد بودم و مریم داشت ممه هامو می خورد!
منم کوسمو میکشیدم ب شکم فرزاد و عقب و جلو میکردم کوسمو رو شکمش!
مریم یکم دیگه ممه هامو خورد، من دیگه خیلی حشری شده بودم!
صدای آخ و ناله سمیرا میومد و هی وسطش میگفت جوون! تندتر بزن عشقم!
منم دلم کیر میخواست! امشب بهم کیر نرسیده بود!
امیر داشت دارکوبی و محکم تو کون سمیرا تلمبه میزد و اونقد حشری شده بود که گردن مونارو هم گرفته بود و فشار میداد!
کوس من داشت له له میزد و دیونه ام میکرد
کوسمو چرخوندم سمت دهن فرزاد و اونم شروع کردن خوردن کوس خیسم!
مریمم از کنار فرزاد بلند شد و نشست کنار پاهای فرزاد و کیرشو گرفت دستشو شروع کرد مالیدن کیرش و چند دیقه بعد ی تف انداخت روشو دوباره شروع کرد مالیدن!
دهن من نزدیک کیر فرزاد بود و مریم همین جور که کیر اونو میمالید بعضی وقتا از منم لب میگرفت!
بدجوری حشری شده بودم و مست! یبار با خوردن کوسم ارضام کرده بود ولی ول کنم نبود هنوز و بازم میخورد!
کیرش راست راست شده بود و انگار داشت منفجر میشد!
منم سر مریم ک داشت با کیرش زبون بازی میکردو گرفتمو فشار دادم رو کیرش!
سمیرا ارضا شده بود و امیر داشت کاندوم میزاشت که بره سراغ مونا!
مونا و سمیرا ب پهلو و 69 خوابیده بودن و سرشون لای پای هم بود!
امیر کاندوم گذاشته بودو آماده بود!
کیرش تقریبا 16 سانت بود و تقریبا کلفت بود. مونده بودم سمیرا به این کوچولو موچولویی به این کون میده!
سمیرا سفید و بور بود. قدش 160 و لاغر بود! ممه هاشم 70 بود! موهای خیلی بلندی داشت تا نزدیکی کونش.
سمیرا و مونا دوتایی کوس همو میخوردن که امیر اومد خوابید کنار مونا، کیرشو مثل وقت لاپایی میمالید به کوس مونا و از اونور کیرش میخورد به دهن سمیرا!
اینقد کیرشو مالید ب کوس مونا و دهن سمیرا که کامل راست راست شد و بعدم یدفعه ای فشارش داد تو کوس مونا و شروع کرد آروم تلمبه زدن!
فرزاد یبار دیگه با خوردن کوسم ارضام کرد. من همچنان سر مریمو فشار میدادم رو کیر فرزاد و ول می کردم و مجبورش میکردم تا ته کیرشو بخوره!
بعد بار دوم که ارضا شدم من بلند شدم از رو فرزادو سر مریمو ول کردم ولی اونقد بالا بود که همچنان ساک میزد.
تموم آب کمرم کشیده شده بود! بلند شدم برم دستشویی و آب بخورم. مریم دیگه ساک زدنو ول کرد و اونم بلند شد رفت سر کیفش و ی ژل در آورد و شروع کرد مالیدنش به کونش و یکمم مالید به کیر فرزاد و نشست جای منو کوسشو گذاشت دهن فرزاد و گفت کوسشو بخوره و کونشو انگشت کنه تا جا باز کنه!
فرزاد کوسشو میخورد و ی انگشتشو کرده بود تو کونش تا جا باز کنه!
من برگشتم تو اتاق، فرزاد مشغول کوس خوردن و انگشت کردن مریم بود و مریمم براش حسابی آه و اوه می کرد!
امیر دیگه داشت ارضا می شد! به مونا می گفت بسه یا بازم دلت میخواد بکنمت؟
مونا: جوونم! بکن بکن…
امیر: جنده خانومو ببینا!
و محکم زد روی کون مونا و کمرشو گرفتو محکم تر شروع کرد تلمبه زدن!
سمیرا و مونا همچنان 69 بودن و با اینکه سمیرا ارضا شده بود ولی مونا ولش نمی کرد و سفت گرفته بودش!
مریم با خوردن ارضا شده بود و دوتا از انگشتای فرزاد تا ته توی کونش بود و کونش حسابی جا باز کرده بود! از روی فرزاد بلند شد و ی بوس از لبای پر از آب کوس فرزاد کرد! تازه متوجه من شد که کنار میز آرایش وایساده بودمو نگاشون می کردم.
امیر و مونا ارضا شده بودن و مونا پاشو از دور سر سمیرا باز کرده بود و ولو شده بود رو تخت و ی لبخند رضایت رو لباش بود!
مریم رفت سراغ کیر فرزاد و ی تف انداخت روی کیرش و با دستش پخشش کرد رو کیرش و بعد کیرشو تنظیم کرد روی سوراخ کونشو نشست روش! تو همون حال ک داشت میشست رو کیرش بهم گفت فاطی چرا وایسادی اونجا؟ بیا پیشمون!
آبو گذاشتم روی میز و رفتم کنارشون! مریم نشسته بود رو کیر فرزاد و منتظر بود یکم جا باز کنه و آروم داشت عقب جلو میکرد!
فرزاد بهم گفت ممه میخواد! منم همون جور که کنارشون رو تخت نشسته بودم خم شدم روش و ممه امو گذاشتم دهنش! مریم شروع کرد بالاپایین کردن رو کیرش…
اونور بچه ها همه ارضا شده ولو شده بودن رو تخت! امیر یدفعه از جاش بلند شد و افتاد به جون مونا و شروع کرد گاز گرفتنش و بهش میگفت لعنتی کمر نموند برام، چرا تو ارضا نمیشدی آخه!!
مونام میخندیدو میگفت بدبختا من سه بار ارضا شدمو رو نکردم!!
اینو که گفت سمیرا حسابی شاکی شد و اونم افتاد رو مونا و ممه اشو ی گاز محکم گرفت! امیرم کون مونارو گاز می گرفت! گازش می گرفتن و میخندیدن و مونا جیغ و داد میکرد!
مریم همچنان رو کیر فرزاد بالا پایین میکرد! خیلی حرفه ای بود! همزمان با بالا پایین کردن ی چرخش هم ب کونش می داد!
فرزاد حسابی دیونه شده بود از کارای مریم! ممه ی منو ول کرده بود و کون مریمو گرفته بود و هی میزد رو کونش! محکم میزد رو کونش! کل کونش قرمز شده بود…
نزدیک ارضا شدن فرزاد بود و خودشم کمک مریم میکرد و کونشو فشار می داد رو کیرش! اینقد محکم میکوبیدش رو کیرش که انگار میخواست تخماشم بکنه تو کونش!
من نشسته بود و نگاه می کردم که آبش اومد! اینقد شدید ارضا شد ک پاهاش میلرزید موقع ارضا شدن! آبشو کامل خالی کرد تو کون مریم! و مریمم بلند نمیشد از رو کیرشو همون جوری خوابید رو فرزاد!
همون جوری که نفس نفس میزد به فرزاد گفت فک نمیکردم همچین کمری داشته باشی!
فرزادم خندیدو گفت توام خوب کونی داری خدایی! خیلیم حرفه ای کون میدی عوضی!
کیر فرزاد که تو کونش خوابید از روش بلند شد و رفت دستشویی!
منم دستمال آوردمو کیرشو تمیز کنم!
با اینکه مریم کون داده بود اصلا کثیف کاری نشده بود و فقط یکم ته مونده آب فرزاد رو کیرش مونده بود!
کیرشو تمیز کردم و رفتم توی بغلش!
محکم بغل کرد! محکم محکم… ی عالمه بوسم کرد! منم ی عالمه بوسش کردم!
اینقدر محکم گرفته بودم که نمیتونستم تکون بخورم!
امیر: بچه ها پاشید دیگه بریم بخوابیم! من که فک کنم ناقص شد کمرم… بدجور جوگیر شدم امشب!!
بعدم دست سمیرا رو گرفت و ی شب بخیر به ما گفتن و رفتن تو ی اتاق دیگه بخوابن!
مونا رو به امیر: آره جون خودت! من تو رو میشناسم! تا یبار دیگه نکنی خوابت نمیبره! الانم داری میری برا سومی!! برید تک خورا!
مونا اینارو گفت شروع کرد بلند خندیدن و رو به ما گفت امشب من امیرو گاییدم ب جا اینکه اون منو بگاد!
امیر ی فاک به مونا نشون دادو رفتن بیرون از اتاق! مریم از دستشویی اومد و دید منو فرزاد تو بغل همیم و مونام تنها نشسته رو تختو سیگار میکشه و امیر و سمیرام نیستن…
مریم سراغ بچه هارو گرفت و مونام گفت رفتن بخوابن لاشیا! و بعد به مریم گفت بیا ماهم بریم بخوابیم!
مریم: کجا بریم؟ من حوصله ندارم برم ی جا دیگه بخوابیم! همین جا با بچه ها بخوابیم دیگه!
مونا: یعنی نمیخوای دوتایی باشیم؟
مریم: نه بابا، همین جا همه با هم میخوابیم!
بعد رو کرد به ما و گفت: میخوام مراقب این دوتا باشم بدون ما ی وقت حرکتی نزنن!
بعدم اومد وسط ما و گفت: من اصلا وسطشون میخوابم! من اصلا به اینا اعتماد ندارم!
فرزادم با خنده هی به مریم میگفت تو غلط میکنی! گمشو اونور! کونت میزارم دوباره ها!
بالاخره من و فرزاد اینور تخت خوابیدیمو اون دوتام یکم اونورتر!
فرزاد گفت بچه ها سیگ الوداع رو هم بکشیمو بخوابیم!
مونا که سریع خوابش برده بود!
فرزادم منو سفت تو بغل گرفته بود و کلا زود خوابش می برد! الانم خواب خواب بود، از ریتم نفس کشیدنش میفهمیدم! ولی من خوابم نمیبرد! چشمام کامل بسته بود ولی از خواب خبری نبود!
ی ربعی گذشته بود! همه جا ساکت بود و همه خواب!
من پشت ب فرزاد تو بغلش خوابیده بودم
کنارمم با یکم فاصله مریم بود و کنارشم مونا…
مونا قبل اینکه خوابش ببره کامل، محکم مریمو بغل کرده بود ولی الان ک خوابش برده بود فقط دستش رو مریم بود!
اتاق تقریبا تاریک بود فقط نور از توی حیاط یکم میومد تو!
حس کردم مریم داره تکون میخوره و آروم آروم از تو بغل مونا اومد بیرون و کم کم خودشو کشید سمت ما! آروم میومد که ما بیدار نشیم!
فرزاد خواب خواب بود، از کم شدن فشار دستش که محکم گرفته بودم معلوم بود! ی دستش زیر سرم بود و اون یکیم روی ممه ام گذاشته بود، ی پاشم روی پام بود!
حس می کردم مریم خیلی بهم نزدیک شده ولی نمیخواستم چشمامو باز کنم! میخواستم ببینم چیکار میکنه! اونم اومدو کامل چسبید بهم!
خیلی آروم چسبید بهم که یوقت بیدار نشم!
نوک ممه هاش چسبیده بود به ممه هام!
یجوری شدم! خیلی جلوی خودمو گرفتم که چشمامو باز نکنم
بازم نزدیکتر شد بهم
ممه هامون کامل فشرده شده بود تو هم!
بدنم داغ شده بود
نفساشو حس می کردم تو صورتم
انگار مریم خودش متوجه شد که شاید نفساش بیدارم کنه یا به هر دلیل دیگه ای، یکم سرشو بالا گرفت و بازم اومد نزدیکتر!
بدنش کامل بهم چسبیده بود و منم خیلی حشری شده بودم
چشمامو باز کردم که منم بغلش کنم و یکم لز کنم باهاش!
ی خاصی بود! نمیدونم چرا اینجوری شده بودم! لز زیاد کرده بودم ولی اینجوری یواشکی و تو این حالت و موقعیت، ی حس عجیبی بهم می داد!
چشمامو باز کردم و لبخند روی لبم بود
سرمو آروم آوردم بالا که بفهمه بیدارمو لباشو بخورم!!

فصل چهارم

سرمو بلند کردمو دیدم زل زده به فرزاد!
اول فک کردم داره نگاه میکنه ببینه بیداره یا نه! ولی اون آروم آروم خودشو یکم دیگه کشید بالا و لبای فرزادو بوس کرد!
انگار آب یخ ریختن روم… بدنم شل شد یهو!
چشمامو بستم دوباره
اونم دیگه کاری نکرد ولی دستش دور گردن فرزاد بود و ممه اش تو صورت من
کلا حس تنفر پیدا کردم بهش
ی چند دیقه تحمل کردم که نفهمه من بوس کردنشو دیدم و آروم شروع کردم تکون خوردن که مثلا الان از فشار بدن اون بیدار شدم
مریمم سریع خودشو جمع کرد
جالب بود که فرزاد بیدارم نشده بود!
مریم رو به من: آخ عزیزم بیدارت کردم؟ دلم بغلتو خواست یدفعه، اومدم بغلت کنم!
منم دهنمو کج کردمو گفتم مطمئنی میخواستی منو بغل کنی؟
مریم صورتشو آورد نزدیک صورتمو ی ماچ از لبام کردو گفت آره مطمئنم! ولی ایتقد فرزاد محکم بغلت کرده بود که نشد بغلت کنم! منم رفتم نزدیکش که ببینم بیداره یا نه! دیدم خوابه خوابه بیچاره! دلم نیومد بیدارش کنم، لبش ی بوس کردم آروم که شاید بیدار بشه و بهش بگم دستشو از روت برداره که متاسفانه بیدار نشد!
از صدای ما فرزاد بیدار شد و گفت چرا اینقد حرف میزنید شما! خواب ندارید…
مریم: میشه فاطیو بهم قرض بدی؟ دلم میخواد بغلش کنم
فرزاد: باشه ولی یکما! تمومش نکن! اون مال منه فقط!!
کلی خوشحال شده بودم من! ولی بدجوری دلم ریخته بود پایین!
مریم محکم بغلم کرد و میخواست منو از تو بغل فرزاد بکشه بیرون! ولی فرزادم سفت گرفته بودمومیگفت نه! بغلش کن ولی تو بغل من!!
فرزاد یکم خودشو کشید عقب تر تا دست مریم بیاد پشتمو بتونه بغلم کنه! بعد خودش دوباره چسبوند بهمون و دستشو انداخت دور جفتمون…
مریم منو سفت بغل کرده بود و نوک ممه هاشو چسبونده بود به ممه هامو هی می مالیدشون به ممه هام!
مریم: فرزاد من می خوام ی عالمه شیطونی کنم، بعدا نگی نزاشتی بخوابما!!
فرزاد: نه نمیگم، هر کار میخوای بکن! ولی نباید فاطی از بغل من بره بیرون…
مریم: باشه خودت گفتیا!!
منم کلا لال شده بودم، دیگه حسمم پریده بود. مریم شروع کرد لب گرفتن و ممه بازی… . ی عالمه تو بغل فرزاد ممه های منو خورد! منم برا اینکه ناراحت نشه ممه هاشو میخوردم!
کم کم حس شهوت گرفتم! مریم ممه هامو میخورد منم گردنو گوششو!
فرزاد بیدار بودو مارو تماشا میکرد و حالشو میبرد! عشق کرده بود من اونجوری تو بغلش اه و ناله میکردم!
مریم بعضی وقتا انگشت منو میکرد دهنشو شروع میکرد میک زدن!
فرزادم این وسط یکم ممه های منو میمالید یکم ممه های اونو… در کل هرچی میومد تو دستش میمالید!!
منو مریم کامل بالا بودیم! مونام خواب خواب…
دست مریمو گرفتمو گذاشتم رو کوسم!
کوس خیس خیس بود! اونقد خیس ک تا بالای کوسم خیس شده بود…
دست مریمو گذاشته بودم رو کوسمو خودم دستشو رو کوسم تکون میدادم!
وااای فوق العاده بود…
مریمم کم کم خودش دستشو رو کوسم تکون میدادو کوسمو میمالید!
من هی دستشو میزاشتم بالای کوسم ک چوچولمو بماله ولی اون هی دستشو میبرد پایین و میزاشت دم سوراخ کوسمو میخواست ببرتش تو کوسم!
نور از بیرون کامل افتاده بود رو بدنمون…
مریم انگشتشو گذاشته بود دم سوراخ کوسمو یکم فشار میداد انگشتشو تو و میورد بیرون دوباره!
مریم دستش تو کوس منو نگاش به فرزاد بود!
فرزادم از دیدن ما و این صحنه حسابی حشری شده بود!
مریم دستشو از تو کوس من درآورد و کرد تو دهن فرزاد…
منم افتاده بودم به جون ممه های مریمو حسابی می خوردم براش! با دست محکم ممه اشو گرفته بودمو میخواستم همشو بکنم تو دهنم!
مریم دستشو از دهن فرزاد در آورد و دوباره کرد تو کوس من! و شروع کرد با دست کردن من…
کیر فرزاد کامل راست شده بود و اونم کرده بودش لای کونم کیرشو!
مریم دوباره دستشو از تو کوسم درآورد و ایندفعه کرد تو دهن من…! منم عین وحشیا آب کوس خودمو لیس میزدم و میخوردم!
خیلی حشری بودم… فقط میخواستم ارضا بشم!!
کیر فرزادم هی از پشت بهم فشار میورد!
یدفعه از وسطشون بلند شدم و اومد سمت کیر فرزاد!
امشب اصلا کیرش ب من نرسیده بود!
کیرش راست و بودو آماده ی آماده…
ب فرزاد گفتم بلند شو! کوسم کیرتو میخواد
اینو گفتمو سریع روی تخت داگی شدم!
مریم میگفت باید منم بکنیا! یجوری تنظیم کن که بتونی جفتمونو ارضا کنی!!
فرزاد ب مریم گفت اوکی. بخواب نزدیک لبه تخت و سرتو آویزون کن ازش
به منم گفت رو مریم 69 بشم!
من خوابیدم رو مریم! کوسمو گذاشتم نزدیک دهنش!
فرزادم بلند شد و اومد لب تخت
کیرشو آورد نزدیک کوس منو دهن مریم!
مریم داشت کوس منو لیس میزد و منم کوس اونو!
فرزاد کیرشو گذاشت دم کوس من
مریم خوردن کوس منو گذاشت کنار و کیر فرزادو گرفتو کرد تو دهنش…
فرزادم دستاشو گذاشته بود رو کون منو کیرشو بیشتر فشار می داد تو دهن مریم!!
کیر از رو کوس من سر میخورد و می رفت تو دهن مریم! و این خیلی حشریش کرده بود
هی کیرشو می کرد تو دهن مریمو دوباره از اول! و هی میزد رو کون منو جووون جووون می کرد!
از سرو صدای ما مونا هم بیدار شد
نشست رو تخت خوابالو…
آفتاب در اومده بود و افتاده بود تو اتاق و اتاق کامل روشن شده بود!
مونا: لعنتیا بازم دارید میکنید!!! خسته نشدید شما!
اینو گفتو دوباره ول شد رو تخت و خوابید!
فرزاد کیرشو تا ته میکرد تو دهن مریم!
کیرش تا ته ته ک رفت تو دهنش، دهن مریمو با دست محکم گرفت که کیرش بمونه تو دهنش!
مریم هی اوق میزد ولی کیر هنوز تو دهنش بود تا ته!!
بعد چند ثانیه دهنشو ول کرد و کیرشو کشید از دهنش بیرون و کرد تو کوس من و شروع کرد تلمبه زدن!
تند تند می کرد تو کوسم ولی خبری از اومدن آبش نبود! مریمم قبلش ی عالمه براش ساک زده بود ولی از ارضا شدنش خبری نبود!!
فرزاد کیرش تو کوسمو تند تند میکرد و کیرش تا ته میزد تو کوسم!!
مریمم همزمان کوسمو میخورد برام…
همین جوری آب بود که از کوسم میومد! هی پشت هم ارضا میشدم…
مریمم همه ی آبمو میک میزد و میخورد!
فرزاد موهامو پیچیده بود دور دستش محکم و میکشید
اونقد محکم میکشید که سرم از رو کوس مریم بلند شد!
مریم خودشو از زیر من کشید بیرون و گفت بسه دیگه! نوبت منه!!
فرزاد: بستته فاطی؟
منم گفتم آره عالی بود! سه بار ارضا شدم با کیرت!!
فرزادم گفت اوکی و یدفعه کیرشو از کوسم کشید بیرون و موهامو ول کرد و بهم گفت پاشو تا مریم بیاد!
اومدم خودمو یکم بکشم اونور که مریم بیاد جای من
ولی مریم نزاشت و گفت نه! به پشت بخواب! منم میخوابم روت… میخوام رو بدن تو ارضا بشم!!
منم نیشم تا بناگوش باز و ب پشت خوابیدم همونجا که بودم!
مریم خوابید روم… ممه هاش رو ممه هام… پاهاشو باز کردو دو طرف من گذاشت! ی قوس خوب ب کمرش داد و کونش قلمبه اش حسابی زد بیرون!!
فرزاد کیرشو گذاشت دم کوس مریم که بکنه تو کوسش…
ولی مریم گفت نه من باکره ام هنوز! از پشت بکن!!
فرزادم حسابی کیرشو تفی کرد و گذاشت کیرشو دم سوراخ کونش
مریم شروع کرد لب گرفتن از من که کمتر دردو حس کنه!
بدنشو هی رو بدنم عقب و جلو میکرد و ممه هامون به هم مالیده می شد!
نوک ممه هامون زده بود بیرون حسابی…
فرزادم بدجوری وحشی شده بود و از همون اول کیرو تا ته کرده بود تو کون مریمو داشت حسابی می کرد!!
اینقد وحشیانه مریم و میکرد که صداش همه جا رو برداشته بود
من صورت مریمو گرفتمو شروع کردم خوردن لباش که کمتر اذیت بشه و صداش بند بیاد!
محکم لباشو میخوردم! اونم لبای منو!!
کونش حسابی پاره شده بود و از درد هی لبای منو گاز می گرفت!!
اونقد لبامو فشار داد با دندون که طعم خونو حس کردم تو دهنم!
اونم انگار فهمید لبمو خون انداخته… و ول کرد لبامو
لبم حسابی خون افتاده بود!
با دستم محکم فشارش میدادم که بند بیاد
مریمم بی توجه ب کاری ک کرده بود رفت یکم پایین تر و شروع کرد خوردن ممه هام!
دیگه کونش جا باز کرده بود و داشت حسابی حالشو میبرد! خودش کونشو می داد عقب ک کیر فرزاد کامل بره تو کونش!
کیر فرزادم تا ته ته میرفت تو کونشو فقط تخماش بیرون بود…
مریم دیگه داشت ارضا میشد… محکم ممه های منو میک میزد! انگار میخواست بکندشون… هی کونش میداد عقب و با ریتم تلمبه زدن فرزاد اونم خوش کونش فشار می داد ب کیرش!
دست منم تو موهاش بودو هی موهاشو چنگ میزدم!
تخت حسابی تکون میخورد و یکم صدای قیژ قیژش در اومده بود…
مریم حسابی بالا بود و داشت آبش میومد!
ممه های منو ول کرد و نیمه نشسته شد رو من و ب فرزاد گفت ممه هاشو بگیره!
فرزادم دستشو از رو کونش برداشت و ممه هاشو محکم چسبید!
کوسش رو کوس من بود… دستشو گذاشت رو کوسش و شروع کرد مالیدن
فرزادم محکم ممه هاشو گرفته بود و میکردش!!
و چند ثانیه بعد مریم شروع کرد لرزیدن و ارضا شد و ی آخ بلند گفت!!
فرزادم همون لحظه آبش اومد! کل آبشو خالی کرد تو کونش!
بدنمون همه خیس عرق شده بود!
مریم و فرزاد همون جوری ک کیرش تو کونش بود ولو شدن رو تخت!!!

ادامه دارد …
نوشته: فاطی


👍 6
👎 4
6800 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

906398
2020-08-07 00:32:29 +0430 +0430

مگه کتابه که فصل بندیش کردی؟
لاشی اگه من حس داشتم این همه رو بخونم بجاش یه کتاب میخوندم
عامو برو دس خدای مهربون

2 ❤️

906413
2020-08-07 00:51:39 +0430 +0430

دوستم آخه اینقدر طولانی؟ من که دهنم ساییده شد نتونستم تا ته بخونم

1 ❤️

906425
2020-08-07 01:08:47 +0430 +0430

داستان شما بايد جايزه نوبله تماما سكسي رو دريافت كنه! … از بس كه همش سكس و رابطه بود اونم از نوع غير متعارفش!..|:

1 ❤️

906521
2020-08-07 08:19:47 +0430 +0430

چقد شلوغ بود صحنه های سکسیش . ولی خب برای جق زدن خوب بود . بعد از مدت ها یه داستان مناسب جق زدن پیدا شد

0 ❤️

906524
2020-08-07 08:28:23 +0430 +0430

کل سینمای ایران تا حالا فیلمنامه ۳ فصلی نداشته اونوقت تو چهار فصل نوشتی اخرشم میگی ادامه داره لامصب نکنه فکر کردی گیم اف ترونزِ که همه دنبالت کنن

0 ❤️

906770
2020-08-08 06:31:09 +0430 +0430

فقط یه مطلب سیگارهاتون چیکار کرذین ؟شافتش کردین همون اول کار؟!!

0 ❤️

906547
2020-09-22 10:00:03 +0330 +0330

برای یک بار هم شده یک کار مفید و مثبت و در جهت رفاه و ارامش هم نوعت انجام بده جوون اون همه کون و کوس و کیر و کوفت و زهر مارات و فصل های بی خود و الکیت …بیا و ادامه این مسخره داستانتو نده و ننویس …بزار بچه های سایت ریلکس تر به داستان های دیگه برسن خدا بده برکت داستان زیاده و با کیفیت و خوبش مثل سوزنی هست در یک دریاچه و حالا بیا و پیداش کن …ادامش نده جون فاطی …هههههه

1 ❤️







Top Bottom