رامسر و لذت تکرار نشدنی

    سلام . اسم من ملیکاس ۱۸ سالمه قدم ۱۷۲ و وزنمم ۵۲ .


    میخوام داستان دو سال پیشم رو براتون بگم . خب مارو از طرف دبیرستان بردن به اردوی رامسر برای تقریبا دوهفته . توی قطار بودیم . تختای قطارم دونفره بود . دوست صمیمی من اردو رو با یکی دیگه بود و منو انداخته بودن با یکی که ازش متنفر بودم که اسمش الناز بود و همه بهش میگفتن الی . ما بغل هم روی یه تخت بودیم . توی قطار هی با من حرف زد که منم پیش خودم داشتم فک میکردم اونقدرا ام که فک میکردم رو مخم نیس . شب که همه خوابیدن توی کوپه ی قطار ما صدای لب دادن میومد . نور چراغ قوه گوشیمو انداختم تخت دونفره ی پایینی که دیدم بله دوست صمیمیم با اون دختره ی نچسب دستشون توی شرت همه و دارن همزمان لب میدن . منم بدجور دلم خواست ولی هیچکس نبود . تو این فکرا بودم که یهویی دیدم الی بغل گوشم گفت : چیه دلت خواس ؟ تعجب کردم و گفتم : نه ! ولی فک کنم فهمید دروغ گفتم و دستشو گذاشت از روی لباس رو کسم و اروم نوازش کرد که منم حالم بد شد بدجور ! میخواستم همین الان یکم بهم حال بده ولی اینکارو نکرد و منو تا لب چشمه برد و تشنه برگردوند . بغل گوشم گفت : ملیکا بزار توی هتل . من که تا اون موقع از الی متنفرم بودم خیلی ازش خوشم اومد بود که حداقل میخواست کارمو راه بندازه . خلاصه که طولش ندم . به هتل که رسیدیم و همه خوابیدن به جز اون دوتا که داشتن تو قطار لز میزدن . برقارو که خاموش کردم من و الی رفتیم رو تخت تا خوابیدم پرید روم و وحشانه داشت ازم لب میگیرفت به طوری که وسطاش لبمو گاز میگرفت و برای من نه تنها درد نداشت بلکه لذت و هیجانمو بیشتر میکرد . یهو در همون حال دستشو برد پایین و شرت و شلوارمو تا نیمه برد پایین و لباشو از لبام جدا کرد بعد لباسمو در آورد و گیره ی سوتینمو باز کرد و در گوشم گفت: امشب یه حالی بهت بدم که تا عمر داری یادت بمونه.
    منم که با چشای خمارم فقط نگاش میکردم . گفت : با خودت شالی چیزی اوردی ؟ گفتم : اره تو جیب سوم چمدونه بردار . دوتا شال در اورد و دستامو به تخت بست و گفت : پاهاتو تکون نده شال واسه پاهات نداریم . تعجب کردم که چرا داره دست و پامو میبنده ولی هیچی نگفتم که یه وقت عصبانی نشه و کارشو انجام نده . از طرفی ام ترسیدم بخواد خشن کار کنه . گفتم : الی فقط مواظب باش من دخترم . گفت : باشه. بعد پرید روم و یه سینمو میخورد و اون یکی رو با دستش فشار میداد وقتی سینه هامو خورد و گاز گرفت ، از پایین سینم شروع کرد تا رون پام شروع به بوسای ریز . بعد از رون پام لیسید تا رو کسم . فهمیدم که لذت تازه داره شروع میشه . قبل شروع لز بهش گفتم که وقتی ارضا میشم باید یه کم صبر کنه بعد ادامه بده که حداقل پنج دیقه فاصله بیوفته چون حالم بد میشد اگه اینکارو نمیکرد . تند تند کسمو میلیسید و وسطای لیسیدن یه گاز کوچیک از چوچولم میزد . بعد از نزدیک پنج دیقه لیسیدن حس کردم دارم ارضا میشم که گفتم : الی دارم میشم . گفت : باشه . یکم لرزیدم و ارضا شدم . توقع داشتم که الی پنج دیقه ای که گفتم رو صبر کنه اما اون هنوز داشت ادامه میداد که حالم داشت بد میشد و برای اولین بار توی این چن دیقه ی لز آه آه میکردم . ولی با اینکه حالم داشت بد میشد خیلی حس لذت میکردم . یه چن دیقه ادامه داشت که دوباره ارضا شدم که با گفتم : آهههههههه و آبم پاشید روی تخت و دست الی . الی گفت یکم استراحت کن تا لباسامو دربیار . منم که تو اوج لذت بودم گفتم : الی تورو خدا بدوووو . خندید و گفت : باشه الان میام . توی تاریکی درست ندیدم ولی وقتی اومد رو تخت با لمس بدنش فهمیدم کاملا لخت شده . اومد روم و کسش رو گذاشت رو کسم و هی چرخ میزد که منم از قصد آهای حشری کننده میگفتم که حشری شه و بدتر و خشن تر شه . اونم همونطور که دوست داشتم هی تند ترش میکرد . که گفت : واااای دارم میشم . بعد آبش به سرعت پاشید وسط چوچولم . ولی الی اصلا براش مهم نبود و داشت ادامه میداد که منم گفتم : دارم میشم و الی زود دستشو برد پایین کسم که آبش ریخت رو دستش . گفت : ملی میخوام یه کاری کنم که بری رو ابرا . گفتم : چیکار ؟ گفت میخوام سه دور پشت سرهم بدون وقفه ارضات کنم . گفتم : الی حالم بد نشه . گفت : مهم نیس فعلا بیا لبه رو بده . دو سه دیقه مشغول لب گرفتن بودیم که گفتم : الی بدو که حالمو خراب کردی . آبم که هنوز از دستاش پاک نکرده بود رو روی کسم مالید و شروع کرد به چرخش کسم که بعد پنج دیقه ابم اومد اونم بدون وقفه ادامه داد . برای دومین بارم ارضا شدم که باز توجهی نکرد که تا بار سوم کلی اه و اه کردم و وقتی برای بار سوم شدم آبم با سرعتی که تاحالا از اب کس خودم ندیده بودم ریخت رو تخت . آخیشی گفتم و بعد ده دیقه که دیگه داشت خوابم میبرد ، الی گفت : خواب بی خواب . من این همه باهات ور رفتم حالا نوبت توئه .کسشو گذاشت دهنم و منم شروع کردم . وقتی ارضا شد هردو خسته بودیم ولی دل نمی کندیم . رفت سمت چمدونش و یه لزاننده دراورد . منم کلب تعجب کردم که فکر همه جا رو کرده بود و فک کنم از قبل مسافرت برام تور پهن کرده بود . بگذریم ، گفت پاهاتو ببر بالا . منم پاهامو بردم بالا که لرزاننده رو روشن کرد و گذاشت رو تند ترین دور و همزمان منم پاهام بالا بود . لرزاننده بدجور حالمو بد کرده بود . اما الی دستشو برد لای کسشو یکم از ابشو مالید به دستاش و بدون وقفه کرد تو کونم و منم یه دیقه اه بلندی گفتم که خوشش اومد و دستشو هی جلو و عقب میکرد . وقتی ابم ریخت یکم کسمو لیسید و گفت : حلقوی نیستی ؟ گفتم : نه توروخدا کاری به پردم نداشته باش . گفت : باشه خودت خواستی . حداقل درد پرده کمتر بود . لرزاننده کوچیک بود و میشد به عنوان دیلدو هم ازش استفاده کرد . لرزاننده رو کرد تو کونم که من اهم بلند شد و گفتم الی نه خیلی درد داره. من فک میکردم میخواد از کون با لرزاننده بکنتم ولی در اشتباه بود . کار پردرد تری رو میخواست باهام بکنه . لرزاننده رو که تو کونم بود رو روشن کرد که تو کونم روشن شد و شروع کرد به لرزیدن . منم فقط گریه میکردم و اهای پی در پی و بلند میکشیدم . کارش که تموم شد گفت : یه کاری کن حشرم بدجور زده بالا . منم که دنبال تلافی کارش بودگفتم باشه . شالارو از دستم باز کرد و من به دستای اون بستم. کسمو رو کسش تنظیم کردم و در همون حال که اون خمار بود و هیچی نمیفهمیدم لرزاننده رو کردم تو کونش و روشنش کردم که از درد اه بلندی کشید . بهش گفتم : پرده داری ؟ و درکمال تعجب گفت : نه . پسر داییم پردمو زده . منم به رویخودم نیاوردم و از رو کسش پاشدم و در حالی که دستمو گذاشته بودم رو کسشو میلرزوندم سه تا انگشتمو کردم تو کسشو بدون اینکه وایسم تا جا باز کنه جلو عقب کردم. حالش حسابی بد شده بود و یه جوری اه میکشید که حشرم زد بالا و خواستم اهاش حشری ترم کنه پس دستمو از تو کسش در اوردم و درجه ی لرزاننده رو رو اخرین درجه گذاشتم و دستم و دوباره کردم تو کسش . اون بدبختم از یه طرف سه تا انگشت من تو کسش جلو عقب میرفت . از یه طرف دستم رو چوچولش میلرزید از یه طرفتم لرزاننده تو کونش وول میخورد. جوگیر شده بودم چون اولین لز کاملم بود و داشتم زیر خودم جرش میدادم که اه بلدی کشید و ابش پاشید رو کسم که لرزاننده رو ازش در اوردم و دیدم که خونیه فهمیدم اولین باره که کون میده . بد درد کشیده بود . یکم کسمو برام خورد و برای اخرین بار ارضام کرد . یه کم لب دادیم و یکمم ممه هامو گاز گرفت که خسته شدیم و باهم خوابیدیم . تو رامسر بعد اون دفعه ۶ بار دیگه ام لز زدیم . این بهترین لز عمرم بود.


    نوشته: Melika

  • 6

  • 16




  • نظرات:
    •   Aminxxx32
    • 2 روز،23 ساعت
      • 0

    • avaaaaalll


    •   A....k
    • 2 روز،22 ساعت
      • 1

    • یه سوال قطاره کدوم قاره بوده که دو هفته طول کشیده برسی رامسر از بندر عباس تا رامسر فوق فوقش با قطار بشه پنج روز وقتی کصشعر مینویسی یکم فشار بیار ببین سوتی نداده باشی


      بعد میگن چرا آمار گی اینقدر رفته بالا خب نگاه کن یکی مثل این کصمغز لز می‌کنه تو اردو


    •   عشقبازمست...
    • 2 روز،22 ساعت
      • 2

    • عمو جون دیر وقت دیگه برو لالا


    •   مردزخمی
    • 2 روز،22 ساعت
      • 2

    • نویستده یه پسر کوونیه


    •   Avvaaa
    • 2 روز،22 ساعت
      • 4

    • هنوز گی رو هضم نکردم که این اومد.... (dash)


    •   پینوکیو2
    • 2 روز،22 ساعت
      • 0

    • امین سنه سوخوم


    •   Cityzen
    • 2 روز،22 ساعت
      • 2

    • اخه ک ی ر تو مغز مهلوم الحالت اخه رامسر قطار داره دروغ میگی mesl sag بعد میخواهی باور کینم اخه ک o ن i چرا چرت مینویسی که مجبور شم بهت ناسزا دگم


    •   Pesarkhoshform
    • 2 روز،22 ساعت
      • 0

    • دوستم لز مالی نیست خوب


    •   Havigshoor
    • 2 روز،22 ساعت
      • 2

    • اولا قطار به خاطره صداهایه زیادش(تاپ تاپ تاپ هو چی)
      باعث میشه صدایه جندگی هایتان را نشنوید
      دوماً قد ۱۷۲با وزن ۵۲ یک تکه چوبه که پیشنهاد میکنم تو کونت کنی


    •   Kirkocholo73
    • 2 روز،21 ساعت
      • 1

    • خوب مجبوری دروغ بگی
      خوب ملجوغ آخه رامسر قطار داره
      قطار رامسر توکونت دروغ گو .


    •   Sakopako
    • 2 روز،21 ساعت
      • 1

    • کثافت آشغال رامسر راه اهن نداره.
      شمال فقط بندر ترکمن راه اهن داره و شهرهای مسیر اون سمت.


    •   Ferijoooon
    • 2 روز،16 ساعت
      • 1

    • حناق که نیست بگو. قطار تخت دو نفره داره آخه کون گلابی جقی؟ تو زندگیت تا حالا قطار از نزدیک دیدی؟


    •   پروفسور بالتازار
    • 2 روز،15 ساعت
      • 2

    • آقا ملیکا اصلا معلوم نبود که کس نوشتی! اصلا معلوم نیست مال کجایی که یه سری از ابتدایی ترین چیزها رو نمیدونی، فقط می‌دونی که اردو دانش آموزی تو رامسره دیگه هیچی سوتی پشت سوتی، اینکه رامسر راه‌آهن نداره، قطار تخت دونفره نداره، دانش‌آموز رو هتل نمیبرن اونجا کمپ دارن اینا همه یه طرف، اون دختر نچسب در یه لحظه تو تخت زیری بود و همزمان در گوش تو هم حرف میزد؟ بعد این تخت‌های دونفره، دوطبقه هم بود؟ دختر دبیرستانی تو چمدون ویبراتور با خودش میگردوند؟ حتی تو فیلم آمریکا پای هم این ادعا رو نکرده بودن، تو دیگه رد دادی


    •   Litel._.boy
    • 2 روز،14 ساعت
      • 1

    • رفتي اردو يا هتل ! معلومه دروغه ! حاج اقا ننويس


    •   kokarostam
    • 2 روز،14 ساعت
      • 4

    • پسر فوق جقی


      کاملا مشخصه که پسر هستی از نوع کونی. هنوز کس از نزدیک ندیدی، فیلم لز نگاه کردی و اومدی واسه ما تعریف کردی. بجه جان، از کـُس هرگز آب پاشیده نمیشه، این چیزها فقط در فیلم هستند. جق زیاد نزن. شاشیدم توی نخاعت.


      ها کـُ‌کا


    •   Mester.kir
    • 2 روز،11 ساعت
      • 2

    • به یاد شاه ایکس که نمیدونم کجاس و چرا دیگه به سایت سر نمیزنه بگم که نویسنده پسر و جقی است


      و همچنین کونی همو دیلیدو تو کونت
      ها داداش¿


    •   axx805
    • 2 روز،10 ساعت
      • 1

    • ای کونی ای جقی هواپیماهای فرست کلاس امارت الآن پنج تا تخت دو نفره داره اونم توvipبعد قطار خیالی رامسر تختاش دو طبقه و دو نفرس کونکش دیوث کیری.


    •   Azerila8
    • 2 روز،10 ساعت
      • 1

    • خو من ریدم تو تخیلات تخماتیکت پسرم


    •   9820321
    • 2 روز،9 ساعت
      • 0

    • یه سوال قطاره کدوم قاره بوده که دو هفته طول کشیده برسی رامسر از بندر عباس تا رامسر فوق فوقش با قطار بشه پنج روز وقتی کصشعر مینویسی یکم فشار بیار ببین سوتی نداده باشی


      بعد میگن چرا آمار گی اینقدر رفته بالا خب نگاه کن یکی مثل این کصمغز لز می‌کنه تو اردو


    •   Mania-les
    • 2 روز،9 ساعت
      • 3

    • من از وزارت آموزش و پرورش شکایت دارم. ما رو سال دوم دبیرستان بردن اردوی رامسر اونم با اتوبوس!اونجا هم بردن اردوگاه شهیدرجایی که تو هر اتاق کلی تخت بود اونم نه دونفره بلکه دوطبقه،تو هر اتاقم یه مربی پرورشی یا ناظم باهامون بود.۶صبحم باید بیدار میشدیم.آخه چرا انقدر تبعیض؟!!! اصلن شاید واسه همین کمبود امکاناتِ که نسل ما آب کسشون نمیپاشه تو دست طرف (biggrin)


    •   sarakospanbeh
    • 2 روز،8 ساعت
      • 1

    • من بچه رامسرم
      رامسر قطار نداره عزیزم


    •   Lasboo
    • 2 روز،8 ساعت
      • 2

    • رامسر قطار نداره
      مادرت کس میده
      بابا خبر نداره
      برادرت کونیه
      تکلیف تو هم که معلومه...


    •   Arash_as19
    • 2 روز،6 ساعت
      • 1

    • چقدر غیر قابل باور بود


    •   ld2
    • 2 روز،4 ساعت
      • 1

    • فقط بگم رامسر ما راه آهن نداره . ای خداااااا


    •   magdalen
    • 2 روز
      • 1

    • مگه قطار تخت دونفره داره؟؟؟


    •   master.chikkoo
    • 1 روز،13 ساعت
      • 0

    • اگه ارضا نمیشی نظر بدیم؟


    •   Emperatoorxxx
    • 1 روز،5 ساعت
      • 0

    • خا


    •   دوک@شومبول
    • 13 ساعت،9 دقیقه
      • 0

    • کاملا ب کیرم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو