رستاخیز شهوت

1390/06/06

سلام خدمت تمام دوستان خوب و آریایی خودم.من ناتان 25ساله کارشناس سینما(منتقد) هستم از سن12سالگی پرورش اندام کار میکنم تابحال هم چندتا مقام دست وپاشکسته هم تووزن خودم یعنی90+دارم.حدود2ساله ازدواج کردمواز ازدواجم کاملا راضی هستم.داستان من از شب خواستگاریم شروع میشه که همه نشسته بودیم و دیدم بعد از خانمم یه هلوی پوست کنده وارد جمع شد.از هلوه براتون بگم که چشمای مشکی درشت پوست سفید قد178وتقریبا75کیلوباسینه هایی درشت وصورتی مثل پنجه آفتاب داخل شد.منو بگوکه داشتم از خوشگلی اندام دختره پس میافتادم.

بعدازخواستگاری یقه مامانم رو گرفتم که الاوبلا من اون دختررو میخوام که مامانم یه پارچ آب یخ خالی کرد بالام وقتی گفت اون همش15سالشه و بابا مامانش اصلا قصد ازدواجش رو ندارن.البته ناگفته نمونه که خانم خودم کم از اون نداره.خلاصه ما ازداج کردیم واون دختره که21یا22ساله بهش میخورد شددختر خواهر زنم!بعد ازدواج بخاطر محبت های من وسن کم اون خیلی به من وابسته شده بود و من رو رو عمو ناتان صدا میکرد.به واسطه رشته تحصیلیم وعلاقم من زیاد فیلم نگاه میکنم و سما هم که اسم دخترس شدیدا به من وفیلمام وابسته شده بود تاجایی که وقتی از مدرسه میوماد خونه به عشق خونه ما که نزدیکشون بود درساشو میخوند که بیاد خونه ما.این جریانا گذشت تا یه روز داشتم فیلم ماه بهتر ساخته رومن پولانسکی رو میدیدم که سما اومد خونمون زنم سر کاربود.به سما گفتم عمو جان این فیلمش مناسب سن شما نیست.بروتواتاق من با کامپیوتر بازی کن تا صدات کنم.که پاشوکرد تو کفش که منم باید نگاه کنم.منم قبول کردم اما به شرط اینکه پیش خونوادش حرفی نزنه.یهو دیدم پریدم بغلم یه بوس از لبم کرد.همونجا جرقه شهوتم زده شد.نشستیم پای فیلم من تمام حواسم پیش ساق پای خوشگل سما ودست وبازوهای سفیدش بود.قربونش برم کل فیلم هم بکن بکن بود که یه مرتبه حواسم رفت پیش دستای سما که داره از رو شلوار کسشو میماله.منم سریع رفتم کنارش نشستم وقتی متوجه من شد دستشو کشید و ولو شد تو بغلم.گفتم چت شده عمو؟گفت:نمیدونم اما تموم بدنم بیحال شده.بهش گفتم مادرت تا بحال در این مورد باهات صحبت نکرده؟ گفت نه مگه چی هستش؟گفتم نترس این حالت رو بهش میگن شهوت و تمام زیروبم ماجرا رو براش توضیح دادم.وقتی خواست بره پریدم یه sex movieدادم بهش گفتم این فیلم رو تنها نگاه کن تا بهتر بدونی چی گفتم.وای منو بگوازشدت شهوت اون حرفا آمپر چسبونده بودم.سما رفت وچند روزی ازش خبری نشد فکر کردم از حرف وکارم ناراحت شده.

تا یک روز سر وقتی که خانمم نبود اومد خونمون.آخه آمار تایم خانمم رو داشت و منم رفتم جلوش طبق معمول روبوسی کنیم که دیدم دوباره لباش رو گذاشت رو لبام.منم فرصت رو از دست ندادم وچند ثانیه ای طولش دادم.اومد داخل نشست وبرخلاف همیشه زود مانتوشو دراورد وبایه مینی تاپ شلوارک اومد تو پذیرایی…!منم مات مونده بودم که یهDVDتودستش بود.گفت ناتان جون اینو میذاری باهم ببینیم؟گفتم بذارکه چشمتون روز بدنبینه…بله خانم یهsex movie خفن گذاشته بود تا به خودم جنبیدم دیدم کنارم روکاناپه نشسته ودستش دور گردنمه.منم با رکابی بودم که دیدم دستش رو برد سینم وگفت عجب سینه های برجسته ای داری منم خندیدم گفتم اندازه مات تو که خوشگل وخوشمزه نیست.خندید گفت مگه تاحالا خوردی وهردوزدیم زیر خنده.منم سواستفاده کردم ودستشم بردم دور کمرش . وای عجب پوست نرمی داشت دستگیرهاش زده بود بیرون با دستام لمسش میکردم که متوجه خیسی لای پاش شدم چون شلوارکش فسفری رنگ بود.گفتم سما این چیه>دیدم خجالت کشیدو سرشو انداخت پایین.دستم وگذاشتم زیر چونش آوردم بالاگفتم اشکال نداره مال عموهم الان دست بزنی خیس شده…!دیدم تبسمی کردوگفت:راست میگی؟میشه ببینم.گفتم آره اما به شرطی قول بدی دیگه از این به بعد دوست دختر عمو باشی .خندیدوگفت پس خیال کردی واسه چی هر روز میام اینجا واسه دیدن توئه دیگه منم گفتم الهی قربون هیکلت بشم بپر توبغلم.تا اومد بغلم کیرمو زیرش احساس کرد گفت میشه درش بیاری؟گفتم آره تا درش آوردم چشماش شد4تا.گفت میشه مثل توفیلما واسط بخورمش؟گفتم آره کیرمو گذاشت تودهنش سرشو میلیسید وآب دهن میزد وجلق میزد نابلد بود دیگه!کیرم دیگه داشت میترکید سرشو آوردم بالا گفتم نوبت منه توروبخورم. تو یه لحظه شلواروتاپش رو درآوردم دیدم به به عجب کس تپل وسفیدوآکبندیه. پاهاشو باز کردم سرمو گذاشتم درکسش بازبنم شروع کردم خوردن که جیغش دراومد کمرش روبه هوا واومد زمین.فهمیدم ارضا شده.اومدم پایینتر سوراخ تنگ وخوشگل و دست نخوردش که مثل آفتاب میدرخشدو با انگشتم شکافتم که گفت یواش دردم میاد منم آروم انجام دادم .توتمام این مدت داشت از کسش آب بیرون میومدوانگشتم با آب خودش لیز میخوردو میرفت تو کونش .اومدم بالا وگفتم سما جون اجازه میدی با کیرم بکبم کونت؟گفت اشکال نداره آخه کسی نمیفهمه آبروریزی بشه؟گفتم جیگرم اون کسه اشکال داره کونت بیخیالیه.گفت بذار اما آروم ولی قبلش سینه هامو بخور…تازه یادم اومد از حول حلیم افتادم تو دیگ!!!رفتم سراغ سینه هاش وای خدا جون سینه هاش اندازه توپ هندبال ونوک تیز وسفت وسربالا.تاحالا که مثل اونو ندیدم.افتادم بالاش حالانخور کی بخور…نوکش رو گذاشتم تودهنم میک زدم وبادستام میمالوندم.که دوباره جیقش دراومد ودادزذ بکن ناتان مردم…منمرفتم پماد لیدوکایین ورداشتم اومدم خوب مالوندم در کونش اینقدر مالوندم که بیحس شده بود آب دهن زدم سر کیرمو سرش دادم تو دیدم گفت چه خوبه دوباره بکن خبرنداشت اگه پماد نبود الان داشت از درد به خودش میپیچید.کلرموگذاشتم تو وشروع کردم به تلمبه زدن یواش یواش تندش کردم وقتی میدیدم لمبه های کونش به هم میخورن شهوت تمام وجودم رو میگرفت.کیرم داغ شده بود.دیگه داشت آبم میومد گفتم سما آبم داره میاد گفت بذاربخورمش خندیدمو گفتم از کجا بلدی گفت از تو فیلمه دیدم سریع کیرمو درآوردم گذاشتم تو دهنش واسم ساک زد که شیره وجودم خالی شد تو دهنش دیدم جفت حرفه ای ها آبم رو تو دهنش میچرخونه ومیپاشه رو کیرمو جلق میزنه.خلاصه از اون روز به بعد سماشد سمای منروز به روز همعلاقمون به هم بیشتر میشه.البته دارم کمکم خانمم رو راضی میکنم که سما هم عقد کنم آخه هگه تعریف نباشه وضع مالیم بدک نیست میتونم از عهدش بر بیام.دوستان اگه خاطرم کم وکبفی داشت به بزرگی خودتون ببخشید.راستی نظر یادتون نره.اینم ای میلم کسی کار یا نظر داشت در خدمتمsezar_2031@yahoo.com

نوشته: ناتان


👍 0
👎 0
23013 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

295705
2011-08-28 05:55:18 +0430 +0430
NA

فقط خواستم ببینم اول شدن چه حسی داره
که دیدم هیچ حسی نداره و دیگه اینکارو نمیکنم!

0 ❤️

295708
2011-08-28 06:28:32 +0430 +0430
NA

اصلاحيه داره :دي

0 ❤️

295710
2011-08-28 08:48:20 +0430 +0430
NA

Ee age mishe khahar zadeie zano aghd kard,manam miam zane toro aghd mikonam.khubea!

0 ❤️

295711
2011-08-28 09:00:22 +0430 +0430
NA

میخواهی بچه را کنی راضی میبینی که:
(بچه خودش ده تای تو رو میذاره جیبش پهلوون)
مرد: عمو جون سلام میدونی چیه این شومپوله
دختر: چه اسم کیریه داره عمو!!!
مرد: بگذریم شومپول شبیه آب نبات چوبیه درسته عمو جون؟
دختر: عمو کونی بازی در نیار میخوای برات ساک بزنم؟
مرد: رومن پولانسکی واقعن محشر فیلم میسازه ها خیلی تاثیر گذاره
دختر: آره سایت شهوانی هم سایت خیلی خوبیه(حال کن ادمین)
مرد: خوب بذار برم یه شربت بیارم
دختر: عمو داستانای شهوانی رو هم میخونی نه؟ شربت لازم نیست اینا فقط حرف بیا بکنیم
مرد: ای داد بی داد!!!

0 ❤️

295712
2011-08-28 09:23:00 +0430 +0430
NA

تو واقعا منتقدی؟ برو خجالت بکش آبروی مردمو نبر . داستانت خیلی مسخره و غیر قابل باور بود .
دختر 15 ساله 178 قد با اون تعریفایی که تو کردی مگه منگول باشه که با حرفات جور در بیاد
دیگه از این داستانای تخیلی چرت ننویس ذهن بقیه رو هم مثل خودت خراب نکن آدم باش لطفا آدم
واسه خیانت هم متاسفم . وای نمی تونم نگم خاک بر سرت :d

0 ❤️

295714
2011-08-28 11:06:18 +0430 +0430
NA

دختر به این دافی که گفتی به اندازه کافی تو خیابونا بیرون مسیر مدرسه طرفدار داره چاقال دیگه نمیاد به تو با این اسمت!! پا بده.در ضمن تو منتقد فیلمای بکن بکنی؟؟؟پس منم منتقد کونتم اون سری کردمت خیلی گشاد بودی!
راستی این مقام دست و پا شکسته دیگه چه مدلشه؟ ینی چندم شدی؟ یا تو کون دادن اولی؟ آره؟

0 ❤️

295715
2011-08-28 12:30:31 +0430 +0430
NA

نوشتنت بد بود یه جورایی با این نوشتن مثل بچه هایی رودی که میخوان دروغ بگن وتند تند حرف میزنن داستانت هیچ اوج خاصی که یذره جذاب باشه نداشت در کل فقط اسمش خوب بود موضوعشم زننده بود

0 ❤️

295716
2011-08-28 13:00:33 +0430 +0430
NA

اه اه اه تا اونجایی که پرید بغلت خوندم راستش دیگه اعصابم نکشید بخونم

0 ❤️

295717
2011-08-28 13:51:07 +0430 +0430
NA

ادمی که منتقد سینما باشه حداقل یه سررشته از فیلمنامه نویسی داره. که اینجوری ننویسه…پر از غلط املایی ودستوری…بدون فراز ونشیب
این که تخیلی بود هیچ شکی نیست…اینکه قیافه تخمی داری دراونم شکی نیست…
داستانت کاملا افتضاح بود حداقل اگه منتقد مستند راز بقا بودی بهتر مینوشتی

0 ❤️

295718
2011-08-28 14:51:30 +0430 +0430
NA

باتوجه به اندازه گيري دقيق قد و وزن طرف كه بايد بگم ديو تشريف داشته چون 15 سال كامل رشد نكرده و عنوان كيريه داستانت احتمالا ربات تشريف داري(دور از جون ارنولد جووون!!) كه تو چشت خط كش و اينا هست!!!البته نكته حائز اهميت اينه كه روز خواستگاري چطور فهميدي سينه ش صورتيه كه نشون ميده مادون قرمزم تو كونت نه تو چشت هست.در كل ريدي عقده اي لاشي.خواهر زنم نميتوني عقد كني هرچقدرم وضع كونت بد نباشه!!از اون “هگه” كه نوشتي معلومه دستت از شوق دروغات لرزيده!!

0 ❤️

295719
2011-08-28 15:58:10 +0430 +0430
NA

کاری به صحت وسوق ماجرا ندارم ولی هرکی یه همچین تیکه ای دم دست داره نوش جونش،اسمت چی بود؟کتان؟بتان؟حالاهرچی، اگه وجود داره تا میتونی ازش لذت ببر چون این جور تیکه ها رو زمین نمیمونن یاشوهرمیکنن یا میرن بایکی دیگه میپرن اگه میخوای احساس کون سوزی نیاد سراغت بازهم بکنش نوش جان

0 ❤️

295720
2011-08-28 16:26:25 +0430 +0430

گول اسم داستانتو خوردم اگر میدونستم انقدر مزخرف نوشتی اصلا نمیخوندمش
لا اقل فلب از داستان نوشتن 2-3 تا از داستانهای سایتو میخوندی بفهمی چجور باید نوشت
تو که منتقدی سر خودت!!!ارواح کونت!!! تا حالا یه فیلمنامه نخوندی !!!خاک بر سرت رفتی خواستگاری زنت چشمت دنبال یکی دیگس؟

0 ❤️

295721
2011-08-28 18:37:25 +0430 +0430
NA

تو زن داری و کلی فیلم دیدی اما از یه دختر ۱۵ ساله حول تری؟!!
اون داستانه دراکولا عنوانش واسه داستانه تو مناسبتره :d

0 ❤️

295722
2011-08-28 20:21:42 +0430 +0430
NA

[(
واقعا که اصلا نمیتونم احساسمو بگم !
دلم میخواهد چشامو ببندمو دهنم باز کنم هرچی لایق خودت و خونوادته بارت کنم ولی …
تو فرنگم به این روابط میگن سوءاستفاده کودکان بیشعور X( X( X( X( X( X( X( X( X( X(

0 ❤️

295723
2011-08-28 20:37:32 +0430 +0430
NA

(|: (|: (|: (|: (|: (|: (|: (|: (|: (|:

0 ❤️

295724
2011-08-28 20:45:36 +0430 +0430
NA

کس کش آخرش ریدی به داستانت. داشت خوب تموم میشد ولی آخرش که گفتی داری خانمت رو راضی میکنی ریدی به هیکل خودت وداستانت. به فرض اینکه تو راست بگی ،مگه نمیگی دختر خواهر خانمته .کیرم تو اون کله کیریت کنن.

0 ❤️

295725
2011-08-29 03:59:46 +0430 +0430
NA

نميدونم بهت چي بگم :daydream:

0 ❤️

295726
2011-08-29 10:59:40 +0430 +0430
NA

كيرم تو بنيادت لاشي با اين داستان كيري
كيرم تو دهنت واسه اينكه از همون شب خواستگاريت لاشي بودي
كيرم تو كون گشادت چون حافظه دروغ گويي هم نداري نوشتي مامانم گفت اين دختره 15 سالشه بعد ميگي بهش ميومد 21 تا 22 سالش باشه
كيرم تو همه جات چون همه داستانت تخيل اونم از نوع تخمي بود
بازم ميخواي كير حوالت كنم بازم بنويس كوني

0 ❤️

295727
2011-08-29 11:06:38 +0430 +0430
NA

feri151
نظرت خيلي با حال بود كلي خنديدم
دمت گرم…

0 ❤️

295728
2011-08-29 18:07:22 +0430 +0430
NA

dastanet KIRI BOD PAS
BA KONEEEEEEEET BEPAR ROSH

0 ❤️

295729
2011-08-30 02:04:29 +0430 +0430
NA

khob chera khali mibandi ke montaghede sinamaei? vajebe hala? akhe montaghede sinama be filme bitter moon ke tarjomash mishe mahe talkh mige mahe behtar? khali naband khob

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها