رضا و زن شوهردار

    سلام دوستان اسم من رضاست 19 سالمه با قد175 و ساکن یکی از استان های جنوبی کشور هستم.
    (این داستان کاملا واقعیه و چونکه تمام جزئیات رو نوشتم یکم طولانیه )

    امیدوارم که از این داستان خوشتون بیاد(حتما تا آخر بخونید).
    سال قبل بعد از اینکه کنکورم رو دادم شب نشینی وگردش با رفقام رو دوباره از سر گرفتم یه رفیق داشتم که با اون از بقیه راحت تر بودم اسمش علی بود.
    اون میدونست و که تا حالا دستم به هیچ احدی نخورده بود و همیشه اسرار داشت که با اون برم یه جنده بکنم.
    منم با وجود ایکنه قیافم بد نیست اما نمیتونستم مثل برخی دوستان که هر وقت حرفش پیش میاد میگن 4 تا دوس دختر دارم و فلان ،دوست دختر پیدا کنم خلاصه این قضیه پیش رفت تا اینکه یروز صبح زنگ زدم رفیقم گفتم که دیگه واقعا نمیتونم خودمو تحمل کنم پاشو بریم جنده خونه اونم نه نیاورد و با ماشین اومد دنبالم ،
    رفتیم اول دوتا قرص تاخیری خوردیم و یه ده دقیقه ای تو شهر ول گشتیم بعدش رفتم سمت مقصدمون .
    نمیدونم شما دفعه اولتون چطور بود اما من واقعا بدنم کامل شل شده بود و استرس شدیدی گرفتم که به رفیقم گفتم برگرد من نمیام اما اون گفت چون تا اینجا اومدیم امکان نداره برگردیم
    خلاصه پیاده شدیم و رفیتیم داخل خونه
    یه خونه قدیمی بود. وقتی وارد شدم تخمام جفت شد یه زن چاق و کوتوله اومد با قیافه ای مزخرف ،گفت پول بدین برین بالا یکی یکی ..
    خلاصه رفیقم که پول ها باش بود حساب کرد و گفت اول تو برو، منم که استرس کل بدنمو گرفته بود گفتم تو برو بالا بعد من میرم.
    یه ده دقیقه ای رفیقم داخل بود و منم با این زنه حرف میزدم و کسشر میگفتم دیدم خیلی مشتی و لاته واقعا با طرز حرف زدنش حال میکردم و دوس نداشتم اصلا برم داخل اما چاره ای نبود روم نمیشد دیگه برگردم و بگم نمیخام من نمیکنم.
    وقتی رفتم داخل تا قیافه و اندام زنه رو دیدم کیرم که خودش از استرس خوابیده بود کامل رفت تو غلاف یه زن زشت و چاق ، وقتی زن گفت کیرتو بیار واست کاندوم بزارم روش هر چی میکردم اصلا بلند نمیشد که باعث شد زنه شک بکنه و گفت مگه قرص خوردی ؟منم گفت نه بار اولمه اینطوریه واس همین بلند نمیشه
    بعدم تف زدم رو کیرم یکم طول کشید ولی بلند شد
    حالم خیلی مزخرف بود و به گوه خوردن افتاده بودم گفتم ما رو چه به جنده اما دیگه فایده ای نداشت
    این با این قیافه و هیکلش کلا رید بهم به پشت دراز کشید و گفت یالا کارتو کن و برو بیرون منم که هنگ بودم رفتم روش یه ده دقیقه ای توش تلنبه زدم و ابم اومد اونم بخاطر قرص بود و قیافه کیری زنه و گرنه ابم تو همون چند دقیقه اول میومد خلاصه بلند شدم و رفتم بیرون با رفیقم رفتیم بیرون خونه و سوار ماشین شدیم که برگردیم خونه این اولین
    کُسی بود که کردم و ای کاش پام میشکست و نمیرفتم جنده خونه


    خلاصه گذشت و گذشت تا نتایج کنکور اومد و من شیراز مهندسی شیمی قبول شدم
    اوایل که میرفتیم تو شهر میگشتیم دوستام رو میدیدم چطور امار میدن و مخ میزنن کم کم خجالتم داشت میریخت و ازشون یاد میگریفتم.
    من اصلا دوست نداشتم با دختر دوست شم و تمایل زیادی به زن های شوهر دار داشتم
    بعد از چند ماه دانشگاه بودن تو یه گروه تلگرام خود شیرازی ها وارد شدم تعدادشون هزارتایی میشد
    تو گروه با یه نفر کم کم صمیمی شدم اوایل نمیگفت اسمشو اما بعدا فهمیدم اسمش مهنازه و 29 سالشه
    میگفت شوهرش 58 سالشه و اختلاف سنی زیادش با شوهرش اذیتش میکنه و با وجود ایکنه 2 تا بچه داشتن اما بازم نمیتونست با شوهرش زیاد حال کنه
    خلاصه گذشت و بین ما عکس رد و بدل شد خیلی زیبا بود قیافه اش دل ادمو میلرزوند و اندامش هم خیلی توپ بود، یه روز بهش گفتم میخام ببینمت اول میگفت نمیتونم و فقط بخاطر تنهایی باهات چت میکنم و این مزخرفات که گفتم فقط قصدم دیدنته همین ،گفت تا فکر کنم خبرت میدم
    چند روز بعد گفت اماده باش عصر بچه هام رو میزارم پیش مادرم بریم بیرون
    منم تیپ زدم و ماشین رفیقمو گرفتم رفتم دنبالش به ادرسی که گفته بود .
    جلوی یه پارک وایساده بود سوارش کردم و با هم دست دادم و شروع کردیم صحبت کردن با هم رفتیم کافه بعد از خوردن غذا بلند شدیم که برگردیم منم اونو رسوندم جایی که سوارش کردم اما موقع پیاده شدن دستشو گرفتم وقتی نگام کرد لبامو گذاشتم رو لباش اولش کاری نمیکرد اما بعدش همکاری کرد،خیلی خوشمزه بودن لباش
    چند دقیقه که لب گرفتیم لباشو جدا کرد بعد خدافظی کردیم و رفتیم.
    همینطور ارتباط مون ادامه داشت تا اینکه یروز گفت شوهرم امشب خونه نیست و با بچه ها میرن خونه پدرش اگه میتونی بیا منم که تو کف بودم گفتم حتما
    ظهر رفتم حموم و خودمو اصلاح کردم میدونستم حتما شب کارش رو یسره میکنم.
    شب زمستون حدودای ساعت 7 راه افتادم با تاکسی و حدودای 30 دقیقه بعدش رسیدم
    ایفون رو زدم وقتی در رو باز کرد رفتم داخل دیدم با یه دامن کوتاه تا روی زانوش و یه تاپ چسبون اومد جلوم ، من واقعا جا خوردم چون بار اولم بود با یه زن میخاستم ارتباط داشته باشم .استرس گرفتم که اگه شوهرش اومد چه کنم چه نکنم تو همین فکرا بودم دیدم با شربت اومد بعد از خوردن شربت یکم حرف زدیم و دستمو گذاشتم رو پاش وقتی دیدم چیزی نمیگه یکم رونش رو مالش دادم بعد لباشو بوسیدم و اونم همراهی میکرد کم کم کیرم داشت بلند میشد اون لباشو جدا کرد گفت بریم تو تخت رفتیم تو اتاق خوابشون و شروع کردیم بازم لب گرفتن.
    من دستم رفت تاپش و کشیدمش بالا درش بیارم اونم یکم بلند شد و تاپش رو در اوردم وقتی سینه هاشو دیدم جون تازه ای گرفتم و با ولع زیاد خوردمشون که دیدم داره صدای ناله هاش بلند میشه همینجور با دستمام دکمه ای دامنشو باز کردم و اونم در اوردم وقتی خوب سینه هاشو خوردم و مالوندم رفتم سراغ کسش شرتشو که در آوردم دیدم که خیس خیسه ،
    شروع کردم لیس زدن کسش با وجود اینکه بار اولم بود ولی از رو فیلم های پورن یه چیزی یاد گرفته بودم همونطور انجام میدادم یه رب ساعتی واسش کسش رو خوردم که دیدم بدنش سفت شد یهو، فهمیدم داره ارضا میشه وقتی ارضا شد تمام ترشحات کسش رو خوردم واقعا مزه ی خوبی میداد یکم استراحت کرد و بلند شد اون لباسای منو در آورد گردنمو میبوسید ، خیلی حال میکردم، وقتی شلوار و شورتم رو در اورد گفت اوفف خیالم از کیرت راحت شد میترسیدم مثل مال شوهرم کوچیک باشه(کیرم 16 یا 17 سانتی هست و کلفتیش هم خوبه) یه چند دقیقه ای واسم خورد که گفتم کافیه انداختمش رو تخت و سر کیرمو میکشیدم روی کسش میخواستم کامل حشری شه که با ناله گفت بکنش داخل منم اروم کیرمو فرستادم تو کسش
    واقعا داغ و لذت بخش بود و 180 درجه با اون جنده ی الوده فرق میکرد. چون دوتا قرص خورده بودم میدونستم زود آبم نمیاد بعد از چند دقیقه تلمبه زدن گفتم حالت داگی وایسه و بعد کیرمو کردم تو کسش ،کمرشو گرفتم و محکم تلنبه میزدم اونم با صدای نالش منو حشری تر میکرد یه ده دقیقه ای تلنبه زدم که احساس کردم آبم داره میاد کیرمو گذاشتم رو کمرش و ابمو ریختم تو گودی کمرش بعد با دستمال واسش پاک کردم و یکم کسشو خوردم اونم واسه بار دوم ارضا شد یه نیم ساعتی تو بغل هم بودیم و همو بوس میکردیم که مهناز یگفت نمیدونم بار سوم یا چهارمه که دارم ارضا میشم تو کل روابط جنسیم وکلی عشق کردم باهات بعد بلند شدیم رفتیم حموم
    بعدشم لباس پوشیدم و رفتم خوابگاه.
    بعد از این اتفاق 3 بار دیگه باهاش رابطه داشتم ولی چون مترسیدم شوهرش بفهمه قیدشو زدم و بلاکش کردم.


    نوشته: dark boy

  • 7

  • 24




  • نظرات:
    •   407TT
    • 1 ماه
      • 4

    • تیکه اول کصتانت که حالمو بهم زد و در تیکه دوم بالا آوردم!


    •   Mahan.king
    • 1 ماه
      • 1

    • خیلی زود نمیرید سره اصل مطلب؟


    •   Cleverman
    • 1 ماه
      • 1

    • کدوم خوابگاه بودی که نصف شب راهت دادن؟
      دروغ و بدتر از اون خیانت ، بابا شماها که می‌خواین تراوشات ذهنتونو داستان کنید بدید به خورد شهوانیون لااقل یه موضوع درست و حسابی انتخاب کنید.
      دیس


    •   ناژو
    • 1 ماه
      • 12

    • شوهرِ ۱۰۰۰ ساله بازم شوهر هس ...
      فکر نمی کنم هیچ مهندسی املای اصرار رو ندونه (dash)


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه
      • 12

    • 1- دوستت قبلا رفته بود اونجا پس میدونسته جنده اونجا چقدر کیریه چرا دوباره رفت؟
      2- شیراز حافظیه و باغ ارمش شبا پر از دخترای خوشگل شیطونه خرچ یه چایی قلیون میدادی تنها نمیموندی . ارش و یاسر هردو کوتوله و کچل بودن ولی اونا هم بی نصیب نموندن تو حتما خیلی سمندون بودی که تو بهترین شهر ایران اونجوری تو کف بودی!
      نمیدونم من امشب سرحال نیستم یا کستان های امشب واقعا چرتو پرته.....


    •   iraniact
    • 1 ماه
      • 2

    • یعنی کوصشعر تا این حد؟؟مگه داریم؟؟مگه میشه؟؟
      ای خدا چقدر ما با همه اینجوری هستیم همه با ما اونجوری هستند


    •   Jamesdane
    • 1 ماه
      • 3

    • به قول دوست عزیز جناب شاه ایکس ،امشب کستان ها چنگی به دل نمیزنند.


    •   Siakav
    • 1 ماه
      • 0

    • من ارزومه با یه زن شوهردار که شوهرش سرده سکس کنم


    •   sikir
    • 1 ماه
      • 1

    • نمیدونم داستانا مزخرف شده‌ن یا مزخرفا داستان مینویسن، چند شبه هیچی از این سایت نصیبمون نمیشه،همه‌ش چرت و پرت


    •   myous
    • 1 ماه
      • 6

    • شما تو زمستونم میرید جایی بهتون شربت میدن‌‌. عن شربتو در آوردین دیگه


    •   زندگی+فانتزی
    • 1 ماه
      • 2

    • عمدتا اتفاق میفته ک خانما با بچه ها میرن جایی و آقای خونه تنها می‌مونه
      اما تو این داستان یجور دیگه اتفاق افتاد....


      خداروشکر تو مملکتی زندگی میکنیم که
      بجز چنتا داستان انگشت شمار توی این سایت
      بجز همسران زنان شوهردار که خیانت میکنند کسی مشکل سکسی نداره و همه حرفه ای هستن و سکس بلد


    •   Salib1712
    • 1 ماه
      • 0

    • جلقتو بزن و بخواب


    •   ali80xx
    • 1 ماه
      • 0

    • تخیلات یک عدد جرررقی


    •   Mazy1221
    • 1 ماه
      • 2

    • من نمیفهمم|:
      لب میتونه چه مزه ای داشته باشه؟؟
      ممه چه مزه ای میتونه داشته باشه؟؟
      کص چه مزه ای میتونه داشته باشه؟؟
      کون چه مزه ای میتونه داشته باشه؟؟
      هی کص میگین چرا؟


    •   sexybala
    • 1 ماه
      • 0

    • کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.زمستان و شربت


    •   @آروین
    • 1 ماه
      • 0

    • زر مفت نزن


    •   شبگردتنها44
    • 1 ماه
      • 0

    • بابا مهندس راستش رو بگو و خودت رو خلاص کن ، دخترا بهت پا نمیدادن رفتی دنبال سن بالا ؟


    •   all_about_sex
    • 1 ماه
      • 3

    • دوست عزیز نویسنده،با داستانت کاری ندارم ولی اگه قرار باشه سر هر سکس دو تا تاخیری بخوری،بگا ی سگ میری


    •   تولدی.دوباره
    • 1 ماه
      • 2

    • قدو هیکلت و درازی کیرتو گفتی شربتو هم که یادت نرفته فقط یه گاف بزرگ دادی کوصمغز دوتا قرص ماله زمان جنده کردنت بود دادی بالا ... نه تو شیراز... ننویس دیگه الدنگ


    •   کیرداغ۷۲
    • 1 ماه
      • 0

    • یه پسر ۱۷ اهوازی وکاملا سبره هستم لاشق زنای ۳۰ به بالا هستم بهشون قول میدم پشیمون نشن کاری میکنم بهترین خاطره زندگیشون بشه


    •   Zojim27.23
    • 1 ماه
      • 2

    • تو زمستون شربت خوردید؟؟ کیرم تو ذائقتون....


    •   مرد50
    • 1 ماه
      • 4

    • الان دارم میسوزم بخاطر اینکه صد بار از اینجور سکسا داشتم ولی تو هیچکدومشون بهم شربت ندادن .. احساس میکنم بدون شربت کلا سرم رفته . (preved) (biggrin)


    •   Comicon
    • 1 ماه
      • 0

    • خوب اسکل این قرصهای xیکیش کافیه که تا دوساعت کسشعر تحویل ملت شخید پرور بدی وای به تو که دوتا دوتا میری بالا
      کمنتر بخور متر بزن جانم


    •   آقامهربون
    • 1 ماه
      • 3

    • تو زورو
      تو تارزان
      تو کص کن قهار
      ولی جون مادرت تو زمستون شربت نخور


    •   hamid30gari
    • 1 ماه
      • 5

    • به کیرم.
      تو که خیر سرت درس خوندی اینطوری مینویسی باید بگم ریدم پس کلت.


    •   aliabadan
    • 1 ماه
      • 0

    • ای بچه بد⁦;)


    •   Amirhosein667
    • 1 ماه
      • 0

    • اولا بکیرم دوما زر نزن وقتمون رفت لاشی


    •   منیر۶۵
    • 1 ماه
      • 1

    • ما از تو بشقاب یه نفر دیگه حالمون بهم میخوره یه جیزی برداریم.چطور زن یکی دیگه را میکنید؟؟تف به بی غیرتیت بی ناموس بی همه چیز


    •   10Jinkazama
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • دفعه اول کدوم دختری میاد اینجوری لب بده به آدم آخه؟
      ناموسا یه مقدار منطقی باشید تو کستاناتون:/
      یارو رو جنده کردی
      هرکسی هم میخواد بده می‌ره شربت میاره
      نشد یکی به چایی راضی باشه:/
      آبتو ریختی رو کمرش؟
      خلاصه بگم: کصشر، کصشر و کصشر :/


    •   Mn13482000
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • بابامن نمیدونم زن ها همشون جنده هستند یا جنده ها زن هستن


    •   sajad963
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • کس کش وسط زمستون کی شربت میخوره
      کدوم خوابگاه شیرازی بگو بیام جرت بدم (biggrin)


    •   Arashaga67
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • یعنی از اوج حشر رسیدم به اوج گوزززززز


    •   حاج.دولدار
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • الان اينو بقيه بخوانند بايد راست كنن؟؟؟


    •   kirtup1
    • 4 هفته
      • 0

    • دوتا قرص تاخیری با هم خوردی 10 دقیقه ای آبت اومد کونی دلیر مردان شهوانی وقتی کس میکنن حالت عادیش نیم ساعت طرف رو نفله میکنن قرص تاخیری بخورن اونم دوتا تا به نفت نرسوننش خبری از اب ماب نیست بچه جقی کونی تو کونت به شیلنگ شهرداری وصله دست میزنی به دودولت شیلنگ جابه جا میشه نشتی میکنی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو