روباه

1393/09/13

سلام بر همه دوستان این داستان، غم انگیزترین داستان زندگی من هست. چند باری خواستم داستانم رو بنویسم ولی پشیمون شدم. ترسیدم کسی از آشناها بخونه و شناسایی بشم. ولی می‌نویسم تا کسی دچار سرنوشت من نشه. حتماً بخونید چون جدای از جنبه سکسی قضیه –که دلم نمی خواد حتی ازش حرف بزنم-، بسیار آموزنده است. به دلایل امنیتی خیلی چیزها رو نمی تونم بگم. در این حد بدونید که پسری هستم تحصیل‌کرده و تااندازه‌ای ورزشکار. سنم 32، قدم 175 و وزنم 85 شایدم خوش‌تیپ – اینا رو طبق روال کار داستان های مندرج در سایت گفتم وگرنه نیازی نیست – داستانم به‌طور خیلی خیلی خلاصه از قرار زیره

سال 80 تو یکی از دانشگاه های خوب جنوب کشور رشته … قبول شدم. همه‌چیز خوب بود؛ دوستان خوابگاه محیط دانشگاه و اساتید. من بچه درسخون و شیطونی بودم و این دو ویژگی باعث شده بود دوستان زیادی داشته باشم . در کنار شیطونی، اهل مطالعه بودم تا حدی که فوق‌لیسانس و دکتریم رو هم تو همون دانشگاه گرفتم. از سال 86 شروع به تدریس تو دانشگاه پیام نور کردم و همزمان پس‌ازاینکه دکتری قبول شدم تو دانشگاه محل تحصیلمم بهم کلاس دادن. همیشه سعی می‌کردم با هیچ دختری دوست نشم چه اون زمان که درس می خوندم و چه زمانی که همزمانم تدریس می‌کردم. شرایط محیط کارم جوری بود که با دخترای زیادی در تماس بودم ولی چون از خیلی وقت پیش – یعنی قبل از اینکه برم دانشگاه- دلم رو به یکی از فامیل های مادریم باخته بودم با هیچ دختری قاطی نمی‌شدم؛ ولی اون به من هیچ علاقه ای نشون نمی‌داد. هر کاری که به فکر و ذهنم می رسید براش می کردم ولی انگارنه‌انگار. کم‌کم داشتم ازش سرد می شدم و به این باور می رسیدم که ما به درد هم نمی خوریم ولی امان از دلم که هنوز پیشش گرو بود و تا الآنم به کسی جز اون دل ندادم. ازقضا، یه روز که تو پیام نور کلاس داشتم یه دختری اومد پیشم خیلی خوشگل و قدبلند تقریباً هم سن و سال خودم و گفت که مشاوره برای ادامه تحصیل می خواد. منم یه کم راهنماییش کردم و برنامه براش ریختم. وقتی می‌خواست بره شماره ام رو ازم گرفت. – آخه شماره ام رو خیلی از دانشجوهام داشتن من نمی‌دادم از آموزش میگرفتن.

شماره دادن همانا و پیامک های پی‌درپی اون دختر همانا. اوایل – یعنی حدود سه چهار ماهی - پیامک های رنگ و بوی عاشقانه نداشتند ولی کم کم متوجه شدم که داره با این‌جور پیامک ها بهم ابراز علاقه می کنه. همون اول آب پاکی رو ریختم رو دستش و گفتم که به کسی جز اون علاقه مندم ولی انگارنه‌انگار. هرچی من پس می زدم اون بیشتر راغب می شد. یه روز – قبل از نوروز امسال- بهم گفت چه اشکال داره که به منم فکر کنی. منم گفتم تا 20 فروردین جوابت رو می دم. بالاخره روز موعود فرارسید. رفتیم بیرون از شهر و اونجا بهش گفتم نه، من و شما به کار هم نمی خوریم و کلی دلیل براش آوردم حالا بماند که اون مُجاب نشد. برگشتیم خونه. هنوز نرسیده بودم خونه که یه پیامک فرستاد با این مضمون: من تو رو دوست دارم و نمیتونم فراموشت کنم. میخوام باارزش‌ترین چیز زندگیم رو به تو ببخشم. جواب دادم چی؟ نوشت: بکارت و دختریم رو. حسابی جا خوردم و جواب دادم نه، اونوقت تو دیگه نمیتونی ازدواج کنی و از این حرفا. جواب داد که پس از تو که جواب منفی دادی من هیچگاه ازدواج نمی کنم و می خوام دختریمو بدم به کسی که عاشقشم. دیوونه شده بود انگاری. از من که نه و از اون که آره. خیلی خوشگل و خوش اندام بود. بالاخره پس از گریه ها و اصرارهای بیش از حدش قبول کردم و شد آنچه نباید میشد. بعد اون اتفاق بیشتر بهم وابسته شد ولی من روز به روز دلسرد می شدم و حالم از خودم به هم میخورد. وقتی که کار از کار گذشت گفت باید من رو بگیری و گرنه آبروت رو می برم و تازه فهمیدم چه کلاه گشادی سرم رفته. من زیر بار نرفتم ولی دست بردار نبود. بهش می گفتم بریم ترمیم بکارت قبول نمی کرد و یواش یواش زندگی شادم تبدیل شد به یک زندگی غمگین. یه روز حسابی باهاش دعوا کردم و گفتم ازت بدم میاد . دوستت ندارم. نقشه کشیده بود برام. برای شروع آبروریزی رفته پیش پدر اون دختری که دوستش داشتم و همه پیامکهامون رو نشونش داده. چند روز پیش هم اومده بود در خونه به پدر و مادرم بگه که از شانس خوب خودم رفتم دم در و یه جوری راضیش کردم که بره. نمی دونم دیگه باید چیکارش کنم. بهش گفتم عقدت می کنم ولی فردای روز عقد طلاقت میدم. بحثش رو تو خونه پیش کشیدم. دیدم بابام باباش رو میشناسه و میگه آدمای خوبی نیستن. از یه طرف بابام میگه من هیچوقت پام رو تو خونه فلانی نمی ذارم از طرف دیگه این دختره هم حسابی من رو گذاشته زیر منگنه. نمی دونم واقعا باید چیکار کنم. همه آرزوهام رو بر باد رفته میبینم و دوست دارم یه روز که از خواب پا میشم دیگه این کابوس تو زندگیم نباشه. اسمش رو تو گوشیم گذاشتم روباه.

نوشته: هدهد


👍 1
👎 1
32046 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

446231
2014-12-04 18:12:00 +0330 +0330
NA

بیا برو بابا :| که التماس کرد بکنیش؟ :| بدبخت تو دختر ندیدی از نزدیک چرا زر میزنی
بر فرض محال واقعی باشه داستان کسشعرت:
خودت میخاریدی وگرنه سکس نمیکردی نفله :|
حالام ریدی بشین بخورش :|
درضمن داستان دروغ محض بود :|

0 ❤️

446232
2014-12-04 18:36:17 +0330 +0330
NA

حالا چرا اومدی اینجا آقای دکتر؟اومدی از چهارتا مجلوق مشاوره بگیری؟ lol بنظر من با آدمی که دوستت داره زندگی کنی بهتر از آدمیه که دوسش داری و برات کلاس میزاره.دلیل حرفم اینه که دخترا خیلی ریز بینن.شاید اونی که محلت نمیزاره برای خودش دلایلی داره که بدرد هم نمیخورید و در زندگی آینده به مشکل برمیخورید و اونی که دوست داره دلایلی داره که با هم میتونید خوشبخت بشین. اگه دختر خوشکله و خوش اندام و اینقدر میخوادت معطلش نکن. باباتم با فرمولای دکتریت حلش کن دایی. تو میتونی. من میدونم. انشالله به هر حال خوشبخت باشی در آینده. در ضمن من فکر میکنم شما روی روباه خیلی حساسیت نشون میدی و منی نگاه میکنی. مثبت نگاه به روباه یه زره. آخه اونم دل داره مثل تو… bye

0 ❤️

446234
2014-12-04 21:06:43 +0330 +0330

clapping shok lol

0 ❤️

446235
2014-12-04 21:49:10 +0330 +0330
NA

کیر تو مملکتی که زندگی آدماش به یه تیکه پوست تو کوس بستگی داره

2 ❤️

446236
2014-12-05 00:03:02 +0330 +0330

اگه راست باشه داستانت کیرم تو مدرک دکترات به تو باید مدرک کسخل برنزی بدن تا از این غلطا نکنی موقع کردن یادت نبود کونی dirol

0 ❤️

446237
2014-12-05 04:12:50 +0330 +0330
NA

تو چجور استاد دانشگاهی هستی که به این زودی کیر خوردی واقعا که از یه دختر فریب خوردی

0 ❤️

446238
2014-12-05 04:15:06 +0330 +0330
NA

سلام دوست عزیز
اومدم اینجا مشاوره بگیرم چون دوستانی که اینجا میان از مشاوره ها با تجربه تر هستند تو این موارد. یه مشاور نمیدونه واقعا من الان تو چه وضعیتی هستم ولی امکان داره دوستانی اینجا باشند و این قضیه رو بخونند و بتونن مشاوره خوبی ارائه کنند.
بعد از این اتفاقاتی که افتاد یارو اومد در خونمون سم خورد و من با عجله رسوندمش بیمارستان معده اش رو شستشو دادن و به خیر گذشت. اگه اتفاقی براش بیوفته من خودم رو نمی بخشم. اون هنوزم دست از سرم بر نمیداره میگه یا ازدواج یا خودم رو میکشم.
کاش حداقل خانواده ام رضایت می دادن عقدش می کردم و از این عذاب وجدان رها می شدم بعدش اگه می تونستم باهاش زندگی می کردم و اگر هم نه جدا میشدم ازش. نه راه پیش مونده برام نه راه پس.
پیش چندتا مشاور هم رفتم هیچکدوم راه به درد بخوری ارائه نکردند.

0 ❤️

446240
2014-12-05 06:57:32 +0330 +0330
NA

سلام- مرسی از داستانت

0 ❤️

446241
2014-12-05 09:45:45 +0330 +0330
NA

شما میگی رفته پیش پدر دختر مورد علاقم اس ام اس ها رو نشونش داده اگر شما هیچ علاقه ای نداشتی و فقط اون اویزون بوده و التماس کرده پس چیزی نداشته که نشون بده من فکر میکنم شما اس ام اس عاشقانه و سکسی براش فرستادی که یک چیزی داشته که نشون بده یعنی اون حرفت که اون التماس میکردو من نمیخواستم چرند محض بود . من با یکی اشنا شدم چون شنیده بودم خیلی عالی ساک میزنه اما جنده خانم همون هفته اول اشنایی وقتی فهمید وضع ما بد نیست از طریق یک دوست مشترک ادرسمون رو پیدا کرد با ننه کونی داهاتیش پاشد امد خونه ما خونه زندگیمونو که دید گیر 7 پیچ داد که من میخوام از تو بچه داشته باشمو بدون تو نفس نمیوتونم بکشمو چی. کثافت به 1000 نفر داده بود حالا میخواست عروس من بشه . با اینکه خیلی راحت میداد حتی 1 بار هم نبوسیدمش یا نکردمش وقتی هم که خواهر کوچکترش از شهرستان امد (دانشجو) دیدم 100 بار از خودش خوشگلتره و هیکلش هم حرف نداشت خیلی هم بهتر از خواهرش به من راه میداد با اینکه واقعا طلبش بودم حتی همین الانم یادش میوفتم حالم میشه باز هم یهش دست نزدم مادرش هم چند بار خونه ما امد میپرسید گفتم فقط دوست معمولی است و چیزی بینمون نیست حدود 1 سالو نیم به من گیر داد دید نمیتونه خودشو بندازه تو خونه ما گورشو گم کرد. اون روباه نیست شما هم جوجه مظلومو بیگناه نیستی کرم از خوته وگرنه کسی اسلحه رو سرت نزاشته بود که بکنش

0 ❤️

446242
2014-12-05 10:16:48 +0330 +0330
NA

شاشیدم تو همچین اماکن اموزشی که تو استادشی. …شیطون و درس خون رفیق باز. …کلی دختر جلوت باش و نصیبی نبری… .باید کیر بخوری الان اون تو رو گای…توهم کولی بازی در بیار بچه درس خون چندتا از خودش ناتو تر بنداز به جونش

0 ❤️

446243
2014-12-05 12:27:58 +0330 +0330
NA

جنابعالی بیخودکردی رفتی کردیش که بعدتو کرده ی خودت بمونی حالاهم که کردیش باس باهاش ازدواج کنی مفهومه؟

0 ❤️

446244
2014-12-05 12:48:39 +0330 +0330

متاسفم sorry2
ایشالا مشکلت زودی برطرف میشه.امیدوار باش

0 ❤️

446245
2014-12-05 15:13:09 +0330 +0330
NA

سلام دوباره بر همه دوستان
ببیند من نیومدم اینجا فحش بخورم هر چند که انگار روال عادی همه داستان ها فحش خوری بعدش هست
اینی که من نوشتم داستان نیست حقیقت زندگیمه
اون دوستانی که ایراد می گیرن که چه می دونم ادرس پدر دختر رو چجوری گیر آورد و … چون دختره همشهریم هست
من جنوب قبول شده بودم همونجا هم درس می دادم ولی تو پیام نور شهر خودمون هم می اومدم برا تدریس
دختر ندیده هم نیستم عزیزان
فقط دختر بازی نکرده بودم و فریب خوردم
شما هم به جای سرزنش یه راه درست و حسابی پیش پام بذارید.

1 ❤️

446247
2014-12-06 10:11:11 +0330 +0330

اصلا من کاری به این دکتره ندارم ولی…
لاشی که با این اسم (باید رید به اسلام)اومدی اون عکسو گذاشتی اینجا شیعه هم وجود داره
ننه اتو بگام دیگه اینجا نیا گوه خوری کن
از مدیر سایت خواهشمندم که هر کی به دین و مذهب کسی رو بی احترامی کنه رو بیرون کنه

0 ❤️

446248
2014-12-06 12:11:40 +0330 +0330
NA

اگه داستانت واقعی باشه
توبایدبه تخمت باشه هیچ غلطی نمیتونه بکنه دختره
مگر این که ازت عکسی فیلمی داشته باشه
نگران نباش

0 ❤️

446249
2014-12-10 15:56:17 +0330 +0330
NA

درود بر دوست عزیز آقا ایمان
باور کن دیگه نمیدونم چه خاکی باید به سرم کنم
ممنون از راهنماییت
اگه زورم برسه میبرمش پیش مشاور

0 ❤️

740303
2019-01-08 19:29:54 +0330 +0330

به نظرم تسلیم نشو کسی که خودش رو به خاطر تو میکشه قطعن به درد زنده بودن نمیخوره
از طرفی به اون دختره هم با این گندی که زدی نمیرسی
در ضمن دکنر قطعن دکتر چرا باید تو سایت شهوانی دنبال مشاوره باشی

0 ❤️

808199
2021-05-07 00:55:02 +0430 +0430

مرد حسابی خودت احمق بودی اسم ما روباها رو بد میکنی؟:||||

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom