روزهای دور

    1396/4/12

    سرد بود
    تازه پاییز داشت تموم میشد ،پالتویی که پارسال خریده بودم رو تازه پوشیده بودم
    غروب بعد از شرکت تکیه داده بودم به نرده های کنار اتوبان
    سیگار میکشیدم و یه موزیک ملایم پیانو رو گوش می‌دادم
    تو رفت و آمد ماشین‌ها گم شده بودم که دستمو بردم توی جیپ وسط پالتو که دستم خورد به یه تیکه کاغذ
    یه برگ از تقویم پارسال بود که شماره ام رو روش نوشته بودم و زیرش یه اسم بود ،‌ نرگس
    پرت شدم به پارسال
    وقتی که اواخر زمستون ، تو مترو شماره داده بودم به یه دختر و اونم شماره ام رو دید و اسمش رو زیرش نوشت
    گفت تماس میگیره باهام
    همه ای اون شور و شعف اونروزا یادم اومد
    اولین بار که بهش گفتم بریم کافه و کلی در مورد خودش حرف زد برام
    در مورد اینکه چقدر از تنهایی می ترسه
    روزهایی که با هم می‌رفتیم کوه و از ارتفاع می ترسید.
    شب‌هایی که از خواب می پرید و بهم زنگ میزد تا حرف بزنیم.
    هنوز دوستش داشتم .
    به اولین بار که بهش پیشنهاد دادم که بیاد خونه با هم باشیم و استیکر قلب فرستاد
    اون شبی که می‌خواستم بهش بگم بیاد خونه یه خورده ترسیده بودم نکنه ناراحت بشه ولی وقتی که اون جواب رو داد کلی خوشحال شدم
    جمعه بود
    بهم زنگ زد که رسیدم میدون انقلاب ،‌بیا دنبالم
    انقلاب شلوغ بود و همه جا گشت بازرسی(نماز جمعه بود)
    وقتی رسیدم میدون،موهاشو حسابی رسیده بهش و یه عطر خیلی خوب زد بود
    لعنتی هنوز بوی عطرش یادمه


    رو مبل نشسته بود و داشت از دیروزش تعریف میکرد
    رفتم دو تا لیوان قهوه ریختم و نشستم پیشش
    اولین بار بود که اینقدر بدنش گرم بود
    ترکیبی از حرارت و بوی عطرش
    گرفتمش توی بغلم و دیگه چیزی نگفت
    کل اتاق خاموش شد و ما دو تا داشتیم با انگشت های هم‌بازی میکردیم
    یه خورده صورتش سرخ شده بود،‌عاشق بویدن موهاش بودم
    حتی اونروز که کلی رسیده بود به موهاش باز بوی خاص موهاش مشخص بود
    بینیم رو بردم توی موهاش و غرق شدم
    فقط نفس میکشیدم و انگشت هامون تو هم گره خورده بود
    دستمو بردم دور کمرش که بیشتر بچسبونمش به خودم
    که خودش پاشد نشست روی پاهام
    دستمو بردم دور گردنش ، اروم شروع کردم به بوسیدن لبش،‌
    تنش داغ شده بود تند تند نفس میزد ،‌نفس هامون گره خورده بود تو هم
    صورتمون مدام گرمی نفس همدیگه رو حس میکرد
    نمی دونم چقدر داشتیم همو می بوسیدیم
    خودش دراز کشید روی تخت
    گفت امیر بیا پیشم دراز بکش
    پیرهنمو در آوردم رفتم پیشش
    شروع کردم به در آوردن پیرهنش
    سینه هاشو گرفتم
    سفت شده بود ،‌نوکش سفت شده بود
    شروع کردم به خوردن لب هاش
    با دستام سینه هاشو می مالیدم
    نفس زدنش تند تر شده بود
    با دستام سینه هاشو گرفته بودم و نوبتی می‌خوردم
    دستشو گذاشته بود پشت سرم و با موهام ور میرفت
    متوجه کیرم شده بود ،‌از زیر شلوار حسابی ورم کرده بود
    دستشو برد روی شلوارم و از رو شلوار کیرمو لمس کرد
    وایسادم که راحت‌تر باشه
    اروم شلوارم رو باز کرد
    کیرمو که دید سرشو بوسید ،‌باز زبون سرشو لیسید
    یه دستشو گذاشت اطراف تخمام و یه دس دیگه اش رو دور کیرم کرد
    با حوصله شروع کرد
    شاید یکی از بهترین صحنه‌های سکس بود برام
    با موهای مشکی و موج دارش
    زانو زده بود جلوم ،‌تو چشمام نگاه میکرد و کیرمو می‌خورد
    موقعی که به چشمای حشریش نگاه میکردم ،‌کیرم سفت تر میشد
    یک سال گذشته بود ،‌ هنوز جزییات کامل یادم بود
    یه نخ سیگار دیگه روشن کردم
    و دوباره غرق شدم تو اون روز جمعه
    حسابی کیرمو خورده بود
    کل تخمام و کیرم خیس شده بود
    گفتم بهش بخواب می خوام تلافی کنم ،‌ یه لبخند ریز و زد که با ترکیب چشمای حشریش بیشتر بهش علاقه پیدا کردم
    خوابید رو تخت ،‌کامل لختش کردم
    پاهاشو باز کردم ،کسش خیس شده بود ،‌یه خورده دستم رو مالیدم روش
    یه اخ ریز کشید
    انگشم رو کردم توی سوراخ کسش ،‌چوچوله اش رو مک زدم
    تند تند انگشت میکردم تو کسش
    دیگه اخ اخ کردنش بلند شده بود
    بعدش دوباره گفت میخوام ساک بزنم ولی سیر نشده بودم ازش
    69 شدیم
    اون دستش رو گذاشته بود دور کمرم و فشار می‌داد به خودش
    منم کونشو گرفته بودم و ساک میزدم براش
    جفتمون گرم شده بودیم ،‌اون گرم تر بود
    یه تیکه اتیش
    خودش گفت امیر کیر میخوام ،‌منو بکن
    اینو که گفت بیشتر گرم شدم
    بیشتر خواستنی شد
    خوابید پاهاشو دادم بالا
    اولش یه خورده کیرمو مالیدم به کسش که دیگه طاقت نداشت
    انگار اولین بار بود سکس داشتم
    همه چیز نو بود
    وقتی که کیرمو کردم تو
    خوابیدم روش و شروع کردم به خوردن لبش
    اروم تو گوشش گفتم :‌بیشتر از همیشه دوستت دارم
    دو بار بعدش ارضاء شدیم
    همیشه تقریباً جفتمون با هم ارضاء میشدیم
    بعد نشستیم رو بالکن ،‌سیگار کشدیم و نوبتی برا هم شعر می خوندیم
    فکر نکنم دیگه هیچ‌وقت ،‌هیچکسی مثل اون بشه برام
    --
    اولین تجربه نوشتنم هست ،‌غلط املایی هم زیاد داره :))
    تمام تلاشتون رو کنید کمتر فحش بدید
    نوشته: Amir-Elvin

  • 17

  • 1




  • نظرات:
    •   abbasmirza
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • اگه اولین بارت هست خوب بود. شاید بیشترین اشکالش نپرداختن به کاراکترها بود. خواننده بیشتر دوست داره اطلاعاتش از افرادی که دارن یه صحنه اروتیک رو میسازن ببشتر باشه. این باعث میشه خواننده بتونه تصور کنه یا شاید همزاد پنداری کنه. تنها یه خاطره سکسی، جذابیت زیادی رو تداعی نمیکنه. موفق باشی


    •   دکتربیل
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • وسط اون همه جمله عاشقانه که اولش گفتی یه دفه میایی میگی کیرررم! نکن خو برادر من یا عاشقانش نکن یا کیرررم نگوو اصن باهم جور در نمیان
      نمیشه که (rolling)


    •   آئورت21
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • واسه اولین تجربه بد نبود.ولی باید بیشتر به جزئیات میپرداختی.صحنه ها رو بیشتر و بهتر توصیف میکردی.یه رابطه گنگ رو توصیف کردی.من خواننده الان نمیدونم خب بعدش چیشده؟الان جدا شدین از هم؟لایک رو میکنم.امیدوارم نوشته های بعدی بهتری ازت بخونم


    •   teen...wolf
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • خوب بود
      دکتر بیل جان اتفاقا پایه و اساس عاشقی (ازاین نوع) خود ڪییر هستش... وگرنه طرف ناامید میشه


    •   teen...wolf
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • فرناز جون بفرمایید شام اومدی مگه؟ من بخاطر کم بودن جق آفرینی داستان دو نمره و بخاطر لج و فلان دو نمره کم میکنم.......


    •   Life666
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • امير قصه گوي خوبي هستي، تم داستانتم خوب بود ولي به اتفاقات حاشيه و جزئيات خيلي بيش از حد بها دادي!


      ضمنن براي نوشتن داستان جنسي حتمن نياز نيست لحظات رو به اون شكل صريح توصيف كني... "كيرم رو گرفت" تخمام رو.." داستان بعدي رو فارغ از جو نوشته هاي اين وبسايت بنويس ????


    •   _salt_less
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • اول بگم..من بدون هیچ تلاشی فحش نمیدم.. (biggrin)

      دوم بگم..یهو از مبل سر از تخت درآوردین یا من گیج شدم؟:-|..
      سوم بگم..کارت خیلی خوب بود امیر، لایک ۶ (rose)


    •   Life666
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • كامنت خا رو خوندم فكر كنم منظور آئورت ٢١ شرح واقعه و توصيف فضا و ساب ايونت ها باشه تا ذكر و پرداختن بيشتر به جزئيات! وگرنه به نظرم پرداختن به جزئيات تا همين حد هم زياده روي شده!
      "يك سال گذشته بود ولي هنوز جزئيات به خوبي يادم بود" حتي خود امير هم يه جاهايي متوجه شده داره بيشتر از حد جزئيات رو تعريف ميكنه.


    •   Takmard
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • شروعتون خوب بود ولی یهویی بیشتر داستان به کنش و واکنش های سکسی ختم شد که میشد کوتاه تر و تپنده تر باشه چون تقریبا بلدین خوب بنویسین خوب بود بیشتر به فضا سازی و داستان می پرداختین
      واسه کار اولتون خوبه ادامه بدین با مطالعه بیشتر ....


    •   Robinhood1000
    • 1 سال،10 ماه
      • 0

    • امیرجان، عالی بود، نرم ولطیف و یکنواخت آرشه
      رو به سازکوک کرده روی نرگس می کشیدی لذت بردم آفرین لایک 16


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو