روزی روزگاری در تایلند

1397/09/17

تازه رسیده بودیم تایلند . بعد از افتضاحی که تو فرودگاه بارآورده بودیم همه خسته و کوفته آدرس نزدیک ترین هتلو پرسیدیم و خودمونو رسوندیم هتل . منو رامین و حمید بعد چندسال کار مداوم و زدن همه خوشیا و حتی روزای تعطیل هم کار کردن تصمیم گرفته بودیم که برای یه هفته بیایم تایلند و خستگی این مدت رو از تنمون بدر کنیم که استارتش با شیرین کاری حمید زهرمارمون شد . قضیه از این قرار بود که حمید از ایران با خودش یه کارتن کاندوم آورده بود و نصف چمدون فقط کاندوم بود فکر میکرد تایلند ده کوره هستش و هیچی پیدا نمیشه . مونده بودم چطور فرودگاه ایران نگرفتنش و رد شدیم . ولی فرودگاه تایلند وقتی مامورا چمدون مشکوک رو گرفتن و مارو بردن اتاق بازرسی و بازش کردن نمیدونستن بخندن یا جریممون کنن . کلی پول کاندوم داده بود حمید همش رو توقیف کردن و هزار دلار جریمش کردن که دشت اولمون بود و باید پول رو هم پرداخت میکردیم تا ولمون میکردن . خستگی راه و معطل شدن یه طرف , مورد ریشخند قرار گرفتن مامورای فرودگاه یه طرف . البته یکی از مامورا گفت ناراحت نباشین بودن از شما بدتراشم ولی نمیدونم چرا همیشه این کارای عجیب غریب مال ایرانیاس و از بقیه کشورا که میان اینطور نیست . بعدشم اینجا با اون هزار دلار جریمتون همون مقدار کاندوم رو بهتون میدادن . منو رامین که پشممون نبود ولی حمیدو کارد میزدی خونش درنمیومد . به ماهم نگفت خودسر رفت کاندوم خرید اونم یه کارتن .

رسیدیم هتل و نوبتی دوش گرفتیم و خوابیدیم تا روز بعدش . روز بعد امدیم پذیرش هتل و گفتیم مترجم ایرانی میخوایم فوری پیج کرد یه پسر بیست و دو سه ساله امد و قشنگ شروع کرد فارسی حرف زدن . گفتیم ایول چه خوب حرف میزنی گفت آخه دورگه هستم گفتیم ایول بابات امده تقه تایلندیارو زده که گفت برعکس من مادرم ایرانیه و بابام تایلندی . کیر شدیم و گفتیم خوب حالا اینارو بیخیال ببرمون جاهای خوب شهر و عشق و حال و صفا و کجا دخترای بهتری داره ؟ گفت الان که برای سکس زوده اول قشنگ بگردین یه نهار خوب بخورین بعد میبرمتون لب ساحل غروب هم میریم کازینو مشروب و بازی و اینا آخر شب هم سکس . گفتیم نه بابا ما سه ساله کونمون پاره شده میخوایم کس بکنیم فردا میریم عشق و حال . گفت باشه هرجور میلتونه . مارو برد یه محله پر فاحشه خونه بود رفتیم تو یکی از ساختمونا گفتیم چیکار کنیم گفت الان میان . رفت با کارپرداز اونجا صحبت کرد و گفت الان میان . لامصب ادارات ایران هم اینقد مرتب نبود که اون فاحشه خونه بود . چند دقیقه گذشت دیدیم دوازده سیزده تا دختر امدن تو با شورت سوتین . فکر کردم الان همشون مثه دخترای تایلندی سیاهو و لاغر و کوچولو هستن ولی دیدم فقط سه تاشون تایلندی هستن بقیشون از کشورای دیگه بودن . دوتا دختر قدبلند روس که از بس سفید بودن انگار خون تو تنشون نیست . دوتا دختر ژاپنی و سه تا دختر درشت سبزه که بهشون میخورد از کشورای امریکای جنوبی باشن که خیلی چشممو گرفته بودن . بقیه دخترا هم از کشورای اطراف بودن . واقعا یه شرکت چندملیتی بود واسه خودش . این کتگوری متنوع رو فقط تو پورن هاب دیده بودم . با اینکه کون و کپل دخترای امریکای جنوبی خیلی چشممو گرفته بود ولی دلم با روس ها بود . من یکی از روس هارو انتخاب کردم حمید گفت من تایلندی میخوام قشنگ بتونم اینور اونورش کنم چهل کیلو بیشتر نیست و رامین هم یه ژاپنی ورداشت گفت اینا همشون تنگن .ویروت (مترجممون) امد به هرکدوممون یه قرص و چند تا کاندوم داد و گفت اینا اشانتیونه اینجاس . با رامین نگاه غضب آلودی به حمید انداختیم . قرصو انداختیم بالا و هرکدوم رفتیم تو یه اتاق . همش منتظر بودم از تو اتاق رامین صدای آه و اوه و جیغ و گریه دختر ژاپنیه بیاد که انگار نه انگار . رفتم رو دختر روسه شروع کردم خوردن ممه ها و زیر گردنش . اصلا دلم نمیکشید لب بگیرم معلوم نبود چندتا کیر رفته تو دهنش چون خودم میخواستم بعد از ممه خوری بدم برام ساک بزنه . حالا نه اینکه کیر نذاشتن لای ممه هاش . کیرمو درآوردم اشاره کردم ساک بزنه . بدون هیچ حرف اضافه و چون و چرایی نشست و کیرمو تا خایه کرد تو دهنش . نمیدونم کیر من کوچیک بود یا دهن اون گشاد . یاد شراره افتادم که چند سال پیش باهاش دوست بودم بردمش سوله خالی داییم نیم ساعت کسلیسیشو کردم تا چند دیقه ساک بزنه آخرشم تا کرد تو دهنش آبم امد و همزمان اونم بالا آورد رو شلوارم و کف سوله و یه ساعت مشغول تمیزکاری بودیم .

بگذریم . دختر روسه یه چند دقیقه ای ساک زد و بلند شد لباسمو درآورد . قرصی که خوردیم معلوم نبود چی بود ولی هرچی بود انگار کمرمو آهنی کرده بود . لباسمو درآورد و شلوارمو داد پایین و لباشو آورد جلو یه بوس ریزی روی لبم زد . یه لحظه محتویات معدم امد تو دهنم و برگشت . زود خودمو جمع و جور کردم و شلوارمو که دور مچ پام بود کندم و خوابیدم رو دختره . لامصب شورتشو درنمی آورد فقط زده بود کنار کس لاغر و درازش افتاده بود بیرون . لبای خارجی سیاه و پوست روی چوچول آویزونش حکایت از کیرای زیادی بود که تا دسته جا کرده بود توش . هیچ حسی نداشتم با اینکه خیلی قبلش هیجانزده بودم . تاثیر قرصه بود که کیرم نمیخوابید و الا هیچ حس شهوتی نداشتم . یکی از کاندومارو باز کردم و کشیدم رو کیرم فرو کردم . کسش از دهنش گشادتر بود . یکم که تلمبه زدم داغ شدم و کم کم حشر بهم غالب شد . دور از جونتون مثل سگ تلمبه میزدم . ظاهرا قرصه علاوه بر سفتی کمر نیروزا هم بود . هیچ وقت به خودم نمیدیدم بتونم اینجوری یه دختر حدود صد و نود سانتی رو تحت سلطه دربیارم . پوزیشنو عوض کردم و پاهاشو دادم بالا و انداختم رو شونه هام و شروع کردم به تلمبه زدن . تا اون موقع متوجه آینه روبروم نشده بودم . تو اینه که نگاه کردم دیدم یه کوفته قلقلی وسط دوتا چوب غذاخوری ژاپنی داره میلوله . من کلا به زور صدوهفتاد قدم بود و لای پاهای دختر روسه مثل دوتا میل بافتنی که تو یه گوله کاموا فرو رفته بود شده بودم . لامصب اینقد لنگاش دراز بود که تو اون حالت زانوش لای گوشام بود تصور کن ساقاش داشت میرسید به سقف . از اینکه همچین زرافه ای رو به شدت میگاییدم تو پوست خودم نمیگنجیدم . دوباره پوزیشن عوض کردم اینبار داگی استایل . خواستم بکنم تو کونش ولی سوراخ آش و لاش و حلقه اسفنکتر بیرون زدش پشیمونم کرد . کردم تو کسش و شروع کردم تلمبه زدن وسط تلمبه زدنام خواستم وحشی بازی دربیارم موهاشو بگیرم بکشم سمت خودم که قدم نرسید به موهاش از بس پشتشم بلند و کشیده بود . خودشمو کش آوردم به موهاش برسم زانوهام از زمین بلند شد تعادلمو از دست دادم از رو پشت عرق کردش لیز خوردم افتادم کنارش . یکم با تعجب نگام کرد منم خودمو زدم به کسخلی فوری پاشدم رفتم پشتش دوباره شروع کردم . یه ده دقیقه ای تلمبه زدم که حس کردم داره میاد ولی دلم نمیخواست ارضا شم .فوری درآوردم و اینبار رفتم زیرش با اشاره و راهنمایی بهش فهموندم رو کیرم بشینه و شکر خداوند متعال زود متوجه شد و نشست رو کیرم و شروع کرد بالا پایین کردن . بازم نتونستم بیکار بشینم و خودمم زیرش تلمبه های ریز میزدم . اینبار دیگه واقعا خسته شدم و بعد هفت هشت دقیقه ای گذاشتم آبم بیاد . ارضا که شدم دختره از روم پاشد و رفت جلوی آینه و انگار نه انگار نیم ساعت چهل دقیقه سکس کرده , قشنگ آرایششو تجدید کرد منم که بعد اونهمه فشار و تلمبه زدنای بی وقفه حسابی خسته شده بودم همونجور چند دقیقه ای بی حرکت بودم که یهو قلقلک خاصی دور کیرم و بیخ رونام تا سوراخ کونم حس کردم . سرمو بلند کردم بخشکی شانس . کیرم تو کاندوم شل و کوچیک شده و آبم که تو کاندوم ریخته شده بود ریخت رو تنم . کیرم تو این شانس بلند شدم و فوری خودمو با دستمال کاغذی پاک کردم و کاندومو انداختم تو سطل کنار در . همه جا لیز بود لامصب . حالا که از اون حالت شهوت انگیز و حشر خالص درامده بودم بوی عرق جفتمون با آب کیر خودم و احتمالا آب کیرای بقیه که خشکه زده بود بلند شد و … یه لحظه به تختی که روش سکس کردیم فکر کردم . یعنی چند نفر قبل ما اینجا سکس کردن ؟ این به کنار … چند نفر آب کیرشون رو ریختن رو این تختا ؟ عرق تنشون ؟ رعشه ای چند ثانیه ای از حالت مشمئز کننده ای که توش بودم بهم دست داد . فوری پاشدم و لباس پوشیدم یه تشکر انگلیسی دادم خدمت دختر روسه و امدم بیرون . دیدم حمید یه گوشه نشسته با موبایلش بازی میکنه و رامین هنوز نیومده بیرون .گفتم تموم شد ؟ گفت آره بابا نیم ساعته تموم شده . گفتم مگه چقد طول کشید ؟ گفت همون ده دقیقه اول تموم شد دیگه مگه یه کردن چقد طول میکشه ؟ گفتم قرصه رو خوردی ؟ گفت وای آره قرصه رو خوردم پنج دقیقه مداوم تلمبه زدم . گفتم خیلی خوب باشه رامین کو ؟ گفت هنوز اون توئه . رامین همینجوریشم دیرانزال بود قرص رو هم خورده دیگه حالا حالاها بیرون بیا نیست . یکم که گذشت انگار کم کم اثر قرصه از بین میرفت . حس خواب آلودگی شدیدی پیدا کرده بودم . کمرم هم خشک شده بود انگار که بعدا فهمیدم اسپاسم عضلانی بود نه خشک شدن . یه ربع گذشت و رامین امد بیرون و برگشتیم هتل . ویروت رو باهاش روزانه حساب میکردیم . حساب اون روزش رو دادیم و رفتیم تو اتاق و نوبتی دوش گرفتیم . منو رامین انگار تریلی از رومون رد شده ولو شدیم رو تخت ولی حمید عین خیالش نبود . سکس آنچنانی هم نکرده بود که بخواد خسته باشه ولی منو رامین حسابی خشک شده بودیم . خوابیدیم تا دم دمای غروب و پاشدیم گفتیم بریم بیرون . ولی نه من نه رامین نای راه رفتن نداشتیم . حمید که از یه ساعت قبلش آماده بود هی غر میزد که پاشیم بریم بیرون من شب هم میخوام سکس کنم خیلی خوش گذشت . امدیم تا لابی هتل به مسئول پذیرش گفتیم یه بار نزدیک به اینجا کجا هست ؟ گفت اگه مشروب میخواین زیر همین هتل یه بار کوچیک هست ولی اگه رقص و موزیک و دختر میخواین سرخیابون یه دونه هست . رفتیم سالن سرخیابون . نشستیم هرکدوم یه آبجو سفارش دادیم سه تا دختر امدن پیشمون و خواستن دعوتشون کنیم به نوشیدنی . سفارش دادیم براشون اونا هم نشستن رو پاهامون . گفتن ما همیشه منتظر ایرانی ها هستیم که بیان خیلی دست و دلبازن و همیشه برامون نوشیدنی میخرن . البته هندونه ای بیش نبود که دادن زیر بغلمون . منو رامین که هیچ حسی نداشتیم ولی حمید تو کونش عروسی بود و آب از لب و لوچش آویزون بود و اونقد رون و کمر دختره رو دستمالی کرد که آخر سر شاکی شد و به تایلندی یه چیزایی گفت و رفت بیرون . حمید گفت چی گفت این دختره ؟ رامین گفت به تایلندی گفت خارتو سگ گایید . حمید گفت تو کی تایلندی یاد گرفتی ؟ گفت من فحشای تموم زبونارو بلدم . گفت خوب همین خارتو سگ گایید رو به تایلندی بگو . رامین هم یه کسشعری گفت و حمید فهمید ایسگاه شده پرید رو سرو کول رامین و رامین از رو صندلی افتاد دختره که رو پای رامین بود افتاد رو رامین و حمید هم افتاد رو جفتشون . من و این دختر سومیه که رو پام بود داشتیم میخندیدیدم که دیدم حمید ول کن ماجرا نیست و بازم داره دختر بین خودش و رامینو میماله و همزمان میزنه رو سروکله رامین . دوتا قلچماق که ظاهرا حراست اونجا بودن امدن و حمید و رامینو با تیپا انداختن بیرون منم بردن پای صندوق که حساب کنم . هنوز ساعت ده نشده بود برگشتیم هتل . رامین و حمید حسابی حالشون گرفته بود ظاهرا چندتا اردنگی خورده بودن از اون دوتا . گفتم من خوابم میاد رامین هم گفت منم خوابم میاد حمید گفت بخوابین زپرتیا من میرم بیرون کس تور کنم بکنم شما کپه مرگتونو بذارین .خسته تر از اون بودیم که به حمید چیزی بگیم . ما خوابیدیم و حمید رفت بیرون .

ساعت حدودا 3 نصف شب بود که در اتاقمون رو زدن . هم من هم حمید گشادیمون میشد جواب بدیم . هی خودمونو زدیم به خواب . فکر میکردیم حمیده کلید رو جا گذاشته که با صدای غریبه ای از تخت خواب پریدیم . رفتم درو باز کردم مسئول پذیرش بود گفت تلفن اتاق رو جواب نمیدادید شخصا امدم . از بیمارستان زنگ زدن دوستتون بیمارستانه ظاهرا مشکل کوچیکی براش پیش امده . بخاطر هزینه رومینگ گوشیامون رو خاموش کرده بودیم . آدرس بیمارستان رو گرفتم و تاکسی گرفتیم با رامین رفتیم بیمارستان . مثه گچ شده بود رنگمون از ترس . تو کشور غریب دیدی چطور بچه مردم پرپر شد .
رسیدیم بیمارستان و پرسون پرسون اتاقی که حمید توش بود رو پیدا کردیم . رفتیم تو دیدیم حمید دمرو رو تخت خوابیده . گفتیم این چش شده ؟ پرستاره هم گفت این دوستتونه ؟ گفتیم آره . گفت اصلا نگران نباشید حالش خوبه فقط تحت تاثیر داروهای آرامبخشه دوروز تحت درمانه و بعد مرخص میشه . گفتیم چه اتفاقی براش افتاده ؟ گغت چیز حادی نیست پارگی مقعد داده بخیش کردیم تا دو روز دیگه هم مرخصه . منو رامین عرق سردی رو تنمون نشست . رامین رفت عقب تکیه داد به دیوار .

پرستاره چه راحت گفت چیزی نیست پارگی مقعد داده . گفتم میشه بپرسم چجوری پارگی مقعد داده ؟ گفت ظاهرا بدون آماده سازی باهاش دخول کردن و بار اولشم بوده و … بقیه حرفاشو نمیشنیدم . یعنی کی کون حمید گذاشته ؟ هرکی باشه خودم کونش میزارم . خون داشت خونمو میخورد . اعصابم خیلی داغون شده بود . رامین انگار برق گرفته بودش . دکتر امد تو اتاق و یه سری چیزا نوشت داد به پرستاره و رفت . پرستاره رفت و بعد چند دقیقه با یه سری دارو برگشت . یه سرم بود براش وصل کرد یه آمپول زد به حمید که یه تکونی خورد و آمپول بعدی رو تو سرم خالی کرد و رفت بیرون . حمید به هوش امد رامین با گریه رفت بالا سرش گفت حمید داداش چی شده ؟ کی اینکارو کرده ؟ گفتم حمید کی بوده خودم میکشمش . حمید که تازه بهوش امده بود گفت چیزی نیست تقصیر خودمه . گفتیم یعنی خودت کون دادی ؟ اینبار رامین سرخ شده بود از عصبانیت منم زبونم بند امده بود . حمید شروع کرد به تعریف کردن :

راستش امدم بیرون از هتل و شروع کردم گشتن . رفتم تا نزدیکیای ساحل اونجا یه بار بود رفتم توش و حسابی مشروب خوردم و به سرم زد یه دختر خوشگل تور کنم . رفتم سر خیابون دیدم یه دختره وایساده بهش پیشنهاد دادم سکس کنیم . گفت باشه ازت پول نمیخوام . خواست حرف دیگه ای بزنه که من نذاشتم گفتم خیلی هم عالی قبوله . خواست حرف بزنه دیگه نذاشتم حرف بزنه گفتم ساکت دیگه . نمیدونید چقد خوشگل بود دختره . رفتیم توی یه کوچه و دامنشو دادم پایین دیدم جلو شورتش پف کرده نفهمیدم جریان از چه قراره شورتشو دادم پایین کیرش پرید بیرون . دوجنسه بود . کیرش از مال من کلفت تر بود. ولی خیلی خوشگل بود با کون طاقچه ای نتونستم بگذرم و برش گردوندم و گاییدمش . بعد که تموم شد برگشت گفت خوب حالا نوبت منه . چشام گرد شد گفتم چی نوبت توئه . گفت قرارمون از اول این بوده که تو منو بکنی منم تورو بکنم . گفتم نه همچین قراری نداشتیم گفت من خواستم بگم تو خودت گفتی قبوله فکر کردم میدونی . خلاصه بحثمون بالا کشید و صدامون بلند شد پلیس امد و حرفامونو گوش کرد گفت این خانم راست میگه باید وایسی تورو بکنه . منم گفتم بابا باید حتما بدم عجب گیری افتادیم . دختره گفت یه راه دیگه هم هست پونصد دلار ازت میگیرم دیگه تمومه . پلیسه یه نگاه بهم انداخت گفت قبوله ؟ پیش خودم فکر کردم گفتم بابا ده دقیقه میکنه تموم میشه میره پونصد دلار پنج بار کس میکنم باهاش سر کون ندادن بدم خیلی ستمه . گفتم نه کون میدم کسی نمیفهمه . پلیسا رفتن و منم شلوارمو کندم همین که کرد تو انگار تیر خوردم . بیهوش شدم وقتی بهوش امدم تو بیمارستانم . ادرس هتلو دادم بیاین پیشم . منو رامین دهنامون وا مونده بود از کسخلی این بشر . گفتم خوب الان من چی بگم بهت . کونتو تو بلاد غربت به باد دادی سر اینکه پونصد دلار هزینه نکنی ؟

یاد اون جوکه افتادم که پسره امد پیش دوستاش گفت کس کردم . دوستاش گفتن توکه پول نداشتی چطور کس کردی ؟ گفت کون دادم پول دادن .
دوروز بعدش که رفتیم حمیدو از بیمارستان مرخص کنیم فیش واریزی بیمارستانو دادن دستمون . دوهزار دلار بود .

نویسنده : کیرمرد(dickerman)


👍 46
👎 3
27601 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

734558
2018-12-08 21:01:14 +0330 +0330

دیکرمن گل کاشتی،مثل همیشه عالی بود.کلی خندیدم،حمید بیچاره با یک کارتون کاندوم اومده بود که بکنه ولی در نهایت شد که
کونش پاره بشه و بره

5 ❤️

734559
2018-12-08 21:02:06 +0330 +0330

اولا که بازگشتتونو به سایت خوش امد میگم.
دوما این فرقونه یا قالیچه سلیمان؟ باهاش سوئد میری… تایلند میری… یعنی دنیا رو گشتی باهاش ?
سوما این حمید شما که همون ارش اسکل تپه است اسمشو عوض کردی گذاشتی حمید فکر کردی کسی نمیفهمه!! دوستای دخترمونو بلند میکنی بست نیست پسرا رو هم بلند میکنی؟؟ یعنی سیر مونی نداریا!!! ? ? (rolling)


734569
2018-12-08 21:14:19 +0330 +0330

دیکر من عزیز عالی مثل همیشه خیلی طنزاتو دوست دارم.
منم با دوتا از هم خدمتیام قرار گذاشتیم بریم تایلند بعد از خدمت و رفتیم البته اون موقع خیلی ارزون بود. سفر خوبی بود البته من بیشتر وقتمو تو سیاه مستی بودم تا اینکه بخوام کار دیگه ای بکنم اما اندازه ده سال خاطره واسمون بود هنوزم وقتی دور هم جمع میشیم کلی میگیم از اون سفرو میخندیم

3 ❤️

734593
2018-12-08 22:41:17 +0330 +0330

آقا ایول
فقط اونجاش که اشانتیون دادن بهتون
طنزت واقعا عالیه

6 ❤️

734618
2018-12-09 02:51:36 +0330 +0330

بسی خندیدیم. فدایی داریییییییی

1 ❤️

734639
2018-12-09 07:45:44 +0330 +0330

دیکر من.عزیزم .
خیلی خوشحالم که برگشتی.
با اینکه حال درست حسابی ندارم
ولی
از خوندن داستانت واقعا لذت بردم .
دوس داشتنی هستی همیشه

لایک گلم لایک. :) ?

2 ❤️

734682
2018-12-09 12:18:18 +0330 +0330

گل کاشتی یار قدیمی.

3 ❤️

734686
2018-12-09 12:59:52 +0330 +0330

با عرض سلام و ارادت خدمت همه دوستانی که بهم لطف داشتن ممنون از نظراتتون .

مایه دلگرمیه میبینم دوستای قدیمی هنوزم هستن .
قربان همگی تک تک اسم نمیبرم ولی مخلص همتون هستم ?

5 ❤️

734696
2018-12-09 14:15:58 +0330 +0330

آقا دستت درد نکنه قلمت روونه و خوب تعریف می کنی
اما دو تا ایراد داشت اول اینکه به نظر من طنزش خیلی
کمرنگ بود دومیش هم اینکه اسم داستان روزی روزگاری در تایلنده. ولی بیا به جای کلمه تایلند هر شهر دیگه ای رو بنویس فرق نمی کنه. چون خیلی کلی نوشتی و به همه جا می خورد ۰ نویسنده باید خودش از موضوعش اطلاع کافی و با جزییات داشته باشه۰

0 ❤️

734703
2018-12-09 16:30:45 +0330 +0330

منو باش كه تو فكر رفتن به تايلند بودم،،شانس نداريم ميريم اونجا كونمون ميزارن
بيچاره هرچي كس كرده بود از دماغش در اومد

1 ❤️

734765
2018-12-09 22:18:09 +0330 +0330
NA

نصفه شبی از خنده اشک در چشمام جمع شد خدا وکلی دمت گرم…لایک داری عزیز

0 ❤️

734771
2018-12-09 22:59:54 +0330 +0330

به به کیرمرد __

عجیب دلتنگت بودم. داستانو بیخیال همین که اومدی لایک هیجده تقدیمت :D

3 ❤️

734774
2018-12-09 23:09:24 +0330 +0330

اونی که جلوی کیرمرد خط فاصله اومد درواقع این (love) بودا

2 ❤️

734788
2018-12-10 01:50:49 +0330 +0330

واای چقدر xخله حمیدتون:/
اخرای داستان دلم ریش شد از پارگیه مقعدش بعد خودش ب چیزشم نبووود (dash)

1 ❤️

734829
2018-12-10 08:35:21 +0330 +0330

کارای حرص درار حمید خیلی رو مخ بود اما اون آخرش خیلی خوب بود :دی
دیکرمن عزیز و کم پیدا،خسته نباشی لایک 21 ?

3 ❤️

734879
2018-12-10 15:01:45 +0330 +0330
NA

(rolling)عالی بود

2 ❤️

735200
2018-12-12 12:13:59 +0330 +0330

عالییییییییییی بود کلی خندیدم

2 ❤️

735274
2018-12-12 22:18:27 +0330 +0330

خیلی خوب بود کلی خندیدم ممنون .عالی مثل همیشه

1 ❤️

735458
2018-12-14 01:37:12 +0330 +0330

کیوان دلم برات یه ذره شده.

0 ❤️

838906
2021-10-23 18:57:47 +0330 +0330

هممون 1 رفیق مس حمید داستان داریم من 1کی که دارم حال کردم با داستانت ادتمه بده :)

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها