داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

رویای دخترعمه

1393/05/26

با سلام خدمت همه دوستان.من رضا هستم و 29 سالمه با یه تیپ معمولی و اهل شیرازم.داستانی که میخوام واستون تعریف کنم برمیگرده به حدود 7-8 سال قبل که من دانشجو بودم و خیلی کم میومدم خونه.راستی این اولین داستان منه و خواهشا فحش بهم ندین چون خودم تا حالا به کسی فحش ندادم.خب داشتم میگفتم…یه روز که از شهرستان محل دانشگاه برگشتم خونه دیدم دختر عمم هم خونمونه.اسمش(مستعار) مونا و با قد تقریبا 170 و وزن 60 خییییلی خوشگل خوش اندام.در ضمن این مونا خانم نامزد یکی از بچه های فامیل بود که داشت نامزدیشو بهم میزد و بعدا فهمیدیم که در طول نامزدیش با بکی آشنا شده و با اون قرار ازدواج گذاشته بوده.خلاصه اون روز من چون تازه بعد از مدتی از دانشگاه اومده بودم خونه, کلی همه تحویلمون گرفتن که یکیشم مونا بود.عصرش که یه کم خونه خلوت تر شد(نه خالی) با مونا گرم صحبت شدیم که از دخترای دانشگاه و روابطم و… ازم پرسید که منم بهش جواب دادم.بعدش من رفتم بیرون و دوستامو دیدمو تا شب بیرون بودم و شب برگشتم خونه.شبش همه زود خوابیدن منم نشستم پای تماشای یه بازی فوتبال که دیدم مونا هم اومد بیرون گفت خوابم نمیبره.خلاصه با هم یه کم فوتبال دیدیم که مونا حوصلش سر رفت و کنترل رو برداشت و کانالو عوض کرد که یه فیلم خارجی که معلوم نبود چیه رو دیدیم.چند دقیقه که از فیلمه گذشت یه صحنه لب گیری رو نشون داد که هر دومون نگاش کردیم.چند دقیقه بعد از اون صحنه من به مونا گفتم با نامزدت هم ازین کارا میکردین؟ گفتش نه بابا اون اصلا تو این فازا نیس.از حرفایی که بعدش زدیم معلوم بود که خیلی دختر هاتی هستش.منم داشتم حشری میشدم و نمیدونستم جطوری بهش پیشنهاد بدم که ناراحت نشه.خلاصه تو همین فکرا بودم که مونا بلند شد و گفت من دیگه بخوابم و با گفتن شب بخیر آب سردی بر پیکر کیر نیمه جان من پاشید.منم بعدش رفتم تو رختخوابم دراز کشیدم که بخوابم.ولی مگه میشد؟؟؟؟همش افکار شیطانی میومد سراغم تا اینکه بعد از یه ساعت بلند شدم یواشکی رفتم تو اتاقی که موناااااا بود.قلبم داشت از شدت هیجان و ترس و حشریت از جا کنده میشد.اگه بگم میتونستم صدای ضربانشو بشنوم شاید اغراق نباشه.خلاصه رفتم تو اتاق…تقریبا اریک بود ولی بعد از یه دقیقه که چشمم به تاریکی عادت کرد میتونستم به راحتی همه چیو ببینم.مونا جون با یه استرچ فوق العاده تنگ مشکی و یه آستین حلقه ای به بغل خوابیده بود.خداییش بدنش معرکه بود,بدون حتی یه ذره شکم.خیییییییلی آروم رفتتم کنارش دراز کشیدم.نمیدونستم چکار کنم حتی نمیدونستم خوابه یا نه؟؟؟خییییلی آروم دست راستمو گذاشتم روی بازوش, جایی که خیلی دوس داشتم…بعد از یه دقیقه دستمو برداشتمو آروم بازوشو بوسیدم.خیلیییی بهم چسبید.بازم تکرار کردم.ولی بعد از چندبار بوسیدنش دیگه بازوش که یه زمانی سقف آرزوم بود جوابگو نبود.واسه همین تصمیم گرفتم سینشو بمالم.با اینکه به بغل خوابیده بود ولی به هر بدبختی بود از رو لباس خییییییییییییلی یواش سینشو تو دستم فشردم.وااااای که چه لذتی داشت اون لحظه اول.چند بار این کارو هم تکرار کردم تا دیگه دلم بیشتر خواست ولی بیشتر از اون دیگه خیلی سخت بود.با اینحال بازم کیرم بر عقلم پیروز شد و تصمیم گرفتم کیرمو از رو شلوار بذارم لای پاهاش.دوباره رفتم پشت سرش دراز کشیدم, کیرمو آرووووم گذاشتم لای پاهاش.با اینکه از رو شلوار بود ولی وحشتناک لذتبخش بود.چندبار آروم تکونش دادم تا آبم اومد و ریخت رو شلوارش که البته خیلی زیاد نبود و پاکش کردم.وقتی رفتم بیرون با خودم گفتم این حتما بیدار بوده و برگشتم پشت در اتاق.یه لحظه یواشکی نگاه کردم دیدم داره آبمو با پتو پاک میکنه.پس بیدار بوووده ولی از یه طرف خیلی ترسیدم که فهمیده از طرفی هم خوشحال بودم که اگه دوس نداشته یه حرکتی میکرد که من مزاحمش نشم.فرداش روم نشد تو چشماش نگاه کنم و صبح تا عصر بیرون بودم.عصر که اومدم خونه دیدم رفته حمام و فقط خواهر کوچیکم خونس.چند دقیقه بعد با حوله کامل از حمام اومد بیرون و سلام کرد و رفت لباس بپوشه.بعدش اومد گفت رضا میشه موهامو واسم شونه کنی؟؟گفتم آره حتما.اومد جلوم نشست و بروس رو داد دستم و شروع به بروس کشیدن شدم.دوباره داشتم حشری میشدم که صدای در حیاط اومد و گفت بسه دیگه دستت درد نکنه.اون روز هم گذشت و شب شد.شبش دیگه فوتبال نداشت ولی نشستم پای یه فیلم الکی.مونا هم اومد یه نیم ساعتی لاس زدیم و شب بخیر گفت و رفت.واااای منو میگید چقدرررر استرس داشتم.ساعت حدودا یک بازم رفتم سراغش دیدم با یه دامن خوابیده و یه تاپ گشاد هم بالا تنه پوشیده.دیگه میدونستم باهام راه میاد ولی بازم میترسیدم.رفتم کنارش دوباره اولش یه کم با بازوش حال کردم.ایندفعه بیشتر هیجان داشتم.کیرمو در آوردم هی به بازوش میمالیدم.بعد رفتم سراغ سینه هاش که حدودا 75-80 بودن.دستمو از طرف نافش بردم زیر تاپش و به سینش رسوندم و از رو سوتین مالوندمش.واقعا نزدیک بود ارضا بشم.دیگه رفتم سمت ساق پاهاش و کلی لیسش زدمو بعد کیرمو بهش مالوندم.دیدم زیر دامن جهت رفاه بازدیدکنندگان فقط یه شورت داره که از فرط خوشحالی نزدیک بود به گا برم. دیگه درنگ جایز نبود و کیرمو گذاشتم بین روناش و آروووم تلنبه زدم.آخ که صحنه کیرم بین اون رونای خوش تراش و سفید چقدر سکسی بود.بعد از دو سه دقیقه دیدم نزدیکه آبم بیاد گفتم سرشو بذارم تو کونش.دامنشو کامل دادم بالا و سعی کردم از کنار شورتش بکنمش توش که دیدم خودشو جمع کردآروم گفتم عزیزم فقط یه لحظه که هیچی نگفت ولی همچنان مقاومت میکرد.منم دیکه بیخیال کونش شدمو لاپایی کردم تا آبم اومد و ریخت پشت رونش.فردای اون شب هم مونا رفت خونشون و دیگه از اون فرصتها پیش نیومد…

نوشته: رضا


👍 2
👎 1
38104 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

431689
2014-08-17 08:59:15 +0430 +0430
NA

bache hamshahri ali bod manam dost dashtam dokhtar amamo bekonam ama nashod

0 ❤️

431690
2014-08-17 10:08:42 +0430 +0430
NA

خوب شد دختر عمت رفت خونشون
اگه یه شب دیگه مونده بود کسشو به گا میداد و حامله میشد .
کیرم دهنت .

0 ❤️

431691
2014-08-17 10:39:50 +0430 +0430
NA

جدا خاطره خوبت این بوده؟ :| مال 8 سال پیش یه مالوندن تو تاریکی با دختر عمه ای که نامزد داره و تو کفه یکی دیگست و اصلا تورو جز آمار نمیدونه :|
بدبخت :|

0 ❤️

431692
2014-08-17 23:47:02 +0430 +0430
NA

خوشم نیومد.مزخرف بود

0 ❤️

431693
2014-08-18 02:28:34 +0430 +0430
NA

خدايا واسه گناه هايى که کرديم از تو معذرت ميخوايم

0 ❤️

431694
2014-08-18 03:48:56 +0430 +0430
NA

خاک تو سردخترعمه حشری جندت وخود احمقت

0 ❤️

431695
2014-08-18 06:28:57 +0430 +0430
NA

این رویای مغز پوچت هستش که موقع نوشتن همزمان توهمش بود و کف دستی رومانتیک؟! فقط خشک خشک کف دستی میزدی ظاهرا چون آثارش رو تو کس شعرات به وضوح دیدم!

0 ❤️

431696
2014-08-18 06:43:50 +0430 +0430
NA

کی تو کاسه ماست خورده؟ماله مارو راست خورده؟
جواب:نویسنده دیوس و لاش گاباش کونیه انگله عمه ننه
گوشی 6600 نوکیا از پهنا تو کونت دیوس قرومساق کس ندیده.
تبلت 10 اینچ asus با حافظه داخلی 16 گیگ و سی پیو 4 هسته ای و لیبل ضد خش و کیف لبتابی فانتیزی به همراه پک کامل بازیهای اندروید جدید و برنامهای جالب نظیر viber tango wichat ,… چندین برنامه جالب و کاربردیه دیگر تو کونت نشستت
انگل
عمه ننه

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom