داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

زندایی خوشگلم که از بچگی عاشقش بودم

1399/05/14

سلام خدمت دوستان شاهرخ هستم ۲۵
داستان من با زندایی خشگلم برمیگرده به بچگی از ۶ سالگیم خونواده ما و دایی با هم تو ی ساختمون زندگی میکردیم و طبیعتا اولش حسی بهش نداشتم ولی به دلیل رفت و امدای زیاد به خونه هم دیگه واقعا یه جایی رسیده بود ک دیگ خیلی دوسش داشتم
مثلا تو طول روز یا مامان من خونه اونا بود یا زنداییم خونه ما بود تا باباینا بیان از سرکار منم که بچه بودم خوب جلوی من راحت میگشت
یکم ک گذشت و با اینچیزا اشنا شده بودم همش دوس داشتم یا بیاد خونمون یا ما بریم خونشون
وقتی شلوارک میپوشید و اون ساق پاهای سفید و تراشیدش میفتاد بیرون واقعا لذت بخش بود یا وقتی تاپ مبپوشید دیدن اون بدن و سینه سفیدش واقعا دیوونه میکرد ادمو
دگ یه جوری شده بود من شب ک میخوابیدم ب امید این ک صب زندایی جونمو چ جوری میخوام ببینم ی جاهایی واقعا حس میکردم دوسش دارم
خلاصه ما بادید زدن و تو کف بودن ابن زندایی بزرگ شدیم دگ
یه اتفاق بدی تو زندگی ما افتاد ک بخوام بگم خیلی طول میکشه دایی من افتاد زندان و مجبور شدیم خونشونو بفروشیم و خرج وکیل و رضایت و این کسشرا کنیم به خاطر همینم زندایی با بچه هاش هم خونه ما شدن اولش موقت بود ولی خیلی طول کشید یه دختر داشت ک ازدواج کرده بود یه پسر ۷ ساله
رابطه ما هم ی جوری بود ک چون از بچگی باهاش بزرگ شدم و زیاد رفت وامد داشتبم با هم راحت بودیم و منم زیاد اهل شوخیو اینا هستم میگفتیم میخندیدیم رابطمون گرم بود سرد نبود
یه روز که من سرکار بودم مثل این ک زندایی از رو چارپایه میفته و کمرش اسیب میبینه دکتر و فیزیوتراپیو اب درمانی تا یکم بهتر میشه ولی ی پماد داشت که باید روزی یه بار مانان براش میزد و ماساژ میداد تا اروم میشد
یه روز اومدم خونه از مغازه برا ناهار کسی نبود من بودم و زندایی خشگلم ناهار خوردیم دیدم اخ و اوخ میکنه گفتم چ شده گف اذیت میکنه کمرم مانانتم ک غروب میاد تا عروب باید صب کنم اروم (مادرم شاغل هستش) گفتم خوب اگ خیلی اذیتی من برات بمالم یکم تعارف کرد ک نه زحمتت میشه خسته ای توام و اینا گفتم نه بابا چ زحمتی حالا از خدام بودا رف پماد و اورد با اسرار من و دراز کشید یه پیرهن دکمه دار پوشیده بود با یه دامت پیرهنشو خیلی اروم و با احتیاط خودش داد بالا از نصف بیشتر من پماد و زدم ب کمرش همین ک دس زدم ب اون بدن خشگل و نازش دلم ضعف رفت براش خوب ک مالیدم پمادو شرو کردم ماساژ دادن یکم ک گذش گف از مامان بهتر ماساژ میدیا چشاشو بست و اروم دراز کشیده بود من ک از جام خسته شده بودم دی هی وول میخورم گف چیه خسته شدی میخوای بشین رو پام من و میگی معطل نکردم سریع نشستم رو پاشیکم پایین تر از کونش تازه فهمیدم دامن چ نعمتیه قشنگ نرمیه بدنشو حس میکردم از رو دامن اخه خودمم شلوارک میپوشم معمولا تو خونه برا این ک دستم ب بالای کمرش برسه هی نمه نمه رفتم بالاتر دگ قشنگ رو باسنش بودم وای الان ک یادم میاد بدا اولین بار نرمیه باسنشو حس کردم بهترین حس دنیا بود برام همین ک ماساژ میدادم دگ برا قسمتای بالای کمرش دستمو دراز نمیکردم کمرمو جلو عقب میکردم کیرم سیخ شده بود مالیده مید به کونش اصن یه حال بی نظیری بود اونم چشماشو بسته بود دراز کشیده بود و بعضی وقتا نیگفت اخیش اخیش تت خیلی بهتر ماساژ میدی انقد دگ بالا پایین کردم ابم اومد ریخ تو شلوارکم فک کنم فهمید ک گفت بسه دیگه مرسی من رفتم دراز کشیدم بدنم بی جون و بی حس یه چند روزی همینجوری گذشت من براش ماساژ میدادم ظهرا و ابمو میریخ تو شلوارمو تموم میشد
یه روز بعد از ناهار ک نوبت ماساژ شد کمر خشگل و سفیدشو ک حسابی ماساژ دادمو داش لذت میبرد گفتم میخوای اگ خسته ای پاهاتو برات ماساژ بدم گف اخه خسته نیشی گفتم نه بابا چه خسته ای رفتم از این روغن بدن فیروزه ها اوردم اول دامنشو تا زانو دادم بالا روغن زدم و ماساژ دادم خوب که کارمو کردم دامنشو بیشتر زدم بالا تا زیر باسنش اخخخ نرمیو سفیدی رون پاهاش به شدت بی نطیر بود دس ک بهش زدم دلم ضعف رف دگ همینجوری پاااشو ماساژ میدودم دستمو بردم زیر دامنشو کونش انقد نرم بود ک نمیشه توصیف کرد شرو کردم ب ناساژ دادن از پرسیدم خوبه اونم با سر اشاره کرد اره دیگ اخیش اخیش تبدیل شده بود به ناله ریز خیلی ریز ولی معلوم بود داره لذت میبره از قصد هی روغن زیاد زدم شرتش خیس خیس شده بود اروم گفتم خیس شده بزار درش بیارم یکم خودشو داد بالا درش اوردم چی میدیدددم داشتم له له میزدم براش همینجوری شلوارک و شورت خودمم دراوردم نشستم پایین پاهاش دوباره شرو کردم ماساژ دادن از پایین هی رفتم بالا هی رفتم بالا دیگ نشتستم رو کمرش کیرم افتاد لای قاچ کونش انقد بزرگ بود گم شده بود توش دستمو دراز کردم رو کمرش ک دارم ماساژ میدم هی خودمو بلند کردم دوباره نشستم تا کیرم افتاد لای پاش دراز کشیدم روش و لای پاش تلمبه زدم یکم ک زدم در گوشش اروم گفتم نانازتو ماساژ بدم که با زبون گف اوهوم کیرمو تنطیم کردم اولش سخت رف توش ولی یکم ک فشار دادم تا نصفه رف یه اه بلند از رو هوس کشید که نگوو با اولین تلمبم نفش شدید شد و ارضا شد منم شرو کردم تلمبه زدن انقدر تنگ بود و داااااغ ک ۵ ۶ تا جلو عقب کردم ابم اومد نتونستم بکشم بیرون دیگه همش ریختم توش بیحال افتادم رو بدنش گردنشو بوسیدم پاشدم رفتم حموم اومدم بیرون انگار ن انگار ن حرفی چیزی رفتم مغازه
از شانس بد من فرداش جمعه بود و ماماینا خونه دس به خایه موندیم تا دوباره شنبه بشه بدشانسی دوم بچه ها(صبحی بودن این هفته) دیگ ظهر خونه بودن صب به یه بهونه ای اومدم خونه و گف این نوقع اومدی گفتم اومدم ماساژت بدم خندید و رفت تو اتاق پشتش رفتن دیدن دراز کشیده به پشت رو تخت من با گوشیش ورر میره رفتم پشتش دراز کشیدم پتو رو کشیدم رو خودمون از پشت بغلش کردم تیشرتشو دراوردم و…
دیگه من ب عشقم رسیده بودن و هر فرصتی پیدا میشد حسابی با هم حال میکردیم واقعا برام بهترین حس دنیا بود وقتی کنارش میخابیدم اونم کمبود شوهرش جبران میشد
امیدوارم خوشتون اونده باشه
نوشته: شاهرخ


👍 29
👎 34
52900 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

905553
2020-08-04 00:42:19 +0430 +0430

اخ اخ،دوستم این کتگوری هایی که میگم همیشه سکسی ان، زن دایی ، زن داداش، خواهرزن

3 ❤️

905580
2020-08-04 01:04:46 +0430 +0430

اگه مامانت شاغل هست و غروب برمیگرده، روزای قبلش کی براش میمالید؟
جقی زنی که دوبار زاییده 100سال هم کس نده دیگه تنگ نمیشه که کیر سخت بره توش گوه زیادی نخور برو جقت رو بزن

7 ❤️

905581
2020-08-04 01:05:19 +0430 +0430

زن شوهر دار دیس

2 ❤️

905588
2020-08-04 01:11:52 +0430 +0430

کیر چوپان دروغگو تو کونت ناموسا.

3 ❤️

905601
2020-08-04 01:22:47 +0430 +0430

طرف ماساژور حرفه ایه هرجا میره کونش میزارن اونوقت این جقو ها هرکیو روغن مالی میکنن سه سوت کس میده!! یعنی این کتگوری تعمیر کامپیوتر و ماساژ نبود ملت میخواستن با چی کستان بنویسن!!


905618
2020-08-04 01:48:50 +0430 +0430

زنداییت ب خواهر شوهرش میگه مامان؟!!!

1 ❤️

905640
2020-08-04 03:56:28 +0430 +0430

کیرم تو معلمای دوران ابتداییت با این نوشتنت
داستان اصلی : پدرت میفته زندان پسر داییتم هر روز جلو چشات مامانتو میکنه تو هم هیچ غلتی نتونستی بکنی

3 ❤️

905647
2020-08-04 05:06:39 +0430 +0430

ملجوق کیری… یکم فانتزیاتو واقعی تر بیان کن …

1 ❤️

905651
2020-08-04 05:46:39 +0430 +0430

سکس وحشیو عشقه

0 ❤️

905685
2020-08-04 08:20:12 +0430 +0430

بچه این چه کستانیه نوشتی
شماها اگه ننویسین اتفاقی میافته؟

3 ❤️

905696
2020-08-04 08:48:34 +0430 +0430

همه م هارو ن نوشتی . خیلی املای ضعیف و کیری ای داشتی . با زبون گفت اوهوم ینی چی ناموسا؟ کیرم تو داستانت

0 ❤️

905715
2020-08-04 10:11:53 +0430 +0430

شهوانی هر چیزی هم کم داشت عوضش این کصخلا رو نویسنده کرد 🤣
یعنی چند تا داستان و قاطی کردیا 🤣 کارت درسته
اولش همسایه بودین بعد داییت افتاد زندان بعد اومدن خونه شما موندن بعد کمرشم دچار حادثه شد تو براش کرم میمالیدی 🤣 مرد مومن بچه های اینجا با هر کدوم از اینا یه داستان میسازن تو ترکیبی زدی ؟ 🤣🤣🤣

4 ❤️

905718
2020-08-04 10:15:50 +0430 +0430

ناساژ؟؟؟؟!!!

یه دست در حال تایپ یدست در حال جغ بهتر از این نمیشه…
گمشو و دیگه ننویس حیوون

0 ❤️

905728
2020-08-04 10:54:10 +0430 +0430

دست به قلمت افتضاح بود ولی داستانت خوب بود

0 ❤️

905733
2020-08-04 11:16:23 +0430 +0430

۶ سالگی!!!بچه ۶ ساله نمی تونه جیش خودشو بشوره و هورمون جنسی هم نداره هااااااا
تکراری و دروغ بود ولی همین که بهش فکر می کنی و می نویسی یعنی ولدزنا هستی😁

6 ❤️

905747
2020-08-04 12:39:19 +0430 +0430

کارگردان برازرسی؟

1 ❤️

905751
2020-08-04 12:50:23 +0430 +0430

کیر منم نیاز به ناساژ داره🤮🤮🤮🤮🤮🖕🖕🖕
برو کون بده کیرت کلفت شه نیای اینجا کص و شعر تفت بدی

0 ❤️

905761
2020-08-04 13:42:46 +0430 +0430

مامانت کجا کار میکنه ک قبلااون ماساژ میداده؟
الان اگه ننت هنوز تو کاره ماساژه کیرم درد میکنه

2 ❤️

905771
2020-08-04 14:26:35 +0430 +0430

چشات روشن

0 ❤️

905775
2020-08-04 14:43:30 +0430 +0430

داستان (خاله پسرت منو …) نوشته منه اگه دوست داشتید بخونید
داستان جدیدم هم تازه آپلود کردم (تقصیر مامانم بود)
اونم به زودی میاد اگه خوشتون اومد قسمت دومش رو مینویسم

0 ❤️

905789
2020-08-04 15:39:28 +0430 +0430

چرا باید از توهمات یه جقی خوشمون بیاد؟
برفرض هم که راست گفته باشی
غیر از فحش بتوی حرومزاده ی چشم ناپاک
چه جوابی میشه داد؟

0 ❤️

905799
2020-08-04 16:21:07 +0430 +0430

میگم توی این فیلم سوپری که شما داری توضیح میدی کیر و کس رو سانسور کرده بودن؟ 😂

0 ❤️

905801
2020-08-04 16:31:55 +0430 +0430

نصف داستانای سایت ماساژم توشون هست

0 ❤️

905813
2020-08-04 18:26:11 +0430 +0430

زارررت دوست عزیز

0 ❤️

905835
2020-08-04 23:02:03 +0430 +0430

زندایی،مادر،خواهر،زن عمو و … چرا هموشون سکسین و همیشه راضی به دادن هستن و همیشه باز میپوشن و به دلایل مسخره هم راضی میشن

0 ❤️

905839
2020-08-04 23:17:18 +0430 +0430

نقطه هارو تو کونت جا کردی

0 ❤️

905842
2020-08-04 23:38:40 +0430 +0430

کیر تو کونه خرت

0 ❤️

905926
2020-08-05 02:29:55 +0430 +0430

هرکیم میخواد یکیو بکنه از بچگیش یه علاقه ای بهش داشته
ما که هرچی فحش میدیم باز ادم‌نمیشین
حداقل طرز کص گوییتونو عوض کنین
همه به یه شکل کص نگید کونیا
ادم شید

0 ❤️

905931
2020-08-05 03:19:37 +0430 +0430

من تو پورن هاب فیلمشم دیدم😂😂😂😂

0 ❤️

905958
2020-08-05 06:50:49 +0430 +0430

توهمات یه جقی بد بخت
بابا کونی کمتر بزن چشاتو داری از دس میدی

0 ❤️

906027
2020-08-05 12:02:26 +0430 +0430

خداروشکر وقتی یه جقی داستان می نویسه کاملا مشخص میشه از کونش دراورده

0 ❤️

906042
2020-08-05 14:32:41 +0430 +0430

کثه ننط با سس هزار جزیره تبرک اگه دروغ بگی

0 ❤️

906053
2020-08-05 15:01:37 +0430 +0430

شاه کوت جون تو مغازه میگائیدنت نه تو خونه اونم کی دائی نامرد

0 ❤️

906217
2020-08-06 03:53:18 +0430 +0430

تو اگه تونستی توضیح بدی چه جوری رو کمرش نشستی و کمرش رو ماساژ دادی که کیر وامونده ات رو چاک کونش افتاده بود صد تا لایک چَکی بهت میدم و واسه اینکارت کلی هم تشویقت میکنم کس نویس حواس پرت.

0 ❤️

906347
2020-08-06 18:31:26 +0430 +0430

معلوم نیست چند بار ابت اومده این داستانو بنویسی

0 ❤️

906350
2020-08-06 18:36:31 +0430 +0430

توهین به شعور خودت نکن حداقل

0 ❤️

906376
2020-08-06 23:47:37 +0430 +0430

اگه از متن ویرایش نشده ات و غلطای املایی اش بگذریم قشنگ بود
دمت گرم
کص خوبی کردی

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom