زندگی محمود و شراره (۲)

1399/10/26

...قسمت قبل

سلام دوستای گلم. امیدوارم از قسمت اول لذت برده باشید.
و حالا ادامه ماجرا.
بعد از سکس فوق العاده اون روز چند روز بعد داشتم با شراره چت میکردم و بحثمون دوباره به سکس رسید و من ازش پرسیدم بلاخره اونروز نگفتی اسماعیل چجوری برای اولین بار از کون کردتت. گفت هیچی دیگه اونروز با لاپایی زدن آبش اومد و ارضا شد اما گفت از دفعه بعد هر بار با یچیزی سوراختو یکم گشاد میکنم که راحت بتونیم باهم سکس داشته باشیم. اونروز من برگشتم خونمونو سریع رفتم حموم و چون خیلی دوست داشتم زودتر اسماعیل منو از کون بکنه تو حموم دسته برسمو کردم توش که فهمیدم منظورش از درد چی بود . اما منصرف نشدم بعد از چند باری تکرار کردن خیلی راحت دسته برس رو میکرد تو و دیگه درد نداشت. شبم موقع خواب یه خیار که از برس یکم کلفت تر بود و با خودم بردم زیر پتو و کردمش تو کونم بعد از یکم ور رفتن با خودم دیدم شاهین میگه چته چرا اینقد میلولی به خودت منم یهو جا خوردم و فهمیدم نزدیکبود سوتی بدم گفتم هیچی یکم کمرم درد میکنه و از ترسم دیگه هیچ تکونی نخوردم فقط آروم شرتمو بالا کشیدم و خیار تا صبح موند اونتو. (لازم شد بگم خونه خالم دوتا اتاق خواب بیشتر نداره که تو یکیش خالم و شوهر خالم میخوابن تو اونیکی هم شراره شادی و شاهین. شادی سه سال از شراره بزرگتره و شاهین یکسال.)
شراره ادامه داد که- آره از اونروز تا پسفرداش هر روز یچیزی کلفت تر از قبلی میکردم تو خودم تا برای سکس با اسماعیل آماده بشم. حالا دیگه راحت خیار سالادی میکردم اون تو چون کیر اسماعیل و دیده بودم حس میکردم که الان آمادگیشو دارم و اونروز بعد از ظهر به مامانم گفتم من میرم خونه مریم جون که پسرعمم بهم ریاضی درس بده و اونم زنگ زد بهشون و گفت شرمنده ما این شراره رو هر دفعه میفرستیم مزاحم شما میشه که با چند تا تعارف تیکه پاره کردن تلفن و قطع کرد و منو فرستاد اونجا. وقتی رفتم تو اسماعیل از چشماش شهوت میبارید و بعد از ده دقیقه نشستن و حرف زدن با مریم جون پاشدیم با اسماعیل رفتیم سمت اتاق خوابشون که مثلا تو درسام بهم کمک کنه. وقتی رفتیم داخل اسماعیل شروع کرد قربون صدقه رفتنم و همون اول کارشروع کرد دستمالی کردنم و شلوار و شرتمو تا زانو کشید پایین و دامنو زد بالا و از پشت شروع کرد به خوردن کوس و کونم منم که رو ابرا بودم. بعد از دو سه دقیقه دیدم از زیر تخت یه خیار کوچیک در آورد که بکنه تو کونم که با خجالت بهش گفتم آقا اسماعیل لازم نیست این چیزا خودم اینکارارو انجام دادم شما راحت کارتو بکن. اونم از خدا خواسته یکم کرم آورد زد به کیرشو به سوراخ کون منو آروم شروع کرد چند باری انگشت کردنم و بعد سر کیرشو گذاشت دم سوراخمو فشار داد توم و بعد از چند تا تلمبه آروم شروع کرد مثل این وحشیا گاییدن من. و من غرق لذت بودم چون لذت کیر اصلا با خیار و اینچیزا قابل مقایسه نبود و خوشحال بودم که بلاخره سکس رو تجربه کردم و از اونموقع تا همین یکی دو ماه پیش که باتو رابطه دارم هفته ای حداقل یبار منو از کون میکرد.
گفتم – وایی دیوونم کردی با این خاطرهات فردا میای بریم خونه عموم
که دیدم بله خانم خودشم حشری شده و نه نیاورد و قبول کرد. فردا خوبیش این بود که عمو و زنعموم هردو شیفت بعداز ظهر کلاس داشتن و دیگه لازم نبود شراره مدرسه رو بپیچونه فقط به خالم گفته بود بعد از مدرسه میره خونه دوستش فروزان. فردا از جلو مدرسه با هم اومدیم یه ساندویچ باهم زدیم تا هم گرسنه نباشیم هم اینکه خونه خالی بشه بعدش راه افتادیم رفتیم و فواد مارو راه داد بالا و دوباره طبق معمول دو دفعه پیش بعد از یه سلام و احوالپرسی رفتیم تو اتاق خواب فواد و افتادیم بجون هم من کاملا لختش کردم و خودمم لخت شدم شروع کردم به خوردن کوسش یکم که گذشت گفت خوب حال تو ادامشو تعریف کن. سرمو از بین پاهاش درآوردم گفتم چیو. گفت همون سکسایی که میگی فواد میاورد با هم میکردید. گفتم- دفعه قبل که واست تعریف کردم.
شراره- خوب اون اولین دفعتون بود . تو گفتی چند باری اینکارو کردید. یکی دیگشو بگو.
گفتم- واقعا دوست داری گفت آره یجوری میشم لذت سکسمونو بیشتر میکنه . اصلا ولش کن اگه دوست نداری تعریف نکن.
گفتم – چرا که نه واست تعریف میکنم حالا که دوست داری.
پوزیشنمونو مثل سکس قبلیمون میزون کردیم خوابید به کنارو پاهاشو جمع کرد تو شکمشو کونشو بیشتر داد عقب تا سوراخ کوس و کونش از پشت بزنه بیرون و واقعا صحنه قشنگی بود . منم آروم از پشت چسبیدم بهش و کیرمو کردم تو کونش و شروع کردم آروم آروم عقب جلو کردن.
گفتم- یبار یه زنه که شیش هفت سالی از مابزرگتر بود رو آورد خونه و چون من زود آبم میومد یدونه اسپری با خودش آورد که من استفاده کنم از همینی که الان زدم. خواستم از اتاق برم بیرون تا اون کارشو بکنه بعد من بیام تو که گفت نرو بمون تا توهم یاد بگیری چجوری باید سکس کنی درضمن این هردوتا سوراخاش اوکیه دوتامونو جواب میده.
زنه خیلی خوشگل و خوش هیکل بود و شروع کردیم به سکس من کیرم دهنش بود که فواد از پشت گذاشته بود تو کوسش و تلمبه میزد. (وقتی از سکس فواد حرف میزدم قشنگ معلوم بود شراره بیشتر حشری میشه و من اینو کاملا متوجه شده بودم و نمیدونم چرا اما بدم نمیومد چون فواد رو بیشتر از هرکسی دوست داشتم و یادم نمیرفت که همیشه هوامو داشت) واسه همین بیشتر از فواد حرف میزدم. مثلا گفتم فواد یجوری تو سکس محکم طرف رو میکرد که بیهوش میشدن از شهوت و میدیدم که شراره داغتر میشه و گفتم من اسپری زدم اما اون اصلا از اسپری استفاده نمیکرد.
شراره لباشو گاز میگرفت از تعریف های من از فواد و منم از عمد گفتم – شراره الان منو میبینی اسپری زدم دارم باهات سکس میکنم و نهایتا سی دقیقه طول میکشه اونم با خوردن معاشقه.
شراره- خوووب
من- اگه همین الان فواد میومد میخواست تورو بکنه بدون اینکه چیزی استفاده کنه فقط سی دقیقه تو کونت تلمبه میزد سکس کاملش باهات راحت یساعت طول میکشید.
از عمد خود شراره رو مخاطب قرار دادم ببینم واکنشش چیه که دیدم دیوونه شد صدای ای و اویش بالا رفت و با تکون های شدید توبغلم آروم گرفت. منم چند ثانیه ای صبر کردم دوباره شروع کردم خیلی آروم تلمبه زدن که دوباره سرحال بشه. اینبار آروم تو گوشش گفتم چرا با آوردن اسم فواد این قد حشری میشی.
خودشو یکم ناراحت جلوه داد و گفت- این چه حرفیه میزنی من …
نذاشتم ادامه بده چنگ زدم تو سینه هاشو گفتم حاشا نکن من که بهت گفتم از دروغ بدم میاد.
گفت- اخه خوب حرفایی که میزنی تحریک کنندس.
گفتم دوست داری باهاش سکس کنی.
گفت- نه من همچین قصدی ندارم من با توام یعنی چی بخوام با اون سکس کنم؟ من تورو دوست دارم.
اینارو گفت اما تند شدن نفساش و آبی که از کوسش راه افتاده بود نشون میداد واقعا دلش چی میخواد.
گفتم- نمیگم منو دوست نداری. نمیگم که قطع رابطه کنیم. فقط میگم دوست داری الان فواد هم بیاد بهمون ملحق بشه؟ من به فواد مثل چشمام اعتماد دارم فقط واسه این میگم بیاد لذت سکسمون بیشتر بشه . بعدشم من که بدو بدو نرفتم بهش بگم بیاد تورو بکنه. دارم ازت سوال میپرسم. میگم دوست داری مثل اون زنه منو فواد دونفری باهات سکس کنیم؟
شراره- یعنی تو ناراحت نمیشی؟
گفتم- اگه تو دوست داشته باشی نه . من عاشقتم و از ته قلبم دوست دارم فقط میخوام رابطمون لذت بخش تر بشه همین.
شراره- نمیدونم چی بگم. آخه…
گفتم – از چی میترسی نمیخواد بکشتت میخواد بیاد مثل همه اون دخترایی که کرده با توهم بخوابه و همون تلمبه محکم ها رو تو کون تو بزنه.
دوباره دیدم حشری شده.
گفتم معلومه راضی ای.
گفت- اخه میترسم دیگه تو منو .
گفتم – من خودم دارم این پیشنهاد و بهت میدم این چه فکریه.
شراره- خوب اگه تو راضی منم دوست دارم اینکارو بکنیم.
سریع پاشدم برم بیرون که گفت جدی جدی داری میری بهش بگی؟
گفتم آره.
شراره- نه وایسا من روم نمیشه تو چشمش نگاه کنم.
گفتم – اون با من و سریع همونجوری لخت رفتم بیرون اتاق.
فواد تو هال رو مبل داشت با گوشیش ور میرفت که با دیدن من گفت هااااا چته لخت راه افتادی راهپیمایی تو خونه پاشو جمع کن ببینم .
رفتم پیششو کل ماجرارو تو دو دقیقه بهش توضیح دادم و برگشت گفت داداش من بیام ناراحت نشی آخرش
گفتم منو تو این حرفارو نداریم تو این همه برای من کوس آوردی حالا من میخوام یکیشو جبران کنم فقط این جنده نیست و من دوستش دارم و چون تورم دوست دارم میخوام توم باما باشی
فواد- خوب منم میدونم این جنده نیست و معلومه که تو دوستش داری واسه همین میگم فکر آخرشم بکن و الا کیه که از خوابیدن با این خوشگل خانم بدش بیاد .
خلاصه که همه چی اوکی شد من برگشتم داخل اما قبلش به فواد گفتم من میرم این خجالت میکشه تو صورتت نگاه کنه من میخوابونمش رو خودم تو از پشت بیا بکنش فقط دختره ها به کوسش کاری نداشته باش.
برگشتم داخل دیدم شراره پتو کشیده رو خودش تا من رفتم پیشش گفت پشیمون شدم توروخدا بگو نیاد و واقعا چهرش یکم استرس داشت بهش گفتم جدی؟؟
گفت آخه خجالت میکشم بگو نیاد اما انصافا هنوز شهوت رو میشد از چشماش خوند.
گفتم منم هنوز نگفتم بیاد داخل. اومدم پیشش اما اینبار در اتاق رو نبستم و اومدم بغلش کردم و گفتم نمیاد تا من نگم. منم نمیگم تا تو نخوای و خوابیدم زیرو کشیدمش رو خودم جوری که پشتش به در بود ولی من روم به در. فواد اومد جلو در که با دست بهش اشاره دادم وایسه و تو نیاد. دیوث لخت شده بود و تو چارچوب در کیر به دست وایساده بود و منتظر چراغ سبز بود.
لبای شراره رو بوسیدم و گفتم تو که الان راضی بودی چیشد یهو
شراره- نمیدونم استرس دارم میترسم تو باهام بد شی .
گفتم- نه دیوونه و کیرمو گذاشتم لای پاش و میمالیدم رو کوسش و کم کم دوباره داشت حشری میشد که با دست به فواد گفتم آروم بیاد جلو.
گفتم – کی بود ده دقبقه پیش از فکر تلمبه های فواد آب کوس و کونش راه افتاده بود
هیچی نمیگفت و اما نفساش دوباره تند شده بود و صداهای آروم از خودش در میاورد.
گفتم – الان یعنی به فواد نگم بیاد و همینجور تو بغل من از پشت کیرشو بکنه تو کونت و تلمبه بزنه.
شراره باصدای آروم گفت- بگو بیاد بگو بیاد جرررم بده
فواد هم که داشت حرفای ما رو میشنید و الان تو یک قدمی تخت وایساده بود اروم اومد رو تخت و کیرشو که ژل زده بود و تا راحت تر بکنه تو کون شراره گذاشت لای باسن شراره.
با برخورد کیرفواد به کون شراره مثل برق گرفته ها شد و سرشو گذاشت تو سینه منو ساکت شد فواد نکرد توش و من آروم گفتم – شراره جون اگه پشیمون شدی بگم بهش بره.
بعد یه مکث اومد لبمو بوسید و هیچی نگفت و فواد یواش یواش کیرشو جا کرد توش و با اولین تلمبه هاش شراره آه و اوهش بالا گرفت دوباره شد همون شراره سکسی خودمو منم شروع کردم گفتم.
میبینی اون زنرم همینجوری میکردیمو دیدی گفتم فواد خیلی خوب تلمبه میزنه
شراره که با تلمبه های فواد نفسش قطع و وصل میشد و بریده بریده حرف میزد گفت.
آررره خیلی خوب داره منو میگاد. ببین عشقتو داره جررررر میده. اییییییییی بگو بیشتر منو بگاد بگو هردفعه که منو میاری اینجا اونم بیاد و منو بکنه.
فواد که تا حالا ساکت بود و فقط تلمبه میزد گفت- هر دو دفعه ای که اومدی اینجا و محمود تورو میکرد منم دوست داشتم بیام و جررت بدم . مگه میشه ادم دیوونه دختر خوش هیکلی مثل تو نشه با این شاسی بلندتو با این کون گردت شراره خانم. و به شدت تو شراره عقب جلو میکرد بعد از چند بار جا عوض کردن من آبمو خالی کردم تو کون شراره و دراز کشیدم رو تخت و شراره داگی شد و فواد دوباره شروع کرد حس کردم شراره بعد از این ارضاء شدنش از فواد بخواد سکس و تموم کنه اما انگار این دختر از سکس سیر نمیشد و با این که الان بیشتر از یک ساعت بود که داشتیم میکردیمش همچنان مثل اولای سکس پر اشتیاق و حشری بود.
گفتم دیدی من آبم میاد اما فواد تموم شدنی نیست کارش.
شراره. آههههههه کاری میکنم کم بیاره من از اون حشری ترم ایییییییییییییی
فواد بهم گفت یه بالش بذار زیر شکمش دقیقا بالای کوسش
منم اینکارو کردم و تو همون حالت داگی شراره رو هل داد تا بخوابه رو تخت و فقط اون بالشت بود که کوس و کون شراره رو بیرون مینداخت تا راحت تر کیر بره توش. چند دقیقه بعد ناله های شراره به جیغ تبدیل شد و با چند تا تکون شدید برای چندمین بار ارضاء شد و فواد هم با چندتا تلمبه خیلی شدید همه آبشو ریخت تو کون شراره و همونجور از پشت خوابید روش.
من از تخت اومدم پایین تا صحنه رو از پشت ببینم که دیدم فواد با حرکت خیلی آروم کمر داره عقب جلو میکنه و با هر بار بیرون آوردن کیرش یکی دو قطره آبش از کون شراره میاد بیرون از رو کوسش سر میخوره میریزه رو تخت. برگشتم رو تخت رو به سقف خوابیدم شراره به فواد گفت نفسم بالا نمیاد یکم خودشو بلند کرد و شراره از زیرش در اومد و چسبید به منو سرشو گذاشت رو سینم و فوادم از پشت بغلش کرد و هرسه واقعا راضی بودیم از این سکس عالی و یه نیم ساعتی خوابیدیم و بعدش من در گوش شراره گفتم خوب بود؟؟
سرشو آورد بالا و گفت عالی بود و لب تو لب شدیم و بعدش پاشدیم از هم خداحافظی کردنو من بردمش رسوندمش نزدیک خونشونو فعلا از هم خداحافظی کردیم.

ادامه دارد.

نوشته: Popdo


👍 3
👎 5
13801 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

786490
2021-01-15 00:51:07 +0330 +0330

عالی عالی
کیرم ترکید

1 ❤️

786614
2021-01-16 00:50:10 +0330 +0330

اسم منم فواده بیام بکنمش؟

0 ❤️

786844
2021-01-17 04:40:45 +0330 +0330

عالی بود کیرمنم ترکید لامصب

0 ❤️

787111
2021-01-18 18:16:35 +0330 +0330

درود بر دوست عزیزم . قسمت دوم داستانت نیز بسیار زیبا ودلچسب بود .منتظر قسمتهای بعدی اش هستم

1 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها







Top Bottom