داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

زندگی و عشق و حال

1399/03/08

سلام . اسمم هانیه است متاهلم یه پسر یک ساله هم دارم با شوهرم تقریبا آشنا بودم برادر دوستم بود اومد خاستگاری بعد یکم آشنا شدن بیشتر ازدواج کردیم ولی حیف که هیچوقت نه خانواده دختر و نه خانواده پسر بهشون نمیگن فقط رفتارتون مهم نیست فقط پول داشتن و کارداشتن زندگی راه بردن ملاک ازدواج نیست مثلا بیست سالم بود که ازدواج کردم بچه نبودم عاقلانه و عاشقانه ازدواج کردم ولی تقریبا بعد ۶ ماه فهمیدم که به مشکل خوردم من خیلی هات بودم و اون معمولی دو سال ازم بزرگتر بود و خیلی جوان بود یاد نداشت سکس. زود انزال بود البته باهاش صحبت کردم عاشقم بود و بهم اهمیت میداد سعی میکرد تو سکس به هر روشی منو ارضا کنه یه مدتی خوب بود ولی بازم اون حسرت وقتی داره میکنه ارضا بشم به دلم مونده بود نمیدونم چی با خودتون فکر میکنین ممکنه فوش بدین بگین جنده است حتی صبر نداشت یکم از ازدواجش بگذره هرچی دلتون میخواد بگین ولی بالاخره به بیراه رفتم اول از خودارضیی شروع شد با خیار و …اینجور چیزا کم کم دیگه تحمل نداشتم قبل ازدواجم عاشق یک نفر بودم اسم کامران بود که خوانواده اون و خانواده من کاملا مخالفت کردن و نذاشتن با هم باشیم البته من هیچوقت با اون سکس نکرده بودم اولین باری که با شوهرم سر یک مسئله معمولی دعوا کردم بهم تهمت زد که چون من زود میام و مشکل دارم داری بهانه میاری دیگه دوستم نداری و… این حرفا منم ناراحت بودم روز بعد رفتم بیرون بدون دلیل رفتم در مغازه کامران دیگه طولانیش نمیکنم خودتون میدونین زنا همه حرفای دلشون رو میگن کامران اول سعی کرد آرومم کنه چون اونم ازدواج کرده بود نمیدونم چی شد که دیگه رفت و آمد من به مغازه کامران زیاد شد سعی میکرد باهام حرف بزنه دل داری بده شایدم با خودش گفت بهتر بذار وابسته بشه بعد بکنمش نمیدونم سرتونو درد نیارم مطمعنم شما هم میخواید برسم به سکس

خلاصه اولین باز بهم پیشنهاد داد بریم خونه یه چایی با هم بخوریم منم قبول کردم قرار گذاشتیم میدونستم اتفاق میفته خودم رو خوشگل کردم البته من معمولی ام یادم شد بگم با پوست سبزه قد ۱۶۵ و وزن ۶۰ کیلو سایز سینم خوبه ۸۵ ولی باسنم یکم کوچیکه کامرانم یه مرد درشت خیلی قد بلند تر ازمن قیافه اش هم سبزه ولی در کل معمولی زیادم خوشکل نبود با کلی دردسر و احتیاط رفتم داخل سلام کردیم دست دادیم یه بوس کوچک گونه ام روکرد چون تابستون بود خیلی سریع لباسم رو در آوردم با یک تاپ و شلوار لی جلوش نشستم کتری رو گذاشته بود رو گاز حرف میزدیم دقیقا یادم نمیاد از چی میگفتیم دستشو آورد تو موهام و کم کم نوازشم میکرد باورتون میشه من حسرت داشتم که یکی موهامو نوازش کنه شوهرم بیزار بود از موهام هیچوقت بهم نگفت قشنگن هیچوقت دستش به موهام نخورد بهش گفتم کاش هیچوقت خانواده مون این اشتباه و نمیکردن بلافاصله لب هاشو گذاشت رو لب هام لب هاشو بوسیدم و لب تو لب شدیم و من رفتم رو پاهاش نشستم دستاش تو موهام بود لبامون به هم وصل وسط لب بازی فقط میگفت تو مال منی تنها عشق منی گردنمو میخورد گوشامو لیس میزد تاپمو در آورد سوتین هم خودم کندم سینه هامو گرفت تو دستش و فشار میداد دور سینه هام و لیس میزد ولی نوک سینه هامو دست نمیزد داشتم التماس میکردم که فقط نوک سینه مو لب بزنه سکس بلد بود میدونست داشتم آتیش میگرفتم صدای آه و ناله هام تو خونه پیچیده بود بالاخره رضایت داد و سینه ام و کامل میخورد و زبون میزد اون لحظه تو عالم خودم بودم نهایت لذت و میبردم خودم لباس کامران و کندم و شروع کردم خوردن گردن و سینه هاش از صداش میفمیدم لذت میبره گاز میگرفتم و اون فقط میگفت کبود نکنی از روی پاهاش بلند شدم و کامران شلوار و شورتمو باهم درآورد شلوار خودشم درآورد کیرشو دیدم راست شده بود و نسبتا بزرگ بود وایستاده بود جلوش زانو زدم و کیرشو گذاشتم تو دهنم ساک زدن و خوب یاد داشتم چند دقیقه بعد حالت 69 شدیم حقیقتا زیاد با خوردن کسم لذت نمیبردم یکم که گذشت رفتیم رو تخت دراز کشید و من هم کسم و تنظیم کردم رو کیرش و یواش نشستم روش یواش یواش بالا پایین میشدم کم کم تند تر اینکارو کردم دستای کامران همه بدنمو لمس میکردن همه جام مخصوصا سینه هامو دیگه تند تند بالا پایین میشدم و کامران به سینه هام چنگ میزد درد و لذت قاطی هم بود داشت آبم میومد تند تر ادامه دادم و با یه جیغ بلند تو بغلش ارضا شدم و افتادم تو بغلش منو تو بغلش فشار میداد موهام که همیشه شوهرم میگف موقع سکس ببند حالا باز دورم ریخته بود کامران فقط سر و صورتمو میبوسید داگی شدم بهش گفتم اینجوری عشق میکنم وحشی بکنم کامرانم موهامو از پشت گرفت و با لذت و کامل کیرشو فرو کرد تو کسم اینقدر محم تلمبه میزد که به زور خودمو نگه داشته بودم همش به کونم سیلی میزد منم جیغ میزدم و دائما میگفتم وحشی تر خیلی تلمبه زد بهش گفتم چیزی خوردی که دیر میای گفت نه گفتم باور نمیکنم اونم گفت نخوردم به خدا منم هیچی نگفتم حالتو عوض کردم دراز کشیدم رو تخت اومد روم پاهامو گذاشت سر شونه هاش و تلمبه رگباری میزد برای دفعه دوم داشتم ارضا میشدم کامران هم فهمید و لباشو گذاشت رو لبام و با شدت مک میزد احتمالا اکثرا تجربه کردن وقتی لب تو لب ارضا میشی لذت دوبرابر داره منم کلی حال کردم و ارضا شدم کامران هم دیگه آخراش بود از حالتش فهمیدم بهش گفتم میخوام ساک بزنم تا آبت بیاد میخواستم امتحان کنم ببینم قرص خورده یا نه وایستاد جلوش زانو زدم کیرشو تو دهنم عقب جلو میکردم و مک میزدم مو هامو گرفتو کیرشو تو دهنم فشار داد همه آبش ریخت تو حلقم چاره ای نبود جز قورت دادن البته مزه اش معمولی بود ولی بازم حالم داشت بهم میخورد که سریع برام از تو یحچال آبلیمو آورد یکم که خوردم حالم جا اومد با تمام وجود خودمو انداختم بغلش و دراز کشیدیم رو تخت یکم نازم کردیم همو و بوس بازی و دیگه داشت دیرم میشد دلم نمیومد ازش جدا شم آخرین لبو گرفتیم و هردوتامون لباس پوشیدیم رفتیم از اون به بعد کارم همین بود هر وقت که موقعیت داشتیم با هم بودیم چند باری هم امتحانش کردم که ببینم واقعا کمرش سفته یا نه مثلا یهویی بهش میگفتم بیا سکس کنیم چون عقب مغازه اش جا داشت راحت بودیم یه بار دیگه هم که کلا به شوهرم گفتم میرم استخر و یه روز کامل تو بغل کامران عرق خوردیم و سکس کردیم دیگه رابطه مون به جایی رسیده بود که تصمیم گرفتیم از همسرامون جدا بشیم و با هم ازدواج کنیم تو این اوضاع یه روز بعد چند وقت دیدم پریود نشدم از کامران مطمعن بودم چون هیچوقت تو نریخته بود به شوهرم که گفتم گفت آرهمن کاندوم پاره کردم برای تولدت میخوام بهت بچه بدم اولش کلا قاطی کردم بعد شوهرم گفت من با تمام وجود دوستت دارم میدونم که هیچوقت ازم راضی نمیشی ولی میرم دکتر همه چی رو برات درست میکنم میدونم که چند وقته تو فکر جدا شدنی دائما به بابات میگی برات وکیل بگیره گفتم از کجا فهمیدی گفت مامانت گفته بچه رو هم مامانت گفت اینکارو بکنم تا به زندگیت پایبند بشی باورتون میشه همون آدما که به خاطر یه عرق خوردن کامران باهاش مخالف بودن منو تو عمل انجام شده قرار دادن به شوهرم گفتم خیلی پستی به هر قیمتی شده میخوای منو نگه داری این عشق نیست خودخواهیه تا چند روز تو فکر بودم به کامران گفتم که چی شده فقط یک کلام گفت نمیدونم من عاشقتم هرچی بخوای همون میشه با شوهرم حرفی نزدم ولی وقتی دید من کاملا از وجود بچه ناراحتم خودش پیشنهاد داد بچه رو سقط کنیم گفت راست میگی اگه عاشقم نیستی مجبورت نمیکنم رفتین برای سقط گفت باید سونو بگیرین وقتی رفتم سونو خیلی دیر بود بچه دوماهه کامل بود و صدای قلبش و برام گذاشتن برگه سونو رو گرفتم و رفتم بیرون که اومدم نرسیدم به صندلی همونجا غش کردم نمیتونستم بچه مو بکشم شوهرم اومد بالا سرم رو تخت بیمارستان جلو همه شوهری هیچوقت حتی جلو بابام دستمو نگرفته بود لباشو گذاشت رو لبام یه بوس کوچیک کرد بعد اون جریان شوهرم سعی کرد بهم یادآوری کنه یه زمانی من عاشقش شدم یه زمانی بهش گفتم دوست دارم وخوب تاثیر داشت روی زندگیمون ولی روی رابطمون متاسفانه هیچ کاری نشد که بکنیم بچم که به دنیا اومد عاشق پسرم شدم میخوامش انداره دنیا سه ماهه بود که گذاشتمش جای مامانم رفتم پیش کامران یه سکس از ته دل و جانانه بهش گفتم پسرم سه ماهه است اونم گفت منم میخوام بابا بشم اجازه میدی منم گفتم میل خودته وقتی دیر برگشتم خونه مامانم گفت کجا بودی منم گفتم پیش دوست پسرم اول فکر کرد شوخی کردم وقتی دید واقعا اینکارو میکنم گفت تو احمقی گفتم تو نذاشتی اول باهاش باشم بعدم که تصمیم گرفتم برگردم اون بچه رو گذاشتی تو دامنم حالا هم این منم میرم با دوست پسرم دوستش هم دارم شوهرمم دوست دارم ولی اگه نفهمه بهتره چون اون عاشق منه ولی من عاشق نیستم الان هم که پسرم یک ساله است دیروز خانم کامران زایمان کردو یک پسر یه دنیا آورد حالا اونم بابا شده.

نوشته: هانی ۲۴y


👍 7
👎 18
17690 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

883567
2020-05-28 20:12:31 +0430 +0430

هانیه… عنم برات رانیه…

2 ❤️

883570
2020-05-28 20:13:48 +0430 +0430

دل رمقی برای نظر دادن ندارم ولی بیشتر به داستانت میاد که یه پسر مفعول 20 ساله نوشته باشه تا یه خانوم رنج دیده!!

پ.ن: اینقدر تو شخصی فحش ندید مگه چی کارتون کردم؟؟!!

6 ❤️

883575
2020-05-28 20:17:31 +0430 +0430

چقد قشنگه که بعد از مدت ها برگردیم برا کامنت گذاشتن و باز همین کسمخای بیسوادی رو ببینیم که به نقطه آلرژی دارن. خو کیر تو سواد نداشتت. نقطه بذار ته جمله هات الدنگ

پ.ن. نویسنده مطمئنا پسره


883615
2020-05-28 20:55:51 +0430 +0430

اون دستمون که مسئول کاندوم بود یه مدته نیستش نگرانشم

4 ❤️

883619
2020-05-28 21:03:49 +0430 +0430

پسرک جقی نادان ، یه چیزی گفتن ممه ۸۵ فکر کردی خبریه عمو جون، کون گلابی اون ۸۵ مال تو فیلماست نه این سایز و قدی که تو گفتی با یه ممه اونقدی انگار بیست لیتری آب بهش آویزون کردن . اسکول پلشت‌‌
عمو گاوه، گاو شیرده که نیست فک کنی هر چی بزرگتر شیرش هم بیشتر !!

6 ❤️

883633
2020-05-28 21:37:36 +0430 +0430

اینم یه نمونه زندگی گردنه⁦:-|⁩

0 ❤️

883658
2020-05-29 00:36:47 +0430 +0430

گناه شوهرت چیه که زود انزاله؟چون زود میاد باید میرفتی جنده میشدی؟خیانت چقد راحت شده تو مملکت خراب شده

0 ❤️

883674
2020-05-29 03:22:10 +0430 +0430
NA

کستو بده حال کن
به هیچ کی هم ربطی نداره
اگه خواستی منم میکنمت، خوش تیپم کیرم هم بزرگه، پی بده

0 ❤️

883692
2020-05-29 05:52:17 +0430 +0430

گفتی قیافش سبزه یاد شرک افتادم بقیشو نخوندم
دیس

1 ❤️

883727
2020-05-29 08:48:59 +0430 +0430

این دیگه چه کسشعری بود؟
پسره ی جقی مثلا فکر کردی به اسم دختر داستان آپ کنی فرقی برامون داره و بهت نمیرینیم؟
اینجور که داستان نوشتی واقعا دختر هم بودی جز دیسلایک و فحش چیزی نصیبت نمیشد.
چرا یجاهاییش رو با لهجه ی افغانی نوشته بودی؟
مثلا نوشتی:جوان بود یادت نداشت سکس.
کیرم تو جمله بندیت 😁

1 ❤️

883790
2020-05-29 15:11:48 +0430 +0430
NA

خیانت از هر دو طرف کار درستی نیست و دلیلی که میارن فقط برای توجیه کار شون هست از قدیم گفتن هر مشکلی راهی داره
یک سوال دارم
اگر جای شما و همسرتون عوض میشد ایا از نظر شما درست بود همسرتون همین کارو بکنه باشما
بزرگی گفته
هرچی برای خودت دوست داری برای دیگرون هم دوست داشته باش و هرجی برای خودت بد میدونی برای دیگرون هم بد بدون

0 ❤️

883795
2020-05-29 16:14:23 +0430 +0430
NA

کلا هر کاری که خودت فکر می کنی درسته و باهاش حال می کنی انجام بده

مهم خودتی بقیه کشک. خاطره ات هم‌ جالب بود

0 ❤️

883947
2020-05-29 21:14:14 +0430 +0430

زندگی صحنه جنگ نیست پس نجنگ اشتباه کردی اشکال ندارد اشکالش زمانیکه که تکرار میشه پس دیگه اشتباه نکن زندگیتو بکن زندگیتو درست کن و به میل خودت پیش ببر از راه درستش

0 ❤️

883988
2020-05-29 23:18:03 +0430 +0430
NA

چه از همه طلبکارم هست کونی اگر شوهر کون گشادت یکی رو میکرد که کون خودتو پاره میکردی همه جا جار میزدی خب درسته اخلاق و پول و خانواده و… کافی نیست ولی فک نکنم کیر تنها کافی باشه کیر حسن شماعی زاده تو کون گشادت

0 ❤️

884086
2020-05-30 10:14:08 +0430 +0430

زنی که خیانت کنه بدون شک تاوان پس میده، اما این مادررجنده انگار نه انگار.
پس معلوم میشه نویسنده یه پسر کوونیه

0 ❤️

884096
2020-05-30 11:15:10 +0430 +0430

نویسنده یه پسر جقیه با خیال پردازی بسیار قوی
کیرم تو حلقت

0 ❤️

888495
2020-06-12 18:33:08 +0430 +0430
NA

جنده اون بچه رومیکشتی درحقش لطف کرده بودی تابزرگ بشه بفهمه مادرش جنده بوده شوهرتم بفهمه ازت متنفرمیشه مگه بیغیرت باشه ومدل روشنفکرامروزی که میگن ازسکس همسرمون لذت میبریم

0 ❤️

893710
2020-06-27 20:29:30 +0430 +0430

ابلیییییمو!!!؟؟

0 ❤️







Top Bottom