زندگی یا عذاب؟

    1394/10/29

    از وقتی چشم باز کردم تو خانواده ای بودم که همش جنگ و دعوا بود....کتک کاری,فریاد,جیغ,داد و حتی چاقو کشیدن پدر رو مادر........هی من موندم و تنهایییام با کلی عقده افسوس........نه پدر بهم اهمیت داد نه مادر.........نه با پدرم جایی رفتم نه مادر بهم ارزش گذاشت...گذشت تا رسیدم به سن راهنماییی و رفتم راهنمایی اونجا یه دوست پیدا کردم که خوشگلترین بچه شهر بود ولی تقریبا معرفت نداشت.یه حس عجیبی بهش داشتم و اون موقع نمیدونستم که این حسم دوست داشتنه سه سال باهم بودیم منم هواشو داشتم و نمیزاشتم کسی ازش سوء استفاده کنه.بالاخره دوران با اون بودنم تموم شد و من دبیرستان نمونه دولتی قبول شدم و اون نه.سال اول بودم که یه دوست معمولی(احمد) دوران راهنمایی که بدجور دنبال حال با من بود خواست بهم نزدیکه بشه.....عید سال92یکی بهم پیامک داد و گفت دوست دختر احمده شخصم و آمارشو ازم میگرفت منم جوابشو میدادم و بعد چندماه این دختر عاشق من شد و گفت دوست دارم منم جوگیر شدم و .................. .سه سال با اون دختر پیامک بازی کردیم بدون اینکه حتی از نزدیک ببینمش و یا صداشو از پشت تلفن بشنوم...حرف زدن من با اون دختر باعث شد هرروز به احمد نزدیکتر بشم و به گفته خودش بشم دنیاش و بی من جایی نره حتی مدرسه و حتی یه ساعت دم در منتظر من بمونه تا با هم بریم ولی من نمیدونستم که اینا فقط یه هوس زودگذره......بعد سه سال من فهمیدم که اون دختر گه هرماه چندتا عکس برام میفرستاد همین احمد بوده....به خاطر دوست داشتن احمد با این موضوع کنار اومدم...تا رسیدیم به امسال که تو تابستون رفتیم کلاس کنکور مختلط و احمد خان عاشق یه دختر هرزه شد و به خاطر اون به من صدتا کلک زد و هزار تا دروغ گفت....منم از لجش آبروی هردوتاشونو بردم.....به هر حال رابطم با احمد شد مثل دوتا همکلاسی نه دوتا عشق....حالا زندگیم شده دوباره تنهایی و متینم که شده یه آدم دین دار که یه روز باهات عشقه یه روز کشک و من موندم با جر و بحث با والدینم و بی اعتنایی و گدایی محبت.هر بلایی و آسیب
    ی که دیدم همش تقصیر پدر و مادرمه پس بیشتر به بچه هاتون توجه کنید تا مثل من احساسی و تنها نشن که بخوان به هر کثافتی تکیه کنن.
    نوشته: night king

  • 0

  • 1




  • نظرات:
    •   kia454545
    • 3 سال،10 ماه
      • 0

    • اخی بمیرم برات == اما اینجا جای این داستانها نیست وبرا نوشتن باید خیلی کار کنی گلم


    •   شماره رند
    • 3 سال،10 ماه
      • 0

    • حماقت خودت و لاشی گریت رو به پای مسائل خانوادگی نزن. اتفاقاً افرادی که در چنین شرایطی رشد میکنند، خیلی از لحاظ روحی و احساسی بهتر رو خودشون کنترل دارند. پس گوه زیادی نخور.


    •   آبدارچی جهنم
    • 3 سال،10 ماه
      • 0

    • اینجا شهوانیه عزیز
      جای درد و دل نیست
      طرف داستان بخونه حال نکنه،حشری نشه،راست نکنه فحشت میده


    •   Madolo456
    • 3 سال،10 ماه
      • 0

    • خو کونکش این کصشعرا چی بود بخوردمون دادی (devil)


    •   AssKiller
    • 3 سال،10 ماه
      • 0

    • تو بدبختی ، به ما چه؟ اینجا جای این حرفاست؟


    •   amir_20
    • 3 سال،10 ماه
      • 0

    • اخییییی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو