زنم دختر همسایه رو برام جور كرد

    سلام هومنم خاطره اولم بنام چطور شوهر مادرزنم شدم راخواندید و دیدید چطور اتفاقی اولین سکس خارج از ازدواجم واقع شد. تا یک ماه در ترس وعذاب وجدان غوطه میخوردم تا اینکه یک شب اتفاق عجیب تری افتاد.
    سحر همسرم بعدشام گفت باید با هم حرف بزنیم و برایم گفت دوسال تدارک میدیده تا من ومادرش سکس کنیم گفت وقتی کیرت تو کس زن دیگریه من غرق لذت میشم بیشتر از کس دادن حال میکنم درآخرم گفت اگر میخوای جبران کنی مشکل یکی ازدوستام رو حل کن. گفتم اصلاح پروژه و پایان نامه ندارم که گفت مشکل دوستم این نیست مشکلش اینه میخواد کون بده یعنی میخواد به تو کون بده. گفتم چرامن؟ جواب داد کت وشلوارت جنتلمن بازیت صدای گرم و زیبات چندنفری رو هول کرده بپرن تو دیگ. گفتم کدوم دوستت؟ گفت رویا.
    اینو که شنیدم جوش آوردم زدم رو میز بشقابها ریخت کف آشپزخونه گفتم من یه غلطی کردم که بانیش تو بودی اجازه نمیدم تحقیرم کنی. نامه ای درآورد و بهم داد. یه نامه عاشقانه و آتشی که رویا در آن از عشقش به من میگفت و اینکه دارد از درد فراق میسوزد در آخرم مدعی بود اگر بی تفاوت باشم به بیراهه خواهد رفت و منو نفرین خواهد کرد. رویا دختر یک ارتشی بودکه باباش درحادثه مین کشته شده بود و با مادرش طبقه بالای ما زندگی میکردند. جالب اینکه دو تا شون عاشق داریوش بودند. رویا پشت کنکوری بود. سحر همیشه کمکش میکرد و دوستی نزدیکی داشتند. من و مادر رویا هم خوشحال بودیم که دوستی نزدیک وسالمی داشتند.
    نامه روکه تموم کردم لبخندرضایت رو لبانم نقش بست. پس منم مالی بودم وخبرنداشتم. ولی سریع خودموجمع کردم گفتم غلط کرده نامه نوشته. نجابتم خوب چیزیه سحر جواب دادبشین بابا حال نداریم. کون دست نخورده برات جور کردم طلبکارم هستی؟ یه سیگار به من بده هوس کردم. سیگارش روآتیش زد و گفت فرداپنجشنبه مادر رویا با گروهشون برنامه صعود دارند تا شنبه نمیاد. من گفتم هومن هم قراره با دوستاش بره شمال قرارشده رویابیاد پیش من همه چی درسته توفقط بایدجفتمونو خوب تلمبه بزنی فقط این دختره تجربه اولشه خوب بسازش که بازم اینجاپیداش بشه.
    فرداش از اداره که خلاص شدم بازار سنتی تجریش باسحر و رویا قرار داشتم رویابامانتو وکوله پشتی مدرسه اومده بود. سوارشون کردم سحر با اصرار رویارانشوندجلو. هی میگفت مبارکه چقد به هم میاید و سه تایی میخندیدم. بردمشون طلافروشی یک گردنبدقیمتی برا رویا گرفتم. میگن طلابه زن غروروآرامش میده. اومدیم توماشین گردنش انداختم خیلی ذوق زده شده بود. سحر گفت دیونه ببوسش خوب. اینهمه برات خرج کرده و اولین بوسه ردوبدل شد…
    من و رویا رو مبل دونفره کنارهم بودیم یه شلوارراحتی سفیدبایه تاپ صورتی تنش بودبدن ورزیده وگوشتی داشت آثارجوشهای جوانی روصورتش بودموهای پرپشتش رودم اسبی درست کرده بود.ممه های کوچولویی داشت اماکونش انگار زائده ای بودکه به بدنش چسیبیده بود. الحق کون آینده داریه سحر روبرومون نشسته بودپاهاش روهم بوددامنش تا نزدیکی کونش بالا رفته بودیه دفتر دستش بودچندجمله عربی گفت سپس گفت دوشیزه رویا… آیامایلید شمارابه عقد دایم شوهرم دربیارم سه بارتکرار کرد و بالاخره رویا بله رو گفت و زدیم زیرخنده. ازیخچال آبسلوت نارنگی آوردم وساقی شدم رویابااولین پیک گرم شد و برگشت گفت آقاهومن میشه لطفا منو از کون بکنید.بچه هامیگن هرکی قبل کنکور کون بده تک رقمی میشه. گفتم بله یک جوری بکنمت که انوشه انصاری روبذاری توجیبت.
    سحر تی شرت ودامنش رو درآوردشورت وکرست قرمزخوشگلی تنش بودگفت هومن زن جدیدت چطوره؟ گفتم خیلی ماهه مرسی چقدر شده حق زحمت؟ گفت ناقابله پانزده سانت کیر داغ. اینوکه گفت تادسته شق شد. پریدم روش لختش کردم به رویاگفتم منو لخت کن کس دوستت بذارم. لختم کرد زل زده بودبه کیرم. سحرگفت خوشت میادگفت؟ رویا جواب داد خیلی بزرگه میترسم. سحر جواب داد خودم اینجام عزیزم نترس. به رویاگفتم دهنتو بازکن کیرمو گذاشتم دهنش بلدنبودساک بزنه مث خرتو گل مونده بود.پارچ نوشابه رابرداشتم خالی کردم روکس وکون سحر به رویا گفتم کس سحرو برام بازکن. باپنجه های ظریف وتپلش کس سحروبازکرد. سر کیرموگرفت گذاشت روسوراخش یه فشار دادم داغ بودیم تاخایه رفت تو. رویاروبغل کردم تاپشو درآوردم بعد سوتینشوبادست ممه هاشومالیدم وبعدکردم تودهنم خیلی حال میکرد ازکس سحرکشیدم بیرون سحرگفت برم اسپری بیارم رویاتوبغلم بودسینه هاشومیخوردم دستمو گذاشتم روکونش ومالش میدادم برا شلوارش چیزی نگفت امانمیذاشت شورتشودربیارم خوابیدم روش همه بدنشولیسیدم تاتحریک بشه تازه شورتشودرآورده بودم که سحراومدتواسپری روزدروکیرم خوابیدم رورویاکیرم لای پاهاش بودممه هاشو میخوردم سحرهی میگفت زودباش بکنش دق کردم اومدم پایین ترکس کوچولو و تمیزش خیس شده بود زبونمو کشیدم روچاک کسش. آی نازی گفت کسش بوی تازگی میداد بوی دخترانه یاد روزهایی افتادم که تازه با سحر آشناشده بودم و همش دنبال سوراخ موش بودیم که لخت شیم و همدیگرو بمالیم.
    سحر یه بالش گذاشت زیرکمرش وبه پشت خوابوندش لمبه های تپل کونشوبازکردو بامرطوب کننده کونشوچرب کردبعد کونشوخوب انگشت کردطاقتم تموم شد یه تف گنده ریختم روسوراخش وسرکیرموفشاردادم تویه جیغ کشیدو خودشوکشیدجلو باتمام وزنم افتادم روشوکیرموتوکونش فشاردادم صداش درنمیومدترسیدم سحریه خورده با کسش وررفت که دوباره جیغ کشید کیرم داشت منفجر میشدبه زورکرده بودمش تویه جای تنگ وداغ رویاهی میگفت درش بیار تانصف بکن توهمون حالت خوابیده بودم روش نمیذاشتم تکون بخوره سحر شروع کردکمرمو مالش دادن بعدگفت کونشوپرآب داغ کن بذارمعنی لذت روبچشه محکم چسبیدم بهش و سیل آب کیرم رو توکونش خالی کردم فعلا بسه منتظرشنیدن یک ماجرای جالب باشیداگر عمر کفاف کند.


    نوشته: هومن

  • 18

  • 57




  • نظرات:
    •   LMNOP7
    • 6 ماه،1 هفته
      • 6

    • 3 کسخل


    •   شاه ایکس
    • 6 ماه،1 هفته
      • 28

    • زنت دختر همسایه رو اورد که نه تنها باهاش بهش خیانت کنی ببری براش طلا هم بخری!! هیچ کی هم نه زن ایرونی!! مادر دختره هم نمی گفت توی بچه مدرسه ای که درآمد نداری پول از کجات اوردی طلا خریدی!!! ای کاش اون مین تو کون تو منفجر شده بود شب جمعه ای مجبور به خوندن این مزخرفات نبودیم!! (biggrin)


    •   zodiakxxx
    • 6 ماه،1 هفته
      • 8

    • سیل دروازه قران شیراز تو رو ببره
      ینی خدایش این از تخیل و رویا پردازی هم گذشته بود.
      مگه میشه؟
      مگه داریم؟


    •   Xxxesfghom
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • تا اونجا خوندم که نوشتی کت و شلوار جنتلمن. دهنت سرویس


    •   mohseni31
    • 6 ماه،1 هفته
      • 3

    • خودم به شخصه کیرم دهن تو و زنت باهم. خوشم نیومد دیس


    •   off_boy
    • 6 ماه،1 هفته
      • 8

    • بي ناموسِ كس كش رفتي داستاناي ٦-٧ سال پيش همين سايتو كپي كردي به اسم خودت دوباره آپ كردي!
      نميگي يه نفر پيدا شه قديمي باشه كيرت كنه؟
      كير كلفت بابانوئل فيلماي پورن دم كُس ننه ات بود گفت يا داستان آپ كن يا فرو ميكنم به ننه ات!


    •   esijooon
    • 6 ماه،1 هفته
      • 7

    • بچه ها بنظرتون چی باید بهش بگیم ؟ آخه لامصب ، زنها خودشونو پادشاه همسرشون میدونن اونوقت تو اومدی میگی زنم گفته کیرت توکس یکی دیگه بره من بیشتر حال میکنم؟ واقعا زن گرفتی یا کص کش گرفتی ؟ یه بار با مادرزنت یه بار با دوست زنت لابد بعدشم میخوای تک تک ماروهم بکنی ؟ ای دیوث


    •   Mhm13621m
    • 6 ماه،1 هفته
      • 8

    • بابا جنتلمن چی نوشابه ای واسه خودت باز کردی من که نخوندم ولی کیر هرکی خوند توی کونت


    •   saeedno15
    • 6 ماه،1 هفته
      • 9

    • مگه همچین زنی توی ایران پیدا میشه آخه, دیوث زن ایرانی هر موجود زنده و مرده ی ماده ای که نزدیک شوهرش بشه امون نمیده نفس بکشه بعد چجوری زنت واست دختر آورده که بکنی؟؟


    •   Ginglz
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • عجب..خخ


    •   رهبر85
    • 6 ماه،1 هفته
      • 3

    • جنتلمن؟


    •   Siakav
    • 6 ماه،1 هفته
      • 3

    • مسخره


    •   amir21mash
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • به بعضیام باید دکترای گوه خوری و کسشر گفتن داد


    •   Tabriz.Salar
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • گفلمه گش قورمساخ آروادوی سیکم یالانجی گوت ورن بیاز وردغنان دنن قواد


    •   M.bay
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • چرا وسطش جوگیر شدی نوشابه رو ریختی


    •   Tabriz.Salar
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • گیرم کوس کل فک فامیلت تا طلا خریدنت خوندم 5هزار بار فوش کشت کردم الاف نکن ملتو


    •   Zp_mhd
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • باز یه عده اومدن زیر داستان به کس گفتن..خب مگس مغز معمولا بعضی کلمات به عنوان مثال به کار میره جایگزین کلمه اصلی ک ممکنه جو داستانو عوض کنه
      کاری به راستو دروغ داستان ندارم ولی اگ واقعیه اینو بدون یا زنتم مجبورت میکنه یکیو بیاری جلوت بکنتش یا مطمعن باش تهش طلاقه و غیر اینم نیس..دو دیقه حالتونو به ایندتون میفروشین
      احمق نباشو نباشین


    •   Lucky.man
    • 6 ماه،1 هفته
      • 10

    • این داستان را 1390.3.31 خودت قبلا گذاشته بودی. اینجا تکرار شد.
      در مورد داستان قبلیت هم که همون سال 1390 سکس با مادر زنت رو نوشتی، و کسانی که با افتخار از سکس با مادر زنشون میگن عارضم که؛ به همسرتان حرام ابدی هستید و اگر بچه بیارید زنازاده است.


      کص و شعر زیاد نوشتی که دوستان حسابی تحویلت گرفتند. ما تکرار مکررات نکنیم.


    •   aaatiii
    • 6 ماه،1 هفته
      • 3

    • انشااله عمرت کفاف نکنه عقده ای بدبخت!


    •   mard_teh
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • تا عقد دائم خوندم فهمیدم بیسوادی، اسم شادروان بانو انوشه انصاری رو که نوشتی فهمیدم بیشعور هم هستی. :(


    •   Mohsen_tahna
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوشم اومد خیلی جملات رو کش دار نکردی ولی در مجموغ داستان قشنگی بود


    •   pooyagreen
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • کس زنت بابا جقی برو کونتو بده
      یه چیزی بنویسید که لااقل بشه باور کرد


    •   Sajjjjadseski
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • کیر اون کسی که مین گذاشته اونجا تو چونت چرا پفیوز کسشر مینویسی


    •   مهندس۴۵
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • کوس کش گفت بیا کون جور کرده تو زدی روی میز ملجوق اسب ابی تو کونت خمیازه بکشه اللهی


    •   HYPERMAN98
    • 6 ماه،1 هفته
      • 3

    • تا خریدن گردنبند بیشتر نخوندم
      کاش غیر از دیسلایک یه گزینه ( اُستوروم آغزوآ ) هم بود


    •   Lisajor
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • توهمات یک جقی


    •   sarbaz.vatan
    • 6 ماه،1 هفته
      • 3

    • تکراری بود، فک کنم همینطور پیش بری آخر سر کل خونواده نسبیت و سببیت ازت حامله میشن


    •   ایکاروس
    • 6 ماه،1 هفته
      • 4

    • من به احترام دوست و متحد استراتژیکم آقای نقی معمولی فقط می گم :
      مگه داریم ؟!
      مگه میشه !؟


    •   LOOLOO_KHAN
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • خدایا شفا


    •   arsh2452
    • 6 ماه،1 هفته
      • 4

    • ابسولوت نارنگی ؟ دادا من مشروبخورم. سی ساله که مشروب میخورم. فقط بگو ساقیت کیه و منو وصل کن بهش دمت گرم . شما کس باز شما قهار شما رویا کن ، فقط منو وصل کن به ساقیت . اشانتیون کون میدم بهت


    •   .Nazanin.
    • 6 ماه،1 هفته
      • 6

    • فقط اسم کستانت رو خوندم.
      دیگه از منظومه و کهکشان گذشته؛ از کدوم یک از ابعاد جهان اومدی؟⊙_⊙


    •   Pavina
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • تخیلاتت نزدیک به واقعیت نبود


    •   Siavvvashhhhhhh
    • 6 ماه،1 هفته
      • 3

    • به نظرم اصل داستان به جای دختر مدرسه ای ، بابای دختره بوده ، یکم تحریفش کردی


    •   R.B.behruz
    • 6 ماه،1 هفته
      • 5

    • در مورد هر چیز اگه بشه باور کرد، این رو نمیشه باور کرد که با زنت بری طلا بخری برای یه زن دیگه و همه ی عکس العمل زنت این باشه که ببوسش برات کلی خرج کرده!!!! (dash)


    •   محمدیاسی
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • بدک نبود.
      همسر منم زن یکی از همسایه هامونو که شوهرش قند داشت و نمیتونست زنشو سیراب کیر کنه واسم ردیفش کرد.پنج سالی که توی یه اپارتمان بودیم همیشه خونمون بود.بعد یه سال که شوهرش فهمید خیلی هم ازم تشکر کرد که نزاشتم زنش بره خیابونی بشه.الانم گاهی میرم خونه خودشون و با شوهرش باهاش سکس میکنم البته شوهرش که نمیتونه بکنه ولی خوب واسش کوسشو میخوره و واسه من امادش میکنه.
      کاش قسمت شما هم بشه.


    •   gayxxxboy
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • نکنیمون بروسلی والا ما هرچی مشت زدم بشقاب تکون خورد ولی نریخت
      هرکی کون بده تک رقمی میشه؟؟
      واقعا چقدر میتونی کسخل باشی هم تو هم ادمین کس کله


    •   zanbory
    • 6 ماه،1 هفته
      • 3

    • کسخولی بیش نیستی ...حادثه مین چه صیغه ایه ...اخه تو چیزی حالیته ..فکر کردم حادثه منا بوده...


    •   iman.shahvanii
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • جون مادرت دیگه ننویس،،یعنی رسماً ریدی گرمی حالیت نیست،،دختر همسایتونو بردی واسش طلاخریدی؟؟توکه راست میگی کیر توکون ادم دروغگو


    •   a1s2d3f4g5h6j7k8l9@
    • 6 ماه،1 هفته
      • 1

    • خداشانس بده زن جنده


    •   amirhossein68
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • یعنی تتلو با همه رد دادنش اگه یه بار از جنسی که تو میکشی این کصشعرا رو مینویسی میکشید الان داشت مث مرلین منسون واسه خودش ساک میزد.. مغزتو کاییدم آخه مجلوق (مجلوق یعنی مخلوقی که حاصل جقه)


    •   mardelor
    • 6 ماه،1 هفته
      • 3

    • چه فانتزی های مزخرفی دارن بعضی ها آخه کونده مگه تو چه تحفه ای هستی که یک زن بیاد با دست خودش این کارها رو انجام بده


    •   he3tor
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • و این است قدرت جق در تخریب مغز


    •   samisamii
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • کوس شعر زیاد می گی اره


    •   ALIREZA9909
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • تبریک میگم داستان کیری نوشتی واسه همین به بابانوئل میگم برات کیر کادو بیاره که بکنی تو کون خودتو زنت


    •   niushasexi
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • ببین مطمئن باش زنت ی جایی گند کاری میکنه واس همین واست جور میکنه،مثلا میخواد سرگرمت کنه


    •   Saeeds@s
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • ملت از کون کصخل شدن


    •   Tezab2
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • همون اولش که گفت زنم از چی خوشحال میشه حالم بهم خورد کسکش خالی بند به دورغ گفتن که جایزه نمیدن بی ناموس


    •   dena97
    • 6 ماه،1 هفته
      • 4

    • عاره تو گفتی و ما هم باور کردیم
      خودت کوسخولی بعد اهالی شهوانی رو چی حساب کردی اومدی این چرت و پرتها رو تحویل میدی اینجا همه اینقدر استادن که تو رو ندیده تشخیص میدن بچه کونی و جقی بیش نیستی
      اوستوراخ گده (biggrin)


    •   mamodmame
    • 6 ماه،1 هفته
      • 2

    • کیرم تو داستان تخمی و نگارش کیری و مغز کونیت


    •   hamid30gari
    • 6 ماه،1 هفته
      • 5

    • داداشی فکر کنم به تعداد دیسلاک ها نگاه کنی بی خیال داستان بعدی میشی.
      بعضی از داستان ها بعد از خوندن دو سه خط اول معلوم میکنه که ارزش خوندن ندارن.


    •   hamid30gari
    • 6 ماه،1 هفته
      • 5

    • میدونی نکته جالب داستانت چیه؟
      تو خودت نگفتی داستان تخیلیه و فانتزی ولی انقدر غیر قابلِ باوره که ادمین تگ فانتزی زده به داستان


    •   Mosi_mnmn
    • 6 ماه،1 هفته
      • 1

    • ایش.همش چرت


    •   .zy.zy.
    • 6 ماه،1 هفته
      • 1

    • تا دسته راس کردی؟؟؟باس ما فقط نصفه راس میشه.حاجی بیا مارم بکن.اوسخول.


    •   ممم64
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • بابااین یه بلغوری کرد شما چرا باور میکنین بی پدر زنشو بردن اینطوری جلو چشش گاییدن واینم برا خودش توهم زده


    •   arsam_king2020
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • جقی جون حالا چرا پارچ نوشابه رو خالی کردی رو کص سحر ...عجب توهمی زدی تو


    •   Sepehr_2000
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • تو که میگی انقد با شخصیت و جنتل منی(کص عمت) چرا زنت انقد جنده از آب در اومده؟


    •   آرشام.آریایی
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • توکه قراربودبری شمال رویابیادخونه اتون بعدبپری برا جفتشون تلمبه بزنی چی شدازتجریش سرداوردی،احتمالادردوران مقدس سربازیت درارتش فرمانده اتون زیادکونتوماساژداده توهم توذهنت ایناروساختی که مثلاازش انتقام بگیری،باکینه زندگی نکن داداش خودت اذیت میشی ارتشیام تقصیرندارن سخته شرایطشون احتیاج دارن درک کن


    •   West63
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • دادا وقتی میخوای داستان بنویسی قبل نوشتن یه بار جقتو بزن بعد بنویس بزار مغزت خوب کار کنه (clap)


    •   asidsystem2005
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • چقدر عاشق خودتی . اگه بتونی کیرت رو به کونت برسونی دیگه از بابت خیانت خیالت راحت میشه.
      کوس مشنگ (dash)


    •   Newah007
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • امیدوارم عمرت کفاف نده که باز نخوای بنویسی.... (biggrin) (biggrin)


    •   arash.abi
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • در طی جنگ ۱۸۱۲ و تحولات آمریکا میهن‌پرستان و نیروهای بریتانیا بر سر قلمرو مین با هم درگیر بودند
      بیچاره بابای رویا تو کجا کشته شد! (inlove)
      ...
      هرچی حساب میکنم. تو ایران همچین زنی نداریم که واسه شوهرش کس جور کنه،


    •   pouya24k
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • چرا هرکس یه کصشر میبافه و. میره


    •   abdolak2
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • از خرید طلا به بعدو نخوندم تابلو بود چرته اگه دروغ نگی کسی نمیگه لالی جغول


    •   jokker
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • کم بنویس کس ننویس
      کیر تو تخیلاتت
      جقیییییی


    •   happysex
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • کلمه زارت برازنده خودته
      گردنبند قیمتی
      آخه کوسکش تو اگه پول داشتی از درد جلق تراوشات ذهن فاسدتو اینجا نمینوشتی
      انگشت پطروس فداکار حواله مادر محترمت و زن نداشتت


    •   Satiray
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • اولش میخوای داستانتو جذاب شروع کنی ولی در ادامه میرینی. نتیجه میگیریم اینا زاییده ی مغزتن


    •   hhhhm@
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • حالت۲


    •   تنهای.شب
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • داداچ لطفا صابونت رو عوض کن ....کس میخ خان


    •   Paymanxxx
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • اون تک رقمی رو خوب اومدی...حتما باید کون بده؟اگه کیر بده نمیشه؟عجب زن لاکچریی داری بده مام یه دس اونو بریم شاید دکترا تک رقمی شد


    •   حاج.دولدار
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • ما هم شاهد عقد


    •   mamali888
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • داستان ک اصلا ارزش خوندن نداشت ولی تو یکی از کامنتها نوشته بود بیشعور چرا اسم شادروان انوشه انصاری رو میاری .!!!!!
      احتمالا این دوستمون هم دقیقا مثل نویسنده کسخول داستان مرحوم میرزاجانی رو با انصاری اشتباه گرفته .
      اون ک نخبه علمی بود مرحوم میرزاجانی بود وگرنه انوشه انصاری فقط یه پولدار گردن کلفته ک با پرداخت پول بردنش فضانوردی


    •   Sarem.mordadi
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • عمرا دروغ بگی..........
      نه نه اصصصصصصصصصصصصلا


    •   bad.boy2215
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم تو کص زنت و ننت با این داستانت


    •   a-1354
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • کس و شعر


    •   aref.3200
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • اصلا جالب نبود


    •   misMehrdad
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • در مقابل عظمت و جابجا کردن مرزهای دروغ این داستان، باید سگوت کرد. با درود به روح پر فتوح امام (ره) برای ریدن به نسل ایرانی


    •   masoudkiani
    • 4 هفته
      • 0

    • عجب زنی داری که برات کوس کشی میکنه بهش بگو برای ما هم کوس کون جور کنه از خجالت خودش هم در میاییم میگما تو هم از زنت کثیف تر آشغالتری بی شرف بی همه کس حرومزاده


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو