زنم که خودم بزرگش کردم

    سلام خدمت دوستان سایت شهوانی داستانی که می خوام براتون تعریف کنم داستان زندگی خودمه با زنم
    من تو۱۸ سالگی پدر و مادرمو تو تصادف از دست دادم و تک فرزند خانواده بودم و از نظر مالی وضعیت خوبی داشتیم و من موندمو ثروت زیاد و تک و تنها تو یه خونه زندگی می کردم یه فامیل داریم پسر عموی مادرمه که پدر زنم میشه اونم دختری داشت یه دختر پوست سفید چشم ابی با قیافه خیلی عالی و اونم زنشو یه سال بعد از فوت پدر و مادرم به علت سرطان از دست داد و سال بعدش قصد زن گرفتن داشت هر زنی می رفت می گفت من نمی تونم از دخترت مراقبت کنم . قضیه از اونجا شروع شد وقتی تو دفترم نشسته بودم اومد پیشم گفت علی یه درخواست ازت دارم و اندازه چشمام بهت اعتماد دارم که این حرفو می زنم خودت می دونی کسی رو ندارم از عسل مراقبت کنه و هیچ زنی تا اسم دختر میارم با هام ازدواج نمی کنه ‌ازت می خوام با عسل ازدواج کنی از این حرفش شوکه شدم چون اون وقت عسل ۱۶ سالش بود خواستم نه بگم که گفت خوب بهش فکر کن.منم چند روز فکرم مشغول بود از یک طرف هر دو کم سن بودیم و از طرفی بدم نمی اومد از تنهایی در بیام دلمو زدم به دریا بهش زنگ زدم و قبول کردم گفتم اگه راضی باشی یه مدت محرم باشیم و یک صیغه بخونیم یکم من من کرد بعد قبول کرد کار ها رو جور کردیم برا دوشنبه بعد صبح رفتم دنبال عسل تو این مدت کار ها ندیده بودمش که نظر شو بپرسم و وقتی رفتم دنبالش خیلی خوشحال بود انگار بدش نمی اومد بردم گذاشتمس ارایشگاه ظهر رفتم دنبالش که بریم پیش حاج اقایی که اشنای پدر ز‌نم بود ‌وای وقتی از ارایشگاه اومد بیرون وای خدا فرشته شده بود پوست سفید و چشای ابیش و ارایشی که کرده بود دیوونم کرد هیچ وقت یادم نمیره رفتیم پیش حاج اقا یک صیغه ی دو ماهه خوندیم بعد رفتیم خونه وقتی نشستیم گفتم عسل درسته الان محرمیم ولی دوست ندارم که امشب زنت کنم شاید به درد هم نخوریم و بعدا تو چرا بدون پرده باشی اونم قبول کرد و بخاطر درک مساله تشکر کرد .
    اون شب من تو هال خوابیدم اونم تو اتاق و از فرداش زندگیمونو شروع کردیم من رفتم سر کار وقتی ظهر برگشتم بوی غذا خونه رو برداشته بود و خونه ی تمیز عسل به خاطر فوت مادرش ترک تحصیل کرده بود و تو خونه ی پدرش اشپزی می کرد وقتی اینو دیدم احساس کردم خوش بخت ترین ادم روی زمینم گرفتم دست هاش رو بوسیدم به خاطر حس خوبی که‌ تو خونم درست کرده بود نهار خوردیم وبعد نهار باز رفتم سر کار و طبق این روال یک ماه زندگی ما اینطور گذشت یک شب گفت که علی ما محرمیم چرا نمیای رو تخت منم رفتم تو اتاق اولین شبی بود که کنارش خوابیدم حس خوبی بود و به این روال تا دو ماه تموم شد بعد رفتیم صیغه رو ۵ ماه تمدید کردیم و تو این مدت پدر زن هم زن گرفت و خیلی با هم خوب بودیم یه ۴ ماهی گذشت تو این مدت زندگی خیلی خوبی داشتیم سفر می رفتیم خرید می رفتیم و کلی برنامه و دلم می خواست دیگه سکس رو شروع کنیم یک شب که رفتم خونه عسل خودشو مثل ماه کرده بود دلم از جا در اومد اینقدر خوشکل شده بود شام خوردیم و بعد شام وقتی رفتیم تو تخت خودمو بهش چسپوندم و شروع کردم به ماچ کردنش و گردنشو خوردم و کم کم لباسشو در اوردم وای مثل برف بود خیلی خوب بود سینه بندشو در اوردم چه سینه هایی با این که ۴ ماه محرمم بود اولین بار بود لخت می دیدمش وای باور کنین وقتی بدنشو دیدم دو هزار فحش به خودم دادم با اینکه سنش ۱۷ سال تمام نبود ولی بدنش عالی بود اومدم شلوارشم در اوردم و شورتشم پا های سفید شرتشم در اوردم یه مقدار مو افتادم به جونش تا صبح با هاش ور رفتم ولی فقط از کون کردمش دوست داشتم از جلو شب عروسی بکنمش عالی بود با این روال یک ماه دیگه هر شب ادامه میدادم تا تصمیم گرفتم برای همیشه زن شرعیم کنم بعد یک هفته مراسم عروسی رو جور کردم یک عروسی توپ براش گرفتم و بالاخره شب موعود فرا رسید وای اون شب لذتی بردم که اون مدت که‌ نکرده بودم کلا به فنا رفته بود و عسل الان ۴ ساله زنمه و خوشکل ترین زن دنیاست و اندازه دنیاست تو این مدت هر جور خواستم و با هر پزیشن و مدلی خواستم کردمش و بالای ۵۰ نوع لباس سکسی براش گرفتم من تا اخر عمر نوکر پدر زنم هستم که این پیشنهاد رو به من داد و خیلی از زندگیم راضیم و خیلی خوشحالم که تو زندگیم بجز زنم با هیچ کس رابطه نداشتم و چشمم دنبال هیچ زنی نبوده و الان چند‌ماه دیگه صاحب یه پسر میشیم ببخشین اگه زیاد شد ممنون


    نوشته: علی

  • 37

  • 34




  • نظرات:
    •   A....k
    • 2 ماه
      • 13

    • این داستان :ظهور بتمن حشری در ایران.


      پدر و مادرت مردن تو موندی و یه ثروت زیاد مواظب باش جوکر کونت نظاره که خیلی بهت نزدیکه


    •   شاه ایکس
    • 2 ماه
      • 21

    • کلی سایت صیغه تو اینتر نت تو همشم پره از زنهایی که حاضرن صیغه کوتاه مدت و بلند مدت بشن یعنی یارو بیاد بکنه ول کنه بره سربازها الان صیغه میکنن اینا رو. بعد پسر عموی مادرت خونه زندگی همه چی داشت یه نفرم زنش نمیشد؟؟ چرا چرت میگی اخه؟؟باید رید به اون پدری که به خاطر کیرش جگر گوششو تو سن 16 سالگی از درسو مدرسه محروم میکنه........


    •   شاه ایکس
    • 2 ماه
      • 24

    • پی نوشت: تو چهار ماه بزرگش کردی؟؟ یه نون بخور صد تا خیرات کن دستم بهت نمیرسه وگرنه همچین تو دهن پدوفیلت میزدم صدا سگ بدی......


    •   hesaaam_m
    • 2 ماه
      • 3

    • انشاالله خدا زودتر توی کسمغز رو شفا بده و یه پول قلمبه هم بده به من! :)


    •   Pesarkhoshform
    • 2 ماه
      • 3

    • داداش از دبه عسل کم کم بخور که بعد از یک وجب زیرش گهه


    •   saeed.r99
    • 2 ماه
      • 3

    • داش علی عشقتون پایدار


    •   mortezastranger
    • 2 ماه
      • 6

    • کرونا و قرنطینه چیکار کردن با جوونای 18 ساله ی ثروتمند این مملکت که وقتی تو دفتر کارش نشسته یکی میاد میگه بیا دخترمو بگیر بکن بذار منم ازدواج کنم
      آخه کدوم احمقی میاد به ی پسر 18 ساله این حرف رو می زنه که من بهت اعتماد دارم بیا دخترمو بگیر
      گوش های خودت درازن، گوش دراز


    •   Lucky.man
    • 2 ماه
      • 9

    • یعنی کدوم پدری حاضره دختر ۱۶ ساله اش را به یه پسر بچه صیغه کنه. ممکن بود بعد چهار ماه ترتیب دختر مردم رو بدی و بعد بگی بدرد من نمیخوره.
      یا کس و شعر نوشتی
      یا پدر زنت خیلی بی مغزه


      به هر حال فرض میکنیم داستان واقعیه
      چون باهاش ازدواج کردی و دوستش داری بهت لایک دادم


    •   Lucky.man
    • 2 ماه
      • 6

    • ولی اسم داستان جالبه. ۴ ماه طرف برا آق پسر پخته و شسته و رفته و داده، حالا شده زنی که آق پسر بزرگش کرده.


      ای خدا، قرنطینه چه کرده با مردم


    •   1979mehdiiiii
    • 2 ماه
      • 1

    • دفتر کارتو تعطیل کن کرونا نگیری یه وقت


    •   Saeed4052
    • 2 ماه
      • 2

    • ببین برا یه کسشعر بابا و مامانشو جفت باهم ا دست داد
      خودت بشین ببین چ یاوه ای گفتی. تو ازاد ترین کشورها هم اینجور نیس طرف بگ بیا دخترم پیش تو نخاستی میام میبرم گارانتی
      تو که جقتو میزنی چرا میای اینجا کس مینویسی وقتمونو میگیری ماهم فحشت بدیم ها
      خود بهرام افشار تو کونت


    •   serpico173
    • 2 ماه
      • 0

    • رییس میشه بیام خونه تون نوکری کنم.
      وقتایی که شما سرکارین عسل خوری با من


    •   Maul
    • 2 ماه
      • 1

    • یعنی کیر هرچی خر تو عالمه از پهنا تو کونت


    •   tara.-tt
    • 2 ماه
      • 7

    • پدر زن بود یا کص کش


    •   عشقبازمست...
    • 2 ماه
      • 0

    • یکی هم بیاد صیغه من بشه والا


    •   Yashar1987
    • 2 ماه
      • 4

    • خدارو شکر بعد عروسی لذت بردی بقیه زن میگیرن میشینن دعای ابو حمزه سومالی میخونن هیچ لذتی هم از هم نمیبرن تو خیلی خاصی مواظب اپشنات باش خخخخ


    •   Scott12
    • 2 ماه
      • 1

    • اسم پسر یاسر یا کامران یا شاهین خوبه


      کاری ندارم که کصی بیش نبود ولی خوبه حداقل یه انسجام درونی داشت.


    •   sexybala
    • 2 ماه
      • 3

    • کدام آیت الشیطان فتوا داده دختر با کره صیغه میشود.


    •   9820321
    • 2 ماه
      • 1

    • کرونا و قرنطینه چیکار کردن با جوونای 18 ساله ی ثروتمند این مملکت که وقتی تو دفتر کارش نشسته یکی میاد میگه بیا دخترمو بگیر بکن بذار منم ازدواج کنم
      آخه کدوم احمقی میاد به ی پسر 18 ساله این حرف رو می زنه که من بهت اعتماد دارم بیا دخترمو بگیر
      گوش های خودت درازن، گوش دراز


    •   saman64110
    • 2 ماه
      • 0

    • کیرم دهن آدم دروغگو وجغی


    •   Aazss
    • 2 ماه
      • 0

    • ماکه باور کردیم شما هم باور کنین دل دوستمون نشکنه


    •   alaaf
    • 2 ماه
      • 1

    • خوشبخت بشین


    •   hamid_3ryazi
    • 2 ماه
      • 1

    • خلاصه داستان واسه اونایی که نمیخوان بخونن
      بابا ننش مردن خر پول شد
      عموش کس میخواس دخترشو بهش انداخت
      اینم دختره رو کرد.


    •   Pirefarzane
    • 2 ماه
      • 1

    • جغنده ای دیگر متولد شد.سایت شهوانی را انیس وکسکش شد..عمو جانی ما هم در بچگی پدر و مادرش را از دست داد.به دلیل پول فراوانی که داشت هر شب چند تا کیر کلفت گولش میزدن نانش را میخوردندی و در کانش بشدت می سپوختندی،انهم خشک خشک و بدون کاندوم چنان که کله کیرشان گوهی میگشت وبا دهان مبارک جانی که آن موقع عمو نشده بود تمیزش می فرمودند.ولی عمو جانی با مناعت طبق فراوانی که داشت فقط کون می‌داد و می داد به امید روزی که دختر عموی جنده اش را بزرگ کند.که این درخت پر برکت فقط در عرض چهار ماه آنهم به برکت کونهایی که داده بود متعالی شد و عمو فرت وفرت مدت صیغه را زیاد می‌کرد.و حالا دختر عمو بعد از اینکه کییر کبیر تمام پسرهای شهر را داماد کرده بود،عقد پسر عمو شده و مرتب سگ توله پس میندازه.که باباشان معلوم نیست کی هست!.این بود موضوع انشاء ما..


    •   saman.3
    • 2 ماه
      • 0

    • عالی بود چه عحب کسشعر نگفتی


    •   لاکغلطگیر
    • 2 ماه
      • 1

    • معمولا آدما از چیزایی که ندارن حرف می زنن
      این بدبخت هم همین طوره


      همه ش که دروغ بود،مهم نیست ولی تو نه پدربزرگ داشتی نه مادربزرگ که اونام اگه زنده باشن ارث می برن
      لابد پدر و مادرت هم تک فرزند بودن
      یعنی هیچ کس و کاری هم نداشتی؟
      دختر باکره هم صیغه میشه؟
      خب با بابای دختره،با هم جق می زدی و می نوشتین بهتر نبود؟
      برو عمو،برو


    •   پروفسور بالتازار
    • 2 ماه
      • 2

    • داستان قابلیت فیلم هندی رو داشته فکر کنم یه فیلم رو که دیدی به عنوان داستان آپلود کردی، بعدشم اگه این داستان واقعیت داشته باشه الان تو این سایت چه غلطی میکنی؟
      قابل توجه دوستان، دختر باکره با رضایت پدر می‌تونه صیغه بشه ولی اون پدر باید خیلی بیشعور باشه


    •   Scott12
    • 2 ماه
      • 1

    • شاه ایکس جان هردو کمسن بودن. پسره 20 سالش بوده دختره 17. پدوفیل حساب میشه؟


    •   pouyawi8
    • 2 ماه
      • 1

    • تخیلاتت رو دوس داشتم ولی کیرم دهنت


    •   Ali_545
    • 2 ماه
      • 1

    • یارو کس میزنه توهم


    •   Mhm13621m
    • 2 ماه
      • 0

    • خدا کنه تو هم پولدار بشی ولی مطمئنم یک روز هم آدم میشی


    •   SinaSamani
    • 2 ماه
      • 0

    • ریدم تو داستان کسشعرت


    •   شادوکس
    • 2 ماه
      • 0

    • دنبال هیچ زنی نبودی اینجا توسایت سکسی پس دنبال چه هستی؟؟غیزاینه دنبال سوزه جقی و بارویا زندگی میکنی؟؟


    •   امپراطوربکن
    • 2 ماه
      • 0

    • ملت کلا رد دادن
      هر کسی یجوری کسخل شده


    •   Porya66
    • 2 ماه
      • 0

    • یه پسر 18 ساله دیوار بتنی رو سوراخ میکنه بعد تو پنج ماه بدن لختش رو ندیدی .کیر تو کس زنت و ننه ت با این قدرت تخیلت چی میزنی .


    •   mardvahshi
    • 2 ماه
      • 0

    • مردی که عاشق زنشه نمیاد اسرار زندگیشو تو سایت شهوانی بنویسه


    •   Shahab___sang
    • 2 ماه
      • 0

    • نوش جونت


    •   Mohammad_m_j_kh
    • 2 ماه
      • 0

    • خیلی بی مقدمه رفتی سر اصل مطلب ولی اگه سعی کنی نویسنده خوبی باشی و چهارتا دروغ خوب جور کنی یه نویسنده میشب❤


    •   Cityzen
    • 2 ماه
      • 0

    • اجازه میخواهم دیس بدم از ابتدا مجلوق بودنتو به رخ اساتید دنیای جق کشیدی


    •   a-1354
    • 2 ماه
      • 0

    • خب همین درست و خوبه انشالله همیشه خوشحال باشین در کنارهم و سکسی


    •   zoje hot
    • 2 ماه
      • 0

    • طرف زنشون شرعیش رو چند ماه برده خونشون و اصلا باهاش سکس نکرده بعد تازه یادش افتاده عروسی نکرده ما همچین موردی تو ایران نداریم


    •   adlpisheh
    • 2 ماه
      • 0

    • کسشعرا چیه تلاوت میکنی یعنی جلقی بودنتم تخمیه


    •   alone2330
    • 2 ماه
      • 0

    • عالی بود لذت بردم
      کاش واقعی باشه


    •   مردتنها90
    • 2 ماه
      • 0

    • خواب دیدی بیدار شو.


    •   Nini1366
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خيلي افتضا بود


    •   Nini1366
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • من جدن موندم نويسندهاي خوب اين سايت كجا رفتند
      كه داستاناي بيخود و چرندي مثه امثال شما بايد برگزيده بشه


    •   Sepiide_lesbian
    • 1 ماه
      • 0

    • شگفتا


    •   aliabadan
    • 6 روز،22 ساعت
      • 0

    • چه پدر زنی⁦;)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو