زنم یه ارباب بود (۱)

    من ادم ورزشکاری بودم و هفته ای ۳ بار میرفتم کوه. صبح های زود ساعت ۴ میزدم بیرون و ساعت ۸ هم به کار های روزمره خودم میرسیدم.سه شنبه ها یه خانوم با قد بلند و تو پر هم با من هم مسیر بود خیلی ازش خوشم اومده بود آدم پر انرژی قرص و محکمی بود.یه بار که تو مسیر نشسته بود تا نفسی چاق کنه من هم رفتم کنارش نشستم.گفتم مزاحمتون که نیستم سلام من سیاوشم.بهش دست دارم و گفت سلام من هم پریسام خواهش میکنم بفرمایید.شروع کرد به دراوردن لقمه ای که درست کرده بود من همیشه تکمیل میرفتم کوه و گاز و تخم مرغ میبردم با گوجه و خیار شور خورد شده و چای و این داستانا... کنارش بساط و پهن کردم و گفتم افتخار میدید صبحانه مهمان من باشید؟گفت اووو چه خبره اومدی کوه نوردی یا پیک نیک؟خندیدم و گفتم صبحانه لذت بخش ترین وعده غذایی که دوست دارم کامل باشه گفت مزاحم نیستم ؟گفتم افتخار میدید اونم لقمش رو اورد تو بساط من و شروع کردیم حرف زدن.خلاصه سه شنبه ها برام به کل فرق داشت دست و پام میلرزید که پریسا رو ببینم و باهاش هم مسیر باشم اون روز شمارشو گرفتم و گاهی بهش زنگ میزدم و حالش و میپرسیدم.یواش یواش عاشق هم شدیم، دو سال از من بزرگ تر بود و برای خانوادم قابل حضم نبود که با دختری باشم که از من تو پر تر و بزرگتر باشه اما منو پریسا با هم هیچ مشکلی نداشتیم.واقعا از ته دل دوسش داشتم و اونم واقعا دختر فهمیده ای بود و رئیس یه شرکت بود و منو دوست داشت. من ۲۸ سالم بود و پریسا ۳۰.هیکل تراشیده قد ۱۷۳ و ۸۰ کیلو وزن سینه های ۸۵ بدون شکم اونو تبدیل به مانکن کرده بود.یه بار که به شرکتشون سر زدم متوجه شدم که تو شرکت خیلی جذبه داره همه ازش میترسند.اما با این حال کشته مرده زیاد داشت.من در برابرش خیلی معمولی بودم قد ۱۷۳ و ۷۵ کیلو وزن و جسته ای معمولی.اما هر چی بود همو دوست داشتیم با کلی اصرار من و کلی اصرار اون به پدر مادرامون بعد ۲ سال جنگیدن باهاشون رضایت دادن که با هم ازدواج کنیم.بی اغراق عاشق هم بودیم و هستیم و خواهیم بود بگذریم ... بعد از عروسیمون شب اول کنار هم عاشقانه دراز کشیدیم و باورمون نمیشد که به هم رسیدیم.بعد کلی لب بازی خواستم تو بدنش پیشروی کنم که بهم گفت سیاوشم امشب خسته ایم فردا به کل مال همیم از صب تا شب بدون سر کار رفتن پس هول نباش عشقم منم قبول کردم و بغلش کردم و خوابیدیم صبح اون از من زود تر بیدار شد و میز صبحانه رو چیده بود مثل همون که تو کوه میچیدم با هم میخوردیم.با بوسه روی لبام من و از خواب بیدار کرد و کنار هم صبحانه خوردیم یه پیرهن مردونه پوشیده بود بدون شلوار من هم با لباس راحتی بودم.بعد از جمع کردن میز صبحانه اومدیم رو مبل کنار هم نشستیم و رو ی من لم داد.گفت سیاوش دلم یه ارضا شدن باحال میخواد.من که از بی مقدمه حرف زدنش تحریک شدم گفتم خودم ارضات میکنم عشقم پیرهنمو دراورد و منم دکمه های پیرهنشو وا کردم و سینه های بلوریش افتاد بیرون فقط یه شرت پاش بود و لباسای منم دراورد حس کردم حالتش داره عوض میشه انگار داشت حرصی میشد منم اروم میبوسیدمش که متوجه شدم انگار داره عصبی میشه.دیدم یهو جلوم ایستاد و گفت با دندون شرتمو درار، نفساش سریع شده بود.اومدم از گوشه کمرش با دندون بگیرم که گفت چی کار میکنی از جلوی کوسم با دندون بگیر بکش پایین.شرتش خیس شده بود و لزج به نظر میرسید اما انقدر عاشقش بودم که واسه لذت اون هر کاری میکردم.با لب هام شرتشو تو دهنم کشیدم که کوسش رو گاز نگیرم خیس و لزج بود اما بوی عطر می داد از پاش که کشیدم پایین دیدم پاشو بلند نمیکنه که شرتشو بکشم بیرون به روی پاش رسیدم که گفت بدو پامو ببوس زود باش یکم چپ چپ نگاش کردمو انجام دادم گفت اونجوری نگاه نکن بخواب رو زمین ببینم من هاج و واج مونده بودم اومد سمتم و موهامو گرفت و صورتمو سمت کوسش فشار داد( الحق کوسش عالیه بی مو بدون لبه های اضافی دوتا گلوچه روی هم)کوسش خیسه خیس بود کامل صورتمو توش شست و من محکم خوابوند زمین و نشست رو صورتم.گفت دهنتو وا کن ببینم زبونتو بکن تو کوسم تا تهه بدو سیاوش تا اون رومو نشونت ندادم من تحریک شده بودم اما تصورم از سکس این نبود.انگار که بخواد صورتم رو بگاد کامل سرمو گرفته بود و کوس خیسش رو توی صورت و دهنم عقب جلو میکرد اونم تند تند.یهو دو دستی سرمو گرفت و گفت اب کوسم بیاد بریزه بیرون جرررت میدم همشو باید قورت بدی میخوام ببینم با لذت میخوری چنان با عصبانیت گفت حالم دگر گون شد و دهنم و باز کردم که ارضا بشه تو دهنم حالا بد بود توف میکنم بیرون حشرش بخوابه حتما درست میشه برخوردش.محکم سرمو گرفت و تند تند باز شروع کرد سوراخ کوسشو رو زبونم عقب جلو کنه محکم دهنم رو جلوی کوسش گرفت و گفت بخور کوسکش بخور ببینم جاااااان اااااه...تمام ابش اومد تو دهنم صورتم خیس خیس بود.قورت نداده بودم با خودم گفتم قورت بدم اوق میزنم...گفت قورت بده دهن خالیتو نشونم بده حشرش کم شده بود و چشماش همون چشمای پریسای من بود بخاطرش قورت دادم انقدر هم بد نبود و یه جورایی از این که انقدر اون لذت برده بود حس پیروزی داشتم و بیشتر عاشقش شدم.کوسش رو جلوی دهنم گرفت و گفت لیسش بزن عشقم تمیزش کن برام این کوس دیگه مال توهه باید همیشه بخوری و تمیزش کنی منم گفتم چشم همسرم چشم عشقم...
    اینجوری که دیدم متوجه شدم پرده نداشت به روش نیوردم هیچ وقت.کیرم راست بود هنوز گفتم عشقم تو منو ارضا نمیکنی؟گفت میخوام عادتت بدم به اب خوری حسابی بهت برسم اونی بشی که من میخوام گفتم هر چی تو بگی عمرم اما این داره میترکه ها اومد کنارم لبامو بوسید گفت همیشه دهنت باید بوی ابمونو بده.من یکم تو خودم موندم و متوجه حرفش نشدم دیدم زانو زد تو صورتم و گفت تو اون پایین کوس لیسیتو بکن منم اب اینو میارم.گفتم الان میشسنه رو کیرم اما انگار از این خبرا نبود کوسشو کرد تو دهنمو شروع کرد با کیرم بازی کردن و لیسیدن کیرم همون حالت ۶۹.چون خیلی تحریک شده بودم زود داشت ابم میومد گفت ابت داشت میومد بگو ها گفتم داره میاااد... زود کوسش و از دهنم دراورد منو خم کرد و پاهامو بالا اورد جوری که کیرم سمت دهنم اومد باهاش همراهی کردم شروع کرد برام مالیدن گفت دهنتو وا کن ابت حدر نره ها همشو باید بخوری گفتم بدم میاد دیدم پاهامو صفت تر گرفت و عصبی شد انگار، بخاطرش حرفشو گوش کردم و ارضا شدم و دهنمو جلو کیرم باز کرده بودم تمام ابم اومد تو دهنم و تند تند گفت قورت بده قورت بده کوسکش، ابرو مینداختم بالا با دست اشاره کردم بالا میارم گفت بخور کوسکش وگرنه با کوس خفت میکنم قورت دادم و یه اوق کوچیک زدم.بی جون شدم رو زمین دراز بودم اومد روی دستم سرشو گذاشت گفت ببخشید بهت فوش دادم عشقم لبامو بوسید و گفت همینو میخوام ازت. مطیع امر من باشی یکم اخم کردم گفت اخم و اینا نداریما گفتم اخه پرسیا این که سکس نشد هنوز کیرم راسته گفت بهت کوس میدم نترس فقط شرط داره.با شیطونی گفتم چه شرطی گفت به شرطی که همیشه ابامونو بخوری اونم با لذت.گفتم حالت خوبه همسرم؟؟؟اوق میزنم مگه ندیدی؟گفت درستت میکنم اون با من .سیاوش من باش تا دوتایی لذت ببریم.اومد روم دراز کشید و لبامو بوسید کلا بوی اب کوس و اب کیر میدادم اونم میگفت جون تو ارزوی چندین ساله من بودی و هستی اومد دوباره روی صورتم نشست گفت بلیسش خیسش کن تا بشینم رو کیرت عشقم منم با لذت شروع کردم به لیسیدن کوس قشنگ زنم ،گفت اخیش بهت بگما کوس و کون من حق نداره رو زمین بشینه فقط رو صورت دهنت. تو کوسم بگو چشم ارباب... منم تو کوسش گفتم چشم اربابم صورت من باید قالب کوست بشه حشری شد و اومد رو کیرم نشست وای انگار خدا رو بهم داده بودن کمر شلی ندارم اما با کوس تنگ اون ۵ دقیقه نشد.داشتم ارضا میشدم گفتم داره ابم میاد کوسشو رو کیرم قفل کرد و تمام ابم اومد تو کوسش تمام شیره جونم اومد تو کوس پریسا.(تیکه کلام پریسا تو شهوت کوس کشه بی قصد میگه و منظوری پشتش نداره)گفت جونم کوس کشم جونم مرد کوسکشم خودشو صفت کرده بود تمام ابم تو کوسش مونده بود.اومد نشست رو دهنم گفت بخور ابتو کوسکشم بخور عشقم اروم زبونمو رو کوسش میکشیدم که ابش بیرون بیاد اما اون داشت دقت میکرد که ابشو بخورم گفتم میشه نخورم؟گفت تو که نمیخوای اولین روز زندگی حاملم کنی داشتم به این فکر میکردم بخورم یا نه یهو سرم رو گرفت تو کوسش گفت بخور دیگه مرد کوسکشم شروع کرد به گاییدن دهنم با کوسش تمام اب کیرم اومده بود تو دهنم یهو گفت دهنتو وا کننننن اه اه تو دهنم ارضا شد و اب کیرممو اب کوسش همش اومد تو دهنم ابش انقد زیاد بود با اب کیرم کل دهنمو پر کرده بود اونم مکرر میگفت بخور کوس کش بخور کوسکشم بخور همشو حدر بره جرت میدم...
    ادامه دارد...
    نوشته: سیاوش
    user:Koslis66

  • 15

  • 19




  • نظرات:
    •   احسان با کون گنده
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • شب اول


    •   Arka1100
    • 1 هفته،4 روز
      • 7

    • این دیگه چه سمی بود من امشب خوندم (hypnotized)


    •   96H.kirkoloft
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • ب کجا چنین شتابان کونی متوهم


    •   Losser
    • 1 هفته،4 روز
      • 12

    • حالمان بهم خورد از اين حجم عظيم كستان
      طبيب را خبر كنين
      وزير جنگ را ندا دهيد
      سپاهيان را اماده پيكار كنين


      ملجوقين بسان گرگان به شهواني حمله نمودن


    •   لاکغلطگیر
    • 1 هفته،4 روز
      • 8

    • خیلی مزخرف بود
      چی بود این اصلا؟
      قدت که باهاش برابره
      وزنت ۵ کیلو کمه که اونم قابل جبرانه
      می مونه سینه ش که گفتی ۸۵ بود و اونم با لامبه های کونت برابره.
      چیز دیگه ای کم نداری.یه کم بیشتر به آب خوردن عادت کنی،زیرپوستت میره و چاق میشی و لپّات گل میندازه
      آره باباجون!
      ریدم تو داستانت


    •   ld2
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • کسکش خودشو سفت کرده بود درسته نه صفت . میخوای کون بدی بچه ها هستن‌نمیخواد غیر مستقیم بگی مرد نیستی


    •   19masoud13
    • 1 هفته،4 روز
      • 7

    • دهنتو گاییدم
      چی بود این، حال آدمو به هم میزنید
      نکبت خوبه قبل ازدواج دوسال با هم دیگه رابطه داشتین مگه باهاش درباره این چیزا حرف نزدی ( بگو قبلش فقط بلد بودی کسلیسی کنی )


    •   Mojtaba44250
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • بعضی داستان ها رو میخوام بعد میگم چرت تر از این نمیشه اما همینطور که پیش میره میبینم مردم چه کس شعرایی که نمیگن


    •   .سیاوش.
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • کورنا قرنطینه تاثیر گذشته روی مغز عزیزان بزرگ بار شرکت اب فاضلاب استان تهران


    •   کاربر.قدیمی.هستم
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • برو جقتو بزن کوسکش


    •   woodpecker
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • خدا بهت ببخشه ..گفتم حتما زن ذلیل شدی اما دیدم نه کس ذلیل یه گانگستر شدی که دست به کس کوبی اش حرف نداره ادرس بده برات چند تا هدیه پاتختی که سری کامل قیف الات باشه بفرستم !!
      امشب هیهاته ..سکس کسخوری به پستمون نخورده بود که امشب نوبر کردیم.


    •   Bi_sar_ba_zor
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • مرد کوس کشم؟؟؟؟؟؟؟ (rose) (rose)


    •   Blackhorse
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • حالم بهم خورد از این همه دری وری


    •   Mtm98
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • فقط میتونم بگم خاک توسرت


    •   Mehd10
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • خوبه ، یه کمی زود نوشتی، اما جالب بود ادامه بده


    •   Daland
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • چنان اول کستانتون میاید مینویسید من ورزشکارو قد بلند و سفید و چه وچه،انگار ما فلج و زمین گیر و داغونیم ؟؟؟؟


    •   Faludehmalude
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • گه خوردی گوز قد و وزن جفتتون ریدیم


    •   Faludehmalude
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • ننه جنده ریدیم رو قدو وزن پریسا و سیاوش


    •   kalofduty
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • احسنت برادر سم خوبی بود،مغزت شته زده کصکش بیسواد هضم نه حضم،خاطرات شب اولتو اوردی اینجا جقی،مطمئنم پریسا این متنو بخونه دیگه بهت نمیده (dash)


    •   koonikhaneshirazi
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • من حسین هستم
      مجرد و برده زوج ها و خانم ها
      ۳۳سالمه از شیراز


      تحصیلاتم ارشد و کارمند هستم


      اگر به این فانتزی علاقه داشته باشین
      خوشحال میشم بیشتر آشنا بشیم با هم


      من این رابطه رو درک میکنم و تجربشو دارم
      و واقعا به دنبال ی رابطه بدون حاشیه هستم
      اگر واقعا ته دلتون به این فانتزی علاقه دارین من اطمینان میدم ساعات خوبی رو با من بگذرونید


      تمایل به آشنایی با زوج های خوب و با شخصیت


    •   Aazss
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • بیشتیر شبیه شب اول قبر بود تا شب اول ازدواج ریییییدی حاجی با این زن گرفتنت


    •   ABDOLLAH1382.q
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • این هن.ز مال شب اوله.دادا به گا رفتی (ok)


    •   Navid.master
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • دوست نداشتم


    •   mrsmith
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • مگه شیلنگه یه دو تا سیلی میزدی به خودت بیدار بشی


    •   سکسدوست
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • خیار شور خورده شده ؟؟؟؟؟؟ یا شیار شور برده شده ؟؟؟؟کسخل 173 قد وزن 80 مانکنه ؟؟یا مانکن ندیدی ...یا کسو شر میگی که جق زدن بهت بیشتر حال بده.اونوقت رییس شرکت انقدر بیکار و بی عاره هر سه شنبه روز کاری میره کوه بتو کس بده .. باقیشو نخوندم . جلقیه لنگ صابون ...کاسخل با تف یزن سر مارو درد نیار ...کیر گوزن های بابا نویل تو کون هرچی دروغگوست ..جقوا السلطنه ...


    •   زولان
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • کس نگو گالیور نقشه رو رد کن بیاد


    •   Sadras02
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • اولا ریدم تو فانتزیت دوما بیشرف واقعا کوصکشی زن گرفتی یا جنده که پرده نداشت واقعاهم کوصکشی زرمفت میزنه بروش نیاوردم.جقی عزیز لااقل یه فانتزی باحال واسه خودت بساز الکی مارم سرکار نزار یچی بنویس که یه ده درصد باورمون بشه دیگه چی فرضمون نکن دمت گرم


    •   arman doudoul tala
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • بخت که برگردد... اخ اخ عروس در حجله نر گردد... آره جانم وقتی میری کوه عاشق میشی باید یک عمر کص لیسی کنی برای خانوم. بعد یه سوال. ورزشکار بودی؟ نگارشت عین این قصه گو های کودک و نوجوانه... یکی بود یکی نبود یه ورزشکاری بود که از قضا کوه نوردی میکرد... وای وای وای


    •   Mobin29
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • خیلی چسبید دمتگرم


    •   میلادکرج.
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • امیدوارم نصیب منم بشه همیچین زنی


    •   Hamidoo75
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کیر تو کسشعرت.حیف وقت. توهمی.فااااک


    •   Lalesadeghitori
    • 5 روز،2 ساعت
      • 0

    • خب اگ واقعی بود برای نجات پیدا کردن باید برده استخدام کنی زنت با اون حال کنه و ۳ نفری با هم حال کنید مث داستان چه حالی داش برده داری


    •   NONameD
    • 3 روز،6 ساعت
      • 0

    • کصتان کصشری بود کصکشم(کوووصکشم)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو