زنونه پوشی برای مهدی و ابی جون

1399/12/10

سلام عزیزان من این دومین داستانی که براتون مینویسم اسم من سعید واسم زنونگی من میترا۳۶ سالمه وقدم ۱۸۰ وزنم ۷۵ وبدنم سفید وکم مو وکونم خیلی بزرگه و یکم هم سینه دارم قشنگ تودست میاد خوب بریم سراصل داستان من توفیس با یکی به نام مهدی دوست شدم اون کارگاه نجاری وقاب سازی داشت وباهم کلی چت کردیم وبعد کلی چت وعکس دادن باهم قرارگذاشتیم وقرارشد فردا ش برم به مکان مهدی ومن شب قیبلش رفتم حمام وتمام بدنمو شیو کردم ‌وصبح روز قرارگرفتم یک شورت وجوراب شیشه ای رنگبدن براق پام کردم وقسمت سوران کونم پاره کرده بودم که نیازی به دراورن نداشته باشم بالای شورت جوراب گرفتم جوراب مشکی توری لانه زنبوری پام کردم وبندجوارب هم پوشیدم وبنداشو به جوابم وصل کردم وبعد یک شورت قرمز لامبادا با کرست قرمز ست کردم وبالای اون یک تاپ دولایحه نازک شیشه ای تنم کردم ویک دامن کوتا مشکی وبالای اونا لباسامو تنم کردم وکفش پاشنه بلند ولوازم ارایش وکلا گیس مو توکیفم کردم ورفتم به مکان مهدی به اونجا که رسیدم به مهدی زنگ زدم مهدی گفت بیا تومغازه مغازه درشو ازتوبسته بود وشیشه های مغازه رنگ زده بود وداخلش دیده نمیشد وقتی رفتم تودیدم پشت مغازه یک کارگاه بزرگ نجاری ویک قسمتش مهدی فرش انداخته بود ومیداشت تریاک میکشید ومن گفتم اینه داری اینجا گفت برو تو اتاق بغل اتاق کوچک بود که کمد لباس وگاز توش بود رفتم تو ولباسهای رومو دراوردم وکفشای پاشنه بلندمو پام کردم وارایش مختصری کردم وکلاه گیس گذاشتم ورفتم جای مهدی ومهدی وقتی منو دید گفت پسر چقدر عوض شدی اصلا مشخص نمیشه توپسری چی کوسی شدی وبلند شد اومد منو بغل کرد واول ازلبم بوس کردوبعد گردنمو بوسید ولیس میزد ومن کاملا تحریک شده بودم منو برد روی فرش وشلوارشو دراورد منم کیرشو که پانزده سانت بود وکمی کلفت گرفتم تودستم وبعد کردم تودهنم براش ساک زدم یکم گفت بخواب منم به پشت خوابیدم گفت برگرد گفتم نه اینجوری دوست دارم وکاملا لخت شد وپاهامو گذاشت روشانه هاش وکیرشو گذاشت دم سوراخ کونم اول با کیرش به سوراخ کونم میما لید بعد یکم سرکیرشو کردتوکونم وبهش گفتم یواش که یک دفع تا ته کردتوکونم ومن یک اه بلندی کشیدم ویکم که تلمب زد کونم باز شد ودیگه همش لذت بود میداشتم لذت میبردم که یک دفع گفت ابم داره میاد گفتم بریزتوکونم وتمام ابشو ریخت توکونم واصلا موقع که اب کیر توکون ادم میزن نمیسوزه که بعضی ها میگن کونم سوخت واتیش گرفتم فقط یک حس خوبی به ادم میده اخه کونی که اب بخوره دیگه همیشه اب کیر میخوادخلاصه من هنوز ارضاع نشده بودم ومهدی کیرشو دراورد ومن براش یکم ساک زدم که دوباره بلند بشه که منو دوباره بکنه که کیرش بلند نشد وگفت نمتونه بکنه دوباره وگفتم من کیرمیخوام هنوز گفت یک دوست دارم که سنش کم ولی پسره مورداعتمادی میاد باهم تریاک میکشیم بگم بیاد گفتم بگو بیاد زنگ زد ولی بهش نگفت که جریان چی اومد که تریاک بکشه وقتی رسید درزد مهدی درو باز کرد اومد تومن روی فرش نشسته بودم وداشتم سیگارمیکشیدم وقتی اومد توگفت خانم اودری مهدی گفت نه زنونه پوش اومد طرف من دست دادگفت واقعا توپسری گفتم اره عزیزم میخوای بکنی گفت اگه بدی که اره از خدامه سیگارمو خاموش کردم وازروی شلوار همینطور که ایستاده بود کیرشو گرفتم وبعد کمرشو باز کردم شلوارشو کشیدم پایین کیرش ازتوشورت افتاد بیرون وای بااینکه ابی هفتده یا هجده سال بیشتر نداشت ولی کیرش خیلی بزرگ وکلفت بود منم که حسابی شهوتی شده بودم کیرشو کردم تودهنم وبراش ساک میزدم وهی درمیاوردم وزیر بیضه هاشو لیس میزدم ومیکردم تودهنم یکم که ساک زدم به ابی گفتم بیا منو بکن گفت چهار دست پا کن منم کردم وکیرشو گذاشت دم سوراخ کونم وکم کم هل دادتو هم اولش درد وسوزش داشت ولی یکم که عقب جلو کرد کونم قشنگ باز شده بود وتا ته کیرش توکونم بود ودیگه همش لذت بود یک پنج دقیقه ای که تلمب زد ابش اومد ریخت توکونم ومن هنوز ابم نیامده بود بهش گفتم کیرتو درنیار بذارتوش باشه وبا دستم جرق زدم ابم اومد ولی زیاد بهم حال ندادچون من دوستدارم درحال کون دادن ابم بیاد نه که جرق بزنم اخه من از کون ارضاع میشم خلاصه مهدی وابی متوجه شدن که من زد حال خوردم ابی گفت پس فردا خانه ما خالی بیا اونجا گبتم باشه ولباسامو عوض کردم ارایشمو پاک کردم اومدم بیرونوخودمو برای پس فردا اماده کردم وروز موعد رسید واینجار شورت وجواب شیشه ای رنگ پا رو پام کردم و یک دامن شورت وکرست زرد خوش رنگ ودامن کوتاه وتاپ صورتی روپام کردم وکفشای پاشنه بلندمو ولوازم ارایش برداشتم وسوارماشین شدم به ادرس که ابی داده بود رفتم وقتی رسیدم زنگ زدم ابی درباز کرد رفتم تو یک حیاط کوچک داشت وارد میشدی بعد یک خانه دوطبقه که طبقه پایین خانه ابی بود که با مادرش وخواهرش زندگی میکردن واردخانه شدم دیدم مهدی کنار بخاری نشسته وداره تریاک میکشه وابی به من گفت برو تواون اتاق خودتواماده کن که امشب برات تلافی قبل میکنیم منم رفتم تواتاق شروع کردم لباسای رومو دراوردم وشروع کردم به ارایش وقتی اماده شدم ابی ومهدی دونفری اومدن تواتاق ومن برای مهدی ساک میزدم و ابی ازعقب کرده بود توکونم و هی جاشو با مهدی عوض میکرد باور کنید یک ساعت زیر کیرشون بودم و دوبار ارضاع شدم وکمرشون خیلی سفت شده بود ومن به غلط کردن افتادم ابی همینطور که میکرد بعد یک ساعت ابش اومد وریخت توکونم ومهدی هم ابشو ریخت تودهنم وصورتم ومن با اینکه اذیت شدم ولی خیلی لذت بردم اگه غلط املایی داشتم ببخشیددفع بعد سکس با سه نفر رو براتون مینویسم

نوشته: سعید


👍 9
👎 3
14901 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

794245
2021-02-28 11:23:46 +0330 +0330

یه چند دیقه لباس عوض نکن ببینم که ب کیه

2 ❤️

794306
2021-02-28 18:18:36 +0330 +0330

جرق😃😃

0 ❤️

794361
2021-03-01 01:20:47 +0330 +0330

خمینی در حال مهاجرت به پاریس تو راه فرود نیومد بکنتت؟

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها