زنِ نوحه خون

    1398/4/4

    سلام و درود
    من محمد 27 سالمه
    2 سال قبل برای اولین بار سکس داشتم
    با یه زنی که مجلس دعا و روضه برگزار میکرد
    از الان بگم من مثه بعضی از اعضای شهوانی نیستم که بگم خیلی خوشکلم و قد بلند و حیکلی
    نه من قدم 170 و یکم.لاغرم
    بعضیا رو.نمیدونم.چطور میان قسم میخورن که به خدا داستانم واقعیه و از این چیزا
    میگن همیشه راستشو بگو هرچند به ضررت.تموم بشه
    شروع داستان
    یه روز من سرکار بودم و برای شرکتمون مشتری اومد
    یه خانم محجبه ولی زیبا
    من فکر کردم مشتریه ولی رییس شرکتمون گفت خانم برای کار اومدن و داشت فرم پر میکرد
    مسول مصاحبه نبود اون روز
    گفتن من مصاحبه کنم
    خلاصه بعد از سلام و علیک و احوالپرسی
    فرمو چک کردم
    چند تا سوالم پرسیدم
    گفت من سفره نذر و حاجت میندازم و محصولاتتون بدرد خانم ها میخوره
    شرکت ما لوازم ارایشی بهداشتی بود
    اون میخواست محصولاتو بگیره و توی خونش بفروشه
    کار ندارم
    بهش گفتم بررسی میکنیم باهاتون تماس میگیریم
    فرداش زنگ.زدم گفتم.تشریف بیارید
    اومد
    همون تیپ بود
    چادری
    یه ذره قد کوتاه بود
    ولی چهره ی روشنی داشت و لبخند قشنگ و چشمای گشیده مثه کره ای ها
    بعد از 2 ماه که رابطمون عادی بود توی کار
    خودش رسما اعتراف کرد
    گفت من مشکلات زیادی دارم
    شوهرم عمل کرده و خونه نشینه
    و قدرتی نداره برای ارامش دادن و از این چیزا
    گفت من مسول روضه برگزار کردن و مجلس دعا و از این چیزام
    من نمیدونم چرا یهو گفتم اگه فکر میکنی میتونم بهت کمک کنم بهم بگو
    اون گفت مثلا چجور کمکی
    گفتم ارامش دادن
    بغض کرد
    انگار خودش از خدا منو میخواست
    خلاصه وعده گذاشتیم که ببرمش خونه
    قبول کرد
    خونه دوستمو گرفتم واسه1 ساعت
    اسم اون خانم فاطمه بود
    با تاگسی اومد دنبالم
    نشستم پیشش صندلی عقب
    دستامو میگرفت و میلرزید
    من برام عادی بود دست گرفتن و نمیلرزیدم
    ولی بار اولم بود میخواستم سکس کنم
    رسیدیم
    کسخل شروع کرد از گناه و قهر خدا حرف زدن و رابطه با زن شوهر دار
    گفتم ناراحتی بریم
    گفت 6 ماه بود سکس نداشتم
    چون شوهرم عمل کرده
    گفتم چطور توی این 6 ماه اینقدر صورتت جوون و شفاف و روشنه؟
    گفت ارایش کردم از روزی که اومدم شرکت واسه کار
    گفتم تو که روضه و مجلس دعا میزاری چطور میای سرکار
    گفت برای این.مراسما پولی نمیگیرم
    اگه.هم.بگیرم فقط خرج خود هیات میکنم
    منم موندم که چی بگم
    خلاصه روسریشو دراورد
    و منی که ادعام میشد خیلی واسم راحته و.نمیلرزم شروع کردم اروم.اروم.لرزیدن
    خودش مثه حشریا شروع کرد لب گرفتن ازم
    و شروع کرد گریه کردن
    منم.هنگ کردم
    بهم گفت تو شبیه کسی هستی که قبلا میخواستم باهاش ازدواج کنم و به زور ازدواج کردم
    دوباره زد زیر گریه
    حشری خراب شد در حالی که لبامو میخورد شروع کرد گردنمو میخورد
    باید اعتراف کنم من کم اورردم چون فرصت نمیداد کاری بکنم
    شروع کرد شلوارمو دراورد و گفت واست ساک.بزنم گفتم نه
    منو کامل لخت کرد
    خودشو هم لخت کرد و خوابیدم روش
    تا اینجا داستان بیشتر شبیه اتفاقات قبل از سکس بود و میدونمم شاید خسته شده باشین
    از اینجا شروع میشه اولین سکسم
    خوابیدم روش و داشتم لباشو میخوردم و اونم اروم گریه میکرد
    من نمیخواستم بکنم توی کصش چون میخواستم وقتی ازدواج کردم اینکارو واسه خانومم بکنم
    خب 2 سال پیش که 25 سالم بود زیاد با این کارا سر در نمیوردم و همش مشغول کار و کاسبی بودم
    یهو فاطمه زار زد و گریه بلند که محمد بکن توی کصم التماست میکنم قسمت میدم بکن توش و منو راحت کن بعد از 6 ماه
    من.مقاومت میکردم
    دیدم لامصب پاهاشو انداخت دور کمرم
    کیرمم تنظیم کرد روی کصش
    خودشو کشوند منو هم کشوند سمت خودش و منو قفل کرد
    کیرمم زیاد بزرگ و کلفت و 20 سانت مثه بعضی از دوستان نیست
    وقتی قفلم کرد کیرم تا ته رفت توی کصش
    نمیخوام بگم وای رفتم رو هوا و انکار روی ابرا بودم
    نه ابری در کار بود نه هیچی
    برای اولین بار تجربه کص کردنم عالی بود
    تنها حسی که داشتم کیرم داشت داغ میشد و شروع کردم تلمبه زدن
    حین.تلمبه زدن دیدم داره اه و ناله با گریه میکنه منم فشارو بیشتر دادم گفت کیرت توی کصم محمدم
    گفتم کصشعر نگو توشه که
    دیدم داره میخنده
    گفتم خدا رحم کنه
    این دیوونه شده
    چند دقیقه باهاش ور رفتم
    داشت ابم.میومد که بیرون کشیدم
    دوباره کردم توش
    بچه.ها باورتون.نمیشه یه زن نوحه خون داشت زیر لیز میخورد و بهم کص میداد
    توی تصوراتم این بود که زن های مذهبی ضد سکس هستن
    وسط کردنش یهو دیدم داره ابم میاد
    گفتم داره میاد گفت من عمل کردم که شوهرم منو بکنه واسه اینکه بچه دار نشیم
    شوهرم.قدرت سکس.نداره و با دست منو ارضا میگنه
    چون.میترسه حامله بشم
    گفت با تمام قدرتت بریز توش
    توی دلم.گفتم خر خودتی
    تلمبه زدنام بیشتر شد ابم اومد کیرمو دراوردم ریختم روی شکمش
    و خودم اه و نالم شروع شد
    گفت ای جونم که ناله میکنی محمدم
    همینجور ناله میکردم که با دست ابمو از روی شکمش برداشت ریخت روی سینشو صورتش
    بعد من خودمو ول کردم روش دراز کشیدمو بغلش کردم
    خیلی گرمم شده بود
    بدنش سفید
    تازه موهاشو زده بود
    گفت واسه تو سفیدش کردم
    با دستم میخاروندم کسشو
    بدنش یه خال هم نداشت
    سفید بود
    بعد از یه ربع که روش خوابیده بودم دیدم گیرم داره بلند میشه
    گفت اخ جون رفت سمت کیفش
    دیدم لواشک دراورد
    گفتم چیه گفت لواشکه
    گفتم فکر کردم پیتزاست
    میدونم لواشکه منظورم اینه که واسه چیه
    گفت کارت نباشه
    لواشکو زد به دور کیرم
    کیرم لواشکی شد و لواشکو دور کیرم چسبوند مثه بچه های مدرسه ای خودشو لوس میکرد
    و شروع کرد ساک.زدن
    اینقدر داشت میخورد که داشتم از خود بی خود میشدم
    این سری دیر ابم اومد
    حدود 5 دقیقه یه نفس داشت ساک میزد
    هی داشت میخورد هی داشت میخورد هی داشت میخورد
    با دستش سینشو میمالوند و ساک میزد واسم
    یهو سرشو اورد بالا دهنشو نشونم داد
    دیدم لواشکا توی دهنشو
    کیرمم نصفش لواشکی شده بود
    کثیف کاری داشت میکرد
    بعد کصشو تنظیم کرد و نشست روی کیرم
    حالم بهم میخورد تصور کن کیر لواشکی بره توی کص لواشکی
    اصن سخت شده بود
    چون تف کرد به دستش بعد زد به کصش
    هی بالا پایین.میرفت گفتم داره ابم.میاد
    اونم ابش میومد
    عجیب بود عینه فیلمای سوپر.اب زن پاشید روی کیرم در حالی که خودش واسم تلمبه میزد
    کصشو دراورد
    شروع کرد ساک زدن
    گفتم.اومد
    هرچی اب بود کرد توی دهنش
    اب لواشک داشت میخورد
    لواشکشم دیدم.طعم توت فرنگیه
    بهم گفت کیر توت فرنگی لذیذ ترین کیره
    بیحال شدم عجیب
    اونم خیلی خسته شد
    بعد دوباره سینمو میخورد
    کم کم میخواستیم.بریم
    منم لباسشو تنش کردم
    اونم لباسمو تنم کرد و از خونه رفتیم بیرون
    تاکسی گرفت قبل از اینکه سوار بشه گفت واسه دو سه روز دیگه برنامه دارم واست
    منم گفتم باشه
    و رفت
    نمیخوام بگم اگه دوست داشتبن نظر بدین
    ولی من شخصا برای خواننده این داستان نهایت ادب و احترام قائلم
    امیدوارم سکس بعدیم با فاطمه به همراه بادمجون که کردمش هم بتونم بگم
    تا درودی دیگر بدرود


    نوشته: گیتار عشق

  • 16

  • 25




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 3 هفته،3 روز
      • 16

    • دفعه اول توت فرنگی مالید بهت دفعه دوم بادمجون تو کونت کرد میگم تا کار به هندونه مشهدی نکشیده بی خیالش شو!!! (biggrin)


    •   فوت-لاو
    • 3 هفته،3 روز
      • 3

    • داره میریزه از اسمون داره میریزه شوهرش نبود؟


    •   Ares.1
    • 3 هفته،3 روز
      • 4

    • چقدر چرت گفته بودی
      فقط با این نیت میخوندم ک تموم بشه
      بیست و پنج سال از خدا عمر گرفتم ، لواشک توت فرنگی ندیدم!!!
      انقدر گفتی گریه کرد ، فکر کردم الان شروع میکنه روزه خوندن
      از طرفی هم حس کردم شیشه زدی جق زدی بعدشهم دکمه ارسال داستان روزدی
      خلاصه ک ننویس دیگه دوست عزیز


    •   romanc29
    • 3 هفته،3 روز
      • 3

    • بعدش برات نوحه خوند (dash)


    •   king.artoor
    • 3 هفته،3 روز
      • 5

    • اره خانوم مجلسیا خیلی سگ حشرن.والا اسم دخترای حجاب معمولی بد در رفته وگرنه این مذهبیا از همه بدترن جاکشا


    •   mrsx1100
    • 3 هفته،3 روز
      • 5

    • اون نوحه خوند تو سینه زدی؟ یا سینه خوردی؟ شیزوفرنی بودی مگه


    •   no-roots
    • 3 هفته،3 روز
      • 3

    • دیس 2
      لواشک توت فرنگی تو کونت:////
      خودت فهمیدی چی گفتی وژدانن؟؟هی میخندید هی گریه میکرد :////


      درهرصورت زن شوهردار دیس داره حیف شد بابت صداقت اولت میخواستم لایک کنم


    •   amiiir_h
    • 3 هفته،3 روز
      • 4

    • تو مثل کسی بودی ک میخواس باش ازدواج کنه؟؟؟این دیگ چ کسشری بود از کجات دراوردی این حرفو؟؟؟مرسی ک واس ماارزش قائلی ولی بدنیس بدونی کیر مام نیسی مرتیک جقس پوفیوز سیک تیرو بزن تا تک تک بادمجون های شهوانی رو نکردم تو کیونت


    •   Emperatoorxxx
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • فانتزی جالبی داری خرچنگ


    •   ARYA52
    • 3 هفته،3 روز
      • 8

    • تا بیست و پنج سالگی اصلا سکس نکردی؟
      پس هر چی پول در میاوردی خرج صابون گلنار میکردی دیگه.
      یعنی خانم نوحه خون از اول که رسیدین تو خونه گریه کرد تا موقعی که اب از کسش پاشید؟
      لخت شدی خوابیدی روش ولی نمیخواستی بکنی تو کسش؟
      میخواستی تو اون حالت راجع به فلسفه دیالیتیک و بحران جنگ خاورمیانه تبادل نظر کنید؟
      موقعی که اب کسش پاشید بعدش نخوند داره میریزه داره میریزه؟
      لواشک پیچید دور کیرت؟
      بادمجون رو چکار کرد؟
      امیدوارم از سکس بعدی که بادمجون کرده تو کونت که هیچ کلا چیزی نگی.
      اه اه این داستان رو خوندم داره میریزه ، داره میریزه


    •   teen...wolf
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • کوسشو دراوررد؟! میگم توهم زدی یه مرد روضه خون کردتت خودت جنسیت هارو عوض کردی ها؟! ای شیطون کونی... لواشکی


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 3 هفته،3 روز
      • 4

    • حقیقت اینه که رفتی هیئت اونجا به چند روش کوونت گذاشتن


    •   Hacker_crazy
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • دوست عزیز قبل از اینکه کسشر بنویسی یه جق بزن بعد بنویص


    •   داریوشم
    • 3 هفته،3 روز
      • 4

    • فقط ای تیکه :
      گفت کیرت توی کصم محمدم
      گفتم کصشعر نگو توشه که!
      دیدم داره میخنده
      گفتم خدا رحم کنه
      این دیوونه شده
      چسبید،کلی خندیدم


    •   HYPERMAN98
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • منم مشابه این مورد رو داشتم، واقعا آدم احساس پیروزی میکنه وقتی اینجور زنهای خاص رو میکنه، دمت گرم پسر


    •   pezhman1371
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • یجوری تعریف کردی ک بگی آره واقعیه
      ولی کسکش ۲۷ سالت بود سکس نداشتی پ کون میدادی داخل این ۲۷ سال
      اگه نمیخواستی بکنی داخل کسش گوه خوردی بردیش خونه دوستت
      کلا بگم ریدم ب خودتو داستانت


    •   Littlelucifer
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • دسته گیتار رو تا عاشقانه نکرده تو کونت یا نداددت دست سعید طوسی و حاج آقای مسجد محل دیگه سراغش نرو !


      آخه جنده پدر کونی ننه درسته میگن چادر سنگره برای پوشوندن کثافت کاری ولی نه دیگه اونی که معتقده روضه میره نمیاد بگه شوهرم منو نمیکنه میشه خواهش کنم منو بکنی ! برو ببین چه کسی تلاوت کردی خودت بعد اول داستان هم طوری انقلت کردی که همه فکر کنن که تو راست میگی !


    •   ک+ک+ک
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • احساس میکنم همسایه دیوار به دیوار کوس کش اعظم محمود کریمی هستی با اصرار مامانت قبول کرده بری پیشش برای تمرین مداحی که یهو دیدی محمود کریمی و سعید حدادیان و محمود ارضی و البته سعید طوسی نشستن و دارن بهت لبخند میزنن تو هم اولش لبخند زدی که ایول این همه اساتید برای تعلیم من اومدن زیاد اشتباه فکر نکردی تنها اشتباهت این بوده که این کوس کشا واسه کونت اومدن وطوری سوراختو گشاد کردن شدی سیاهچاله NGC 1277 در اینکه همسران مداحان گرامی جندن شکی نیست ولی مطمئن باش دست منوتو نمیرسه


    •   ک+ک+ک
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • راستی میگن تعریف کونت به گوش میثم مطیعی و مهدی رسولی هم رسیده دم اینارو خوب ببین که بلیط رسیدن به بیت رهبری و کیر مبارک اسکاری حضرت آقاس


    •   Javane.jahel
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • تا ۲۵ سالگی چقدر جق زدی؟


    •   ronin555
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • وسط این گریه وزاری یه سینه زنی فقط کم داشت فضا رو عطرآگین میکرد.....


    •   mostoufi
    • 3 هفته،3 روز
      • 3

    • جای خالی گلاب در این مجلس کاملا حس میشد.


    •   Mehi58
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • بانوی لواشک ....کوس کردی


    •   Mr.Holmes
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • نه تنها کوس ندیدی، بلکه ظاهرا لواشک هم نخوردی به عمرت....


    •   mehdi.98
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • صداش خوبه؟


    •   boko+net
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • این داستانتو من تو خواب دیدم . البته یکم فرق داشت . تو زیربودی اون رو . اونم خانم جلسه ای نبود , مالک عنتر بود . تورو با یکی از عنتراش اشتباه گرفته بود و داشت تورو درست یادم نیست تو دسته یا تا دسته میکرد .
      اره جونم . مالک عنتر باعث انقراض عنترای عربستانی شد دیگه ! همه رو کرد مردند . تورم انقدر میکنه تا تلف بشی .


    •   arash1986m
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • ریدم تو داستان لواشکیت


    •   Watcher
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • به کسشراتی ک تفت دادی اصلا کاری ندارم
      فقط بگو چتوری کصشو دراورد؟؟؟ تو فقط اینو توضیح بده
      اخه کیرم فرق باسنت تو کف زن مردمی دلیل نمیشه بیای اینجا حین کف دستی کصشر بگی


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • من عمل کردم واسه اینکه شوهرم منو بکنه واسه اینکه بچه دارنشیم شوهرم قدرت سکس نداره من رو با انگشت ارضا می‌کنه! این دقیقاً چه نوع عملی بوده و برای چه هدفی؟ شما به چه زبانی صحبت میکنید آخه؟ ظاهر نوشته فارسیه ولی انگاری از کون داره صحبت میکنه


    •   Sepidarsal
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • خاکتو سرت با اولین سکست


    •   ممدپالیس
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • پاشو بساطت رو جمع کن.دلقک ابنه ای.شاشیدم تو اون قلمت و شیوه نگارشت.روان پریشه نامرد.


    •   قبیله.لر
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • تو وژدان دارررررری؟؟


    •   Blackhorse
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • وای کلی خندیدم، فکاهی بود
      آب کیر لواشکی با طعم اشک و توت فرنگی


    •   Xknight.1
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • سر گیجه گرفتم. ننویسی بهتره


    •   hhash
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • کیرم تو داستانت کیری
      دروغترین داستان بود خاک تو سرت


    •   saeed-mrz
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • میگما اینایی که جقی تشریف دارن چقدرم خودشون رو تو خیالاتشون تحویل میگیرن،طرف گفت آرامش می‌خوام تو هم گفتی أرامش بدم بعد یهو دیدی رو کوس سواری و گریه می‌کنه
      بابا جانی سینی هم نمیتونه به این راحتی کوس بانو الکسیس بزاره،همون بادمجون تا خایه تو کونت


    •   M_O_o
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • اخی عزیزم الهی مال ۲سال پیش بوده عسیسم الهی کوچولو از سکس چیزی نمیدونسی میخاسی با زنت شرو کنی الهی ای جون وسط گریه لب میگرفت الهی محمدش من دیگه هیچی نمیگم فقط الهی کووشووولو


    •   Taabad
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • واقعاچقدرتواین جامعه کسخول جقی زیادشده...
      دست ازسرمابردارین...برین جقتونوبزنین وحالشوببرین...داستان ننویسین جان هرکی دوس دارین...اگه اعتمادبه نفس بعضی ازاین کسخولارومن داشتم خیلی عالی میشد.خخخ


    •   Armkan
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • کس کش کونی


    •   lady majic
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • مجبوری اولش بگی من مثل بقیه نیستم.؟ فکر کنم هنوز بالغم نشدی چون نمیدونی هیچ زنی با شش ماه ندادن اینجوری نمیشه . با این تخیل زیر سن بلوغت


    •   Meh-Meh
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • اینقدر گفتی من اینجوری نیستم اون جوری نیستم اونقدر اصرار به باور داشتن داستان ب خورد ما دادی و خاستی واقعی جلوه بدی ک ریدی ریدی داداش


    •   پسرکمرآهنی
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • تا اونجاش که گفتی پاهاشو حلقه کرد خوندم. فهمیدم گوه زیادی میخوری. مجلوق. برو مادر جندت هم پاشو حلقه کنه واست تنظیم کنه. متوهم. تو از اونایی که وقتی حشری میشه کیرشو توی راه آب حموم فرو میکنه.


    •   پسرکمرآهنی
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • لباساشو پوشیدم اونم لباسامو پوشید. 🤣وای چه زر میزنه


    •   کوسلیس۲۰
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • قوه تخیل بالایی داری لواشک نداشتیم تو این داستاناتا حالا خخخخ


    •   Koslis_kermani
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • اخه چی بگم ک لایق بدترین توهین هایی ک فرض میکنی همه مثل تو و خاندانت خرن، اول داستانت واقعی بنظر میومد ولی بعدش ک زور میزدی حقیقی نشون بدی خراب کرد داستانو، کیرت نکردی تو کص ک بزاری ازدواج کردی اولین بار کص زنت بکن؟
      نکنه ترسیدی پرده کیرت پاره شه زنت فکرکنه جنده گرفته؟ (dash)


    •   kiredivoone
    • 3 هفته
      • 0

    • کیر شاهرخ خان تو کونت ، سناریو هندی نوشتی کونی؟


    •   Mahi_iiii
    • 3 هفته
      • 0

    • صداقتت منو کشت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو