زنپوشی با سه نفر تو یه روز

    سلام اول از همه بگم من یه زنپوشم و اسمم هم سعیده که تقریبا از 14 سالگی وقتی تنها بودم ارایش میکردم و لباس زنونه میپوشیدم و همین مساله باعث شد که دوست داشته باشم بعضی وقتا با مردا چت کنم و لاس بزنم و ناز کنم و ... ولی هیچوقت جرات نمیکردم با کسی قرار بزارم. یادمه تقریبا تا 18 سالگی همیشه وقتی تنها بودم لباس زنونه میپوشیدم و یه چی میکردم تو کونم و جق میزدم. ولی خب هیچوقت نتونستم چیز کلفتی بکنم تو کونم چون واقعا اذیت میشدم. یادمه یه بار کونمو اسپری زدم و یه سوسیس المانی کردم توش. اولش که کونم سر بود چیزی حس نمیکردم و جق زدم و ابمم اومد اصلا هم حس خوبی نداشتم. ولی بعد از اینکه بی حسی رفت تازه دردش شروع شد. اون شب تا صبح نخوابیدم از سوزش.


    بگذریم قصه ای که میخوام تعریف کنم واسه دو سه سال قبله. یادمه یه روز تو مرداد بود همه رفته بودن مسافرت و خونه هم دو سه روز خالی شده بود و بدجوری حس زنپوش بودن بهم دسته داده بود. واسه اولین بار پیش خودم گفتم بزار یه کیس واقعی پیدا کنم و ببینم چی میشه. همینطوری تو گروه های تلگرامی میچرخیدم که با یه سن بالا تقریبا 60 ساله به اسم ناصر اشنا شدم. عکسای زنپوشیمو واسش فرستادم و نگاه کرد و کلی تعریف کرد. اونم عکسای کیرشو فرستاد واسم که یه کیر تقریبا 15 داشت که یه ذره از کیر خودم نازکترو کوچیکتر بود. باهاش صحبت کردم میگفت چند ساله طلاق گرفته و با مادرش زندگی میکنه و منم گفتم که تا حالا با کسی نبودمو شاید هم نتونم از سوراخ بهت بدم ولی بدنم شیوه و هم برات ساک میزنم و اگر هم نتونستم بدم لاپایی بزار اونم قبول کرد. با هم قرار گذاشتیم نزدیکای خونه ما. قبلش رفتم حموم و تموم موهای بدنمو که خیلی هم کم بود با موبر زدم و حسابی بدتمو لوسیون زدم. چندتا برچسبای شبیه خالکوبی زدم روی رون و کونم. کلی اسپری تاخیری زدم به خایه ها و کیرم که مبادا ابم زود بیاد و روزم خراب شه. یه شرت لامبادا پوشیدم با یه روبان بنفش هم زدم به رون پام. دور و بر ساعت 5 از خونه زدم بیرون و رفتم سر قرار. وقتی رسیدم اون رسیده بود با ماشین اومد و من هم رفتم سوار شدم. خیلی استرس داشتم انگار قلبم داشت میومد تو دهنم. انصافا مرد با شخصیتی بود و حتی سعی میکرد صحبت سکسو شروع نکنه که منم خجالت نکشم. بعد از اینکه مطمئن شدم که ادم درستیه بهش گفتم که بریم خونمون. رسیدیم خونه گفت من عرق کردم اگر اجازه بدی من برم یه دوش بگیرم. تا اون بره دوش بگیره دوباره رفتم دستشویی و کونمو خالی کردم که مبادا چیزی توش باشه. سریع اومدم پایین و شروع کردم به ارایش کردن و بعدش رفتم یه لباس بادیه سکسی پوشیدم. از ترس دوباره یه ذره اسپری به کیر و خایم زدم که نکنه ابم بیاد زود. وقتی از حموم دراومد و منو دید یه لحظه خشکش زد. کیرش راست شده بود. خودشو خشک کردو اومد پیشم نشت. شروع کرد به مالیدنم. راستش من از لب گرفتن زیاد خوشم نمیاد اما اون شروع کرد به لب گرفتن و من هم کم کم داشتم شل میشدم. منو نشوند رو زمین و کیرشو گذاشت تو دهنم. وای انگار صد سال بود که با کسی نخوابیده بود. خیلی عجله داشت. یه دو دقیقه ای که براش ساک زدم گفت برگرد. من فکر کردم میخواد سولاخمو لیس بزنه ولی تا برگشتم یه تف زد به سولاخمو سر کیرشو کرد تو.... واااااااااااای چشام سیاهی رفت چه درد وحشتناکی داشت. سریع پریدم جلو گفتم چیکار میکنی. گفت میخوام کونت بزارم دیگه... خیلی بهم برخورد بهش گفتم خواهش میکنم لباستو بپوشو سریع برو.. کلی عذرخواهی و منت کشی کرد ولی هم حسم پریده بود هم واقعا دوست نداشتم باهاش سکس کنم. بعد تقریبا چند دقیقه التماس کردنش بهش گفتم لاپایی بکن و برو. واقعا یکی از بی حس ترین چیزایی بود که برام اتفاق افتاد دو دقیقه نشد لاپایی زد و ابشو ریخت رو کونم. بعدش لباسشو پوشیدو رفت. واقعا انقدر عصبانی بودم که نمیدونستم چیکار کنم. رفتم یه دوش گرفتم اب که به سولاخم میخورد میسوخت. اومدم نشستم رو مبل تلگراممو که باز کردم دیدم یکی پیام داده دوست داری با هم لز کنیم؟؟؟ یه لحظه جا خوردم بهش گفتم من دختر نیستم. گفت مگه زنپوش نیستی؟ گفتم چرا اونم گفت منم زنپوشم. بعد از اینکه عکساشو دیدم واقعا باورم نمیشد. چه بدن خوبی داشت. حدودا 35 سالش بود و میگفت از 20 سالگی زنپوشی میکنمو بی اف دارمو گاهی هم لز میکنم و با زنپوشا سکس میکنم. خلاصه بعد از حدود یک ساعت با هم تو میدون انقلاب قرار گذاشتیم. هوا تقریبا تاریک شده بود رفتم دم سینما بهمن دیدم یه پسری که ما زنپوشا میفهمیم زنپوشه نشسته رو نیمکت روبروی سینما. با هم احوالپرسی کردیم و گفت بیا یه ذره پیاده روی کنیم و بریم سمت پارک لاله. خلاصه تو راه کلی حرف زدیمو گفت اسمم رضاست اما موقع زنپوشی لیلا میشم و منم ماجرای غروبو واسش تعریف کردمو خیلی ناراحت شدو گفت اونا اکثرا بچه بازن و این حرفا... رسیدیم به یه دکه دو تا ابمیوه گرفتیمو نسشتیم تا بخوریم که یه دفعه گفت اگه بی اف من بیاد میخوای با هم سه نفری سکس کنیم؟ تعجب کردم گفتم مشکلی نداره اون؟ گفت اونم مثل خودمونه یعنی هم میکنه هم میده ولی اون زنپوشی نمیکنه و چند سالی هست که با همیم و مورد اعتمادمه. اولش یه ذره ترسیدم ولی خب هم خیلی حشری بودم و هم دلم میخواست ببینم چه حسی داره سکس سه نفره. با همدیگه یه اژانس گرفتیمو رفتیم خونشون تو جیحون. یه خونه کاملا دخترونه داشت. پر از رنگهای قشنگ و با سلیقه. بعد یه ذره حرف زدن دیدم داره کم کم منو میماله. بهش گفتم بزار برم لباسمو بپوشم. تا من برم لباسامو بپوشم ایفونش زنگ خورد که فهمیدم بی افشه. من لباسامو که یه شرتک تنگ و یه تاپ نیم تنه بودو پوشیدمو با یه ارایش غلیظ اومدم بیرون. بی افش یه پسر لاغری بود به اسم متین که معلوم بود هم سن و سال منه. با هم احوالپرسی کردیم و کلی ازم تعریف کردن و لیلا گفت یالا بریم یه عشق و حالی بکنیم. دیدم یه ذره عرق اوردن و با همدیگه شروع کردیم به خوردن. چندتا پیک که خوردیم کم رفتم دسشویی وقتی برگشتم دیدم لیلا داره واسه متین ساک میزنه. وااااااااااااااای باورم نمیشد کیر متین حدودا 20 بود و خیلی هم کلفت بود. لیلا گفت بیا اینجا رفتم خوابیدم کنارش تا با هم واسه متین ساک بزنیم. موقع ساک زدن بعضی وقتا لیلا لبامو میخورد. تا حالا انقد از لب گرفتن لذت نبرده بودم. چند دقیقه که ساک زدیم دیدم لیلا رفت کیر منو دراورد و شروع کرد به ساک زدن. انقدر اون روز اسپری زده بودم که واقعا هنوز بی حسیش کامل برنگشته بود ولی داشت اروم اروم حسم برمیگشت. داشت واسم ساک میزد که شروع کرد به انگشت کردنم واقعا داشتم لذت میبردم. خیلی مست بودیم، هم لیلا داشت واسم ساک میزد و هم داشت انگشتم میکرد و منم داشتم کیر گوشتیه متینو میخوردم. سه چهار دقیقه شد که دیدم کونم داره میسوزه. یه اخ گفتم که لیلا گفت دردت گرفت؟ گفتم یه ذره... گفت چهارتا انگشتم تو کونته بایدم دردت بگیره... وااااااااااااااااای باورم نمیشد نگاه کردم دیدم داره زور میزنه تا کونمو باز کنه. درد چیه اصلا نمیفهمیدم واقعا کارشو بلد بود. رفت تو اتاقش و یه دیلدوی فلزی اورد و گذاشت تو سوراخم اولش یه ذره درد داشت اما چند ثانیه که گذشت ول کرد. دیدم لیلا بلند شد و مثل متین کیرشو گذاشت دهنم. یه کیر متوسط مثل خودم داشت که وقتی چند دقیقه واسش ساک هم زدم باز بلند نشد. متین رفت پشتم دیلدو رو دراورد و شروع کرد به لیس زدن کونم وااااااااااای چه حالی میداد. یکی دو دقیقه که لیس زد کیرشو گذاشت رو سولاخم و یکم باهاش بازی کرد. یه ذره سرشو کرد تو ولی تکونش نداد. خواستم بکم اخ که لیلا گفت تحمل کن یه ذره. بعد چند ثانیه دیدم کل سر کیرش تو کونمه. خیلی دردش کمتر شده بود و اتفاقا داشتم کم کم لذت میبردم. بعد از چند دقیقه کل کیرشو کرد تو کونم. باورم نمیشد. یه کیر بیست سانتیه کلفت داشت تو کونم تلمبه میزد. انگار رو ابرا بودم. بعد از جند دقیقه دیدم لیلا خوابید جلومو کیرمو که شق بود اروم کردم تو کونش. واااااااااااااای چقدر داشتم لذت میبردم. سه چهاردقیقه که شد متین به لیلا گفت بیا تو بکنش. لیلا هم اروم کرد تو کونم و متین هم رفت کیرشو بشوره تا براش ساک بزنم ولی لیلا مثل متین نمیتونست تلمبه بزنه چند تا تلمبه که زد چند تا ناله زد و کونم گرم شد. بعدش دیدم متین از دسشویی اومد و یه ذره واسش ساک زدم و بعدش خوابید گفت بشین رو کیرم. یه ذره که نشستم دیدم سخته واسم گفت طاقباز بخواب. دردش کمتر شده بود ولی مثل دفعه اول بهم حال نمیداد. حدود 7 8 دقیقه که تلمبه زد دیدم کونم گرم شد. اندازه نصف لیوان اب ریخت تو کونم و افتاد روم. لیلا گفت میتونی منو بکنی ولی واقعا دوست نداشتم حسم تموم شه چون اگه ابم میومد دیگه حس نداشتم. با هم رفتیم حموم و بعدش شامو رفتیم بیرون. چقدر شب خوبی بود. تا صبح دوباره یه بار دیگه سکس کردیم که این دفعه اب من از همه زودتر اومد. امیدوارم از داستانم خوشتون اومده باشه. دوستوت دارم


    نوشته: سعید زنپوش

  • 28

  • 13




  • نظرات:
    •   Daland
    • 2 هفته،6 روز
      • 6

    • کیرم تو دهنت سوسیس آلمانی رو دیگه زدی دلم .کونی


    •   ناژو
    • 2 هفته،6 روز
      • 6

    • فحش خوردن هم لیاقت می خواد....پس فحش نمی دم.دیس


    •   sj0087
    • 2 هفته،6 روز
      • 6

    • امیرها کونی کردید چیزی نگفتیم دیگه خواهشا سعید ها کونی نکنید_)


    •   شاه ایکس
    • 2 هفته،6 روز
      • 4

    • داداش کونت مال خودته به هر کی میخای بده ولی فست فودو برا چی میرینی توش؟؟(biggrin)


    •   sinop
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • از تمیز کردن خودتون نگین لطفا ..ما همه جقی هستیم اینجا حالمونو بهم میزنه این چیزا اون چیزا کارای شخصی هست که بتونی اماده باشی برا سکس ..کسی هم اینجا کسشعر نگه همه جقی هستیم اگه ادم با شخصیتی هستی چه گوهی اینجا میخوری که کامنت با شخصیت میزاری ..ما همگی کونی بودیم که گی شدیم و جقی هستیم که دختر بازیم و اینجاییم


    •   19masoud13
    • 2 هفته،6 روز
      • 4

    • کونی بودن که دیگه این ادا ها رو نداره


      اسم داشتان میزاشتی سه کونی مثل سه تفنگدار جذاب تر میشد ولی فقط اسم جذاب میشد و داستان خیلی تخمی


    •   ariyaii-boy
    • 2 هفته،6 روز
      • 5

    • پیر مرد شصت ساله مادرش چند سالشه؟
      جل الجلوق.ناموسا یه چیز بهتر بنویسید.


    •   Mahan.king
    • 2 هفته،6 روز
      • 2

    • ی فست فود میخوردیم دهنتو گاییدم خوب ی کصه دیگه بگو


    •   Tiny_limb
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • چرا به 60 میدی چرررررررررررررررررررراااااااااااااااا


    •   لاکغلطگیر
    • 2 هفته،6 روز
      • 3

    • خب خودت گفتی متین زنپوش نیست
      پس با سه نفر یعنی چی؟
      آهان!هر چند رضا و لیلا یه نفرن ولی دو نفر حساب کردی.
      حواسم نبود
      ریدم تو گرایشت و سوراخای خودت و دوستات


    •   heyranam._.
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • برا ناصر خار داشت به همه میدی به اون بدبخت نمیدیD:


    •   ssonna
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • خیلی خوب بود عزیزم


    •   Faludehmalude
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • گی نکن بدبخت میشی زن جنده هم نکن بدبختر میشی برو با دختر دوست بشو


    •   samsepg
    • 2 هفته،6 روز
      • 2

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.
      ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   Ginglz
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • یه پسر17ساله رو تو تنهایی واحدم با حوصله باز کردم..سه سال هی دیگه میومد


    •   Sitoo
    • 2 هفته،6 روز
      • 2

    • داستانت رو دوس داشتم ولی بدون کاندوم هیچ وقت سکس نکن. (rose)


    •   sissyznpsh2
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • اومممم عالی بود منم عاشق زنپوشی ام


    •   Ssissy.sucksss
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • قشنگ بودا :)


    •   Saeedسعید۲
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • دلم ی سوراخ داغ می خواد


    •   Jende.j
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • ريدي باو


    •   Dani.70
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • اسپری بی حسیش بیشتر از اینا میمونه ها (rose)


    •   saed1351
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • منم با شما بودم سعید جون
      سیدخندان چه شب خوبی هم بود
      داستانت عالی بود. گلم


    •   Amir__Parsa
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • از فواید خوندن کامنتا قبل خوندن اینه ک دیگ مثل بقیه از سوسیس زده نشدم. (biggrin)


    •   Emperatoorxxx
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • چشات روشن


    •   Mechanik52
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • سوسیس آلمانی با سس خردل و فلفل قرمز تو کونت .مرد شصت ساله با مادرش زندگی میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    •   Am4831009
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • یارو 60 سالش بود مامانش چند سال داشت ؟؟؟/


    •   Nanaei
    • 2 هفته،5 روز
      • 0

    • آخه شاش خالی.....چی بهت بگم... (dash)


    •   Parsa_81_esf
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • 18 اصف. فقط همسن یا کمتر برا رابطه بیاد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو