داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

زنپوشی من و سکس با امیر

1398/11/01

سلام دوستان من سهیلا هستم.
زنپوشم و از زمانی که یادم میاد
تمایل زیاد به دختر بودن و مفعول
بودن تو سکس داشتم.
از خودم بگم براتون که پوستم سفیده؛کون نسبتا بزرگ و گوشتی دارم و وزنم هم 87 هستش.
یه روز تو خونه طبق معمول تنها بودم و به سرم زد که لباس زنونه هامو بپوشم و برم بیرون یه دوری
بزنم. چون خیلی هیجان داشت برام و تا حالا امتحان نکرده بودم.
زنپوشی تو خونه اونم به صورت تنها برام جذابیتی نداشت.
رفتم سره کمدم. قفل رو باز کردم و یه شورت و سوتین ست قرمز
برداشتم. مو مصنوعی رو رو سرم تنظیم کردم و یه شلوار جین آبی
جذب و یه تیشرت هم روش پوشیدم. رفتم سره کمد خواهرم
و یه مانتو نارنجی جلو باز برداشتم و پوشیدم. شروع کردم به لاک زدن و ناخن دست و پامو یکدست
قرمز کردم. یه صندل جلو باز هم پوشیدم که ناخنام توش واقعا خودشو نشون میداد. در رو باز کردم و از خونه اوموم بیرون.
استرس داشتم و یکم پاهام میلرزید. راه و افتادم و صدای چک چک قدم هام خیلی شهوتیم میکرد.
رفتم تو پارک محلمون و روی یکی از نیمکتا نشستم. چشم بود که دنبال پر و پاچه ی من بود.
به سرم زد بیام تو شهوانی و یه تاپیک بزنم که شخصی که تمایل داره همین الان بیاد برای سکس.
خیلی اومدن و گفتن ک الان نمیتونن دلی من خب الان تو شرایط بودم. خلاصه بعد از 20 دقیقه دیدم که یک نفر به اسم امیر اومده و خودشو معرفی کرد که 28 سالشه مجرده و تمایل داره ک با یه زنپوش سکس کنه.
منم قبول کردم و آدرسه پارک و دادم گفت تا نیم ساعت دیگه میرسه. بعد از 40 دقیقه پیام داد ک جلوی ورودی پارک تو یه سوناتا سفید نشسته. منم خیلی استرس داشتم و آدرنالین خونم رفته بود بالا. راه افتادم و وقتی از دور ماشین رو دیدم یک لحظه دو دل شدم اما در نهایت دلو زدم به دریا
و رفتم. در ماشین رو باز کردم نشستم. تا من رو دید گفت: به به
پس سهیلا خانم شمایی
منم یکم با عشوه گفتم بلهههه.
بهم گفت که محدودیت زمانی ندری؟
من چون پدر و مادرم سفر بودن و خواهرم هم تو یه شهر دیگه دانشجو بود گفتم نه.
ساعت حدود 5 بود و پیشنهاد داد ک بریم ویلاشون تو سهیلیه کرج.
چون جفتمون تنها بودیم و خیالمون هم راحت بود.
منم قبول کردم ولی گفتم قبلش باید یکم برام خرید کنه. چون بعضی چیزا همراهم نبود. اونم گفت چشم عزیزم تو جون بخواه.
رفتیم تو یه پاساژ و توی یه مغازه
لباس زیر زنانه فروشی.
دو دست لباس خواب؛ دو جفت ساپورت، و یه دست شورت و سوتین گرفتیم و راه افتادیم. حدود ساعت 9 بود که رسیدیم. در پارکینگ رو زد و وقتی در باز شد
دیدم که ویلاشون با قصر فرق چندانی نداره. ماشین رو پارک کرد
رفتیم تو. من رو فرستاد تو یکی از اتاقا تا آماده شم و خودشم گفت
میره دوش بگیره.
منم سریع اومدم جلوی آینه. دیدم آرایشم خوبه. یکی از ست های لباس خواب رو باز کردم و دیدم یه جفت ساپورت توری مشکی و با یه نیم تنه ی نسبتا چرمی بود.
پوشیدم و صندلم رو هم پوشیدم و اومدم بیرون. دیدم امیر هم از حموم اومده و روی کاناپه بدون لباس و با یه حوله دراز کشیده.
منم آروم اومدم و میخواستم که متوجه نشه ولی صدای کفشامو شنید. منو دید یه لحظه مکث کرد
منم آروم رفتم سراغ کیرش. یه کیر شیو شده ی تمیزه 20 سانتی.
سرش رو گذاشتم تو دهنم و مک میزدم. دیدم یواش یواش کیرش داره بلند میشه و امیر هم حشری تر میشه. بعد از 5 دقیقه ساک زدن دیدم شروع کرد به ضربه زدن به کونم. بلند شد و حوله رو در آورد و من رو به حالت داگی در اورد. یکم کونم رو انگشت میکرد که جا باز کنه و اذیت نشم. یواش یواش جا باز کرد و 2تا از انگشتاشو کرد. منم دیگه صدام در اومده بود ک آه و اوهم کله سالن
رو برداشته بود. رفت روغن اورد و یکم زد به سوراخم ولی بیشتر به کیره خودش زد. آروم سره کیرش رو کرد تو و کونم یواش یواش جا باز کرد. بعد از 2 رقیقه همه ی کیرش رو فرو کرد و شروع به تلنبه زدن کرد. یه چند دیقه گذشت و منو برگردون و اومد و شروع کرد به خوردن لب و گردنم
دیگه کم کم داشت وحشی میشد.
پامو باز کرد و کیرشو کرد تو.
صندلم رو در اورد و پامو کرد تو دهنش. ساپورت رو پاره کرد و
انگشتامو میک میزد. داشت ابش میومد که گفتم بذاره یکم فوت جاب کنم براش. 1 رقیقه فوت جاب کرد آبش رو ریخت روی پام.
بعد از سکسمون رفتیم لباسامونو عوض کردیم و یکم بیرون دور دور
کردیم بعو منو رسوند خونه.

نوشته: سهیلا


👍 18
👎 15
16300 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

838708
2020-01-21 19:50:59 +0330 +0330

نميدونم چرا كس دوس دارم ولى كس شعر نه

6 ❤️

838714
2020-01-21 19:52:05 +0330 +0330

کون میدید؟ بدید! اصلا از ناف هم بدید؛ ولی اسم دختر نذارید رو خودتون…
قبلی پریسا بود، اینم سهیلا.


838717
2020-01-21 19:52:51 +0330 +0330

هووووووف چقد دروغ چقد دروغ
تو پارک سیگار کشیدن بچه ها اینجا هم داستان های چرت و پرت و دروغ نکنین


838719
2020-01-21 19:53:35 +0330 +0330

کیرش ۲۰ سانت بود بعد گذاشتی دهنت بزرگترم شد اسبه مگه

3 ❤️

838724
2020-01-21 19:54:35 +0330 +0330

سهیلا اسمش واست مناسب نیست اسمتو میذاریم عمه عباس.


838728
2020-01-21 19:57:47 +0330 +0330

نوشتت حدود 40 خط هست. قسمت سکسیش 3 خط! حد اقل نمیخوای سکس توش بذاری، یه داستانی قاتیش کن که بشه همراه شد باهاش.

اصن یه توصیه بهتر. دیگه ننویس


838735
2020-01-21 20:01:33 +0330 +0330

هیچ جا واحد خود آدم نمیشه…خخ

3 ❤️

838796
2020-01-21 20:38:22 +0330 +0330

سهیلاااااا آخه دیوث؟؟ (dash)
بعد برده سهیلیه کونت گذاشته؟؟ حالم بهم خورد از این کسشری که نوشتی.

5 ❤️

838800
2020-01-21 20:43:27 +0330 +0330

خدا سر شاهده دلم نمیاد تو ذوقت بزنم سهیلا جان عزیزم قربون اسمت برم ولی گلم هر چیزی یه روشی داره
ببین عزیزم خوب گوش کن شما اول انگشتتو از سوراخ کونت درار
افرین دو تا دست رو مبل حالا گوش کن
برای تایپ به هر دو دستت نیاز داری
گلم اگر هم تمایل داری تفت بدی هر دو روش رو تفت بده محوريت داستانت یا باید تشریح و نوع لذت و بیان احساساتت بگی که انجام میدی , باشه !
یا از نوع و نحوه سکست بگی , باشه!

6 ❤️

838810
2020-01-21 20:52:28 +0330 +0330

پسر به اون خرپولی اومد با توی خپلی و مثلا زنپوش سکس کرد، اخه اون آدمی که تو میگی اراده منه دورش پر داف و پلنگ میشه میاد تو رو بکنه؟

3 ❤️

838812
2020-01-21 20:55:05 +0330 +0330

اسم تخمیت ک سهیلاس تو سهیل ابادم ک کونتو ب باد دادی ماشینشم ک سوناتابوده
.خودتم لابد از سوسک میترسی…اخع کونی این ک همش شد س س س…ادمین توام دیگ از این داستانای گی بکش بیرون خدایی زخممون کردی

3 ❤️

838839
2020-01-21 21:40:34 +0330 +0330

سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.

3 ❤️

838895
2020-01-22 04:13:41 +0330 +0330

انقدر این جور داستانها زیاد شده که من شکاک شدم !
دیگه دارم فکر می کنم آقای روحانی با جهانگیری هم ممکنه …آره و اینها باشن !!!
پناه بر خدا …
برم به شورای نگهبان یه نامه بنویسم …

6 ❤️

838969
2020-01-22 12:14:26 +0330 +0330

جرات نکردم داستان رو بخونم.سهیلا؟؟؟

5 ❤️

839025
2020-01-22 18:49:00 +0330 +0330

خیلی کس بافتی. تو مانتو نارنجی پوشیدی رفتی تو پارک؟ خوب اولش بگو این داستان واقعیت نیست. تخیل و فانتزی منه. کیر کرکدیل پیر تو سوراخ چپ دماغت

1 ❤️

839040
2020-01-22 19:58:48 +0330 +0330
NA

ذهنم درگیر خواهرت شد که اون چه هیکلی داره که مانتوش به یه نفر ۸۷ کیلویی سایز شده!

1 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom