زنی که از من مردتر بود

    ازدواج من و هدیه سنتی بود و از قبل هم دیگه رو نمیشناختیم اما تو دوره ی نامزدی و عقد حسابی رفیق شدیم، با این وجود به جز بوس و مالش کاری نکردیم. مالش ها هم از طرف من بود چون نمیخواستم به کیرم دست بزنه.


    شب اول بعد از عروسی بهانه آوردم که خسته ام و کاری نکنیم. شب دوم هدیه رو بردم بیرون و تا شب خوش گذرونی کردیم. شب سوم بهم گفت امیر لخت شو!


    اول کار خواستم طفره برم و بهونه آوردم. دوباره گفت امیر لخت شو!! میخوام بلاخره ببینمش! با تردید شلوارمو پایین کشیدم. شورتم هنوز تنم بود و جلوی هدیه واستاده بودمو به زمین نگاه میکردم. هدیه خسته شد، سریع اومد سمتم و شورتمو پایین کشید. وقتی صورت متعجبشو دیدم از خجالت سرخ شدم و دستمو گذاشتم روی کیرم که دیده نشه.


    هدیه بلند شد و از اتاق رفت بیرون. بعد از چند ثانیه با یه خطکش اومد و با لحن سردی گفت دستتو بردار! من که حرفی برای گفتن نداشتم سریع دستمو از روی کیرم برداشتم. هدیه خطکش رو کنار کیرم گذاشت و بعد کمی بررسی با عصبانیت داد زد 4 سانت؟؟


    میخواستم زمین دهن باز کنه برم توش. خیس عرق شده بودمو صورتم سرخ بود. نفرت تو چهره هدیه موج میزد. گفت دهنتو باز کن! انگشتاشو برد تو دهنم و خیسشون کرد، بعد شروع کرد به مالیدن کیرم. با وجود خجالتم حس خوبی داشت که باعث شد راست کنم. دوباره خطکشو برد کنار کیرمو این بار داد زد 9 سانت؟؟ امیر راستت فقط 9 سانته؟؟


    نمیدونستم چی بگم. با شرمندگی نگاش کردم. نشست رو تخت و گفت تو به این چی میگی؟ با تته پته گفتم یعنی چی؟ گفت یعنی بخوای این قسمت از بدنتو اسم ببری بهش چی میگی؟ گفتم کیرمه دیگه... گفت نه امیر جان این کیر نیست به نظر خودت اسم درستش چیه؟ عرق شرم داشت از صورتم چکه میکرد. میدونستم منظورش چیه اما نمیخواستم بگم، نمیتونستم!


    هدیه دوباره رفت از اتاق و بعد از چند ثانیه با یک خیار برگشت. خیارو بهم داد و گفت بگیرش کنار مثلا کیرت. برام عجیب بود ولی حس میکردم کاملا حق داره عصبانی باشه و از این عصبانیتش میترسیدم. برای همین که آرومش کنم سریع حرفشو گوش دادم و خیاروکنار کیر هنوز راستم گرفتم. هدیه دوباره روتخت نشست و گفت امیر این کوچیکترین خیار تو یخچال بود!! کدوم بزرگتره؟ کیرت یا خیار؟ آروم گفتم خیار. هدیه داد زد بلندتر بگو! بلندتر گفتم خیار. دوباره داد زد وگفت کامل بگو!! گفتم خیار از کیر من بزرگتره! گفت دوباره! خیار از کیر من بزرگتره! 4 بار دیگه مجبورم کرد که این جمله رو تکرار کنم و هر بار کلمه ی "کیر" توی این جمله نامناسب تر به نظر میرسید. برای آخرین بار گفت دوبار بگو! زدم زیر گریه و گفتم خیار از دودول من بزرگتره...


    هدیه روی تخت خوابید و گفت دیگه نباید بهش بگی کیر! برو بیرون رو کاناپه بخواب نمیخوام ببینمت.


    فردای اون شب هدیه از خواب بیدارم کرد و با صورت سرد و بی تفاوت گفت دیشب کلی فکر کردم. با تردید گفتم خب؟ گفت طلاق میخوام. گفتم توروخدا نگو اینو! من همه جوره ساپورتت میکنم عزیزم! عاطفی مالی حتی جنسی! میخورم کوستو انگشتت میکنم اصن از اسباب بازی استفاده میکنیم. تازه خودم. اندازه گرفتم گاهی به 11 هم میرسه!


    هدیه پوزخند زد و گفت بیا الان بریم تو تخت. اگر تونستی منو ارضا کنی میمونم. وگرنه هیچ.


    سریع رفتیم تو اتاق و روی تخت. سینه های هدیه رو مالیدم و راست شدم. خواستم لباسشو در بیارم که نذاشت. خودش شلوارشو در آورد. منم کامل لخت شدم. هدیه باکره بود. برای همین میخواستم دردنکشه. با زبونم حسابی کوسشو خوردم که خوب خیس بشه. هدیه هم شروع کرد به آه کشیدن و این باعث شد امید پیدا کنم. نوک دودولم (از شب پیش دیگه برام شده بود دودول) رو گذاشتم رو کوسش و فشار دادم و خوب به صورتش نگاه کردم که دردش نیاد. هدیه هم به آرومی و با همون نگاه سرد بهم زل زده بود. دودولمو جلوتر بردم. هیچ تغییری تو صورت هدیه ندیدم. جلوتر... جلوتر... تا اینکه تا ته رفت تو. با تعجب به هدیه گفتم تو مگه نگفتی باگره ای؟؟ پس پردت کو؟؟ هدیه با نفرت نگاهم کرد و گفت باکره هستم. اما یه مرد با کیر میتونه باکرگیمو بگیره، نه یه دودول بی خاصیت! با شنیدن این حرف دودولم خوابید و دوباره شد 4 سانت. دوباره زدم زیر گریه و صورتمو پوشوندم. هدیه شلوارشو تنش کرد و بالای سرم واستاد.


    آروم بهم گفت گریه نکن امیر... از پیشت نمیرم ولی شرط داره! باخوشحالی اشکامو پاک کردمو گفتم چی؟ هر چی باشه قبوله!! هدیه گفت باید تمام کارتهای بانکیت پیش من باشه و پسوردشونو بهم بدی. گفتم خودم پول خواستم چی؟ گفت خودم بهت ماهیانه پول میدم. گفتم باشه. نشست کنارم و گفت شرط بعدی اینه که از این به بعد هر دو هفته کل بدنت رو وکس کنی و همه موهای تنت از گردن تا پایین زده بشه! همه جای بدنت! گفتم مگه برای مرد کل بدنو وکس میکنن؟ گفت نمیدونم مشکل خودته برو یکیو پیدا کن بکنه! گفتم باشه ولی چرا؟ خندید و گفت برای این که کسی که دودول داره بدنش هم باید عین بچه ها باشه! تمیز! سرم رو انداختم پایین و گفتم چشم! هدیه با دستش چونمو گرفت و سرمو بالا آورد و گفت آفرین! از این به بعد همیشه میگی چشم. من یه زنم. تو هیچی نیستی! اصلا بهت نمیشه گفت مرد. سینه های من 85ن و دودول تو 10 سانتم نمیشه. پس از این به بعد باید منو بالاتر از خودت و قوی تر از خودت و مهم تر از خودت بدونی، نیازهای من از نیازهای تو مهم ترن! فهمیدی؟


    دوباره سرمو انداختم پایین و گفتم بله... چشم...


    همون هفته کل کارتهامو دادم به هدیه، بدنمو وکس کردم (که باعث میشد دودولم عین پسربچه ها بشه) و هدیه رو با نهایت احترام و ادب خطاب میکردم. هدیه هم از یک کانال تلگرامی چندتا چیز میز سفارش داده بود. که آخر هفته رسید.


    بسته رو آوردیم توی پذیرایی و هدیه بازش کرد. توش چندتا بسته ریزتر بود. هدیه گفت امیر کامل لخت شو. گفتم چشم و با تعجب سریع لخت شدم. بسته اول رو باز کرد. یه مرطوب کننده روغنی بود. گفتم حتما برای پوستش خریده. بسته دوم رو باز کرد که یک چیز پلاستیکی سیاه بود. هدیه اون جسم سیاه رو گرفت جلوی صورتم و گفت میدونی این چیه؟ گفتم نه چیه؟ گفت تو این هفته یه سری مطالعات داشتم. به این میگن بات پلاگ (butt plug)، این میره توی کونت و به خاطر شکلی که داره به این راحتیا در نمیاد، در طول روز میتونه توی کونت بمونه و کارهای روزمره رو انجام بدی و یا حتی بری بیرون. حالا سگی بشین رو زمین!


    دهنم باز مونده بود. گفتم هدیه این کارا چیه؟ زد تو گوشم و گفت قرارمون چی بود؟ سگی نشستم رو زمین. با مرطوب کنند سوراخمو چرب کرد و محکم بات پلاگو فرو کردتوی کونم که باعث شد یه داد محکم بکشم. هدیه خندید و گفت اگر این داد تو رو من چند شب پیش تو تخت میکشیدم الان وضعیت این نبود!


    چون نمیتونستم بشینم به همون حالت سگی برگشتم تا ببینم باقی بسته ها چیه. بسته بعدی یک جسم شیشه ای بود. هدیه گفت به این میگن چستیتی (chastity)، بسته میشه به کیر که مرد نتونه به خودش حال جنسی بده و نتونه در کل راست کنه. از اونجایی هم که تو دودول داری، کوچیکترینشو گرفتم.


    به هدیه نگاه کردمو گفتم این کارا برای چیه؟ گفت امیر الان باهات تعارف ندارم. میدونم تو نمیتونی منو ول کنی. راستش منم نمیتونم هیچوقت ببخشمت بابت اینکه از اول باهام روراست نبودی. الانم میخوام غرورتو به حدی تخریب کنم که هیچی ازت باقی نمونه. حالا بلند شو! بلند شدم و بعد از چند دقیقه کلنجار رفتن بلاخره دودولم رو در قفس چستیتی کرد.


    بسته بعدی هم یک دیلدو بود که 17 سانت اندازش بود. هدیه خندیدو گفت این برای منه. بسته آخرو برداشت و گفت اینم برای تو! بازش کن ببین دوسش داری! بسته رو باز کردم. توش یه کیر قطور و 25 سانتی و پر رگ بود. هدیه خندیدو گفت باید تا آخر این ماه بتونی اینو تا ته بکنیتو کونت! وگرنه دودولتو میکنم میدم گربه بخوره! اینو گفت و دوباره خندید.


    یک ماه گذشت. توی این یک ماه به جز وقتایی که وکس میکردم یک بارم چستیتیم در نیومد. یک بار هم آبم نیومد و فقط وقتی اجازه داشتم بات پلاگمو در بیارم که میخواستم با دیلدو تمرین کنم. حتی بیرون از خونه هم چستیتی وباتپلاگ تنم بود. توی این یک ماه موفق شدم کونمو حسابی گشاد کنم و بلاخره دیلدو رو جا کنم. تو این دوره هم هدیه کل حقوق منو برای خودش طلا و جواهرات میخرید و شب ها هم با دیلدوی خودش بازی میکرد. اما فقط از کون، به نظر میرسید میخواد باکرگیشو حفظ کنه.


    از وقتی دیلدو جا شد هدیه مرتب هر شب دیلدو رو تو کونم جلو عقب میکرد تا اینکه بعد از چند روز خود به خود آبم اومد از کون دادن به دیلدو و هدیه با خوشحالی گفت هورااا بلاخره یاد گرفتی با پروستات ارضا بشی! الان دیگه دودولت عملا بی خاصیته! حتی برای خودت! حالا وقت فاز بعدیه! با ترس گفتم فاز بعدی چیه؟ گفت شب میبینیش!


    شب رسید و زنگ خونه به صدا در اومد. هدیه گفت لباساتو در بیار! لباسامو درآوردمو گوشه پذیرایی واستادم. هدیه درو باز کرد و بعد از چند لحظه یه دختر دیگه هم سنو سال هدیه اومدتو. من از ترس و خجالت خشکم زد و دودولمو پوشوندم با دست. هدیه گفت امیر این پونه است. دستات رو بردار و سگی بشین و بات پلاگتو در بیار. سریع گفتم چشم و کاری که هدیه گفت رو انجام دادم.


    پونه گفت خیلی خوب تربیتش کردی. هدیه نشست جلوی منو شروع کردبه حرف زدن. گفت پونه رو توی اینترنت پیدا کردم. یه شیمیله! از این به بعدم با ما زندگی میکنه و تو خرجشو میدی. اول میخواستم یه مرد بیارم خونه ولی دلم برات سوخت. گفتم اینطوری شاید بهتر باشه. پونه از این به بعد هم منو میکنه...


    و هم تو رو... با گفتن این حرف کیر پونه یه دفعه رفت تو کونم. وقتی هدیه داشت باهام حرف میزدپونه رفته بود پشتم ولخت شده بود. خواستم مقاومت کنم ولی هدیه یه دفعه لبامو بوس کرد.بعد از هفته ها بلاخره بوسم کرده بود! حاضر بودم برای این بوس به یه شیمیل کیرکلفت که هیچ! به صد تا مردم بدم! آخه واقعا عاشقش بودم!


    بعد از چند دقیقه تلمبه زدن پونه آبم (از طریق ارضا شدن دوبارم با پروستات) اومد. هدیه لبامو ول کرد و من گیجو خسته رو زمین ولو شدم. هدیه گفت امیر نخواب. میخوام چشمات باز باشه!


    هدیه کامل لخت شد و روی زمین خوابید. پونه کیر قطورشو فرو کرد توی کوس باکره ی همسرم. جلوی چشمام باکرگی همسرم گرفته شد. هدیه از لذت جیغ میکشید. لذتی که من هیچوقت نمیتونستم بهش بدم. بعد از چند دقیقه آب پونه اومد و ریخت توی کوس هدیه. هدیه آروم آروم با یه گوس آش و لاش اومد بالای سرم و با خنده گفت اگر میخوای حامله نشم آبشو از کوسم بمک! در حالی که پونه کنار هدیه نشسته بودو مارو نگاه میکرد با سرعت و ولع کوس همسرمو لیسیدم تا کار از کار نگذره زبونمو تا ته فرو بردمو هر چی آب بود خوردم و درهمین حین هدیه سرمو نازمیکرد. بعد از چند ثانیه دیدم پاها و کوس هدیه منقبض شد وارضا شد.


    سرمو کشید کنار، لبای آبکمریمو بوسیدو گفت ولش کن. اگرم حامله شدم بچه میشه عضوی از این خانواده سه نفره... راست میگفتی امیر! با کوسلیسی واقعا میتونی ارضام کنی....


    پایان

  • 4

  • 36




  • نظرات:
    •   Neshane21
    • 3 روز،22 ساعت
      • 1

    • چی بگیم که به داستان بیاد؟


    •   kingehsan11
    • 3 روز،22 ساعت
      • 1

    • کیرم تو این داستان تخمیت.کس مخ
      چرت و پرت زیادی گفتی


    •   Fuck.a.girl
    • 3 روز،22 ساعت
      • 2

    • کیرم دهنت کص ننه
      با یه کیر ۱۰ سانتی پرده پاره نمیشه!!!
      کصکش جقی تصورات رو حداقل درست کن
      هدیه تخیلاتت یه جنده به تمام معناست
      هدیه با آب پونه حامله میشه!!!
      حتما تو هم با آب من حامله میشی
      آفرین حداقل جمله بندیات درست بود


      بازم اشاعه بی غیرتی و کصکشی توسط یه جقی


    •   aliaaz
    • 3 روز،22 ساعت
      • 1

    • دادا ناموسن خودتو به روانپزشک نشون بده
      سادیسیمی چیزی هستی به مولا
      خودم تا الان ۴ بار آیه فنگ شدم با خوندن این


    •   mrsx1100
    • 3 روز،22 ساعت
      • 3

    • مریض بعدی لطفا...


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 3 روز،22 ساعت
      • 5

    • ساقیت رو به ما هم معرفی کن
      گناه داریم بخدا.....


    •   am444ir
    • 3 روز،22 ساعت
      • 0

    • عالی بود دمت گرم


    •   M.mis.m
    • 3 روز،22 ساعت
      • 1

    • این دقیقا نشانه صنعتی زیاد با سنتی کمه کونی جان کمتر بزن اخه کس کش اینارو از کجات در اوردی


    •   boy.t0p
    • 3 روز،21 ساعت
      • 10

    • با این تعاریف از زنت معلومه ازدواجتون سنتی نبوده صنعتی بوده داداش!


    •   xcz_as
    • 3 روز،21 ساعت
      • 0

    • کیر تمام خرهای موجود در کره زمین تا ته کونت برای داستانت


    •   Ravanian
    • 3 روز،21 ساعت
      • 0

    • داداش همون شب اول منو خبر میکردی بیام تو و زنتو و پونه رو باهم بگام.


    •   عشقبازمست
    • 3 روز،21 ساعت
      • 1

    • خودتوو زنتو همه زنهای فامیلتونو گاییدم مریض روانی


    •   DON_BEEN
    • 3 روز،20 ساعت
      • 0

    • همدان


      همدان


      همدان یه نفر


      فارابی یه تختهء کمربند دار


    •   Eshaaaaagh
    • 3 روز،20 ساعت
      • 0

    • ریدم با این داستانت کیرم تو پس و پیشت


    •   Hamiddd720
    • 3 روز،20 ساعت
      • 0

    • ریدم تو دهنت مرد ، برو خودکشی کن


    •   Agent24
    • 3 روز،18 ساعت
      • 0

    • حاجی پشمام این چه کس شری بود دیگه کیرم راست نمیشه


    •   JOKER3000
    • 3 روز،18 ساعت
      • 0

    • مردک کسخل معز پریودی تو گوه خوردی اصن داستان نوشتی پلشت یه وری خدا روزیتو جای دیگه بده کون گشاد دیلدویی ?


    •   Mr.Shelby
    • 3 روز،16 ساعت
      • 0

    • با خوندن این فانتزیاتون واقعا به چرخه ی تکامل شک میکنم... به نظرم داروین در اشتباهه و شما کاملا یک میمون هستین. البته امیدوارم میمونا بهشون برنخوره


    •   مهدی۶۲
    • 3 روز،15 ساعت
      • 0

    • کیرم دهنت با ای مثلا داستانت نوزاد کیرش از ۴ سانت بیشتره


    •   بچه.غول.اهوازی
    • 3 روز،13 ساعت
      • 1

    • از اسم داستان فک کردم کسی مرام و معرفت برات گذاشته
      این ک زد داغونت کرد¡


    •   Saba_sayna
    • 3 روز،13 ساعت
      • 1

    • خیلی چرت بود باید انقد میزدیش تا از کون جر بخوره جندرو


    •   eyval123412341234
    • 3 روز،11 ساعت
      • 3

    • در اینکه علم داره رفته رفته پیشرفت میکنه و پرده پسرفت، که شکی نموند... فقط پرده هه بیخ حلق هدیه بود که نمیشد با ده سانت زدش؟ اونجوری باید از بالا پرده رو میزدین نه از پایین... (dash)
      بعدشم مگه سورپرایز نگه داشته بودی واسه اش؟ خوب همون اول میذاشتی بفهمه کوچیکه اینهمه دردسر و تحقیر نمیکشیدی! مثلا فکر میکردی تا شب ازدواجتون قراره معجزه بشه و مث پرده ی هدیه که رفته بود بیخ حلقش، دم و دستگاه شما هم رشد کنه؟


    •   doki-kar balad
    • 3 روز،11 ساعت
      • 1

    • میشه ازت خواهش کنم آدرس پارکت رو بدی
      خیلی دلم میخواد مثل تو برم اون بالا مالا ها


    •   aliboos
    • 3 روز،11 ساعت
      • 0

    • شاشیدم تو افکارت کوووونی چنته


    •   girl+angel
    • 3 روز،10 ساعت
      • 0

    • هی جوونای ما چی شدن؟فقط خیالات چرت میبافن
      خاک برسرتتتتت.رفقا فحش بارونت کردن.چیزی برای گفتن ندارم


    •   شیخ_حشری
    • 3 روز،8 ساعت
      • 0

    • داستان بیغیرتی خوبی بود حداقل اسم و کاربرد چن تا از این وسیله هایی که تو فیلمای پورن میبینی رو رفتی تحقیق کردی کاربردشونم یاد گرفتی،ما یه فامیل داریم بچه بود همش مسخرش میکردیم کیر راست شدش به ۵ سانت نمیرسید زودتر از همه ما بچه دار شد ، جمله بندی و تخیلاتت خوبه ، سعی کن جاهای دیگه به کار ببری اینجا حروم میشی


    •   توت.فرنگی
    • 3 روز،7 ساعت
      • 0

    • بابا زنت زن نبوده سوء استفاده کن بوده،یک راه حلی داره که بری با پونه بپلکی اون رو از کون بکنی با هدیه هم کاری نداشته باشی،ببین چه جوری آتیش میگیره اون وقت خودش هم پولات رو بهت پس میده هم پونه رو بیرون میکنه
      بلد نیستی چیکار کنی


    •   omid2017
    • 3 روز،7 ساعت
      • 0

    • من خوشم اومد، مرسی


    •   ژوسف
    • 3 روز،7 ساعت
      • 0

    • فوش ندین به این مادرقهبه که تمام عشقش به اینه که تحقیرش کنین.پس فوش ندین تا کونش بسوزه


    •   sorushjooni
    • 3 روز،6 ساعت
      • 0

    • Oh Yessss Baby


    •   Amirgh32
    • 3 روز،4 ساعت
      • 1

    • عالی بود کاشکی منم همچین زنی پیدا کنم البته کیرم ۹ سانت نیس خیلی بیشتره


    •   xxxxalixxxx
    • 3 روز،3 ساعت
      • 1

    • امان از دست این کساخیل


    •   nima75hati
    • 3 روز،3 ساعت
      • 0

    • عالییییییی


    •   ناصر39
    • 3 روز
      • 1

    • اکثر دوستانی که در سایت تشریف دارند مجدد تاکید می کنم اکثر دوستان و نه همه ی دوستان ! اعتقاد چندانی به دین ندارند اما من با خواندن این داستان کاملا اعتقاد پیدا کردم ! ائمه اطهار سفارش کرده اند که زن و شوهر در بعضی از شب ها با هم سکس نکنند چون شیاطین در روح نوزاد ولوج و یا همان ظهور می کنند ! من با خواندن این داستان کلا آدم معتقدی شدم ! شما رو نمی دونم !!!!


    •   hajamoo
    • 2 روز،23 ساعت
      • 0

    • حالا تو که مردی چه کیری به سر دنیا زدی که معیار شده مرد بودن و زنه از تو مردتر بوده؟ سکسیست کله کیری. بخاطر عنوان تخمیت لیاقت نداری داستانت خونده بشه بعد فحش بخوری.


    •   Zhazha
    • 2 روز،22 ساعت
      • 0

    • نظرات دوستان رو خوندیم. از داستانت بهتر بود. داداش تو که داری اینو میبری همدان این سه تایی رو که لایک کردن هم ببر. صفای وجودت.


    •   omid_shomal
    • 2 روز،22 ساعت
      • 0

    • انقدر جق نزن عقلت گوزیده


    •   a99900
    • 2 روز،12 ساعت
      • 0

    • خوب بود


    •   tolove
    • 2 روز،5 ساعت
      • 0

    • مهارت داستان نویسی ات عالی است. تو از مرحله کس شعر عبور کردی . می توانی داستان های قابل چاپ و قابل استفاده عموم بنویسی . موفق باشی


    •   iman.shahvanii
    • 2 روز،2 ساعت
      • 0

    • ظاهراً تو. زن نگرفتي بلكه شوهر كردي
      خوشبحال پونه كه هم هديه را ميكنه هم ترو
      حسوديم شد به پونه


    •   shiraz-m-m
    • 2 روز
      • 0

    • با اختلاف فاحش مضحکترین و بدرد نخورترین داستان هفته این فانتزی مسخره از یه پریود مغز بگا رفته بود،دیس لایک


    •   boukon
    • 2 روز
      • 0

    • بدون شرح (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو