زن بدكاره

    از در كه وارد شد،در آغوشم افتاد.سنش بالا بود،اما مانند دختران نوجوان بی مهابا رفتار میكرد.محكم بغلش كردم.چند دقیقه در آغوشم ماند و سپس لبانم را بوسید.لبانش بو و طعم توت فرنگی میداد،به دلیل ماتیك طعم داری كه زده بود.بوی عطرش جالب بود،تلخ و یادآور جا افتادگی و سنش بود.سویچ و مانتویش را به دستم داد.آویزان كردم.به سمت میز ٢نفره آشپزخانه هدایتش كردم.با چشمانش خانه ام را زیر و رو میكرد.
    +خونت واسه یه پسر جوون تر و تمیزه!
    -همیشه اینجوری نیست،فقط مواقع خاص
    روی صورتش لبخندی بزرگ پدیدار شد.صندلی را برایش عقب كشیدم.موسیقی آرام و بیكلامی در خانه پخش میشد.گیلاس شرابش را پر كردم.گیلاس خودم را خالی گذاشتم.
    + چرا واسه خودت نریختی؟
    -تو هستی،شراب واسه چی؟
    +یعنی من مثله شرابم؟
    دستش را گرفتم و به چشمانش خیره شدم.
    -یه شراب كهنه و قیمتی
    چشمانش را دزدید و با لبخند به زمین خیره شد.گونه هایش شروع به قرمز شدن كرد.گیلاسش را به آرامی سر كشید.دوباره برایش پر كردم.با خنده گفت:
    +میخوای منو مستم كنی؟
    -میخوام ببینم خانومایه متشخص و تحصیل كرده چجوری میشن وقتی مست میكنن
    +یعنی تا حالا ندیدی؟
    -باید دیده باشم؟
    +رفتارت نشون میده زیاد با خانوما پریدی
    -چطور؟
    +بلدی چجوری رفتار كنی
    خندیدم و با چشمان خمار نگاهش كردم.
    -ببد بودن نمیخواد،فقط كافیه درون كسی رو بتونی ببینی،حسش كنی و دوستش داشته باشی!
    كمی جا خورد اما چشمانش میخندید.به چشمانم خیره شد و با صدایی كه سعی میكرد ذوقش را پشتش پنهان كند،گفت:
    +یعنی تو منو دوست داری؟
    دستش را به سمت لبانم بردم.بوسه ای گرم و عمیق به دستش زدم و به چشمانش خیره شدم.از جایش بلند شد و به سمتم آمد.یقه لباسم را گرفت و لبان گوشتی اش را روی لبانش گذاشت.محكم شروع به مكیدن لبم كرد.كمرش را میان دستانم گرفتم و از زمین بلندش كردم.پاهایش را دورم حلقه كرده بود و با دستانش صورتم را به صورتش فشار میداد.به دیوار چسباندمش و شروع به مكیدن وحشیانه گردنش كردم.نفس های تندش تبدیل به ناله های خفیف شده بود.
    +منو ببر تو اتاقت
    بی توجه به حرفش لبانش را بوسیدم و ادامه دادم.زمین گذاشتمش و دكمه های پیراهن سفیدش را دانه دانه باز كردم.سوتین توری سفید به تن كرده بود.سینه هایش را بوسیدم و لیس زدم.سینه هایش بزرگ و كمی افتاده بود.دستم را روی باسن برجسته اش میكشیدم.برش گرداندم و روی میز خم شد.دامن سیاه و كوتاهش را پایین كشیدم.شرت ست با سوتینش به پا داشت.باسن برجسته نه چندان بزرگش،بدون حتی یك دانه مو بود.به سرعت شلوارم را پایین كشیدم.كسش را میمالید و آماده بود.
    -درش بیار خودت
    دستش را از لای پایش به سمت شرتم آورد.پایین كشید و كیرم را در دستش گرفت.شرتش را كنار زدم و با انگشت كسش را بازی دادم.كف دستش را لیس زد و كیرم را خیس كرد.دستانش نرم و گرم بود.سر كیرم را روی كسش گذاشت و با یك فشار تا ته فرو كرد.كسش داغ و خیس و كمی گشاد بود.آهی بلند كشید و كامل روی میز خم شد.شروع به تلمبه زدن كردم.با ریتمی منظم و ارام تلمبه میزدم.ناله های ارامش میان صدای موسیقی گم شده بود.موهای بلند و زرد رنگش را در دست گرفتم.همزمان با كشیدن موهایش،سرعت تلمبه هایم را بیشتر كردم.كون نرمش با هر تلمبه شروع به لرزیدن میكرد.محكتر و عمیق تر درون كسش تلمبه میزدم.فریاد
    میزد و با صدای بلند ناله میكرد.
    +محكمتر منو بگاا،میخوام كه كسم زیر كیرت جر بخوره!
    محكتر و سریع تر تلمبه زدم.ممه های بزرگ داخل سوتینش به بیرون پیراهن سفیدش افتاده بود و به جلو و عقب پرتاب میشد.
    + اره همینجوری منو جر بده!
    رویش خم شدم و با دستم ممه هایش را محكم در دستم گرفتم.نرم و مانند پنبه بود.همزمان با تلمبه های عمیقم،ممه هایش را محكم میمالیدم.ناگهان شروع به لرزیدن كرد و جیغ زد.پاهایش شل و خم شد.كیرم را در آوردم.با دست شروع به مالیدن كسش كردم.تند و تند دستم را لای كسش میكشیدم.چوچولش را پیدا كردم و وحشیانه مالیدمش.جیغ میزد و میلرزید.ناگهان مانند شیر آب از كسش آب جاری شد.برش گرداندم.چشمانش تقریباً بسته بود.لبانش را بوسیدم.شانه هایش را به سمت پایین فشار دادم.مانند یك بره رام هركاری كه میكردم،اطاعت میكرد.روی زانو هایش نشست.كیرم را روی صورتش كوبیدم.فهمیدم كه خوشش نیامد.اما محكمتر كوبیدم.
    -زبونتو بیار بیرون
    زبانش را در آورد.تخم هایم را روی زبانش گذاشتم.اخم هاش در هم رفت.
    +چیكار میكنی؟مثل آدم بزار ساك بزنم دیگه!
    اخم كردم و نگاهش كردم.موهایش را گرفتم و عقب كشیدم.صورتم را نزدیك صورتش كردم.
    -هرجور دلم بخواد رفتار میكنم،توام خفه میشی و كارتو میكنی،فهمیدی جنده آشغال؟
    جا خورده بود.هاج و واج نگاهم میكرد.سرش را محكم روی تخم هایم فشار دادم.آرایشش شروع به پاك شدن كرد.آب دهانش روی صورتش پخش شده بود.كیرم را محكم روی صورتش كوبیدم.بهت زده و وحشت زده نگاهم میكرد و هیچ نمیگفت.
    -لیسش بزن.
    كیرم را گرفت و از پاین تا بالایش را لیسید.
    -خوشم نیمد،مثل یه جنده لیسش بزن،مثل یه برده كه به خاطر غذا باید اربابشو راضی كنه لیس بزن.
    انگار تازه فهمیده بود كه چرا اینكارو میكنم.وحشت درون چشمانش از بین رفت.سرش را پایین انداخت و دستانش را به پشتش برد.
    +چشم ارباب،هرچی شما دستور بدید.
    سرش را بالا آورد و شروع به لیسیدن كیرم كرد.تند تند از پایین تا بالا و بالا به پایین لیس میزد.محكم و با لذت زبانش را روی رگ زیر كیرم میكشید.
    -بكنش دهنت حرومزاده
    كیرم را بدون اینكه دست بزند،داخل دهانش كرد و تا نصفه فرو كرد.كمی جا خوردم.به چشمانم خیره شده بود و كیرم را داخل دهانش فشار میداد.چشمان قهوه ای و بزرگش پر از اشك شده بود.٢/٣ كیرم داخل دهانش بود كه اوغ زد.وقتی كیرم را بیرون كشید.آب دهانش روی زمین ریخت.
    -ای احمق،زمینمو كثیف كردی،حالا باید جریمت كنم!
    كیرم را دوباره داخل دهانش فرو كردم.تا جایی كه توانستم فشار دادم.اوغ میزد و تقلا میكرد.شروع به تلمبه زدن وحشیانه كردم.محكم و تند عقب و جلو میكردم.چكی محكم تو صورتش زدم.تف روی صورتش انداختم و دوباره زدم.تفش از دهانش بیرون میزد و از روی كیرم به روی ممه ها و لباسش میریخت.احساس ارضا شدن بهم دست داد.بیرون كشیدم و روی صورتش شروع به جق زدن كردم.آب سفید و غلیظی فواره زد و روی صورت و ممه هایش ریخت.با صدایی گرفته گفت:
    +میشه دستمال بدید ارباب؟
    خندیدم و جعبه دستمال كاغذی را جلویش انداختم.همانطور كه آب كیرم را سعی میكرد از روی صورتش پاك كند روی صندلی نشستم.سیگارم را روشن كردم و به زنی جلویم زانو زده بود و با حقارت تلاش میكرد آب كیره پسری كه از خودش ٢٠ سال كوچك تر است را از روی صورتش پاك كند خیره شدم.
    +سكس خوبی بود،مرسی كه ارضام كردی.
    از جایش بلند شد و در حالی كه هنوز لكه های سفید روی سینه وصورتش پیدا بود به سمتم آمد و مرا بوسید.
    +میشه از حمومت استفاده كنم؟اینجوری برم خونه شوهرم شك میكنه!
    رقت انگیز بود،معلمی كه شوهرش فكر میكرد در حال تدریس ریاضی است اما در حالی كه ارایشش روی صورتش پخش شده بودو دقایقی پیش دوست پسرش را ارباب صدا میزد،دنبال حمام میگشت تا ابكیر كسی دیگر را از روی صورتش پاك كند.ماتیك طعم دارش حالا بوی تف و منی میداد.
    .
    .
    .
    نوشته: Koohyar21

  • 3

  • 8




  • نظرات:
    •   ک+ک+ک
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • 6/4 کیرکلفتای شهوانی به اضافه 9/6 سیک درازاش ضربدر همه سیک به دست دستای شهوانی جمع کیرشون تو کوس ناموست جاکش فک کردی خیلی بوکونی میفرستمت پیش سوسن کوس سنگی یادت بده سوراخت کجاس


    •   ronin555
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • تا اونجا که چشات خمارشد خوندم..مرد خمار نمیکنه اخم میکنه.فانتزی بود...


    •   خوشگلخانم
    • 9 ماه،3 هفته
      • 1

    • بقول دوستمون جناب ک .بایدبری پیش سدسن کس سنکی نکبت عقده ای


    •   Mjrst78
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • ****>
      کردی>


    •   Roya_ye_Behnam
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • عااااااااااااااااااااااااااالی بود. فوق‌العاده بود. به کسشعرهای بقیه توجه نکن


    •   @admarya2222
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • جالب بود اخرش بیانصافی بود


    •   shaokahn98913
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • آب . بابا . نان داد..


    •   توت.فرنگی
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • فکر میکنی خیلی از خودت مچکری ها!


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو