زن خراب من (۱)

    این داستان رو برای عبرت گرفتن می‌نویسم ، یادتون باشه زمین گرده و اگه بخواد حالتون رو بگیره بد می‌چرخه و ورق بازی برمیگرده .


    من توی داستان قبل گفتم که ۶ ساله ازدواج کردم و زندگی خوبی دارم و با زنم هم مشکلی ندارم . ما ارتباط جنسی پایدار و قدرتمندی باهم داریم و به تمامی نیازهای هم جواب مثبت می‌دیم . داستان قرار نیست به سمت بی غیرتی و ضربدری بره . داستان من شما رو به این سمت می‌بره که خواسته های گاها احمقانه و تن دادن به تجربه اونها گاها طوری روی آدم ها تاثیر می‌گذارد که از مسیر درست زندگی قبلی پرت میشن بیرون ، جوری اوت میشن که برای به بازی برگشتن هرگز مجال دوباره ای گیر نمیارن .


    من هاوش و همسرم نیوشا طی این ۶ سال از هر طریقی که ممکن بود برای سکس و لذت جنسی و روحی برای هم سنگ تموم گذاشتیم .
    سناریوی اروتیکی نمونده بود که ما به رهنمون خطور نکرده باشه و انجامش نداده باشیم . از تبدیل ایده های جشن ها و پارتی ها مثل بالماسکه ، خز پارتی ، تم جنس مخالف بگیرید تا بازی با طعم و چشم بند و دستبند .
    اما این تمام چیزی که تجربه کردیم نبود ، من گرایشی به بی دی ای ام ندارم ولی بر اساس قولی که گذاشته بودیم که خواسته های جنسی هم رو اجابت کنیم کم کم پای بی دی اس ام هم به تخت و اتاق خواب ما باز شد ، از هر چیزی که فکرش رو بکنید حداقل یکی توی سکس تویز ما هست ، دیگه داستان رو با دونه دونه اسم بردن خرابش نکنم .


    دلم برای دو سال گذشته زندگیم تنگ شده . اون موقع که اوج هیجان ما توی سکس برمیگشت به زنانه پوشی من و مردانه پوشی نیوشا و دادن اختیار کامل به اون برای مستر بودن ، روزهایی که فانتزی هامون اگرچه احمقانه بودن ولی زیبایی زندگی ما به شیرینی همین احمقانه بودن اون بود . ما از نقش خانم و آقای دلقک تا جوکر و میس اسپشیال و بتمن و بت ومن گرفته تا جدید ترین شخصیت های داستان های مارول برای سکس سناریو می چیدیم صورت هامون رو رنگ میکردیم یا ماسک هاشون رو نیوشا می‌ساخت یا گریم میکردیم . نیوشا فارغ‌التحصیل رشته گریم و چهره پردازی بود و پایه اصلی تمام این دیوونه بازی ها بود .


    داستان بهم خوردن این روال ما درست از تابستان سال ۹۷ شروع شد . در گرم ترین روزهای مرداد بودیم که هردو خسته و کلافه از گرمای تهران و شلوغی کار ، برای فرار از فشاری که روی هردو بود تصمیم گرفتیم بریم شمال . نیوشا کلید ویلای صمیمی ترین دوستش که صاحب بزرگترین سالن زیبایی در شرق تهران و همکار همسرم هست رو گرفت و ما به مدت پنج روز راهی کلاردشت شدیم .
    زیبایی جاده چالوس و رانندگی درست در اون باعث میشه که خستگی راه برات بی معنی بشه ، وقتی رسیدیم تقریبا غروب بود و فرصتی که داشتیم گشت زدن توی شهر و خرید وسایل برای شام و کمی خوراکی بود .
    برگشتیم به ویلا ، ویلایی مشرف به سمت دریاچه ولشت که چشم انداز فوق العاده ای رو پیش روی ما قرار داده بود . هوا عالی و دلپذیر بود ، لباس ها رو عوض کردیم و من رفتم به تراس و باربیکیو رو تر تمیز کردم و نیوشا هم جوجه ها رو با سیخ ها آورد . کم کم مشغول راه انداختن کباب شدم و نیوشا هم طبق عادت لپ تاپ و مودم وایمکسش رو آورد و شروع کرد به گشت و گذار توی نت و گاهی برام مطلب جالبی که میدید رو میخوند و گاهی هم شیطنتش گل میکرد و دنبال جدید ترین عکس های رایلی رید میگشت و برای شهوتی کردن من بهم نشون میداد . نیوشا تمام رفتار سکسی خودش رو اغلب از رایلی کپی میکرد ، بعد از خوردن شام طبق روال هر شب مشغول دیدن یک سریال یا فیلم می شدیم ، اون شب هم استثنایی وجود نداشت . حدود ساعت هفت و نیم شام رو خوردیم و مشغول دیدن فیلم brothers 2009 شدیم . فیلم بی نظیری بود و داستان تامل برانگیز و جذب کننده بود .


    ساعت نزدیک به ده بود نسیم خنکی شروع به وزیدن کرده بود و هوا بینظیر بود . ما از هفت شب هفته حداقل پنج شب سکس داشتیم و اون شب علیرغم میل من به رفتن بیرون و گشت و گذار نیوشا به شدت تمایل به سکس کردن داشت . برای اینکه حواس من رو پرت کنه و تحریکم کنه رفت داخل و کاملا لخت شد و ست مایو شنای جدیدی که خریده بود رو آورد توی تراس . روی میز گذاشت و به سمت نسیم وایستاد و لای پاش رو باز کرد و با لوندی تمام شروع کرد به نرمی اون باسن برجسته و خوش فرمش رو که رو به صورت من بود رو تکون دادن ، انگشتش رو با ولع تمام توی دهنش برد و شروع به مکیدن کرد . با دست دیگه نوک سینه راستش رو بازی میداد که آروم اوووم اوووم میکرد ، بعد از دو سه دقیقه انگشتش رو از دهن به سمت نوک سینه هاشو آورد و از خط زیر سینه تاب داد تا رسید به مشت کردن و بهم فشردن سینه ها و کمی متمایل به جلو شد و پاهاش رو ضربدری روی هم انداخت و سرش رو خم کرد به سمت خط سینه هاش و شروع به لیسیدن کرد . من راست کرده بودم و حسابی تونسته بود حشریم کنه . اصلا حواس هیچ کدوم به شلوغی دور و ور مخصوصا ویلاهای اطراف نبود . لذت لیوان چای هیزمی من با دیدن این دلبری ها و لوندی ها چند برابر شده بود . دلم میخواست همونجا بکنمش ولی دوست داشتم اون به بازیش ادامه بده و من بیشتر لذت ببرم . شروع به پوشیدن مایو یک تیکه زیتونی براقی که خریده بود کرد . پاها رو با عشوه تمام بالا میاورد و با سر انگشت لمس میکرد ، باسنش رو به عقب قلمبه کرد طوری که بالا آوردن مایوی تنگ و جذب به سختی ممکن پیش بره و در همین حال خیلی ریز باسنش رو میلرزوند ، دیگه داشت بازی رو به حداعلا میرسوند ، عجیب کردنی شده بود .
    بعد از پوشیدن مایو شنای من رو پرت کرد سمتم و گفت من میرم استخر پاشو بیا اگه تا پنج دقیقه دیگه تو استخر نباشی امشب خبری نیست و خودم به خودم حالی میدم و تو توی کف باید بمونی .
    سونیا فرار کرد رفت پایین ، تنها که شدم نور سبز هالوژن بالکن ویلای مجاور من رو سمت خودش کشید و تا نگاه کردم دیدم دختری روی بالکن تماشاگر ما بوده و لبخند زنان داشت من رو نگاه میکرد . فاصله زیاد نبود با آن صدای عادی هم میشد شنید حرفهای همدیگه رو . با گفتن ماشالا عجب خانم شیرینی دارین ارتباط ما برقرار شد . مرسی مادمازل نظر لطف شماست . خواهش میکنم جناب والا من که زنم دلم هوس کرد جای شما بودم و زودتر از اون خودمو به استخر میرسوندم . صدای خنده ای که با لرزش تار صوت همراه بود و این دیالوگ ها مشخص بود که اون هم داغ کرده . من یک حس دوگانه غرور همراه با خجالت اومد سراغم ، چند ثانیه سکوت کردم و گفتم اوه بله حق با شماست باید برم تا دیر نشده !خنده ای از سر شیطنت کرد و گفت شما هم راحت باش همینجا عوض کن منم نمی‌بینم . با خنده گفتم نه دیگه اینجای فیلم معمولا شطرنجی میشه . خداحافظی کردم و اومدم داخل لباسام رو عوض کردم و رفتم استخر .


    نیوشا گفت کجا موندی تو پس . جریان شاهکارش رو براش تعریف کردم و پرید توی بغلم و لبش رو روی لب من قفل کرد و پاهاش رو دور کمرم حلقه کرد و حین لب بازی من که کاملا حواسم پرت بود با لنگر وزن نیوشا به سمت استخر تعادلم رو از دست دادم و دوتایی سقوط کردیم توی آب . زیر آب هم دست از بوسیدن من بر نداشت ، تا به خودم اومدم و پام کف استخر رسید کلی آب خورده بودم و نفس نداشتم . پا زدم و سریع اومدم رو سطح آب ، نیوشا گفت هااان چته پیر شدی نفس نفس میزنی نترس پیرمرد نجات غریق تو بغلته . یه چشم غره بهش رفتم و چسبوندمش به کنار دیوار استخر و راه فرارش رو بستم و شروع کردم به مکیدن گردنش و لیسیدن لاله گوشش ، با خیس شدن مایوش چسبندگی بیشترش به پوست گندمی نیوشا برجستگی نوک سینه هاش کاملا پیدا بود . یه سیلی نرم به سینه ش زدم و دوباره لبهامون بهم گره خورد . گرمای لبهای برجسته و گوشتی نیوشا و حس بینظیر مکیدنش و بازی زبونش بین لبهای من داشت آتیش شهوت مون رو زیادتر میکرد . آروم در گوشش گفتم امشب اسب وحشی درونم رو رم دادی و حالا این استالیون میخواد کون مادیونش رو جر بده . دستم رو بردم پشت باسنش و محکم لمبرهاش رو چنگ زدم و به خودم فشارش میدادم و دوباره افتادم به جون گردنش و به سمت خط سینه هاش میرفتم . جوون جووون گفتنای نیوشا شروع شد . جوون منو بلیسم اسب من ، جوون تو دارم کن . فدای کیرت اسب من ، سینه ش رو از کنار مایوش بیرون کشیدم و برای خوردنش کمی خودم رو رها کردم و زیر آب رفتم . شروع به خوردن سینه هاشو کردم . با هر گاز و لیس با مکیدن هوایی که داشتم حباب میزد و خارج میشد و این حباب ها با برخورد به سینه های نیوشا محو می شدن .لذت خوردن اون شب هرگز از ذهنم نمیره . زیپ مایو رو از پشت باز کردم و کاملا لختش کردم . نیوشا هم با انگشت های پاش مایو من رو بازی بازی کشید پایین و از تنم در آورد . قرار نبود سریع تموم بشه همون‌طور که با دستش کیرم رو گرفته بود و میمالید بهش گفتم نیو دلم میخواد زیر آب برام ساک بزنی و منم اون کس تپلت رو بخورم . دوباره یه جووون گفت که از ثانیه قبلش داغ تر شدم . همیشه برای جون گفتن خاش موهای لخت و بلندش رو نیمه می‌ریزه روی صورتش و سرش رو به سمتی هم می‌کنه و آبهای غنچه کردش رو با یک چشمک حواله می‌کنه . خوب بلده ته دلم رو خالی کنه . رفت پایین شروع کرد به خوردن کیرم و مالیدن تخمام . خوب نفس میتونست نگهداره . نزدیک یک دقیقه بعد اومد بالا نفس گرفت و رفت پایین . سه چهار بازی رفت که دیگه خودم کشیدمش بالا . پاهاشو دور گردنم انداختم و با دستش هلدر کنار استخر رو گرفت و خودش رو روی سطح آب شناور کرد و من هم حسابی شروع به لیسیدن کسش کردم . لیسیدن چوچولش و کشیدن زبون به لبهای بیرونی کسش و گاز های ریزی که دزدکی می‌گرفتم ازش ، فرو کردن زبونم داخل واژنش و چرخوندن اون داخل و ساییده شدن سطح سفت زبون با جداره های واژن نیوشا باعث شد به اوج تحریک برسه و با فشار دادن کسش به صورتم میخواست ارضا بشه . اما من لذت می‌بردم از اذیتش . سریع خودم رو جدا کردم و زیر آبی عرض استخر رو طی کردم و رفتم اونطرف آب . کفری شده بود دنبال من اومد و من هم رفتم سمت سونا و بردمش داخل بغلش کردم و کیرم رو سر دادم لای پاهاش و دستم رفت روی باسنش و اون هم طبق معمول برای پاس رو تنگ تر کرد و دستش رو دور کمرم برد و سینه هاش رو چسبوند به سینه هام . حالا زبون نیو بود که با گردن من بازی میکرد . ناخون های بلند و زیباش از پشت روی پوست کمرم بازی میکرد . گاهی نوازش روی خطوط ستون فقرات گاهی چنگ روی پوستم . گاهی لیسیدن صورتم گاهی گاز گرفتن و مکیدن لبهام . داغی سونا با اینکه عرق هر دومون رو درآورده بود ولی حسش نمی‌کردیم و وقتی من به خودم اومدم و برای اولین بار حس گرمایی بیشتر از شهوت رو کردم که پشتم کاملا روی سکوهای داغ چسبیده بود و نیوشا داشت روی کیرم بالا پایین میکرد . دستش روی پوست صورتم نوازش میکرد جووون فدای اسبم بشم که بهترین اسب دنیاست . من هم دو دستی باسنش رو چنگ می‌گرفتم و سیلی میزدم میگفتم یالا کابوی من تند تر . کمی گذشت دستم رو حلقه کردم دور کمرش رو محکم به خودم فشارش دادم . دیگه اون ثابت بود و نوبت من بود که تلمبه بزنم . من هم با شدت تمام کیرم رو فرو میکردم توی کسش . با فشردن باسنش و سیلی زدن به اون و تند تر شدن ریتم من نیوشا ارگاسم شد و من هم شروع کردم به خوردن گردنش و آروم در گوشش گفتم نوبت کردن این کون نازته . بی حال بود تا به خودش بیاد بگه نه انگشت من داخل سوراخش بود و یه آخخخخ همراه با ناله بلند سر داد و از روی من نیم خیز شد . حالا دیگه سینه هاشو جلوی دهنم بود و شروع کردم به خوردنش و انگشتم هم داشت سوراخش رو باز میکرد .


    نیوشا ماهی یک بار آنال بهم میداد . هفته قبلش باهم سکس آنال داشتیم . برای اولین بار من داشتم سنت سکنی میکردم و اون هم با اینکه مخالفت میکرد ولی من خوب نقطه ضعف بدنش رو میدونستم و سریع تحریکش کردم و وقتی حشری شد کم کم نرم شد . حق داشت با اینکه کیر من بلند نیست و ۱۴ سانته ولی ۶ سانت قطر و سوراخ باسن گرد و تنگ اون نمیتونست راحت تحمل کنه و آنال سکس من تنها ارتش برای من بود . داگی استایل شد و کمی به کمرش قوس داد و باسنش رو کاملا رو به بالا گرفت . شروع کردم به انگشت کردن کسش و لیسیدن سوراخش . طاقتش تموم شده بود گفت بکن توش بسه دیگه عزیزم من کیرت رو میخوام . به سوراخش نگاهی انداختم یک دفعه یاد چهره دختر ویلای بقلی افتادم . توی تصورم گفتم این کون نیوشا نیست و اون رو جای نیوشا دیدم و چشمهایم رو بستم و خیلی نرم فرو کردم تو سوراخش . اهههه در از شهوت و دردی کشید و گفت یواش تو ثابت باش بزار خودم آروم عقب جلو میکنم برات . چند ثانیه ای مکس کردم و دو طرف باسنش رو گرفتم و کیرم رو فشار دادم تا نصف رفت توش . داشت از دستم عین ماهی لیز میخورد که کنترلش کردم . از داگی استایل به درازکشیدن تبدیل شد . حالا این پوست تن و مخصوصا سینه های نیوشا بود که به داغی کف سونا برخورد کرده بود . کاملا تسلیم شده بود . لاله گوشش رو شروع کردم به مکیدن و سینه هاشو توی مشتم گرفتم و شروع به تلمبه زدن کردم و چشم هام رو بستم و به فکر اون دختر بودم . ارضا شدم ریختم روی باسنش و نیوشا که دیگه رمقی نداشت رو بغل کردم و از سونا آوردم بیرون . یک ربعی توی سونا بودیم و سکس سنگینی هم داشتیم . برگشتیم سمت استخر و کمی آب بازی کردیم و نفسی تازه کردیم و اومدیم بالا و دوش گرفتیم . تازه ساعت دوازده بود . نیوشا که درد داشت رفت توی اتاق خواب و من که تازه سرحال اومدم برگشتم سمت تراس.
    یک آبجوی ایفس و سیگار کاپیتان بلکم رو به همراه چیپس و ماست برداشتم و سریع به تراس رسیدم . هنوز اون چراغ هالوژن سبز رنگ روشن بود ولی اون دختر روی بالکن مجاور نبود . سیگارم رو روشن کردم و با گوشی آهنگ I just died in your arms tonight رو پلی کردم و گوشی رو وصل کردم به اسپیکر و کام بعدی رو از سیگارم گرفتم . صدای ملایم آهنگ باعث شده بود دختری که بخاطر دیدنش برگشته بودم به تراس رو دوباره به بالکن برگردونم .
    شروع کردم به خوردن آبجو و کام بعدی رو از سیگارم می‌گرفتم . یک پیرهن سفید هاوایی و یک شلوارک طرح یک تنم بود . پاهام رو انداخته بودم روی پام . تو حال خودم بودم داشتم از همه چیز نهایت لذت رو می‌بردم . مخصوصا تصور این دختره جای نیوشا موقع سکس رو تو ذهنم مرور میکردم که یکدفعه از تمام این خیال ها بیرون اومدم . خوش گذشت ؟ اولین حرفی بود که زد و من با شنیدن صدای اون به خودم اومدم .گفتم جاتون خالی . بعد که فهمیدم چه جوابی دادم زدیم هر دو زیر خنده و گفت معلومه که خیلی خوش گذشته و اصلا مگه میشه با اون عشوه های که من دیدم بد بگذره . باهم گپ زدیم و خودش رو معرفی کرد ، من ویدا هستم ساکن دروس و یک شرکت بازرگانی صادرات گل داشت . تا نزدیک های ساعت ۳ باهم صحبت کردیم . ژیلا مطلقه بود و تازه با دوست پسرش هم بریک کرده بود و برای عوض شدن حالش به ویلای شخصیش اومده بود .


    گاهی یک فکر احمقانه می‌تونه جرقه ای باشه برای بهم خوردن زندگی . من و نیوشا پورن زیاد باهم نگاه میکردیم و هر وقت there some می‌دیدیم بهم میگفت من که می‌دونم تو هم دلت از این غلط کردن ها میخواد ولی می‌دونم که آنقدر عاشقمی که حتی فکرش رو هم نکنی . ولی اون شب من به این فکر کردم که رضایت نیوشا رو جلب کنم و ژیلا رو صیغه کنم و یک سکس سه نفره تجربه کنیم . برای شروع باید ژیلا و نیوشا رو باهم رفیق میکردم که این کار به فردا شب نرسیده انجام شد.


    شب سوم من سرچ کردم و یک فیلم که در مورد ارتباط لزبین ها بود و فیلم کاملا اروتیکی بود رو دانلود کردم . اون شب با نیوشا نشستیم فیلم رو نگاه کردیم . دو بازیگر که یکی از اونها از مدل های معروف پلی بوی بود داخل جنگل دست و پا بسته به درخت کاملا در اختیار دختر لاغر اندامی بود که با بستن دیلدو توی یک فضای کاملا سکسی یک رابطه جذاب رو برقرار کرده بودن .


    رو به نیوشا کردم و گفتم می‌دونی یکی از فانتزی هام چیه ؟ گفت نگو که میخوای از خط قرمز بگذری که تمام لذت سفر رو روی سرم خراب می‌کنی . بهش گفتم نه اتفاقا برعکس دوست دارم سکس تو رو با یک زن دیگه تماشا کنم . یکم تو فکر فرو رفت و برگشت گفت فکرشم نکن . بیا بجای این حرفها عین همین فیلم سکس کنیم . من همین الانش هم داغ کردم .


    ادامه...


    نوشته: little e

  • 37

  • 19




  • نظرات:
    •   iraniact
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • بد نبود .ولی دلیل نمیشه فحشت ندم خخخخخ


    •   407TT
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • لیتل ای به نظرم شما تمام حجم مصرفی زنو شوهریو استفاده کردین با این همه سکس طبیعیه که دیگه زنت بره به یکی دیگه بده!!!


      فاک به خیانت-__-


    •   دانیال65
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • خیلی فیلم دیدی
      سلام من ویدا هستم
      بعدش شد ژیلا


    •   Littlelucifer
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • آخه هنوز بقیه داستان رو نخونده چرا فکر می‌کنی رفته به یکی دیگه داده علی ۴۰۷ ؟


      آقا نزار اسپویل کنم ! بخون عزیزم ضرر نمیکنی


    •   vatovato2
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • بد نبود ولی طولانی و خسته کننده :)


    •   Bokon205
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • کصخل نیوشا یا سونیا ؟


    •   96H.kirkoloft
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • نیوشاـ سونیا اینا کی بودن


    •   407TT
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • اع اع مثل اینکه هنوز زنش به کسی نداده حواسم نبود فعلا 85 درصد از حجم زنو شوهریشونو استفاده کردن!!!


      پ.ن:حقیقتا اینقدر داستان ک..ری زیاد شده تخم نمی کنم داستانارو تا آخر بخونم-__-


      پ.ن پلاس دیگه به بزرگی خودتون ببخشید اگه بعضی وقتا نظراتم غلط در میان (rose)


    •   Littlelucifer
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • ادمین ویرایش شده رو تایید نکرده ! دوبار فرستادم که این اشتباهات تایپی رفع و رجوع شده باشه


      سونیا دوست همسرمه و عامل اصلی مشکلاتی که بعداً می‌خونید . اشتباه تایپی توی نگارش ۵ قسمت بلند طبیعیه اون هم وقتی داستان با گوشی تایپ شده باشه ! از دوستان عذرخواهی میکنم


    •   sj0087
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • فعلا صبر میکنم‌ تا قسمت ها بعدی اپ بشه.


    •   Eliminator01
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • شت دختر خر پول خیلی خوبه


    •   Mashmeyti
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • شاه ایکس کجایی دست شما رو میبوسه
      این یارو فک کرده خعلی خارجیه


    •   Mester.kir
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • این داستانم اشکالاتی داشت ولی تو با توجه به این که تازه کاری داری خوب پیشرفت میکنی.آورین ادامه بده


    •   زن.اثیری
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • ویدا، ژیلا
      نیوشا، سولماز!
      اونهمه غلط املایی
      مگه مجبوری بنویسی ؟ داستانهات یکی از دیگری بدتر .
      خمره رنگرزی داری شبی یکی آپ میکنی؟حداقل به خواننده احترام بذار قبل از ویرایش بخونش .
      دیس


    •   مردزخمی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • یه کسخل دیگه داستان نوشت، کیررم تو مغز معیوبت بچه کوونی


    •   salitahna
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خیلیا گفتن بد نبود ولی یدونه لایک جالبه


    •   AmirALI_553
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • کاری به داستانتون ندارم ولی دریاچه ولشت ویلای مشرف به دریاچه نداره هاااا


    •   حشر.چسبیده.به.سقف
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • تصویر سازیش خیلی خوب بود جزئیات هم خیلی خوب تعریف کردی ولی لازم نبود اینقدر خودتو پولدار جا بزنی (rolling) بعد واقعا تو ایران اینقدر با هم راحتن یه زن ِ غریبه اینقدر راحت با یه مرده گرم میگیره من بعد ۱۰ سال هیچ ارتباطی بجز سلام با همسایه ها ندارم بعد زنِ میپرسه خوشت اومد منم مطلقم ها کیر میخام (dash) یخورده پیاز داغ داستانت زیاد بود و خیلی فاز خارجکی گرفته بودی اسم ها هم قاطی بود سونیا کی بود دیگ (inlove)


    •   sinax1988
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • نخوندم صبح بخونم ببینم زنت چکار کرده


    •   1352sina
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • بعضی از خواننده ها فقط دنبال یه سوتی هستن تا نویسنده را به باد فحاشی بکشن و یا دنبال یه اسمی که سهوا نقطه هاش جابجا شده . اخر این ملا لغطی بودن برای شما مدال میاره .
      دوستان داستانو بخونید و در ذهنتون ویرایش کنید و از نتیجه داستان به تجربیاتتون اضافه کنید . شاید همین موضوع روزی برای خودتون بوجود بیاد .
      از توصیه اول داستان خوشم امد که توضیح دادی عبرت بگیرید . از نگارش خوشم امد که با ترفند خاصی از اسامی و فیگورهای سکسی یاد کردی و کلی ادرس برای فیلم های پورن دادی . لایک دادم


    •   Littlelucifer
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • من خودم رو پولدار جا نزدم . گفتم کلید ویلای دوست و همکار زنم رو گرفتیم !


      از طرفی سالن های بزرگ آرایشی تهران خوب درآمد دارند . همین سونیای حروم زاده با ناخن کاری ماهی ۴۰ میلیون درآمد داشت . بودن و هستن کسانی که ماهی تا دویست میلیون دارن کار میکنن . یک ماشین ۴۰ تومنی و آپارتمان ۹۰ متری که با ارث پدری و ده سال پس انداز خریدن کجاش پولداری و مایه داریه ؟ درست بخونید چی خوندید خدا عالمه


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • الان بیشتر به نظرم تو خراب بودی نه زنت. اسم داستانو میزاشتی منه زن خراب کن....


    •   19masoud13
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کله کیری توی تابستون ساعت 8 الی 8:30 غروب آفتاب هست شما غروب آفتاب رسیده بودید به ویلا و رفتید خرید کردید و شام درست کردید بعد ساعت 7:30 شام خوردید؟؟؟
      چقدر شبیه داستان دو شب پیش شهوتناک وحشتناک(1) که فقط ماهی یه بار آنال داشتن و هفته قبل آنال داشتن و این هفته اولین باره که قانون شکنی میکنن...............
      ویدا یا ژیلا؟؟؟
      کونی آشنایی نیوشا و ژیلا رو توضیح بده مثل کیر خر ازش رد نشو


    •   Hossein966661
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • من تو داستانا هیچوقت فحش نمیدم. اما رسما ریدم تو داستانت مردک. مگه داری کتاب ادبیات مینویسی؟!!! حالا گیریم فاز ادبیت گل کرده، لااقل درست بنویس. جمله بی فاعل... بدون فعل. فقط میتونم ازت بخوام دوباره تف ندی. و بازم ریدم تو داستانت


    •   pesare.tab
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • 407TT
      کسکش کم نظر بده،یه بار دیگه بیام ببینم نظر دادی خودتو میکنما


    •   Comicon
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوب بود ولی یکم گه زیاد تراز دهنت خوردی


    •   407TT
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • نقل از :pesare.tab


      خدایی حال می ده (biggrin)


      نگیر این دل خوشیارو از ما!


    •   a.loo
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ریدی پسر بدم ریدی با این کستانت


      قد ۱۹۰ وزن ۱۱۰ ماهیچه ای سبزه کیر کلفت و ۲۰ سانتی کی برا خودش و خانمش میخواد ؟؟
      فقط واقعی بیاد


    •   @آروین
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • هی اسمهارو قاطی میکردی اونوقت اومدی و نیخاهی درس عبرت به دیگران بدی ؟
      مخت تاب برداشته داداش


    •   heraxi
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • نوع نگارشت خیلی خیلی بهتر از داستانت بود


    •   Hanibalgay
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوب بودش


    •   eli_nasiri44
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خیلی تخیلی بود


    •   الناز.کس.طلا
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • بهترین وب سکسی رو فقط من میدم
      النازم با کس تپل و سینه ی ۹۰
      ۲۶سالمه و مجرد.حضوری نیستم
      تنها دختر سایت شهوانی که وب میده
      آیدی skyp
      Elnaz.kos.topol8
      .
      .
      .
      .
      بهترین وب سکسی رو فقط من میدم
      النازم با کس تپل و سینه ی ۹۰
      ۲۶سالمه و مجرد.حضوری نیستم
      تنها دختر سایت شهوانی که وب میده
      آیدی skyp
      Elnaz.kos.topol8


    •   Mr_metal7
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • مهم نیس کی چی نظر میده
      اولا ک داستان نصفس ثانیا اگه واقعیم نباشه و زاییده ذهنت باشه باید بگم ذهن خلاقی داریو همه چیو ب نحو احسنت بیان کردی
      از اونجایی ک داستان نویسای سایت ب طرز عجیبی جق پریش شدن میتونم بگم بعده مدت ها ی داستانه خوب خوندم
      همینطوری ادامه بده


    •   armankir@
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • من نفهمیدم چرا نیوشا میشه سونیا . ویدا چرا میشه ژیلا؟؟ دلیلش به نظرتون جق زیادی نیست؟؟


    •   sexy32
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • بد نبود .ولی دلیل نمیشه فحشت ندم خخخخخ


      407TT
      11 ساعت،35 دقیقه


      4


      لیتل ای به نظرم شما تمام حجم مصرفی زنو شوهریو استفاده کردین با این همه سکس طبیعیه که دیگه زنت بره به یکی دیگه بده!!!


      فاک به خیانت-__-


      دانیال65
      11 ساعت،28 دقیقه


      3


      خیلی فیلم دیدی
      سلام من ویدا هستم
      بعدش شد ژیلا


      Littlelucifer
      11 ساعت،26 دقیقه


      1


      آخه هنوز بقیه داستان رو نخونده چرا فکر می‌کنی رفته به یکی دیگه داده علی ۴۰۷ ؟


      آقا نزار اسپویل کنم ! بخون عزیزم ضرر نمیکنی


      vatovato2
      11 ساعت،26 دقیقه


      1


      بد نبود ولی طولانی و خسته کننده :)


      Bokon205
      11 ساعت،25 دقیقه


      3


      کصخل نیوشا یا سونیا ؟


      96H.kirkoloft
      11 ساعت،25 دقیقه


      1


      نیوشاـ سونیا اینا کی بودن


      407TT
      11 ساعت،22 دقیقه


      2


      اع اع مثل اینکه هنوز زنش به کسی نداده حواسم نبود فعلا 85 درصد از حجم زنو شوهریشونو استفاده کردن!!!


      پ.ن:حقیقتا اینقدر داستان ک..ری زیاد شده تخم نمی کنم داستانارو تا آخر بخونم-__-


      پ.ن پلاس دیگه به بزرگی خودتون ببخشید اگه بعضی وقتا نظراتم غلط در میان (rose)


      Mahan_king_1998
      11 ساعت،22 دقیقه


      2


      فقط با اسم فیلمی که گفتی حال کردم بی تردید یکی از تاثیر گذار ترین فیلماییه که تو زندگیم دیدم
      Brothersپیشنهاد میکنم حتما ببینید


      Littlelucifer
      11 ساعت،21 دقیقه


      3


      ادمین ویرایش شده رو تایید نکرده ! دوبار فرستادم که این اشتباهات تایپی رفع و رجوع شده باشه


      سونیا دوست همسرمه و عامل اصلی مشکلاتی که بعداً می‌خونید . اشتباه تایپی توی نگارش ۵ قسمت بلند طبیعیه اون هم وقتی داستان با گوشی تایپ شده باشه ! از دوستان عذرخواهی میکنم


      sj0087
      11 ساعت،12 دقیقه


      1


      فعلا صبر میکنم‌ تا قسمت ها بعدی اپ بشه.


      Eliminator01
      11 ساعت،11 دقیقه


      1


      شت دختر خر پول خیلی خوبه


      Mashmeyti
      11 ساعت،10 دقیقه


      1


      شاه ایکس کجایی دست شما رو میبوسه
      این یارو فک کرده خعلی خارجیه


      Mester.kir
      11 ساعت،6 دقیقه


      2


      این داستانم اشکالاتی داشت ولی تو با توجه به این که تازه کاری داری خوب پیشرفت میکنی.آورین ادامه بده


      زن.اثیری
      11 ساعت،5 دقیقه


      5


      ویدا، ژیلا
      نیوشا، سولماز!
      اونهمه غلط املایی
      مگه مجبوری بنویسی ؟ داستانهات یکی از دیگری بدتر .
      خمره رنگرزی داری شبی یکی آپ میکنی؟حداقل به خواننده احترام بذار قبل از ویرایش بخونش .
      دیس


    •   jon-snow
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • آب جو با ماست؟؟ عزیز دل برادر آب جوی. اف اس یا هر آب جوی دیگه ای رو با ماست یا ماست خیار یا آب انار نمیخورن،


    •   geology1382
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • وسط داستان اسم زنش از نیوشا تبدیل به سونیا شد. اسم زن بالکن روبرویی هم از ویدا هم به ژیلا تبدیل شد. خدایی قبل فرستادن کص شعراتون یک بار بخونیدش.
      پ.ن: خواهشا قبل از نوشتن داستان دستتان را از شورتتان در آورید تا باعث به هم خوردن تمرکزتان نشود.


    •   Akharin_majloogh
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • اولا خسته نباشید میگم بابت خود امر نوشتن چون برای اولین بار خودمم ی کستان تفت دادم و اپ کردم تا ب خورد شما شهوانیای عزیز بدم که سختی نوشتنو فهمیدم.
      دوما انتظار رشد در نوشته هات رو داشتم اما با توجه ب داستانای قبلی داری پس رفت میکنی.


      و یه ایرادی ک ب خواننده ها وارد میکنم اینه ک دوستان لطفا توی همه نوشته ها اینقدر اصرار بر دروغ و غیر واقعی بودن نکنید درسته ک داریم تو جامعه ای رندگی میکنیم ک شاید حد اقل های زندگی هم برای هشتاد درصدمون لاکچری ب حساب بیاد،اما باید این نکته رو هم در نظر گرفت ک همه داستانه و نیازی نیست ک مثلا شخصیت داستان وضع مالی خوبی نداشته باشه یا خوشکل نباشه یا.....


      لطفا درک کنیم ک داستانه


    •   toloee
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • اسم ها مدام جابه جا میشد
      غلط املایی زیاد داشتی
      لطفا داستان هاتونو اینقدر اغراق آمیز ننویسید
      ولی در کل خوب بود


    •   amazing_fucker
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • xoda vakili bache mahalaton to kodaki havash sedat mikrdn? (sick) (dash) (rolling)


    •   GLADIETOR
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • در نتیجه سونیا میشه عمه ی نیوشا ویدا هم داداش ژیلا در ضمن این کاریه که ذهن موقع تخیل انجام میده اسم ها نزدیک به هم میشن چون زیاد بهش فکر نمیکنی ذهنت هم اون وسط یه باگ هایی میده به خاطر اینکه تمرکز نداری
      شما هم قوه تخیلت خوبه درس بخونی یه گوهی میشه
      فیلم brothers هم فیلم خوبیه


    •   kori_bokon
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • نیوشا یا سونیا؟ ویدا یا ژیلا؟؟؟ اون لحظه گل نمی‌کشیدی احیانا؟


    •   تولدی.دوباره
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ای بد بود ولی یجاش خراب کردی


      سونیا یا نیوشا مسئله این است،!!!!!!


    •   Mard-hot20
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • آبجو خوردی با چیپس و ماست اینجاشو ریدی مگه عرق سگیه جقمغز


    •   aref.3200
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ممنون خوب بود ادامه بده


    •   Marshaall_Boss
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • اولا threesome نه there some
      دوما دختر همسایه خودشو ویدا معرفی کرد ،چی شد تو یهو تبدیلش کردی به ژیلا؟
      خوب یبار روخونی ویرایش میکردیش لعنتی...میزنی تو ذوق آدم.


    •   Marshaall_Boss
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • طبق نظر صریح دوستان:
      سونیا یا نیوشا؟؟
      میبینی حاجی؟
      هرچی صبوری کردم تا فحشت ندم نشد
      آخه کیر عالم امکان تو دهنت،چرا انقد شیش زدی تو؟
      تو با اون مغز زرنگت چه کردی؟
      جق بعد گل بعد دوباره جق و جق و جق و جق تازه همش هم با شیکم خالی...!!!!
      نتیجه میشه همین دیگه...این قسمت داستانت کلا سه تا شخصیت بالفعل داره، مغز تو کردش ۵ تا...سه تا بالفعل و واقعی...دوتام خیالی و بالقوه


    •   Marshaall_Boss
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • Littlelucifer


      نمیدونستم خودتم اینجا حضور داری عزیز...لطفا به دل نگیر...رهنمون بود همش، اما با کمی لحن تند.بنویس...ادامه بده.لایک


    •   Kirgonde2222
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • شما نویسنده هستی ؟


    •   Littlelucifer
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • آقا عزیز داداش اخوی خواهر باجی دختر مردم !
      من اولا بابت اشتباه تایپی کامنت گذاشتم و عذرخواهی کردم . داستان ویرایش شده هم برای ادمین ارسال کردم که ابهامات رو برطرف کرده بودم . نمی‌دونم چرا این اپ شده
      سونیا فرد چهارم وارد شده به داستان هست که در قسمت های بعدی در رنگ تر میاد .


    •   a1s2d3f4g5h6j7k8l9@
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خانم باکلاس تز شهرکرد ساپورت مالی میکنم. بیاد تلگرام. اینم ای دی
      . @sib3400


    •   sina7356
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • نفهمیدم سونیا یا نیوشا؟؟؟
      معلومه کس شعره


    •   Behzadjafari
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • از همه چی بهترین اسمها و آوردی که بگی خیلی لاکچری هستی؟
      اسم داستان بزار هاونگ و کونیا به مدرسه میروند
      تلق تلوق


    •   saeeed25
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • ملوم نیس نیسوشاست یا سونیا
      ویداست یا ژیلا...خو کپی هم میکنی با دقت ویرایش کن جقی


    •   ساکروخجان
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • آنقدر جق زدی که یه بار به دختره میگی ویدا یه بار ژیلا این کافی نیس یبار به زنت میگی سونیا یبار نیوشا


    •   سارینا.م
    • 1 ماه
      • 0

    • باحال مینویسی داستانت جذاب و پرهیجانه


    •   Paria_1991
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • زن خراب من دگر خرابتر نمیشود...


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو