زن داداش زنم

    باسلام دوستان این داستانی که میخام بنویسم واقعیه .من الان ۳۰ سالمه داستان برمیگرده به تقریبا ۳ سال پیش من تو سن پایین ازدواج کردم یعنی ۲۱ سالم میشد با یه دختر شهرستانی که اتفاقی اشنا شدیم عاشقش شدم .بریم سر داستان خودمون من جنوبی هستم خانومم شهرهای اطراف خونشون بود که یه روز برادرش احمد بهم گفت که میخام زن بگیرم گفتمش مبارکت باشه کیه این دختر گفت خونشون اصفهانه گفتم که کی رفتی اصفهان گفت از قبل میشناختمش یه ما بعد برنامه خواستگاری افتاد ما هم اماده رفتن تو مسیر متوجه شدم که اصلا تا حالا دختره رو ندیده چون داشت میگفت چه لباسی میپوشی از این امار دادن ها خلاصه تلفنی اشناه شده بودن رفتیم چند تا خواهر بودن عروس ما هم اسمش دنیا بود یه دختر قد کوتا ۱۶۰ میخورد سینه های درشت گرد وکون قلمبه ای داشت صورت سبزه همون جا فکرم گفت که دختره اهلش هست چون تو این سن این کون این سینه نمیخورد خلاصه قبول کردن چند ماه بعد عروسی کردن منم ماشین داشتم مرتب میرفتم شهرستان میومدم ولی همیشه دوربینم روش بود هیکلش بر انداز میکردم چون هیکل واقعا تنظیمی داشت و زیاد با من شوخی میکرد طوری که خانومم یه روز بهم گیر داد که شوخی نکن باش یه مدت شروع کردیم اس دادن همیشه اس ام اس طنز ویه تیکه های مثلا یه لره زنش کرد این جوری شد چون من بختیاریم میخواست اذیتم کنه یه بار جایی بودم که زنگ زد گفت کجایی گفتم پیش زیدم هستم به شوخی گفت که اگه راست میگی گوشی بده بهش صداش بشنوم گوشی دادم به دوستم صدای دختر در میاورد خیلی عجیب باهاش حرف زد گوشی قطع کرد خانومم شهرستان بود پیش خودشون دیدم ساعت یک پیام داد چه خبر از دوست دخترت میگفت که چند سالشه وچه شکلیه والان پیشته گفتم خوابه چرا گفت خواستم بهت بگم چه طور بکنیش با این حرفش منم چت کردم روش که بگو یاد بگیرم شروع کرد روش سکس تعریف کرد طوری که خودش صدای اه اه در اومد شوهره شب کار بود یه مدت گدشت پدر خانومم مریض بود خانومم رفت شهرستان منم چون مغازه داشتم نرفتم شب بهم پیام داد که فردا میخام بیام اهواز وقت داری بیای دنبالم بریم کارام انجام بدم منم قبول کردم داداشم گفتم فردا برو مغازه رو باز کن برج پنج بود ساعت ۱۰ صبح رفتم ترمینال دنبالش یه سمند داشتم سوارش کردم رفتیم دنبال کاراش انجام داد اومدیم خونه پیادش کردم رفتم مغازه سر بزنم برگشتم خونه رفتم داشتم لباس عوض میکردم دیدم لخت اومد تو اطاقی که من بودم متوجه اومدنم نشده بود فکر کرد تنهای اولا تا همدیگه رو دیدیم جام کردیم جفتمون رنگ من شده بود اینه گچ اون هم مات مونده بود حوله ای که دم دست بودبرداشتم سرم پایین بهش دادم رفتم تو اون اطاق ولی تصویرش تو ذهنم بود سینه هاش محکم کمر باریک وکون قلمبه .دیدم نیستش ۱۰ دقیقه صداش زدم جواب نداد رفتم دیدم نشسته تو اطاق سرش پایین گفتم که چرا نیومدی گفت که نمیدونستم خونه ای ببخشید بابت اینکه سر وضعم بد بود اومدم تو اطاقگفتم بابا نگران نباش نشستم پیشش که ارومش کنم باز هم هی معذرت خواهی میکرد دست انداختم گردنش گرفتم گفتم اگه نخندی الان ولت نمیکنم فشارش که دادم سینه هاش حس کردم کیرم سریع تکون خورد وبلند شد چون شلوار خونگی پاهام بود مشخص بود که متوجه شد بلد شد بره گفتم کجا گرفتم کشیدمش سمت خودم دیدم دستش از عمد زد به کیرم یعنی اتفاقی بود بلند شد یه خورده زور زد منم دستش پیچوندم که کونش چسبید رو کیرم دست انداختم دور کمرش که بندازمش رو تخت دیدم کونش کشید عقب ورو کیرم چسبید تکون میداد من حشری شده بودم انداختمش رو تخت دراز کشیدم روش وحمله کردم برای لباش زور میزد ولی الکی بود دستام دوسینه هاش بود نمیذاشت لباش بخورم داشت سرش تکون میداد رفتم برای خوردن گردنش که ارضاع شدم رفتم دوش گرفتم اسپره زدم یه قرص خوردم پیش هم نشستیم دست مالی لب خوردن این طور که لباش چسبوندم به لبام زبونش تو دهنم تاب میداد تاپش سریع کندم یه دامن پاهش بود انداختمش با شرت سکسی و سوتین سکسی که دوتاش سبز بودن منم لخت شدم افتادم به خوردن سینه هاش گردن شکم یواش رفتم بالا و یه گاز از گوشش گرفتم اخ گفت بلند شدم کیرم گذاشتم جلوش خواستم بگم بخور که خودش شروع کرد به خوردن کیرم اینقدر قشنگ میخورد که من خودم توش موندم چون شوهرش از اون مردایی بود که دنبال ساک زدن کون این چیزا نبود ساده بود گفتم خیلی ناز میخوری گفت حالا کجاش دیدی پنج دقیقه میخورد برام هلم داد یواش نشستم رو تخت اومد از کیرم یواش اومد شکمم لیس زد اومد سینه هام لیس میزد گردنم میخورد گفتمش یه وقت قرمز نشم لبام خورد زبون میچرخوند تو دهنم گفت حالا بیا تو لیس بزن کسم گفتمش خوشم نمیاد اسرار کرد منم خوردم در حد یکی دو بار زبون زدن پاش دادم بالا و کیرم گذاشتم درز کسش که خیس خیس شده بود سرش کردم تو کسش داد کشید تعجب بود که دردش کرد یا حال کرد چون کیرم بزرگ نیس کوچیک هم نیست متوسط بود دیدم واقعا درد داره میکشه یواش دادمش تو کسش در اوروم چند تا رفت برگشتی یواش صداش از اخ اخ به اه اه در اومد یه پنج دقیق تلمبه زدم گفت در بیار درازم کرد اومد رو تخت پشت به من نشست رو کیرم بالا پایین میکرد گفت اخ عشقمی چه حالی میده چه کیری داری راحت شدم دیگه افسرده شده بودم گفتمش چرا گفت بعد بهت میگم الان نمیخام یه ثانیش از دست بدم بالا پاییین میشد با دستاش مچ پام گرفته بود منم انگشت داده بودم تو کونش تاب خورد برگشت سمت خودم نشست بالا پایین میشد منم با دستام سینش میمالوندم ۲ دقیقه بعد پاشد سگی نشست پشت به من منم کیرم کردن تو کسش تلمبه میزدم میگفت بکن منو عشقم پارم کن محکمتر خودش هم کمک میداد عقب جلو میکرد منم بادستام کونش گرفته بودم تلمبه میزدم براش فقط میگفت بکنم پارم کن جرم بده اخ اخ عزیزم عشقم چقدر دیر شد کاش زود تر گیرت میاوردم کاش بشه کیرت با خودم ببرم کیرم در اوردم یه کرم نرم کننده دم دستم بود مالیدم رو کیرم گذاشتم رو سوراخ کونش گفت اخ کونم بکن کون دوست دارم بدم خیلی وقت ندادم جون بکن تو کونم منم یواش سرش گذاشتم محکم گرفتمش که نتونه در بده سر کیرم دادم داخل کونش گفتش اخ کونم صبر کن تا بی حس بشه تکون نده حودت حالا یه کم دیگه فشار بده اون فرمون میداد منم میرفتم تا اینکه کیرم کامل تو کونش بود خودش یواش عقب جلو میکرد میگفت بکن بکن کونم بکن برادر خانوم کس کشت نمیتونه بکنه تو بکن به جاش تو من پاره کن به جای اون درش میاوردم میکردم تو کسش زود در میاوردم میکردم تو کونش که ابم خاای کردم تو کونش .بهم گفت که شوهرش یه مدت زیادی کیرش بلند نمیشه برام یا اگه هم بلند بشه زود ارضاع میشه چند ماهی میشه که دوبار سکس داشتیم ..دوستان باور کنین که داستانم واقعیت داشت وبعد از اون هم سکس داشتیم که مینویسم براتون زن برادر زن ۲بعدیش میشه.


    نوشته: سعید

  • 14

  • 45




  • نظرات:
    •   Siavvvashhhhhhh
    • 2 هفته،1 روز
      • 7

    • چه اصراریه بگید واقعی
      شما کسسشراتون رو بنویسید، حالا یا باور میکنیم یا نمی کنیم


    •   مستر_نیچه
    • 2 هفته،1 روز
      • 4

    • ناموسن چرا سایت برچسب پسر عمه نداره؟


    •   .سامان.
    • 2 هفته،1 روز
      • 15

    • محتوا که هیچ، پاراگراف و علائم نگارشی هم هیچ...
      با (ه) انگار مشکل داری.
      دیسلایک


    •   Irish..GuNNer
    • 2 هفته،1 روز
      • 13

    • نگارش و املا در حد پشگل ...
      چجوری روت شد دکمه ارسال داستان رو بزنی؟ از ادمین خجالت نکشیدی قسمت ویرایش شده رو تیک زدی؟
      ریدم به دبستانی که معلم انشاتو استخدام کردن...


    •   مستر_نیچه
    • 2 هفته،1 روز
      • 6

    • دیس تو تحت و ما تحتت در مورد نقطه هم بیچ کینگ به خدمتت میرسه.


    •   Ado_Den_Haag
    • 2 هفته،1 روز
      • 10

    • چند وقتیه که میام شهوانی یاد سریال های ترکی میوفتم مخصوصاً سریال عمر گل لاله که یه بکن بکنی واسه خودش بود.


    •   Havigshoor
    • 2 هفته،1 روز
      • 11

    • به خاطر مسئله حیطه بندی ،کاری به نقطه و کاما و کاندوم ندارم.ولی سرعت نوشتنت طوریه که انگار یک دیلدو رو اتش زدن و تو کونت کردن.


    •   .zy.zy.
    • 2 هفته،1 روز
      • 3

    • و خداوند "را"را آفرید...


    •   Irish..GuNNer
    • 2 هفته،1 روز
      • 7

    • باو سریالایه ترکی تهش میرسه به زن داداشش . اینا به مادرشونم رحم نمیکنن . هنوز گی قفله اونجا...


    •   Avvaaa
    • 2 هفته،1 روز
      • 4

    • نخوندم....دیس به تگ


    •   Banooye_shisheii
    • 2 هفته،1 روز
      • 3

    • ب شعور خواننده توهین میکنین با این داستاناتون دیس ششم تقدیمت


    •   Boy0513
    • 2 هفته،1 روز
      • 7

    • دست زدی به سینه هاش آبت اومد؟ (biggrin)

      اون فرمون میداد تو هم میرفتی؟ مگه داشتی اتوبوس سر و ته میکردی؟ (biggrin)


    •   tired_man
    • 2 هفته،1 روز
      • 2

    • چی میزنید اینارو مینویسین؟


    •   شاه ایکس
    • 2 هفته،1 روز
      • 10

    • یعنی انشاهای اول دبستانی ها پول بهتر است یا ثروت گیراییش از این مزخرفنامه تو بیشتر بود!! (biggrin)


    •   Dariush.darvishi
    • 2 هفته،1 روز
      • 2

    • همیشه به عشق کامنت ها میام داستان میخونم
      اما به حدی کیری نوشتی که فک نکنم کسی وقت بذاره یه کامنت درست و حسابی بذاره


      نمی‌دونم پول میدن یا مجبورت میکنن که بنویسی؟


      ننویس تورو خدا


    •   milman
    • 2 هفته،1 روز
      • 2

    • اخه چی بگم بهت؟
      نگارشتو بگم یا کسدانی ک نوشتیو؟؟؟
      کیر ۲۰ نفر اول کسایی ک کامنت گذاشتن تو کون معلم انشات (rolling)


    •   South-knight
    • 2 هفته،1 روز
      • 6

    • یه پیشنهاد دارم واست??
      برو بسته ی الفبایی بَن بِن بُن بخر و استفاده کن تا یکم این مغز یاتاقان زده ات راه بیفته بیسواد.??
      کله کیری خودت اصلا فهمیدی چی نوشتی!


    •   saeed7989
    • 2 هفته،1 روز
      • 5

    • ای بابا خاهر زنا تمومو شد دارن زن داداشای زنرو میکنن بیاین مارم بکنین خلاص


    •   Blue_Angel
    • 2 هفته،1 روز
      • 7

    • زبانم قاصره از این همه مزخرف و کسشعر


    •   saeedno15
    • 2 هفته،1 روز
      • 6

    • وقتی تاکید میکنید به واقعی بودن یعنی مثل سگ دروغ میگید, زنت رفته بود پیششون شهرستان بعد این پاشد تنهایی اومد اهواز پیش تو و زنت هم با اینکه حساس شده بود چیزی نگفت و توام یه دل سیر کردی طرفو!! (dash)


    •   Gozaran
    • 2 هفته
      • 5

    • داستانت که وقعیه
      اما اصلا جالب نیست
      میدونی چرا
      اولا که نگارشت در حد گپ زدن قبایل بیابانگرد سومالی هست ( خودتو چسبوندی به بختیاری ها « پشت کوهی»)
      دوما سطح فرهنگی و رواط تو و زن برادر زنت در حد قبایل جنوب آفرقا هست
      خوب با عقل نداشت ات که نمیتونی بفهمی . بچه ها اومدن اینجا داستان سکسی بخونند نه نشتنال ژئوگرافی مطالعه کنند یا حیات وحش
      برو خودتو بک...


    •   سدمرتضی
    • 2 هفته
      • 2

    • چقدر میگیری ۲ شو ننویسی تو رو خدا به ما رحم کن خواهش میکنم ۲شو ننویس


    •   ali80xx
    • 2 هفته
      • 0

    • من ی روز خودم این درختو از ریشه درمیارم
      انقد کیری بود که نمیدونم باید به کجاش ایراد بگیرم


    •   ehsan9705
    • 2 هفته
      • 2

    • از مقایسه سن و قد و هیکل به این کاره بودن با نبودن طرف میشه پی برد.
      این هم از کشفیات دانشمندان جقی سیاره شهوانی.
      روزای قبلم سوراخ کون حلقوی داشتیم.
      یه دونه هم کشف این بود که آبو بریزی تو کون، کونه بزرگ میشه.
      منتظرم رآکتور از خایه‌های جقولیا دربیاد.


    •   sia.klft
    • 2 هفته
      • 4

    • ببین استفاده از فحش رو دوست ندارم ، ولی الان ۳۰ سالته و ۳ سال پیش ۲۱ سالت بوده ؟!؟! یعنی چی میشه بهت گفت؟!


    •   Shahab__sang
    • 2 هفته
      • 0

    • داستان تخماتیک اصلانفهمیدم چی نوشتی بس که کیری نوشتی


    •   ایکاروس
    • 2 هفته
      • 7

    • دیسی به بزرگی میللنگ خاور اهدا می کنم به این نویسنده !
      از کرامات شیخ ما این است ، شیره را خورد و گفت شیرین است ! با یک نگاه تشخیص داد طرف اینکارست ! عجب !
      دوستانی که از معلم های املا و انشا ایراد می گرفتند ، توجه توجه : اینهایی که اینطوری می نویسند اصلا مدرسه نرفتن که بدونن معلم املا و انشا چیه ! سوادشون در حد نهضت سواد آموزیه ، همین .
      باید یه نامه به نهضت سوادآموزی بنویسم !


    •   Moreta
    • 2 هفته
      • 2

    • اونوقت زن عوضی خودت توی این مدت نمیدونست زن داداشش داره میاد پیش تو و اونی که میگفت باهاش شوخی نکن تورو تنها گذاشت با زن داداشش؟ (dash)


    •   sexybala
    • 2 هفته
      • 1

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی


    •   arash.abi
    • 2 هفته
      • 3

    • تو همه سکسایی که کردم فقط یبار شده که هم کس کنم هم کون اونم چون وقت تنگ بود و کصش شل شده بود، خودش از سر استیصال گفت بنداز تو کونم تنگ تره بلکه ابت بیاد
      ...
      زنی که تشنه سکسه، نمیذاره دوتا تلمبه تو کص بزنی شیفت کنی رو کونش


    •   arsh2452
    • 2 هفته
      • 5

    • املا و انشا و ایین نگارشت بخوره تو سرت ! خیانت ؟ من دیس میدم ! بس کنید این لاشی بازیا رو !


    •   parynazgol
    • 2 هفته
      • 0

    • کسشعر بی محتوا


    •   Hunter7508
    • 2 هفته
      • 3

    • تو سرت به کونت پنالتی میزنه زن خودتو نمیتونی بگایی،بعد میری زن داداش زنتو بگایی!


    •   tara.tt
    • 2 هفته
      • 0

    • خیانت دیس


    •   Sepidarsal
    • 2 هفته
      • 0

    • عن خوردی


    •   Mardimorde
    • 2 هفته
      • 0

    • برگرفته از کتاب الاغها پرواز میکنند گاوها پرواز میکنند هزاربار بگی با لهجه داستان نمینویسن هیشکی به تخمش نیست سوای خزعبلات مغزت رگ به رگ میشه تا ترجمه کنی ببینی چی نوشته اصلا


    •   3pa
    • 2 هفته
      • 0

    • زن برادر زنت را کردی یا جنده ؟


    •   کاریز
    • 2 هفته
      • 0

    • کس خل .همی دست بهش زدی ابت اومد خوب اینجوری خودتم دست کمی از برادر زنت نداری.


    •   Mn13482000
    • 2 هفته
      • 0

    • اخه ک س کش خودت فهمیدی چه گوهی خوردی؟اگر کسی فهمید این زبون بسته چی گفت برای منم تعریف کنه منم بفهمم


    •   King_hesam
    • 2 هفته
      • 0

    • توکه زحمت میکشی میای کسشربنویسی حداقل یبارخودت ازروش بخون ببین خودت میفهمی چی نوشتی؟
      تواون مدرسه خراب شده بهت نگارش واملایادندادن که میای اینجاکسشرمیذاری وخواننده باس هی مغزشوریستارت کنه بفهمه چی نوشتی


    •   adelbozorg
    • 2 هفته
      • 0

    • بسلامتی موضوع رفته سراغ شوهرهایی که ناتوانی دارند . دقیقا مثل تبلیغات ماهواره ای که مردهای ایرانی یه عده افرادی هستند با شکم گنده و سری کچل و کیری که بلند نمیشه


    •   HYPERMAN98
    • 2 هفته
      • 0

    • من بهت لایک دادم، داستانت هم مطمعنم واقعی بود، ولی لطفا دیگه ننویس، چون اصلا جذابیتی نداشت


    •   Jent
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • عالی بود بازم بنویس کلا ثواب داره همیشه بکنش طفل معصوم بکن نداره


    •   بلوچخان
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • اخه کونی مقام این جه کسشعریه نوشتی کیرم تو سردر مغازت (biggrin) (dash)


    •   Paria_1991
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • جنوبی هستی؟ بختیاری هستی؟ اهواز؟
      بول شیت بود ادامه شو نخوندم


    •   nasrin1980nn
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • اگر اولش نگید این داستان واقعیه، منتشر نمیشه؟


    •   Aaa4x
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • ای کیر هرچی بختیاریه تو کس اول واخرت کیر هرچی لره تو ناموست مگه لرها چند بار مادرتو کردن پولشو ندادن که جک لری فرستادی کس کش بختیاریا اگه یه بی ناموس مثل تو داشته باشن قیمه قیمش میکنن لاشی حرومزاده بی بته


    •   منه.کون.سفید
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • من که چون طولانی بود نخوندم،،،البته هرچند میدونم که سکس با خواهرزن،زن داداش و زن برادر زن هستش و من خودم یکی از کسایی هستم که هم با زن داداشم سکس میکنم هم با زن برادر زنم فقط نشده مخ خاهرزنمو بزنم


    •   Jamshid.Bokon
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • نوش جونت ما هم تو نخش هستیم یه زن سفید مو فرفری و کمر باریک و سینه کفتری کون قلمبه بامنم خیلی شوخی میکنه بعضی وقتها یواشکی بهش نگاه می کنم میگه چیه خیلی نگاه می کنی ولی میترسم ضایع بشه و آبرو ریزی کنه چون همچین کاری با مادر زنم کردم منو به شوهرش و خانومم لو داد ولی ضایع شدیم


    •   saeed1hamraz
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • آخه کجاش قشن بود نمیدونم . هیچ حسی بهم دست نداد شما مردها و پسرها واقعا از چه چیز این داستانهای الکی خوشتون میاد نمیدونم . باز اگه میگفتی داستان هست خیلی فرق داشت اما یک خاطره رو اصلا نباید اینطوری بگی اگه داستان بود فقط میگفتم خیلی بد هست و بلد نیستی و اما اینکه تاکید زیادی روی حقیقت بودن اش داری . واقعا نمیدونم چی بگم که هم بفهمبی و تکرار نکنی هم باز بفهمی که این کار زشت ترین حرکت در دنیاست توکه به دوست خودت هم خیانت میکنی ارزشی نداری و مشخص میشه هیچ انسان محترمی نیستی و دوستانت باید بتو اهمیتی ندهند . اما مشکل اساسی تر وجود داره اونم اینکه کاملا خیالی و دروغ هم میگی اصرار هم میکنی که خودمون و به خریت بزنیم که اشتباه تو همینه . اخه همه مثل تو نمیتونن احساس خ ر ی ت کنند پسر جان ننویس خوشم نمیاد


    •   Mamal_98
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • من باور کردم که تا بحال کوس از نزدیک ندیدی جغی (inlove)


    •   Hamedmahmoodi1362
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • شاشيدم توى داستانت و نگارشت كس گيجه گرفتم روانى با اين نوشتنت


    •   Kiyan726
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • هیچی نمیش گفت
      کسشرم اگ مینوشتی ی نمه هنری بود تو اونم ننوشتی
      ینی تو ی نفری ی طویله خری
      کسخل روانپریش


    •   Homi77
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • چجوریه که همه شوهراشون نمیتونن بکنن پس بکنا کجان شوهر کین؟؟؟؟؟؟؟


    •   Nasiri_Maral
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • اح چقد طولانیه نصفه خوندم
      گمشید بابا با این متنای تخمیه تکراریتون


    •   دومينو
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • پس سگي كرديش عجب


    •   arasharef15
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • گردنشو خوردی آبت اومد ؟؟؟
      بعد رفتی دوش گرفتی ؟؟؟
      مادر جقیتو گاییدم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو