داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

زن عمو سهیلا

1399/04/15

یه زن عمو دارم به اسم سهیلا كه خیلی خوشگله سفید با چشم آبی و قد و هیكل مناسب این عموم و زنش حدود 18 سال از بابای من كوچیكتره من از بچگی تو كفش بودم یادمه یه بار بچه بودم شب خونه عموم اینا بودیم اونام تازه ازدواج كرده بودن شب موقع خواب از اتاق كه اومدم بیرون بروم دستشوئی سهیلا رو دیدم كه با لباس خواب داشت از تو آشپخونه با شیشه آب می رفت تو اتاق خوابشون كه من تو اون بچگی آرزو می كردم بتونم بدن اون رو دست بزنم اونشب گذشت و من دانشجو شدم تو این مدت عموم اینا هم برای زندگی رفتن شیراز منم شانسی دانشگاه شیراز قبول شدم كلاسام از اواسط اسفند شروع می شد تلفنی بابام به عموم خبر داد و گفت چند ماهی مزاحم شما میشه و بعد یه جا براش پیدا كنید عمومم كه كلی تعارف تیكه پاره كرده بود خلاصه من راهی شدم شیراز اینم بگم كه رابطه من با عموم وسهیلا خوب بود و سهیلا جلوی من خیلی معذب نبود معمولا با یه تیشرت و یه دامن بلند میگشت یه روسری هم سرش می كرد كه اگه سرش نمی كرد سنگین تر بود روزای شنبه ؛ دو شنبه ؛ سه شنبه ؛ پنجشنبه و جمعه كلاس داشتم دو روز صبح بقیه بعد از ظهر آخه ترم اول من تصمیم گیرنده نبودم و دانشگاه خودش روزای كلاس رو مشخص كرده بود عموم هم صبح ها می رفت سر كار و شب ساعت 9 و 10 میومد خونه پسرشونم كه كلاس دوم بود و یه بچه دیگه هم كه نوزاد بود یه روز كه بعد از ظهر كلاس داشتم از خواب بلند شدم دیدم سهیلا حمومه و بچه داره گریه میكنه بغلش كردم دیدم خراب كاری كرده از پشت در به سهیلا گفتم اینجوریه گفت بی زحمت بچه رو بیار بده من تو حموم اونم بشورم رفتم پشت در حموم كه بچه رو بدم به سهیلا نمیدونم از قصد بود یا نه كه سهیلا اومد جلوی در من بدن لخت و سفیدش رو دیدم كه فقط یه شرت پاش بود یه وای گفت و منم سرم رو انداختم پائین بچه رو بهش دادم و رفتم تو اتاق ولی همش بدن سهیلا جلو چشمم بود با اون پستونای قشنگش بد جوری وسوسه شده بودم كه با سهیلا یه حالی بكنم ولی نمیدونستم چه جوری سهیلا كه از حموم اومد بیرون یه جوری نشسته بودم كه به در حموم دید داشته باشم دوباره دیدمش ولی اینبار یه دونه حوله از اینا كه حالت لباس تنش بود و من فقط تونستم ساق پای خوش تراش سهیلا رو ببینم بعد از لباس پوشیدن اومد گفت ببخشید من نمی دونستم تو روبروی در حموم ایستادی منم گفتم خواهش می كنم من بد جایی ایستاده بودم خندید و گفت هر چی بود گذشت فقط اگه رضا ( عموم ) بفهمه ناراحت میشه منم گفتم نه بابا من كه چیزی نمیگم تو هم چیزی نگو خنده ای كرد رفت چند روز گذشت و از اون به بعد دیگه روزا تو خونه جلوی من راحت میگشت حتی دیگه جلوی من به بچه شیر می داد و من هر روز بیشتر براش كف می كردم یه روز كه صبح كلاس داشتم ساعت چهار بود رسیدم خونه دیدم پسر عموم داره میره بیرون گفتم كجا میری گفت میرم خونه دوستم با هم درس بخونیم رفتم تو اتاق سهیلا برام یه چای آورد و نشست به حرف زدن یه مرتبه گفت تو دانشگاه دخترم هست گفتم آره پرسید باهاشون دوست شدی گفتم نه بابا خندید و گفت تو گفتی منم باور كردم گفتم به جون خودم كه گفت پسر آخه تو چقدر تنبلی گفتم دوست بشم كه چی بشه گفت یعنی تو دلت نمیخواد با یه دختر دوست بشی بعضی وقتا باهاش یه لاسی بزنی یه لبی بگیری باورم نمیشد سهیلا داره این حرفارو به من می زنه این حرفش دوباره من رو هوائی كرد و گفتم آخه لاس زدن كه فایده نداره خندید و گفت پس چی پررو می خوای باهاش بخوابی احساس كردم كیرم داره بلند میشه گفتم آره دیگه این باز یه چیزی گفت اونم آخرش هیچیه منم دیگه زدم به سیم آخر و گفتم برای تو شاید چون دیگه عادت كردی ولی به نظر من آخرش اصل كاره خندید و گفت اتفاقا اولش بهتره منم گفتم من كه كلش رو دوست دارم گفت پس تو خیلی حشری هستی دیگه چهار شاخ بریدم نمیدونستم چی بگم گفتم نه بابا گفت از جلوی شلوارت معلومه نگاه كردم دیدم شلوارم باد كرده و كیرم داره از توی شلوار خود نمائی می كنه دستم رو گذاشتم روش گفت ولش كن بدبخت رو بعد دست انداخت روش و یه فشار داد گفت درش بیار بزار یه نفس بكشه خفه بشه قتل عمد حساب میشه دیگه تو حال خودم نبودم و گفتم آخه جلوی تو كه نمیشه خودش دست انداخت زیپ من رو باز كرد و گفت مگه تو لخت من رو ندیدی خوب منم ببینم چی میشه مگه كم میشه ازت گدا بعد دستش رو كرد تو شرتم كیرم رو گرفت و شروع كرد به مالیدن منم كه انگار شوكه شده بودم بهم گفت اون كمربندت رو باز كن چرا داری من رو نگاه میكنی اینجوری میخوای از كلش لذت ببری مثل مجسمه موندی كمربندم رو باز كردم دكمه شلوارم رو باز كردم دیدم سهیلا افتاد رو پام و كیرم رو كرد تو دهنش معلوم بود بد جوری حشرش زده بالا شروع كرد به ساك زدن منم با دستم با موهاش بازی می كرد یه دستمم رو رسوندم به پستونش و شروع كردم به مالیدن یه كم كه گذشت دیدم داره آبم میاد سرش رو كشیدم بالا فهمید سرش رو برد پائین چند تا میك زد و آبم ریخت تو دهنش همش رو خورد بعد بلند شد رفت دهنش رو شست و اومد پاشو بریم تو اتاق خواب اونجا ازش چند تا لب گرفتم و لختش كردم شروع كردم به خوردن گردنش اومدم پائین رسیدم به پستوناش اونا رو هم خوردم رفتم سراغ كسش دیدم خیس خیس شروع كردم به لیس زدن كیرمم دوباره سفت شده بود یه كم كه كسش رو خوردم گفت بسه حالا بیا كیرت رو بكن تو كسم منم خوابندمش رو تخت و كیرم رو گذاشتم جلو كسش و با فشار تا ته كردم تو یه واییییییییییییییی گفت و من شروع كردم عقب و جلو كردن چون آبم اومده بود میدونستم كه به این زودیا نمیاد سهیلا هم داشت ناله می كرد و قربون صدقه من و كیرم می رفت بهش گفتم میذاری از پشت بكنم گفت خیلی درد داره گفتم من آروم می كنم كه دردت نیاد بلند شد و به حالت چهار دست و پا خوابید رو تخت و پاهاش رو از هم باز كرد معلوم بود عموم با كونشم حال می كنه چون وارد بود كسش از پشت قشنگ زده بود بیرون از آب كس خودش مالیدم به سوراخ كونش و كیرم رو گذاشتم رو سوراخ كونش یه كم كه فشار دادم تا نصفه رفت تو سهیلا هم همش می گفت یواشتر من نمیدونم شما مردا از این كون چی دیدید كه كس رو ول می كنید كون زنا رو می كنید گفتم مگه عمو هم اینجوریه گفت آره بابا منم دیگه تموم كیرم تو كون سهیلا بود داشتم عقب جلو می كردم با دستم پستوناش رو می مالیدم و با یه دستم چوچولش رو می مالیدم اونم خیلی داشت حال می كرد از ناله هاش معلوم بود همش می گفت جون جون بكن بكن جربده من رو از خوردن كونش به رونای پام خیلی حال می كردم یه دفعه سهیلا دادش بلند شد و شروع كرد خودش رو تكون دادن منم تند تر براش چوچولش رو مالیدم و سهیلا اورگاسم شد بعد برگشت و گفت دیگه كون بسه بیا كسم رو بكن منم دوباره كیرم رو كردم تو كسش و شروع به حركت كردم با دستم پستونای سهیلا رو می مالیدم داشت آبم میومد بهش گفتم كجا بریزم گفت تو كسم منم از خدا خواسته همه آبم رو ریختم تو كسش سهیلا همش میگفت آخ سوختم چقدر داغه آبت كسم سوخت بعد یه لب ازش گرفتم و بلند شدیم بهش گفتم حامله نشی خندید و گفت بعد از زایمان دومم لوله رحمم رو بستم منم خیالم راحت شد بعدش چون بچه بیدار شده بود تك تك رفتیم حموم فقط سهیلا گفت یه وقت جولی عوت ضایع نكنی گفتم نه از اون روز چند بار دیگه هم موقعی كه عموم و پسرش خونه نبودن با سهیلا حال كردیم ولی جلوی عموم همیشه عادی برخورد می كردیم سهیلا هم پیش عموم جلوی من روسری سرش می كرد .
نوشته: AHA


👍 5
👎 26
62557 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

896017
2020-07-05 20:49:14 +0430 +0430

مجبوری بیای الکی کستان بنویسی ما باهاش جق بزنیم.کونی یه تاپیک بزن عکس سوراختو بذار بیشتر حال کنیم.


896018
2020-07-05 20:51:47 +0430 +0430

بدبخت عموت…
فقط همینو میتونم بگم.

4 ❤️

896022
2020-07-05 20:55:23 +0430 +0430

Kodom daneshgahi jomee baze?:/ ma 5shanbe ham clas nabood

7 ❤️

896024
2020-07-05 20:56:40 +0430 +0430

باز مزخرفات کلیشه ای
شانسی شیراز قبول شدی؟منم شانسی می رینم به همه ی سوراخات
پرسید دانشگاه دختر هم داره؟اینم مثل شربت و لرزش و ارضا،شده رمز داستانهای مزخرف
همینجا ترمز کردم و دستی رو کندم که بکنم تو کونت.
حیف وقتی که برای داستانها گذاشتم


896025
2020-07-05 20:56:42 +0430 +0430

نمک خوردی نمکدونم غورت دادی؟؟!!ستونای تخت جمشید تو کونت

5 ❤️

896026
2020-07-05 20:58:15 +0430 +0430

و بازهم جقی دیگر حاضر در صحنه

6 ❤️

896034
2020-07-05 21:04:53 +0430 +0430

یه داستان تکراری از یه جقی بالفطره که فقط اسم و بعضی از جمله ها رو تغییر داده. کیر نهنگ عنبر توی کونت با این داستان کوسشعرت.
سهیلا خودش رو تکون داد و ارگاسم شد؟!!!


896039
2020-07-05 21:08:40 +0430 +0430

خوبه کردنی رو باید بکنی.

1 ❤️

896046
2020-07-05 21:11:45 +0430 +0430

الان انتظار داری اینجا چی بگم؟؟
از اینهمه دروغات بگم یا از جقای نافرجامت
همه جقیای کستان نویس حتی عرضه ندارن مطرح کنن سکس می‌خوان و تو تخیلاتشونم طرف مقابل مطرح می‌کنه
کیرم تو حلقت

4 ❤️

896051
2020-07-05 21:15:19 +0430 +0430

مگه شما دانشگاهتو انتخاب نکردی؟ پس دیگه شانسی اش چی بود؟؟ بابات زنگ زد گفت چند ماه سربار شماست؟ مثلا میخواست خونه بگیره نمیتونست همون اول بگیره؟؟ زن عموت اصلا بخواد بده مگه دیوانست که بیاد به برادر زاده شوهرش بده که تا اخر عمر تنش بلرزه نکنه دهنتو باز کنی

4 ❤️

896052
2020-07-05 21:16:15 +0430 +0430

امشب همه داستان ها تکراریه
خیلی قدیمی هم نیست
عجیبه

4 ❤️

896095
2020-07-05 22:04:19 +0430 +0430

اقا داستان خوب بود بد نبود منم به زن داییم نظر دارم ولی نمیتونم بکنمش فکر کنم خودش هم میخواد اقا یه راهنمایی کنین

1 ❤️

896105
2020-07-05 22:43:48 +0430 +0430

کپی شده از داستان زن عمو زهره ۹۲/۱۲/۰۹
دزد ناشی

5 ❤️

896108
2020-07-05 22:47:26 +0430 +0430

%D8%B2%D9%86-%D8%B9%D9%85%D9%88-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D9%87

1 ❤️

896114
2020-07-05 22:55:32 +0430 +0430

**تکراری بود **

4 ❤️

896115
2020-07-05 22:55:56 +0430 +0430

اولا بچه ی کلاس دومی واسه درس خوندن نمیره خونه ی دوستش
مگر اینکه پسرعموس دست به جق باشه و دنبال تجسم موقعیت
دوما از صبح کلاس داشتی و عصر اومدی خونه
یعنی کلی عرق کردی و لاپات بوی سگ مرده میداده
بعد زن عموت اومد واست ساک زد!؟؟؟
کیر آقا فیله از پهنا تو کونت اگه دروغ بگی.

6 ❤️

896121
2020-07-05 23:15:24 +0430 +0430

جلوت ب بچه شیر میداد تو راست کردی؟سهیلا پرسید تو دانشگاه دختر هم هست؟ای مجلوق مگه سهیلا رو عموت از امازون اورده؟…برو شامپانزه جقتو بزن احمق چش چرون

7 ❤️

896125
2020-07-05 23:19:16 +0430 +0430

البته داستان ازاین قراره که این داداشمون باعموش تنها میشه و عموش میگه رفیق مفیق چندتا داری آخرشم میرسن به کون کردن و عموعه میگا درد نداره میکونا توشو ایند حرفا

1 ❤️

896133
2020-07-06 01:26:59 +0430 +0430

اخه جقی تو جنده پولیم ببری خونه به این سرعت نمیتونی لختش کنی بکنیش… جقی… داشتی از کون میکردی هم زمان سینه میمالیدی چوچولشم میمالیدی؟ جقی مگه تو گجتی؟… جقی عمو جانیم نمیتونه این مدلی بکنه… چرا اسرار دارید بیاین کس و شعر بنویسید… جقی بدبخت ما از زمانی تو این سایت ها هستیم که با اینترنت دایلاپ وصل میشدیم… سایت کار20 و avizoon.و jigarrr بود… واسه ما اینجا اومدن نوستالژی… نیاین کس بنویسید… همیشه قبل نوشتن یک بار جق بزنید بخدا از نوشتن پشیمون میشید

1 ❤️

896134
2020-07-06 01:51:22 +0430 +0430

دوباره کسشعر
تا حالا اب عموت تو کسش نریخته بوده یا حتما با لیوان اب یخ میریخته که اب تو سوزوندتش
نکنه زیر تخمت شمع کار گذاشتن که اینقدر داغ شده

2 ❤️

896141
2020-07-06 03:43:41 +0430 +0430
NA

بگیری این بچه رو بکنی که نیاد الکی ی چی بنویسه

2 ❤️

896144
2020-07-06 04:00:08 +0430 +0430

اسم سایت رو به خیال بافان تغییر بدید

3 ❤️

896147
2020-07-06 04:13:45 +0430 +0430

بیچاره اینایی ک عمو هستن این داستانارو بخونن دیگه جرات نمیکنن زن بگیرن. همه زن عمو هاشونو میکنن… بیچاره عموها… راستی چرا همه زن عموها اینقدر راحت میدن؟؟ بچه جقی برو جقتو بزن جوجه…خودت بخون ببین باور میکنی اینا ک. نوشتی…

3 ❤️

896152
2020-07-06 04:26:34 +0430 +0430

اینقده از زن عمو داستان میگن.والا منم میخام برم خونه عموم ببینم اوضاع چطوره

1 ❤️

896166
2020-07-06 05:20:47 +0430 +0430

بچه کلاس دوم رفته خونه دوستش درس بخونه (dash)

1 ❤️

896182
2020-07-06 06:26:58 +0430 +0430

آره دیگه اونا بار کردن رفتن شیراز توی جغی هم دانشگاه شیراز همزمان قبول شدی …

الاغها هم پرواز میکنن

مرتیکه با سهمیه هم دانشگاه شیراز قبول شدن کار خیلی سختیه اونوقت تو شانسی قبول شدی؟؟؟

بورو جغتو بزن چونی

3 ❤️

896195
2020-07-06 07:29:12 +0430 +0430

خیلی داد میزد توهمت بود و در قالب داستان نوشتی.
از کون ا

0 ❤️

896201
2020-07-06 07:56:40 +0430 +0430

۵شنبه و جمعه هیچ دانشگاهی حق نداره کلاس بگذاره مگر در شرایط خاص و با مجوز. اگه اتفاقی برای دانشجو بیافته معاون آموزشی و رییس باید پاسخگو باشن. اونا هم زیر بار مسئولیت الکی نمیرن

عموی بیچاره که باید تنش بلرزه که مجلوقایی به نام برادر زاده نمک نخوره و نمکدون نرینه (نمکدان بخوره و دفع کنه).

درضمن
زن بسیار به ندرت از کون ارضاء میشه و با کیری که از کون درمیاد تو کس نمیکنن.

2 ❤️

896204
2020-07-06 08:11:33 +0430 +0430

اخه جز فیلم سوپر کجا از کون در میارن میکنن تو کس؟؟
خب بابا کلی بیماری داره.
خانما شما میذارید؟؟؟

0 ❤️

896209
2020-07-06 08:51:39 +0430 +0430

یعنی من هلاک اون حجب و حیای نویسنده های جقی هستم… تو کف دارن میمیرن… بعد بدون اینکه خودشون بخوان کیرشون تو شلوار معلوم میشه. بعدهم سعی در پوشوندنش دارن… که طرف بزور میاد میگه بیا منو بکن

0 ❤️

896210
2020-07-06 08:53:00 +0430 +0430
NA

کس شعره

0 ❤️

896222
2020-07-06 09:51:00 +0430 +0430
NA

ریدم تو دهن تو و جد و آبائت نکبت نمک به حرام. دانشگاه شیراز قبول شدی بعد جمعه کلاس داشتی؟ دیوث تو زایشگاه گوساله های علمی کاربردی (به خودتون) قبول شدی نه دانشگاه شیراز. اسم این دانشگاه با کلاس میاری دهنتو آب بکش که اونجا جای گوساله ها نیست. همتونم که طبق معمول زنا و دخترا زیرتون می لرزن و ارضا میشن. کیرتو گذاشتی دم کونش یکم !!! فشار دادی تا نصفه رفت تو؟!!! دیوث من با اندازه سنت تجربه حتی نتونستم سر کیرم بکنم تو کون یک دختر. البته اینا مثل شما جک و جنده نیستن. حتم دارم 2% اعضای این سایت تا الان از نزدیک کس ندیدن. حتم دارم.

1 ❤️

896224
2020-07-06 09:57:20 +0430 +0430

ابر و باد و خورشید و فلک چهار قدرت دیوث ماورالطبیعه هستند که هر کدوم به تنهایی قادرند با حداقل توان، کون دنیا رو پاره کنند بحدی که خود اهالی عرش آفرینش هم برای در امان موندن میرن تو سنگراشون تا پناه بگیرند…وای بحال اینکه چهار تاشون با هم دست بدست بدن …چی میشهههههه!!
در مقابل …یک ابر قدرت دیگری در این افرینش وجود داره بنام شهوت . که برعکس چهار قدرت ماورالطبیه که نام بردیم هر کدام دارای اصالت و یا به عبارتی بهتر دارای پدرو مادر هستند این یکی نه اصل و نصب داره و نه پدر مادر ، از بیخ بی کس و کار و کاملا کله خره . بحثی راجع به این نیرو در حیوانات نداریم چون اول و اخر کار نتیجه مشخصه… اما در وجود انسان بخاطر وجود نیروی بازدارنده عقل تا مقداری قضیه فرق میکنه…خلاصه تر بگم این نیروی کله خر تا زمانی که از خط قرمز رد نشه میشه با نیروی عقل کنترلش کرد اما وقتی رد شد یعنی مرکز فرماندهی مغز توسط نیروی شهوت تسخیر شده و مرکز تصمیم گیری مسیتقما به آلت تناسلی انتقال پیدا میکنه …از آنجایی که این مکان جدید ذره عقل تو کله اش نیست …چنان کله خری میشه و چنان قدرتی پیدا میکنه که نعوذبالله صاحب آفرینش هم حریفش نمیشه . اما نکته مبهم و اصلی قضیه اینجاست که اون چهار قدرت نره خر که در بالا ذکر شد چه جوری اسیر دست و پا بسته همیشگی یه ادم جقی هستند ؟ البته تا زمانی که داستان مینویسند بطور نامحدود همراهیش میکنند… یعنی عمو و دایی و داداش و شوهر خاله و شوهر عمه هیچکدام در امان نیستند … مثل عموی ننه مرده نویسنده این داستان . بیجاره زندگیش رو جمع کرد برد شیراز اما بنابر نوشته خود نویسنده که نوشت “شانسی” دانشگاه اون شهر قبول شده .!! این ننتیجه زحمات همون چهار نیروی خایه مالی ست که تحت امر نویسنده قرار دارند میباشد. البته این همراهی فقط و فقط در عالم تخیل این کسمغزان انجام پذیره اما در واقعیت قضیه فرق میکنه اینو همه میدونند . که معقوله اش اینجا نمی گنجه…همینش هم نوشتم زیادی بود. اما یه سوال مهمی که از این نجبای جقی بخصوص نویسنده این داستان دارم و دوست دارم بهم جواب بده اینه که چرا زن عموت باید بتو بده؟ حالا ساک زدنش و دهان ریختن و قورت دادن و کون دادنش هم در همان لحظه پیشکش .

0 ❤️

896228
2020-07-06 10:09:28 +0430 +0430
NA

خود سایت برازرز اینجوری فیلم طراحی نمیکنه

0 ❤️

896230
2020-07-06 10:12:58 +0430 +0430

لطفا معنی این جمله رو برام توضیح بدین.یه وقت جوای عوت ضایع نکنی یعنی چی اخه؟مگه کیرت ازش اتش فشان فواره کرده که طرفو سوزندی؟کس مغز.جغی بدبخت

0 ❤️

896241
2020-07-06 10:44:46 +0430 +0430

هزاربارگفتم هیچ زنی حاضرنیست کیری که از کون درومده وگوهیه بکنه تو کوسش.عفونت میگیره.ازهمینجامیشه فهمیدداستانت خیالات سوژه جقت بوده.

0 ❤️

896271
2020-07-06 12:28:50 +0430 +0430

مگه تو اتاق نبود نبودی برات چایی آورد ؟پس چجوری گفت بریم اتاق ؟داداش رو لوکیشنت کار کن

0 ❤️

896323
2020-07-06 20:21:12 +0430 +0430

داستانت به چپم ولی این گوزو کیه اسم شاه ایکسو کپی کرده !!!
شاه ایکس خودی بنما که بدنامت کردن

4 ❤️

896327
2020-07-06 20:34:52 +0430 +0430

دیگه داستانها تکراری شده، انگار از روی دست هم کپی می کنند

0 ❤️

896474
2020-07-06 23:55:27 +0430 +0430

کاملا مشخصه نوشته یه بچه مجلوقه که هنوز کس ندیده و در حسرت آرزوی اون شخص آواره میرینه

0 ❤️

896490
2020-07-07 01:33:18 +0430 +0430

چی بگم به تو
کسانی که میان بهت فحش بدن در حد نجابتی نیستن که مستحق فحشاشون باشی
کسی که آدمه نباید اینجا بیاد
اومدنم اتفاقی نبود واسه همین میگم شیطان از من و تو روسفیدتره هرچند شما زن عموتو گاییدی من نه .
بهرحال کاش دستم بهت میرسید اخ چقدر از کشتنت لذت میبردم
میدونم گو میخوری دروغه حرفات ولی بخاطر راه دادن این فکرا اول وادارت میکردم یکم گو بخوری بعد میکشتمت
در آخر کیر هخامنش جدت تو کون مادرت.

0 ❤️

896629
2020-07-07 13:05:52 +0430 +0430

خرچنگ

0 ❤️

896706
2020-07-07 21:05:00 +0430 +0430

جقی توهمی

0 ❤️






Top Bottom