زن مشتری

    سلام میرم سر اصل مطلب.بنده 34سالمه وبا قیافه ی نسبتا خوشگل ونمایندگی پکیج دارم و تعمیرکارپکیجم مشتری های مختلفی دارم یکی ازاین مشتریام یه روز زنگ زدو گفت پکیجم ارور میده و خاموش شده منم رفتم نگاش کردم و بهش گفتم نشتی آب داره بارش میشینه نشتیش رو گرفتم و گفتم زیر تست بمونه تا شب اگه بارش پایین نیومد خب مشکلی نیس والا بازم نشطی داره.خانونه 40وخورده ای رو نشون میداد دکتر بود ظاهرا تو بیمارستان کار میکرد چون تا اونجا بودم چنباری بهش زنگ زدن و ازش درمورد میران تزریق دارو سوال میپرسیدن خلاصه گذشت تا شب دیدم زنگ زد و گفت بازم ارور میده و هوا سرده اگه میشه بیا درستش کن و از این حرفا. منم مجرد و ازخداخواسته گفتم برم شاید قسمت شدو کامی گرفتیم.البته خدمت دوستان بگم که بنده اهل رابطه جنسی بی بندوباری نیستم فقط صیغه اونم زن بیوه و سالم چون تا الان چنباری صیغه کردم.هیچی منم رفتم و خانومه باتیپ بعدظهریش یعنی بلوز شلوارو یه شال بزرگ روشونه هاش دوباره من و دیدو دروباز کردو منم رفتم سراغ پکبج اما تودلم باخودم میگفتم سرحرفو چطورباهاش باز کنم تا اینکه خودش شروع کرد و گفت ببخشیدمزاحم وقت خونوادتون شدم منم گفتم نه بابا مجردم و آسمون جل مگه با این خرج میشه زن گرفت و مث شما متاهل شد .دیدم برگشت گفت ای آقا منم مطلقه ام تنهام وداستان زندگیسو گفت وازاین صحبتا خلاصه ادامه پیداکرد تااینکه گفت دستامو نگاه کن چقد سرده منم سریع دستاشو گرفتم گفتم آره سرده هردوتامون بایه تعجبی نگاه هم کردیم و راضی از ادامه اینکار بهش باخنده گفتم اگه سردته من داغ داغه بدنم میخوای بگیرمت بغل گفت نه بابا نمیخوام داغ بشم یعنی وقتشو ندارم میخوام استراحت کنم فرداشب شیفتمه بیمارستان گفتم اگه داغ بشی زودتر خوابت میبره که خندید گفت چیه مث اینکه خیلی داغی واقعا گفتم آره دارم می میرم.هی شوخی شوی بهش پیشنهاد میدادمو اون در میرفت تا انقد بهش اصرارکردم براصیغه که آخرش گفت به چن شرط گفتم هرچی باشه قبول فقط سریع بگو گفت 1صیغه ام کنی گفتم منم نظرم این بوده 2بدون کاندوم سکس نمیکنم3لب نمیدم4ازپشت نمیدم گفتم باشه قبول.گفتم کاندم داری یا نه گفت نه منم گفتم برم بگیرم و بیام گفت اول پکیج ودرست کن تامیای من دوش بگیرم .خلاصه رفتم و اومدم دیدم یه لباسای خوشگلی پوشیده تا دیدمش بغلش کردم موهای نمناک همراه با بوی شامپوش دیونه م کرد گفت قرار شد صیغه کنی خلاصه صیغه ش کردم و شروع کردم بغلش کردم و باهاش بازی کردن درازش کردم و خوابیدم روش اونم انقد سفت گرفته بودم احساس کردم عصبانیه انقد فشارم میده زیرگردنشو بوسیدم مث مار پیچیده بود دور بدنم بادست ازرو سامورت کسشو میمالیدم انقد دیونه شده بود هی کسشوفشار میداد رودستم بردمش رو تخت خوابوندمش لباساشو دراوردم وای چی میدیدم یه شرت صورتی آروم کشیدمش پاین وای یه کس ناز خوشگل وبیمو گفت یالا بکن توش بدو جرم بده بکن منو کیر میخوام کاندم کشیدم روش و آروم کردم توش وای چه داغ و لیز بود همه کیرمو خورده بود با دست سینه هاشو میمالیدم و تلمبه میزدم هی میگفت بکن بکن وای آخ اوخ میکرد آب ازکسش سرازیرشده بود سمت کونش انگشت شستمو با آب کسش خیس کردمو کردم تو کونش یه درد همراه با شهوت کشیدو میگفت آخ سوختم وای دیدم خوشش اومد انگشت شست دیگمو خیس کردم گذاشتمش بغل شست دیگه مو کردمش تو آروم هی ناله میزدو میگفت آره جرم بده بکن بکن منو بهش گفتم اگه بخوای از پشت میکنمت دادت در بیاد دیدم چشاش و بست وباسر قبول کردم سریع دراوردمش کردمش پشتش آروم آروم رفت تو با انگشتم چوچولشو میمالیدم داشتم میکردمش احساس کردم کاندوم پاره شده و کیرم دیگه داخل کاندوم نیس یه کم کشیدم بیرون دیدم بله موقع جارفتم پاره شده هیچی نگفتم و ادامه دادم داشتم ارضامیشدم دیدم سفت چسبید بهمو میگفت بمال اومد بمال اومد و داد میزد منم با صدای اون ارضا شدمو ریختمش توش همونطور خوابیده بودم روش دیدم خودش شروع کرد به خوردن لبام بهش گفتم چیشد لب نمیخوردی گفت هوس کردم چیه اگه میخوای تا نخورم گفتم نه وقتی کشیدمش بیرون سوراخ کونش باز مونده بود آبم از کونش اومد بیرون تا نگاش به کاندوم پاره افتاد گفت وای ریختی تو و کاندومت پاره س منم خودمو زدم به اون راه وگفتم وای چرا اینطور شده بنده خدا انقد ناراحت شد میگفت نباید از پشت میکردی که پاره بشه اگه ایدز بگیرم چی کلی بهش گفتم ندارم وبااین وجود گفت باید بیای وآزمایش ایدز بدی تاخیالم راحت شه که قبول کردم خلاصه بلند شدو نشست گفت واقعا چسبید بهم اگه آزمایش بدی تا هرموقع که بخوای صیغه ت میمونم .گفتم بریم حموم که قبول کردو توحموم ازپشت گرفتمش و گفت چیه نکنه بازم میخوای گفتم اگه بدی چراکه نه گفت برو کاندوم بیار گفتم بابا نترس بعدشم من ریختم توش دیگه هرچی شده شده.خلاصه مخشو زدم و خمش کردم کیرگو گذاشتم دم سوراخ کونش که بازم گشادیش مونده بود وکردمش توش انقد کردمش آبم و ریختم توش و کیرمو دراوردم دیدم نوکش انی شده تاخودش دیدش گفت اه اه حالم به هم خورد بشورش سریع گفتم بابا ان توه چرا بدت اومد خلاصه شستمش و لب جانانه ای ازش گرفتم و خودموشستم واومدم بیرون اونم که اومد بیرون خداحافظی کردمو قرارشنبه رو گذاشتم که برم آزمایش بدم .اینم از صیغه ی ما .ببخشید از طولانی بودن داستان.


    نوشته: سینا

  • 5

  • 31




  • نظرات:
    •   Hooman.esf.60
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • واااای!!!! چی میبینیم
      یه جقی دیگه
      چقدر بی ذوق و بی عرضه هستند اینا که این عبارتهای تکراری دیگران و بازنویسی میکنند.


    •   jack.sparr0w
    • 8 ماه،2 هفته
      • 6

    • یکی دوبار ترتیبمو دادن نه اینکه فکر کنید هرزه اما نه من فقط وقتی صیغم کرد اخوند محل بهش دادم خداشاهده چیزی نمیخورم معمولا فقط گاهی زر زیادی میزنم و گه اضافی میخورم نه اینکه فکر کنید واسه خودم نه.محض رضای خدا میخورم.اخوندی که منو برد پشت مسجد گفت سینا به چند شرط صیغت میکنم اولن محض رضای خدا دومن گه زیادی نخوری سیومن نری ماجرای کون دادنت رو به اسم کردن خانم دکتر تو شهوانی بنویسی.میبینید که سینا سر حرفش مونده (biggrin)


    •   shahx-1
    • 8 ماه،2 هفته
      • 18

    • این اکبراقا امپول زن کلا عادتش اینه همه چیزای خونش یازده شب به بعد خراب میشه!! (biggrin)


    •   Alfaalfa
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • جالب بود خوشابحالت


    •   kokarostam
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • **جقی
      بعد از دو هفته آمدم ببینم چه خبر از شهوانی. اولین داستان که خوندم همین بود که تخمی بود. یک جقی که آرزوی سکس به فاک فنا کشوندش.


      دهانت می‌دهد بوی تربچه
      چرا کون می‌دهی مانند بچه
      اگر جق می‌زنی آرام و کم زن
      که کیرت می‌شود مانند میخچه
      ها کوکا**


    •   salitahna
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • باش تو راست میگی


    •   ronin555
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • وااای یه شورت صورتی دیدی ..!!؟؟وااای خوش بحالت...!!وای ارواح عمت پیرزن بدبخت رو کردی اونوقت حس فتح اورست گرفتی چاقال...!!


    •   Mr.Shelby
    • 8 ماه،2 هفته
      • 7

    • به امید ریشه کن شدن عبارت (وااای چی میدیدم) از همه داستانا


    •   A.t1363
    • 8 ماه،2 هفته
      • 5

    • من از همين تريبون شروع به كار مجدد شاه ايكس و تبريك ميگم


    •   mohammad 47007
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • بابا ایول.یکی نصابا (نصاب پکیج و ماهواره و یخچالو ...) یکیم لوله کش و مخابراتیا و... نمیدونم چرا هرجا میرن یکیو میکنن.داداش یادم باشه عکس بدم مارو نکنید یه وقت.


    •   mohsenrasa
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • کیا تا حالا با کاندوم ،لیزی کس احساس کردن ؟؟؟؟؟؟؟
      پسر خوب یه سری از حرفات زیادی بود وباید حذف میکردی تا داستانت جالب میشد
      دیس نوش جونت


    •   Bikas2322
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • عجب بکن کی بودی تو


    •   khodetomikham
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • موضوع این داستان شباهت بسیار زیادی داره به یکی از فیلم هایی که جانی سینز بازی کرده بود
      ولی خوبه که داستان سرایی میکنی و قوه تخیل خوبی داری آقای پکیج کار جق زاده اصل


    •   angel.soul2
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • همیشه میگفتم چرا بعضیا همش میگن داستانا دروغه و البته بعضیام تو انتقاد غرض میکنن ولی خدایی بگم داستانت کصــــــــشعری بیش نبود!خانوم دکتری که به یه تعمیرکار پا میده سه سوت و بعدش اصرار واسه صیغه!!!
      دیسلایک دوست من...


    •   J.j.j
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • مغزت پریوده


    •   r76m
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • قضیه چی بود....


    •   r76m
    • 8 ماه،2 هفته
      • 3

    • پکیچ و رادیاتور ۱۱ پره ای تو کون آدم دروغگو


    •   Neshane21
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • یه چیزی شنیدی ولی تا تهش گوش ندادی . دیس


    •   javadkoonkon
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • نه بابا درجا صیغه ؟من فکر کنم تو با گالیور فایلی که هی کس میگفت


      کس خل جنده هم به این سرعت پا نمیده که یه دکتر به توخدماتچی پا بده گوزو


    •   iman.shahvanii
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • نصفه خوندم چون كاملاً مشخصه ذهن ي ادم جقيه،،دكتره اومد گفت ببين دستام چقدرسرده توهم دستشو گرفتي گفتي بيا گرمت كنم؟؟؟پرستارشم به اين سرعت نميده چه برسه به دكترش،،برو خرخودتي


    •   koskone herfeyi
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • یعنی شربت نخورده کردیش؟خخخ


    •   shiraz-m-m
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • دوستان مورد عنایت قرارت دادن پس من به همون دیس لایک اکتفا میکنم سرطان


    •   sanaz jn
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • میخواستم از داستانت تعریف کنم که آخرش ربدی حالمو به هم زدی
      خیلی کثافتید
      حال به هم زن


      چه لذتی داره آخه آنال سکس؟؟؟


    •   sornairani18
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • تو با نویسنده های برازرز نسبتی نداری گفتی داغی اونم گف باید صیضم کنی چاقال


    •   Parisa@nima
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • همه اینها رو تا اومد آمپول بکنه تو کونت خواب دیدی اونم زد وسط سوراخت


    •   Mohsentoot
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • اون دوکتر نبوده جنده بوده فردا شبم شیفت بوده ک بره بده..... یابوی جقی همون اولشو فقط خودندم


    •   توت.فرنگی
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • نوشتی با دست از رو سامورت کوسش رو میمالیدم،اونایی که میدونن سامورت کوس چی هست دستشون بالا
      اره دیگه معلومه ازت مخش رو زدی خمش هم کردی.حتما میدونی دیگه


    •   Mamal_e_shon
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • پشمام ریخت....?
      تو حس بودم، به اونجاش ک یدفعه گفت( دستامو نگا سرده، اونم گرفت گفت اره سرده) رسیدم... پاچیدم از خنده???


    •   Meysm_kwoin_kon1
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • شاهد سناریو فیلمهای کمپانیه شریف برازرس هسدیم :/


    •   The-boy
    • 8 ماه
      • 0

    • دوستان عزیزِ شهوانی نظرتون چیه بزنیم تو کارِ تعمیرات پکیج؟؟؟ هفته ای یه خانوم دکتر گیرمون بیاد دیگ چی میخوایم از خدا


    •   adelbozorg
    • 5 ماه
      • 0

    • خب الحمدلله توی این پیج فقط یه شاگرد لوله کش کوس یه خانم دکتر نگذاشته بود که اونم انجام شد . علی برکت الشهوانی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو