زن همسایه بغلی

    سلام و عرض ادب خدمت دوستان شهوانیمم داستانی که واستون مینویسم واقعی که برمیگرده به پنج سال پیش اسم من سعید هست 33ساله از آذربایجان شرقی 165قدوقیافه معمولی وخوش تیپ بگذریم خلاصه بریم سره اصل واقعیت یه روزازسره کارکه میومدم دیدم هسایه بغلی مااجاره نشین اومدن خانمش بااون کون گندش نظرمو جلب کرد گفتم تودلم جون چه کونی انصافا خوشگلم بود یکی دوماهی اونا که اومده بودن همش دوستداشتم یه بار دیگه ببینمش یه روز که توحیاط داشتم ماشینمو میشستم احساس کردم یکی داره منو نگاه میکنه سرمو بردم بالا دیدم یکی رفت عقب چشام همش بالا بود که اینبار دیدمش بچه تو بغلش پایینو نگاه میکنن اینبار که دید دیدمش دیگه نرفت اون استارتی شد برای آشنایی چندروزی باصدای ماشین منوبازکردن در پارکینگ میومد نگاه میکرد یه نیش خندی میزددیه روز توحیاط بودم یه کاغذ افتاد جلوم نگاه بالاکردم دیدم اشاره میکنه بردار باورم نمیشد شمارشو برام انداخته بود فورا زنگزدم احوالپرسی وحرفای آشنایی خوش وبش که سوسن جون بود.ازفرداش میرفتم پشت بام وحضوری حرف میزدیم چون پشت بام ما یه جوری بود واسه همسایه طبقه آخرش بهارخواب بود یعنی راحت میتونستم ازپشت بام برم خونشون بدون اینکه کسی بفهمه گفت شوهرشم که کاری داشت توشرکت شیفت میشد یعنی یه هفته درماه شیفت شب بود خلاصه گذشت یه روز بایه لباس نیمه سکسی توحیاطشون دیدم کیرم شق شد داشت زنجیر پاره میکرد براش حیفه بود چنین حوری رونکنم گفت میبنم چطوری نگام میکنی منم کم نیاوردم گفتم واسه منه غیرازاینه مگه خندیدورفت ازشانس من اون شب شیفت شبه شوهرش بود منم قولشو گرفته بودم که باهم باشیم ساعت 2اینا شب بود که به گوشیم اس اومد بله سوسن جون نوشته بیداری بیا بالا من جواب دادم الان میام پاشدم یواشکی رفتم خونشون خانم یه فیلم سوپرگذاشته بود هوس کیر کرده بود باورم نمیشد اینو امشب میکنم بدون مقدمه رفتیم بغل هم لب رولب رفتیم تواتاق خوابشون فقط لیسش میزدم داشت ازشهوت میمرد سینه های شیری 85 (چون به بچه اش شیرمیداد شیری بود )ازبالا شروع کردم تا کوسش شروع کردم به خوردن دیگه داشت ناله میکرد که کیر میخوام بکن توش .دیگه داشت کیرم دستمالی میکرد ازروشلوار درآورد همینکه چشام افتادبه کیرم گفت جون چه کیرکلفتی شروع کرد به خوردن انگار کیرندیده بود توعمرش منم عادتمه باراول زود انزال میشم ولی دوم سومی خیلی طول میکشه که آبموریختم دهنش که همو قورت داد بعدشم رفتم سراغه کوسش خیس خیس شده بود کردم توش وای چه حسی داشتم انگارتوفضابودم یه ربع همش تلمبه میزدم هردومون تواوج لذت بودیم برگردونم قنبلش کردم کردم توکوسش حسابی کردم تاآبم اومد همشوریختم توکوسش هردومون انزال شده بودیم بعدبغل هم ولوشدیم پرسیدم حامله نشی گفت جلوی لوله هامو بستم خیالت راحت تا6صبح بود که اومدم خونمون .تایه سال که همسایه ما بودن درغیبت شوهرش جرم نبودشو میکشیدم حتی چندبارم ازکون کردمش که داستانهای بعدی براتون تعریف میکنم.(هرکجاباشه خوشبخت باش که منه مجرد و بی کوس نذاشت)


    نوشته: سعید

  • 7

  • 47




  • نظرات:
    •   کفتارپیر
    • 8 ماه،2 هفته
      • 5

    • و باز هم ساخته های ذهن یک ملجوق
      خواهشا دیگه ننویس


    •   شواليه-ايران
    • 8 ماه،2 هفته
      • 7

    • ادمين امشب كص شر اپ كرديا خخخ،سومين ديس


    •   shagholoom
    • 8 ماه،2 هفته
      • 13

    • تا چشات به کیرت افتاد گفت چقدر کلفته؟ آخه مگه مجبوری یه جوری ساختمونا رو توصیف کنی که مخ ما گوزپیچ بشه


    •   lovely_grl
    • 8 ماه،2 هفته
      • 15

    • اول چش و چالت ب اون کون گنده ش خورد؟؟؟ لامصب صورتشم نگاه میکردی شاید مرد بوده هی


    •   شاه ایکس
    • 8 ماه،2 هفته
      • 11

    • اگر لوله هاشو بسته بود حامله نمیشد که بچه شیر بده!! حالا اونم هیچی جرم شوهرشو کشیدی؟؟ نکنه منظورت جور است!! شایدم شوهرش فهمیده زنشو دید میزنی تریاک انداخته تو خونتون زگ زده اومدن بردنت زندان منظورت از جرم کشیدن اونه!! میگم عروس زندان شدی مبارکه چقدر مهرت کردن!!! (biggrin)


    •   Alibaba88
    • 8 ماه،2 هفته
      • 7

    • کمتر دروغ بگو مـومن
      مگه مجبوری؟؟؟


      (در غیبت شوهرش ، جـرم نبودشو میکشیدم)
      ان شااالـــلــه که منظـورت از جـرم نبودش (جُـور نبودنش) هست .


      ولی خواهشا داستانهای بعدیت رو دیگه تعریف نکن.
      به اندازه کافی پرت و پلا گفتی


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 8 ماه،2 هفته
      • 13

    • چون گفتی از کون هم کردیش ، دیگه باورمون شد


      کسخول خروس این جفنگیات رو نوشتی چند بار انزال شدی ؟


      دیگه خاطره ننویس لطفا کله کیری


    •   بچه-ای-خوب
    • 8 ماه،2 هفته
      • 7

    • اصل داستان:
      روزی روزگاری بچه کونی بود در کف کُس.
      روز ها بود رفته بود توی نخ زن همسایه، شوهر زن چون اوضاع رو اینجوری دید زنش رو طعمه ساخت تا کونی به یاد دوران جوانی بکند!
      یک شب ساعت 2 همسایگان ناگهان صدایی شبیه زوزه گرگ شنیدن که بعدها معلوم شد اون صدا بر اثر پاره شدن کون یک بچه کونی چشم چران بود!!!


    •   Cukur
    • 8 ماه،2 هفته
      • 3

    • انزالتو گاییدم اخه کص مشنگ جلوی لوله هاشو بسته بود؟ نپرسیدی با چی بسته؟پرسیدم حامله نشی قبل اینکه تو کصش بقول خودت انزال بشی باید میپرسیدی مگه لوله پالایشگاهه ک فلکه اشو ببنده. بستن لوله های رحم یا فالوپ
      دیس میدم بخاطر انزالت


    •   لاکغلطگیر
    • 8 ماه،2 هفته
      • 5

    • کلا همه ی مردای نویسنده ی این داستان‌ها،کیرکلفتن
      اگرم قدبلند و پولدار نباشن،خوش نیون
      حیفه بود؟
      هسایه؟
      هر دوتون انزال شدین؟
      آبت اومد،ولی سیخ بود هنوز؟
      برو عمو،برو


    •   آرشام.آریایی
    • 8 ماه،2 هفته
      • 3

    • جرمتوبکشم (rolling) (rolling)


    •   ali.gh061
    • 8 ماه،2 هفته
      • 4

    • دیس تقدیم ت کمتر بزن همیشه بزن.با شامپو هم بزن عوارض پوستیش کمتره


    •   Tezab2
    • 8 ماه،2 هفته
      • 4

    • ای خدااااا اا یه دونه از این ها که خودشون پا میدن بزار سر راه ما دیگه چی میشه


    •   Hamidarakii
    • 8 ماه،2 هفته
      • 3

    • تف به خیانت. بری خونه زن بری تو تخت با شوهرش. لعنت به تموم مردای زناکار... لعنت به هرچی زن شوهردار خراب


    •   excavator
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • یالانچیا؟


    •   Mahdi076
    • 8 ماه،2 هفته
      • 4

    • غلط املایی هات که هیچی
      اینکه نصفه شب پاشدی از خونه خودتون رفتی یه دست زن مردمو کردی شش صبح برگشتی خونه هیچکی نفهمید هیچی
      اینکه خود زنه بهت شماره داد اونم هیچی
      اخه دیوث آبتو ریختی تو کسش بعد میپرسی حامله نشی
      جمله بندیتم که ریده بود
      دیس


    •   Sepidarsal
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • خنگ خر


    •   m...h...a...
    • 8 ماه،2 هفته
      • 4

    • بی شعور احمق سوای این داستان بی سرو ته و مزخرفت که معلوم بود دروغیه چرا انقدر نگارشت بده؟؟کص کش مگه مدرسه نرفتی..لااقل میخای کصتان بنویسی بدون غلط املایی بنویس..جمله بندی هات همه مثه آدمیه که یه کلاس درس خونده باشه..دیسلایک


    •   doki-kar balad
    • 8 ماه،2 هفته
      • 3

    • هر کجا باشه خوشبخت باشه که تو رو بی کیر نذاشت
      خدا خیرش بده شوهرش رو


    •   daei1670
    • 8 ماه،2 هفته
      • 3

    • کیرما که حیفه کیرهمون شوهر سوسن خانم دهنت !! هم اول داستانتو کپی کرده بودی هم درحد جقی ساده خالی بستی وبدتراز همه غلط املایی فراوان !!بروخونه جقی :( :( :(


    •   hamid30gari
    • 8 ماه،2 هفته
      • 6

    • دادا من نوکرتم خودم بهت لایک میدم به بچه ها هم میگم لایک بدن ولی جون مادرت تورو به اعتقادات کیریت دیگه ننویس.داداشمون تازه خوشش اومده میگه تو داستان های بعدیم.یبار دیگه اینجا ببینمت ماماااانت رو میگام.
      دیسلایک


    •   Mehrdadil
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • يه محبت به همه بكن. ديگه ننويس


    •   R.B.behruz
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • قربون دستت که تو شورتت بود موقع نوشتن، دیگه ننویس ، خیلی ممنون ، خیلی هنری نوشتی این یکی رو، تو داستانهای بعدی هم میخوای برامون بنویسی؟!!!


    •   lezatbebarim
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • فرمودی لوله هاش بسته که احتمالا مرد بود که لوله اش رو بسته مشخص هست اطلاعات درستی نداری که درغ گفتی ولی بهر حل حال گذشت کنیم بعدی و دیگه کجای دلم جا بدم اگر حامله نمیشد میشود لطف کنی بفرماید خانمی که بسته که باردار نشود آنوقت چطور بچه دار شده بود و بچه شیر میداد ؟ نکنه از طریق پشت بار دار شده یا داخل کیسه فریزر بچه رو تولید کرده بود .اول حداقل از طریق اینترت اطلاعات لازم و بدست بیاورید تاکید میکنم اینترنت مبادا اونتر نت بروید که مثل نویسنده این داستان دچار خود خوری شبانه شوید


    •   Xknight.1
    • 8 ماه،2 هفته
      • 3

    • گوزوووووووو، ادمین گوه تو.روحت چه شده همه دارن همسایه ها رو می گایند؟!!


    •   kokarostam
    • 8 ماه،2 هفته
      • 5

    • جق


      پسرم، جق زدن عیب نیست، کون دادن عیب است. اینجور که فیلم پورنی که دیده بودی را به نگارش در آوردی نشون میده که خیلی جق میرنی و تو کف زن همسایه هستی. از این کارها دست بکش. شاشیدم توی فانتزی‌های جلقولانه‌ات.


      رفتی به در خونه‌ی همسایه‌ی بالا
      گفتی به زنش لطف بکن، کیر بمالا
      آمد ز پس و پیش همی هیکل شوهر
      کرد کیر به کونت، تو شدی حال به حالا


      ها کـُ‌کا


    •   mortezaboll
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • حلالت باشه کونی


    •   alireza_bm
    • 8 ماه،1 هفته
      • 3

    • کوووونی با ۱۶۵سانت قد تخم مرغ از کونت بیوفته نمیشکنه..چاقااال آخه خوشتیپ؟؟،


    •   Ali+joon
    • 8 ماه،1 هفته
      • 1

    • دوتاییتون باهم انزال شدید اره؟منظورت ارضا بود دیگه؟اخه ادم انزال نمیشه به انزال میرسه.
      از داستانایی که غلط املایی داره به شدت متنفرم.
      یکی نیس بگه کون گشاد کلی فک کردی این کس شعرا به کله پوکت خطور کرده.کلی وقت گذاشتی نوشتی یه پنج دقه هم وقت میذاشتی یه دور میخوندی.که اینجوری نصف شبی نرینی تو حس و حال و اعصاب ما.


    •   sexybala
    • 8 ماه،1 هفته
      • 1

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی


    •   mrsmith
    • 8 ماه،1 هفته
      • 1

    • خارو ماره مصنوعی بودن داستان ایران (hypnotized)


    •   mariii_a
    • 8 ماه،1 هفته
      • 1

    • اخه نخودي مرد قحطه !؟
      كه تو رو بخواد تور كنه
      چقدرم كه مهربوني تو! جور كشيدي


    •   mrchicco
    • 8 ماه،1 هفته
      • 1

    • من اینقدر دیر میرسم تا بخوام چیزی بگم بقیه گفتند ولی سوالم به طور کل اینه که کار این قد و وزن چی هست دقیقا برات ارزوی موقیت دارم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو