زن ورزشکارم و پنهان کاریش (۲)

    ...قسمت قبل


    قلبم یه لحظه وایستاد مژگان با یه مرد دیگه تو بغل هم بودن. هندز فریو زدم و فیلمو پلی کردم چشمام صحنه های تو صفحه گوشیمو میدید ولی نمیخواستم باور کنم یه مرد حدودا پنجاه تا شصت سال که همون موسوی بود مژگانو بغل کرده بود و داشت سینه هاشو میمالید صورتشو بوس میکرد و میخورد لباشو میخورد و مژگانو چسبونده بود به کمد های رختکن و هر جوری که دلش میخواست داشت مژگانو میمالید. لباس تالو مژگان که لباس قرمز براقی بود با شلوا. به همون شکل و روسری صورتی رنگش و جوراب های سفید رنگ مخصوصی که پاهاش بود کاملا تنش بودند و هیچکدوم در نیومده بودند. ولی موسوی سفت مژگانو بغل کرده بود و داشت لباشو محکم میبوسید و میخورد دستای مژگان رو هم گره کرده بود به دستای خودش و مژگانو کاملا از پشت چسبونده بود به رختکن و دستای مژگان رو هم چسبونده بود به دو طرف سرش در همون حالت گره کرده بود تو دستای خودش و خیلی وحشیانه داشت لبای مژگانو میخورد سی ثانیه گذشت که دست کشید از لب گرفتن و شروع کرد به باز کردن دکمه های پیراهن مژگان. جالب اینجا بود که مژگان نه تنها مقاومتی نمیکرد بلکه همراهیش میکرد در انجام راحت کارهاش و چشمش به در رختکن بود و میگفت آقا موسوی تو رو خدا زودتر الان کی میاد که موسوی گفت نترس همه رو دست به سر کردم و فقط خودمم و خودت خوشگل خانوم. پیراهن مژگانو که در آورد سوتینش هم سریع کند شروع کرد به مکیدن و خوردن سینه های مژگان و معلوم شد که کبودی های سینه های مژگان واسه چی بوده روسری مژگان هم در آورد دستشو کرد تو مو های مژگان و یه لب محکم ازش گرفت و به مژگان گفت بشین عزیزم و همزمان دستاشو گذاشت رو شونه های لخت مژگان و به سمت پایین هولش داد و زیپ شلوارشو باز کرد و شلوارشو یه کم کشید پایین و کیرشو کشید بیرون به مژگان گفت دهن وا کن قربونت برم و مژگان دهنشو وا کرد و موسوی کیرشو با دست گرفت و گذاشت تو دهن مژگان و دستاشو کرد تو موی مژگان و سرشو گرفت و شروع کرد به تلمبه زدن تو دهن مژگان و میگفت جون جون قربونت برم جنده جونم آخر زیر خوابم شدی آخر کیرمو کردم دهنت جون چقد مقاومت کردی دیدی گفتم فایده نداره دیدی گفتم هر جور شده میکنمت به دو دقیقه نکشید که کیرشو کشید بیرون و آبشو ریخت رو صورت مژگان که مژگان عصبی شد گفت آقا موسوی چرا این کارو کردی موسوی گفت ببخشید جنده جونم نمیذاری بکنمت که حداقل بزار اینجوری حتگال کنم مژگان گفت اینقد بهم نگو جنده آقا موسوی بدم میاد موسوی گفت باشه عزیز دلم اصن تو خانوم خانوما تو خانوم منی اصن مژگان گفت نگواینجوری و خندید. مژگان صورتشو با دستمال کاغذی پاک کرد و خم شد لباساشو برداره از رو زمین که موسوی چشمش به کون مژگان افتاد رفت پشتش یهو دست انداخت شلوار مژگانو کشید پایین که شرتش هم باهاش اومد پایین که مژگان یه جیغ آروم کشید و سریع برگشت گفت برو بیرون وگرنه جیغ میکشم آبروتو میبرما موسوی در حالی که میخندید گفت باشه بابا چه کون خوشگلی داری نامردی نیست نمیدیش بهم که مژگان خیلی جدی گفت نه اگه یه بار دیگه این کارو بکنی قید مسابقاتو میزنما دیگه از همین هم خبری نیست که موسوی گفت باشه بابا حالا نزن ما رو بعد خودشو جمع و جور کرد و رفت و فیلم هم تموم شد. فیلم که تموم شد واقعا تو شوک بودم هنوز ولی وقتی به پیام اون طرف که بهم پیام داده بود و گفته بود که از امروزشون هم فیلم داره کنجکاو شدم و تصمیم گرفتم فعلا به مژگان نگم. موقع خواب که رفتم بخوابم و به صورت مژگان که نگاه میکردم که کنار دستم خوابیده بود دلم میخواست گریه کنم باورم نمیشد که مژگانی که به این معصومی کنارم خوابیده بهم خیانت کرده باشه. گذشت و فردا شد مژگان که رفت باشگاه اینقد حالم بد بود که نرفتم سر کار و از جایی که کارم آزاده و بوتیک دارم مجبور نیستم به کسی جواب پس بدم . رفتم اون شماره ای که دیشب پیام داده بود رو پیدا کردم و بهش پیام دادم میشه لطفا اون فیلمی که میگفتی از دیروز داری رو هم واسم بفرستی حدود نیم ساعت بعد پیام اومد باز کردم نوشته بود برو تلگرام فرستادم واست.در جا رفتم تلگرامو دیدم دوباره یه فیلم تقریبا با حجم بالا و تایم پایین دوباره مثل دیشب فرستاده بود سریع زدم باز کنم. باز که شد صحنه عجیبتر از صحنه اول دیشب بود پلی کردم مژگان بالا تنه کاملا لخت و شلوار و شرت تا زانو پایین کشیده با صورت و سینه چسبیده بود به در های کمد های رختکن و کونشو به عقب خم کرده بود و موسوی که کاملا لخت بود نشسته بود پشت مژگان و با دستاش لپ های کون مژگانو وا کرده بود و داشت کس وکونشو میخورد و لیس میزد و میژگان که معلوم بود کاملا شهوت بهش غلبه کرده بود داشت آه و اوه کوتاه میکشید موسوی که یه ذره کس مژگانو خورد و انگشتش کرد بلند شد و کیرشو کشید روی کس مژگان که مژگان گفت توم نکنی آقا موسوی که موسوی گفت نه نترس عزیزم لاپایی میزنم فقط. کیرشو کرد لای پای مژگان و دو تا لپای کون مژگانو گرفت و میمالید و بهش لاپایی میزد و مژگان هم آه آه میکرد موسوی که این حال مژگانو دید گفت مژگان جونم بکنم تو دیگه مژگان گفت به خدا دیگه نمیزارم اگه بکنی تو موسوی گفت بابا نازک نارنجی باشه قهر نکن کیرشو از لای پای مژگان کشید بیرون و به صورت عمودی گذاشت لای کون مژگان و دو تا لپای کون مژگانو فشار داد به سمت وسط و شروع کرد به لای کونی زدن به مژگان و بعد ز حدود یه دقیقه لای کونی زدن به مژگان، مژگانو برگردوند و نشوند و کیرشو کرد تو دهن مژگان و دوباره مثل فیلم دیشب شروع کرد به تلمبه زدن و آبش که اومد کیرشو نکشید بیرون و مژگانو مجبور کرد که آبشو بخوره و بعد از اینکه کیرشو کشید بیرون مژگان زد زیر گریه و چمبره زد گوشه کمد ها و گفت حیوون چرا این کارو باهام کردی و گریه میکرد که موسوی رفت بغلش کرد و بوسیدش گفت ببخشید عزیزم خوشگلم خانومم غلط کردم مژگان گفت فقط گم شو بیرون و موسوی هم لباساشو برداشت و رفت از رختکن بیرون و فیلم قطع شد. دیگه مژگان جلوی یه مرد غریبه لخت شده بود کیر اون آدم با کس و کونش برخورد داشته دیگه چه فرقی میکرد تو رفته باشه یا نه بهم خیانت شده بود و قابل قبول نبود برام. تجاوز نشده بود بهش که بگم بیگناهه خودش خواسته بود. ظهر مژگان زنگ زد بهم و گفت که امروز تمرینات فشرده داره و ناهار نمیاد خونه. فهمیدم که بازم قراره اتفاقی بیفته. دیگه همه چی رو از دست رفته میدیدم. تا شب داشتم خودخوری میکردم و به خیانت مژگان فکر میکردم. ساعت ده که اومد خونه اصن رمق نداشت و انگار خیلی ناراحت بود و سریع رفت حموم چند دقیقه گذشت صدای آب نمیومد. بخاطر همین رفتم گوش وایستادم که صدای گریه شنیدم و هق هق که فهمیدم داره گریه میکنه معلوم نبود چی شده بود امروز تو باشگاه که الان زده زیر گریه از حموم که اومد بیرون گفتم چشمات چرا سرخه گفت بخاطر بخار حمومه ورفت خوابید. باز هم مثل دیشب رفتم حموم سرک کشیدم که دیدم باز همه لباسا شسته ست. باز هم رفتم تلگرام و منتظر موندم پیام بیاد از همون دیشبیه که باز هم ساعت ۱ شب پیام اومد برام سلام کرد منم نوشتم خبری شده بازم گفت آره متاسفانه خبر بدی دارم برات گفتم چی گفت متاسفانه موسوی امروز ترتیب مژگانو داد که چشمام سیاهی رفت کار تموم شد پس بالاخره.دوباره پیام داد امروز ظهر موسوی تو رختکن یه ساعت کامل ترتیب مژگانو داد فیلم کاملشو برات میفرستم. فیلمو فرستاد حدود پونصد مگابایت حجم فیلمه بود و بیشتر از یه ساعت فیلم بود تا باز بشه


    بیست دقیقه طول کشید باز که شد پلی کردم. مژگان جلوی در کمدش بود و داشت جمع و جور میکرد وسایلشو. که موسوی وارد رختکن شد. در ضمن بگم این فیلما که این هم باشگاهی مژگان واسم میفرستاد یه جا ثابت بود و معلوم بود مخفی شده و احتمالا بالای کمد بود که به کل رختکن دید داشت. موسوی که وارد رختکن شد به مژگان گفت خب به خونه گفتی که ظهر نمیری مژگان یه نگاهی بهش انداخت و دوباره برگشت به کارش ادامه داد و گفت آره حالا چیکارم داشتی گفتی ظهر بمونم موسوی گفت خب پس بکن دیگه سریع تمومش کنیم به تمرین بعد از ظهرت هم برسی که مژگان برگشت یه نگاهی کرد دوباره و با حالت معترضانه گفت چی چیو شروع کنیم موسوی در حالی که داشت کتشو در میاورد گفت خب معلومه دیگه تو این چند وقت چیکار کردیم همونو میگم. مژگان گفت نه فقط در بیار سریع برات بخورم بریم شک میکنن همه موسوی گفت کی شک میکنه همه رفتن استراحت ناهار من و توییم فقط. مژگان گفت خب پس در بیار سریع بخورم برم ناهار. موسوی گفت نه دیگه ناهار امروز مهمون منی بعد از اینکه کارمون تموم شد ناهر هم میدم بهت مژگان گفت چی کار من فوقش واست میخورم و بذارم لاپایی بزنی بهم موسوی گفت خب حالا همون برای اینکه لاپایی بزنم باید لباستو در بیاری دیگه. مژگان گفت خیله خب بذار کارامو انجام بدم الان میام موسوی شروع کرد به لخت شدن و کلا لخت شد بعد رو به مژگان وایستاد و گفت برگرد مگه نمیخوای کیر آقاییتو ببینی مژگان برگشت و یه خنده ای کرد و گفت آقا موسوی خجالت بکش سنی ازت گذشته و دوباره برگشت و ادامه داد انجام دادن کارشو موسوی رفت سمتشو روسری مژگانو کشید بیرون از سرش مژگان گفت آقا موسوی بذار کارمو بکنم الان میام دیگه ولی موسوی گوش نمیداد و دست انداخت جلو دکمه پیراهن مژگانو وا کرد پیراهن مژگانو هم در آورد.مژگان هم هی میگفت یه خرده صبر کن بابا کارم تموم شه موسوی سوتینشو در آورد و انداخت رو زمین کنار پیراهنش.مژگان گفت آقا موسوی ننداز رو زمین لباسمو کثیف میشه موسوی یه بوس کرد گردن مژگان و گفت باشه قربونت برم تو کارتو بکن یهو نشست پشت مژگان و شلوار و شرت مژگانو کشید پایین مژگان یه لحظه یه هین کشید و مکث کرد ولی بعد از چند ثانیه به کارش ادامه داد راستش فکر نکنم اصن کار خاصی داشست ولی چون نمیخواست مستقیم با موسوی روبرو شه الکی داشت با وسایل داخل کمدش ور میرفت. موسوی کون مژگانو یه ذره کشید عقب لپای کونشو از هم وا کرد و زبونشو کشید لای کون مژگان که مژگان یه آه کشدار کشید و سرشو چسبوند به در کمد و آه میکشید. موسوی چند دقیقه کس و کون مژگانو خورد بعد بلند شد و مژگانو برگردوند و لبشو گذاشت رو لبای مژگان و شروع کردن به لب گرفتن و در همین حین سینه و گردن و گوش مژگان رو هم میخورد بعد از چند دقیقه خوردن شونه های مژگانو هول داد به سمت پایین مژگان خودش کیر موسوی رو گرفت دستش و شروع کرد به مالیدن و بعد کرد تو دهنش و شروع کرد کرد به ساک زدن برای موسوی. موسوی هم دست کرده بود تو موهای مژگان و داشت سرشو عقب جلو میکرد بازم چند دقیقه که مژگان کیرشو خورد کیرشو کشید بیرون از دهن مژگان و دست مژگانو گرفت و بلندش کرد بغل کرد مژگان و با دستاش دو طرف کون مژگانو گرفت کیرشو از روبرو کرد لای پای مژگان شروع کرد به لب گرفتن و تلمبه زدن لای پای مژگان و همدیگه رو بغل کرده بودن مژگانو چسبونده بود به کمد ها و داشت لاپایی میزد بعدش مژگانو برگردوند و خمش کرد رو به کمد و مژگان دستاشو به کمد ها تکیه داد و دوباره مثل اون دفعه شروع کرد لای کون مژگان تلمبه زدن و دستاشو برده بود جلو و داشت سینه های مژگانو میچلوند چند دقیقه تو همین حالت بودن که موسوی به مژگان گفت حاضری مژگانه سرشو برگردوند و یه نگاه به موسوی انداخت و هیچی نگفت موسوی یه لبخند زد و گفت بکنم دیگه مژگان سرشو برگردوند و گفت نمیدونم موسوی که انگار بله ضمنی رو گرفته باشه دست مژگانو گرفت و کفت رختکن به حالت سگی درش آورد و خودش هم پشت مژگان نشست و کرد تو کس مژگان و مژگان یه لحظه یه آه کشید و سرشو بالا گرفت و گفت آقا موسوی و صداش قطع شد موسوی شروع کرد به گاییدن مژگان بهمین راحتی مژگان حاضر شد به یه غریبه بده و بهم خیانت کنه گریه ام گرفت و زدم زیر گریه. موسوی پنج دقیقه که تو همون حالت سگی مژگانو گایید کشید بیرون و آبشو روی کون مژگان خالی کرد و بعدش هم آبشو رو کون مژگان پخش کرد و انگشت وسط وسط دستشو برد تو چاک کون مژگان که یهو مژگان یه جیغ کشید و گفت درش بیار درش بیار موسوی گفت چیو مژگان خودشو کشید جلو و برگشت نشست گفت چیکار میکنی آقا موسوی موسوی گفت ضد حال نزن دیگه بذار یه حال از این کون تنگ و خوشگل بگیرم دیگه نگاه کن شق کردم دوباره مژگان گفت چی میگی بابا من جمعه مسابقه دارم میخوای زخمیم کنی نتونم مسابقه بدم موسوی گفت باشه پس دراز بکش یه دور دیگه بریم کیرم بخوابه مژگان گفت نه دیگه همین یه بار کافی بود از همون اول هم قرار بود همین یه دست باشه قرار بود بعد از مسابقات باشه حالا الان شد بسه دیگه موسوی یهو لحن جدی گرفت گفت گوه زیادی نخور بابا جنده مگه دست خودته کاری نکن مثل اون رفیق جنده ات پاره ات کنم نتونی بری مسابقه. مژگان گفت یعنی چی درست صحبت کن مرتیکه عوضی گم شو بیرون ببینم یهو موسوی بلند شد اومد بالا سر مژگان و یه چک خوابوند تو گوش مژگان مژگان تا اومد اعتراض بکنه یکی دیگه زد تو گوشش گفت چه گوهی خوردی جنده من هر چی بگم تو باید گوش کنی از این بعد تو زیرخواب منی دیگه فهمیدی مژگان که جا خورده بود انگار لال شده بود که موسوی دست انداخت تو مو های مژگان و کشیدش و دوباره به حالت سگی درش آورد و شروع کرد به دوباره گاییدن مژگان ولی این دفعه خشن داشت میکردش موهاشو میکشید و پشت هم با دستاش ضربه میزد به کون مژگان و یه جورایی مثل سگ داشت میگاییدش مژگان دیگه از بس گریه کرده بود داشت هق میزد بعدش برش گردوند و پاهای مژگانو انداخت رو شونه هاشو و شروع کرد محکم تلمبه زدن که مژگان با هر تلمبه ای که موسوی میزد یه آخ میگفت تو چند تا حالت دیگه هم مژگانو وحشیانه گایید و وقتی دیگه آخرش بود به مژگان گفت در میارم میدم دهنت یه قطره شو هدر بدی همین امروز کونتو پاره میکنم همه شو میخوری همینطور هم شد کیرشو که کشید بیرون رفت نشست رو سینه های مژگان و کرد تو دهنش چند داد کوتاه کشید و همه آبشو خالی کرد تو دهن مژگان و در که آورد بلند شد مثل اینکه مژگان آبشو ریخت بیرون که موسوی موشو گرفت کشید و گفت مثل اینکه تو حرف حساب حالیت نمیشه مگه نگفتم قورتش میدی الان که کونتو جر دادم میفهمی که مژگان چسبید به پای موسوی و پشت سر هم میگفت گوه خوردم آقا موسوی غلط کردم ببخشید و پای موسوی رو میبوسید که بلایی سرش نیاره که موسوی موهاشو ول کرد و گفت بار آخرت باشه ها فردا ظهر هم میمونی بکنمت وگرنه هم از مسابقه خطت میزنم هم هر جا گیرت بیارم کونتو جر میدم مژگان همونجور که گریه میکرد گفت باشه. موسوی هم لباساشو برداشت رفت و فیلم هم تموم شد. یجورایی خوشم اومده بود که مژگان این بلا سرش اومد چون احساس میکردم سزای زن خیانتکار همینه و از یه طرف هم ناراحت شدم و دلم براش سوخت چون واقعا عاشقش بودم و هیچوقت دوست نداشتم تو این حالت ببینمش...


    ادامه دارد...


    نوشته: حمید

  • 77

  • 33




  • نظرات:
    •   بردیا26
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • هویج تو کوس عمت


    •   A....k
    • 2 هفته،2 روز
      • 10

    • ببین حاجی داستانت خوبه ولی اول داستانت یکمی بد توضیح دادی.


      یه طوری درباره سکس موسوی اون زن جندت توضیح دادی انگار موسوی هشت تا دست داره


      با یک دست سینه مژگان رو میمالوندم با اون یکی زیپ شلوارشو باز میکرد دست دیگرش رو تو دستای مژگان گره کرده بود و...


    •   کیر...16
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • خخخخخخخ
      کسی نیست فوشش بده


    •   mountain
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • یه سوال،
      این داستانه یا واقعیت داره؟
      چون من راستشو بگو....
      خواستی پی‌وی بگو"


    •   Sami.ahvz
    • 2 هفته،2 روز
      • 4

    • این چرتو پرتا چیه مگه جنده خونست که این موسوی همش تو رختکن زناست هیچکسم نیست


    •   A....k
    • 2 هفته،2 روز
      • 4

    • حاجی ناموسا این موسوی رو بدی به من کیرشو طوری میکنم تو کونش که دیگه نتونه برینه وقتی هم بخواد بشاشه بریزه تو کون خودش


      داستانت چه واقعی باشه چه دروغین خیلی خوب بود جز اون اولش که گفتم


    •   reza.ghr7513
    • 2 هفته،2 روز
      • 4

    • مربی مرد تو باشگاه زنونه چیکار میکنه؟
      بعد زنت واسه مسابقه استانی کوس داد؟


    •   Ado_Den_Haag
    • 2 هفته،2 روز
      • 6

    • من جای تو بودم کون موسوی و زنتو با هم جر میدادم,نترس برو موسوی رو بکن.


    •   Mcj97
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • راست کردم با داستانت. ولی دفعه بعدی بهتر بنویس


    •   Saede0089
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • ازبس خری... بزار یه نفربکنه که قشنگ هم خودت هم زنت حال کنین ،،،پیا پی وی


    •   Roya_ye_Behnam
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • عالی بود عالی
      بی صبرانه منتظر بقیش هستم


    •   سکسی@سکسی
    • 2 هفته،2 روز
      • 6

    • آخه کس کش عوضی بی غیرت زنتو گاییدن‌ بعد با اب و تاب تعریف میکنی با جزییاتش و اخراشم خودت خوشت اومد تف به ذاتت این داستان دو حالت داره یا خود مژگانی که داری تعریف میکنی و اونی که فیلمتو گرفته حالا میخواد تو بازی باشه یا خیلی دروغ گویی چون همچی آدمی که دنبال زنهاست شک نکن یه خونه داره واسه کاراش بعد این موسوی خونه زندگی نداره زنارو هی بکنه ????


    •   Mazy1221
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • بعدیش کی میاد زن جنده؟؟؟


    •   be_hruz
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • بنویس بقیشو دیگه کونی


    •   Mashrajab88
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • فیلم؟
      یکی از فیلما بزار ببینیم واقعی یا تصورات ی جقی (clap)


    •   key0352
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • این یه داستانه زیاد حرص نخورید دوستان


    •   Shhahin0906
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • اگه راست میگی یه عکس از این فیلمایی که میگی زنتو گایید بفرست تو داستان بعدیت


    •   arminlXl
    • 2 هفته،2 روز
      • 4

    • ناموسا کیرم تو زنت واسه مسابقات استانی کس میده واسه کشوریو آسیای ک فک کنم‌تورم‌میبره کون بدی ????


    •   Rbleipzig
    • 2 هفته،2 روز
      • 3

    • داستانت سوتى زياد داشت حال ندارم بگم اما اينو بهت ميگم اگر راست بوده باشه تو فيلم ساك زدن زنتو ديدى گرفتى كنارش خوابيدى خاك بر سر بى غيرتت كنن دوم ديدن زنت كه كير يارو تا دستش رفته تو دهنش برات خيانت حساب نميشد ولى مالوندن به كوس و كونش چرا !!!!
      بچه كونى وقتى يه زوج حتى تو فكرش هم ( كه زياده ) خيانت كنه به همسرش دقيقا همونقدر كثيفه اينكار كه انجام دادنش هست


    •   tara.-tt
    • 2 هفته،2 روز
      • 4

    • زنت میخاریده


    •   .Goodnight.
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • واقعا فازتون چیه یعنی چی یکی از اون فیلم ها رو بذاره اخه کی میاد فیلم کس دادن زنشو بذاره درسته خیانتکاره بازم زنشه (angry)


    •   17P@RH@M17
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • داداش اگه داستان بود که باید بگم دست مریزاد ولی اگه واقعیت بود باید بگم توف توی غیرت کنن من اعصابم ریده شد...?


    •   amadimahdi
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • چرا لفتش دادی باید طلاقش بدی تا بدونه سزای زن خیانت کار جندگی هست بس


    •   M.F.M
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • چرا فحشش می‌دین. خب دوس داره زنش و بگان براش. دلش میخاد گاییده شدن ناموسش و ببینه. بذارین زنش کس بده. بذارین جنده باشه خب.


    •   Nasr7070
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • آقا دیگه از گریه کردنات ننویس معلومه خودت بیشتر از زنت دوس داری آقا سید از هر سوراخش بکندش . شبا هم پیشش نخواب ممکنه بوی منی بدخوابت کنه . الانم دستتو از تو شورتت درآر


    •   Nasr7070
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • حداقل از فیلماش بزار ما هم حال کنیم البته اگه راست میگی
      وگرنه بهتره ادامه ندی


    •   ld2
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • کسخلی یا ملتو کسخل گیر اوردی؟احتمالا هر چند وقت یبار خون دماغ نمیشی؟اگه میشی کسمغزی


    •   Abnabatkiri
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • ببین چرا مژگان هین میکشه؟ مگه اسبه ؟
      بگو آه کشید...
      دو :
      اونجا که گفتی توو حموم گریه میکرد، معلوم نبود توو باشگاه چی شده بود... خب معلومه دیگه: آقا موسوی زده بود توش.
      این دیگه فک کردن داره...؟
      خیانت و نوشتن از این تلخ و زهر، هنر میخواد با چاشنی شهوت.... برو داستانای sepide58رو بخون...


    •   KosoKirParast
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • زنت کامل جندست داداش! جالا دیگه تصمیم باید بگیری طلاقش بدی یا زن جنده بشی.. (biggrin)


    •   Zahsin123
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • از جدیدترین کسشر سال مطابق با استانداردهای سال 99 رونمایی شد.


    •   XxAmir
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • متاسفم که یک مشت خزوعلات ذهن خراب ومعیوب رو خوندم، آخه کدوم مردی طاقت وتحمل دیدن چنین صحنه های را از همسرش داره بعد شما آمدید طی چند مرحله از اون طرف تقاضا کردی فیلمهای بعدی را هم براتون ارسال کنه، مردی اگر فقط گوشه ای از همون صحنه فیلم اول را برای ۲ ثانیه اش رو ببینه هم میزنه اون مرتیکه رو می‌کشه و تیکه تیکه می‌کنه هم زنشو ، لطفاً مطلبی هم اگر برحسب خیالات خودتون می‌نویسید سعی کنید به واقعیت ها نزدیک باشه


    •   shohre@J
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • تف توذاتت کنن کثافت بی شرف کوس کش به تو باید بگن..... بازم گفتم این داستان دروغه سالن ورزشی در ایران مردی نمی تونه توش هر گونه فعالیتی داشته باشه من خودم ورزش کارم و رزمی کار می کنم و باشگاه داشتم حتی ذهن گندی ته ات هم خوب کار نمی کنه ..چه بگم دیگه فشی نمونده بهت نگم فقط مونده بگم خدا لعنتت کنه که محیط پاک ورزش رو هم در داستان های اینجا اوردی و الوده اش کردی ..خدا لعنتت کنه


    •   Amirrr63
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • داستان قشنگ بود یعنی بد نبود دوتا کسشر داشت یکی اینکه موسوی تو باشگاه زنونه چیکارداره و اینکه خوبه مسابقات جهانی نبوده زنتو سر مسابقات استانی گاییدن.


    •   zanbory
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • عمت نبووووده ببینی


      موسوی پاره کرده


      مژگان و بیچاره کرده


      آه و واویلا .آه و واویلا


      کیر عالم توی کونت


      بااین داستان دروغت


      بااین داستان دروغت


      آه و واویلا ..اه اه اه و ایییییییی ای وای


      مژگان چرا گف گوه خورده


      مگه کیر نمیخوردش


      چرا دیر میخوردش


      همش زیر میبردش


      همه رد دادیم


      آه و واویلا آه و واویلا


      بنویس ادامشو جقی .یه کسخول تو رختکن بیکاره بشینه واسه تو فیلم از دادن زنت بگیره بفرسته واسه تو .خب چرا همونو واسه موسوی نمیفرسته که تلکش کنه گوزو


      کمتر کسشعر بباف..


    •   artuom
    • 2 هفته،2 روز
      • 2

    • مث سریال هرشب منتظر فیلم کوس دادن زنتی، میری بسته میخری فیلم سوپر دانلود کنی بی ادب. واس مسابقات محله ای این همه کوس میده اگ بره المپیک ک اندازه التا اوشن فیلم میده بیرون. فک کنم منتظری موسوی رو بیاره خونه واسش بخوری


    •   kiakish
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • رنج سنی دوستان که دارن نظر میدن فکر نکنم از ۱۸ سال بالاترباشه .برای اینکه داستان رو چنان جدی گرفتن وباورکردن که دنبال فیلم طرف هستن بابا جان داستانه فکرمیکنی هرچی اینجا میزارن واقعیت داره ؟؟ شاید گی واقعی باشه ولی این تیپ داستان فانتزی که مرده دوست داره میاد بصورت داستان تعریف میکنه


    •   sexybala
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.این باشگاه تدارکات ندارد.دکتر،تغذیه ندارد....


    •   9820321
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • اعتراف میکنم که یکبار بیشتر باشگاه رزمی نرفتم ولی با شناختی که از جمهوری اسلامی دارم بعید میدونم برای خانم ها مربی مرد گذاشته باشن باهاشون حتی در حد کلامی در ارتباط باشه یادتون باشه مسئولین عقده ای کشور ما مربی مرد خارجی تیم خانمها رو مجبور کردن سر مسابقات روسری سرش کنه خلاصش که حس کردم به شعورم توهین شد.....


    •   M_crazy
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • کیرم تو غیرتت


    •   zadox
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • آخه لاشی، تو به جای اینکه حس کنی چجوری خون با فشار از رگ گردنت میره تو مغزت، به جا اینکه ضربان قلبتو تالاپ تالاپ حس کنی میشینی فیلمو تا ته میبینی. کیرم وسط غیرتت، تو اگه مردی پاشو برو ننه موسوی رو به گا که به ناموس این مملکت دست درازی کرده واسه مدالی که افتخارش برای کل ایرانه. توعه بی وجود ننگ اجتماعی اخه اوبی، بی غیرته بی شرف.


    •   نیماآنتیک
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • دوست عزیز نه روی کمد باشگاه میشه قایم شد، نه توش و نه جای دیگه. اتاق کمدها و تعویض لباس یه محیط تنگ و بسته ای هستش.
      راستی تو قسمت قبلی گفتی وقتی خانومت داشت لباساش رو عوض میکرد، کبودیهای روی سینش رو دیدی. جالبه خانومت تو رو ندید!!!


    •   Hosein085
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • خاک تو سرت که بعد فیلم اول نرفتی خشتک موسوی رو بکشی سرش


    •   Pirefarzane
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • ادامه شو ننویس. . . . . . ‌ . ‌ ‌ . . . . . ‌ ‌ ‌...... . . . ..
      تراوشات ذهنی یه پسر بچه جغی بصورت فول اچ دی..بازم عمو جانی حادثه آفرید و راهش ادامه دارد.وقتی دستت توی شورتت باشه و فیلم‌های عمو رو نگاه کنی همیشه چنین کصتانی.. شرط بعدی مربی کییر کلفت که امشب توی تلگرامت میاد. و مستقیم توی دوربین نی‌گاه می‌کنه و میگه کیونت را بده بکنیم تا المپیک..


    •   Sepidarsal
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • میخای جنده بکنی اومدی دری وری تعریف میکنی کودن


    •   Sepidarsal
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • عه کیر تو کونت گشاد چی بلغور میکنی


    •   kiratori
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • زنت ووشو کاره، بعد نمیتونه از خودش دفاع کنه؟ حداقل تو تخمای طرف که میتونه بزنه؟ کسشرم میگین درست بگین لااقل.


    •   Mahdi.bozorg
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • این سیسی که میای چرا مارو بی نصیب میزاری تو که رازی موسوی چرا ؟چرا بچهای خودمون ن؟!?


    •   erfan12277
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • خاک توسربی غیرتت کنن خاک خاک توسرت زنت بده بچهابکنن


    •   alis1993
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • کیر کل کرونایی های عالم تو قبر پدر و مادرت


    •   الماسی1
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • حداقل کاری میتونستی بکنی بری موسوی وزن وبچه شو تک تک میکردی بعد سرشونو میبریدی بعد زن خودتم تکه تکه میکردی ی گلوله ام تو سرخودت خالی میکردی. بااینکه فیک بود داستانت کصتانت کس کش


    •   Niiloo-far-78
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • Hal nkrdm


    •   m_footfetish_isf
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • داداش تبریک میگم زنت جنده شده،تنها راهت طلاقه


    •   Phantomixxx
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • حاجی خیلی ضدحاله اگر واقعی باشه
      امیدوارم فقط تهش خوب باشه


    •   Smoker70
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • چطوری اوگنه ای خاک بر سر


    •   mejan19
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • گفتی خانمت رزمی کار میکنه؟
      بنظرت موسوی را نمیتونست بزنه ناکارش کنه؟


    •   mohsen_taak
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • بنظر من موسوی رو مادرشو بگا
      بعد به زنتم بفهمون که همه چیزو فهمیدی
      بعدشم طلاق


    •   Pragmatism
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • دعا کن المپیک قبول نشه


    •   Fuckmore2000
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • ی برنامه تمیز بریز اون هرزه رو بگا
      اگه عاشق زنتی نجاتش بده


    •   GholoAvareh
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • OK


    •   Jan3434
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • طلاقش بده ی قرون مهریه بهش نده
      برو زن موسکی رو بگا جلو خودش چون ازش فیلم واتو داری


    •   armin.porn
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • کسکش من که موسوی کص ننه رو
      نمیشناسم دلم میخواد برم زنشو
      جلو چشش بکام بعد تو کص مغز
      داری اینجا قصه میگی بی غیرت


    •   mosavi6869
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • والا ما موسوی ها اینجوری زن مردم رو نمیکینم
      ما موسوی ها مردهامون مربی زنها نیستن تو این مملکت


      من تکذیب میکنم


    •   مری.جون
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • تخم حروم. انگار بدتم نیومده. زود تموم کن وامونده رو دیگه


    •   تکتاز1300
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • باسلام
      اولا این داستانیکه نوشتی محصول ی فکر درگیره چون اگر واقعیت داشته باشه هیچ مردی نمیتونه تحمل کنه
      دوما توباشگاه زنونه هرگز مرد وجود نداره چه برسه به اینکه تازه مسئول انتخاب برای مسابقاتم باشه
      سوما تخیلاتت خیلی الکیه اگر دوست داری زنت رابطه ای داشته باشه یا فانتزیته باید جور دیگه مینوشتی
      درنهایت چه واقعیت چه تخیل برای ی مرد این قضیه قابل هضم نیست حتی فکر کردن بهش هم عذاب آوره چه برسه که بشینه ببینه وتازه تحریکم بشه این دیگه کمال چرت وپرت گفتنه


    •   Marshaall_Boss
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • دیوث بی غیرت این کستانتو از کدوم فیلم کپی کردی؟


    •   Hunter7508
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • اون اواعل فکر کردم واقعا خیانت کرده و دلم واست کباب شد،ولی از بس کش دادی خودتو لو دادی دالکس.معلومه از این بیغیرت هایی که از اب و تاب دادن جندگی های زنشون ارضا میشن،خاک برسرت


    •   Khoob__boy
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • کسخلایی که کامنت میزارید بیغیرت
      هممنون میدونیم داستان واقعی نیست بخونید لذت ببرید فقط


    •   be_hruz
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • بزار دیگع ادامشو


    •   Sexysexer
    • 2 هفته،1 روز
      • 1

    • اون که بی ناموسی جای خودش و اینکه صد در صد اگه ازدواج کنی زنت جنده میشه ولی کیرم تو همه کسه ات ننویس اینجوری ذهن ملت رو بیچاره نکن تخم سگ .


    •   parsalove0
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • دمت گرم...
      داستان فوق العاده ای بود...
      لطفا هرچه زودتر ادامه شو بذار و مارو از خماری بیرون بیار...


      مرررررسی


    •   حاج.دولدار
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • جالبه داستانت


    •   سالوادور_تنها
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • ک ی رم تو دهنت با این کستانت
      دقیقا 141 بار تو کستانت اسم مژگان و نوشتی
      الرژی گرفتم به این اسم
      تو هر خط 4جمله ای 2تا مژگان داشت


    •   vandy666
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • داش اون طرف چطوری فیلم گرفته خوده موسوی یعنی حالیش نبود یکی داره فیلم میگیره بعدا براش دردسر میشه


    •   vandy666
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • داش فقط امیدوارم داستانت دروغ وگرنه منم یه تجربه مثل همینو دارم منم واسه زنت و حال تو گریه م گرفت ولی انقدرا هم هپل هپلی نیستش یعنی هیشکی از دستش شکایت نمیکنه یا عقده کنن بزننش


    •   Bokon90099
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • ای کیرم تو کون تو و اون موسوی بره که مغزت حال بیاد بهتر کسشعر بنویسی


    •   Scott12
    • 2 هفته
      • 0

    • فکر کنم هم باشگاهیش همونیه که قسمت قبل زنه گفت که به موسوی برای شرکت در مسابقه میده. فکر کنم قضیه مربوط به مژگان بوده که از مسابقه حذف شده و تصمیم به انتقام گرفته


    •   hmd_hard
    • 2 هفته
      • 0

    • تو یه جقی ضعیفی هستی که معلومه پول بسته های اینترنتیتو هم به زور داری پرداخت میکنی چه برسه به اینکه بری زنم بگیری


    •   جنوبی00
    • 2 هفته
      • 0

    • اینم یه فانتزی از کسی که می خواد زنش گاییده بشه


    •   mardvahshi
    • 2 هفته
      • 0

    • توهم آدمی؟؟؟؟ برمیداری این تخیلات احماقه نه تو پشت سر یه زن مینویسی واقعا عجب مردانی توجامعه بار اومدن بی غیرت و بی ناموس اون گیر دادن به سینه های کبودش اینم لذت بردن از هرزه شدن ناموست و تجاوز اجباری بهش


    •   adlpisheh
    • 2 هفته
      • 0

    • بد نبود ، اما با واقعیت فاصله و البته الزامی نیست که داستان واقعی باشه و میتونه تخیلات نویسنده باشه اما این که بعداز پیام غریبه و دیدن فیلما هیچ عکسالعملی نشون نمیدی کاملا غیر منطقیه و داستان رو از مسیر طبیعی خارج میکنه


    •   Mmdgh4870
    • 2 هفته
      • 0

    • ناموسا هیچ وقت نظر ندادم ولی خب کس مادر جقی الاغ حروم زاده چرا شب اول نگفتی بهش و شب اول جرش ندادی و صبر کردی که کص زنتو بگاد پس خودتم دلت میخواد و البته که تو یه جقی کصمغز بیش نیستی


    •   wanb999
    • 2 هفته
      • 21

    • داستان عالی بود لطفا ادامه ش رو بزار


    •   10Jinkazama
    • 2 هفته
      • 0

    • کص ننه ت که میدونستی یکی داره زن معصومت رو می‌کنه و با خایه هات بازی کردی
      کصشر تفت نده دیگه قسمت بعدی عنه؟ جاکش


    •   lovely_grl
    • 2 هفته
      • 1

    • حیف اون گیگابایتایی و برا دانلود فیلما حروم کردی خو میرفتی پورن هاب با کیفیتشو میدیدی:)


    •   چوچان
    • 2 هفته
      • 0

    • خوار کمد رو گاییدی . هی میگی مژگان موسوی کمد . کمد تو کونت


    •   1234qwerasdf
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • سومیش چی شد داداش؟
      موسوی قرنطینست؟


    •   mohsen5654
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • کسکش این بود آرمان امام؟


    •   syncmaster1981
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • ادامه شو بنویس دیگه


    •   aref.3200
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • هر دو داستان رو خوندم خوب بود ممنون موفق باشی اگه واقعیت داشت پیشنهاد میکنم باهاش کنار بیا و لذتشو ببر


    •   Keyvan@96
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • کس خل آدم که راز زندگیشو نمیگه


    •   Ghost.Rider
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • کاش داستانت واقعی بود میومدیم موسوی رو میگاییدیم خودمون ?


    •   nima_kirkoloft21
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • کیرمو بدجوری سیخ کردی


    •   syncmaster1981
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • ادامشوبنویس دیگه،داستانت جالب بود حالا واقعی یا غیر واقعی


    •   themahdj
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • ای کیر توو این وضعیت
      تا همین الان زنه شوهردار میپسندیدم ولی کیرم توش دیگه حالم بهم میخوره از خیانت.
      امیدوارم واقعی نباشه و همش تراوشاتِ ذهنِ یک نویسنده ی جقیه کصکش باشه...


    •   Rezz99
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • ادامشو بذار دیگه


    •   Mehran5757
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • خوشحالم که عاشق زنتی و ناراحت شدی براش....دمت گرم مشتی
      نمیدونم چرا دوستان اینقدر بد دهنی میکنن و قضاوت بیجا میکنن !!!؟
      برج میلاد با فونداسیونش تو خواهر و مادر نداشتت پفیوز جقی


    •   sohil356
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • خدای ما داریم به کجا میریم من که اولاً اجازه نمیدادم زنم وقتی که همچین کوسکشی داره این کارا رو میکنه بره بعد ثانیاً اگه هم باز بهش اعتماد داشتم میرفت همون فیلم اول که دیدم اول ازهمه میرفتم کون اون کوسکش به 1000 نوع ممکن یه دست خر میزاشتم بعد میرفتم اون زن جنده رو هم به گونه ای میگاییدم که حالش جا بیاد بعدام کاری باهاش میکردم که از مرگ بدتر باشه مردی که غیرت نداره با یه خر یا سگ چه فرقی داره تازه اونا بیشتر از اون خایه دارن خدایی یه مرد که نسبت به ناموسش بی تعهد باشه جاکشه این کسشعر محضه یعنی معادلات لاگرانژ تو کونت کمتر گوه بخور


    •   M.H.R.A
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • از این به بعد به لطف موسوی جنده خونه ها تغییر کاربری میدن و باشگاه میشن


    •   Mohammadreza83sins
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • ****به نظر من خود موسوی فیلمارو میفرستاده واست
      ک من اگر جای تو بودم مژگانو و موسوی رو میبردم یه باغ ویلا خارج از شهر دستاشونو با طناب میبستم به هم بعد فیلمو نشونشون میدادن بعدش کیرمو میکردم تو دهنت موسوی و تا جا داشت از کون میکردمش اخر سرم کیرشو با چاقو میبریدم میکردم دهن مژگان و خلاصه دوتاشو با چاقو میکشتم سزای ادم خوائن همینه (rose) (rose) >


    •   Mr.lanati
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • ادامه اش چی شد پس


    •   faridbrave
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • بقيه اش رو هم بزار!


    •   farbod92
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • دروغ
      ترشحات مغز کسیکه فانتزیش اینه زنشو بگان
      همه داستانت فانتزیه
      این موقعیت های تخیلی که تو مغزت ساختی و توش زنت رو به گا میدی، دروغ بودنه داستانت رو بر ملا میکنه


    •   Mn978
    • 6 روز،16 ساعت
      • 0

    • یه خانوم اهل حال بیادتلگرام از جنوب تهران یا پاکدشت/قرچک/ورامین باشه ساپورت مالیش میکنم ۰۹۳۶۰۴۱۵۱۰۴


    •   mrroshak
    • 5 روز،6 ساعت
      • 0

    • فکر کردم فیلم سوپر هندی دارم میبینم.خخخخ


    •   Threesome-ESF
    • 4 روز،14 ساعت
      • 0

    • نظر من اینه که ، یه زوج از اصفهان پیام به من بدند تا باهم حال کنیم. اسلیو و برده هم قبول می کنم.


    •   مهرپویا
    • 2 روز،19 ساعت
      • 0

    • چطوری میتونی بگی فلان زنم بمان زنم من که غریبم روم نمبشه بگم فلان زنت بمان زنت خجالت نمی‌کشی؟ شرف چی؟اونم نداری؟اصلا میگیریم داستانه اصلا میگیریم زن نداری بعد چی؟بعد که ازدواج کردی عذاب وجدان نمی‌گیری؟ پیش خودت نمیگی این چه گهی بود من خوردم. به یزدان که گر ما خرد داشتیم کجا این سرانجام بد داشتیم


    •   Amir7k
    • 2 روز،17 ساعت
      • 0

    • این چطور وشو کاریه که نمیتونه از خودش در مقابل تجاوز دفاع کنه؟یه چیزی بگو با عقل جور در بیاد حداقل میگفتی مسابقات گل دوزی میخواسته شرکت کنه :(


    •   shomal44
    • 1 روز،18 ساعت
      • 0

    • به روش نیاوردی
      طلاقش ندادی؟


    •   J.khalse
    • 15 ساعت،50 دقیقه
      • 0

    • من خودم کشتی گیرم و با اینکه پسرم ولی از این خار کسه ها زیاد دیدم از این مربیایی که پسررو میبره دستشویی میمالشو از این قبیل ..
      چون نوجوانن نمیتونن ابراز کنن که همچبن اتفاقی براشون افتاده...


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو