زن ورزشکارم و پنهان کاریش (۳ و پایانی)

    ...قسمت قبل


    لال شده بود انگار اشک تو چشماش جمع شده بود رفتم روبروش وایستادم زل زده بودم تو چشماش موهاشو گرفتم و کشیدم یهو جیغ کشید گفت گوه خوردم حمید تو رو خدا بهم رحم کن بهت تو ضیح میدم سرشو با دستاش گرفته بود بردم انداختمش رو مبل همونجور بهم التماس میکرد فکر میکرد میخوام بکشمش ولی من نمیخواستم و نمیتونستم این کار رو بکنم واقعا عاشقش بودم. سرشو جمع کرده بود تو شکمش و کونش بسمت من بود دست انداختم و شلوارشو کشیدم پایین و لای کونشو وا کردم که جا خوردم سه تا بخیه کوچیک خورده بود یهو اشکم در اومد گفتم مژگان لامصب چیکار کردی با خودت اون هم همونجور داشت گریه میکرد گفتم حرف بزن این چیه مژگان. مژگان سرشو بالا آورد و برگردوند سمت من صورتش پر از اشک بود گفت حمید جونم تو رو خدا برات توضیح میدم. هیچی نگفتم بلند شدم بدون یه کلمه حرف لباسمو پوشیدم که برم بیرون داشت سعی میکرد جلومو بگیره شلوارش همونطور تا وسط رونش پایین بود و همونجور خودشو انداخت جلوم و در حال گریه کردن میگفت تو رو خدا حمید منو تنها نذار من بدون تو میمیرم تو رو خدا گفتم اون موقع که داشتی بهم خیانت میکردی به من فکر نکردی به این که منو داری میکشی منو داری از بین میبری اون از اون موقعت که به میثاق کون دادی اینم از الان حالا اون موقعتو میتونم نا دیده بگیرم ولی الان زن منی و بهمین راحتی بهم خیانت کردی چسبیده بود بهم و میگفت تو رو خدا فقط نرو توضیح میدم فقط نرو ولی من حالم خرابتر از این حرفا بود زدمش کنار و زدم از خونه بیرون واقعا حالم بد بود تا ساعت چهار صبح تو خیابونا مشغول چرخ زدن بودم اهل سیگار و این چیزا هم نیستم فقط خودخوری میکردم ساعت چهار بود که برگشتم خونه. خونه تاریک بود و اثری از مژگان نبود رفتم سمت اتاق اونجا هم نبود. تعجب کرده بودم که این موقع شب کجاست یهو فکرم رفت سمت چیزی که وحشتناک ترین سناریوی ممکن میتونست باشه رفتم سمت حموم یه لحظه با وحشتناک ترین صحنه ممکن روبرو شدم حتی وحشتناک تر از سکس مژگان و موسوی کف حموم پر خون بود و مژگان بیهوش تکیه داده بود به دیوار حموم. خیله خب دیگه زیاد فیلم هندیش نمیکنم مژگانو بردم بیمارستان و خوشبختانه زنده موند ولی کلی خون ازش رفته بود بهوش که اومد و منو دید بالا سر خودش زد زیر گریه دوباره آرومش کردم و گفتم نترس تنهات نمیذارم ولی باید توضیح بدی بهم همه چیزو خلاصه کنم یه چند روزی بیمارستان درگیر بودیم و اومدیم خونه تو این چند روز نذاشتیم کسی چیزی بفهمه و اومدیم خونه مژگان سرش پایین بود و بهم نگاه نمیکرد دو روز دیگه هم گذشت و صحبتی نکردیم در مورد اون موضوع و سعی میکردم عادی جلوه بدم انگار نه انگار اتفاقی افتاده که بالاخره خود مژگان یه شب که رو مبل نشسته بودم اومد پیشم نشست و سرش پایین بود و گفت حمید میدونم شرمنده ات شدم میدونم چه غلطی کردم ولی بخدا اونجوری که تو فکر میکنی نیست من جنده نیستم میدونم خودم هم اشتباه بزرگی کردم و قابل توجیه نیست ولی باور کن با میل و خواسته خودم نبوده من از بچگی عاشقت بودم که من حرفشو قطع کردم گفتم پس میثاق چی بود این وسط که بهم نگاه کرد و گفت بخدا میثاق بزور بود و اینو اصلا دیگه من نمیخواستم اشتباهی که با موسوی انجام دادمو قبول دارم ولی میثاق بزور منو میکرد من یه لحظه از این لحن صریحش جا خوردم چون گفتم که ما هیچوقت در مورد این چیزا با هم مستقیم صحبت نمیکردیم گفتم فقط به یه شرط میبخشمت که هر چی ازت پرسیدمو با صداقت بهم جواب بدی گفت باشه گفتم قبل از ازدواج با من دوست پسر داشتی سرشو انداخت پایین گفت آره گفتم مگه نگفتی از بچگی عاشق من بودی چجوری پس تونستی دوست پسر بگیری گفت بخدا اونموقع هم عاشقت بودم ولی به اصرار دوستم با اون پسره دوست شدم آخه داداشش بود گفتم چند سال داشتی گفت سنم کم بود وگرنه این کار رو نمیکردم گفتم یعنی چند سال گفت دوم راهنمایی بودم گفتم همین بود فقط گفت آره بخدا بعدش تازه کلی پشیمون شدم دو سال بیشتر نبود کلا پرسیدم تو این دو سال کاری هم کردین دوباره سرشو انداخت پایین گفت اون پسره پنج سال ازم بزرگتر بود و راستش اصن بخاطر همین چیزا با من دوست شده بود گفتم یعنی باهم سکس داشتین گفت نه اونجور سکس راستش لاپایی بود فقط و چند بار هم واسش خوردم و دو بار بعد از اینکه میثاق از پشت کرد هم اون منو تونست راضی کنه و از پشت بکنه ولی بعدش یهویی دیگه بهم محل نذاشت و فهمیدم قصدش فقط سو استفاده از من بوده. گفتم میثاق چی بود داستانش گفت میثاق خیلی عوضی بود از همون موقع که بچه بودم هیز بودنشو میفهمیدم تا اینکه یه سال متوجه شدم موقعیکه دارم حموم میکنم داره منو دید میزنه ولی چیزی بهش نگفتم و بیشتر ازش فاصله گرفتم تا اینکه یه سال عید اومده بودن خونه ما صبح بود خواب بودم حس کردم یکی داره کونمو میماله بیدار شدم دیدم میثاقه اومدم باهاش درگیر بشم ولی خب من از اون کوچیکتر بودم زورم بهش نمیرسید بزور لختم کرد و از پشت بهم تجاوز کرد گفتم چند بار بود مژگان گفت یادم نیست گفتم مگه چند بار بوده گفت اون سال عید دو بار دیگه هم این کارو باهام کرد ولی یادته دو سال بعد اومدن ایران سر بزنن گفتم آره گفت اومدن خونه ما تو یادت نیست اون یه ماهو خونه ما بودن بلاهایی به سرم آورد که هرگز فراموش نمیکنم گفتم چه بلایی گفت مامان و زندایی که میرفتن بیرون یا مهمونی این منو تنها گیر میاورد و بهم تجاوز میکرد و تحقیرم کرد جوریکه یه مدت افسردگی گرفته بودم و راستش اختیار سوراخمو از دست داده بودم و سر همین مسئله خیلی تو باشگاه و مدرسه ضایع شدم و دو ماه طول کشید تا برگرده به همون حالت اول گفتم دیگه که مزاحمت نشد گفت نه خدا رو شکر بعد از اون سال که رفتن دو بار دیگه هم اومدن ایران ولی دیگه هیچوقت خودمو باهاش تو یه موقعیت تنها قرار ندادم. گفتم دیگه با کسی نبودی گفت نه بخدا دیگه بعدش جز تو با کسی نبودم گفتم موسوی اونو چه توضیحی داری گفت موسوی قبل از من از عمد پرستو رو انتخاب کرد دو ت‌ا دلیل داشت اول این که میخواست پرستو رو بکنه دوم میخواست من بهش اعتراض کنم و به من هم پیشنهاد بده که اگه پیشنهادشو قبول کنم منو میبره مسابقات که تو هر دو تاشون موفق شد بلایی سر پرستو آورد که پرستو دیگه ورزشو گذاشته کنار گفتم چیکار کرد مگه گفت پرستو رو برده بود خونه و اونجا پنج نفر دیگه هم بودن و شش نفری بهش تجاوز کردن که فرداییش پرستو حتی دیگه باشگاه هم نیومد و انصراف داد منم میدونم کارم قابل قبول نیست ولی چون واقعا میخواستم این مسابقاتو برم تن به این کار دادم ولی هیچوقت باهاش خونه نرفتم و شرط گذاشتم واسش فقط تو همون باشگاه که ‌اولین بار هم داخل همون رختکن باشگاه منو کرد گفتم کونت چی گفت این یه اتفاق عجیب داشت راستش اونجا گفت من بچه ها رو میفرستم و تو باید یه صبح تا بعد از ظهر پیشم بمونی منم مجبور شدم و منو برد یه سوییت که اونجا یه مرد هم سن و سال خودش رو هم دیدم اونا دوتایی بهم تجاوز کردن پارگی کونم هم بخاطر این بود که دو تایی همزمان کونمو گایید که من بیهوش شدم بهوش که اومدم احساس درد شدیدی تو کونم داشتم و ساعت ۴ بعد از ظهر بود و مثل اینکه یه دکتر آورده بودن و همونجا بخیه ام زده بود ولی میخواستم همون شب همه چیزو بهت بگمو چون مطمئن بودم که با دیدن بخیه هام میفهمی خودت. صحبتاش که تموم شد گفتم خونه موسوی میدونی کجاست گفت خونه اشو نمیدونم ولی از پرستو میپرسم. فرداش بهم زنگ زد و آدرس دفتر موسوی رو داد و گفت مثل اینکه به پرستو هم تو همون دفترش تجاوز کردن. رفتم سراغ شوهر پرستو خلاصه کنم همه چیزو بهش گفتم البته با سانسور اینکه پرستو و مژگان پیشنهادشو قبول کردن و فقط گفتم که موسوی به زنامون تجاوز کرده اول جا خورد ولی بعدش اینقد عصبی شده بود گفت فقط آدرسشو بده گفتم خودتو تو دردسر ننداز گفت نه رفیق دارم میدم ببرن سر به نیستش کنن دو روز بعد ظهر که رفتم خونه مژگان با شادی اومد جلو گفت حمید حدس بزن چی شده گفتم چی گفت موسوی مثل اینکه تصادف کرده و رفته تو کما منم بهش چیزی از اینکه با شوهر پرستو چه صحبتی داشتم نگفتم و بعد از ظهر تو مغازه که بودم زنگ زدم به شوهر پرستو گفتم کار تو بود گفت آره داداش به بچه ها سپردم ترمز ماشینشو بریدن و فرستادنش تو دره گفتم دمت گرم فقط پرستو رو سرزنش نکن اون قربانیه گفت میفهمم حمید اگه زودتر بهم میگفت چشه دیگه اینقد نه من عذاب میکشیدم نه اون. از این اتفاقات دو ماه گذشته من و مژگان زندگیمون به روال عادی برگشته و پرستو هم حالش بهتر شده و دوباره با هم رفت و آمد خانوادگی داریم موسوی از کما اومد بیرون ولی فلج شد و دیگه حتی قدرت تکلم هم نداره و خانواده اش هم گذاشتنش آسایشگاه این اتفاقات زندگی من بود تو این دو سه ماه ولی خب خیلی از چیز ها رو فهمیدم که نمیدونستم و حواسم هم بیشتر به مژگان جمع شده و راستش یه ذره چشمم ترسیده ولی فعلا که هیچ اتفاقی نیفتاده که بخوام بهش مشکوک بشم. بهرحال اونقدری دوستش داشتم که بتونم یه بار ببخشمش.
    پایان.


    نوشته: حمید

  • 48

  • 32




  • نظرات:
    •   A....k
    • 1 ماه،3 هفته
      • 8

    • عالی بود ولی به قول شاه ایکس تو ایران واقعی مژگان خیانتشو می‌کنه حمید هم هیچی نمی‌فهمه چون اینجا ایرانه


      و چون اینجا ایرانه خونه از پایبست ویرانه


    •   hesam_m
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • یه بار؟!
      با این حساب این جنده خانوم حداقل ۵ تا کیر مختلف تا الان رفته تو کونش پروفسور :)))


    •   hesam_m
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • یه بار؟!
      با این حساب این جنده خانوم حداقل ۵ تا کیر مختلف تا الان رفته تو کونش پروفسور :)))


    •   Pesarkhoshform
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دوستم ، خییییییلی جالب بود،اصل بلوغ بازی بود


    •   عشقبازمست...
    • 1 ماه،3 هفته
      • 12

    • پایان تو کونت
      خودتو زن فاحشتو باید مث سگ میگاییدن
      سگ برینه تو اون ورزش زنت
      حالا چی گوه ورزشی هست مگه قهرمانیش میخواد چه گوهی بشه
      سر کوچه ما لوازم ورزشی هست کاپ قهرمانی هم داره صد مدل دونه ای ده هزار تومن بیا بگیر بکن تو کونت


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • من جای تو بودم طلاق می‌گرفتم.


    •   boyboy36
    • 1 ماه،3 هفته
      • 9

    • اخر داستان ریدی کسسکش مگه صدا وسیما هست که میگی ترمز و بریدن. بعد چند بار ترمز گرفتن دیگه راننده هرچقدر نفهم باشه میفهمه رییدی با ر دسته دار


    •   mortezastranger
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • کرونا بگیری تا دیگه هی نیای زیر پست ها بنویسی بلوغ بازی بلوغ بازی
      یاد فیلما افتادم که ترمز می بریدن و طرف می رفت تو دره و از شانس اینم رفت کما مثل فیلم


    •   A_sheykh_Hamid
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • این قسمت رو مخی بود رفیق


    •   mountain
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • خااااااک بر سر بی‌غیرتِ حرومزادت بکنن"
      توف سگ به شرفت بیاد...


      نکنه حرو.مزاده‌ی کو.نی هستی،
      کسی صد نفر کو.نش گذاشته باشند،
      غیرت روی ناموس نداره،،،


      ولی مطمئن باش، پاش بیوفته، بازم بهت خیانت می‌کنه،
      البته حقتِ...


    •   دانیال65
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • اقا خودت قسمت قبل میخوندی بعد این قسم ۳ رو مینوشتی
      الان این ادامه اون بود یجاهایش نیستا
      این میثاق از کجا امد
      خودتم یادت رفت
      ولی اخرش مثل فیلما سریالهای ایرانی تموم کردی ادم بده به سزای اعمالش رسید . زنت خیلی داد .آمما. توبه کرد و توهم آب توبه ریختی روش فقط مشهد نرفتین
      ولی از میثاق عقده داری تابلو???
      تو رو هم تنها گیر می آورد آیاااا؟


    •   Poya.x
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • موسوی ها سید هستن هر کثافط کاری در میاد از این سید ها و اخوندای حرومزادست
      بعدشم واسه تو بی غیرت متاسفم ک با یه جنده داری زندگی میکنی و جندگیشو بخشیدی اگه عاشقت بود بخاطر یه مسابقه حاضر نمیشد بهت خیانت کنه و جندگی کنه


    •   نارنگی
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • رفتی به حمید همه چیزا گفتی اونم گفت اره حق میدم به زنم فداسرش
      بعدم اون فقط ماشینشا دست کاری کرد
      یعنی خودت نرفتی خشتکشا سرش کنی ریدم دهنت نه بخاطر داستان شخمیت فقط بخاطر بی رگی و بی غیرتیت شاشیدم تو اون زن آینده ات و اون خجالت کشیدناتون ???


    •   Nasr7070
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • بریدن ترمز که کاملا هندی بود حرف زیادیم نزن
      گذشته از اینا رفتن به مسابقه واقعا برا یه زن اینقدر مهمه؟
      کلا دیس من که باور نمیکنم بازم دیس


    •   Arvin2u
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • اشتباه کردین شماهم پنج نفر جمع میکردین چنان بهش تجاوز میکردین که دیگه نتونه راه بره.بعدش میفرستادین ته دره


    •   Behzadjafari
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • به زنت اطمینان کن دروغ نمیگه تقصیر نداره ذاتا جنده اس


    •   Saleh0015
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • داستان باحالی بود ، حقیقت یا دروغشو کاری ندارم فقط آخرشو دیگه خیلی تخیلی کردی در کل خوب بود


    •   saiddkosdost
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کلید اسرار

      من حوصله نتیجه اخلاقیشو ندارم یکی بیاد بگه نتیجه اخلاقیشو


    •   tara.-tt
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خیانت دیس


    •   حاجعلی-کصخواه
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • سلام دوست عزیزم و کص ننت با این کصشعر داستانت
      1-اونی که فیلم میگرفت توی کص ننت بود؟ تا حالا رختکن ورزشی از نزدیک دیدی؟
      2‌-چی شد که وسط داستان یهویی ترسیدی و پایانش رو از مرگ زن جنده ات به فلج شدن موسوی رسوندی؟ کلید اسرار جنده ها رو داری مینویسی یا داستان؟
      3- زن جنده ات رو از ده جا گاییدن کونش بخیه خورده، یکی از خارج میومده کونش میذاشته، یکی دوست پسرش بوده ننه اش رو گاییده این وسط فقط ما نکردیمش بعد میگی اینقدری دوستش داشتم که یکبار ببخشمش؟ کصکش تو داری توی این زندگی فقط میبخشی خو جنده ای محل ما از زن تو کم کار تره
      4- تو رو جون ننت ننویس کصکش خر


    •   Marshaall_Boss
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • برو بابا کسکش بیغیرت...حالمو بهم میزنی نکبت


    •   kamranpoya
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • تجاوز بده من بهم تجاوز شده درک میکنم


    •   zanbory
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • باتوجه به واقعی بودن داستانتون بچه های شهوانی زیاد اصرار دارن که اون قسمتی مژگان و موسوی میرن توی سوئیت و دونفری صندوق عقبش میزنن غر میکنندو صافکار واسه صافکاری و نقاشی میآرند رو توی داستانت ذکر نکردی و قسمتی دیگر به داستانت اضافه کن ...
      کدوم آدم احمقی میشینه چندبار کوص دادن زنشو تماشا میکنه .وماشالله اینقدر بیعرضه و ترسو تشریف داره که از همسر یکی دیگه کمک میگیره.
      ترمز ماشینشو دسکاری کردید .مشنگ راننده که پشت فرمان ماشین میشینه اول ترمز و امتحان میکنه و تابخاد از شهر خارج بشه اونم توی ترافیک شهرها صدبار بیشتر ترمز میزنه.مگه اینکه اونی که از زنت فیلمبرداری میکرد زیر شاسی ماشین موسوی یه قیچی کنترل ازراه دور نصب کرده باشه و نزدیک دره شیلنگ ترمزشو قیچی کرده باشه
      خدایی بااین هوشم منم باید داستان بنویسم


      مشنگ ننویس .ملتو چی فرض کردی..


    •   misMehrdad
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • یه جاهایش فیلم هندی بود، تا ساعت 4 صب بیرون بودی و اونم ازش خون می رفت؟ کل خون انسان به اندازه یه چار لیتریه، بعدش اون ط ف که زنش جن ه بود، شوهرش اونقدر جاهل بود که زیر دستاش آدم بکشن؟ یارو هم هالو بود نفهمید ماشینش ترمز نداره؟ از نازی آباد تا لشکرگ بدون ترمز رفت؟؟؟؟ آقا مطمئنی بچه آبادان - لاف نیستی؟


    •   misMehrdad
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • واقعا آخوندا ریدن تو شخصیت ایرانی یه روده راست تو بدنشون نیست. نمی دونم چه اصراری به تخیلات هست، باوا بخدا عین واقعیت بگین، خیلی هیجانش بیشتره.


    •   shohre@J
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • فقط برام معمایی شده موسوی در باشگاه بانوان چه جوری این همه فعال بوده و تونسته راحت با زنت سکس کنه و از همه بدتر به نظر من اگه راستشو گفته باشی باید خیلی مواظب زنت باشی چون اگه واقعا دختر سالمی میبود اون همه کون نمی داد اخه یعنی چه میثاق رو خیلی راخت بهش راه می داد که بهش تجاوز کنه اونم چندین بار ....گمون کنم بازم با میثاق رابطه خواهد داشت


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • این داستانو از اول خوندم. باید بگم یه مسابقه ارزش جنده شدن نداره مگه خود طرف هم بخواره و دلش بخواد. بعدم اینکه از اول این شکل داشته. ازین عاشقا منم دیدم عاشق یه نفرن ولی هرجا حال کنن میدن. بازم میده مطمئن باش ولی این بار حواسشو خیلی جمع میکنه و حداقل یکی 2 سال دیگه. آخرشم که فیلم هندی بود ترمز ببر و این حرفا. مطمئنم کاری نتونستین بکنین و موسوی داره ادامه میده راهو.


    •   shohre@J
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • سوا از دروغ و راستش داستانت منو تحت تاثیر قرار داد...ولی تو همون موقع که اول بار فیلم شو دیدی که موسوی باهاش ور میرفت دخالت می کردی هم ثابت می کردی که بی غیرت نیستی و هم زنت با دوکیر کونش پاره نمیشد پس خودتم خیلی مقصری ..اصلا مرده شور ببره اون مسابقاتی که اونقد مهم باشه که زنت قبول کنه باهاش سکس کنن ...خودت و زنت اوضاعتون خرابه .....من ورزش کارم و رزمی کار می کنم و مربیم ..اجازه نخواهم داد حتی یک مرد وارد حریم باشگام بشه چه برسه که دخترای ورزشکارو تور کنه


    •   موری.جون
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دادا آخرشو خیلی خراب کردی موضوع به این قشنگی و باحالی رو 10 ها مدل دیگه میشد بنویسی... تند تند همه چیو فقط جمع کردی و بستی کلی و بی مزه

      شاه کار کردی تو داستان زندگیت که رفتی به شوهرپرستو گفتی همین ....؟. پیش خودت فکر کردی زرنگی گذشته زنت رو فهمیدی اونم از زبون خودش خخخ خخخ تو فکر کن همونا بوده که گفته هنوز زنها رو نشناختی گرچه 10 برابر اینم کون داده باشه مال مجردی و قبل بوده گذشته ها گذشته راستی میرفتی شکایت میکردی اون یارو که جر داد زنتو و اون 5 نفر دیگه هم میگرفتی در نمی رفتند هر کدومشون الان اگه بخوان میتونند خانومتو ی جا گیر بیارند و با آتوشون دوباره بکنند خوددانی اگه واقعیت زندگیتو نوشتی


    •   Ali268ali
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • اگر یکی دلش نخواد بده نمیشه به زور بکنیش
      خوش به حال زنت به کسی بده بازم دوسش داری

      لا اقل غیرت داشتی یه سیلی بهش میزدی ترسیدی بری پیش موسوی تورو‌هم بکنه
      کیرموسوی هم نتونسنید بخورید چه برسه ترمزش دستکاری کردن
      همه میان از کردنشون و عشق حالشون مینویسن تو امدی از دادن زنت نوشتی
      واقعا بیغیرتی
      گورومساخ سیکم اغزن


    •   Eshgho_halle_sexi
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خیانت چیزی نیست که بگی اشتباه کرده خودتو به خریت نزن صدسال دیگه هم بگذره بازم میره کوس میده بازم حسرتش برا تو میمونه که چند سال از عمرت حروم شد و الان چند سال وقت برای جبران زندگی داری پس تجربه رو دوباره تجربه نکن احمق جان تو عاشق نیستی وابسته ای


    •   E.rhashari
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • زنت فقط به حسن کرد شبستری نداده بعد میگی عاشقت بوده


    •   Sara.mehdi
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • واقعا چ اتفاقی میفته ک این همه کسشر بیاد تو مغز یه ادم،مادر کونی


    •   محسن یزدی
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • بده منم بکنمش الان که راه اش بازه


    •   adelbozorg
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • عزیز دل برادر کسکشی تو و جنده بودن زنت که شاخ و دم نداره


    •   slv96
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • نه تقریبا راسته من ۳ سال ووشو کار بودم خیلی از رابطه جنسی ووشو کار های خوب با مربیشون و داورا شنیدم به نظرم راسته


    •   قلاغ
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • از اونجا که در همچین سایتی قرار نیست داستان‌هایی که نوشته میشه ، واقعیت داشته باشه و برای سرگرمی خوبه ، لایکت کردم و امیدوارم داستانهای بهتری بنویسی .
      ولی من یه توصیه برای اون دوست عزیزمون Pesarkhoshform
      دارم ، دوست گرامی ، بخدا من تا الان که حدود ۱۰ ساله
      با آیدی های گذشته و حال میام توی این سایت ، به کسی بی احترامی نکردم ولی باور کن این کلمه بلوغ بازی ، اصلا نه معنی داره نه مفهوم ، اگه براتون امکان داره تکرارش نکن ، چرا دوست دارید بهتون بی احترامی کنن ، باور کن واژه جالبی اختراع نکردی ، اصلا هم معنی خاصی نداره


    •   osdosdosdosdosd
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • یاد اون جوکی افتادم که مردم به زنش میگهتاحالا به من خیانت کردی؟و زنه پیش خودش میگه این که داره میره بذار بهش بگم .میگه ۳ دفه مرد خوشحال میشه بگو خوب کی بوده میگه یاد تو تیم ملی فوتبال انتخابت نمیکردن ؟ و بعد انتخابت کردن اون دفه اول بود و دفه دوم یادته ناراحتی از اینکه ۱۰ تا بازیکن تیم فوتبال به پاس نمی‌دادند؟ بعدش بهت پاس می‌دادند .دفه سوم یادته میگفتی ناراحتی از اینکه تماشاچیان تورو تشویق نمی‌کند یهویی ۱۰۰ هزار تماشاگر با هم تورو تشویق کردن نمیدونم چرا یاد تو افتادم جاکش
      زنت جندس


    •   آیت_الله_فاکر
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • من خیلی وقته شهوانی میام و عضو نبودم
      فقط به خاطر این داستان تخمیه توعه جقی عضو شدم


      1 خودت داستانتو یک بار بخون ببین چی داری بلقور میکنی . اصن قسمت قبل تا این قسمت کلی این وسطش جا مونده. انقد وسط تایپ دستتو کردی تو شرتت کلی از داستانو جا انداختی ،البته خیلی هم مهم نیس چون اون جاهایی هم که جا افتاده احتمالا زنت داشته به سوپری و قصابی محل و بقیه کون میداده ، واسش آرزو موفقیت دارم ، یکم دیگه روش کار کنی ، رکورد شایلا استایلز و بقیه پورن استار ها رو توی آنال میزنه ، من این بنیه رو تو وجود زنت میبینم.


      2 زنت واقعا عاشقته ، به این دلایل
      الف : به خاطر اینکه از بچگی دوستت داشت با همه دوست میشد و به همه کون میداد و موقع کون دادن تورو تصور میکرد.
      ب : به خاطر موفقیت تو مسابقات و اینکه تو بهش افتخار کنی بازم رفته کون داده
      تو نوجوونیش بهش تجاوز کردن و کونش گذاشتن ، اما چئن عاشقت بوده به کسی نگفته که ابرو ریزی نشه


      اره زنت عاشقت بوده تو هم عاشقش باش( عشقتون پایدار)


      3 نکته آخر اینکه شنیدم کرونا از راه آنال سرایت میکنه ، بپا کرونا نگیری مرتیکه عاشق ، بعید نیس زنت به خفاش ها هم کون داده باشه


    •   yeon
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • باورم نمیشه که یکسری کصمشنگ داستانو باور کردن (hypnotized)


    •   9820321
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • اعتراف میکنم که یکبار بیشتر باشگاه رزمی نرفتم ولی با شناختی که از جمهوری اسلامی دارم بعید میدونم برای خانم ها مربی مرد گذاشته باشن باهاشون حتی در حد کلامی در ارتباط باشه یادتون باشه مسئولین عقده ای کشور ما مربی مرد خارجی تیم خانمها رو مجبور کردن سر مسابقات روسری سرش کنه خلاصش که حس کردم به شعورم توهین شد.....


    •   Siyavas
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • کیر توغیرت کیرتو کون زنت اگه داستانت راست باشه کیر موسوی رو هم نتونستی بخوری اینجوری گفتی که بچه ها نگن بهت بیغیرت ولی باتموم این حرفا بی غیرت بی غیرت


    •   kakamoon
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کاری ب داستان سس شعرت ندارم!
      ولی برای من پیش اومده با دختری حرف زدم ک پردشو سر تجاوز از دست داده بود و همیشه خدا افسرده بود!!
      برداشتم از تجاوز ینی مرگ روحی... مرده متحرک بودن، سکس خوبه ولی ب زور و تجاوز نع. امیدوارم خدا زجرکُش کنه اونایی ک روحشون رو ب شیطان فروختن و تجاوز کردن ب ی دختر و پسر زبون بسته و ترسو!!!


    •   hf21733
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • سلام و احترام
      اهل توهین نیستم ولی واقعا مصنوعی و مزخرف و بی اساس و بنیان بود


    •   KingAsshole
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خوبه موسوی کون دوستای شوهر پرستو نزاشتن :(


    •   s.s.kh
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • بیشتر شبیه روزنامه حوادث بود
      و در عین حال بسیار جذاب


    •   im_fuckman
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کصکش مگه کلید اسراره که همه‌ چی به خوبی و خوشی تموم شد گوزو


    •   Mr.lanati
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • خب کونی لااقل خودت قسمت دوم رو میخوندی بعد ادامه میدادی?? من سه قسمت رو خوندم و منتظر بودم ببینم این چه مسابقاتی بوده که اینقذ برای زن جندت مهم بوده اخرشم معلوم نشد? به پرستو شش نفر تجاوز کردن فقط یکم افسرده شده بود؟ بعد سوییت یا خونه فرق داره؟میثاق زنتو گاییده بود باد در میکرد موسوی و اون سن بالاهه دو نفری از کون کردنش با چارتا بخیه حل شد؟ تو و حمید خاهر روشن فکری رو دیگه گاییدین بابا دمتون گرم??
      هیچوقتم پیگیر نشدی ببینی کی داره فیلم میگیره برات میفرسته ها؟ ای که ریدم کف دستت قبل و بعد جق زدنت


    •   serpico173
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • آفرین که بخشیدیش
      معلومه خیلی بخشنده ای


    •   se7en45t
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • خخخخخخ عجب...۳بار اومدم تو سایت دیدم کستانتو نخوندم امشب گفتم قسمت پایانیشه بزا ببینم چی نوشته ..اخه مشنگ خان چجوری روت میشه اینارو بنویسی ؟نکنه از این اوا خواهریا هستی ک یکم تند باهاشون حرف بزنی عین زنا گریه میکنن..دیگ کیر توی شهرتون نمونده تو کون زنت نرفته باشه این اخریم ک اخرین فن استاد بروسلی رو رو کون زنت اجرا کردن ک کارش ب بخیه کشیده اونوقت بزرگترین کاری ک توکردی این بوده ک رفتی ب شوهر اون یکی جنده گفتی؟تو چقد خطرناکی ..دمت گرم خفن..ترمز ماشینو بریدن??یاد ماشین چپ تو فیلم هندی افتادم خخخخ فقط میتونم بگم خااااک


    •   ali.l.a
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دِ آخه بی خایه
      کونیه مغز فندقی کسشر
      خودت خایه نداشتی با طرف روبهرو شی دادی یکی دیگه ترتیب کسی که زنتو گاییده بده
      ایرانی نیستی بودی غیرت داشتی
      تا اون یکیم خایه نداشته با کسی که زنشو گاییده روبه روشه داده یکی دیگه اصلا کیش ان در کسشر گفتی
      عاقا ثبت رکورد گینس زده این کونی به ثبت برسونید????????
      داستان اینطوری بوده که زنت انقد گاییدتت با دیلدو
      تخم نداشتی چیزی بگی اومدی اینجا جنده جا زدیش
      کونی
      ک و ن ی = کووووونیییییی??


      سلطان حاج علی دیس و داد بهت کوووووونیی جقی


    •   Ye_pesar998
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • لاشی صفت


    •   kambizzzzz
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • تو مرد نیستی. یک مرد حتی اگه مجردم باشه همچین چیز کثیفی به ذهنش راه نمیده چه برسه به اینکه داستانش کنه
      بی غیرتی رواج نده دیوثثثث


    •   Pragmatism
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • قسمتی از《شاید برای شما اتفاق بیفتد》بود منتها بدون سانسور


    •   miago
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • قسمت اولش خيلي خوب بود


      دوميش بهتر بود ،


      اخريش خيلي خيلي بد بود ، انگار يه نويسنده ديگه فقط مي خواست سر و تهش رو هم بياره


      در هر صورت من به داستانهاي اروتيك هميشه لايك مي دم


    •   amirhosseinsameiy78@gmail.com
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیرم دهنت با این تموم کردن داستانت ?


    •   طوفان61
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • نظر شما چیه؟اجرت با آقا میتی کمان


    •   mmd.........
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • وجدانی ریدی تو داستان عزیز دلم چون دوسش داشتم از جندگریهاش گذشتم بابا عاشق بیا بورو تو کوچه (dash)


    •   Wolf24
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • از ته دل که بهش ندادی
      نه بابا بچه شدیا
      قربونت برم من عشقم میدونستم دوسم داری
      یعنی شاشیدم به این داستانا که من بخاطر همینا جرات نمیکنم ازدواج کنم که سرم نیاد


    •   ilovemilf
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • تجاوز ؟ کصخل زن جندت رفته کصشو تا ته اجاره داده کص پدر
      مسابقات ؟ کله کیری
      کص ننه آدم دروغگو


    •   Hossein966661
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ریدم تو داستانت
      اینقد تخمی بود که حیفه حتی کالری بسوزونم فحش بدم بهت


    •   manrna
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ببخشید ایرانی که شما زندگی میکند کجاست که باید ورزشی به اون شکل رو ی آقا انتخاب کنه؟؟؟؟ ایران ما که تی وی هم نشون نمی‌دن??????


    •   david_33eeh
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • کلید اسرار


    •   mhdnjfi58
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دیگه چیکار کنه که طلاقش بدی؟
      این مدل کاکولدی رو ندیده بودم
      عجیبه


    •   Fatdev2
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • یه موسوی هم ما سراغ داریم که میگفت ورزشکارا رو دوست داره و خیلی وقته یه تنه کون ملت میزاره.
      یه کاری کن برامون حمید جون ✌


    •   Kingshahinas
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • بروووو عامو در کونتو بزار


    •   ekate
    • 1 ماه
      • 0

    • مختصر خوندم خوب به خودم قول دادم دیگه کسی را نقد نکنم ولی از اونجائی که قلم هیزی داری شاید تو کارهای بعدی و مطالعه بیشتر موفق باشی
      1- نکته اول : هیچ کیری نمیتواند کوون زن بالغی را پاره نمیاد ، شاید تنها باعث درد زیاد شود و لاغیر ...
      2 - در مقام زنی که بارها در حالی به شوهرش خیانت کرده که هیچ کمبود مالی و عاطفی نداشته و زندگی اجتماعی ـش هم در سطح قابل قبولی بوده عرض میکنم ، تمام این بهانه ها ی نمیدونم مجبور شدم ، کاری از دستم بر نمیومد ، تو به هم توجهی نداشتی ، من تنها بودم ، کمبود محبت داشتم و... همگی یاوه های محض ـه ، زن فقط بخاطر شهوت به شوهرش خیانت میکند و نه چیزی دیگر !!!
      اگر زنی نخواد کسی بهش دست بزند و به عبارتی عامیانه گائیده بشه ، اگر تمام مردهای خوشتیپ دنیا جلوش سر خم کنند محلشون نمیذاره و تنها راه گائید ـنش تجاوزه!
      جهت اطلاعات طبق آماری که از متجاوزان گرفته شده همگی آنها به این نکته که در هنگام تجاوز واژن زن ناراضی کاملا یخ کرده بوده اعتراف کردند .
      زن وقتی از روی بی میلی و نفرت گائیده بشه واژنش مثل یخ سرد میشود !


    •   مهدی.حشری
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • تو غلط کردی اگه بخشیدی چرا اینجا تعریف کردی زنی که یک بار مزه حروم رو تو زندگی متاهلی بچشه دیگه کلا خوشش میاد پس باهاش نباشی سنگین‌تری


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو