داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

زن و مرد جنتلمن

1399/04/18

سلام به بچه های حشری

اسم من منصوره (مستعار) ۲۲ سالمه قدم ۱۷۸ هستش در یکی از شهرها مغازه آکواریومی دارم انواع ماهی ها گوشت خواهر و گیاه خوار و آبشور که خیلی زیباست .بگذریم
من دوست دختر زیاد داشتم ولی این داستان خیلی جالبی بود برای اینکه سکس با دوست دختر رو تعریف نمیکنم یک چیز طبیعی هستش در رابطه اما این موضوع برام خیلی فرق داشت .
هر روز صبح و بعدظهر میفرفتم در‌مغازه رو باز میکردم مشتری خوب داشتم یک شب داشتم مغازه رو تعطیل میکردم دیدم یک ماشین سانتافه مشکی ایستاد سلام کرد گفت مغازه رو بستی؟ جواب دادم بله چیزی میخوای بدم خدمتت گفت نه فردا زودتر میایم . اکی دادم و رفت منم رفتم خونه مثل همیشه .
فردا شب ساعت آخر شب بود دیدم یک آقای ۳۸ ساله خوشتیب و یک خانوم ۳۵ ساله زیبا خیلی سر رو تیپ فانتزی با کلاس وارد مغازه شدن خیلی خوب احوال پرسی کردن خانومه سر صحبت رو باز کرد ما یک اکواریوم بسیار شیک و زیبا میخوایم کاتالوگ رو گذاشتم جلوشون بهشون گفتم انتخاب کنید . تمامی آکواریوم ها کمدی بسیار زیبا بودن .
خانمه گفت نه ،کسی هست بیاد خونه ما بببینه که طراحی کنه یا کجا نصب کنیم گفتم بله کار خودمه خانومه گفت کی میایی گفتمش تقریبا نیم ساعت دیگه تعطیل میکنم میام .لطفا آدرس و موبایل رو برام بنویس تا بیام . خانومه گفت از اینجا میخوای بری جای دیگه بعد بیایی. گفتم نه بعد از تعطیلی مستقیم میام خونتون یکم مکث کرد گفت خب اگر نیم ساعت دیگه با خودمون میبریمت و میاریمت البته اگر اشکالی نداره ، گفتم باشه شما تا داخل مغازه چرخی خوردید ماهی ها رو انتخاب کنید چی میخواید تا منم کارهامو انجام بدم .
جالبی این داستان اینه که تمام خانومه حرف میزد آقا تنها حرفی که زد سلام کرد

خانومه با آقاهه نگاه ماهی ها میکردن و با هم صبحت میکردن .
منم رفتم تو بالکن مغازه لباس عوض کردم امدم پایین کارها رو انجام دادم گفتم بریم خانومه گفت اماده ایی بریم مغازه رو بستم رفتم دیدم داخل سانتافه نشستن یادم افتاد همون دیشبی که گفت فردا میام خانومه جلو نشست منم رفتم عقب حرکت کردیم خانومه سر صحبت باز کرد ماهی چی ببرم گوشت خوار یا گیاه خوار یا آبشور بهتره و فلان و این حرفها که رسیدیم ریموت درب زد خونه ویلایی زیبا باغچه حوض و غیره رفتیم داخل خونه خانومه گفت خودت و این پذیرایی طراحی کن داشتم تمام خونه رو نگاه میکردم که کجا جالبه و چی بزارم لامصب خونه نبود قصر بود مبلمان سلطنتی و لوسترهای گرون فرش ابریشمی و غیره …
خانومه صداش امد چکار کردی جای خوبی دیدی بهش گفتم اره برگشتم براش توضیح بدم دیدم یک شلوار استرج تنگ مشکی با تاپ سفید یقه قایقی تنشه بدنی کتف و بازوهاش سفید .
من که کیرم بلند شد .
یک لحظه برگشتم که تابلو بازی در نیارم شروع کردم براش توضیح دادن که اکواریوم ۱۸۰ سانتی کمدی میخوای اینجا میخوره عکسشو بهش نشون دادم تو کاتالوگ امد جفتم نگاه عکس بکنه که چه شکلیه بازوش خورد به بازوم منم فاصله نگرفتم گذاشتم ببینم خودش میره کنار دیدم نه منم خوب لاس زدم باهاش براش توضیح میدادم این رنگاه هست اینجوری میتونستم بیشتر پیشم باشه که حال کنم .
بعد آقا که شوهرش بود با یک سینی قهوه امد . خانومه گفت بفرما بشین ببخشید اسمتون رو نمیدونم ، گفتم منصور ، بفرما اقا منصور قهوه فرانسه اصله (خدا لعنتش کن اون شب تا صبح نخوابیدم خخخخخخ)
قهوه خوردم براشون نشستم حساب کردم آکواریم آبشور اگر بزارم تقریبا با این حجم ۳۵ میلیون هزینه داره با کل لوازمش .
انجا برای اولین بار مرده گفت خوبه آبشور زیباتره .
اون شب قهوه رو خوردیم کلی صحبت کردیم منم از خدا خواستم خوب لاس میزدم .
بهشون گفتم من برم فردا سفارش آکواریم رو از شرکت ماهیران میدم دو روز دیگه دستمه از جا بلند شدم خانومه به آقا گفت من می رسونمش خانومه رفت لباس پوشید امد گفت برام شام پیشمون بمون گفتم انشالله یک وقت دیگه چون برای راه اندازی حسابی با هم کار داریم .
خب رفتیم سوار ماشین شدیم در راه برگشت خانومه میخواست سر صحبت رو باز کنه با خودم گفتم بزار من این کار رو بکنم . بهش گفتم ببخشید من اسم شما رو نمیدونم گفت مارال هستم بهش گفتم مارال خانونم شما با خیلی از زنها فرق داری ، گفت چطور فرق دارم بهش گفتم خیلی خوشتیپ و باکلاسی خانوم مثل تو کم دیدم .
برگشت نگاه کرد خندید گفت مرسی گلم گفتمش جدی میگیم .
اونم برگشت گفت تو هم با خیلی پسرهای دیگه فرق داری ، گفتم چطور فرق دارم گفت نمیدونم ولی برای من فرق داری ازش تشکر کردم .
گفت میری خونه یا مغازه گفتم خونه بردم در خونه بهش گفتم بیا داخل خونه کوچیک منم ببین ، انگار منتظر تعارف بود گفت بزار ماشین رو پارک کنم .
از ماشین پیاده شد امد داخل سگ ژرمن رو دید گفت وای چه نازه رفت براش گرفتش بوسیدش گفت منم میخوام بهش قول دادم براش بخرم و امد داخل خونه نشست آکواریم هامو دید براش چایی آوردم بهم گفت مجردی گفتم بله گفت این خونه کیه گفتم کرایه گرفتمش اینجا زندگی میکنم . گفت چرا تنها بهش گفتم به خاطر پرورش ماهی تو خونه مادرم اینها جا نیست اینجا رو اجاره کردم که هم راحت باشم هم تکثیر و پرورش بدم ،گفت خوبه ، چایشو برداشت صداش کردم مارال میتونم یک چیزی بپرسم نگاه کرد گفت بفرما گلم ، بهش گفتم اون آقا کیه شوهرته ؟ گفت بله ، گفتم اصلا صحبت نمیکرد چیزی نمی گفت ، گفت ای بابا این ها فقط اسمشون مرده وگرنه ماهی این آکواریوم جربزهش بیشتره تا این مردا خندیدم گفتم چرا گفت بعد بهت میگم ساعت ۱۲ شبه من برم نگاه کردم چقدر خوش گذشت کی شد ۱۲ خخخخخ .
همه جور برنامه ایی داشتم با زنها یا دختر ها ولی این یک چیزی برا خودش بود .
از اینکه انقدر باکلاس و جنتلن بود خوشم میومد که بهم انقدر حال میده .
رفتش فردا امد ۳۵ میلیون کارت کشید آقاهه و تشکر کرد و رفت دو روز بعد آکواریوم رسید منم تمامی تجهیزات ریختم تو یک نیسان کرایه کردم باهاش هماهنگ کردم بردم براش .
گذاشتیم تو خونه بهش گفتم فردا میام برای راه اندازی ، خانومه گفت حالا درستش نمیکنی ، بهش گفتم راه اندازی این تانک آکواریوم حداقل یک روز زمان میخواد تا کارهای اولیه رو انجام بدم امروز باید برم مغازه فردا جمعه از صبح تا شب هستم در خدمتتون ، اونم گفت باشه پس نهار و شام مهمان مایی تشکر کردم و برم گفت صبر کن تا برسونمت امد ماشین روشن کرد سوار ماشین شدم تو مسیر گفت بهت پول بدم میتونی یک مشروب خوب بخری بیاری فردا؟ گفتمش بله چی بگیرم؟
ویسکی ،آبجو ، شراب ،؟
گفت یک ویسکی خوب و چندتا آبجو بگیر بیار ولی اصل بیاری گفتم چشم دست کرد تو داشبورد ماشین یک بسته تراول ۵۰ هزارتومنی بهم داد .
گفتم زیاده گفت آجیل و خوراکی بگیر فردا با خودت بیار رسیدیم درب مغازه با یک لبخندی شیرین از همدیگه خدا حافظی کردیم .
شب رفتم پیش دوستان یک تکیلا گرفتم چندتا آبجو آمستردام یک شیشه شراب باقیش هم رفتم آجیل و مخلفات گرفتم رفتم خونه صبح ساعت ۸ گوشیم زنگ خورد دیدم ماراله گفت منصور خان خوابی؟
گفتم بیدار شدم حالا میام گفت خرید کردی بابت دیشب ؟گفتم بله خانوم ، گفت نمیخواد بیایی وسیله هم نداری ۲۰ دقیقه دیگه میام دنبالت ، منم زود بلند شدم وسایل آماده کردم لباس پوشیدم امد و رفتیم خونشون وسایل که ویسکی باقی چیزها بود ازم گرفت من تو حیاط مشغول درست کردن آب نمک برای آکواریوم بودم درست می کردم میبردم میریختم تو آکواریم پشت سر همدیگه با یک شلوارک کوتاه و یک تاپ یقه باز سفید آمد گفت بزار کمکت کنم من زیاد نمیتونستم دید بزنم گفتم حالا شوهرش میاد یا داره از جایی نگاه میکنه .
بهش گفتم نه کم کم خودم درستش میکنم ، راستی شوهرت نیستش ؟
گفت نه بابا رفت شمال خونه خواهرش فردا میاد ، من راحت شدم دیگه از رو بدنش چشم ور نمیداشتم تا پشتشو میکرد من یا حواسش نبود من نگاه میکردم کیرم درد گرفت نگاه رون پاهاش یا سفیدی سینه ها واااااای یعنی میشه من این رو بکنم؟
بگذریم کارهای اولیه تمام شد دستگاه رو روشن کردم آکواریوم آبش مشغول گردش شد محلول باکتری زنده دنیتول هم ریختم رفتم نشستم دیدم یک لیوان شربت آورد منم تشکر کردم شروع کردم به خوردن دیدم چقدر بد مزه چرا اینجوریه گفت شرابش خوبه خخخخخخ
من انتظار شراب رو نداشتم خندیدم گفت چرا میخندی گفتمش فکر کردم شربت ، امد کنار نشست گفت بخور خوردم گفت بیا کنار اوپن آشپزخونه رو صندلی بشین نشست کنارم شراب رو تمام کردیم مشغول حرف زدن بودیم البته رو هوا بودیم پاهامون میخورد به همدیگه یکجا پاشو آورد نزدیک که به پام خورد منم با پاهم پاشو گرفتم دستمو گذاشتم رو پاش ،گفت چقدر گرمی پسر گفتمش خیلی صورتمو بردم نزدیک صورتش با هم لب میدادیم لب همدیگه رو‌میخوردیم خیلی با کلاس باهاش رفتار کردم که ناراحتش نکنم دستم بردم رو کتفاش کم کم رفتم رو سینه هاش فشار میدادم چقدر سفت بودن دستم بردم زیر تاپش سوتین دادم بالا سینه های واااااااااااای خدا به این ها میگن هوری گفت بلند شو بریم تو اتاق رفتیم تو اتاق خوابش چه تختی لخت شد منم لباسمو در آوردم گفت ببین کیرتو ارزش داره یا نه نگاه کرد گفت نه انگاری خوبه نشست لب تخت نوک پستان صورتی کسش هم همینطور بدن سفیدی داشت لب تخت پاهاشو باز کرد گفت دستشو گذاشت رو کسش گفت اینو میخوای ، گفتمش بله گفت شرطش اینه که خوب بخوریش بیا جلو زانو زدم جلوش موهام گرفت گفت بچه خوشگل‌ بخورش سرمو برد سمت کسش منم میخوردم برای اولین بار بود که کس بو خوب میداد می لیسدم براش زبون میکردم داخلش تکون میدادم موهام میگرفت فشار میداد و جیغ میزد بخورش دستشو گذاشت بالا کسش و میزد منم زبون میزد چند دقیقه دیگه خسته شدم انگشتم کردم تو کسش و میخوردم با انگشت دوتا نزدم یکدفعه چنان لرزید یک ابی بی رنگ و لزج از کسش امد بیرون بعد دراز کشید رو تخت هیچی نمی گفت رفتم شروع کردم نوک سینه هاشو زبون میزدم و سینه ها رو میخوردم ناله میکرد دستش گذاشته بود رو کس نازش منم پاهاش باز کردم دستشو ورداشتم کیرمو گذاشتمش تو کسش حولش دادم داخل چشماش باز شد .

با خودم گفتم باید نهایت حال بکنم وگرنه ممکنه دیگه چنین چیزی گیرم نیاد

شروع کردم به تلنبه زدن خوب نگاه بدنش میکردم و سینه هاش و حال میکردم ، مشروب خورده بودم کمر سفت شد میزدم سینه های سفید و نوک صورتیش لذت میبردم میدیدم و میکردم اونم حال میکرد میگفت بزن بزن وااای چه حالی میکنم من منم خوب میزدمش دوباره لرزید منم میزدم صدای جیغش رفت هوا گفتم همسایه ها نفهمند دور کیرم دریا شد از اب خوابیدم تو بقلش سفت همدیگه رو گرفته بودیم منم میزدم
کیرم تو کسش سینه به سینه همدیگه لب تو لب خیلی خیلی حال میداد همینطور میزدم دوست نداشتم ارضا بشم خیلی شهوتش زیاد بود منم از اون بدتر چند دقیقه ای که زدم بهش گفتم آبم داره میاد بریزمش کجا گفت بریز رو سینه هام کیرمو کشیدم بیرون آبم به فشار امد ریختم رو سینه هاش بلند شدم دستمال بیارم گفت لازم نیست
مالیدش رو بدنش خوابیدیم کنار همدیگه از هم لب میگرفتیم گفت ای کاش او بیغیرت اندازه نصف مال تو رو داشت .
متوجه شدم شوهرش میگه ظاهرا مرد نبود .
اون روز تا شب آکواریوم کاملش کردم قرار بود فقط بعد بیاد ماهی رو ببره.

اون روز تا شب سه بار دیگه سکس کردیم فکر میکرد بار آخرشه با منه منم فکر میکردم ممکنه دیگه چنین چیزی رو به دست نیارم برای همین فرصت رو غنیمت شمردیم .
ولی این داستانی که برای ما اتفاق افتاد در تاریخ ۹۹/۲ بود یعنی یک ماه پیش توی این یک ماه گذشته چندباری همدیگه رو ملاقات کردیم معمولا به بهانه چک کردن آکواریوم .
ظاهرا شوهرش هم قضیه رو میدونست ولی چیزی نمی گفت .

ارزو میکنم که از دستش ندم .
نوشته: منصور


👍 13
👎 15
40328 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

897029
2020-07-08 21:07:00 +0430 +0430

سلام…

1 ❤️

897030
2020-07-08 21:07:04 +0430 +0430

جنتلمن…خخخ

0 ❤️

897032
2020-07-08 21:07:50 +0430 +0430

خدا نکشتت همین چن ساعت پیش با ماشین بابا(رنو کولئوس)به خاطر اینکه صدای سیستم رو تافلک برده بودم بالا و آهنگ جنتلمن ساسی رو گذاشته بودم پلیس کونم گذاشت و جریمم کرد. دهنت سرویس

پسر آریایی دوست دارم دادا

0 ❤️

897045
2020-07-08 21:14:38 +0430 +0430

پورن لوله کش و دکتر دیده بودیم.
ولی پورن اکواریومی ندیده بودیم. P :

8 ❤️

897046
2020-07-08 21:14:39 +0430 +0430
NA

میگما کص ادکلن مارکو بلکه که این ابن ملجق نوشته بوی خوب میده :( :( :( :( (dash)

3 ❤️

897059
2020-07-08 21:19:55 +0430 +0430

دوباره این یارو «گفتمش» اومد
فکر کنم کنترات برداشتی
به این کلمه که می رسم ناخودآگاه ارضا میشم،ویبره می زنم،می لرزم و می رینم به تک تک کلمات نخونده!!
مردک باز پیدات شد؟
گوشت خواهر؟؟؟وجدانا گوشت خواهر؟؟
خیلی از خود متشکری!همیشه دوست دختر زیاد داشتی و داری
برو ریدم به هیکلت.دیگه اینجا نبینمت هااااا

9 ❤️

897062
2020-07-08 21:20:34 +0430 +0430

منصور ماهی کیرخوار نداری ؟ ما رواز جق خواری دربیاری . 😁

5 ❤️

897073
2020-07-08 21:26:49 +0430 +0430

بازم همون قصه قبلی؟
تا همونجا خوندم که گفت میتونی شراب بیاری؟

4 ❤️

897111
2020-07-08 22:14:38 +0430 +0430

داداش بخاطر داستانات دمت گرم ولی تو عمدا میخای بری رواعصاب خاننده گاییدی مارو با این گفتمش هات جان مادرت بی خیال این کلمه شو روانی کردی مارو میخاستم لایک کنم ولی بخاطر گفتمش دییس

2 ❤️

897123
2020-07-08 22:26:24 +0430 +0430

یعنی الکسیسم به این زودی پا نمیده اخه کوس خول کسی که خونه ویلایی داشته باشه اشغالاشم به تو نمیده ببری سر کوچه مرتیکه ماهی گلی فروش

4 ❤️

897178
2020-07-09 02:06:44 +0430 +0430

نقش اون مشروب هایی که خریدی چی بود تو داستان
طرف که خودش شراب داشته
همون شیشه خالی هاش

2 ❤️

897192
2020-07-09 04:02:14 +0430 +0430

داداش یه ماهی بزار سر کییرت ساک بزنه خالی بشی

2 ❤️

897194
2020-07-09 04:17:16 +0430 +0430

کس نگو یه ماه پیش با پنجاه تومن آجیل و ویسکی و مشروب خریدی کس ده مادر .جقی .یه مشتری داری همش بهش جق میزنی

2 ❤️

897205
2020-07-09 04:53:02 +0430 +0430

گفتمش نه بهش گفتم خخخخخخ

2 ❤️

897209
2020-07-09 05:10:08 +0430 +0430

بخدا خودتون خرید ک س کش ا.آب جو و ویسکی مشروب …چی میگی تو اندازه موهای سرت خوردم مگه میشه باهم خوردش گوز پیچ میکنی کونی.بعدش مگه آکواریوم طراحی داره مگه مهندس معماری هستی طراحی میکنی یه آکواریوم فروش معمولی هستی اونم اگه مث کستانت دروغ نگی

5 ❤️

897217
2020-07-09 05:40:49 +0430 +0430

از اسمت معلومه تا حالا کص از نزدیک ندیدی

2 ❤️

897238
2020-07-09 07:09:27 +0430 +0430

هی میخوام مودب باشم نمیزارید آخه لاشی کدوم احمقی 35 میلیون میده واسه تانک ماهیران ؟ با اون پول یه تانک رد سی میشه راه انداخت کس نگید

2 ❤️

897245
2020-07-09 07:22:40 +0430 +0430

در این که تاحالا کس نکردی شکی نیست

باوا عن مشروبو دراوردین… تو همه داستانا مشروب هست… الان برم دنبال مشروب با چشم بد نیگاه میکنن… فک میکنن حتما بکن بکنه

2 ❤️

897250
2020-07-09 07:31:26 +0430 +0430

آقای جق پور زاده عزیز،لطفا ننویس.بخدا واسه وقت خودت و بقیه ارزش قائل باش.به وقت مردم که ریدی،ولی خواهشا با ننوشتن داستان،بزرگترین خدمت رو به ادبیات فارسی بکن.آخه جقی این چرندیات چیه؟گفتمش،منو بردم خونه،…خدایی دوستان هر چی میگن حق دارن.اگه داستان تخیلی هم مینویسی،حداقل باور پذیر باشه.ولی معلومه دکمه خود گوز پنداری خودتو روشن کردی و خودتو خیلی شاخ تصور میکنی.الان هر مدل اتفاق سکسی باور پذیر و شدنی هست.ولی باتوجه به کص و شعرات فهمیدم اندازه ماهی هم مغز نداری.شما رو با دوستان و الفاظ زیباشون تنها میزارم.خواهشا دیگه ننویس.مرسی اَه

2 ❤️

897256
2020-07-09 07:42:25 +0430 +0430

ماهی گوشت خواهر؟خدا لعنتتون کنه با این کستاناتون شبا وقتم اینجا گزاشتم امتحانم ۲ گرفتم روی سخنم ب اساتید حاضر در این سایته اخه مملکت هر تو خره هیچکی جوابگو نیست اونوقت ب ما دو میدین رو چ حسابی خیر از زندگی نبینین دو از صفر بدتره

3 ❤️

897284
2020-07-09 09:27:46 +0430 +0430

اسم داستان رو بايد ميگذاشتي
(زن جنده و شوهر ديوث با بكن كوني)

1 ❤️

897292
2020-07-09 09:55:58 +0430 +0430

تا جایی خوندم ک گفتی ی آقای ۳۸ ساله و یک خانم ۳۵ ساله الاغ حمال مکه رو پیشونیشون سنشون رو زده بود ؟؟؟

1 ❤️

897296
2020-07-09 10:22:20 +0430 +0430

گوشت خواهر !!!؟؟؟؟
چند کلاس سواد داری ؟

1 ❤️

897339
2020-07-09 12:59:48 +0430 +0430
NA

دهاتی بی سواد، جنتلمن فقط برای مرد بکار برده میشه یعنی یه مرد با ادب متین وباشرف.
برای خانوم ها باید بگی لیدی!

1 ❤️

897355
2020-07-09 15:24:13 +0430 +0430

بازم گفتمش گفتمش. عههههه. گند زدی. جقتو بزززن جقییییییی داغووون

1 ❤️

897357
2020-07-09 15:59:03 +0430 +0430

نوش جونت کار خوبی کردی ولی کمی هوشیار باش که سوتی نخوری

0 ❤️

897370
2020-07-09 19:08:18 +0430 +0430

عجب

0 ❤️

897488
2020-07-09 22:49:43 +0430 +0430

میگن بوماهی میدی
لامصب این ماهی هابدمیچوسن وآدم توهم میزنه
وکسشرمیگه
بنظرم ماسک ان95فیلترداربزن آخرش چوس این ماهی هاکاردستت میده وکلامخت میگوزه

0 ❤️

897558
2020-07-10 05:56:04 +0430 +0430
NA

بچه خوشکل با اسم منصور احتمالا جنتلمن بهت دست درازی نکرد؟

0 ❤️

897614
2020-07-10 10:07:16 +0430 +0430

داستانی که با " اسم مستعار من فلانیه" شروع بشه کوسشعر محضه.با همین خط ادامه ندادم دیگه.اخه خارکوسده مگه اگه بنویسی اسمم فلانیه(هرچند اسم الکی) منِ خواننده میفهمم که اسم خودته یا نیس ؟ اصن اسم واقعیتو بنویسی کدوم خری میفهمه تو همون قرومساغی هستی که توی واقعیت میشناستش ؟ چوووون زاده

0 ❤️

897621
2020-07-10 10:39:18 +0430 +0430

بالای شهر قهوه پایین شهر شربت

0 ❤️






Top Bottom