زن پسرعمو

    سلام اسمم اشکانه ۲۷ سالمه بچه تهران این داستان که مینویسم برای ۳سال پیشه که زن پسرعموی کسکشم و روتخت خودش گاییدم.
    داستان ازجایی شروع شد که دیدم پسر عموم دندون تیز کرده براخواهرم .پسرعموم ۴۵سالشه وزنش ۳۵سال .یادمه وقتی پیام های گوشی خواهرمو ناخودآگاه دیدم تصمیم گرفتم هرجورشده زنشو بکنم و بهش بفهمونم زنتو گاییدم .
    رفتم رومخ زنش و بازنش دوست شدم تازه فهمیدم اوه اوه این کسکش به خواهر خودشم رحم نکرده و توسن ۱۳سالگی آبجیشو از کون گاییده .زن بیچاره اش میگفت با زن سن بالای همسایه هم سکس میکرده که مچشو گرفته ولی به خاطر بچه اش آبروریزی نکرده .خداییش زنش بهترین زنی بود که دیدم .نه چون باهاس سکس داشتم .چون با نون خشک زندگیشم ساخت و کناراومد .چیزی که کمترکسی الان کنارمیاد ومیمونه پیشت البته اگه لاشی نباشی شاید بمونه .خیلی چیزا رو یه مرد باید خودش بفهمه راجع به زنش یا درکل راجع به ذات زن،وقتی بشناسی ذاتشو زندگیتو شناختی.
    بیخیال دور نشیم ازداستان. هرجورشده مخ زنشو زدم و شبونه راه افتادم رفت شهرشون. صبح زود وقتی رفت سرکار رفتم توخونه اش و تا رسیدم زنش که عاشق من شده بود پرید بغلم و لب بازی و بغل و کلی تحویل گرفتن .یه بیست دقیقه ایی گذشت اومد نشست رو پاهامو شروع کردیم حرف زدن که اشکان کوچولو بزرگ شده بود و داشت عین متّه شلوارو سوراخ میکردکه بره تو کس و کون لیلا .زدم زیر بغلشو بردمش روتختی وه هرشب پسر عموم زنشو میگایید انداختم وافتادم به جون اون سینه های نوک صورتیش و وقتی دیدم رنگشو باورکن همون لحظه به اوج شهوت رسیدم و نفهمیدم چطوری سینه هاشو میخوردم که خودش گفت بسه زخم شد نوکش .که من تازه دیدم عع خودم لباس تنمه .شروع کردم لخت شدن ولی شرتمو در نیاوردم رفتم خوابیدم بغلش و انداختمش روخودم یکم لب بازی و دستمالی کون مالیدن کیر از روشرت به کس خیسشو حشری شدنش لذتش ازسکس بیشتربود برام .
    بعد چند دقیقه دادم دستش و گفتم بخور برام یه ساکی زد تو عمرم کسی اینجوری کیرمو نخورده بود اااااااااخ الانم دلم خواست .خورد برام آبمم اومد گفتم بخور که اونم تا قطره آخرشو خورد رفتم وسط پاهاش نشستم کسش یه خط صاف بی مو که قبل اومدنم اصلاح شده بود و آماده برای دادن به من بود رو دیدم و دلم نیومد نخورمش.قشنگ که چوچولشو پیداکردم و با دندون نیش گاز گازش میکردم و جیغ خفیف درمیومد ازش آماده کردن بود .بدون معطلی گذاشتم توش و یک لحظه چشماش رفت براخودش و اونجا بود که فهمیدم بابا اصلا این کس یه چیز دیگه اس یه ده دقیقه ایی کردمش و حالا وقت کونش بود باآب کسش کیرمو لیز کردم و یه انگشت کرمم زدم درکونش و تاسرشوگذاشتم توش عین جارو برقی کیرمو کشید تو خودش .واااااای گرماش دیوونم میکرد چند دقیقه هم ازکون کردمشو آبمم ریختم توش.خیس عرق بودم تو سرمای زمستون اون شهر .افتادم بغلشو یکم لب بازی و محبت و مالش کمرش که درد ناشی ازسکس رو برای زن کمتر وسکس رو دلچسب تر میکنه براش انجام دادم و باز تا ساعت ۱۲که قبل از اومدن اون کسکش بودسکس کردیم و زدم بیرون ازخونش .گذشت و دیدم این لاشی باز داره پیام میده به خواهرم این دفعه مستقیم توروش گفتم سه انگشت پایین ناف زنت ماه گرفتگی و جای عمل سزارین بچه اته حالا خودت تا ته حرفمو بخون یه باردیگه شمارتو ببینم روگوشی خواهرم خواهرتم که کردی منم میکنم آبرتو تو فامیل میبرم اگه زنگ بزنی باز یا پیام بدی .گذشت و کارش به طلاق کشید زنش گفت تو گفتی بهش که این جریانو منم زیر بار نرفتم و طلاقش داد.الانم بعد یک سال از طلاقش زنش زنگ زدکه دلم میخواد و بیا من نرفتم .
    رفیق فوش نده میدونم شوهر دار گناهه ولی سر ناموس سر میدم گناه که جای خود توام بودی اینکارو میکردی .
    اگه غلط املایی دارم ندید بگیر چون باگوشی نوشتم ‌.خوش باشید و روزتون پرازسکس.خدافظ


    نوشته: اشکان

  • 14

  • 23




  • نظرات:
    •   Meisam65
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • زنش خوب بود با نون خشک شوهرش ساخت بعد چطور عاشق تو جقی شد.گلم واکنش عصبی نشون نده.خب خواهرت اگه داده دوس داشته بده چرا تو عصبی میشی و خاطر مارو مکدر میکنی


    •   _Mehraaan_
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • داستان برگرفته از پیامهای گوشی آبجیت بود!
      فکر کنم اومدی بگی خیلی مَردی و تهِ غیرت ولی چیزی که من دیدم یه پستِ بی غیرت بود و بس.


    •   boyboy36
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • سوال
      زنی که با نون خشک ساخته چرا لاید به یک کونی بالفطره کس بده؟


    •   Avvaaa
    • 1 ماه،1 هفته
      • 8

    • آقا اشکانه،معلومه پسر عموت تو رو بدگایییییده و پولت رو هم نداده (biggrin)


    •   varna008
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • نمیدونم چرا هرچی میخام خودمو بزنم به خریت و داستانتو باور کنم نمیشه . خلاصه که آرزو برجوانان عیب نیست


    •   parto_banoo
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • بیاین جنبه مثبت ماجرا رو ببینیم
      حداقل گی نبود
      حالا پشت پرده ماجرا رو کاری ندارم (rolling)


    •   mamh7030
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • دمت گرم مهم کردن بوده که تو موفق شدی.درودما بر تو جوان آریایی.


    •   hamid30gari
    • 1 ماه،1 هفته
      • 8

    • حالا طرف گرفته خواهرت رو گاییده دلیل نمیشه نمیتونی کیرشم بخوری بیای اینجا کسشعر بگی و سره ما رو درد بیاری.
      مشاوره خانواده راه انداختی جاکش؟؟؟
      زنش خیلی خانم بود ولی اومد به تو داد آره؟؟؟
      باشه ما نفهمیدیم رفتی بهش گفتی چرا خواهرم رو گاییدی گرفته خودت رو هم گاییده.
      سیکتیر بابا چاقال.


    •   ممدپالیس
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • به جایه سر دادن برای ناموس من نظرم به اینه که باسن مبارک رو بدی بهتره.


    •   ولگرد_تنها
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • جوگیر نشو بابا و ادای گنده لات‌ها رو هم در نیار که سر ناموس سرمو میدم و...، چونکه اولا پسر عموت کارش اشتباه بوده و میخواستی تلافی کنی اما زندگی زن بیچاره‌اش رو هم خراب کردی و از هم پاشوندی، اینم مثل انتقام سختی بود که عظما به آمریکا وعده داده بود اما در اصل دهن به سری‌های دیگه که بیگناه بودند سرویس شد، ثانیا تو خودت گفتی زنش بهترین زنی بود که دیده بودی؛ به جای اون گنده گوزی کردنت اگه یه ذره مرام و مسلک لوتی می‌داشتی و این رو در نظر می‌گرفتی که پسر عموت جاکشه و چه ربطی به زنش داره اونوقت نه باهاش سکس میکردی و نه زندگیش رو به لجن میکشیدی


    •   ولگرد_تنها
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • این رو هم فراموش کردم بگم؛ یه مقدار هم خواهرت رو زیر نظر داشته باش چون اصلا بعید نیست که آبجی جونت خودش مشتاقانه به پسر عمو جانش پا داده باشه


    •   ehsan9705
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • دقت کردید کستانای غیر گی هم توشون خانوما کونی هستن.
      باریکلا دارید راه‌های جدید کستان‌نویسی رو کشف می‌کنید ولی علی الحساب کیرم دهنتون.


    •   Plasman
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • این داستان توی هند نوشته شده به نظرم.
      ماشالله همه حرفه ای،تا قطره آخرشو خورد
      آخرشم شدی قهرمان داستان رفیق.


    •   Weed-m@n
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • معلومه پسر عموت بد کونت گذاشته . ک انقد برات عقده شده


    •   Mobin18836
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • یارو زنش از کثافت کاریاش خبر داشته باهاش ساخته بعد اومده با پسرعموی شوهرش ریخته روهم؟
      اصن تو مخ زن اعظم
      تو پدر مخ زنی ایران
      کسکش اون بدبخت که خواهرتو نگاییده بود زندگیشو داغون کردی حسرت اون کیرم به دلش گذاشتی
      خو حالا خودت برو بکنش حداقل نره دنبال کیر غریبه


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • مردک کفتار، خواهرت به اندازه خودش شعور نداشت که تو میخواستی جاش تصمیم بگیری؟ که بری زندگی یه بنده خدا دیگه رو سر جنده بازیای خواهرت تباه کنی؟ الان مثلا حق به جانب هم گرفتی خودتو؟ ریدم تو اون نطفه تو و امثال تو


      البت کار نداریم داستان سرتاسر، دروغی برگرفته از عقده اس. دیس


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • این داستان نشون داد که آدم فروشی! مردک تقصیر اون زنه چی بود که اونجوری احمقانه فروختیش؟ نمیشد دوتا چک بزنی این پسرعمو رو بدون خراب کردن زندگی زنش؟


    •   Amirhosseinpanahi77
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • رفیق کون خواهر خودت گهی حالا این به کنار رفتی زن یارو کردی به یارو گفتی زندگی زن رو بهم ریختی بدبختش کردی ک خواهرتو نکن
      کص کش کم جق بزن تو تخیل هم ذهنت مریض بدبخت


    •   Hamidarakii
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • تو اگه مرد بودی همون اول مثل مرد میرفتی میزدی میگاییدیش نه اینکه بری زنشو بکنی بعدم ابروشو ببری طلاقش بده. مثلا الان حس میکنی مردی و غیرتی؟ زندگی یه نفر و پاشوندی الان حال میکنی؟ باش و ببین خدا باهات چه میکنه. منتظر باش و بدون تا آخر عمر خیری از زندگی نخواهی دید


    •   گنجینه
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • چند در صد احتمال میدی خواهر کرمکیت ، کرم ریخته باشه واسه پسر عموت
      اینکه به گوه کشیدی زنی را که با همه لجن بازیای شوهرش پاش مونده بود کار درستیه ؟
      اینکه از اعتماد اون زن سواستفاده کردی تو رو از پسر عموت لجن ترت میکنه
      ناموست و میخواستی حفظ کنی میزدی طرف و میترکوندی واسه چی زندگی اون زن و به گوه کشیدی


    •   arash-189
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • طرف خواهرت رو کرده و شوهر خوار طلاقش داده
      تو برا خواهر غیرتی شدی و دوس پسر های خواهر گرفتن کونت گذاشتن
      بچه کونی


    •   amirdzed
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • لاتی شو پر نکن پسر خوب.


    •   وی.افزود
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خفه شو بابا سره ناموس میرفتی میزدی تو گوشش نه اینکه زندگیشونو از بین ببری کیرم تو دهنه خودتو ناموست


    •   Nasr7070
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • فوش نمیدم ولی خودت انصاف کن راه دیگه ای نبود که اون زن بدبختو بدبخت تر نکنی؟ اگه یکمی از عقل نداشته ت استفاده میکردی صد تا راه بهتر هم بود ولی تو انگیزه اصلیت زن اون بود دیگه ادای غیرتیا رو درنیار


    •   hamid2194
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • برو كيرم تو اون ناموست كوسكش حروم زاده سر ناموس فلانم


    •   Amir11228
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • زنش رو بده خودت نگه میداشتی خخخ


    •   صفر.مطلق
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • وقتی موقع جق زدن دست چپ و راستت رو اشتباه میگیری و با دست غیر تخصصی جق میزنی نتیجه میشه این
      و من الله توفیق


    •   khoshkon
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خارکوسه ان کونی غلطی کرد زنش چه گناهی داشت ریدی به زندگیش


    •   ARAD_SM
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کس کش رفیق خطاب نکن ماهاروخواهرت میخوادبده تقصیراون نسی بعدم توبروسرچ کن ببین واقعابچه باباننت هسی یاننت جای دیگه خوابیده توروپس انداخته خواهرجندتواون نکنه یکی دیگه میکنه شایدننتوهم دارن میکنن فقط یکم توجه کنی به این موضوع میفهمی ازدیوارمردم رفتی بالااززنت میرن بالااین قانون طبیعته


    •   sarbaz.vatan
    • 1 ماه
      • 0

    • داستان های باور نکردنی


    •   samanraha1
    • 6 روز،16 ساعت
      • 0

    • پسرم گنده گوزی نکن اول باید با خواهرت صحبت میکردی کونی که خارش میکنه خودش سفارش میکنه چیکار به زندگی مردم داری جقیییییییییی دستت میلرزیدا موقع نوشتن داستان استرس داشتی پسرعموت دوباره بیاد تو و خواهرتو بکنه???????


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو