زن، سکس، زندگی

    سلام مروری دارم بر خاطرات سکسی زندگی خودم


    من یه جوان سی پنج ساله با یه موقعیت خیلی خیلی خیلی معمولی مثل همه جوانان لیسانس و یه کار با یه در امد بخور نمیر قد ۱۸۳ وزن ۱۰۰ کیلو شکم زق زده جلو اومده تو سکس هم تعریف از خودم نباشه بدک نیستیم هرکی زیرمون بوده راضی بوده
    قطعا شروع همه اتفاقات جنسی با جق بوده
    اما جق من متفاوت بود تو حموم عادت داشتم همیشه ساعت ها کصکلک بازی در بیارم پشمام و بزنم اواز بخونم کف حموم و لیز بکنم و سر سره بازی کنم و خلاصه از این قبیل کار ها یکی از کار ها زدن پشم بود نمیدونم چرا اون موقع ها موقع زدن پشم کیرم سیخ میشد
    در یکی از همین روز ها بعد از زدن پشم کیر سیخ خودمو دو باره با صابون شستم که دوباره ته مونده پشمام رو بزنم وقتی این کار رو کردم یکم خوشم اومد هی یه ذره یه ذره ور رفتم و یک باره چشمام سیاهی رفت حس کردم برق گرفته منو شاید چون اولین بارم بود یه ارگاسام طولانی مدت بود شاید حدود ۲ دیقه لرزیدم و چشمام جایی رو نمیدید بعد این حالت بشدت ترسیده بودم و تا مدتها حتی حموم نمیرفتم اما کم کم با به اشتراک گذاشتن این حالت بین دوستانم و با راهنمایی هاشون متوجه شدم جق زدم و چه کشف بزرگی کردم
    بعد از اون ابعاد جدیدی به بعد های سکسی زندگی من اضافه شد مثلا اگر کسی به بچش شیر میداد من به یاد ممه اش جق میزدم لذت جق بیشتر بود
    یا اگر قسمتی از پر و پاچه کسی رو میدیدم که عالی بود
    اما واقعا تعریف و تصویر درستی از کس نداشتم
    و دلم میخواست کص رو ببینم چه شکلیه و از اونجا که امکانات کم بود کل تصویر سازی من از کص همون خالی بندی دوستان بود احتمالا تجربه کردید همتون
    کلیه عکس ها و فیلم های موجود اون موقه محدود به نشان دادن ممه بود و به اصلاح اون زمان سوپر نصفه بود
    یا نیمه
    وقتی اولین فیلم سوپر کامل رسید دستم
    درست شب احیا بود
    و موقعیت فراهم که بزارم تو دستگاه ببینم چون کسی خونه نبود همه مسجد بودن تا پاسی از شب
    چه لذتی داشت فیلمه
    هیجان نیومدن کسی ترتیب دادن خروج فیلم در صورت شنیدن صدای فیلم کیر راست شده تو دست از همه بد تر تبر زدن شنیدن صدای رادیات یخچال و اووووووو
    خدایی جق با مانع که میگفتن همون بود
    حتما همه تجربه منو تو این زمینه داشتن
    اشنایی من با سایت های سکسی فارسی از زمان اویزون خدا بیامرز بود
    تجربه جق با تصویر سازی ذهنی با داستان ها یکی از بهترین ها بود برام چون ابم دیر تر میومد
    وقتی کم کم بزرگ تر شدم
    ( برای دوستانی میگم این قسمت رو که درکی از شرایط اون موقه ندارن )
    دیگه جق پاسخگو نبود و از طرفی جنده هم مثل حالا زیاد نبود و دختر ها هم بشدت محدود بودن
    و من هم مثل همه پسر بچه ها یه دوره مجبور به همجنس بازی بودم
    کم سن تر از خودمون رو پیدا میکردیم و بازی بازی و لاپایی و اومدن اب
    خب گاهی مجبور بودیم بخاطر اینکه بکنیم گاهی هم بدیم که میارزید
    چون کم سن تر بودن زود کارشون تموم میشد و کیرشون هم کوچیک بود و ما میموندیم و یه کون برا کردن
    خلاصه یواش یواش یواش یه دوست دختر پیدا کردم یه دل نه صد دل عاشقش شدم
    و ابدا تو فکر کردنش نبودم
    اما از اونجا که این بی صاحب کون این حرفا نمیذاشت بعد دو سال یواش یواش دست گرفتن تو خیابون بقل کردن تو تاکسی دست رو رون گذاشتن تو قهوه خونه های لژ دار
    ( بابت تک تک کارایی که گفتم شما حساب کن ۲ هفته جق ممتد رو )
    خریدن موبایل و حرفای تلفنی سکس تل رومون به باز شد
    و حالا با مصیبتی جدید روبرو بودم
    مکان
    اخ اخ اخ از مالوندن و لب گرفتن دست مالی تو پارک و ماشین و ساک زدن تو ماشین دیگه نوبت رفتن تو جا بود
    حالا خونه ای که دم به دیقه خالی بود
    مگه خالی میشد لامصب
    بالاخره بعد ۴ سال لحظه موعود رسید
    پدرم و برادرم و مادرم قصد سفر به سوریه کردن
    از لحظه پیاده کردنشون تو فرودگاه هیجان داشتم و کیرم سیخ بود
    لحظه ای که خواستم برم تو خونه تازه متوجه شدم پیچوندن همسایه هاخودش یه عملیات غیر ممکن هست
    خلاصه بخاطر وجود یه ارایشگاه تو ساختمون تونستم عروس قصه ارزو هام رو بیارم خونه
    ( بماند چقدر خایه نداشته دوست دخترمو مالیدم )
    اومد تو خونه و ابعاد زندگی با یک جنس مخالف تو خونه برام اضافه شد
    دو ساعتی فقط مشغول کص کلک بازی و کص لیسی و دلقک بازی قلیون چاقیدن و حرف زدن و عاشق بازی از این دست کار ها بودیم و یواش یواش یواش لب بازی و مالودن ممه در اوردن لباس و کبود کردن دور ممه ها در اوردن شلوار و رسیدم به شرت
    اولین بار میخواستم کص رو از نزدیک ببینم و بخورم ( هرچند بخاطر دختر بودن نمیشد بکنی )
    صحنه برام شده بود صحنه رونمایی از اولین ایفون توسط استیو جابز
    ثانیه به ثانیه اش قلبم و از جا در میاورد
    یه تیکه گوشت سفید با خط وسط صورتی و چوچول کوچولو با یه نمه اب لزج که چنان زیبا کرده بود صحنه رو دلم نمیخواست چشم بردارم
    اون هم شاید اولین بارش بود کیر رو از نزدیک میدید
    به ولع تمام نشدی شروع به خوردن کردیم
    پاهاش دور سرم قفل بود و کیرم دهنش یه وقت متوجه شدم با فشار روناش سرم و منفجر میکنه
    و برای اولین بار بعد از کشف جق دوباره چشمام سیاهی رفت و انگار تمام جونم داشت از سر کیرم خالی میشد
    چه لذتی داشت ارضا شدن در حین خوردن کص و لمس کردن رون های نرم و سفید
    گویی تمام فلسفه زندگی این بود که انسان به اون لحظه برسه
    دوست داشتید براتون از اتفاقاتی که تو اون یک هفته افتاد و بعد از اون با چه کسانی رابطه داشتم براتون بنویسم
    ممنون از وقتی که برای خوندن این مطلب گذاشتید.


    ادامه...


    نوشته: مهندس

  • 21

  • 13




  • نظرات:
    •   M.R.mamad
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • یه کصتان دیگه!دیسلایک


    •   ماینر
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • بامزه بود من مشتاقم بقیه داستانات رو هم بخونم نظر بقیه دوستان هم تا فردا کاملا مشخص میشه.ولی فحشتم دادن بنویس حداقل از یسری چرت وپرتای مسخره و گی ومحارم بهتربود


    •   Hana95
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • چقدربیچارگی!والا هرکی جا تو بود بااین شاهکارهای ممتد تو مشکل جنسی میگرفت :D میدونی چند سال یه تیکه فقط زدی!!!


    •   zzzzz525
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • هر کی زیرمون بوده راضی بوده . اینم بگو زیرهرکی بودی راضی بوده . مهندس چرا بنزین تموم شد


    •   lovely_grl
    • 3 هفته،2 روز
      • 5

    • متود های نوین جق زدن با حضور اساتید مجرب و کارکشته مدرک لیسانستم حتما مهندس جقنولوژیه (biggrin)


    •   تخم هایش
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • کیر،کص،کیون


    •   ستار05
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • زندگی سختی داشتی


    •   تخم هایش
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • ولی داداش حالا که خوندم داستانت ، پیشنهاد میکنم یه سر به پیج مشکلات جنسی بزن یه کمکی بکنن بهت مشاوره ای چیزی


    •   shahx-1
    • 3 هفته،2 روز
      • 8

    • مرتیکه ابنه ای تو غلط کردی که به خاطر نبود امکانات همه همجنس بازی میکردن منم دهه شصتیم بچه مایه دارم نبودم تمام کمبودهای دهه شصت رو هم حس کردم اما هرگز به اون کثافت کاری ها حتی فکر هم نکردم کونی بودنتو پای دیگران ننویس!!! (dash)


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • یعنی واقعا ریدپ تو داستانت بیا عنمو بخور


    •   off_boy
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • مرد حسابي كسي شب احيا سوپر ميبينه؟يني اينقدر تو كف بودي!
      اون قسمت راديات يخچال منو برد به بچگيام.چه دوران خوشي بود.همون صداهايي كه از يخچال و بخاري نفتي در ميومد صد برابر لذتبخش تر از صداي ساب ماشين و شبكه هاي ماهواره اي و غيره بود.
      مشخصه نويسنده نيستي ولي كس و شر خالص هم نمي نويسي.زوده واسه قضاوت كردن،ادامه بده ببينم چيكار ميكني!


    •   وب.گرد
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • همه مثل تو لیسانس ندارن.
      تجربیات تو رو در زمینه جق با مانع ندارن.
      همه مثل تو مجبور به همجنسبازی نبودن.
      همه مثل تو اینقدر همه رو با خودشون یکی نمیکنن.
      همه داستانتو لایک نمیکنن.
      ولی من کردمت لایک!


    •   ehsan9705
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • کستان ندیدم که کسی از خودش تعریف نکنه
      اگه خیکیه حتما کیرش کلفته اگه نیست سکس طولانی داره
      جقی کم بزن، همیشه بزن


    •   Meh-Meh
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • عالی بود زیبا طنز متفاوت


    •   kokarostam
    • 3 هفته،2 روز
      • 4

    • جق‌کار


      یکی به من بگه، نه واقعا یکی به من بگه که هیکل معمولی یعنی چطوری؟ تو که هیکلت اندازه گاو مش حسنه چرا میگی هیکلت خیلی خیلی خیلی معمولیه؟ اینکه بچه بودی و کون هم میدادی معمولی بوده؟ روی سرسره ناصری هم که حسابی کون میدادی و جق میزدی، فقط بگو لیسانس چطوری گرفتی؟ داستان نمره گرفتن از استادهای دانشگاه را تعریف کن تا خوانندگان هم با تو همدردی کنند و هیئتی جق بزنیم.


      سوار سرسره با کونِ پاره
      کسی با هیکلت کاری نداره
      بیا پشمای کیرم را بتابان
      که اندیشم برایت، راه ِ چاره


      ها کـُ‌کا


    •   kokarostam
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • جق‌کار


      یکی به من بگه، نه واقعا یکی به من بگه که هیکل معمولی یعنی چطوری؟ تو که هیکلت اندازه گاو مش حسنه چرا میگی هیکلت خیلی خیلی خیلی معمولیه؟ اینکه بچه بودی و کون هم میدادی معمولی بوده؟ روی سرسره ناصری هم که حسابی کون میدادی و جق میزدی، فقط بگو لیسانس چطوری گرفتی؟ داستان نمره گرفتن از استادهای دانشگاه را تعریف کن تا خوانندگان هم با تو همدردی کنند و هیئتی جق بزنیم.


      سوار سرسره با کونِ پاره
      کسی با هیکلت کاری نداره
      بیا پشمای کیرم را بتابان
      که اندیشم برایت، راه ِ چاره


      ها کـُ‌کا


    •   m...h...a...
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • همین امثال تو هستن که همجنسبازی رو متداول کردن..‌خب لامصب حشری می شی برو همون کشف تاریخیت ینی همون جق رو بزن...چرا همجنسبازی..کونی خان خودتم به کون دادنت اعتراف کردی...دیسلایکتم دادم..


    •   مجتمع
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • خوب بود


      ولی آخه شب احیا.


    •   royaei
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • اونجا که گفتی دوست دختر پیدا کردی و جا نداشتی و با دوست دخترت لب بازی و مالوندن و س ا ک تو ماشین وغیره ؛
      وقتی اومد خونه گفتی تا حالا آلت تناسلی زن رو ندیدی ولی قشنگ تشریح کردی ؛ بعد وقتی اون آلت تو رو دید و گفتی فکر کنم اونم اولین بارش بود ؛
      قبلا با چشمهای بسته س ا ک میزد ؟
      یا تو چشات رو بسته بودی ندیدی که اون دیده یا نه ؛
      تقریبا خوب بود ولی یکم اغراق هم چاشنیش کرده بودی ؛
      موفق باشی


    •   amiralixyz
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • دوست داشتم چون همه از همین جاها شروع کردن


    •   zeero
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • قشنگ نوشتی خاطرتو.


    •   jerard96
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • عالی بود
      هم ته مایه طنز داشت و هم در اصل و اساس واقعیت زندگی همه ما( تاکید میکنم (همه ما)) رو خوب نشون دادی


      علی الخصوص قسمت خالی نشدن خونه و پیچوندن همسایه ها


      خیلی خندیدم


      منتظرم بازم خوب بنویسی


    •   کیره.حاج.برات
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • معلومه از بچگی‌رو پایه خودت وایسادی
      نونه کونتو خوردی افرین
      رفتی دادی خودتو کونی کردی تا به کیرت حال بدی افرین عجب فداکاریی


    •   Zoomreverse
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • عجب مضخرفی نوشتی جقول


    •   nima58teh
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • آبروی هر چی مهندسه بردی ، خدا شاهده اگه از فردا كسی بهم مهندس بگه ترتیبشو میدم ، خخخخخ
      مرتیکه کونی ، ۳۵ سالتم هست و اومدی با افتخار میگی زیر بچه خوابیدی !؟ بابا ما هم بچه اونموقع هستیم ، جسارت نباشه کون هم کردیم ولی نه مثل تو !!!
      حتما مهندس کشاورزی هستی ، دوستان حتما جک مهندس کشاورزی را شنیدن .
      دیس


    •   Arta_nap
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • (dash)خیلی کسشر میگی


    •   ناصر39
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • با تمام کاستی ها اما لیاقت لایک رو داره


    •   DAmirksdk
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • خوب بود نوشتنت


    •   G561
    • 3 هفته
      • 0

    • خوب بود از بقيه کاراتم بگو?


    •   sexy2003
    • 3 هفته
      • 0

    • خدا قوت مهندس


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو