زوج بکن

    سلام به بچه های شهوانی که دقیقا نمیدونم دنبال چی هستین که به داستان همه فحش میدن. داستان های اینجا یا واقعیه یا داستانه 😑 ولی من میخوام خاطره بگم اونم گی پس اگه میخوای بخون اگه نه اصلا نخون.
    بگذریم...
    من وحیدم 20 سالمه و گرایش به گی دارم میخوام خاطره 3 سال پیش و واستون تعریف کنم من 17 سالم بود و یه پسرخاله دارم به اسم پارسا که یه سال ازمن کوچیک تره ما خیلی باهم راحتیم از بچگی با هم همبازی بودیم حتی وقتی 10،11 سالمون بود لخت میشدیم و باهم بازی میکردیم ولی چیزی حالیمون نبود اونموقع چند سالی از هم دور بودیم و بعد از چندسال ما یه خونه خریدیم ک نزدیک خونه خالم بود و منم پارسا رو بیشتر میدیم، خیلی عوض نشده بود هنوزم سفید و خوشگل بود چند روزی تو اون محله رفت و امد داشتم که چندتا رفیق پیدا کردمو و بعدا متوجه شدم اینا همه پارسا رو میشناسن یه روز ظهر حوصلم سر رفته بود زنگ زدم پارسا که بیاد پیشم ولی جواب نمیداد اصلا به خالم زنگ زدم اونام گفتن ما تو جاده ایم میریم شمال واسه کارای اداری پارسا تنهاست خونه احتمالا خوابه برو پیشش. لباس پوشیدم رفت سمت خونشون که توی منطقه ویلایی بود رسیدم اونجا دیدم یه شاسی بلند مشکی جلو درشون طوری که کسی از جلوی در رد نمیشد پارک کرده و خواستم برگردم فک کردم مهمونه یا فامیله شاید ولی باخودم گفت این که تنهاست مهمون چی؟ دل و زدم به دریا از رو در رفتم گفتم اگه چیزی ام گفت میگم میخواستم بترسونمت دیگه. یواش رفت سمت در دیدم یه جفت کفش مردونه یه جفت ام زنونه اس. رفتم سمت پنجره اولین صحنه ای که دیدم باورم نمیشد ولی راست کردم یه لحظه اون لحظه واقعا پشمام ریخته بود بدنم سر شد پارسا رو مبل یه زنه ام داشت میکردش اصلا هیچ جوره نتونستم حضمش کنم نمیدونستم برم تو یا فرار کنم چندتا عکس گرفتم که یهو گوشیم از دستم افتاد پایین پله جلوی در زیرزمین ( سمت چپ پنجره در ورودی و سمت راست پنجره یعنی زیر پنجره زیرزمینه خونه اس) به محض اینکه گوشیم افتاد پایین سکته کامل و زدم، سریع رفتم سمت گوشی که بردارم برم. خواستم پله هارو برگردم بالا که دیدم پارسا لخت لخت بالاست و با تعجب و استرس گفت اینجا چه غلطی میکنی و گفتم من چیزی به کسی نمیگم بروکنار برم. خندید گفت کص نگو بیا تو پله هارو رفتم بالا اون زنه ام جلو در وایستاده بود که دیلدو رو کمرش بود رفتم داخل و نشستم یه پسر 30 ساله هیکلی از طبقه بالا با ی شورت پاش اومد پایین چون خونه دوبلکس بود (پسره اسمش شایان بود دختره ام که دوست دخترش بود اسمش سارا بود)
    شایان که از پله ها اومد پایین باتعجب گفت عه این کیه دیگه دختره ام که با دیلدوش رو مبل نشسته بود گفت مزاحمه کار ماست ولی خوشگله ها نه؟ منم هیچی نمیتونستم بگم پارسا از آشپزخونه اومد بیرون گفت پسرخالمه چیزی نیست خلاصه پارسا اومد بغل من نشست و کلی حرف زد که با اینا کجا آشنا شده و چجوری وچرا که خودش یه داستان مفصله که شاید خود پارسا یه روزی همینجا تعریف کرد
    خلاصه کلی حرف و ور رفتن با ما سارا ام که دیلدو رو اصن درنمیاورد نشست رو پام و ممه های بزرگش و رو صورت من بود کلا به مخالفت من اهمیتی نمیدادن و منم از دختره خوشم اومده بود هیچوقت ساکی که واسم زد و یادم نمیره سارا بلندم کرد و خودش نشست رو مبل و اشاره کرد به دیلدوش که من براش ساک بزنم و منم چون قبلا بچگی واسه پارسا ساک زده بودم خیلی مخالفت نکردم ولی میترسیدم از کون دادن.
    داشتم ساک میزدم همینطوری که دیدم شایان افتاده رو پارسا و داره بد میکنه و پارسا ام فقط داشت ناله میکرد انقد هیکلی بود شایان که حتی خودمو جای پارسا تصور میکردم ام میترسیدم و درحال نگاه کردن به پارسا و شایان، سارا وحشی شد زد زیر گوشم پرتم کرد رو مبل و یه ضرب شورت و شلوار در اورد و داشت با سوراخم ور میرفت و منم هی میگفتم من کون ندادم تاحالا نمیره تو بیخیال شو سارا ام که دختر وحشی بود کلا میزد رو کونم و میگفت خفه شو چاقال کون آکبند بهتره انقد زد رو کونم که کونم سرخ شد ولی دیلدو رو نمیتونست بکنه توم شایان و صدا زد اون لحظه میخواستم واقعا فرار کنم پارسا افتاد به ساک زدن سارا، منم همچنان داگی رو مبل بودم که شایان سر کیرشو گذاشت رو سوراخم و یه 5 دقه ای طول کشید تا سوراخمو باز کنه و منم داشتم گریه میکردم شایان منو برگردوند و وقتی صورت خیسمو دید خندید گفت الهی...
    کیرش فک کنم 20 سانت بود بیناموس کیرشو کرد تو کونم با ضربه های محکم تلمبه میزد دستاش ام با اون بازوهای درشت و ترسناکشو گذاشته بود رو سینه هامو و فشار میداد و میمالوند پارسا ام رو زمین داشت کص سارا رو لیس میزد شایان منو بلند کرد تو بغلش عین یه دختر بچه تو بغلش بودم و کیرشو میکرد تو کونم انگار که عروسکش بود خلاصه بعد 10 دقه شایان انداخت منو زمین گفت بکنش انگشتش سمت کون پارسا بود شایان نشست زمین پارسا ام شروع کرد ساک زدن کیر کلفت شایان درهمین حین منم کردم تو کون پارسا کیرم به اندازه شایان نبود چون کون پارسا گشاد شده بود. تو همین حال که من داشتم میکردم سارا دستشو گذاشت رو شونم و دیلدو شو کرد تو کونم واقعا داشتم لذت میبردم قطاری بودیم که پارسا درحال ساک زدن بود و منم داشتم میکردمش پارسا آبش اومد و ریخت رو فرش و شایان بلند شد و هلم داد رو زمین و با اون وزنش کامل پرید روم کرد تو کونم وحشی شده بود و نفس نفس میزد هر تلمبه ای که با شدت میزد انگار داشتم فرو میرفتم تو زمین همش ام داد میزد دوس دارییییی کونییی؟ منم با درد زیاد میگفتم اررررره بکن بکن... چندین بار محکم محکم کوبید توم بعدشم آبش اومد ریخت روی کونم با زیدش لب گرفتن رفتن بالا منو پارسا ام عینه مرده ها افتاده بودیم رو زمین ونمیتوستیم تکون بخوریم و منم تو لذت کون دادن مونده بودم که کلا نفهمیدم کی آبم اومده نیم ساعت گذشت شایان و سارا لباس پوشیدن اومد پایین و شایان داد زد پاشید جمع کنید کونیا و ما داریم میریم پارسا بلند شد یه چیزی پوشید باهاشون تا دم در رفت و شماره منم بهشون داد و قرار شد که پس فردا دوباره بیاین و چون خالم اینا زود برگشتن تو اون هفته دوروز فقط دیدیم همدیگرو ولی بعدش خونه خودشون با اینکه دور بود یکی دوبار رفتیم و بعد چند ماه کلا رفتن ترکیه ولی دیگه ندیدیمشون ولی هنوز رابطه داریم باهاشون گاهی اوقات تو اینستا و واتس اپ پیام میدیم...


    نوشته: وحید

  • 28

  • 24




  • نظرات:
    •   Kamijojo
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • اول


    •   A....k
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • من نخوندم فهش هم نمیدم


    •   سالوادور_تنها
    • 2 هفته،3 روز
      • 7

    • اول شدی بیا این جایزه کیر طلایی واسه تو ببر بکن تو‌کونت


    •   شاه ایکس
    • 2 هفته،3 روز
      • 17

    • ای کاش هرکی تو زندگی مردم سرک میکشید عاقبتش همین میشد!!(biggrin)


    •   TheBitchKing
    • 2 هفته،3 روز
      • 7

    • میخوای بدونی ما به چی فحش میدیم؟ نقطه نذاری ته جملت کیر حوالت میشه. ایموجی بذاری کیر حواله هفت پشتت میشه. چاخان کیر 20 سانتی بکنی قهوه ای میشی. و درنهایت کستان بی سر و ته بنویسی هم خیلی چیزای دیگه بهت خواهند گفت. که همه اینا برا کستانت صدق میکنه. لذا ...


      دیسس.


    •   Kamijojo
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • قشنگ بود


    •   alwayssex
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • اول از این که به شما ربطی نداره دوستان این جا به داستانا فحش میدن یا نه.
      دوم این که،وقتی داستان مینویسی و این جا منتشر میشه این ماییم که تصمیم مگیریم بخونیم یا نه.
      بعدشم بماند که داستان کاملا فانتزی ذهنه جقیت بود؛ولی تو که ۲۰ سالته، بلد نیستی از نقطه-ویرگول-علاعم نگراشی استفاده کنی؟یا از قصد استفاده نمیکنی که دوستان کیر حوالت کنن؟


    •   Saeedamir1
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • ی مفعول پیدا میشد


    •   mortezastranger
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • از قدیم گفتن سرت تو کون خودت باشه
      اینم عاقبت گوش نکردن به این حرف


    •   Rbleipzig
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • داستانتو نخوندم فقط تگ گى بود اومدم دوتا دوروشت بارت كنم كه دوبار كامنت من رو نشر نداد هم هرچى اونجا گفتم از سرت هم زياديه اشغال


    •   atabak1396
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • اینکه داستان یا خاطره گی بنویسی یا استریتی، اصلا مهم نیست. مهم باور پذیر بودن و رعایت اصول نگارشه که متاسفانه در هر دو مورد به شدت می لنگه متن شما.


    •   narange
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • سوال اینجاست اگه قراره سکسی هم انجام بشه چرا مثل گاو و گوسفند انجام میدین؟!


    •   Gozaran
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • دنبال فوش دادن به امثال تو


    •   zanbory
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • یه کونی هیچوقت نظر نمیدهدو فقط کون میدهد ..
      لطفا بکون دادن خود ادامه داده و چنانچه نظری داشتید ..پیرو داستانی که کون میدهید بیافزایید..
      سال جدیدو اساتید سایت نامگذاری کنند
      جناب شاه ایکس و بیچ کینگ لطفا نامی واسه سال جدید شهوانی بااین حجم از داستانهای گی انتخاب کنید.


      ن دیس ن لایک نخوندم .فقط درمورد اظهار نظر دوخط اولتون اوندم سخنی ازخود بیرون راندم..


      وحید خان ...مرد میدانی دیگر خخخ...


    •   پروفسور بالتازار
    • 2 هفته،3 روز
      • 4

    • همینطور بی مقدمه شروع کردی به کون دادن، یاللعجب! فقط نفهمیدم ساک زدن دیلدو چه فایده‌ای برای تو داشته، چه حالی برای اون دختره؟


    •   Majidesf.62
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • دوست عزیز داستانت خوب هم مهیج بود هم سکسی .فقط تو سکس یکن شلوغ کاری بود اما در کل خوب بود


    •   se7en45t
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • والا تا اونجا ک من میدونم موقع کون دادن اگ کسی بیاد کلا همه خودشونو جمو جور میکنن ک کسی نفهمه حالا اون شخص میخواد اشنا باشه یا غریبه مگه اینکه قبلا با یارو سکس داشته باشن


    •   hunterxxxx
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • خوب والا من یه داستان گی زیبا عاشقانه و فانتزی نوشتم و امیدوارم که انتشار پیدا بکنه تا همه بفهمن همجنس گرایی چیه داستانت رو لایک کردم


    •   dani6262
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • دمت گرم


    •   مردزخمی
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • Saeedamir1 عزیز سلام، میبخشی من دنبال ی کونی کیر کلفتم، میخام وقتی کونش میزارم کیرشو بگیرم باهاش بازی کنم، مکان دارم ساپورت مالیم میکنم، اگه پایه بودی پیام بده.


    •   Saede0089
    • 2 هفته،2 روز
      • 1

    • اینایی که میگن داستانت دروغ و .... همشون جلقی هستن چون عرضه کردن و مخ زدن نداشتن میان اینجا از حسوی چرت و پرت نظر میدن


    •   samsepg
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   mohamad2330
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • من بدم نیومد دوست داشتم جزئی از داستان بودم
      اینها داستانه و ممکنه واقعیت باشه
      دلیل نداره فحش بدیم


    •   Amirrrr_1379
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • عالی بود


    •   aref.3200
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • نظری ندارم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو