زوج غیرمنتظره

    1397/3/15

    من توی یکی از شهرهای شمال زندگی میکنم این جریان ما ۳ سال قبله
    ی خونه داشتم که اونو با یک خونه ۲ طبقه نیمه کاره خریدم شروع کردو به بنایی و ی فکری زد به سرم و موقع اتمام بنایی ی کولر گازی دسته دوم خریدم و توی کولر کنار مانیتور کوچیکش خیلی قشنگ ی دروبین ومیکروفن کوچولو گذاشتم میخواستم توی حمامم بزارم که خیلی ریسکی بود و خطرناک که منصرف شدم خلاص که دوربینو ومیکرفونو توی کولر گذاشتم. و کولرو گذاشتم توی اتاق خواب جوری که تقریبا همه اتاقو بگیره و وصلش کردم به کامپیوترم خیلی ساده و مرتب تمام هزینشم چیز زیادی نشد خلاصه خونه رو تموم کردم خودمم ساکن شدم طبقه بالارم گذاشتم اجاره چند نفر توی چند روز اومدن خونه رو دیدن ولی یا خانوادها شلوغ بود یا سر قیمت کنار نمیومدن منم که تو کونم عروسی بود و منتظر ی کیس خوبو جون که این همه صبر کردم ببینم چی میشه هر روز کیرم راست و منتظر تا این که به جای ی زوج جون ی اقایی اومد با بنگاه تقریبا ۵۵ سالش ریش سفید ادم تقریبا درشتی خونه رو دید و خوشش اومد شراطم قبول کرد و تلفونمو گرفت رفت گفت همدیگرو بنگاه ببینیم منم همین ک رفت بیرون با خودم گفتم به تو که من غلط بکنم خونه بدم فرداش همچنان منتظر و کیر ب دست که از بنگا زنگ زد گفتم من نمیدم خونه رو خلاصه قطع کردم چند دقیقه نگذشته بود که زنگ درو زدن رفتم باز کردم بنگایی بود و بنده خدا و خانومش بودن. بخوام زنه رو توصیف کنم قد بلند درشت چادری خیلی چاق با سینهای بزرگ . سلام کردن مرده خودش ادم درشت زنشم درشت ولی خیلی چاق از زیر چادرم خیلی هیکلی دیده میشد خلاصه اومدن داخل خونرو نگاه کردنو و خیلی اصرار که ما خرنه رو پسندیدیم و شمارو راضی میکنیم منم دلم نمیخواست خونه رو به اینا بدم ومنتظر ی زوج جون بودم که در حین صحبت کردن مرده گفت من پول ۶ ماه نقد و همین موقع قول نامه میدم من خدایش کمی پول لازم بودم خلاصه قبول کردم گفتم به درک پولو عشق است.
    خلاصه خانوم و اقا تهرانی بودن وضع مالیشونم خوب بود تقریبا ۱۰ روز طول کشید تا اینها اسباب کشی کردن از تهران و اومدن شمال توی اسباب چیدنم ی کوچولو کمکشون کردم و زنه رو اون موقع دیگه حسابی بر انداز کردم چادری بود کلن ولی نه توی خونه ولی لباساش پوشیده بود تقریبا ۵۰ سالش بود وزنشم زیاد بود گرد درشت سینهاشم واقعا بزرگ بود بااین که لباس گشاد تنش بود بازم مشخص بود خیلی سینهاش بزرگن اصلنم تو خط خندیدن الکی یا خوش گذرونی نبود منم کلن به زنهای چاق علاقه نداشتم این که دیگه خیلی چاق بود خلاصه اینها خونرو چیدن با مردم بیشتر اشنا شدم کمکشونم کردم ی کم ولی توی دلم همچنان منتظر که ببینم این گایدنم دارن با دقیقا بعد ازظهری که کارگرها و کامیون اینها رفتن من خودمو رسوندم تو اتاقم کامپیوتر روشن کردم دیدم زنه با ی لباس گشاد تو اتاقه بدون شلور لباسشم تا نزدیک زانوشه پاهاش تا زانو لخت خوب پاهای گوشتی داشت وبا وجود کیفیت کم دوربین اتاق و تخت خوب دیده میشد تا شب منتظر بودم میامد توی اتاق زود میرفت توی سالن منم کیر به دست منتظر که دیدم بعداز ی ساعت که هیچ خبری نبود اومد توی اتاق دورشم حوله پیچ تا با خودم گفتم جان صدای مرده از سالن اومد و حوله پیچ رفت بیرون دیگه دل تو دلم نبود بعد از چند دقیقه برگشت تو اتاق حوله برداشت لخت لخت راست بگم بهتون شکمش خیلی بزرگ بود کونش خیلی بزرگ بو سینهاش که گرد بزرگ حسابی راست کردم با این که ۵۰ سالش بود و خیلی درشت چاق ولی حسابی کیرم راست شد وموهاشو همونطری لخت خشک کرد ومن تا لباس پوشید محو سینهاش بود خیلی گرد و بزرگ بود سرشونم بزرگ
    خلاصه شب اول که فقط دراز کشیدن وخوابیدن و من کلمو میزدم به میز کامپیوتر ولی شب دوم منم که کل روزو پشت میز کامپیوتر بودم و امدن گه گاه زنه به اتاقو دید میزدم که مرده امد تو اتاق گفت شهلا بیا مرده که تازه روی تخت دراز کشدیده بود گفت اون ابم بیار با خودت زنه اومد توی اتاق با شیشه اب خلاصه شهلا خانم کشید روی تخت ی نیم ساعتی حرف میزدن و میمالوند زنرو منم کیرم توی دستم میگفتم جان خلاصه لخت شدن مرده بنده خدا کیر خوبی داشت راستش از مال منم ی کم بزرگتر زنه کس تیره رنگ بزرگ داشت و شروع کرد ساک زدن مرده اصلا راحت دراز کشید و زنه میخورد خوبم ساک میزد ۵ دقیقه ساک زد بدون این که مرده حرف بزنه رفت همونجوری نشت روی کیر مرده شروع کردن منم چنان توی هوا بودم وفقط جرق میزدم و نمیزاشتم بیاد چند دقیقه بعد زنه همینجوری که اه میکشید و اروم بالا پایین میرفت گفت اومدم رضا ی ۲ یا ۳ دقیقه ای همونجوری بودن منکه فکر کردم تموم شد برنامه ابمو اوردم که زنه اروم بلند مرده اروم از تخت اومد اینطرفو شهلا کجاس ای کیرت منم فکر کردم شوخی بین خودشون که دیدم مرده یه پلاک کون و ۲ تا کیر مصنوعی دستشه گذاشت روی تخت وگفت روغن برو بیار زنه رفت زود با ی پیاله اومد مرده گفت شهلا کونو بیار واسه من زنه قشنگ چنان باتجربه کون داد برون حالت داگی شد کونش با وجود بزرگی زیاد ولی رونهاش سرحال گردش کرد مرد کیر مصنوعی ورداشت چربش کرد کیر مصنوعی نصبتا بزرگ و سفید و چربش کرد گذاش در کون زنه اروم فشارش داد زنه داد زد رضا جان اروم دردم میاد مرده اروم کشیدش بیرون دوباره چربش کرد این بار هم گذاشت رفت زنه اولش ی کم ناله کرد بعدش گفت تندتر رضا جان مرم سرعتو بیشتر کرد یبار کشید بیرون زنه سوراخش باز مونده بود تا جمع شد مردهی میگفت کی این کونو درست کرده زنه داد میزد تو درست کردی باز میکرش توش زنه اروم بود ولی مرده خیلی کیرو فرو میکرد زنه اما تحملش زیاد بود منم که چنان میزدم جرقو که نزیدک بود ابم بیاد دقیقا مرد همون طوری داگی با کیر مصنوعیه نیم ساعت شهلا جانو گاید بعدشم از شهلا میپرسید چند بار اومدی جنده زنه هیچی نمیگفت مرده گفت شهلا خسته شدم نمیتونم بیا اینجا در حالی که رفت اونطرف تخت دراز کشید زنه خودشو تکونی دادو گفت کثافت یواش تر انقر فروش نکن نگفتم تا اینجا بیشتر دردم میاد مرد که دراز کشیده بود گفت بخورش و شهلا شروع کرد به خوردن ی ۵ یا۶ دقیه همونجوری میخورد که مرده گفت داره میاد شهلا ی اخی کشیدو همنجوری ریخت توی شهلا جان چند ثانیه بع زنه دستمال برداشت ابه شوهرشو خالی کرد توی دستمال گفت گلوم درد میکنه رضا خواهشن چند وقت یا بریز تو یا بریز توی دستمال مرده بلند شد گفت چشم عزیزم


    نوشته: سعید

  • 1

  • 13




  • نظرات:
    •   Mohammad16234
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • كس شعرهاي خودت باورت شد؟


    •   hesammosbat27
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • خاک تو سرت کنن جقی بدبخت ریدم بالا خودتو داستانتو غلطا املاییت


    •   atia
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • به درد خودت میخوره داستان


    •   mjtbshr
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • مادر نویسنده جنده بود


    •   Crazy.about.tits.2
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • از این جماعت پست فطرت و مریض و عقده ای بیشتر از این انتظاری نیست اعصابم خورد شد مرتیکه انگل


    •   ملكه_قلابي
    • 1 سال،5 ماه
      • 1

    • يا خدا!!
      نكنه الان ما مستاجريم تو كولرمون دوربين باشه!!
      يعني همه صاحبخونه ها اينقد عوضي هستن!!؟؟


    •   Mehdieshgh
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • خاک بر سرت


    •   ShahvaniTurkey
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • کیفیت صدا و تصویر با توجه به هزینه ای که بابت دوربین کردی خیلی خوب بوده ولی از اون بهتر کیفیت صابونیه که بابت جق استفاده کردی
      به شما هم توصیه میکنم داستان هارو قبل از جق بنویسی
      تخیلاتت به اندازه کار میکنه فقط روی مخیلاتت کمی بیشتر کار کن


    •   peymanzoj
    • 1 سال،5 ماه
      • 0

    • جالبه برام اون بی ناموسی که این داستان تخمی و لایک کرده کیه؟؟؟


    •   ramin_82_5
    • 1 سال،4 ماه
      • 0

    • خدا شفات بده


    •   mohammadreza431
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • بلاخره يكيشون خودش اعتراف كردي جقي هستش


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو