داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

زوج میانسال حشری و من

1399/05/09

سلام
پوریام ۲۳
دانشجو دانشگاه آزادم
مثل شماها نه کیرم سی سانته نه هرکولم
قدم ۱۷۸ وزنم ۷۱ اهل فوتبال و کیرمم ۱۴_۱۵ سانت تو حالت شقه ولی کلفته(اصالتا عربیم)

زیاد حال نوشتن ندارم(چون نسلمون گشاده واقعا و ترجیح میدم‌خلاصه بگم)

و اینم بگم نه مثل شماها ۵هزار تا سکس داشتم
نه مثل شماها روزی ۵هزارتا زن متاهل و خاله و عمه و زن همسایه و زون دوست و … میان یهویی یقمو بگیرن که :

اوه مای گاد
من عاشق کیر توعم
بیا منو بکننن

خلاصه اگه دنبال ازین داستانای مزخرف و حاصل ذهن یه سری جقی هستید
این داستان منو نخونید

من دانشگاه آزاد تهرانشرق درس میخونم(قیامدشت)
خب دانشگاه آزادم کس کلک بازیه واقعا
جز ترم اول که دخترا ادای تنگارو در میارن
از ترمای بعد عملا بکن بکنه
و همه در حال رل زدن و رل عوض کردنن
حالا شایدن واقعا یه عده درس بخونن
بگذریم
خب منم مستثنی نبودم و رل زدیم
سکسم داشتم(کس نکردم؛ چون نمیدادن ولی خب کون میدادن
یا مثلا بار اول یکی از دخترای کلاس رو بایکی از بچه ها
تو ماشین برامون ساک زد
و مثلا اینا کلی کیف بهمون میداد
ولی خب اروم اروم خسته شدیم
جنس آدمیزادم طوریه که دنباله چیزیه که تاحالا نداشته
و منم واقعا دوس داشتم کس بکنم
میخواستم پول بدم یه بار به یه جنده که بکنم ولی گرون بود واقعا
بگذریم
یه بار با رفیقم متین رفتیم ناهار بخوریم
همیشه هم میرفتیم یه فست فودی وسط شهر بود
ولی هیچ وقت کنار یونی نمبرفتیم
چون حال بچه هارو نداشتیم

و همیشم دوتایی میرفتیم که خرج دخترا نیفته گردنمون

رفتیم‌دیدیم بستس
و چون طرف آشنا هم بود
زنگ زدم بهش
گفت اره شرمنده و اینا
رفتیم ولایتمون و یه هفته ای اینجاییم
خلاصه مام رفتیم پیتزا زیتون قیامدشت
دوتا پیتزا گرفتیم و رفتیم تو فضا سبز بغلش نشستیم
اونجام چندتا آدم پیر و چندتام میانسال نشسته بودن

داشتیم میخوردیم و حرف میزدیم از همه چی؛ از کون استاد شیمی که واقعا خوب بود تا امتحانا و… و کس دادن رلش(و منم میگفتم خوش به حالت
نگین میگه هروقت اومدی خواستگاریم
کس میدم و اونم مسخره میکرد)
البته نگین سومین رلم بود
متین رفیقمم مسخره میکرد که تو هنوز باکره ای چون کس نکردی
.
.
کلاس اون ۲ شروع میشد من ۴

اون رفت و منم یکم نشستم زیر سایه درخت و با گوشیم کار کردم

دیدم یه اقایی حدود ۴۰ ۴۵ ساله اومد گفت: میشه اینجا بشینم

منم گفتم بله بفرمایید
نشستو بعد چند مین شروع کرد سوال پرسیدن
ازینکه همین دانشگاه درس میخونی؟ بچه کجایی اصالتا؟ شهریتون چقدره و…

منم جواب میدادم

بعدش گفت واقعا بی شرفن که اینقدر پول میگیرن
منم تایید میکردم هی
بعد گفت: ولی خوبه تلافیشو از دخترا در میارید(من فک کردم منظورش اینه که دخترا رو تیغ میزنید)
گفتم نه بابا اهل تیغ زدن نیستیم
دستمون به دهنمون میرسه

گفت نه بابا
داشتی به رفیقت درباره رابطتون میگفتی(اونجا بود که فهمبدم این پشت سر ما نشسته بوده و تا اونجا که یادم بود
چندنفر بودن و داشتن تخته نرد بازی میکردن و انگار تموم که شده
حرفامم شنیده اومده پیشم نشسنه)

گفتم اره خب دیگه رابطمونم سرجاشه

گفت ولی انگار تشنه اون یکی سوراخشونی
منم گفتم فعلا که نمیدن و برا ما همه شدن بچع مثبت
گفت اگه خواستی رو کمکم حساب کن(اون لحظه فک کردم اومده که از دور ما مثلا یه دختر جور کنه که خودش بی نصیب نمونه)
منم حالشو نداشتم
گوشیش زنگ‌خورد
قبل اینکه جواب بده
من گفتم: دمت گرم
اگه کمک‌خواستم خبرت میکنم
اونم گفت من فلانیم(فامیلیشو گفت) و اون خونمونه
منم گفتم قربون دستت بای

حرفا که تموم شد دیگه بلند شدم که برم یونی
اون موقع دوشنبه بود
من سه ستبه و شنبه هم یونی داشتم

خلاصه
فرداشم باز با متین اومدیم و باز ساندویج از فست فودی زیتونه گرفتبم و خوردیم و حواسمم باز به پارک‌نبود ولی چون حدود ساعت یازده بود
خلوت بود و معلومه طرف نیستش
منم واقعا مهم نبود برام
بعد باهم رفتیم کلاسمون

روز شنبه متین کلاس نداشت
خودم تنها بودم
و باز حدود ساعت یک بود که کلاسم تموم شد و رفتم که ناهار بخورم
موزیکمو گوش میدادم و پیتزارو سفارش دادم و رفتم که برم‌تو پارک منتطر بمونم تا اماده بشه
دیدم ای بابا طرف نشسته با یکی از رفیقاش رو نیمکت
من از دور یه سر تکون دادم که سلام و اونم دیدم یهو داره میاد
تو دلم گفتم ای بابا چه گیری افتادیما
(هوام خوب بود ولی باد کیری میومد)
اونم اومد و سلام علیکو … بعد گفت پسرجون اسمتو اون روز بهم نگفتی
گفتم پوریام و گفت سلامت باشی پوریا جان
گفتم بزارید برم یه سفارش دیگه بدم برا شما
که گفت نه خانومم غذا درست کرده
بیا بریم خونه ما
منم گفتم قربون دستت نه وفلان و تعارف
ولی ناموسا دهنم خشک شد
ول نمیکرد
گفتم اخه مزاحم نباشم
گفت مراحمی بابا تو هم مثل پسر خودم
واقعا نمیدونم چرا رفتم
خلاصه رفتیم
دم در گفت خانوم مهمون داریم
خانومش با تیپ خونه اومد و سلام علیکو(خانومش اسمش مهری بود
از لهجش فهمیدم تُرکه؛ تیپشم نه خیلی باز بود نه خیلی محجبه
ولی روسری نداشت و تی شرت تنش بود با یه شلوار گشاد
ممه هاش اگرچه بزرگ بود ولی خب واقعا واسم مهم نبود
خلاصه رفتیم نشستیم و خانومش گفت الاناس غذا حاضره
یکم نشستیم و خانومش غذارو آوردو نشستیم سر سفره(تو این بین حرف زیاد بود
مثلا خانومش میگفت بچه ما هم همسن توعه
دانشگاه فردوسی میخونه و…(بعدها که الان براتون میگم؛ فهمیدم زنه نازاس و اصن بچه ندارن)
خلاصه ناهارو خوردیم و اونام هی کسشر میگفتن
زنه سفره رو جمع کردو رفت مثلا بشوره
منو فلانی هم(فامیلی فرضیشو میگیم اکبری) نشستبم رو مبل و یهو گفت شلوار راحتی برات بیارم؟
تو دلم گفتم بابا بیخیال
خونواده خودمم اینجوری بام نمیکنن
و بهش گفتم نه و کلاسم الان شروع میشه و
مهریم چایی اورد و خوردیم و بعد یکم باز چرت و پرت گفتن
من خواستم خداحافظی کنم برم

که اکبری گفت: پوریا جان شمارتو بده
شماره منم داشته باش اگه مشکلی چیزی واست پیش اومد خبرم کنی

منم که فقط میخواستم زودتر برم
شماره رو دادم و خدافظی کردیم و اون روزم گذشت( همون روز قرار بود با نگین بریم یه وری که یکم تو ماشین برام ساک بزنه؛ ولی نگین عن بازی دراورد و چند روز نیومد یونی و منم دیگه خیلی وفت بود جق نزده بورم و البته دیگه جق هم به دلم نمی نشست)
.
.‌.

خلاصه گذشت تا دوهفته بعد و داستان سکسم اینجا شروع شد:

چهارشنبه بود که ماشینم خراب شده بود تو قیام دشت
منم نمیدونستم مکانیک از کجا گیر بیارم
که زنگ زدم اکبری
اونم با کلی احترام و ادب گفت خودم رفیق مکانیک دارم و… الان میارمش
منم تو پارکینگ دانشگاه بودم و اون اومدو طرف گفت طول میکشه
اکبریم به زور گفت بریم خونه ما
منم باهاش رفتم و هی میگفتم ببخشید زحمت میدم و…
خلاصه رفتیم
اینبار مهری شلوار ساپورت کرده بود تنش و خط کسش قشنگگگ معلوم بود و همون اول سیخ کردم واقعا(مهری قدش حدود ۱۶۵ اینا بود و البته چاقم نبود زیاد ولی توپر بود؛ البته ببخشید اینارو اول نگفتم
چون بار اوله داستان مینویسم و البته داستان خفن دیگه ای جز این تو زندگیم‌نداشتم مثل بقیه که هر رور بیام داستان بگم)

خلاصه غذا قیمه بود و اونم هی میرفت و میومد که سفره رو بچینه منم واقعا هی نگام به کسش بود

که اکبری که کنارم بود به شوخی گفت:
اگه میخوای برو دستشویی
شلوارت زیپش خراب نشه(چون کیرم شدید معلوم بود)
منم گفتم ببخشید دیگه جوونیه و اینم گاهی اینطور میشه
گفت : من که گفتم بیا کمکت کنم
گفتم : رلم همون ساک زدنو کون دادنم دیگه چتد وقته نیستش که حالا بخوایم کسشو باز کنیم
اونم گفت : بابا اونو دیگه ولش کن
منم گفتم خب حالا اگه با کسی باز رل زدم خبرت میکنم
گفت نه بابا پسر تو چقدر پرتی
گفتم خب چی
گفت بی میدونی چیه؟
گفتم‌اره بابا
گفت من بی اَم

منم گفتم: الکی؟
یه ابروهاشو بالا برد گفت شوخی داشتیم مگه تا حالا پسرخوب(مهری میرفت و میومد ولی ما چون اروم مثلا حرف میزدیم
فک نمیکردم بشنوه که یهو گفت
اقا اکبر گناه داره
مهمونه حبیب خداس(حس کردم با کنایه داره میگه)
اکبریم گفت خب چیزی نگفتم بش
این یکم پرته(با خنده گفت)

منم واقعا بدم اومد از کنایه بازی مهری و اکبری
گفتم نه اتفاقا من عاشق کردن زن و سکس سه نفرم به خصوص جلو شوهرش
و چندبارم بوده برام ولی از زنه خوشم نیومده(اینو بلوف زدم)
بعد مهری که دیگه انگار سفره رو ول کرد
اومد جلو تلویزیون یه چرخ زد گفت خوشت میاد؟

واقعا اگه کسی از رفیقام اینارو برام تعریف میکرد
میکفتم کس میگه
ولی بعدها که گذشت فهمیدم اینا چندسالیه تو سکس ضربدری و… بودن و به همین خاطر اینجورین

منم یه نگاه به اکبری کردیم(اون لحظه دوس نداشتم پپه بازی درارم و خودمو مثلا خیلی اینکاره جا زدم) و با پررویی گفتم
باشه شلوارمو در بیار برا زنت
اکبری شلوارمو دراورد و مهریم اومد از اکبری لب گرفت
و شلوار اکبریم دراورد
واقعا کیر منم داشت میمرد از شهوت
کیرامون تقریبا یه حدود بود ولی اکبری دوسانت دراز تر
در عوض مال من کلفت بود
مهری داشت واسش ساک میزد
و من گفتم من امروز شوهرتما
اونم یه “جوننننننییییی” گفت که نگین دوس دختر خرمم اینطور نکرده بود برام
اوند نشست و چند ثانیه برام خورد و واقعا از بس شهوت داشتم و حشرم بالا بود
که آبم اومد
مهری گفت ای بابا اینطوری میخوای بکنی
اکبریم خندش گرفته بود

منم که واقعا هنوز شهوت تو کمرم بود
گفتم بخور که هنوز کار دارم باهات
باز خورد حدود یه دقیقه و سریع کیرم دوباره سیخ شد
حالا ایندفه دیکه چون آبمم اومده بود
دیکه شرو کردم
اکبر گفت بلندشیم بریم اتاق
رفتیم لخت لخت شدیم و من رفتم کسشو بلیسم
پاهاشو باز کردم و با اینکه کسش افتاده و گشاد بود ولی آنچنان با ولع میخوردم که داشت اونم دیوونه میشد
و واسه اولین بار آماده شدم و کیرمو گذاشتم توش که سریع رفت توش
اکبریم کنار سرش بود و هی مهری کیرشو میمالید
مهری واقعا حشری بود
و عالی اه و ناله میکرد
منم شروع کردم تلمبه زدن و واقعا سرعتم خوب بود
این بار حدود یه ربع بیشتر کردم (پوزیشن چندتا اجرا کردیم)
دیدم آبم نزدیکه باز
گفتم باز بریز دهنت ولی ایندفعه باید بخوریش
یکم عشوه اومد ولی اکبری گفت خوب پذیرایی کن دیگه مهری
اونم دهنو باز کرد و ریختم توش
اکبریم اومد یکم تلمبه زد و آبش اومد(خدایی کمر نداشت اصن
خیلی زود ابش اومد
منم‌چون بار اولم بود که همچین نوع سکسی داشتم
واس همین بود که انقدر بار اول زود آبم اومد)
و درااز کشیدیم کنار هم و من با اینکه خوشم نمیومد ولی لب ازش گرفتم و اکبریم اومد لبشو گذاشت
مهری گفت گی نکنید دیگه تا من اینجام
و یکم خندیدیم
و بعد چن مین استراحت بازم سیخ شدم و واسم ساک زد

اون روز که تموم شد دیکه هر روز به عشق اونا میرفتم‌یونی
و واقعا عاشق سکس سه نفره با زوج شدم

ببخشید که زیاد آب و تاب ندادم
چون واقعا بلد نیستم زیاد بنویسم
نوشته: پوریا


👍 18
👎 41
42100 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

903726
2020-07-30 01:34:08 +0430 +0430

کثیف تر از اون بیغیرت تویی که میری باهاشون
نخونده دیس


903728
2020-07-30 01:35:18 +0430 +0430

دیس فاک فاک خاک. خاک بر سرت با داستانت اه اه. بدم اومد اصن از سکس گروهی.
#ادمین جان بیزحمت منو آنبلاک بکنننننننن. غلط کردم

6 ❤️

903729
2020-07-30 01:35:36 +0430 +0430

ممنونم پویا.ولی انصافا کونت نذاشت کشوندت بردت خونه.؟اومدی داستانو برعکس تعریف کنی


903733
2020-07-30 01:36:59 +0430 +0430

در دانشگاهی که تو توش درس خوندی رو باید گل گرفت. البته اگه واقعا دانشگاه رفته باشی


903740
2020-07-30 01:39:08 +0430 +0430

بعد از عمری خواستم برگردم چارتا کامنت بدم، اول باید با این عن ناخوانا روبرو بشم. آخه این انصافه؟ حداقل خوانا بود یه چیزی.

کیر تو بیسوادی.


903743
2020-07-30 01:40:45 +0430 +0430

اوه مای گاد دیس من در کان داستانت غوطه بخورد


903745
2020-07-30 01:41:59 +0430 +0430

محمد گلزار دادا ببین دوست دارم و رفیقمی
ولی بدون مشکلات بین تو و ادمین به ما مربوط نیست که هرشب زیر همه نظرات یچی از ادمین مینویسی
Pv و ایمیل برا اینچیزاست لطف کن اینکارات رو تمومش کن


903760
2020-07-30 01:50:01 +0430 +0430

خوبه حوصله نوشتن نداری و گشادی اینقدر نوشتی اگه نبودی چی کار میکردی؟
چرا امشب همه میخوان بگن که برخلاف دیگران که میگن فلان و … هستن؟؟؟
کونی الان بری جنده خونه از 50هزار تومن به بالا کس هست بعد تو دانشگاه آزاد می خوندی ولی پول کس جنده نداشتی؟


وقتی یه جقی توی دانشگاه محل سگ هم بهش نمزارن و میره توی پارک بیرون دانشگاه و توهم میزنه


903765
2020-07-30 01:52:11 +0430 +0430

اونجا که گفتی اکبری بردت خونش شلوارتو در آورد تنها قسمت راست کستانت بود!! 😁


903767
2020-07-30 01:53:27 +0430 +0430

بلد نیستی بنویسی ننویس!
اصل داستان اینه که توی همون پارک جلوی پیتزایی،اون چندتا پیرمرد جوری گشادت کردن که اگه روی صندلی می نشستی،غیب میشد
رفیقتم که دیگه باهات نیومد و جورشُ خودت می کشیدی
اکبری هم اختصاصی تو خونه ش بهت حال میداد،نه مثل اونا پشت درختا و شمشادا
کون‌گشاد ابله!خودتی
فر پیتزا تو کونت


903768
2020-07-30 01:55:34 +0430 +0430

همون کلمه یونی از پهنا تو کونت

5 ❤️

903774
2020-07-30 02:00:12 +0430 +0430

باز خوبه زیاد ننوشتی
کیر هر چی موجز و مختصر نویسه تو کونت دیوث عقده نوشتن داری؟!

6 ❤️

903778
2020-07-30 02:01:31 +0430 +0430

واسه داستان قبلی گفتم قابلمه قرمه سبزی تو کونت! واسه تو میگم قابلمه قیمه تو کون اکبری و اکبری تو کون مهری و در آخر مهری تو کون تو


903784
2020-07-30 02:11:34 +0430 +0430

موش فاضلاب از شما جذاب تره…


903790
2020-07-30 02:20:21 +0430 +0430

چی بگم ،از چس ناله های اول کستانت معلوم میشه تو یک جقی کون… هستی.


903806
2020-07-30 02:37:38 +0430 +0430

شمایی که به دانشگاه میگین یونی به کنکور چی میگین؟؟ 😂


903821
2020-07-30 03:11:13 +0430 +0430

بچه پر رو مگه فرستادیم دنبالت التماس که جون عمه ات بیای برامون داستان بنویسی ؟!
عنتر خان خودت نوشتی اولین بارت هست که میای شرفیاب میشی …وقتی اومدی مگه کسی از خواست خیر سرت ، دربیاری نشون بدی که بعدش چشم ابرو بندازی بالا و زر بزنی که مثل شما ها کیرم 40 سانت نیست و گه خوری های دیگه که بماها نسبت دادی.! چلغوزهایی جقی مثل تو میان اینجا و ادعا میکنن هرکولن و کیرشون هم اندازه خودشونه . خاله کن و عمه کن هم از قماش خودتونه یعنی نجبای اراذل جقی…پس اینقدر زر زر نکن مثل شماها …مثل شماها…! در ضمن ادم بی کلاس بی تربیت …دانشگاه (بلانسبت بقیه ) مگه جنده خونه ست که میای که اینقدر بی ادبانه از کون حرفمیزنی…؟ از طرز نوشتن و شخصیت کونده پرروئیت معلومه اقلا دوسال بشکه درمانی شدی …تورو به چه دانشگاه ؟! اینبار خواستی شرفیاب شی فقط با سری داستان های سریالی زنونه پوشی میایی …تازه قبلش هم باید بگی غلط کردم و از بچه عذر خواهی کنی…
حامبال.


903823
2020-07-30 03:14:35 +0430 +0430

نتیجه داستان=تو یک جقی هستی


903836
2020-07-30 04:18:14 +0430 +0430
EIA

خوبە نسلتون گشادە اینقدر نوشتی نخوندە کیرم تو اول و اخرت

6 ❤️

903839
2020-07-30 04:26:44 +0430 +0430

یونی.یونی.یونیسف.

4 ❤️

903846
2020-07-30 05:06:19 +0430 +0430

خوبه خاندانتون گشاد بوده اگه نبوده تا فردا هم داستان تموم نمیشد

6 ❤️

903852
2020-07-30 06:35:55 +0430 +0430

اینایی که به دانشگاه می گن یونی به کنکور چی می گن؟! 😁 😂
بگذریم که تویه پارک داشتی پیتزا می خوردی دوتا پیرمرد داشتن بهتون زل می زدن و بعدش اومدن کنارتون نشستن و از کص کردناشون تعریف کردنو هی رو پاتون دس کشیدن مابقی کص بود 😂


903861
2020-07-30 07:49:56 +0430 +0430

رویای قشنگی داری، امیدوارم زود بهش برسی…

3 ❤️

903876
2020-07-30 09:04:18 +0430 +0430

نخونده دیس نه بخاطر بیغیرتی.
چون گشادم حسشو ندارم بخونم (دیدی از خودتم گشادتر هست)

6 ❤️

903883
2020-07-30 09:25:57 +0430 +0430

بچه‌ی لاپایی جا نیم‌ساعت تلاوت کردن و خایمالی بشین بنویس. از همون دانشگاه آزاد یه کون مثل تو درمیاد دیگه. چار نفر درس می‌خوندن که این کسشرا رو نمی‌نوشتن.


903891
2020-07-30 09:58:19 +0430 +0430

اقای گشادیان عزیز
ی سوال
اگه تو خودت گشادی چرا اینقدر
گشاد گشاد نوشتی
پیره مردهایی که تو پارکها هستن و با پسرهای
جوان سر صحبت را باز میکنن
اکثرا کون کن هستند

پسر جون رفتی کونتو دادی بعد اومدی اینجا
حرف از گشادی مینویسی
به نظر من تو به ی نفر ندادی
گروهی ترتیبتو دادن
در هر صورت خسته نباشی


903903
2020-07-30 10:42:44 +0430 +0430

عرب سوسمار خور


903907
2020-07-30 10:49:33 +0430 +0430

پوریا جان تروجان مهری جان دیگه ننویس. آخه عزیز جان چی بگم بهت ؟؟ هعییییی
همون ساندجوید و پیطضاتو بخور ، کس مردم رو نخور!

5 ❤️

903912
2020-07-30 11:01:32 +0430 +0430

خودتم از همون ترم اولی هایی ک ادای تنگارو در میارن ک خوب اکبری ترتیب تو داد 😀

5 ❤️

903919
2020-07-30 11:25:03 +0430 +0430

واقعا اگه کستانت واقعی باشه اندازه رستم خایه داری که میری به خونه ادم غریبه . نترسیدی کونت بزارن؟

5 ❤️

903929
2020-07-30 11:47:39 +0430 +0430

چون خودتم گفتی واقعا بلد نیستی بنویسی بهتره کلا خفه شی و اون زر زرهای اول داستان هم برات غلط زیادیه.

4 ❤️

903952
2020-07-30 13:41:38 +0430 +0430

کیر اقای اکبری تو سردر دانشگاهت

4 ❤️

903957
2020-07-30 13:49:50 +0430 +0430

داداش تو که میگی نسلمون گشاده خوب فقط تو نوشتن که نیست ما تو خوندنم گشادیم خیلی زیاد نوشتی کمش کن در مورد داستانت باید گفت کیر عباس قادری تو کونت

4 ❤️

903970
2020-07-30 15:04:51 +0430 +0430

به تو میگن میکرو پنیس.
طبق فرمایش خودت،
کسی که ایل و تبارش ذاتا گشاده،میشه گفت که خواهرش و مادرش و تمام خاندانش از دم گشادن…
شما را واگذار میکنم به کیر خر زورو

3 ❤️

903971
2020-07-30 15:08:55 +0430 +0430

ضمناً با ادای احترام به تمام ملت ها و ملیت ها با تمام عقایدشون.،
بلا نسبت همه،تو یک خوارکصده تشریف داری،
چون هیچ عربی از اسم پوریا استفاده نمیکنه!!!

5 ❤️

903977
2020-07-30 15:49:12 +0430 +0430

عاشق رابطه با میانسال ها هستم

2 ❤️

903980
2020-07-30 15:59:30 +0430 +0430

اخرش اینطوری بود …تا دسته زد تو کونم تازه فهمیدم که مرده میخواست منو بکنه

3 ❤️

903982
2020-07-30 16:14:29 +0430 +0430

پوریا جان منم قیام‌دشت درس میخونم آدرس و شماره اکبری جون رو بده مام به حالی بکنیم😂
کصشعرا رو از کجات در میاری؟
مکانیکی هم نرسیده به خروجی قیام‌دشت هست کسخول.از هرکسی میپرسیدی بهت می‌گفت:/

3 ❤️

903998
2020-07-30 17:27:29 +0430 +0430

مثله بقیه نیستی روزی هزار نفرو‌بکنی؟
اون کصکشی که روزی ۵ نفرو میکنه نشون بده هزارتا نمیخواد،بقیش با بچه ها،حالا اینارم یاد گرفتین اول داستان میگین که مثلا بگیم اره این واقعی بود؟؟
ممکنه تا یجاییم خوب بنویسین و تعریف کنین ولی وقتی دروغه مطمئنن یه جای کار میرینین توام وسطاش ریدی تابلو کص گفتی،در ضمن کسی که دانشگاه ازاد درس میخونه ماشینم داره هرروزم تو پیتزا فروشیه پول واسه کص کردن کم نمیاره ابله
کیر اقای اکبری که تو ذهنته تو کونت

5 ❤️

904001
2020-07-30 18:29:59 +0430 +0430

پایه تصویری ام پول میگیرم واسه شرایطش مسیج بده💦💦💦

1 ❤️

904011
2020-07-30 18:54:48 +0430 +0430

حاجی داستانت کصشر بود به کنار ولی ناموسا داری مینویسی دقت کن
😂😂☺

4 ❤️

904029
2020-07-30 20:28:40 +0430 +0430

مرسی داستان قشنگی بود دمت گرم ❤️

1 ❤️

904035
2020-07-30 21:16:47 +0430 +0430

مطمئنی اکبری نبرده کونت بزاره لاشی

2 ❤️

904043
2020-07-30 22:08:55 +0430 +0430

جون هر کی دوس داری ننویس

2 ❤️

904061
2020-07-30 23:15:06 +0430 +0430

اونم تو قیامدشت که پسر به پسر رحم نمیکنه بعد تو رفتی خونه یارو زنش و کردی؟؟؟؟مطمینی درست نوشتی؟؟؟؟

2 ❤️

904069
2020-07-31 00:06:24 +0430 +0430

عزیزم !
حتی همین اشارات هم واسه کافی بود که بفهمیم بین شما چه اتفاقی افتاده.آره عزیز…ما مثل خودت پپه نیستیم.
د آخه مادر خراب!! تو خودت ک ونی…بعد اومدی اینجا تو غربت اینهمه زرنگ بازی درآوردی؟ماهم باور کردیم.کله ک یری بوگندو.
گورتو گم کن خاطرات واقعیت بدرد بخش گی میخوره

2 ❤️

904128
2020-07-31 01:33:48 +0430 +0430

ارب ازک
ارب حلگک
ارب خشمک
خودت می دونی چی گفتم منیوچ

2 ❤️

904157
2020-07-31 02:05:56 +0430 +0430

کاش من جای تو بودم عاشق اینطورم

1 ❤️

904174
2020-07-31 02:27:07 +0430 +0430

آخه چاقال، تو که به گفته خودت تا اونموقع کوس ندیده بودی، بار اول آبت اومد، بار دوم بعد از یه ربع که گفتی چون آبم اومده بود دیر اومد، اکبری بعد از بار دوم تو آبش اومد اونوقت تو به اون میگی کمر نداشت؟!! برو بچه اوبنه‌ای دِ برووووو

2 ❤️

904227
2020-07-31 06:20:42 +0430 +0430

سلام‌ از اول داشتانت خوشم اومد که داشتی قانعمون میکردی داستانت واقعی هستش ولی بعد شروع کردی به عمو جانی بازی کردن ببین نداشتیما

2 ❤️

904257
2020-07-31 11:07:45 +0430 +0430

بابا یکی این جقیارو جمع کنه از سایت هر خری داستان ننشو مینویسه
حتی به احتمال یک درصدم‌درست باشه داستانت(که نیس) خاک توسر دانشجویی‌که تو باشی رفتی گایشگاه یا دانشگاه مردک
انتظار داشتی همه دخترای دانشگاه از‌کس بکنی ها وایسا باهم بریم‌ریدی
همون زن جنده اکبریم‌که معلون نیس چن سالش بوده پیر زنی بوده برا خودشم‌به تو نمیده

0 ❤️

904368
2020-07-31 21:23:56 +0430 +0430

حالا ب دور از توهم، ندادی؟؟؟

1 ❤️

904406
2020-08-01 00:28:45 +0430 +0430

دهه هشتادی هستی اره؟ تابلوعه!؟

0 ❤️

904558
2020-08-01 03:18:28 +0430 +0430

چاغال حداقل تو این مدت که کستان مینویسی نزن
فکر مغز مجلوقت باش متجلق
باز این پسر ۱۳-۱۲ ساله ها که روز سه بار میزنن و خشک شدن و سگ ماده هم پا نمیده بهشون، توهم زدن و کستان نویسی کردن ، جقتو بزن داستان نویسی پیشکشت

0 ❤️

904651
2020-08-01 10:52:37 +0430 +0430

جون برات مونده کونی به عشق کون دادن میری یونی اقای کونی

0 ❤️

904735
2020-08-01 16:29:50 +0430 +0430

جووووووووووووون. داستانت جذاب و محشر بود و خیلی حال کردم.دستت رو سر ما

0 ❤️

904744
2020-08-01 17:24:28 +0430 +0430

ننتوگاییدم‌ خط اولشو خوندم گشاد توفقط وا کن توش بذارن گه خوردی زر زدی. چونییی

0 ❤️

905488
2020-08-03 23:44:34 +0430 +0430

خوبه میگی کون گشادم حوصله نوشتن ندارم اگه گشاد نبودی مخمون گاییده میشد تو همون گشاد باش کستانتم بد نبود خوب توهم میزنی

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom