زیباترین سکس با طناز

    با سلام به همه اين داستان كاملا واقعيه پس ازش لذت ببريد يكم از خودم بگم پسر خوش تيپ قد185 وزنم78 هيكل ورزشكاري آخه8 ساله بوكس كار ميكنم سنم 20 ساله اسمم سعيد حالا يكم از عشقم بگم اسمش طناز يه بلوند خوشگل كون تپل سينه هاي فوق برجسته كس خوشگل هروقت مانتو ميپوشه هميشه سينه و كونش ميزنه بيرون بچه هاي محل آرزوشون اين بود كه قبل از مردن يه بار بكننش هروقت رد ميشد همه چشمشون به كون طناز بود لامصب هميشه مانتوي تنگ ميپوشيد حدودا 26 سالش بود شوهرش كارمند بود صبح ميرفت شب برميگشت آدم بي عرضه اي بود حالا بريم سر اصل داستان من چند روز در هفته ميرم دانشگاه يه روز كه برميگشتم ساعت حدودا 2 ظهر بود از تو كوچه رد ميشدم كه ديدم جلو در وايساده خونشون چسبيده به خونه ما بهم گفت كليد تو خونه جا مونده درم بسته بود هيچكيم تو كوچه نبود گفتم گناه داره رفتم بالا درو براش باز كردم از بازار برگشته بود خريد زياد كرده بود كمكش كردم براش بردم تو خونه خواستم برم كه خواهش كرد وايسم تا يه ليوان اب پرتقال برام بياره منم نشستم رو صندلي تو آشپزخونه اونم داشت ابميوه درست ميكرد يه لحظه خم شد يه چيزي از تو كابينت برداره لامصب عجب كون رديفي داشت هركي اون صحنه رو ببينه بدون شك ارضا ميشه خلاصه ابميوه رو آورد براي خودشم اورد ابميوه رو خورديمو ديدم شروع به سوال پرسيدن كرد كه چند سالمه چيكار ميكنم از اين سوالا بعد ازم پرسيد با اين خوشتيپي چند تا دوس دختر داري منم كه خيلي پرروم گفتم يه چند تايي هستن يهو بهم گفت ميخواي باهام دوست شي منم يه لحظه جاخوردم بعد گفتم شما شوهر داري بهم گفت از تو خوشم اومده گفت خودش قبل از ازدواج دوست زياد داشته و تجربش زياده گفت ميخواي از تجربم استفاده كني گفتم چرا كه نه خلاصه شمارمو گرفت شب داشتم با دوس دخترام اس بازي ميكردم منتظرش بودم اما هيچي روز بعد تو دانشگاه بودم كه بهم زنگ زد احوال پرسي كردو يكم حرف زديم بعد گفت ميتوني يه اتو مو برام بخري بياري گفتم باشه وقتي از دانشگاه برگشتم براش يه اتو مو خوب خريدم براش بردم وقتي بهش دادم ازم تشكر كرد و پولشو به زور گذاشت تو جيبم منم دستشو گرفتم گفتم پولشو نميبرم اما فايده نداشت دستاش خيلي نرم بود گذشت يه مدت به هم ديگه اس ميداديم كاملا همديگرو شناخته بوديم يه بار اس داد نوشته بود با دوس دخترات سكس داري نوشتم اونا بچن ميترسن اس داد نوشته بود اگه دهنت قرص باشه ميتوني يه سكس اساسي بكني بهش اس دادم گفتم به خاطر تو لال ميشم گفت نميخواد لال بشي عزيزم بعد چند ساعت اس بازي كرديم فهميدم شوهر نميتونه ارضاش كنه طناز نميتونه به كسي اعتماد كنه منم واقعا خيلي دير ارضا ميشم توان جنسي بالايي دارم قرار شد فردا برم با طناز يه سكس اساسي داشته باشم صبح وقتي از خواب بلند شدم بعد از صبحونه رفتم حموم خوشتيپ كردم رفتم بيرون يه چرخي زدم ساعت حدود10 بود اس داد بيا عزيزم منتظرم اومدم تو كوچه چندتا بچه داشتن بازي ميكردن كس ديگه اي نبود زنگ زدم گفتم در باز كن درو باز كرد رفتم تو درو بستم كمي نگام كرد گفت چقد خوشتيپ شدي منم گفتم تو چقد خوشگل شدي واقعا ديوانه كننده بود يه آرايش خوشگل بدون آرايش ديوانه كننده بود چه برسه با آرايش يه تاپ سفيد كه بالاي سينه هاش كاملا معلوم بود يه شلوار چسبيده كه ست تا تاپش بود حتي برجستگي كسشم معلوم بود او لحظه احساس كردم دوسش دارم بغلش كردمو يه لب حسابي از هم گرفتيم زبونشو تو دهنم ميچرخوند آخرت لب گرفتن بود بعد رفتيم تو اتاق خواب رو تخت نشستيم گفت بهم قول بده ارضام ميكني گفتم قول ميدم آخه دير ارضا ميشم بعد شروع به لب گرفتن كرديم 20ديقه لب باحال از هم گرفتيم يه دستم رو سينه هاي خوشگلش بود دست ديگم رو كس قلمبش بود با كسش رو شلوار بازي ميكردم بعد لب گرفتن گردنشو ليس ميزدم به اهو ناله افتاد يه عطر سكسي توپ زد بود كه ادمو 100برابر حشري ميكنه بعد از رو لباس نوك سينه هاشو كوچلو كوچلو گاز ميزدم كيرم به كسش چسبيده بود از رو شلوار كسشو با كيرم حس ميكردم آروم آروم تاپشو در آوردم يه سوتين توري پوشيده بود كه نوك قهوه اي سينه هاش معلوم بود شروع به ليسيدن شكمش كردم اونم با دست كسشو ميماليد آروم آروم رفتم سراغ سينه هاش سوتينوشو در آوردم شروع به خوردن ممه هاي نازش كردم وقتي گاز ميزدم جيغ ميكشيد چند ديقه همينطور سينه هاشو خوردم بعد رفتم سراغ گردنش بعد ازش لب ميگرفتم دستم رو كسش بود بعد اومدم پايين سرمو گذاشتم دم كسش بو كشيدم اونقد بوش خوب بود كه آدمو ديونه ميكرد از رو شلوار يه ليس رو كسش كشيدم بعد شلوارو از پاش كشيدم پايين درش آوردم از پايين پاهاشو ليس ميزدم اون روناي تپل مپلشو حسابي ليس زدم بعد با دندون شورتشو پايين كشيدم و شروع به خوردن كسش كردم اونم با دست سرمو به كسش فشار ميداد 10ديقه كسشو خوردم بلند شدم سريع لخت شدم بهم گفت دوس داره تو پوزيشن هاي مختلف سكسي بكنمش منم كه همشونو بلد بودم آرزومم همين بود اول كمي برام ساك زد خيلي حرفه اي ساك ميزد بعد رو تخت دراز كشيد پاهاشو كامل باز كرد كسش خيلي قشنگ بود هرچي فيلم پورن استار ديده بودم مثل طناز قشنگ نبودن دستمو خيس كردم كشيدم رو كسش يه ناله سكسي كردو منم كيرمو گذاشتم دم كسش فشار دادم نوك كيرم رفت تو كس نازش يه جيغ بلند زد خيلي تنگ بود بهش گفتم چقد تنگي گفت كير شوهرش خيلي كوچيكه و طناز اصلا حال نميكنه گفت دوس دارم گشادم كني منم گفتم اي به چشم كير منم كه حدود 23سانته و كلفت يه كم فشار دادم كيرم بيشتر رفت تو كسش شروع به جيغ زدن كرد كيرم تو كسش بود افتادم روش ازش لب ميگرفتم سينه هاشم ميماليدم گفتم تا كمي گشاد شه بعد از چند ديقه آروم شروع به عقبو جلو كردم يه كم گريه كرده بود كه حشرمو بيشتر كرد كمي به اين حالت كردمش بعد كشيدم بيرون يه وريش كردمو يه پاشو گذاشتم رو شونم كردم تو كسش شروع به تلنبه زدن كردم اونم هي جيغ فرياد ميكشيد يه ده ديقه اي اين طور كردمش بعد بلندش كردم دستاشو گذاشت رو ميز كامپيوتر پاهاشو با كردم كردم تو كسش تند تند تلنبه ميزدم بادست سينه هاشم گرفته بودم بعد مدتي ديدم يه جيغ بلند كشيد بدنش به لرزه افتاد كيرمو كشيدم بيرون آب كسش به سرعت بيرون پاشيد ارضا شده بود بدنش شل شد خواست بيافته زير شكمشو گرفتم گذاشتم رو تخت با يه صداي سكسي ازم تشكر كرد ازم يه لب گرفت منم بهش گفتم ميخوام از كون بكنمت بهم گفت من مال توم هرچي ميخواي بكن بعد پاهاشو گذاشت زمين به سينه رو تخت دراز كشيد كونشو داد بالا عجب كون دافي داشت حتي جنيفر لوپزم اين كونو ميديد حسودي ميكرد كيرمو گذاشتم دم كونش فشار دادم راحت رفت تو بهش گفتم شوهرت از كون ميكندت گفت نه بابا اون از اين عرضه ها نداره وقتي ازدواج نكردم با دوس پسرام از كون سكس داشتم منم شروع به تلنبه زدن كردم چند ديقه همينطور كردمش اونم حرفاي سكسي ميزد ميگفت من مال توم جرم بده تندتر بكن بيشتر فشار بده از اين حرفا بعد بلندش كردم گذاشتم به حالت سگي گفت از كس بكنمش آخه بيشتر حال ميكنه منم كه خيلي دوسش داشتم كردم تو كسش كمي كردمش بعد بهم گفت دراز بكش منم رو تخت دراز كشيدم اول كمي برام ساك زد حسابي كيرم خيس شده بود بعد پشتشو كرد به من با كس رو كيرم فرود اومد شروع به بالا و پايين رفتن كرد صداي شالاپ شلوپ كسش وقتي رو كيرم بازي ميكرد همه اتاقو برداشته بود من سينه هاشو براش ميماليدم بعد اونم خودشو رو كيرم ميچرخوند كه خيلي حال ميداد اون لحظه رو با هيچي تو دنيا عوض نميكنم طناز تو سكس خيلي حرفه اي بود بعد اومد پايين دوتا رون خوشگلشو با دست گرفت كسش كامل باز شده بود گشاد شده بود اساسي كردم تو كسش اين دفعه خيلي تند تلنبه ميزدم نزديك بود تخت بشكنه همينطور كردمش ديدم شروع به جيغ زدن كرد فهميدم دوباره ارضاشده كيرمو بيرون نكشيدم افتادم روش ازش لب ميگرفتم سينه هاشو ميماليدم تو كسش خيلي داغ شده بود آبش آروم آروم از لاي كيرم ميزد بيرون چند ديقه تو همون حالت بغل هم بوديم ولي من هنوز ارضا نشده بودم بعد به حالت دمر خوابيد يه بالش گذاشتم زير شكمش كونش قمبل زد بالا كردم تو كونش دستم رو كمرش بود شروع به تلنبه زدن كردم بعداز يه ديقه گفت كمر درد گرفت منم دوس نداشتم اذيت بشه به حالت سگيش كردم گذاشتم تو كونش سينه هاشو گرفته بودم تلنبه ميزدم بعداز ده ديقه ديگه داشتم خسته ميشدم سرمو گذاشتم رو پشتش احساس كردم دارم ارضا ميشم تلنبه زدنو تندتر كردم كيرم تو كونش بود ارضا شدم انگار آتش فشان فوران كرد طناز جونم گفت تو كونم آتيش گرفت خيلي اين صحنه رو دوست داشتم كيرم تو كونش بود آبم از لاي كونش ميزد بيرون يه نيم ساعت هردومون رو تخت بي حال افتاديم از هم لب ميگرفتيم از همديگه تشكر كرديم بعد برام حرفاي سكسي ميزد واقعا هم تجربه داشت هم خيلي حرفه اي بود ميخواستم تا آخر عمر كنارش باشم بلند شد رفت دوتا شيرموز آورد با هم خورديم بعد گفت بلند شو بريم حموم باهم رفتيم حموم حسابي همديگه رو شستيم از هم لب ميگرفتيم دوش آب يه كم داغ بود زير اون دوش لب گرفتن اونم از طناز واقعا حال ميداد اومديم بيرون همديگرو خشك كرديم بهم گفت تا تو لباس ميپوشي من يه چيزي درست كنم باهم بخوريم لباسامو پوشيدم رفتم تو آشپز خونه يه كم غذا از قبل درست كرده بود داشت گرمش ميكرد منم بهش گفتم تا تو لباساتو بپوشي ميز غذا رو آماده ميكنم اونم گفت باشه ارباب رفت تو اتاق منم ميز غذا رو آماده كردم نشستم گفتم كجايي عشقم گفت الان ميام عزيزم ديدم اومد نشست يه شلوارك چسبيده با يه سوتين قرمز كه رو اون بدن سفيد مثل ماهش خيلي قشنگ بود اگه به مسابقه بهترين مانكناي دنيا ميرفت اول ميشد اينو بهش گفتم گفت نظر لطفته خواستم غذا بخورم ديدم اولين قاشقو گذاشت دهنم از اين كارش خيلي خوشم اومد بهش گفتم دوست دارم عزيزم و بي اراده بوسش كردم غذا رو خورديم واقعا خوش مزه بود بهش گفتم دست پختت عاليه گفت ما اينيم ديگه واقعا طناز تكه حيف زن اون احمق شده اگه چند سال زود تر به دنيا ميومدم حتما ميگرفتمش واقعا حيفه وقتي باهاش شوخي ميكنموقتي لبخند ميزنه ديونه كنندس خواستم برم گفت تورو خدا نرو منم تا عصر كلاس داشتم بيخيال درس شدم نشستيم نگاه فيلم كرديم يه فيلم اكشن بود هم من از اين فيلما خوشم ميومد هم اون عاشق اين فيلما بود خيلي خوبم پذيرايي ميكرد فيلم تموم شد بهم گفت اهل شطرنج هستي گفتم آره شطرنجو چيديم گفت شرط داره گفتم چه شرطي گفت هر كي ببازه بايد خواسته برنده رو اجرا كنه گفتم باشه در حين بازي من فقط به چشماي درشت و مشكيش زل زده بودم گفت كجايي هواست به بازيت باشه آخر بازي من برنده شدم گفت خواستت چيه گفتم چشماتو ببوسم اومد جلو چشماشو بست وقتي چشماشو ميبوسيدم انگار همه دنيا مال من بود بعد بهش گفتم خواسته تو چيه گفت ميخوام تا ابد مال من باشي گفتم اي به چشم ديدم اومد يه لب حسابي گرفت بعد بهش گفتم بايد برم گفت تا چاي دست منو نخوري نميزارم بري گفتم باشه رفت چاي درست كرد آورد با هم خورديم چند ديقه با هم شوخي كرديم بعد بلند شدم بيام اومد تو بغلم گفت دوست دارم منم سرشو بوس كردم و ازش خدا حافظي كردم يه نگاه تو كوچه كردم بعداز ظهر بود كسي نبود زدم بيرون رفتم تو يه پارك نشستم ديدم اس داد نوشته بود به خاطر همه چي ممنون منم اس دادم دوست دارم گلم
    اين داستانم طناز جونم گفت بنويسم اگه دوس داشتين تا سكساي ديگه رم بنويسم نظر بدين بچه ها خدا حافظ همتون.


    نوشته: سعید

  • 5

  • 1




  • نظرات:
    •   Alireza_hot222
    • 5 سال،7 ماه
      • None


    •   Shameless
    • 5 سال،7 ماه
      • None

    • بشتابید،
      خوشتیپ، خوش هیکل، ورزشکار، با کلاس، کلفت، دراز، دیر ارضا، با احساس، کاری، سه گانه سوز(أب پرتقال، شیر موز،چای)... دختران شهوانی بشتابید که غفلت موجب پشیمانیست...زنان شوهر دار - با شوهران بی عرضه و هسته خرمایی - بی نوبت پذیرش می شوند...


      (این کالا ممکن است بدون اطلاع قبلی با یک جقوی ریقو تعویض گردد)


    •   piton
    • 5 سال،7 ماه
      • None

    • ((كم از خودم بگم پسر خوش تيپ قد185 وزنم78 هيكل ورزشكاري آخه8 ساله بوكس كار ميكنم سنم 20 ساله اسمم سعيد))
      جاي مرحوم خدا بيامرز ساريقلي خان خالي .


      +


    •   MS.TEACHER
    • 5 سال،7 ماه
      • None

    • shameless كشتي من يكي رو با اين كامنت هات
      اينا رو از كجات در مياري پسر آخه ؟ زنده باشي .


      داستان رو سه خط خوندم هوس كردم روت بالا بيارم . اينه كه چون حوصله آژان و آژان كشي نداشتم آخر شبي ، بي خيال خوندن باقيش شدم خود شيفته كس مشنگ متوهم عقده اي .


    •   Shameless
    • 5 سال،7 ماه
      • None

    • من مخلص شما هستم استاد تیچر عزیز...


    •   asal-عسل
    • 5 سال،7 ماه
      • None

    • چون فقط توصیف سکس نبود دوست داشتم و خیلی خوب بود که صحنه های غیرسکسی هم تو داستانت بود


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو