زیبا ترین سکسی که داشتم

1391/10/30

دوستان عزیز نمیخوام سر شما رو درد بیارم ای خاطره ای که مینویسم کاملا حقیقیت داره و زاده خیلات نیست… من به خاطر شغلم در یک شهر شمالی زندگی میکنم خدا رو شکر از مال دنیا هم بی نیازم… حدود 5 ماه پیش با یک خانم تو سایت همسریابی اشنا شدم به نام سایت حافظون { سایت صیغه} چند روزی با هم صحبت کردیم واقعا ادم با شخصیتی بو عکسهامونو با هم ردو بدل کردیم و قرار گزاشتیم همو ببینیم . من صبح روز قرار با هواپیما اومدم تهران مریم هم با ماشینش اومد فرودگاه دنبالم واقعا زن زیبائی بود از عکسی که فرستاده بود خیلی زیباتر نشون میداد اون روز از ظهر تا شب کلی با هم رفتیم تفریح و کلی هم با هم صحبت کردیم. شب هم با پرواز برگشتم… از روز بعد واقعا شیفته هم شده بودیم یک هفته بعد تعطیلات خرداد بود که قرار شد مریم بیاد شهری که من بودم… نمیتونم بگم شهری که هستم شما فکر کنید نوشهر… خلاصه براش بلیط رفت و برگشت گرفتم و من صبح رفتم فرودگاه دنبالش … واقعا وقتی اومد از زیبائی میدرخشید بینظیر بود.از فرودگاه که راه افتادیم به سمت خونه دیدم که یکم استرس داره ازش پرسیدم که چی شده .گفت چیزی نیست یکم استرس دارم … من نمیخوام اینجا از خودم تعریف کنم ولی واقعا جنس خانومها رو خیلی خوب میشناسم و کاملا روحیه اونهارو میفهمم. سعی کردم کاری نکنم که موجب استرس بیشترش بشه … وقتی رسیدیم خونه با اینکه تدارکات لازم رو دیده بودمو چیزی از خرید نمونده بود بهش گفتم مریم جان شما استراحت کن من میرم یکم خرید کنم … از خونه زدم بیرون و دو ساعتی خودم رو مشغول کردم واقعا کاری نداشتم… بعد ار 2 ساعت برگشتم خونه . قبل از اینکه بیام بهش زنگ زدم که چیزی لازم نداره من دارم میام … با این کارم استرس رو ازش دور کردم وقتی اومدم منزل دیدم که خیلی اروم شده کلی ازش پزیرائی کردم تا شب … اها یادم رفت بگم غروب با هم رفتیم کلی توی شهر با ماشین چرخیدیم اخه شهری که من زندگی میکنم واقعا زیباست . مریم خیلی خوشش اومد کلی هم براش خرید کردم هر چیزی که میگفت زیباست براش میخریدم… شب رفتیم خونه شام کباب درست کردم و با مشروب خوردیم.

مریم خیلی خوب مشروب میخورد .ساعت از 2 شب گذشته بود که گفتم بریم بخوابیم عمدا بهش گفتم مریم جان شما تو اتاق خواب من بخواب من تو اتاق دیگه میخوابم…مریم با کمال خونسردی بهم گفت ok من کاملا میدونستم که میخواد واکنش من ببینه … من هم از اون خونسردتر گفتم شب بخیر عزیزم باورتون میشه رفتیم هر 2 مون مثل یک کودک خوابیدیم… صبح ساعت 6 دیدم اومد منو صدا کرد که مهران البته اسم مستعار منه… بیا بریم کله پاچه بگیریم بریم تو جنگل بخوریم … از پیشنهادی که داده بو واقعا خوشم اومد اصلا با اون ظرافتی که داشت بهش نمیخورد که از این چیزها خوشش بیاد … واقعا لذیز ترین صبحانه عمرم رو با مریم تو پارک جنگلی خوردیم … بعد از صبحانه کمی قدم زدیم و برگشتیم منزل… … مریم گفت میخوام دوش بگیرم و رفت دوش گرفت من هم داشتم ماهواره کانال جم رو میدیدم وقتی از حموم اومد بیرون بهم گفت مهران سشوار داری من هم بهش گفتم بله دارم تو دراور هست میتونی برداری … بهم گفت من نمیتونم پیدا کنم لطفا بهم بده من رفتم تو اتاق و دیدم وایییییییی یک حوله فقط دور سینهاش بسته . واقعا شوکه شده بودم ولی به روی خودم نیاوردم سشوار رو بهش دادم و خواستم بیام بیرون که بهم گفت بمون تا پشت موهام رو سشوار بکشی. مریم روی صندلی نشت و من موهاشو با سشوار خشک کردم… وقتی تموم شد دستهامو گرفت و بهم گفت مهران تو زندگیم مردی به نجابت تو ندیدم… دوستان نمیخوام فکر کنید که من ادم نجیبی هستم ولی کاملا بلدم که با خانمها چطور رفتار کنم… خلاصه بهم گفت مهران از لحظه ای که وارد منزلت شدم همش نگران این بودم که تو الان مثل وحشی ها میوفتی به جونم… ولی وقتی از منزل رفتی بیرون و تا بحال حتی بهم دست نزدی واقعا به اراده ای که داری افرین گفتم بعد بهم گفت باورم نمیشد که دیشب خیلی خونسرد رفتی خوابیدی … حالا به خاطر این نجابتت میخوام زیبا ترین سکس زندگیتو با من تجربه کنی… مریم واقعا زن زیبائی بود قدی حدود 168 و وزنی حدود60 کیلو واقعا زیبا بود… وقتی با دستهام بدنشو لمس کردم تمام بدنم شروع کرد به لرزیدن … من ادم کاملا با تجربه ای هستم ولی قسم میخورم که لذت بخش ترین سکس زندگیمو با مریم داشتم… نمیخوام ادعائی داشته باشم ولی ما از 10 صبح شروع به سکس کردیم و تا 4 بعد اظهر واقعا هر تجربه ای هر دو مون داشتیم تو این چند ساعت ازش استفاده کردیم لذت بخش ترین لحظات زندگیمون بود… بعد هر دو مون تو همون حالت تا 11 شب خوابیدیم بیدار که شدیم رفتیم بیرون شام خوردیمو اومدیم خونه باز شروع به سکس کردیم که مریم بهم گفت مهران میخوام با هم سکس کثیف کنیم حاضری؟من در باره این نوع سکس اطلاعاتی داشتم ولی تجربه نکرده بودم. . بهش گفتم اینقدر عاشقت شدم که هر کاری از من بخوای انجام میدم… با هم شروع کردیم به لیسیدن بدن همدیگه هر جائی که فکرش رو بکنید وای نمیدونید چقدر لذت بخش بود… من خیلی سکس های متعددی داشتم حتی مسافرتهای خیلی زیادی داشتم و از هر نوع ملیتی که فکر میکنید سکس داشتم ولی قسم میخورم سکسی که اون چند شب با مریم داشتم بینهایت زیبا و دوست داشتنی بود… هر بار که من ارضا شدم مریم هم ارگاسم شد . دوستانی که تجربه سکس قوی داشته باشن میفهمن که به ارگاسم رسوندن پارتنرشون واقعا مهارت میخواد… سر شما رو درد اوردم امیدوارم از حوصله شما خارج نشده باشه… این داستانی که براتون نوشتم کاملا حقیقت داشت … من گاهی اوقات وارد این سایت میشم و میبینم که چه داستانهائی نوشته میشه که اکثرا زاده خیالاته.امشب گفتم بزار یک داستان حقیقی بنویسن ببینم استقبال میشه یا نه اگر استقبال شد دوباره براتون مینویسم. من خاطرات خیلی زیادی دارم… شب همه شما که وقت گذاشتین و حوصله کردین خوش سربلند باشید.

نوشته: دکتر


👍 1
👎 0
72061 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

353960
2013-01-19 23:46:53 +0330 +0330
NA

درود بر دکتر :

دکتر جان با گفتن نام شهر و یا اسم کسی نمی یاد دنبال ادم. خیلی تاکید داشتی خانم هارومی شناسی.که به نظر من

این شگرد بود تا شناخت خانمها.بیشتر دوست داشتی سکست یک سکس لذت بخش باشه.نه مثل جونهای امروزی

با یک سلام گفتن بپری تو بغل طرف.

مورد بعد اینکه خاطره نوشتی نه داستان سکسی.که بازم گلی به گوشه جمالت که گی و خیانت نبود.

در کل بد نبود .لطفا دفعه بعد خاطره سکسی بنویسید. و به نگارشتون توجه کنید.

موفق باشید.

0 ❤️

353962
2013-01-20 04:33:58 +0330 +0330
NA

خیلی داستان کسشعری بودزن شناس توهرسفری رفتی همه جاکس کردی پس چرادیگه توسایتادنبال کس هستی

0 ❤️

353963
2013-01-20 04:38:32 +0330 +0330
NA

مهم نیست که راست میگی یا نه ولی نوع نگارش داستانت خیلی کیری بود. جون میده کونی های سایت بشینن روش. البته بلا نسبت اقایون و خانومای غیر کونی

0 ❤️

353964
2013-01-20 06:51:06 +0330 +0330
NA

به قول بانو پروازی عزیز آقای دکتر با تجربه و اینکاره! نه تنها از داستانت استقبال نشد بلکه از نظر اکثر دوستان بسیا مزخرف هم بود!!!
آخه زن شناس, با تجربه, پروفسور, خوشتیپ, پولدار, هواپیما سوار و . . . بر چه اساسی فکر کردی از اراجیفت استقبال میشه همه منتظر مزخرفات بعدیت هستند؟!
نمیدونم دوست خوبم آمیز عبدل چرا حکایتی زیبا برای این سوژه عالی روایت نکرد؟
به نظر من این به اصطلاح داستان بهترین سوژه برای خواجه بود.
راستی آقای دکتر نویسنده یه تشکر ویژه باید از شما داشته باشم بخاط اینکه لااقل گی و محارم ننوشتی! خدا بیامرزه امواتت.

Pentagon U.S.Army

0 ❤️

353965
2013-01-20 21:17:04 +0330 +0330
NA

Aqa jan man hal nakardam na ba mozot na ba negareshe dastanet

0 ❤️

353966
2013-03-22 17:34:25 +0430 +0430
NA

یه جورایی باحال بود.خسته نباشی.

0 ❤️