سارا زن تپل دوستم

    حدوداً یکسال پیش بود که دوستم ازدواج کرد. زنش یه دختر لوند و خوش هیکل بود. یکی دو بار اول که خونشون رفتم سینه و کپلش خیلی چشمم رو گرفت. من با دوستم و خانمش ارتباط دوستانه و رفت‏وآمدی خوبی داشتیم و کلاً با هم راحت بودیم. دوستم به اقتضای کارش مجبور بود ماموریت خارج از شهر بره و زنش، سارا تنها می موند.


    یکی از دفعاتی که دوستم ماموریت بود و سارا تو خونه تنها بود به موبایلم زنگ زد و گفت بوی گاز خونه رو ورداشته، ظاهراً گاز ایراد پیدا کرده؛ من که از حموم اومدم بیرون متوجه شدم. گفتم پنجره‏ها رو آروم باز کن و هیچ وسیله برقی رو روشن نکن تا من خودم رو برسونم. من تازه از سرکار برگشته بودم و می‏خواستم برم دوش بگیرم. سریع لباسهامو پوشیدم و رفتم خونشون. درب رو که باز کرد داشت موهاشو با حوله خشک می کرد. بوی شامپو تو فضای خونه پیچیده بود و رایحه زیبائی داشت. یه تاپ آستین کوتاه تنگ پوشیده بود و برجستگی سینه‏هاش از زیرش مشخص بود. یه دامن کوتاه هم پاش بود که ساقهای زیباش رو نمی پوشوند. تو تخیلم رنگ شورتش رو هم قرمز فرض کردم. باهاش دست دادم و سریع رفتم آشپزخانه. بوی گاز با وجود باز بودن پنجره ها به خوبی به مشام می رسید. سریع رفتم سراغ گاز آشپزخانه و با یه بررسی متوجه شدم شلنگ گاز ترک برداشته و نشتی دارد. فلکه گاز رو پیدا کردم و بستمش. به سارا گفتم من میرم تا شلنگ بخرم و بیام. نیم ساعت بعد برگشتم. سارا هنوز همون لباس خونگی تنش بود. ده دقیقه‏ای طول کشید تا من شلنگ رو عوض کنم. دیدم بساط شام رو روی میز آماده کرده و منتظره تا من گاز رو درست کنم. بهش گفتم خوب این درست شد. مشکلی نداره و می تونی غذات رو بپزی. اگه با من دیگه کاری نداری من برم. یه مقدار خستم و باید دوش بگیرم. با حالتی شاکی گفت من برای شام تدارک دیدم و باید حتماً شام بمونی. ضمناً اینجا هم حموم می تونی بری. من برات حوله و لباس زیر می‏زارم. یالا زودباش معطل نکن. خب وقتی خودش اصرار می کرد من چرا باید مقاومت می کردم. برام حوله و شورت و زیرپوش آورد و من رفتم حموم. نمی دونم یادش رفته بود یا عمداً اینکار رو کرده بود که شورت و کرست خیسش رو تو حموم جا گذاشته بود. رفتم تو و لباسامو درآوردم. دوش رو باز کردم تا آب تنظیم شود. چشمم به تیغ اوفتاد و دیدم که خیسه. مشخص بود که تازه ازش استفاده شده و باهاش موی کس و کون و ساق پا زده شده. من هم با افکار حشری، تیغ رو برداشتم و پس و پیشم رو زیر آب گرم تراشیدم و صاف و صوف کردم. انصافاً کیرم خوردنی شده بود. سر و تنمم شستم و خوشبو کردم. شورت و زیرپیراهنی که داده بود کوچک بود و بزور تنم رفت. لباس پوشیدم و اومدم بیرون. تو آشپزخانه داشت شام رو تهیه می‏کرد. شورت تنگ بدجوری به کیرم و تخمام فشار می آورد. بهش گفتم می تونم از شسوار استفاده کنم؟ گفت تو اتاق خواب روی دراوره. اتاق خواب طوری بود که از لای درش می‏شد آشپزخونه رو دید. رفتم داخل اتاق و درو نیمه باز گذاشتم. گفتم تا فرصت هست بزار شورتم رو عوض کنم چون بدجوری عذابم می‏داد. پشت به در گوشه اتاق شلوارم رو درآوردم و سریع شورت رو از پام کشیدم بیرون. زیرپوشم هم به زیربغلم فشار می‏آورد اون رو هم خواستم عوض کنم. دکمه‏های پیرهنم رو که داشتم باز می‏کردم یکهو درب رو باز کرد و اومد تو. من ناخودآگاه برگشتم و اون هم دو متری من با تعجب داشت نگاه می کرد. چند ثانیه‏ای خشکمون زده بود. بالاخره از خجالت دستم رو جلوی کیرم گرفتم و با لکنت گفتم که شورت خیلی تنگ بود و اذیتم می کرد و گفتم بیام و عوضش کنم. با آرومی درب اتاق رو بست و اومد طرف من. گفتم الان یه سیلی تو صورتم می خوابونه. اومد جلو و تو چشام نگاه کرد. برق شیطنت رو تو چشاش می شد خوند. جلوی پام زانو زد و دستم رو کنار زد. از ترس کیرم خوابیده مونده بود. با دستش کیرم رو گرفت و بازی داد. بهش گفتم سارا من منظور نداشتم. الان لباسم رو می پوشم و می رم. بدون اینکه چیزی بگه زیر کیرم رو بو کرد. یه آهِ عمیق کشید و من رو به سمت تخت هدایت کرد. هیچ مقاومتی نمی کردم چون بدم نمی اومد حالی با سارا برده باشم. من رو لبه تخت نشوند و پاهامو باز کرد و نشست لای پام. کیرم دیگه بلند شده بود و آماده خوردن بود. اول سر کیرم و بعد تا ته کرد تو دهنش و شروع کرد با سر و صدا به خوردن. تو کیرخوری آماتور بود و گاهاً دندوناش کیرم رو اذیت می‏کرد. خیلی می چسبید. موقع خوردن سینه هاش رو از روی تاپش بازی می دادم و خوشش می اومد. در یک آن بلند شد و تاپ و دامنش رو درآورد. نه کرست تنش بود نه شورت پاش. منو رو تخت خوابوند و شروع کرد دوباره به ساک زدن. خیلی حشری شده بودم و به سختی خودم رو نگه داشته بودم. نیم خیز شدم و رفتم پشتش طوریکه کونش بطرفم باشه. با فشار دست از پشت بهش فهموندم که سینه اش رو بده پائین و کونش رو بده بالا. درست حدس زده بودم کس و کونش کاملاً تمیز و بی مو بود و آماده خوردن. کسش از فرط هیجان کمی خیس شده بود که حرارت آدم رو بالا می برد. شروع کردم به اشتیاق دوروبر کونش رو خوردن. همچین آه و ناله می کرد که حکایت از لذت فراوانش رو می داد. اصلاً بوی بد از لای پاش و کونش نمی اومد و در عوض خیلی هم خوشبو و خوشمزه بود. از همون جا گاهی نوک زبونم را به کسش هم می زدنم. کس سفیدی داشت که رنگ صورتی ناب لبای داخلی کسش هر کیری را بیتاب می کرد. حالت سرم رو 180 درجه عوض کردم و زیر کسش قرار گرفتم. چقدر نرم و لطیف بود. کیر توی اون کس چه احساسی که پیدا نمی کرد. یه مقدار کس و کونش رو خوردم و نوازش دادم که دیگه داشت با جیغ و داد ناشی از لذت بیحال می شد. دوباره بلند شدم و پشتش قرار گرفتم. آب از سر کیرم جاری بود (البته آب اولیه) و سر کیرم حسابی لزج شده بود. طوری چمباتمه زده بود که کیرم مقابل سوراخ کونش بود. سر کیرم رو گذاشتم رو سوراخ کونش. سریع سرش رو برگردوند و گفت تو کونم نه. بکن تو کسم. منم از خدا خواسته با دست سر کیرم رو کمی پائین تر جلوی کسش قرار دادم و با یک فشار کم تا ته تو رفت. کسش حسابی لزج شده بود و کیرم خیلی راحت عقب و جلو می رفت. حدود 10 دقیقه ای تلمبه زدم که دیدم با تکونهای عجیب و غریب و آه و ناله به ارگازم رسید. من هم معطل نکردم و کیرم رو درآوردم و ریختم رو کمرش. عجب کیفی کردم. انگار تو دنیا نبودم و رو ابرا پرواز می‏کردم. نمی‏دونم چند دقیقه بیحال روی تخت افتاده بودم. به خودم که اومدم دیدم سارا لباس پوشیده جلوم وایستاده و با خنده داره نگام می کنه. گفت شام آماده‏اس بیا شام بخوریم که شب درازی رو در پیش داریم و بایستی تجدید قوا بکنیم. با زحمت بلند شدم و لباس پوشیدم و رفتیم تا شام بخوریم و برای ادامه اون شب نیروی کافی رو ذخیره کنیم.


    فرستنده: بیتا

  • 10

  • 1




  • نظرات:
    •   Dead Of Sex
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • قدرت نوشتنت خیلی خوبه وقشنگ داستان رو به تصویر کشیدی .
      خوب بود ادامه بده .


      good


    •   Dead Of Sex
    • 4 سال،6 ماه
      • 2

    • قدرت نوشتنت خیلی خوبه وقشنگ داستان رو به تصویر کشیدی .
      خوب بود ادامه بده .


      good


    •   ماتیسا
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • dash1


    •   mardekhashan
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • و خانم شما کجا تشریف داشتن که اینهمه وقت سراغتونو نگرفتن و قرار شد تجدید قوا کنید و شب درازی رو باهم باشید؟


    •   س0س
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • کسکش تو بیتایی و سارا رو کردی ؟ جاکش دیوث میخوای داستان بنویسی تخیل نزن . شیلنگ 2 متری گاز تووو کوووونت


    •   @@@ali@@@
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • میگم دو تا سوال واسه من پیش اومد
      اولا از کجا فهمیدی با تیغه موی کجاشو زده؟
      دوما چند بار تدارک شام رو چید؟
      بهت بگم جقیه مغز پریودی یا خودت قبول داری که کس گفتی؟


    •   zebelkhan69
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • بچه ها داستان جدید که گذاشتن نظرات رو نگید من برم تخمه بخرم و بیام.خیلی باحالید.


    •   darakiany
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • کیر من بعلاوه ی همه ی بچه های سایت تو کس و کون خودت و خواهر و مادر و زنت و کلا" زنای کردنی فامیلت.
      کسکش کونی این داستان رو که بیشتر از 4 سال پیش تو سایت آویزون بود رو کپی کردی به اسم خودت گذاشتی مرتیکه ی جقی یا زنیکه ی جنده
      با کیر مردم کس نکن
      ریدم تو دهنت که وقت من و دیگران رو با دروغ و اشاعه ی فرهنگ کسکشی و بوزینگی میگیری


    •   f_k_koloft
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • ارگازم خوب اومدی معلوم شد جقی هستی کونکش


    •   ΤΌΜ
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • کردنی رو باید کرد


    •   C-13
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • الان از اتاق فرمان بهم اطلاع دادن دوستت فهمیده به ناموسش تجاوز کردی داره به سرعت میاد که نوامیست رو بگاد ...


    •   پارسـا
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • کسکش خودتراش و ژیلت وسیله شخصیه مال بقیه رو استفاده نمیکنن
      حالا چی شد آخر داستان فرستنده شد بیتا؟ dash1


    •   Usa2015
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • dastanet dozdi bood nakon in karo zeshte


    •   hajy 01
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • دل به آبی آسمان بدهی، به همه عشق را نشان بدهی
      بعد در راه دوست جان بدهی، دوستت عاشق زنت باشد...!!!


    •   shekasteh.00
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • آی سگ ماده خالی بند.
      سر و صورتت و گاییدم.
      کونی گوزو


      لت وپار


    •   amir9
    • 4 سال،6 ماه
      • 1

    • خاره اونیو گاییدم که رو ناموس رفیقش راس کنه


    •   ali47933
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • خسته نباشی رفیق


    •   پسر عشقی
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • تو رفیقی؟؟؟؟؟؟؟
      دیوث؟مادر قهبه؟کونی؟داستانت کپی بود ولی خیلی دیوثی که داستان سکس با زن رفیق رو کپی کردی
      دیوث...کونی...اوبی....ساکر


    •   کوزی20
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • تیغی ک موی های اون جنده رو زده بود بازم پشمای گوسفندی تو هم زد؟؟تیغم تیغای ایرونی .....


    •   lezat ses
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • چاقال عزیز سلام آخه شلنگ گاز پاره اون غذارو تو کسش پخته بوده که شلنگ و وصل کردی غذا حاضر بوده اون غذای خونتون بوده که حاضر بوده خانمتم حالرو داده و برات تعریف کرده


    •   karo_m
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • تكراري بود


    •   Aber11
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • ریدی با اجازت... توهم کردن زن دوستت رو زدی.... آرزوشو داری تمیشه.. منم همین مشکل رو دارم.. درکت میکنم... مجبور به خیالپردازی و جق زدنی... ولی من یه روز حتما به زور هم که شده میکتمش داستانشو میزارم اینجا... سین جون منتظر کیرم باش


    •   maesam
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • مزن مال ديگري ميزنن مال تو را


    •   سرتاس مهربون
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • راست یا دروغ گردن خودت ولی کردنی رو باید با تمام وجود گایید.....


    •   سرتاس مهربون
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • راست یا دروغ گردن خودت ولی کردنی رو باید با تمام وجود گایید.....


    •   mani47
    • 4 سال،6 ماه
      • None

    • خیالبافی بیش نیست


    •   kamisari
    • 4 سال،5 ماه
      • None

    • اصلا فکرشم خدایی خیلی ستمه
      به قول اون رفیقمون سرو صورتتو گاییدن زن
      که رفتی به شوهرت خیانت کردی.


    •   mohsen baba
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • تاپ استین کوتاه good !!!!


    •   Madolo456
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • افرین بر تو حیوان ....افرین بر مردانگی و رفاقت. .... تف تو شرف نداشتت ...


    •   amirzaa
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • فقط و فقط عضو شدم که راجع به این داستان نظر بدم!


      نمیدونم چرا همه ی داستان هایی که قراره زن دوست راوی با راوی داستان سکس داشته باشه فرمتشون اینجوریه که:


      من فلانی ام ، یک دوستی دارم که یک زن فلان مدلی داره ، از قضای روزگار دوستم دائم در ماموریت کاری بسر میبره ، من رابطم باهاشون بسیار خوبه ، زن دوستم بهم نظر داره. باز از قضای روزگار یک روزی که دوستم ماموریت هست خانومش بهم زنگ میزنه و میگه که فلان مشکل توی خونه پیش اومده. منم میرم اونجا ، متوجه میشم که خانم تازه حمام رفتن ، بعد از مدتی که مشکل رو برطرف میکنم خانم منو به همراه حوله و زیرپوش و لباس خونگی به حمام میفرسته ، توی حمام با صحنه شورت و سوتین نمناک و همینطور دسته تیغی که از بس باهوشم میفهمم باهاش کس و کون رو اصلاح کرده!! پس منم بدون فکر خودمو اصلاح میکنم و میام بیرون متوجه میشم که شام هم درست کرده ، بعد از شام هم میریم برای سکس و بعد از اون سکس هم هر از گاهی که دوستم نیست میرم و با خانمش سکس میکنم.
      عذر خواهی میکنم که طولانی شد


      یکم نوآوری و خلاقیت لطفاً
      حداقل 8 ساله که همین رواله
      حداقل بگین از روی فیلم جانی سینز و آوا آدامز اقتباس شده.
      ننویسید لطفاً
      مرسی
      اه


    •   amirzaa
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • فقط و فقط عضو شدم که راجع به این داستان نظر بدم!


      نمیدونم چرا همه ی داستان هایی که قراره زن دوست راوی با راوی داستان سکس داشته باشه فرمتشون اینجوریه که:


      من فلانی ام ، یک دوستی دارم که یک زن فلان مدلی داره ، از قضای روزگار دوستم دائم در ماموریت کاری بسر میبره ، من رابطم باهاشون بسیار خوبه ، زن دوستم بهم نظر داره. باز از قضای روزگار یک روزی که دوستم ماموریت هست خانومش بهم زنگ میزنه و میگه که فلان مشکل توی خونه پیش اومده. منم میرم اونجا ، متوجه میشم که خانم تازه حمام رفتن ، بعد از مدتی که مشکل رو برطرف میکنم خانم منو به همراه حوله و زیرپوش و لباس خونگی به حمام میفرسته ، توی حمام با صحنه شورت و سوتین نمناک و همینطور دسته تیغی که از بس باهوشم میفهمم باهاش کس و کون رو اصلاح کرده!! پس منم بدون فکر خودمو اصلاح میکنم و میام بیرون متوجه میشم که شام هم درست کرده ، بعد از شام هم میریم برای سکس و بعد از اون سکس هم هر از گاهی که دوستم نیست میرم و با خانمش سکس میکنم.
      عذر خواهی میکنم که طولانی شد


      یکم نوآوری و خلاقیت لطفاً
      حداقل 8 ساله که همین رواله
      حداقل بگین از روی فیلم جانی سینز و آوا آدامز اقتباس شده.
      ننویسید لطفاً
      مرسی
      اه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو