داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

ساعت 8 صبح

1391/02/14

سلام بچه ها اسم من شهرامه و یه جوون 30 ساله معمولی از نظر ظاهر و مالی هستم .این داستان مربوط میشه به 7 پیش که البته اون زمان هنوز متاهل بودم . من همیشه تو زندگیم ادم بوالهوسی بودم و یکسره دنبال اینو اون و به هبچ عنوان سیری پذیر نبودم مخصوصا نسبت به زن های جا افتاده خیلی ضعف داشتم .
اون روز صبح مغازه رو سپردم دست فروشندم و از محل کارم زده بودم بیرون برای یکسری کار های بانکی و رسیدم به بانک و ماشینو پارک کردمو اومدم اینور خیابون که بانک اونجا بود .از اونجایی که چشم و چال من یکسره دنبال زنهاس یهو یه خانم ( حدود 35 با موهای مش کرده و صورت گرد و چشمای سیاه و بدن جا افتاده که متشکل از باسن و سینه بزرگو سفته ) که داشت با برافروختگی با موبایلش حرف میزد یا بهتر بگم داد میزد نظرمو جلب کرد و باعث شد سرعتمو کم کنم تا جوانب امرو ارزیابی کنم .
( معلوم بود داره در مورد همسرش و کاراش با یکی از دوستای خانوادگیشون حرف میزنه ) یکم که گذشت با عجله به سمت ماشینش رفت و سوار شد منم رفتم سمت بانک تا به کارم برسم . از بانک که زدم بیرون واسه سوار شدن به ماشینم اومدم اینور خیابون که با تعجب دیدم ماشین اون خانم اینور خیابون و جلو ماشین من پارکه و ایندفه انگار داره با شوهرش دعوا میکنه و بلند بلند میگفت : حالا که تو خیانت میکنی منم میکنم . با پررویی تمام سرمو از شیشه ماشین کردم داخل و بدون صدا و با اشاره ازش اجازه گرفتم که بشینم داخل و چون میدونستم حین حرف زدن با شوهرش نمیتونه جوابمو بده در ماشینو باز کردم و نشستم که خندش گرفت . حس کردم از پرروییم خوشش اومده و ادامه دادم و همونطور که داشت حرف میزد با دست اشاره کردم که راه بیافته و جالب بود که اونم راه افتاد و همینطور با تلفنش حرف میزد .
بعد چند دقیقه که تلفنش تموم شد ازم پرسید چرا سوار شدی منم با پررویی گفتم : ازت حال کردم . گفت: همین ؟ گفتم : همین .خودمو معرفی کردم و اونم گفت که زهره هستم و خوشبختم خلاصه اون همینطور رانندگی میکرد با هم کل کل میکردیم و از هر دری حرف میزدیم و من نصیحتش میکردم و امارشو میگرفتم متوجه شدم که با همسرش و 2 تا دختر مدرسه ایش زندگی میکنه و شوهرش با منشیش ریخته رو همو از نظر جنسی و عاطفی توجهی به زهره جون نداره و زهره خانم ما هم یکسره امپرش بالاس و هات تشریف دارن تو راهم چند باری محکش زدم و دیدم که بله زهره خانم ما با کوچکترین اشاره دست یا بازو من به بدنش چشماش خمار میشه و هی ازم میخواست که اونجوری تحریکش نکنم تا دیوونه نشه همینجوری که میگشتیم ازش خواستم منو به ماشینم برسونه تا برم و به کارای اونروزم برسم . از ماشین پیاده شدم و شماره های همو گرفتیم و خداحافظی …
اونروز گذشتو ما چند روزی تلفنی با هم در تماس بودیم و اس بازی تا اینکه هر دو متوجه شده بودیم که 100% از هم چی میخواییم و و بی تعارف حرف میزدیم از شانس توپ ما هم هر دو تا دختراش شیفت صبح بودن و شوهرشم که مدیر یک شرکت بود و هر روز 7 صبح از خونه میزد بیرون ( دیگه خدا واسم خواسته بود ) . یک روز ازم خواست که فردا صبح قبل از رفتن به مغازه به خونش برم و … منم که منتظر همچین فرصتی بودم تو کونم مجلس عروسیی به همین مناسبت بر پاشد.
صبح ساعت 8 شده بود که رسیدم در خونش . این اولین باری تو زندگیم نبود که با یک زن شوهردار بودم ولی اولین بار بود که میخواستم با یک زن شوهر دار تو خونه شوهرش سکس داشته باشم و کلی استرس و…
بهش اس زدم که دم در هستم و اونم در رو برام باز کرد و رفتم داخل وقتی وارد سالن شدم با دیدن بدن گوشتی و ناز یک زن جا افتاده تو یه لباس خواب تور سفید که فقط تا زیر باسنش بود و از زیرش همه چیز قابل رویت بود جز کسو کونش که با یه شورت حریر نازک پوشیده شده بود فشار خونم زد بالا ( اخه اون یه هیکل پر با سینه های بزرگ و کون جا افتاده داشت که دلخواهم بود ضمن اینکه شوهر دار بود و من کلا نسبت به سکسهای نا متعارف و ممنوعه فتیش خاصی دارم ) و سر صبح با وجود امادگی قبلی کلی حول شدمو پریدم و یه گاز از لباش گرفتم و بدون ردو بدل کردن کوچکترین حرفی شرو کردم به خوردن لباش اونم فقط منو محکم بغل کرده بودو خودشو بیشتر در اختیار من قرار داد حین خوردن لباش دستم رو کون گنده ولی سفتش کار میکرد و نوازش میکردم که یکمرتبه مثل برق گرفته ها چشماشو باز کرد و ازم خواست تا بریم تو اطاق خوابشون و گفت میخوام رو تخت اون نامرد بهش خیانت کنم و منم استقبال کردم چون این کار حس سادیسمم رو بیشتر تحریک میکرد . سریع لباسامو کندمو دراز کشیدم رو تخت و اونم اومد نشست رو شکمم و خم شد رو من و رفتیم واسه ادامه مراسم خوردن لبای زهره جون همینطور یواش یواش کمرو باسنشو حول میدادم به سمت پایین تا چاک باسنش بیافته رو کیرم که دیگه داشت میترکید و جایی واسه بزرگتر شدنش نبود همینطور که داشتم خط بانشو با کیرم نوازش میدادم شروع کرد با لباش پایین رفتن و لیسیدن گردن و بعد شکم و همینطور رفت پایین و رسید به کیرم و بعد یه گاز و یه بوس کوچولو از کیرم از همون روی شرت . شرتمو هم با دندوناش گرفت و ضمن پایین رفتن با دندوناش اونو هم در اورد تا رسید به پاهام و دوباره از اون پایین شروع کرد به زبون زدنو خوردنو بوسیدن تا کیرم …که یهو رفت زیر تخمام و شرو کرد به لیسیدن و گاز گرفتنشون و داشت منو دیوونه میکرد یا بهتره بگم میکشت چون من رو تخمام فوقالعاده حساسم و بعد امد رو کیرم و شرو کرد به لیسیدن اون و بعد هم ساک زدن و واقعا از ته دل ساک میزد و دل به کار میداد. یکم که گذشت بلندش کردمو درازکش خوابوندمش و شرو کردم به خوردن گردنو بعد هم اروم لباس خوابشو دادم پایین و اومدم رو سینه هاش و میلیسیدمو بهتر بگم گاز میگرفتمشون . میتونم بگم دیگه رو ابرا بود سری رو شکمش چرخیدمو بر عکس شدم و شرتشو کندمو و از همونجا حالت 69 شدیمو شرو کردم به خوردن اون کس داغ و گوشتیش که مثل اتشفشان داشت ازش مذاب فوران میکرد دیگه علنا داشت میمرد از لذت و تمام مدت چشماش بسته و اه میکشید . 10 دقیقه ای به همین منوال گذشت و ازش خواستم بلند شه یه بالشت گذاشتم زیر سرش و رفتم پایین تخت لای پاش نشستمو شرو کردم به مالیدن کیرم رو کوسش یه مرتبه مثل دیوونه ها داد زد بکن دیگه کسسس کشششششششششش
منم فشار دادم داخلو (یه اهههههههههههههههههههی کشید که همونجا اولین زمزمه های ارضا شدنمو حس کردم ولی تمام تلاشمو میخواستم واسه ادامه بکنم که دیر ارضا بشم تا هردومون تو اولین سکسمون نهایت لذتو ببریم کس زهره جون نه تنگ بود و نه خاص ضمن اینکه همچین انتظاری هم با 2 تا بچه ازش نداشتم ولی بینهایت داغ بود و این داغیش منو مست و مسخ کرده بود همینطور به کوبیدن ادامه میدادم تا 10_15 دقیقه ای گذشت و من هی محکمتر مکوبیدم . بعد کشیدم بیرون و ازش خواستم تا برگرده و داگ استایل بخوابه تا از عقب برم اونم مخالفتی نکرد و این باعث شد که فک کردم کونش باید گشاد باشه که از دردش نترسیده و راحت راه داده یکم با انگشت با سوراخ کونش بازی کردم تا شل بشه و تحریک . کیرمو با کردن داخل دهنش پر تف کردم و گذاشتم دم سوارخ کونش اروم فشار دادم که دیدم نه بابا انگاری اونقدر ها هم گشاد نیست و فهمیدم فشار شهوت بوده که باعث شده زهره جون از درد کون دادن یادش بره و نترسه با یه ضربه و فشار محکمتر کیرمو فرستادم تو و داشتم توامان تلاش میکردم واسه جا دادن بقیش . واااایییییی باورم نمیشد که اینقده تنگ باشه و حرارت داخل کونش از کسش بیشتر بود داشت کیرمو تو دماش ذوب میکرد که از پشت خم شدم سمت لاله گوشش و انداختمش تو دهنم شرو کردم به خوردنش همزمان هم عقب و جلو کردنو شرو کردمو با دست چپ سینشو مشت و مال میدادمو با دست راست هم چوچولشو ماساژ میدادم و گاهی هم با همون دست ضربه محکمی رو کونش میکوبیدم تا بیشتر حال کنه دیگه جیغ های بنفش و شهوت الودش فضای کم نور اطاق خوابو پر کرده بود و من هر لحظه بیشر تحریک میشدم واسه محکمتر کوبیدن و ترکوندن زهره جون بعد از حدود 10 دقیقه هم که داشتم از عقب میکوبیدم و در عین حال همه اعضای بدنمو درگیرش کرده بودم حس کردم دیگه داره ابم میادو از کنترل من خارجه که تمام وجودم از نوک کیرم پاشید بیرون و همه ابمو خالی کردمم تو کونش که داد زد عوضییییییییییی کثافط سوختم و هم زمان اونم از داغی ابم ارضا شد و هر دو شل و بیحال شدیم تو همون حالتی که کیرم تو کونش بود بیرمق افتادیم و بعد حدود 10 دقیقه که سر حال شده بودیم از جامون بلند شدیم و رفتیم زیر دوش و اب سرد حسابی حالمونو جا اورد امدیم بیرون و سریع رفتم تو اطاق تا لباس بپوشم که اونم 2 دقیقه بعد با 1 لیوان شیر موز وارد اطاق شدو لبامو بوسیدو گفت عزیزم ازت ممنونم که یکی از بهترین سکس های عمرمو بهم دادی منم ازش تشکر کردم بابت همه چی و بوسیدمش بعد خوردن شیرموزم از خونه زدم بیرون و نشستم تو ماشین یه نگاه کردم به ساعتو دیدم که 9:30 هست و باورم نمیشد اصلا که تو 1 ساعتو نیم تمام این اتفاقات افتاده و تو دلم حس رضایتی داشتم که انگاری قله دماوند و فتح کرده بودم . اونروز گذشتو ما تا ظهر همش تماس تلفنی داشتیم راجع به سکس اونروزمون صحبت میکردیم و مخندیدیم و حال میکردیم و هر دو رضایت داشتیم به ادامه رابطه به همون صورت که تا حدود 3 ماه بعد و تا قبل از انتقال همسر ظهره به کیش توسط ادارشون تقریبا هر روز و صبح ها ساعت 8 ادامه پیدا کرد .
ومن الله توفیق

نوشته: شهرام راد


👍 1
👎 1
69825 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

318999
2012-05-04 01:27:01 +0430 +0430

خالی بندی بود ولی بنویس . . . . . . . . . .
دوست داری اول فحش بخوری بعد داستانت نقد بشه یا بر عکس؟ بهتره اول نقد بشه:
*یا خیلی خر شانسی و یا خیلی خالی بندی و یا ما رو هالو گیر آوردی. دیدی زنه با شوهرش (حالا از کجا فهمیدی شوهرشه خدا داند) دعوا میکنه پریدی تو ماشینش و اون هم نترسید که مثلا دزد هستی!!! خفاش روز هستی!!! آدم ربا هستی!!! واقعا میشه همچین چیزی؟
*گفتی شوهرش مدیر یک شرکت بود ولی بعد نوشتی که توسط اداره به کیش منتقل شد؟ واقعا میشه؟ خودش خودشو منتقل کرد به کیش؟ اداره رو کیر مالش کرد؟
*گفتی به کوچکترین اشاره که دستت به بازوش میخورد چشماش خمار میشد؟ واقعا میشه؟ زنی که عصبانیه تو اون حال خمار هم بشه؟
نکات زیادی تو داستانت بود که دوستان یکی یکی برات میشمارن و متوجه خواهی شد. حالا بریم سراغ فحش کاری. راستش وقتی من عصبانی میشم سعی میکنم قبل از هر چیزی یک لیوان آب خنک بخورم و یک دقیقه سکوت کنم و فکر کنم و چند تا نفس عمیق بکشم تا چند تا فحش آبدار به ذهنم برسه بعد شروع میکنم:
کلی کیری مگه ما گاگولیم که این همه خالی بندی تورو باور کنیم؟ کیرم تو ذهنیاتت و افکارت. خالی بند جلقو. نوشتم که باز هم بنویس به خاطر طرح موضوعت که نسبتا برام جالب بود و تا حدودی هم طنز داشت و من رو خندوند این نصف شبی. سعی کن که کمی با دقت بیشتر داستان بنویسی و سکسی ترش کنی و خالی بندی هم کمتر توش باشه. به نظرم بد نیست جلوی اسم داستانت تو پرانتز کلمات طنز و خالی بندی هم اضافه کنی. کیرم تو داستان تخمیت حالا میخوای بنویس یا ننویس به من چه.

0 ❤️

319000
2012-05-04 01:33:07 +0430 +0430
NA

سلام برای من باورش سخته که چطورممکنه نویسنده که مدعی است این داستان برای خودش پیش امده "چطور فرق زهره با ظهره را تشخیص بده

0 ❤️

319001
2012-05-04 03:02:59 +0430 +0430
NA

حرومزاده داستان ننویس دیگه حالمونو به هم زدی با این ادبیات تخمیت

0 ❤️

319002
2012-05-04 03:31:08 +0430 +0430

بازم خیانت؟؟؟؟؟؟؟؟
ای بابا
اولا که تو دیگه آخر اعتماد بنفسی که توی سن 30 سالگی میگی جوونم :)
البته جوون بودن به دله نه به سن
اما ادامه
آخه کس کش لاشی من موندم این همه موضوع واسه خالی بندی و داستان سرهم کردن هست اونوقت تو نویسنده ی بیشعور هیچ چیزی بجز خیانت پیدا نکردی؟؟
خب عوضی
تو چرا فکر میکنی هر کسی که شوهرش بهش خیانت کرد خودشم میره جنده میشه؟؟
آخه کس کش نفهم
اون زن اگه بفهمه شوهرش خیانت میکنه اولا که یا جنازه اش رو پهن میکنه رو زمین یا طلاق میگیره که اکثر زنای ایرانی طلاق رو انتخاب میکنن.
دوما توی کس کش هنوز فرق بین اتاق و اطاق رو نفهمیدی؟؟
حالا بیخیال این چیزا
آخرش نفهمیدم تو گفتی این داستان مال وقتیه که متاهل بودی یه اینکه مجرد؟؟
آخه عوضی
خودتم که میگی سادیسم دادی
من چی میتونم بهت بگم.
سادیسمی کثافت آشغال
انگل جامعه…

0 ❤️

319003
2012-05-04 03:40:05 +0430 +0430
NA

تا خط سوم بیشتر نخوندم، اما از نظرات فهمیدم که خوب کاری کردم وقت تلف نکردم

0 ❤️

319004
2012-05-04 03:41:49 +0430 +0430
NA

همون چند خط اول از بس خالی بسته بودی حوصله ام سر رفت ودیگه ادامه ندادم , به احتمال خیلی زیاد خودت رو با دون ژوان عوضی گرفتی !

0 ❤️

319005
2012-05-04 07:30:08 +0430 +0430
NA

نوشتارت بد نبود… اولش که گفتی داشت با تلفن بلند بلند صحبت میکرد و به شوهرش میگفت حالا که خیانت میکنی منم میکنم اصلاً باورم نشد. بهتر بود اینقدر تابلو دروغ نگی. اصن لزومی نداشت واسه خیانت اون دلیلی بیاری. کسی که اهل خیانت باشه لنگ دلیلم نمیمونه ، با این حساب زن خودت باید از صبح تا شب به همه بده چون تو بهش خیانت میکنی!
“ازت حال کردم” ، مدرسه تو شیفته دخترانه، شرو (شروع)، ظهره(زهره)،… احتمالاً از یه شهرستان کوچیکی وسواد درخوری نداری و برخلاف چیزی هم که اولش گفتی زیر معمولی هستی! البته آدم توقع نداره مردای متأهل و هرزه از قشر دکتر / مهندس جامعه باشن!
عباراتی که آوردی مثه فتیش یا سادیسم، کاربردش با اونی که تو ذکر کردی فرق داره! هرچند خواننده دستگیرش شد که سعی در انتقال معنی روانی و غیر نرمال برای خودت بودی!
عدم استفاده از کاندوم برای سکس با یه غریبه مخصوصاً وقتی آنال سکس میکنین غیر معقوله!
آخرشم مگه اسید ریختی تو کون یارو که داد زد: عوضییییییییییی کثافط سوختم !!!

0 ❤️

319006
2012-05-04 08:05:35 +0430 +0430
NA

ببین همون زنه خوب تو رو شناخت که گفت بکن توش کسسسسس کششششششش معتومه زن کارکشته ای بوده کس کش خان

0 ❤️

319007
2012-05-04 08:30:23 +0430 +0430
NA

داستانتو نخوندم کونت بسوزه
دوست من خیانت هیچ وقت پسندیده نیست و لطفا دیگه خیانت ننویس السلام علیکم و رحمته اله وبر کاته
راستی دوست من اون موقع که تو در حال خیانت بودی یه اماری میگرفتی ببینی زنت کجا بوده ؟ میگن زنا حس ششم قوی دارن و مطمن باش اونم در حال خیانت به تو بوده از ما گفتن بود

0 ❤️

319008
2012-05-04 10:02:08 +0430 +0430
NA

takavarjoon وکفتار پیر خوب اشاره کردن به داستان کیری شهرام.ایول خوشم اومد

0 ❤️

319009
2012-05-04 12:51:32 +0430 +0430
NA

نظرتات دوستان و خوندم دیدم هیچکس نخونده منم نخوندم
لابد به درد نمیخورده
موفق باشی !

0 ❤️

319010
2012-05-04 13:46:47 +0430 +0430
NA

از همون تیتر ساعت 8 صبح معلوم بود داستانی بس تخمی می باشد

0 ❤️

319011
2012-05-04 14:24:47 +0430 +0430
NA

من نمی دونم باخودت چی فکری کردی آدم از پرو تو شرایط عادی نفرت داره چه برسه که وسط دعوا اونم با شوهرش بیادو بخنده که به به چه پرویی.دیگه ننویس

0 ❤️

319012
2012-05-04 15:14:10 +0430 +0430
NA

مشخصه كه بعضي از نويسندگان داستان يا عمدا اين نوع داستانها را انتخاب ميكنند تا بيان اينجا فحش نوش جان كنند يا واقعا شخصيتي در خور خيانت(و بقيه انواع سكس كه با هنجارهاي جامعه ما جور در نمياد) دارند كه باز هم از عكس العمل كاربران سايت اطلاع دارند و ميدونند كه تنها چيزي كه نصيبشون ميشه انواع و اقسام فحشه از فحش ادبي گرفته تا ناموسي و بي ادبانه و با ادبانه ،پس حالا كه اين دوستان مشتاقانه در انتظار فحش اند حقشونه كه دوستان كامنت گذار ببندنشون به رگبار فحش كه از قديم گفته اند : خلايق هر چه لايق!

0 ❤️

319013
2012-05-04 16:06:09 +0430 +0430
NA

سپيده بانظرت موافقم.ايول

0 ❤️

319014
2012-05-04 18:13:23 +0430 +0430
NA

كيره اسپارتاكوس تو كوس مامانه نداشتت
مادر كونيه بچه جقي فكر كردي همه مثله خودت چرمنگن

0 ❤️

319015
2012-05-04 21:26:03 +0430 +0430
NA

گفتی به تخمات حساسی .
کس کش بدم از تخم دارت بزنن که دیگه با زن شوهر دار رابطه نداشته باشی .یکی با زن تو وقتی که تو میری سر کار و بچه هات که رفتن مدرسه رابطه داشته باشه خوشحال میشی ؟

برو …
برو که…
کیر اسب عربی صاف تو کون پدرت

0 ❤️

319016
2012-05-04 22:47:32 +0430 +0430
NA

راحت بشين خونسرد باش
شل كن به عضلات يه نفس عميق بكش
عزيزم تو دچار توهم شدي

0 ❤️

319017
2012-05-04 22:51:28 +0430 +0430
NA

اوه داشت يادم مي رفت
فحش در مورد اين داستانا از مهم ترين مفاد و اركان كامنته
كو…ككككككي…بوووووووووووووووووووووووققققققققققققققققققققققققققققققققققققق
تموم نشده ك…كششششششششش…بيب بيب بيب بيب

0 ❤️

319018
2012-05-04 22:58:35 +0430 +0430
NA

يكي ديگه كه تازه ياد گرفتم به زبان اذري خيلي دوست دارم روت بكار ببرم الان استرس داري؟فكر مي كني چي باشه؟چشماتو ببند
يك دو سه
شهرام گوت ورن گوت ورن گوت ورن گوت ورن
فكر نكني بهت ميگم گوت ورن فاميلاي ژول ورن باشيا اخه ارواح كونت خيلي هم شباهت داري بهش با اين داستانت اخه اونم تخيلي مينوشته
گوت ورن يعني
يعني
يعني دمت گرم خيلي باحالي

0 ❤️

319019
2012-05-05 16:53:54 +0430 +0430
NA

بازم یعنی خاااک بر سرت واسه داستون نوشتنت.
میدونی چرا میگم داستون؟
واسه اینکه غنچه اش کنی بچپونی تو کونت.

0 ❤️

319020
2012-05-05 18:12:46 +0430 +0430
NA

موضوع خوبی انتخاب کرده بودی اولشم خوب شروع کردی اما از پاراگراف پنجم ریدی. بد بود دیگه. حالا فحش نمی دم مثل بقیه اما خوب کیرمو که یه ساک لایتی بزن دیگه محض رضای خداا …ها؟ در بیار اونو از دهنت ببینم چی می گی… بسه؟ نه. بس نیس ادامه بده تا برنامه ی بعد

0 ❤️

319021
2012-05-06 10:37:05 +0430 +0430
NA

آهان!!! که خانوم جا افتاده با شوهرش دعوا کرده و گفته خیانت میکنی منم خیانت میکنم بعد تو لاشی جغو کیر به دست، کردیش!!! آره!؟ ماره کس کش عمه جنده!!!
راستی…
aziz_mohammadre… شما هم جغ جغی ای بیش نیستی … تو انم نیستی چه برسه هات!!!

0 ❤️

319022
2012-05-06 14:24:33 +0430 +0430
NA

طبق ماده 1391وتبصر 3 قانون اساسی سایت شهوانی همه بچه ها محبت کردن وفحش های مربوطه را به ثبت واجراء گذاشتن… اما یک سئوال همیشه تو ذهنم بوده یعنی وافعا این طوری که شما هاتعریف میکنید زن های طرف مقابل شما ها واقعا با کون دادن اونم بار اول اصلا مشکلی ندارن که بعد به قول خودتون 1 انگشت ودو و3 انگشت وبعد 2بارهم رفت برگشت تو کون اون خانم ودر اخر تندتندتلمبه زدن مشکلی ندارن. زود ازکون میدن … و در آخر شماها که متاهل هستید ودنبال زن ها ی متاهل مردم هستید اگر کسی با زن خودتون بخوابه … شما مشکلی ندارید با کس دادن زنتون راستی نه مشکلی ندارید چون زهره خانم گفت کس کش بکن تو… پس متاهل های کثیف خجالت بکشی چون هرجا که دارید کس میکنید جای دیگه خانمتون داره کس میده…

0 ❤️

319023
2012-05-06 15:39:38 +0430 +0430
NA

سلام و درود :
می بینم که جمع دوستان قدیمی شکر خدا پر رونقه و همه سلامت ، مخصوصا" جناب maxmahony - dada saeed و sepideh58 .
دوستان منتقد : اینجور که شواهد نشون میده داره تیر نشونه رفته شده به سمت و سوی هویت این مرز و بوم ، با درایت دوستان شهوانی به سنگ میخوره . نویسنده کم خردیکه اینهمه بخودت زحمت دادی برای نوشتن ، از سطح سواد که کاملا" گاف دادی ، از اینکه بر خلاف ادعای متاهل بودنت هنوز نمیدونی لباس خواب و از بالا در میارن نه از پایین هم که اظهر من الشمسه، برای هر مجردی هم قابل فهمه تخیلات فندقیت که دیگر هیچ . پس غلاف کن داداش که ریالی کاسب نیستی جز بهره ماهانه خیانت تخیلیت به همسر توهمیت که امشب میریزن به حسابت ، صبح میتونی از حساب یارانه هات برداشتش کنی و باهاش قبض کنتور خالی بستنت رو بدی …

0 ❤️

319024
2012-05-20 07:13:35 +0430 +0430
NA

چقد زن های امروزی جنده ان که به همین راحتی کس و کون میدن. :Sp

0 ❤️







Top Bottom