ساک تو ماشین واسه امیر

1399/10/12

سلام
من امیرم(حالا نیاد بگید همه امیرا…اسممه دیگه چیکار کنم)
خاطره ای که مینویسم،یه جورایی راجب سکس با همجنسه لطفا کسی که دوست نداره نخونه تا بعدشم از فحشو … خبری نباشه.ممنون.

19 سالمه و درس میخونم برای کنکور.
من یه رفیق دارم که یه جورایی بهش حس داشتم،ولی خب مثل اکثر ادما تو ایران و شاید جهان از بیان کردن حسم ترس داشتم.
این رفیق ما اسمش،راستش اونم امیره!!

یه پسر 16 سالس بی بی فیسه و سفید، کلا خوش قیافس بدنشم معمولیه یکم شکم داره (یه جورایی همه تو کف کونشن ولی خب حس من فرق داشت…)
از وقتی باهم اشنا شدیم خیلی با هم صمیمی هستم تقریبا همه چیزمونو به هم میگیم ،یه جورایی کلا با همیم تو طول روز،تو صحبتامون بحث های سکسی که پیش میومد من زیاد همراهی نمیکردم تا یه وقت فکر نکنه برای سکس باهاش دوست شدم،کلا خیلی مواظب بودم از چیزی دلخور نشه.

یه روز که از سکس و… حرف میزدیم گفت میخوام یه اعترافی بکنم و
داستان لب گرفتنش با یکی از دوستای همسنشو برام تعریف کرد و گفت که هنوزم با همن و تا ساک زدن برای هم پیش رفتن.
من از یه طرف خوشهال بودم که اونم حسش نسبت به همجنسش خوبه از یه طرفم به شدت ناراحت بودم که با اون یارو ریختن رو هم(البته تو اون رابطه امیر یه جورایی فاعل قضیه بوده)

یه جورایی به حرفش واکنش مثبت نشون دادمو گفتم یه چیز طبیعیه که از همدیگه خوشتون میاد که باعث شد تمام داستاناشونو هروقت که باهم رابطه داشتن برام بگه، منم بهش میگفتم مواظب باشه خیلی سریع پیش نرن.

اینا گذشتو دیدم چند وقتیه از رابطش حرف نمیزنه، پرسیدم چرا دیگه از عشقت حرف نمیزنی که گفت باهاش دیگه صحبت نمیکنمو…
من که حسابی سر کیف اومده بودم خودمو یکم ناراحت نشون دادمو دلیلشو پرسیدم که گفت بی معرفت بودو قال میزاشت منو…

از اون به بعد دیگه من شروع کردم به سر بحثو باز کردن تقریبا هر بار تلفنی حرف میزدیم به شوخی میگفتم چطوری بدون اون خودتو ارضاع میکنی و… اونم میپیچوند حرفو کم کم بهش فهموندم که اگه بخواد من میتونم ارضاش کنم که هی به شوخی میگرفت و ازش میگذشت،یه جورایی براش سخت بود که باور کنه من بخوام با اون باشم به عنوان مفعول رابطه.

دیگه بهش گفته بودم که تو شهوانی عضوم و عکسای بدنمو گذاشتم ولی ایدیمو نداده بودمش.
خیلی اسرار میکرد که عکسامو نشونش بدم منم گفتم اول تو یه چیزی بفرست که اون عکس کیرشو فرستاد برام و منم عکس نیم تنم از پشت و براش فرستادم.
اونشب تا همون عکسا پیش رفتیمو تموم شد تا تو گوشیش یه لحظه یه فیلم از بدنش دیدم.

خیلی اصرار کردم که برام بفرسته که اونم طلب فیلم کرد من یه فیلم از کیرو کونم تو حموم فرستادم براش اونم فرستاد.تو فیلم داشت با کیرش بازی میکرد که شهوتیم کرد دیگه بهش حسمو گفتم و اولش باور نمیکرد و بحسو میپیچوند ،بعد که دید خیلی اصرار دارم باور کرد و گفت میتونیم با هم یه رابطه ای داشته باشیم.
هر روزی که قرار میزاشتیم یه مشکلی برامون پیش میومد.
امروز ظهر اومد پیشم با ماشین باباش ،اخر سر که داشتم میرفتیم خونه من گفتم بیا همینجا یه کاری کنیم که گفت روزه و یکی میبینه که من چسبیدم بهش کیرشو گرفتم از رو شلوار هی سعی میکرد از دستم فرار کنه، به زور دستمو بردم زیر شلوارش و کشوع به جق زدن کردم براش
هی میگفته بسه ول کن و …
گفتم اول یه لب بده بهم تا ولت کنم که نداد و گفت شب میام بریم یه جای تاریک بعد منم اوکی دادم(اینم بگم این مخالفتاش از روی خجالت بود و میخندید به کاری مجبورش نکردم)

شب شد، اومد و رفتیم یه جای تاریک حالا هر دومون خجالت میکشیدیم کاری کنیمو سرمون تو گوشی بود.
گفتم نمیخوای چیزی که ظهر میخواستمو بهم بدی؟
گفت چی؟
گفتم لبتو، خندیدو گفت بعدا حالا کلا خجالت میکشید دستمو دوباره گذاشتم رو کیرش درش اوردم از شلوارش صندلی ماشینو خابوندم،هی میگفت خجالت میکشمو دستشو گذاشته بود روی صورتش یکم باهاش صحبت کردم تا اروم شد و گذاشت لبشو ببوسم دو دقیقه ای همدیگه رو بوسیدیم و من رفتم پایین که کیرشو بزارم تو دهنم،هی میگفت واسه امشب بسه خجالت میکشمو…
من گوش ندادمو کیرشو کردم تو دهنم و شروع کردم به خوردنش که یکم نرم شد و بعد 5 دقیقه ساک زدن گفت بیا بالا یکم ازم لب گرفتو باز من اومدم پایین شروع به ساک زدن براش کردم.
بعد چند دقیقه گفت داره ابم میاد دیگه نخور جق بزن منم شروع به جق زدن کردم براش ولی چون دلم میخواست ابشم بخورم وقتی فهمیدم ابش داره میاد به بهونه تف زدن به سر کیرش رفتم پایین و یکمم براش ساک زدم تا ابش اومد و تونستم یکمشو بخورم،نفهمید خوردم (چون نمیزاره مجبور شدم یواشکی بخورم).
بعدش خواست برام ساک بزنه تا اب منم بیاد که گفتم دیرم شده و بعدا. که منو رسوند جلوی خونه قبل رفتنمم یه لب ازش گرفتم و رفتیم خونه هامون الانم من اینو دارم مینویسم برای شما.

خوشهال میشم نظرتونو بدونم،لطفا توهین نکنید،به گرایش همدیگه احترام بزارید شاید من گی نباشم ولی الان در حال حاضر از این کار لذت میبرم و اگه بتونم انجامش میدم.

بازم ممنون که تا اخر خوندید،داستان نویسی بلد نیستم،اگه ایرادی داشت ببخشین.

فعلا

نوشته: amir


👍 13
👎 7
20901 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

784305
2021-01-01 01:01:13 +0330 +0330

ما نمیگیم امیرا فلان! امیر ها خودشون شبی 5 بار تو شهوانی میدن!! به علاوه کستان تو که دیگه امیر پلاس بود!! 😁

4 ❤️

784311
2021-01-01 01:07:36 +0330 +0330

امیرها کونی ا

1 ❤️

784360
2021-01-01 06:19:31 +0330 +0330

اینکه یه تجربه همجنسخواهانه ممکن، در سنین نوجوانی رو نوشتی و فرستادی ، حرفی درش نیست و به خودت مربوطه اما این همه اشتباهات املایی و تایپی دیگه واقعا کلافه کننده است و اصلا نمیذاره ( نه نمیزاره) که خواننده اصل متن رو راحت بخونه.
یک بار قبل از آپ کردن هر متنی ، اون رو مرور و ویرایش کنید این جوری هم به خودتون هم به خواننده ها احترام میذارید.
خوشحال درسته ، نه خوشهال
راجع به درسته ، نه راجبه
بحث درسته نه بحس
اصرار درسته ، نه اسرار
خوابوندم درسته ، نه خابوندم

موفق باشید

1 ❤️

784382
2021-01-01 09:47:35 +0330 +0330

😂🤷‍♂️

0 ❤️

784387
2021-01-01 10:45:12 +0330 +0330

چه با مزه بود قسمتی که برای حال کردن باید تو جلسه مطرح میطد و اجازه میگرفتی،،،پس میشه توافق یک بعلاوه یک،،،،دوم اینکه بالاخره هر کسی یه نظری داره حالا یکی بیاد بین نوشتن نظرش یه کم جمله کم بیاره دو سه تا فحش هم قاطی اش کنه،،،شما به دل نگیر،،،،امیر پلاس ها،،،،،،جووووووون

1 ❤️

784389
2021-01-01 11:24:39 +0330 +0330

خوشهال نه خوشحال
کلاس چندمی عزیزم؟

0 ❤️

784426
2021-01-01 18:40:05 +0330 +0330

داستان کوتاهی بود نظری ندارم😐

0 ❤️

784435
2021-01-01 20:08:21 +0330 +0330

عالی بود

0 ❤️

784546
2021-01-02 15:36:51 +0330 +0330

.

0 ❤️

784551
2021-01-02 16:52:15 +0330 +0330

خیلی دوست دارم بدونم الان هنوز دوستیتون ادامه داره یا نه

0 ❤️

784586
2021-01-03 00:08:19 +0330 +0330

دیوث ها یکی بیاد کیر منو بزار دهنش به همه میدی به من که میرسه میگی جاش درد میکنه 😭 😬

0 ❤️

784602
2021-01-03 01:14:14 +0330 +0330

نمیخوام تو هین کنم ولی حق بده اخه پسر ۱۶ ساله بدون گواهینامه پشت فرمون میشینه خودت قضاوت کن

0 ❤️

787023
2021-01-18 03:37:31 +0330 +0330

خب نظر چی بدیم،،،،رفتین عشق و حال،،،،،حالا فک کنم باید بگیم بیاین بریم از اینکاراااا انجام بدیم،،،،امیرااااا،،،،،حمیدااااا،،،نویداااااا
خخخخخخخخ

0 ❤️

787680
2021-01-21 18:00:26 +0330 +0330

پروفایلم چک شه لطفا

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها







Top Bottom