داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

ساک رویایی

1398/11/01

سلام دوستان
اول از همه بگم من فن داستان نویسی بلد نیستم
خاستم یه خاطره خوب رو براتون تعریف کنم
این خاطره ای که میگم مال 8 سال پیشه
اسمم امیره و 37 سالمه

منو بابک دوستم با دوتا دختر تو پارک ملت آشنا شده بودیم اسم اونی که با بابک دوست شده بود اسمش نازنین بود
اونی که با من دوست شده بود مهناز
یبار باهاشون رفتیم پارک چیتگر اونجا کلی همو مالیدیم، اما چون هر چند دقیقه یبار آدم میومد نمیشد کاری کرد
یه چند هفته از دوستیمون میگذشت که مهناز گفت من نمیتونم با تو دوست بمونم و نامزدم برگشته و ازین کسشعرا
بیا تو رو با یکی از دوستام آشنا کنم… دختر خوبیه… راستش مهناز خوشگل بود و من میترسیدم اونی که معرفی میکنه خوب نباشه… یکم غرغر کردم و در آخر قبول کردم… البته اینو هم بگم که چند بار باهم دعوا هم کردیم
خلاصه روز موعود رسید و باهم رفتیم یه کافه توی هفت حوض، اونجا منو با دوستش صبا آشنا کرد… نمیدونم چی بگم
یه دختر بانمک شیطون با موهای صاف مشکی خیلی بلند، چشمای قهوه ای کشیده، لب و دماغ کوچولو، که از همه قابل توجه تر فرم لبای قشنگش بود که هر لحظه میخواستی شیرجه بزنی گازشون بگیری، قد متوسط، تیپ اسپرت…
خیلی ازش خوشم اومده بود و مهناز هم زیر چشمی آمارمو داشت و هی بهم نیشخند میزد… بعد از اینکه از هم جدا شدیم با مهناز دوباره دعوام شد و با قهر از هم جدا شدیم… منم دیگه نه به مهناز زنگ زدم نه به صبا… عین این کسخولا

یه یکسالی گذشت و یبار تو گوشی قبلیم داشتم دنبال شماره کسی میگشتم که چشمم خورد به شماره صبا…
یکم بالا پایین کردم که زنگ بزنم چی بگم و زنگ زدم

الو سلام
سلام؟
منو بجا آوردین؟
نه، باید بجا بیارم؟
من امید هستم، مهناز، کافه، هفت حوض…

که یدفعه شناخت…

عه بله، چطوری، خوبی؟
چیشده؟ شما کجا اینجا کجا؟
چطور بعد یکسال یاد من افتادی و ازین حرفا

منم تمام سعیمو کردم که توجیهش کنم
خلاصه بعد از یک ساعت فک زدن و لاس زدن پای تلفن که دوست پسر داری یا نداری وتو تو این مدت چیکار میکردی و از این حرفا باهاش قرار گذاشتم

خلاصه رفتم سر قرار، باهاش تو یه ایستگاه اتوبوس سر کوچمون قرار گذاشته بودم… از دور دیدمش و رفتم سمتش، بعد از سلام و احوالپرسی یکم تو پارک دم خونمون قدم زدیم و صحبت کردیم و تو این میون سر شوخی رو باهاش باز کردم… طرفای عصر بود که گفت میشه بریم خونتون؟
من پشمام ریخت… یعنی خودش داره پیشنهاد میده؟
منم از خدا خواسته گفتم آره
خونه ما طوری بود که اتاق من از بقیه خونه جدا بود و وقتی در اتاق رو میبستم اگه 10 روزم میگذشت کسی در اتاقمو نمیزد

البته تصمیم نداشتم جلسه اول که میاد خونمون سکس کنیم ولی خیلی دوست داشتم بدن سکسیشو ببینم

خلاصه اومدیم خونه ما و رفتیم تو اتاق
من رفتم یسری وسایل پزیرایی بردم تو اتاق که راحت باشیم

تو اتاقم یه مبل و تخت و میز کارم بود که معمولا دوستام میومدن روی تخت میشستن، چون مبله یکم بلند بود… طبق عادت لبه تخت نشسته بودیم و با هم لاس میزدیم که آروم آروم دستامون شروع کرد بکار
اول دست همو گرفتیم و یواش یواش بغل و لب و ماچ و بوسه و بمال بمال از رو
یادمه یه تاپ خوشگل سفید پوشیده بود با یه ساپورت مشکی
یه بدن کاملا فیت داشت، ممه های 75سفت، کمر باریک، کون واقعا گرد، از اینا که بالا دم کمرش دوتا چال هم داره، دست و پای خوشگل
خوابوندمش رو تخت و آروم آروم از گردن و گوشاش خوردمش تا وسط سینه هاش، دستمو کردم زیر تاپش ممشو که گرفتم عشق کردم… یه ممه گرد و سفت با نوک کوچولو، طاغت نیاوردم افتادم به جون ممه هاش و خوردنشون و میک زدن نوک سینه های صورتیش که سیخه سیخ شده بود اندازه یه بند انگشت… دستمو گذاشته بودم روی کسش و از رو شلوار چوچولشو میمالیدم و هر دقیقه صدای نفسای صبا بیشتر میشد، اونم با حرارت پشتمو چنگ میزدو خودشو بهم میمالوند، دستشو کرده بود تو شلوارم و از رو شورت داشت کیرمو که از شدت شق شدگی درد گرفته بود میمالید

داشتم آروم آروم میرفتم پایینتر که شلوار و شورتشو در بیارمو کسشو واسش بخورم که اجازه نداد و مقاومت کرد… گفت پریودم و لکه میبینم و نمیشه و چنین و چنان… البته راست میگفت… بعدها اونقدر باهم سکس کردیم که نگو و نپرس… تو سکس به جرات نداریم مثلش رو… قیافه ملوس، بدن خوشگل، سکس خیلی داغ و کار بلد، کس قلمبه خوشگل تمیز و خوش بو با، پاهایی که اونقدر خوشگل بودن که دوست داشتم همیشه بخورمشون، همه چیشو دوست داشتم… ای کاش میشد یکبار دیگه ببینمش…

سرتونو درد نیارم
من داشت مخم صوت میکشید… با خودم گفتم حتما این دختره و نمیشه بکنم و الان فاز به من دست نزن داره و کلی حالم گرفته شد

برگشتم اومدم بالا و بازم لباش و سینه هاشو خوردم و کسشو از رو شلوار براش مالیدم تا یدفه محکم بغلم کرد و شروع کرد به تکون تکون خوردنهای شدیدی که معلوم بود وحشتناک ارضا شده و طوری خودشو سفت کرد که دستم لای پاهاش درد گرفته بود

یکم دیگه آروم آروم کسشو ناز کردم واسش و لباشو خوردم

از درون ناراحت بودم که امشب خایه درد و کمر درد دهنمو میگاد… یدفه صبا بلند شد و منو هول داد و افتاد روم و شروع کرد دوباره لب بازی
تند تند کیرمو میمالید و لبامو میخورد و میرفت پایین… دستشو کرد تو شورتمو و کیرمو کشید بیرون
اول یکم نگاهش کرد و آروم آروم سر کیرمو زبون زد و از پایین تا بالا لیسش زدو کرد تو دهنش و شروع کرد ساک زدن… یجوری ساک میزد انگار میخواد قورتش بده… به طرز وحشتناکی عالی ساک میزد، همینطور که کیرمو کامل میکرد تو دهنش و میک میزد با زبونش سر کیرمو لیس لیس میکرد… بعضی وقتا حس میکرد الانه که آبم بیاد آروم ساک میزدو با زبونش لیسش میزد که زود ارضا نشم… من با تمام وجود میخواستم ارضا بشم

آبم داشت با فشار میومد، من سعی کردم کیرمو از تو دهنش در بیارم که محکم بهم چسبید و کیرمو تو دهنش نگهداشت و تو دهنش با زبون سر کیرمو میلیسید تا مطمئن شد من همه آبمو تو دهنش خالی کردم و دیگه هیچ آبی نمونده… یکم تو همون حالت موند تا من دیگه هیچ جونی برای تکون خوردن نداشتم

بعد کیرمو با یه میک گنده از تو دهنش درآورد و آبمو تف کرد تو دستمال کاغذی

تا چند دقیقه نمیتونستم از جام بلند شم
تا حالا هیچکس به این خوبی واسم ساک نزده بود…

بعدش بلند شدیم و یکم چایی میوه خوردیمو تو بغل هم لولیدیم و این شد اولین قرار من با صبا خانم

دوسال با صبا دوست بودم و خیلی خاطره های سکسی خوب باهاش دارم
خیلی تو اینستاگرام و فیس بوک و غیره دنبالش گشتم اما نتونستم پیداش کنم.

نوشته: امیر


👍 8
👎 28
37926 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

838768
2020-01-21 20:15:44 +0330 +0330

ما هیچ ما نگاه


838769
2020-01-21 20:16:02 +0330 +0330

جون هرکسی که دوسش دارید رو املاتون کار کنید «خاستم؟»


838770
2020-01-21 20:16:10 +0330 +0330

فن داستان نویسی بلد نیستی قبول. املا هم بلد نیستی؟ پاراگراف بندی؟ علائم نگارشی؟ تو که کون کونک ننوشتی، مثل آدم مینوشتی… قبلا هم گفتم، قرار نیست هرکی اولین بار مینویسه، ریدمان باشه!


838772
2020-01-21 20:16:58 +0330 +0330

تا اونجا خوندم که تو پارک ملت آشنا شدید
رفتید پارک چیتگر
بعدش تو کافی شاپ هفت حوض قرار گذاشتید
کس کش مگه تور تهران گردی گذاشته بودی که از مرکز شهر میرفتی غرب شهر از غرب میرفتی شرق


838774
2020-01-21 20:17:44 +0330 +0330

دوسال باهاش بودی بعد نه شمارشو داری نه ادرسشو نه ادرس صفحات مجازیشو؟؟ ببینم صبا خودش هم خبر داره با هم بودین؟؟؟ 😁


838779
2020-01-21 20:21:14 +0330 +0330

یه سریال بود، رامبد جوان بازی کرده بود، “کت جادویی”، اول فک کردم داستانت در ادامه اونه: “ساک رویایی” …
بعد که باز کردم داستانتو، خط اول و دوم و خوندم و یه نگاه سرسری به قیافه داستانت انداختم، بیشتر از اندازه کافی ریدنم گرفت؛ و بعد یادم اومد همون قیافه کت توی سریال هم چق عن آور بود!
لذا کلا دیگه طرف نوشتن هم نیا. همون روزی 4 تا ساک هم بزنی، هرکدوم 20 تومن هم توشون باشه، که صد البته بیشتر هست، خرجیت در میاد. اینجا تو این سایت سی برات نریده.

پ.ن. بگردین ربط کامنت من رو با خود کامنت و داستان بالاش پیدا کنین! کسی فهمید، بیاد به خودم توضیح بده.


838787
2020-01-21 20:28:53 +0330 +0330
NA

آقا من کاری به داستان ندارم فقط یه سوال داشتم،
چطوری میشه تو شهوانی تاپیک زد؟

0 ❤️

838799
2020-01-21 20:40:21 +0330 +0330
NA

دمت گرم خوب بود>

2 ❤️

838807
2020-01-21 20:49:42 +0330 +0330

با ۳۷ سال سن با یه ساک زدن انقدر ذوق مرگ میشی؟ نمیدونم… به جورایی دلم سوخت برات. مشخص که بیشتر عمرت کف دستی بوده.


838811
2020-01-21 20:54:26 +0330 +0330

بهتر بود مینوشتی بهترین ساکی که زدی.اخه عنچوچک آلن دلون بودی بعد یه سال بهت پا بده اونم تو اخلاق تخمی پریودیش.دفعه بعد خواستی ساک بزنی قبل اومدن آبش از تو دهنت بکش بیرون شاید بهتر بنویسی

5 ❤️

838821
2020-01-21 21:04:29 +0330 +0330

کدوم خری پارک ملت مخ میزنه میره چیتگر؟ (dash)
خار معلم ادبیات,انشاء و زبان فارسیتو گاییدم. (dash)


838824
2020-01-21 21:08:44 +0330 +0330

منم به نمایندگی از همه بچه های شهوانی ریدم تو این داستانت

5 ❤️

838829
2020-01-21 21:14:39 +0330 +0330

تا خاستم خوندم
و از نظرات معلومه که نه تنها ضرر نکردم،بلکه به خودمم لطف کردم


838831
2020-01-21 21:20:18 +0330 +0330

چند روز پیش
دوستی کامنت خوبی گذاشته بود
که تمام داستان سکسی به مخ زنیشه و وقتی سانسور میشه داستان بی معنی میشه
دقیقا وقتی تو داستان میگی ازین حرفها
دیکه داستان نیست

5 ❤️

838856
2020-01-21 23:02:19 +0330 +0330

برادر من یه ساک این همه آب وتاب وطول و دراز نداشت که 😎

6 ❤️

838857
2020-01-21 23:06:29 +0330 +0330

ای ساک رویایی ای مظهر زیبایی … (rolling) (rolling) (rolling)

7 ❤️

838867
2020-01-21 23:54:27 +0330 +0330
3 ❤️

838868
2020-01-21 23:56:03 +0330 +0330

عکس بالا رو ببینید بگید کی عقده ای و بدبخته 😎

3 ❤️

838886
2020-01-22 03:11:34 +0330 +0330

کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی

5 ❤️

838888
2020-01-22 03:37:06 +0330 +0330

کونکشه چتر
تو این جریانا یه بار کافی شاپ رفته اونم اون جنده مهنازه بردتش
دیوث همش چیتگر و ایستگاه اتوبوس و پارک محله قرار گذاشته


838889
2020-01-22 03:38:51 +0330 +0330

اینقدر فیلم نگاه نکنید. یکم درس بخونید. حداقل به خواستن نگید خاستن

7 ❤️

838891
2020-01-22 03:53:25 +0330 +0330

ما که دستمون نمیرسه صدامونم کسی نمیشنوه کیرم تو اون ایرانی که شما توش زندگی میکنی معلوم نیس رئیس جمهور و رهبرش کیه
کیرمم تو این ایرانی که من زندگی میکنم که گاییدن مارو
اینا که گفتم ربطی به داستانت نداشت

.
کیرم تو کستانت جقی
این به داستانت ربط داشت

6 ❤️

838900
2020-01-22 04:43:16 +0330 +0330

دوستان دقت کردین از داستان ( اولین رل من ) به بعد ، یه فصل جدیدی در این سایت شروع شده ! نویسنده میاد و به مخاطبینش فحاشی میکنه و اصرار داره که راست گفته ! اینها با هم همدست شدند ؟ فامیلن ؟ نکنه کار استکبار جهانیه ؟
خطاب به نویسنده از قول استاد احمد ذوقی :
خدا وکیلی نیا اینجور جاها …


838917
2020-01-22 07:26:03 +0330 +0330

سرمونو ک درد اوردی!دفعه اول اومد خونه!!حالا از تجاوز اینا نترسید بماند از اینکه قاتلی چیزی باشی هم نترسید؟!دیس به ذهن جنده پسندتون

6 ❤️

838931
2020-01-22 09:16:56 +0330 +0330

اگر تصور هم بود بازم تصور قشنگی بود

1 ❤️

838935
2020-01-22 09:54:27 +0330 +0330

لالی؟مهنازو که دوسه هفته بردی تو پارک فقط مالیدیش ، صبا رو هم که بنده خدا خودش گفت بریم خونه.
تو که اینقد خوب به خودت میلولی با دخترا هم بلول 😁

5 ❤️

838951
2020-01-22 11:06:19 +0330 +0330

امیر جان خیلی عالی بود.دیسلایک۱۴


838955
2020-01-22 11:22:42 +0330 +0330

اونطوری نگو الان میاد بهت فحش میده 😁
کیرم دهن هرکی بیاد به من فحش بده.(قابل توجه نویسنده) 😁


838956
2020-01-22 11:24:22 +0330 +0330

الان از فردا اینم میاد زیره داستانا مینویسه زنده باد دهه ی پر افتخار نود

11 ❤️

838985
2020-01-22 13:32:47 +0330 +0330

شک دارم ساک رویایی بوده باشه یا رویای ساک 😎


838988
2020-01-22 13:37:08 +0330 +0330

داستانت که چنگی به دل نمیزد ولی عنوانت ایهام زیبایی داشت کون تربچه ای


838989
2020-01-22 13:42:23 +0330 +0330

تو چوپانی من مطمئنم!!!

1 ❤️

839003
2020-01-22 15:07:26 +0330 +0330

کیریا یهجوری افتضاح مینویسید ک دیگ نمیتونم داستان بخونم خیلی کیری شده بابا بلد نیسی ننویس جاکش ننویس ریدین رفتتتتتتتت

6 ❤️

839005
2020-01-22 15:25:08 +0330 +0330

دوست عزیز من گفتم تربچه ای نه فندق
کمتر جق بزن کم بزن همیشه بزن
بهرحال برادربزرگ مایی سوار گرز مایی!
موفق باشی


839006
2020-01-22 15:29:52 +0330 +0330

جناب نویسنده، فعلا به من چیزی نگفتی؛ منم دنبال دردسر نیستم ولی نمیشد ادبیات داستانت هم مثل کامنتات باشه؟!

محترمانه گفتم!!! امیدوارم محترمانه جواب بدی!!!

7 ❤️

839007
2020-01-22 15:47:11 +0330 +0330

اولش نوشتی فن داستان نویسی بلد نیستم
منم نخونده اومدم بگم تو که فن داستان نویسی بلد نیستی گوه میخوری میای داستان مینویسی
اینجا داستان سکسیه خاطره سکسی نیس که دیوووووص

6 ❤️

839012
2020-01-22 17:03:09 +0330 +0330

من ک مخم “صوت” کشید

3 ❤️

839016
2020-01-22 17:37:22 +0330 +0330

واقعا درست متوجه شدی. من انقدر حسادت کردم به اون رابطه ابلهانه ای که داشتی که اصلا دیشب خوابم نبرد. رمز موفقیتت واقعا چی بود؟ چجوری یکی رو راضی کردی برات ساک بزنه؟ من که تا حالا یه پشه ماده هم از کنارم رد نشده. اصلا نمیدونم سکس چیه. هیچ کدوم از ما نمیدونیم و خوشحالیم که تو با داستانت به ما فهموندی. باعث شدی ما از حسادت بترکیم. تو به عنوان تنها انسان در بین این ۸۰ میلیون جمعیت که یکی نصفه نیمه تو پارکی، پشت درختی، لای بوته ای، برات فلان‌ جاتو خورده، باعث شدی ۸۰ میلیون باقی مونده به تو حسادت کنند. اشک تو چشام جمع شده.

پررو بازی در نیار اینجا. همون طور که خیلی‌ وقت بود میومدم اینجا ولی عضو نبودم، بعد از این هم میتونم بدون عضویت بیام‌، اگر ادمین بخواد منو بن کنه. پس اگر بخوای دوباره حرف زشت بزنی، همین وسط سایت باردارت میکنم.


839021
2020-01-22 18:31:37 +0330 +0330
NA

خدایی من اصلا کاریه داستانا ندارم…فقط داستان باز میکنم میام پایین کامنت میخونم…
لامصب کامنتا از خود داستان بهتره 😁

7 ❤️

839201
2020-01-23 00:13:38 +0330 +0330

فحش و فحش‌کاری

اول داستان را خوندم، بعد کامنت‌ها، بعد این کامنت.
هر کسی در این سایت داستان و خاطره میذاره، حتما مدت زیادی از عضویت و یا حضورش در این سایت گذشته و کاملا با نحوه برخورد کاربران و خوانندگان آشناست و میدونه کسانی که از داستان خوششون میاد میگن عالی نوشتی و قلمت زیباست و داستانت رو دوست دارم و اینجور حرفها و کسانی که از داستان خوششون نمیاد نکات مورد ایراد را با شوخی و جوک و فحش و اینجور حرفها، بیان میکنند. باید تحمل شنیدن داشته باشی و دست از فحش برداری و بخندی.
یعنی من وقتی میگم کله کیری این دختر به این خوشگلی و از هر نظر بهترین، چطوری روز اول آشنایی با دعوا قهر کردی و بهش محل نذاشتی؟ این دختر با این خصوصیات بعد از یک سال منتظر بود تو بهش زنگ بزنی و همون روز اول برات ساک زد؟ بهترین دوستت بیاد چنین داستانی تعریف بکنه باور میکنی که ما باور کنیم؟ دو سال کردیش و ساک زد برات و حالا داری دنبالش میگردی؟ فیلم هندی شد؟ شاشیدم توی بند و بساطت. حالا بخند و حال کن و شکایت نکن.

چو ریختی بر سرت یک مشتی از خاک
شده دارو ندارد تخمی و فاک
بزن جق بر سر آن کیر مفلوک
و یا اینکه بزن بر کیر ما ساک

ها کـُ‌کا

5 ❤️

839250
2020-01-23 04:19:31 +0330 +0330
NA

یه ساک رویایی
کنار اونایی
که دوسشون داری و دوست دارن و تو خوشخاااالی

4 ❤️

839417
2020-01-23 19:17:18 +0330 +0330

گون سوراخ مجبوری دروغ بگی ، نه واقعا مجبوری؟

0 ❤️

839603
2020-01-24 08:35:27 +0330 +0330

جالب بود اما پیاز داغ داستان رو خیلی زیاد کردی

0 ❤️







Top Bottom