ساک زدن در حین صحبت با شوهر

    سلام! امیدوارم همگی خوب باشین و روزای خوبی رو براتون آرزو میکنم. اینو الان گفتم چون ممکنه خیلیاتون تا آخر داستان نخونین و ادامه ش ندین پس من روزای خوبو برای همه آرزو میکنم نه فقط برای کسایی که داستانمو میخونن.
    خب من نیلوفرم ۲۳ سالمه و تهران زندگی میکنم. یک ساله ازدواج کردم و شوهرم خیلی وقتا خونه نیست. کارش خارج از ایرانه و شاید دوماه خونه نباشه و بعد واسه سک هفته تا دوهفته بیاد خونه. خیلی بخواد طولانی خونه بمونه یک ماهه. بعضی وقتا فکر میکنم که شاید زن دیگه ای داره بجز من. ولی خب اینا همش شکه و من تا حالا هیچ نشانه ای از زن دیگه تو زندگیش ندیدم.
    معمولا وقتی شوهرم خونه نیست، من با مردای دیگه رابطه میذارم چون خیلی حشریم و واقعا نمیتونم تحمل کنم. قبل ازدواج هم همینطور بودم. شوهرم هم یه آدم سرده و به اندازه من طالب رابطه جنسی نیست.
    الان میخوام یکی از اتفاقایی که واسم افتاده و واقعا ازش لذت بردم رو براتون تعریف کنم. من معمولا از کون دادن لذت میبرم چون بهم حس حقارت میده وگرنه لذت خاص دیگه ای نداره برای زنا. ولی اینبار با ساک زدن برای یه مرد، کم مونده بود زندگی زناشوییم نابود بشه.
    من تو یه مغازه لباس زیر زنونه کار میکنم و معمولا مشتری های خانم داریم و خیلی مورد کم داشتم که مشتری آقا بوده. یه روز از تموم شدن دوره پریودم گذشته بود و سرکار بودم. خیلی حشری بودم و کلا کسم خیس شده بود. منتظر بودم زودتر کارم تموم شه تا برم خونه و به خوم حال بدم. شوهرمم دوهفته ای شده بود رفته بود و دو هفته شده بود من هیچ رابطه ای نداشتم بخاطر پریودم. خلاصه اونروز بدجور داغ بودم و کلا حواسم سرجاش نبود. ساعت یک بعدازظهر بود که یه آقا اومد مغازه. تقریبا بهش میخورد سی ساله باشه. قد بلند بود و سبزه، خوشتیپ بود ولی نه اونقد زیاد. خلاصه بهش میخورد مرد آروم و مهبونی باشه. تنها بود و میخواست برای زنش یه ست شورت و سوتین بخره. ازم راهنمایی خواست گفتم خوب سایز خانمتون چنده؟ به سینه هام نگاه کرد و نصف شماهم نداره. یکم جا خوردم. پرسیدم چه رنگی دوست داره؟ گفت تو چه رنگی دوست داری؟ گفتم مگه من قراره بپوشم؟ گفت خب خانوما معمولا صورتی دوست دارن میخواستم ببینم شمام صورتی دوست داری؟ گفتم نه من بنفش دوست دارم ولی برای ست شورت و سوتین قرمزو انتخاب میکنم. گفت خب همون قرمز بده. میخوام خانومم سکسی بشه تا بلکه بتونه تحریکم کنه. خندم گرفت و یه پوزخندی زدم. گفت چرا میخندی؟ مگه حرف خنده داری زدم؟ گفتم نه ولی من فکر میکردم مردا با دیدن زنا کلا تحریک میشن و نیازی به تحریک کننده ندارن. گفت خانوم من خیلی لاغره و هیچی نداره. من از خانومای توپر خوشم میاد با سی...وسط حرفش حرفشو قطع کرد. بعدا فهمیدم که میخواسته بگه سینه های گنده. یه ست قرمز که با حریر مشکی تزيین شده بود بهش نشون دادم و گفتم این بنظرم قشنگ و ساده ولی خب من سایزشو دقیق نمیدونم و ماهم اینجور جنسارو پس نمی گیریم. پس بهتره برین سایزشو از رو شورت و سوتینش نگاه کنین و برگردین، من میتونم اینو براتون کنار بذارم.
    گفت باشه. رفت و ساعت پنج بعدازظهر برگشت. گفت سایزش ۶۵. انقد تعجب کردم که دهنم وامونده بود. گفتم جسارت نباشه ولی شما اصلا بهش دست میزنین؟ گفت نه من دوست ندارم به سینه های زنا دست بزنم من فقط میخوام ببینم چجوری تکون میخورن. تعجب کردم از رک بودن و بی پروا حرف زدنش. اونی ستی که براش کنار گذاشته بودم و گذاشتم سرجاش و سایز ۶۵ش رو براش دراوردم. گفتم همینو میخواین؟ گفت میشه یه لحظه نزدیک تنتون بگیرین ببینم چجوریه؟ گفتم دیگه چی آقا؟ همین مونده بگین بپوشش ببینم. گفت خب نمیتونی بپوشیش ببینم؟ یه چندلحظه بهش نگاه کردم، با خودم گفتم این کیس خوبی میتونست باشه برای رابطه ولی حیف که زیادی مهربونه. گفتم نخیر آقا. میخوای همینو ببر نمیخوای از مغازه بفرما بیرون. رنگش قرمز شد گفت چه زری زدی؟ برم بیرون؟؟ از مچ دستم گرفت گفت جیغ نمیزنیا. من باهات کاری ندارم. فقط سوتینو بپوش و بهم نشون بده همین. اگرنه که خودت میدونی خانوم خانوما. منم شروع کردم جیغ زدن و فروشنده های بوتیکای دیگه اومدن سریع و مرده رو بیرون کردن. خلاصه ساعت ۸ شد و مغازه رو بستم و راه افتادم طرف خونمون. پیاده حدودا ۴۵ دقیقه را بود بین مغازه و خونه. یه پارک بود نزدیک کوچمون، گفتم میانبر بزنم از پارک تا سریعتر برسم خونه. وقتی وارد پارک شدم شنیدم یه ماشین پشتم وایساد و یه نفر پیاده شد ولی من توجه ای نکردم. یکم که جلوتر رفتم احساس کردم کسی پشتمه. برگشتم دیدم همون مرده تو ده قدمیم وایساده. گفتم تو اینجا چه غلطی میکنی؟ منو دنبال میکنی؟ زنگ میزنم پلیسا؟ گفت هیچ گهی هم نمیتونی بخوری. گفت ببین من چیز دیگه ای نمیخوام ازت. فقط یه بار برام ساک بزن، فقط یه بار. گفتم بروبابا خودت زن داری بهش بگو ساک بزنه دیگه! گفتم زنم هیچ کاریم نمیکنه برام بعدشم اون اصلا اون چیزی که من میخوام نیست ولی تو هستی. سینه های بزرگ، باسن توپر، سفید....
    گفتم ببین منو بکشیم برات ساک نمیزنم حالا گمشو. راه افتادم که از مچم گرفت. منو کشید طرف جایی که درختا زیاد بود. گفت یا الان واسم ساک میزنی یا لختت میکنم و میندازمت تو خیابون تا آبروت تو محله بره. تو چشماش که نگاه کردم اون لحظه، دیدم هیچ نشونه ای از اون مهربونیش نیست. گفتم حالا چرا انقدر تند میری، ولم کن باهم حرف میزنی. تو دلم نیگفتم شاید این از اون مردای بکنی که من میخوام نباشه ولی خب برای یه بار خوبه. بهش حال میدم خودمم حال میکنم. گفتم باشه ولی امشب نه. فردا ساعت ۵ تعطیل میکنم مغازه رو، خودت مکان پیدا کن. گفت باشه شمارتو بده. گفتم زکی، همون مغازه رو بلدی بسه. گفت شماره تو بده عن خانوم، اون روی سگ منو بالا نیار. چند ثانیه ای مکث کردم و اون یکی شمارم که مال اینکارا بودو بهش دادم. اون رفت و منم راه افتادم طرف خونه. درو که باز کردم صدای یع ماشینو شنیدم که سر کوچمون وایساد. کوچه مون بن بست بود و کوچیک و خونمون به سر کوچه خیلی نزدیک بود. نگاه کردم دیدم یه ماشین وایساده. منم توجهی نکردم رفتم تو خونه. حموم کردم و خوابیدم که پی ام اومد. شماره غریبه نوشته بود خونتم پیدا کردم، اگه سرکارم بذاری و نیای کیرمو بخوری میام خونت هم کیرمو بخوری هم به رفیقام یه حال مشتی بدی. اونموقع فهمیدم که وضعیت خراب شده. بهش جواب دادم گفتم من نمیخواستم سرکارت بذارم، اونقدام نامرد نیستم. گفت یه سوال. گفتم بپرس. گفت مجردی یا متاهل؟ گفتم متاهل. گفت اون شوهر بی همه چیزت کجاست؟ گفتم خونه. گفت دروغ نگو. اومدی خونت چراغا همه خاموش بود. گفتم هنوز نیومده. گفت الان ساعت یازدهه و هنوز کسی نیومده خونتون. دروغ نگو. کجاست؟ اونجا فهمیدم که این هنوز دم دره. گفتم شب کاره. گفت کیر تو کس زن دروغگو. منم دیگه چیزی نفرستادم واونم دیگه چیزی نگفت. فرداش رفتم سرکار و نزدیک ساعت پنج بود که اومد تو مغازه. گفت تعطیل کن بریم. گفتم ده دیقه دیگه.گفت تعطیل کن زود. چاره دیگه ای نداشتم، مغازه رو بستم و باهاش رفتم. سوار ماشین شدیم که گفت شورتتو دربیار و ساپورتتو بپوش. گفتم اگه کسی ببینه؟ گفت بدرک، بمن چه. مشکل توسه نه من. خلاصه راه افتاد و منم جای خلوت که رسیدیم ساپورتمو دراوردم و شورتم دراوردم شلوارمو پوشیدم و شورتمو گرفتم طرفش. گفت بذارش تو داشبورد. گذاشتمش و دیگه حرفی نزدیم. یه نیم ساعتی رفتیم تا رسیدیم یه کوچه درختی. گفت ما اینجا یه باغ داریم. کنار زد گفت سوتینتو دربیار سینه هاتو ببینم. دراوردم و سین هامو به مالیدم بهم نگاه کرد گفت تو جنده ای نه؟ گفتم نه. گفت زر مفت نزن. کسی که جنده نباشه بهمین راحتی نمیاد واسه کسی ساک بزنه. بهش گفتم تو که میدونی جرا میپرسی. گفت نمیدونستم امروز فکر کردم بهش فهمیدم. سوتینتو بذار تو داشبورد. اونم گذاشتم و مانتومو پوشیدم و راه افتاد. رسیدیم باغشون گفت پیاده شو. ماشینو اورد تو باغ و پیاده شد. دیدم دو سه تا کارگر تو باغ هست. شلوارشو کشید پایین و تکیه داد به کاپوت ماشین گفت بشین جلو پام. گفتم اینجا جلوی اینا؟ گفت ما واست برنامه داریم. زر نزن و ساکتو بزن. یکم ترسیدم ولی جدی نگرفتم. نشستم و کیرشو گرفتم دستم و شروع کردم به مالیدنش. بعد سرشو گذاشتم تو دهنم و میکش میزدم و میمالیدمش. یه دستم به رانش تکیه داده بودم و با این یکی دستم تند تند کیرشو میمالیدم. گفت مانتوتو درش بیار. سر کیرش تو دهنم دست انداختم و مانتومو دراوردم. گفت بیا بمالش. نگاه کردم بهش دیدم دو تا دست از پشت یدفعه سینه هامو گرفتن. میخواستم کیرشو ولی کنم پشتمو نگاه کنم که موهامو گرفت گفت ساک بزن. یکی داشت از پشت سینه هامو میمالید و کیر اینم داشت هرلحظه سفت تر و سفت تر میشد. یه پنج دیقه ای ساک زدم که گوشیم زنگ زد. کیرشو دراورد از تو دهنم و رفت گوشیمو بیاره، منم برگشتم دیدم یکی از کارگرا کیرش بیرونه و یکی دیگم پشتم بود که لخت کرده بود و داشت سینه هامو میمالید. هیچکدومشون ایرانی نبودن. اونی که پشتم بود گفت شلوارتم درمیاری؟ گفتم حتما. که اون با گوشیم اومد گفت چه غلطا، تا من نگفتم شلوارتو درنمیاری. گفتم کی بود؟ گفت رفتم ببینم شوهرته زنگ میزنه. فکر کنم شوهرت بود ولی قطع شد. بیا به شوهرت زنگ بزن چیکارت داشته؟ گفتم از کجا معلوم شوهرم بوده. گفت اگرم نیست زنگ بزن شوهرت. زود. پرسیدم چرا؟ گفت چون من میگم. این یارو هم از پشت همش سینه هامو میمالید. زنگ زدم به شوهرم، سریع جواب داد. گفت زنگ زدم جواب ندادی. گفتم کار داشتم، دستام بند بود. یکی زد پس کلم گفت بذارش رو بلندگو. گذاشتمش رو بلندگو. دستامو به نشونه خواهش بلند کردم که یه موقع حرفی نزنه. شوهرم گفت امروز دهنم سرویس شد تو این شرکت و طبق معمول شروع کرد به تعریف کردن درباره روزش. گفتم تو بگو من گوش میدم، کار دارم باید کارامو انجام بدم ولی گوش میدم بهت. اون داشت از روزش تعریف میکرد و من داشتم یه کیرو تا حلقم میبردم و درمیوردم. بلندم کرد شلوارمو دراورد و لخته لخت با یه کس خیس نشسته بودم و ساک میزدم که کارگر پشت سریم کیرشو فرو کرد تو کونم. اولش یکم درد گرفت چون خیلی وقت بود رابطه از کون نداشتم ولی بعد عادی شد برام. هرچی نباشه واسه خودم کسی بودم تو کون دادن. شوهرم وسط حرفاش پرسید این چه صداییه؟ کیرو دراوردم از دهنم گفتم چه صدایی؟ اون داشت کیرشو به صورتم میمالید و من داشتم به شوهرم جواب میدادم. شوهرم گفت صدای ملچ ملوچ و اینا میاد. گفتم تلویزیون روشنه صداشم بلنده. گفت باشه. گفتم تو تعریف کن عزیزم. اون ادامه داد و منم به ساک زدنم. بعد پنج دقیقه آبش اومد و خالی کرد دهنم. اشاره کرد قورتش بده. سرمو به نشونه نه تکون دادم. زد تو صورتم گفت قورتش بده. شوهرم ساکت شد. واسه اینکه بتونم جوابشو بدم آبو تف کردم و به شوهرم گفتم چرا ساک شدی؟ گفت صدای مرد اومد. گفتم گفتم که تلویزیونه. از موهام گرفت و گوشیو قطع کرد. گفت چه غلطی کردی عنتر، من تمام این راهو اومدم و خودمو علاف تو کردم که آبمو به خوردت بدم. گفتم من آب کیرخور نیستم. گفت از این به بعد میخوری. سرمو خم کرد گفت بلیس. صورتمو اون طرف کردم. بلند کرد صورتمو و هنوز کیر اون تو کونم بود. با سیلی محکم دوتا زد در گوشم گفت گفتم بلیس. داشت اشکم درمیومد خم شدم و آبی که تف کردم و یه لیس زدمو بعدش عق زدم و بالا اوردم. گفت جنده کثیف. دیگه آبمو هدر نمیدی، فهمیدی؟ امشب اینجا میمونی و به اینا حال میدی، یکی دیگم تا چند دیقه دیگه میاد. گفتم توروخدا، دیگه آبتو تف نمیکنم، منم با خودت ببر. رفت لباسامو پرت کرد از ماشینش بیرون. گفت فردا میام دنبالت، کیر اینا رو سیر کرده باشیا. اونی که کونمو کرده بود محکم گرفته بودمنو و نمیذاشت برم. اون رفت و من موندم تو اون باغ. رومو کردم طرف اونی که منو کرده بود، گفتم بیا بکن دیگه. گفت الان نه. بیا بریم تو. میخوام از اول شروع کنم. لباسامو برداشتم و راه افتادم سمت آلونکی که تو باغ بود. اون شب تا صبح انقد حال کردم که صبحش از اونی که منو اورده بود اینجا انقد تشکر کردم که داشت از خنده روده بر میشد. یه چندبار دیگه بازم اونجا رفتم تا اینکه اون کارگرا از اونجا رفتن ولی اون شد بکن ثابتم و هنوزم باهاش رابطه دارم.
    به خانوما توصیه میکنم تا حس شهوتی کنترل نشدنی ندارن نرن سراغ جنده بازی و اینا. خیانتم نکنین، مثل من نباشین.
    اگه بخواین داستان اونشب رو هم براتون تعریف میکنم.
    بخاطر غلط های املایی معذرت. امیدوارم لذت برده باشین.


    نوشته: nilofar.donbale.kir

  • 21

  • 65




  • نظرات:
    •   Arsalan3022w
    • 1 هفته،3 روز
      • 8

    • کیرم دهن شوهرت


    •   boyboy36
    • 1 هفته،3 روز
      • 20

    • اول داستان خایمالی میکنی که بهت فش ندن (biggrin)


    •   شاه ایکس
    • 1 هفته،3 روز
      • 34

    • نویسنده پسر و به شدت بیماره...


    •   mard_kir_tala
    • 1 هفته،3 روز
      • 11

    • جندگی میکنی؟ بکن!
      ولی دیگه حداقل حین ساک زدن با تلفن حرف نزن، رو کار اصلیت متمرکز باش!


    •   Avvaaa
    • 1 هفته،3 روز
      • 14

    • وای پشمامممممم.جق با عقل جوانان ما چه کرده؟؟؟!


    •   Sarajndew38
    • 1 هفته،3 روز
      • 8

    • ساک مجلسی پر تف دارکوبی میزنم منم ببرید باغ خخخخ


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 هفته،3 روز
      • 16

    • این داستان جقی تکامل یافته و بیمار که محتویات ذهن بیمارشو می‌نویسه تا جایی که من می‌دونم ورود آقایون به مغازه فروش لباس زیر زنانه ممنوعه شایدم تو توی ایران دیگه زندگی می‌کنی که ما خبر نداریم.


    •   Tomas39
    • 1 هفته،3 روز
      • 9

    • مشتاقم کرد تا اخر بخونم.
      شوهردار مخالفم اما چون فقطو فقط از قوه تخیلت استفاده کردی تا اخرش خوندم.
      بعدشم این که مردی.زن نیستی.
      از طرز نوشتنت معلومه


    •   TheBitchKing
    • 1 هفته،3 روز
      • 18

    • اولا بدجور مشخصه فانتزی داری پسرم که فیلم سوپر تعریف کردی! دوم اینکه کمرت شله و به تهش نرسیده وا دادی. لذا دیس لایک که اینقد وقتمون رو نگیری بچه کونی.


    •   seaavash
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • اصل کو س س ی ی ی !


    •   amiiir_h
    • 1 هفته،3 روز
      • 6

    • نخونده دیس..کاری ب راستو دروغیش ندارم چون تگ خیانت خورده بود..شوهربدبختت اون ور دنبال کار توی جنده این ور دنبال دادن..چ دنیایی شده خارشوگاییدن کیرررررتوش


    •   Pirefarzane
    • 1 هفته،3 روز
      • 7

    • دیگه ننویس. . . . . . . . . . . . . . . ........
      فانتزی های ابلهانه به پسر بچه جغی.یعنی موندم یه نفر چقدر می‌تونه آنقدر خزعبلات سر هم کنه.. آدرس اون باغ رو بده بچه های آلت درشت شهوانی بیان خدمتت برسن.انقدر چرت و پرت سر هم کردی نصفه خوندم.فقط همون قسمت کارگرای کیر دسته بیل درسته که ریختن سرت جر واجرت کردن .توام اووبی شدی و به فاک فنا رفتی.


    •   vato vato
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • دیس سوم
      اخه کدوم احمقی صدای فضای آزاد رو با صدای تلوزیون تشخیص نمیده
      ببخشیدا خر خودتی


    •   who_am_i
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • یوبوستم برطرف شد مرسی دوست عزیز (rose)


    •   Meisam65
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • ازین فیلم پورن سه دقیقه اینا زیاد میبینی؟


    •   mahdi09kh
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • عجب ادامه بده ببینیم چی شود


    •   AmirALI_553
    • 1 هفته،3 روز
      • 7

    • وقتی نظرات دوستانی که قلم توانایی دارند مثل شاه ایکس عزیز و......متوجه میشم چه وقت باارزشی هدر میدن که نوشته های سخیفانه ومهمل مثل این نمونه را میخونن ونظرمیدن .خواهش میکنم وقت باارزشتون رو برای نوشتن متون زیبای خودتون کنید که قابل استفاده برای ما باشه .البته این ی خواهشه .والامر الیکم ?


    •   miago
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • وسطشو از يه فيلم سوپر كپي كرده بودي دقيقا


      هموني كه يكيشون سياه پوشيده يكيشون قرمز و به اون دو تا سياه پوستا ميدند


    •   Ati1367m
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • کیرم دهنت ساکر. بیا ما هم باغ داریم با دوتا کارگر بکن. خخخخ


    •   messaf81012
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • داداش گلم وقتی از طرف یه زن کسشراتو مینویسی حواست ب این نکته باشه ک وقتی اون طرف میخاد فحش بده به یه زن نمیگه کص زن ادم دروغگو خودش زنه میفهمی مادر خراب ؟؟؟؟؟
      من نمیدونم چرا بعضی از این بی ها برا اینک بتونن فحش بخورن و نعشه بشن میان کسشر مینویسن لج ادمو در بیارن ولی جواب شما رو ما با دیسلایک میدیم فقط


    •   ophelia
    • 1 هفته،3 روز
      • 9

    • وقتی که همزمان می مالی و می نویسی همین میشه که در توهم هم میک میزنی هم هم حرف میزنی


    •   L(G)BT_LIFE
    • 1 هفته،3 روز
      • 8

    • نمیخووونم خیانتو زن شوهردار (angry)


      نه_به_زن_شوهردار


      نه_به_خیانت


    •   Parsa_tu
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • زمونه طوری شده متاهلا بیشتر از مجردا جنده بازی درمیارن .


    •   arka110
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • لایق فحش دادن هم نیستی فقط اینو میگم اگه مریضی جمع کن از ایران برو


    •   ronin555
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • فانتزی زنونه پوش برده نما


    •   Irish..GuNNer
    • 1 هفته،3 روز
      • 11

    • پلشتی از سر و روت میباره. کصافت گه مریض. به همین راحتی؟ اصلا... موندم به خدا.
      دیس.


      نه_به_زن_شوهردار


    •   saeed7989
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • خوشم میاد خودتم میدونستی ریدی که اول داستان فهمیدی کسی تا اخر نمیخونه جنده


    •   arsh2452
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • بازم از موتوری جنس گرفتی ؟ دیس تو مخت و داستان تخمیت ! مرزهای توهم رو یه تنه جابجا کردی دیوث!


    •   zanbory
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • کسخول دیوانه .ازطرز نگارشت مشخصه پسری و خیلی هم کله شق و احمقی ..
      خانمی که کار واسه امرار معاش انجام بده ..جندگی نمیکنه احمق..


    •   Hot-to-winter
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • آشغاله هرزه


    •   arash.abi
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • انقدری که تو پسری
      پسرشجاع، پسر نبود
      ..
      خیلی تابلوئه که یه پسر مفلوک سادیسمی اینو نوشته
      چنتا داستان دگ ام هست که نوشتی و دوس داری این که دختره دوس نداره بده و بعد با کتک میده و بعد خوشش میاد رو رواج بدی


    •   علی_کیر_کوچولو
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • یعنی اون بوتیک فروشای کنار مغازه تون ندیدن که مغازه رو بستی و سوار ماشین طرف شدی ؟
      ولی فیلمم باشع خوب نوشتی تا آخرش خوندم


    •   A....k
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • همش میگم کم جق بزنید کص مغز میشین بفرما نمونه بارزش


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • خب جنده خانم شما چرا باید زن کسی شده باشی که سرده و همیشه خارج از ایران؟ بعد اون آقایی که شغلش ایجاب می‌کنه که دوماه در سال خارج باشه زنش فروشندگی بوتیک میکنه؟


    •   @آروین
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • با اینکه فانتزی بود ولی باحال بود
      عیب نداره داستان اون شبتو هم تعریف کن کنتور که نداره


    •   شنل_قرمزی
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • عجبا بعضیا چه فانتزیایی دارن! اما روون نوشته بودی


    •   Ashkansoheily021
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • یه زن شوهردار دایرکت بده


    •   omidario
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • بی شعور کثافت می خوان بدین هم مثل آدم بدین


    •   میسترس_لز
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • تحریک کننده بود...


    •   Tezab2
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • واااااای چقدر کسشعر میگن خدایی یک درصد واقعی باشه .... حتی نمیشه حرف زد


    •   Tezab2
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • انقدر تو راحت پا دادی جنده های برازرس کوس نمیدن
      کیرم تو تک تک سلول های مغزت


    •   saeedno15
    • 1 هفته،2 روز
      • 4

    • خایمالی اینجا جواب نمیده،خایمال را علاوه بر سگ،دوستان و اعضای سایت هم میگان (biggrin) (biggrin)


    •   کوسلیس۲۰
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • آخرش نصیحت کردی میگم فازت چیه


    •   شادوکس
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • تا یه جاهایی خوندم دیدم زیادی چرت گفتی بیخیال شدم اخه چجوری تو معازه فروشنده های دیگه اومدن توجیغ زدی وبعدشم گفتن برو خوب کردی دست زن مردمو گرفتی؟؟ خب اگه میخواستن بزارن بره چرا اصلا گرفتنش؟؟


    •   anten_hamid
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • منم میخام


    •   parto_banoo
    • 1 هفته،2 روز
      • 4

    • حیف سوی چشمم ک سر این کستان هدر رفت


    •   shahvanii139797
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کیرم تو اول و آخرت کیرم تو مرده و زندت انقد کسشعر نگید اینجا جقی های بیناموس 13-14 ساله


    •   Sepidarsal
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • نیلوفر عنتر


    •   sohrab119
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • انصافا خیلی عنتری


    •   Mr_unstable
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • تا اونجا خوندم، که طرف سایز زنشو نمیدونست!


      گمشو کونی


    •   koondeh_2_alam
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • برای این کصصعرات پولم میگیری؟


    •   Kirrtnha
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • داستان یه فیلم سوپره با بازی valentina nappi , mischa brooks بچه ها تبدیل تصویر به متن میکنن


    •   برده-کونی-چاقال
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • خوش بحالت (drooling)


    •   یکپسر
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • به نظر من که خیلی جالب بود و شهوتناک


    •   mohsen.69
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • تو جمجمه ات فقط باید رید. همین


    •   armankir@
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • عجب!!!!پس چرا ما هرچی رفتیم لباس زیر فروشی همه با بیل افتادن دنبالمون؟؟؟؟مردم به همین راحتی یکیو میگیرن و میبرنن میکنن و میشن بکن ثابت؟؟؟؟؟
      واگذار میکنم به دوستان جهت ادامه فحش


    •   malake_yakhi
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • halmidaam@ ایدی تلگراممه بیاین حال کنیم


    •   H371
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • حالا راست و دروغ ک بیخیال☟
      ولی قشنگ بود?


    •   royaei
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • غیر قابل باور بود ؛
      چیزی ندارم بگم ؛
      موفق باشی


    •   Hgfdsa13511
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کس نگو


    •   Lucky.man
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • پسر جان، یه داستان پسرونه بنویس.


    •   9712982007
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • ریدی


    •   MFM_iran
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کستان پسر بچه ای بیمار
      با
      ذهنی خراب، کونی گشاد و کله پر از تاپاله گاو
      مادر خراب توقع داری ما همچین مزخرفاتی را باور کنیم؟ ب گمشو بینم بابا


    •   Jent
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • نمیدونم چرا جبهه گیری میکنید حالش رو کرده آخر کاری هم نصیحت کرده دمش هم گرم


    •   ehsan9705
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • ک‌س ن‌ن‌ه جندت که توی جنده رو پس انداخت.
      دست ادمینم درد نکنه با این داستانا.
      لااقل یه جایی هست که جقیا می‌تونن خودی نشون بدن.
      ان کله


    •   badbunny76
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • کیر بزبز قندی تو یه ترابایت فیلم سوپر....


      امید من به شما دبستانی هاس...


    •   30parham30
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • بیا تیم ما هم بکندت خوب حال میکنی


    •   احمد ذوقی
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • فاکیو


    •   احمد ذوقی
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • به Avvaaa


      درود


      جق همونطوری که دوستان گفتن راه درمانه خودش و بودنش تو این شرایط میتونه کمک خوبی باشه و مسلمن فرد رو کسخل نمیکنه.
      منتهی بعضیا که تو داستانای مختلف میبینیمشون کسخلیشون فراتر از امری مثل جقه .اینا حتی اگه سکس هم داشته باشن همون کسخلن ...
      بعبارتی کسخلی تو تنظیمات کارخانه شون هست!!!


    •   Hakhakirkoloft
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • کاری به دروع و راستش ندارم
      کیرم تو دهن امثال شما هرزه ها که اسم خودتون میزارین زن .واقعا خارج اینجوری نیستن اصلا نخوندم داستانو .ولی خیلی کسکشید .شما باعث شدین کسی جرعت نکنه ازدواج کنه


    •   1230ali24
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • دقیقا منظورت از زندگی زناشویی چی بود جنده خانوم؟


    •   Phantomf5
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • شاه ایکس جون حالا درست میگی ولی اخه چرا واقع....چه کسخلی حاضر اینو بنویسه اوووونم پسر


    •   Phantomf5
    • 1 هفته،1 روز
      • 1

    • شاه ایکس جون حالا درست میگی ولی اخه چرا واقع....چه کسخلی حاضر اینو بنویسه اوووونم پسر


    •   Emperatoorxxx
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • خرچنگ


    •   Shahab__sang
    • 1 هفته
      • 1

    • خوب کس کون دادی پس


    •   rezamikrob
    • 1 هفته
      • 1

    • اخه یه ساک که دیگه اینقدر طول نمیکشه بعدم اصلا مرد اجازه ورود به این مغازه هارو نداره کیر تو مغز جغیت


    •   مردزخمی
    • 1 هفته
      • 0

    • نویسنده یه پسر کوونه


    •   samanahmdy306
    • 2 روز،15 ساعت
      • 0

    • اگه راستشا میگی عکستا برام بفرست


    •   samanahmdy306
    • 2 روز،14 ساعت
      • 0

    • اگه راستشا میگی عکستا برام بفرست


    •   samanahmdy306
    • 2 روز،14 ساعت
      • 0

    • اگه راستشا میگی عکستا برام بفرست


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو