داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

ساک زدن و عذاب وجدان

1399/07/04

سلام خدمت همه کاربرای عزیز سایت…این داستان آنچنان سکسی نیست و از عنوانش هم معلومه چیه محتواش…طولانی بودنش فقط برای گفتن و نقل قول جزئیاته…اگر میلی ندارید نخونید چون بلا نسبتِ خیلی ها، بعضی از کاربرها تا میبینن یه متن طولانیه کلا بدون خوندن،از همون اول فحش و چرت و پرت میزارن فقط…بگذریم
من حدود 5 ساله که ازدواج کردم…همسرم هم خب،به اصطلاح که میگن؛به قاعده ی خودش خوشگله و خوش هیکل…نه اغراقی میخوام بکنم نه دروغی بگم…خودمم رزمی کار میکردم اما چون چند ساله نمیرم یه مقدار افت کردم ولی بدنم حالت رو فرم بودن رو داره
39 سالمه و همسرم 38…من مهدی و همسرم نازنین…اسمها هم واقعی ان
نوشتم پشیمونی… و حالا میخوام توضیح بدم»»
من با همسرم قبل ازدواجمون دوست بودیم قصد ازدواج داشتیم و میدونستیم که هم از لحاظ روحی و هم جنسی میتونیم برای هم کافی باشیم.
من یه خواهر زن دارم که اسمش نرگسه…20 سالشه و دانشگاه میره…تازه افتاده روی دور پسر بازی و …خلاصه دانشگاه آزاد تهران جنوب میره
قضیه ای که باعث پشیمونیم شد از این قراره که:
همسر من معمار و من هم وکیل کانون وکلا(نه دادگستری) هستم و یک دفتر اشتراکی تو میدون فاطمی ،خیابون کاج دارم.یه بار یه پسری مثل اینکه جلوی دانشگاه(دانشجوی اونجا نبوده) به خواهر همسرم گیر میده و خلاصه بحث و دعوا که برو گمشو و پسره هم جوش میاره و چرت و پرت میگه و یه دونه سیلی میزنه و تا دانشجوها بیان کاری بکنن با موتور در میره…خیر سرش مثلا خوشش اومده بوده از نرگس.اونروز گریون اومده بودش خونه ما(من نبودم) و به همسرم همه چی رو گفته بود…همسرم هم مثل همیشه در کنار خریدهای روزانه :| بهم گفت لطفا اگه کار خاصی نداری زودتر بیا کارت دارم
منم چون تایمم دست خودم بود همون موقع بیخیال شدم و به شریکم گفتم که دارم میرم…البته اینم بگم که شریک توی پرونده ها نیستیم ها ؛ما فقط توی پول رهن و اجاره دفتر شریکیم…بگذریم
رفتم خونه و نرگس رو که دیدم با اون حال نزار و چشمای پف کرده …اینم بگم که واااااااااقعا آهن پرسته و طرفش اگه حداقل یه ماشینی چیزی نداشته باشه سمت سمت کسی نمیره
خلاصه ش بخوام بکنم وقتی داستان اون روز رو گفت؛گفتم میخوای ازش شکایت بکنی؟خودم که وکیلت میشم…پولی هم که نمیخوای بدی…پس کارت راحته
((اگر نمیدونید دارم میگم دوستان…هتاکی و بی حرمتی و فحش ناموسی و همچنین ادعای دروغ به کسی بستن مجازات مدنی داره.که طبق نظر قاضی از یک الی سه ماه زندان داره…البته تعلیقی…شلاق هم داره که تعدادشو قاضی مشخص می کنه ))
شکایت انجام شد و پسره به 30 ضربه شلاق و همچنین به دو ماه حبس تعلیقی محکوم شد…درسته زندان نرفت (اگر نمیدونین حبس تعلیقی چیه دقیقا یه سرچ کنین توی گوگل دوستان) اما همون 30 تا شلاق بدجور کینه ایش کرد…مخصوصا نسبت به من
چند هفته بعد از اجرای حکمش ؛ یه روز زیاد به خاطر یک پرونده مونده بودم توی دفتر و خسته شده بودم و حدودای ساعت 5-6 بعد از ظهر بود و وقتی خسته و نزار میخواستم برم،زنگ اصلی در دفتر رو زدن و منشی هم چون ساعت کاریش تموم شده و رفته بود خودم مجبور شدم برم آیفون رو بزنم.بعد چند ثانیه یهو دیدم نرگس در حالی که صورتش قرمز بود ،داره میاد بالا …دیدم پسره پشتش وایساده با یه چاقو توی دستش
از در که اومدن داخل دفتر من؛ نرگسو هول داد کنار .
اینجاش طولانی میشه اگر بخوام توضیح بدم…خلاصه ش کنم که وقتی داشت تهدید می کرد و زر زر می کرد که میخوام تیکه تیکت کنم و فلان و فلان، مخفیانه با موبایلم (درحالی که پشت میزم نشسته بودم و دستام معلوم نبودن) زنگ زدم به یکی از دوست هام…گوشی رو قطع نکردم و دوستم بعد الو الو کردن وقتی حرفی از طرف من نشنیده بود، وقتی سر و صدای توی اونجا رو شنیده بود اومده بود با پلیس.شاید سوال پیش بیاد از کجا فهمید من توی دفترمم . دلیلش رو توی چند جمله دیگه متوجه میشین. خلاصه پلیس اومد و “دلیل” هم این بود که » به هر نحوی شروع کردم بلند حرف زدن و مثلا گفتم توی دفتر من از این کارا نکن و اگه جربزه کشتن و چاقویی کردن داری بیا بریم یه جایی که کسی نباشه وو… کلمه چاقو و دفتر رو چندین بار بلند بلند حین دعوای سوری تکرار کردم …اینطوری فهمیده بودش دوستم
خلاصه این دوست ما با پلیس اومدن ؛وقتی طرفو اومدن بردن،قاعدتا نرگس یا من باید میرفتیم تا شکایت تنظیم بشه (به انضمام اینکه سلاح سرد داشت) باید شب رو بازداشتگاه میموند چون ساعت دیر شده بود و فقط افسر شب بود و نمیشد بعد تشکیل پرونده متهم رو فرستاد دادستانی چون خب…ساعت اداری تموم شده بود دیگه  برای همین هم نرفتم …چون وکیل ناحیه ی شماره … تهران بودم و شناخته شده برای کلانتری و دادستانی ناحیه ؛درخواست کردم ببریدش و من میام یکی دو ساعت دیگه
(ببخشید توضیح دادم اینارو…باور کنید خیلی ها همین مقدار رو هم نمیدونن…شرمنده)
اینجاش پشیمونیه که میخوام بگم
ما توی خانواده مون حتی اینطوری هم نبودش که خواهر زنم جلوی من لباس راحت بپوشه یا راحت باشه.
وقتی همه چی آروم شد،یهو بغلم کرد و باز زد زیر گریه و با هق هق هی تشکر می کرد و می گفت تو ماشین هی میزدش و یهو یه جملاتی گفت که اصصصصصصلا فکر نمی کردم حداقل جلوی من از دهنش در بیاد مثلا اینکه پستوناشو محکم فشار شدید میداده و یا حین اومدن توی راه دفتر؛ به زور سرش رو میاورده پایین تا بخوره براش و …(پسره توی راه با ماشین و همچنین همکاری یکی از دوستاش به زور سوارش کرده بودن)
من اول شوکه شدم از بغل کردنش اما با خودم گفتم توی شوک هستش هنوز و دقیقا نمیدونه چی میگه و چیکار داره می کنه.
قاعدتا توی تابستون لباس کلفت که نمیپوشن  این روزا هم دیگه کلا مد شده که طرف با یه تاپ و شلوار یا با یه مانتو و سوتین و یه شلوار و …میان بیرون،این دخترک یا همین خواهرزن بنده هم از این قاعده مستثنی نبود… یه تاپ قرمز پوشیده بود و چون لامصب از بس دوست پسراش مالونده بودنش،سینه هاش بزرگ تر از حالت عادی بود(البته اینم بگم که ژنتیکی هم بزرگ بود مثل همسرم… چه برسه به اینکه هورمونهای موقع سکس هم ترشح بشه…)
جداش کردم از خودم و گفتم صبر کن برات آب قند بیارم و خودمم میرسونمت خونتون…رفتم آبدارخونه و درست کردم آب قند رو وقتی برگشتم توی دفتر،دیدم همون یه لا قبا مانتور رو هم در آورده و با تاپ راحت دراز به دراز روی کاناپه به سمت روبرو (نه اینکه باسنش معلوم باشه و بشه) دراز کشیده…یه لحظه انگار بعد چند سال هیکلش نظرمو جلب کرد…جالب بود برام که چرا من هیچ وقت درست درمون  نگاش نکرده بودم. تازه وقتایی هم که از همسرم میشنیدم دوست پسر تازه پیدا کرده،تازه ناراحت هم میشدم و میگفتم به نازنین که این دختره آخر خودشو به فنا میده هاااا
بگذریم
به رو خودم نیاوردم و صداش کردم که بیا بخورش…به خدا همینطوری گفتم بیا بخورش و اصصصصصصصصلا منظوری نداشتم…آب قند دستم بود که دیدم نشست و زد زیر خنده و گفت علی جون(همیشه علی آقا میگفت به من) تو هم آره؟
گفتم چی چی آره؟ البته متوجه شدم که چه چیزی داره شکل میگیره …وقتی هم که نشست چاک سینه شو که دیدم دیگه جلوی عشوه ها و لوند بازیاشو نگرفتم و …
راستش کیرم هم یه مقدار تکون خورده بود . آب قند رو ازم گرفت و گفت یه لحظه وایسا همینجا علی جون(کاملا جلوش و نیم متریش بودم)…اونو که خورد یهو دست زد از روی شلوار به کیرم و فشارش داد…که البته دیگه کاااااااملا بلند شده بود.منم همینطوری عقب عقب رفتم که دستشو برداره و خودمو جمع و جور کنم تا بریم بیرون سریع تر تا هم حس شهوت بپره از سرم و هم این آباد کننده ی تهران  رو بیرون ببرمش که یه لحظه این پام به به اون پام گفت گُه نخور و افتادم رو مبل عقبیم…سریع خودمو جمع و جور کردم.بعد چند ثانیه بهش گفتم زودتر بپوش ببرمت خونتون.گفت دلت سوخته برام؟ گفتم سوخته یا نسوخته فعلا باید بری خونه…راستش حال و حوصله بردنش تا خونشون رو نداشتم و گفتم پول داری بری؟این پول رو که گفتم یهو گفت من اتفاقا پول دارم منتها تبدیل به ارز کردمش.
جل الخالق! چی چی میگه این بچه!!!
گفت اتفاقا الان همرامه…تعجب کردم…گفتش میخوای ببینی؟گفتم ول کن بابا تو هم واقعا انگار تو سرت زدن مغزت ناقص شده…
اینو که گفتم سریع بلند شد و اومد و یهو یه بوس از لپم کرد!!!..
نمیخوام دیگه بیش از حد طولانی کنم که چطوری به زور (واقعا نمیخواستم به کار به جای باریک برسه) اول زیپمو باز کرد،بعدش مجبور شدم(البته این یکی 100 درصد با میل خودم بود  ) شوار و پیراهن و زیرپوش رکابی رو در بیارم و کامل لخت بشم که اونم همینطوری لخت شده بود و هی زر زر میکرد و میخندید. حالا لخت لخت بودیم و روبروی هم…منم اهل این کارا نبودم که…گفت کِرِم دارین اینجا؟گفتم کِرم میخوام چیکار تو دفتر آخه؟ حالا که اینطوری شده بیا یه خورده بخورش…نه گذاشت و نه برداشت زود گفت چششششششششششم ولی برو دستشویی و کامل بشورش…منم این کارو کردم و دراز کشیدم روی مبل…گفت میشه 69 کنیم یا من بخورم فقط…مشخص بود عرق زیاد کرده و واسه همین گفتم نه تو بخورش فقط!
جوری شروع کرد به خوردن که ایمان آوردم این دختر حداقل چند تا کیر رو به گا داده تا انقدر حرفه ایه …به قول خودش مجلسی و با تف اضافه ی اشانتیون! داشت میخورد برام…حدودا فکر کنم بعد از 30 ثانیه یا نهایتا یه دقیقه که خورد گفتم داره آبم میاد ،دهنشو در آورد شروع کرد به جق زدن…آبم شاید باور نکنید اما نزدید15-20 سانت پاشید شدید بیرون
آخرشو بگم که وادارش کردم یه بار دیگه که 20 دقیه گذشته بود از ارضا شدنم، (سینه های خوشگل و نازشو میمالوندم و اونم با کیرم ور میرفت…لامصب یا این دختر کللللللا مو رو تنش نبود یا اینکه من از شدت شهوت هیچی متوجه نمیشدم) و گفتم دوباره بخوره و بلندش بکنه و دوباره آبمو بیاره.منتها این دفعه سرشو موقع اومدن نگفتم و سرش رو هم فشار دادم رو کیرم یهو…با احساس فتح قله خلاصه رفتم شستم خودمو تو توالت و رفتم خونه… برای اونم یه دربستی گرفتم که بره.
رفتم خونه
شب که شد،نازنین همسرم شروع کرد به آرایش کردن و یه بادی خوشگل هم برای من پوشیده بود که اتفاقا قرمز بود…یهو یاد تاپ قرمز نرگس افتادم و کیرم سریع تر از حد معمول شق کرد…این بنده خدا هم فکر کرد به خاطر لباسشه و آرایش و …
وقتی روی تخت که رفتیم برای سکس،(نمیدونم این همه آب کجام انبار شده بود:) ) دوباره آبم موقع ارضا شدنم شدیییید پاشید…موقع اورگاسمم هی میگفت جوووون چه حشری شدی که آبت انقدر زیاد اومده و از این جملات بود که عذاب وجدان گرفتم و ضدحال شدم و فقط سعی کردم زودتر تمومش کنم.
تا چند هفته بعدش چند بار دیگه باز نرگسو می آوردم توی دفتر (طولانی میشه نوشتن چطور راضی کردنشو بنویسم) که فقط و فقط ساک بزنه…می گفتم فقط و فقط بخور…خب؛مسلما لذذذذذت بخش تر از خوردن نازنین بود…
اما بعدا هر بار حین سکس هر وقت همسرم ساک میزد ؛اون عذاب وجدانه لامصب شروع میشد و سکسمون یا زود تموم میشد یا نصفه نیمه میموند
الان نزدیک 4-4و نیم ماهه که نازنین سرد شده بهم از لحاظ جنسی و مثل قبلا برام آرایش نمی کنه و …تازه یه بارم همینطوری توی حرفاش پروند که نکنه نو اومده به بازار که من شدم دل آزار؟ گفتم نازنین چی میگی آخه؟ گفتم آخه آخه نکن و بیخیال شدش بعدش…(خب وقتی هی بگم حال ندارم برای سکس اونم دو سه ماه فکر نکنم غیر این هم بشه)
هربار با لذت میزاشتم نرگس بیاد و این کارو بکنه برام، عین کس مشنگا میگفتم عذاب وجدان کیلویی چند…ولی وقتی میرفت باز همون آش و همون کاسه بود
ببخشید انقدر طولانی شد
اما کاملا واقعی بود.

نوشته: مهدی


👍 4
👎 14
37500 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

919624
2020-09-25 23:59:43 +0330 +0330

کص و کون دادن عذاب وجدان داره آخه؟
باید خوشحالم باشی که ثواب کردی!!!
ساک و زدی برو بخواب مدرست دیر نشه!!!
پ.ن: تو از اونایی که موقع کص و کون دادن یاد مامانت میفتی!!!

3 ❤️

919628
2020-09-26 00:03:21 +0330 +0330

فکر کنم تکراری بود.قبلا خوندم انگار

2 ❤️

919636
2020-09-26 00:13:07 +0330 +0330

سرقت ادبی باید پهناش یه ده سانتی باشه اون ده سانت تو ما تحت خشکل و سارقت

2 ❤️

919659
2020-09-26 00:34:28 +0330 +0330

كرونا,گرميجات,بيكاري,اين داستان:ملجوقي كه با افق هاي دور دست ميزنه

0 ❤️

919663
2020-09-26 00:38:23 +0330 +0330

قدیمیه

0 ❤️

919683
2020-09-26 01:15:01 +0330 +0330

کپی نکن دوست من

0 ❤️

919692
2020-09-26 01:29:26 +0330 +0330

شبی ۷-۸ تا داستان آپلود میشه که ۴ تاش گی هست یکی دوتاش تکراری می مونه یکی دو تا دیگه که اونام هر کدوم کیری تر از دیگری
حداقل تکراری نفرستین
خیلی داستاناش جالبه که دوبار دوبار میفرستین
رییییییییییییدی دداش

4 ❤️

919704
2020-09-26 02:20:13 +0330 +0330

بابا نمودی ما رو با توضیحاتت مثلا میخای اطلاعاتت رو به رخمون بکشی؟
… ای بابا آقای وکیل توأم آره.اصلا تو که این همه اطلاعات درباره جرایم فوش دادن بلدی واقعا نمیدونی جرمه زنا چیه؟
همیشه به یاد داشته باش نباید از این ور بام افتاد ن باید از آن ور بام افتاد.

2 ❤️

919713
2020-09-26 03:24:01 +0330 +0330

آقا فحش چی بدیم آخه قربونه تو برم چرا الکی حرف در میاری داداش گلم شما اصلا رزمی کاری کی خایه داره به شما حرفی بزنه اصلا نظره من در مورد این داستان اینکه گوتو خوردم اَنتو خوردم حق با شماست فقط جونه مادرت زنگ آخر با من کاری نداشته باش هرچی میگی حق با ویه،اینجا سایت شهوانی واقعا کوس خواره مهدکودک یارو بچه کودکستانی از این حرفها به هم نمی‌زنند ما رزمی کاریم،تفنگ آب پاشت همراهته بریم بانک سرقت مسلحانه هر چی در آوردیم بگیر دستت.

1 ❤️

919723
2020-09-26 04:01:37 +0330 +0330

بگیر بخواب بابات دعوات نکنه اینا چیه نوشتی.
وجدانا خودت بخون این اراجیفتو یمشت کصشعر

0 ❤️

919734
2020-09-26 06:02:00 +0330 +0330

آره تو که راست میگی اون به زور وادارت گرد ،کیونتم زوری با دیلدو گذاشته لابد.

1 ❤️

919757
2020-09-26 08:23:12 +0330 +0330

خواهرزنت هر چقدر جندا باشه بخاطر خواهرش برای تو ساک نمیزنه. من توی فامیلامون دختر زیاد هست که میدونم دوست پسر دارن و سکس میکنن اما هیچکدوم توی فامیل آمار خودشونو گهی نمیکنن. اینکه دیگه خواهر زنه

0 ❤️

919780
2020-09-26 10:07:51 +0330 +0330

تو این سایت فقط درس حقوق نداشتیم که به لطف آقای وکیل دیدیم
خااک فقط خااک
یعنی مملکتی که وکیلش سر از شهوانی در بیاره و داستان بنویسه معلومه که هیچ چیزش درست نیست

2 ❤️

919802
2020-09-26 12:25:41 +0330 +0330

حداقل میخوای داستان دزدی کنی برو یه داستانی بدزد که مال چندسال پیش باشه،گوزو

1 ❤️

919944
2020-09-27 02:09:02 +0330 +0330

بزودی پسر همسایه یا یکی از پسرای فامیل کوس زنتو زیارت و فتح میکنه.

0 ❤️

919978
2020-09-27 04:25:08 +0330 +0330

تو گیم آف ترونز یه حدیث جالبی نقد کرد
دختری که تازه در معرض تجاوز و تعارض بوده نمیاد همون شب برای یکی دیگه لخت شه

1 ❤️

920036
2020-09-27 14:07:09 +0330 +0330

بنظرم سکس واقعی بود البته یه مقدار پیازداغشو زیاد کرده بودی من لایک کردم

0 ❤️

920068
2020-09-27 16:57:20 +0330 +0330

اون لوگوی کانون وکلای مرکز تو کونت با این داستانت

0 ❤️







Top Bottom