ستار بکن و کون تنگ

    1396/9/15

    سلام دوستان گلم و اعضای خوب سایت شهوانی
    اول که تشکر کنم از این سایت که واقعا سایت خوبیه
    دومم یه کیری بدم به دهن بعضیا(کیر خودم حاجی کوچیکه که همه میشناسنش نمیشناسیدم بیایید آشناشید باهاش دوستان) که اینقده رویا پردازی میکنن و داستان کوسو شعر مینویسن البته اسمش به خودشه دیگه داستانه و طبق معمول همه داستانا باید رویایی باشه ولی من میخوام خاطره بگم خاطره امروزم که از این به بعدم هروقت بتونم براتون خاطرات سکسیمو میگم نه صرفا بخاطر اینکه با این خاطره خودتونو انگولک کنید یا آبتون بیاد بخاطر اینکه بتونید از تجربیات کیر این بنده حقیر استفاده کنید و ضدحال نخورید یا اشتباه کس دیگه اییو تکرار نکنید یا نقطه قوتتون بشه
    خلاصه امروز که سه شنبه ۷ آذر ۹۶ باشه یه قرار سکسی داشتم اتفاقا با یکی از عضو های عزیزو لذیذ سایت شهوانی که دیروز یعنی دوشنبه دیده بودمش شایدم خودش این پستو بخونه دیروز در اولین دیدار دور دریاچه شهرمون شهر خرم آباد که اتفاقا جای زیباییه بعد از اینکه چند روزی بود رو مخش بودم تو سایت اومد سرقرار با ماشینم اومد من توقع نداشتم با وسیله بیاد که با وسیله اومد مارو از دور بر انداز کرد و گفت بیا تو ماشینیم که روبروته منم خیلی ریلکس رفتم نشستم تو ماشین البته همینجوری که داشتم سمت ماشین میرفتم دورو ورو دید میزدم و داخل ماشینم دید میزدم کسی نباشه ماموری فلانی تله ایی تروری یه وقت بخوان کیر مارو ترور کنن آخه خاطر خواه زیاد داره حالا کسایی که خودشون تو کورس رقابتنم شاید حسودیشون بشه بهش
    آره خلاصه نشستم تو ماشینو خانم خوشگلرو بر انداز کردم از اون کونیای روزگار بود و مام از این بکنای روزگار منم کلا تو روابط یه طورییم که میخوام همون روز اولی طرفو بخوابونم حالا ایشون بهونه آوردنو گفتن دیره و اومدن خونه خاله جونشون الانم سراقشو میگیرن دیر بره که اتفاقا من رابطم با زنای سن بالا خیلی خوبه انشالله خالشونم قسمتمون بشن.‌‌‌باهم صحبت کردیمو همش تو فکر این بودم که این لخت بشه چی میشه و دوستان یه واقعیت دیگم بهتون بگم اگه روزی ۱۰۰ تا کوس و کون مختلفم بکنید و اگه واقعا بکن باشید بازم سر ۱۰۱ سوراخی که گیرتون میاد حشری هستیدو حرس میزنید من خودم به شخصه که همیشه سیخم و نرو ماده نمیکنم هرچیز مالی گیرم بیاد باهاش حال کنم سریع میچپونم توش حاجی کوچیکرو.خلاصه باهم گپ زدیم یکم دسمالیش کردم همش میگفت نکن شیطون خوشم میاد خیلی عوضی بود و منم از سر کلاس اومده بودم و خسته بودم بهش گیر داده بودم بیاد ببینمش اونم گفت اینم دیدن خیالت راحت شد منم گفتم آره عشقم آخه تاوقتی نبینیم که نباید اعتماد کنی طرف میبینی یه پیر زنه عکس نوشو میده برا آشنایی تواام برا گاییدن یه سوراخ میری میبینی سیاه چاله اندازه کیر منم داشته باشی یه گوششو پر نمیکنه کیر میشه تو حال باحالت دوستان اینا نکات آموزندن هی وسط صحبتای ما و خاطره ما میان بخونید استفاده کنید
    خلاصه بعد ازظهرم کلاس داشتم خانم مارو گذاشتو رفت همش تو فکر این بودم که چطور بکنمش که سر کلاس استاد داشت درس میداد من داشتم فکر مخ کردنو گاییدن زودتر اون کون جمو جورو ورزشکاریش بودم چون خودم وزنم بالاستو هیکلم بستست و عضلانییم عاشق چیزای جموجورم که جر بخورن زیرم قالیرو گاز بگیرن... براش چندتا عکس فرستادم کیرو که دید دهنش آب افتاد رفته بود خونشون خونشونم تو یه شهرستان دیگه نزدیک خرم آباد بود یه ساعتی راه بود گفت اونجامو فلان گفت مکان دارم من تعجب کردم گفتم ایول مکان داره دختره نگو خونه خودشونه عوضی حشرش زده بالا . منم موفق شدم مخشو بگیرم برنامشو چیدم لامصب سوراخای جدید همیشه استرسو فکرو ذوق خودشونو دارن . پر انرژیو آماده فقط منتظر بودم صبح شه یعنی همین امروز ۷ آذر برسه که برم و سوراخ خانمو جر بدم با اینکه کلاس داشتم کلاسو پیچوندم کیر لامصب هر مسیری داشته باشی وقتی یکی از گزینه های جلو روت یه سوراخ باشه سریع میره سمت اون ???????? آره اینقده تو فکر سوراخ خانمی بودم که بعد ۳ ساعت ورجه وورجه کردن رو تشک خوابم برد و ساعت ۵ صبح ارضا شدم تو خواب شاید یکی الان اینو بخونه بگه طرف نکرده و فلان ولی نه کسایی که میگن ما ارضا نمیشیمو اینقده کردیم برامون عادی شده و این کسو شعرا همش شعره به قول آرش خواننده رپر که میگه رفیقت داره ادعا سفته کمرش اونم بزرگترین آرزوش سکس دمره و واقعا تو این دوره زمونه همه کوسو شعر زیاد میگن ولی فقط کوسو شعره و وقتی اینکاره باشی میفهمی که هر سوراخ جدیدی حس خودشو داره و اگه عمو جانییم باشی باز کف میکنی تا وقتی که نکنیش آره دیگه زیادی حرف زدم سروته خاطررو جمع کنم براتون رفتم تاکسی گرفتمو اول صبح ۷ونیم زدم بیرون ۸و ۴۵ دقیقه تو شهرشون بودم نگو جنده خانم خوابه بهشم گفته بودم برا ۹ اونجام آدرس بده که بیام حداقل تا ۱۲ بکنمش که ۱و۲ به کلاس بعدازظهرم برسم
    ۱۰ بار زنگ زدم بهش عوضی تازه ۹ونیم پا شده با اون کون گشادش از خواب بعد تازه داره مامانرو میپیچونه به بهونه درس خوندن بره طبقه بالا خونشون دو طبقه بود دوتاشم دست خودشون بود منم که نمیدونستم خونه خودشونه وگرنه ریسکه میری خونه طرف بگا میری نقشست خود ترشیدشو بکنه گردنت بیچارت کنه به فاک فنا میری و باید تا آخر عمرت با یه صندلی و دفتر بشینی وقت برا ملت غیور ایران بزنی
    آره آدرس دادو منم سلولای مغزم شکل سوراخ کون دختر خانم شده بودنو همش داشتم مدل گایش انتخاب میکردم براش که رفتم و تا دم خونه دیدم خانم زنک زد آروم گفت در رو همه کفشاتو درار بگیر دستت بیا بالا منم اینو که گفت فهمیدم که خونه خودشونه و جنده خانم حشری شده سوراخ تنگشو به کیر ما بسپاره که گشادش کنیم با اینکه فهمیدم ولی کیر لامصب که نمیذاشت گفتم هرچه بادا باد ترسون ترسون رفتم تو راهرو و درو آروم بستم بالای پله ها بود گردنشو کشیدو با لبخوانی گفت بیا بالا کفشامو دستم گرفتم پله هارو یواشکی رفتم بالا قلبم تند تند میزد میگم هرچی اینکاره هم باشی عمو جانییم باشی تو شرایط که قرار بگیری میفهمی چقد استرس داره یه قرص متادون ۲۰ هم خورده بودم شیش ماهییم بود خلاف نکرده بودم هم نئشه بودم هم تو فکر سوراخ نمیدونم چجوری پله هارو رفتم بالا و خودمو پشت در دیدم
    وای چ کونی بکنم من اینقده حرص کونشو میزدم ساعت ۱۰ شده بود میگفتم یه ساعت ازش پرید تو دل خودم . دختر خانم خاطره ما با قد ۱۷۳ و وزن ۶۰ کیلو(من قدو وزنش نکردما از رو چیزی که خودش گفته بود و من دیدم تقریبا همین قدا بود میگم) چشای مشگی و موهای مشگی که دم اسبی بسته بود با یه تاب و شلوار خونگی روبروم داشت مث بید میلرزید چون خودش دلشوره داشت هی به من میگفت نگران نباش کسی بالا نمیاد کفشارو انداختم سریع چسبیدم بهش دستامو دور کمرش حلقه کردم تا دستم بهش رسید لرزش بدنش کم شد انگار یهو استرسش نصفش بریزه زمین گفتم جنده خانم به خاطر کون جنابعالی اینهمه راهو اومدم اینهمه ریسکو کردم بکش پایین سریع ببینم با اینکه خودش پر رو بود کوپ کرده بود بلندش کردم رو کولم انداختمش گفتم تختت کجاست بریده بریده گفت تو اتاق اینوری سریع رفتم سمت اتاق انداختمش رو تخت افتادم روش جوووووون ۴ روز بود برا سوراخ خانم داشتم تلاش میکردم سریع به نفس نفس افتاد منکه صدام دورگه شده بود خودم صدام دورگست نئشه قرصم بودم داغ و حشری یه حس عالی داشتم افتادم رو خانم شروع کردم به خوردن لباش جووونم یه صورت خیلی طبیعی و خوشگل ابرو های برداشته ولی کم ...
    سن خانمو نگفتم ۲۲ سالش بود من خودم ۲۴
    همینجوری که لباشو میخوردم خود به خود قربون صدقش میرفتم انگار ۱۰۰ ساله عاشقشم سریع دستاشو گرفتم بالا لباسشو درآوردم وای توله سوتیین نبسته بود ممه های سایز ۷۰ تو دستای گنده من راحت جا میشدن عاشق اینجور استیلام
    یکی از آیتمای اصلیش همین جمو جور بودنش بود که من اینهمه چسبیدم بهش تا الان که گاییدمش ... ممه هاشو میمالیدم دو دستی لباشو میخوردم دختری که ۳ متر زبونش دراز بود انگار لال شده بود فقط لب بازی میکردو خودشو میمالید به من نفس نفس میزد صداش داشت در میومد سوییشرتمو در آوردم تیشرتو رکابیمم با هم در آوردم چسبیدم بهش بدن پشمالوم که به بدن خوشمزه و صافش خورد نالش بیشتر شد حالا انگار من صاحب خونه بودم میگفتم یواش عشقم صدات میره پایین به گا میریم یه کلمه حرف نمیزد فقط داشت حال میکرد تو بغلم سریع دستمو کردم زیر شلوارو شورتش که یهو گفت انگشتتو نکنی تو گفتم نترس توله خودم مواظبشم یه دستش رو مچ دستم بود که شروع کردم به مالیدن کوس خیس شدشو خوردن گردنش جوونم رو ابرا بودم همچین شل شده بودیم تو بغل هم آدم یه تخته حشیشم بکشه فس فسم بشه اونجوری نمیشه نوک میمیاشو میک میزدمو کوسشو میمالیدم نفس نفس زدنای دوتامون شروع شد کیرم (حاجی کوچیکه) داشت شلوارمو پاره میکرد خودمو کشیدم عقب سریع شلوارو شورتمو با هم در آوردم کیرمو که دید فقط زل زد بهش انگار زبونش بند اومده بود یهو گفت خیلی بزرگه ستار جر میخورم بخدا گفتم نترس خره خودم پیشتم آروم آروم پیش میرم با چشاش التماس میکرد منو نکن با اون ولی با لباش و بدنش منو میخواست شلوارشو کامل از پاش کشیدم بیرون باشورتش. افتادم روش آروم کیرمو گذاشتم لای پاش رو کوسش وای خیسی کوسشو با سر کیرم حس میکردم گفتم دمر بخواب ترسون لرزون دمر افتاد گفت ستار بذارش لا پام گفتم باشه عزیزم تو وایسا نگران نباش سر کیرو حسابی تف مالی کردم دختر برق از سرش پریده بود از یه طرف میخواستش از یه طرف کیرو دیده بود فک میکرد صلاح قتالشه و راه مردنش ???????????? منکه دستام میلرزید انگشتمو خیس کردم شروع کردم به مالیدن سوراخ کونش قربونش برم چه جنسیه وایییی سرشو چرخونده بود لباشو میخوردمو سوراخشو میمالیدم آروم آروم انگشتش میکردم هرکاری کردم تحمل کنم یکم نرم شه سوراخیش کیر لامصب نمیذاشت که نداده بودم بخورتشم . اینقده این بدن مرمریش جمو جور بود و باسنش گرد بود و پوستش صاف شروع کردم به بوسیدن باسنش تف زدم در سوراخی و دوتا لوپ باسنشو گرفتم با دستام وای سر کیرمو گذاشتم در سوراخش همش نفس نفس زنون میگفت یواش توروخدا ستار قرار شد بذاریش لا پام مواظب باش توروخدا آروم سرشو فشار دادم تو(عکسای حاجی کوچیکم تو پروفایلم هست کلش قارچیه) میدونستم اگه یه فشار اولو ندم نیم ساعت طول میکشه سرش بره تو وزنمو انداختم روش خوابیدم روش با یه جهش نصف کیرم رفت تو خانم همچین جیغ زدو آی و اوی کرد گفتم الان خانوادش با عاقد سر میرسن در دهنشو گرفتم گفتم خره یواش همه فهمیدنا با نفس نفس صداش که بالا نمیومد سوراخش خیلی تنگ بود عوضی با اینکه خودش رفتارش مث جنده ها بود اینقده پر رو بود و من فک میکردم که از اوناشه ولی از ایناش بود و کمتر از ۱۰ بار داده بود تا حالا فک کنم آره دیگه تا تا ته فرو کردم تو حاجیو چسبیدم بهش از پشت کامل افتادم روش نفس نفس میزد تکون تکون میخورد آهو نالش بلند شده بود شروع کردم قربون صدقش رفتم گفتم الان جا وا میکنه عزیزم آروم باش گردنشو میمکیدم دستامو دورش حلقه کرده بودم شروع کردم به تلمبه زدن ای جونم نئشه نئشه یه کون تنگ زیر پا مگه من چی میخوام از خدا بعد از ۱۰ دقیقه تلمبه زدن حالا که مطمئن شدم سوراخش جا باز کرده برا کیرم آروم کشیدم بیرون کیرمو گفتم رو به بالا بخواب دختر زیرم له شده بود رو ابرا بود میگفت در نمیاوردی گفتم تازه کارت دارم همینجوری که داشتم باهاش عشق بازی میکردم لبو لوچشو میخوردم پا هاشو دادم بالا حالا میخواستم سوراخشو کامل حس کنم کوس تنگشم تو دسترسم باشه تا ارضاش کنم توله سگو کیرمو گذاشتم در سوراخ کونش که همش تکون تکون میخورد گفتم شل کن عزیزم گفت شله بخدا بریده بریده با ترسو لرز بازم ... سرشو کردم تو باز آهو نالش شروع شد افتادم روش همینجوری که تلمبه میزدم کوسشو میمالیدمو لباشو میخوردم ۵ دقیقه طول نکشید که ارضا شد چقد میلرزید کوسش خیلی خیس شده بود با اینکه سوراخ کونش داشت بهترین حالو میداد بهم دلم کوسشو میخواست یعنی میخواستم تا خایه کیرمو بکنم تو کوسش ولی پدر قوانین بسوزه خلاصه چند حالتی عوض کردم و بعد از اینکه ۳ بار ارضا شد تقریبا حالا خودش میگفت ۴ بار من ۳ تاشو فهمیدم تازه ۴۰ دقیقه بود که داشتم میکردمش کونش جر خورده بود دیگه داشت واقعا اذیت میشد آروم آروم از اون گریه های مشقییه دخترونش میکردو مث خر مینالید منم که بدتر حشری میشدم بعد ۵۵ دقیقه آبم اومد با اینکه دیشبم به عشقش تو خواب ارضا شده بودم ولی سوراخشو سیر آب کردم که با فشار از لای کیرم که تو بود از سوراخ کونش زد بیرون نصفش . سریع دستمال گرفتم زیرشو وای خالی شدم همونجوری افتادم رو تختش سریع رفت خودشو شست آخه میترسید اسپرما شیطون باشن رو به کوسش راه باز کنن و مامان بشه البته با پرده نزده فردام میشد حضرت مریم ۲ !!! وای حالا که ارضا شده بودم تازه فهمیده بودم چ گوهی خوردم الان کجام تو شهر غریب خونه دوس دخترم خاک به سرم . سریع پا شدم بدنم که خیس خیس عرق شده بودو با زیر پیرهنم پاک کردمو تا اون داشت بدن مرمریشو میشست لباسامو پوشیدم اومد دید پوشیدم ساعت ۱۱و رب شده بود گفت کجا با ترسو لرز، آخه از زور خوابیدن زیرم درستم راه نمیرفت بیچاره گفتم برم دیگه یکی نیاد خونه آبرومون بره گفت نه بابا خیالت راحت کسی بالا نمیاد بیادم در قفله گفتم توله آره تو راست میگی ولی به فاک فنا میریم
    خلاصه وقتی آبت میاد تازه میفهمی چی به چیه و کجایی اینو دوستان سابقه دار میدونن بله لباشو بوسیدمو بعد یه بغل عاشقونه خدافظی کردمو با ترسو لرز زدم بیرون از خونه تا چهارتا چهار راه اینور تر دوییدم ماشین گرفتمو برگشتم خونه . خانم الانم هستش این خاطره مال ظهر امروز بود خانمی خودشم عضو شهوانیه و میاد میخونه حتما
    دوستان عزیز این یه خاطره بود خاطرات زیادی دارم و صرفا به خاطر این میخوام به اشتراک بذارم تجربه ایی و کمکی بشه از طرف من (ستاربکن) به بقیه دوستان عاشق سکس که بعد خوردنو آشامیدن به نظر من بالاترین لذت دنیاست دنیا کلا به قول با تجربگان و فلاسفه عزیز یعنی شیکم و یه وجب زیرش


    نوشته: ستار بکن

  • 3

  • 17




نظرات:
  •   رقصنده-با-گرگ
  • 6 روز
    • 0

  • تو که کلا راس گفتی بالام جان


    همه این روزا اول موکنن بعدش مرن


    ای دوس عزیزمانم میگد کردست و رفته اس به قول خودشان اینا


    شما بگید کردست ببم جان


  •   alivaamir
  • 6 روز
    • 0

  • ای لر پا پتی منظورت از دریایچه قشنگ کیو هست آخه اون چی ازش مونده وبعدش ایما لرها همه دروگوییم هم درو گوتی


  •   shaz
  • 5 روز،22 ساعت
    • 0

  • یارو تو جنگل زندگی میکرد یکی رو دید شروع کرد از دنیا گفتن که جهان مملو از درخت است و گیاهان طرف مقابل پرسید از کجا مطمئنی؟ گفت من استادم و وارد و همه جارو دیدم میگی نه بیا بریم همه جاها رو نشونت بدم ببینی درست میگم هرچی طرف گفت دنیا بزرگتر و گوناگونی بیشتری داره یارو خودش رو دانای دانایان میدونست و مسخره میکرد که تو درک نمیکنی ونمیای بریم نشونت بدم با دیدن درختان بهت ثابت بشه........چون مغزت کوچیکه و تجربه در حد یک شهر کوچک احساس استادی و زرنگی و خوشمزه بودن داری


  •   sami_sh
  • 5 روز،22 ساعت
    • 1

  • از روی عنوان فک کردم داستان گیه!


  •   fatiijanii
  • 5 روز،22 ساعت
    • 0

  • همه پسرا از این قرصها میخورت؟ یا فقط بچون لر؟


  •   Bobi_BoobLover
  • 5 روز،16 ساعت
    • 1

  • اینقد خوار ادعا رو گاییدی که منو در طی دوسال اخیر اینجوری گه نگرفته بود:/
    نکات اموزنده و تجربیاتت که احتمال غیر واقعی بودنشونم هست رو، رو یه کاغذ بنویس و با کله قارچی دودولت بکن تو کیونت


  •   Robinhood1000
  • 5 روز،14 ساعت
    • 0

  • داستانت بنویس، تخیلات، دروغ و غلط های نگارشی و دستوری که داشته، بعدشم چرا همش تاکید روی خرم آباد داشتی؟ شاخ غول شکستی؟ اسم قوم و نژاد و شهر با نگاه تحقیرانه، نمی پسندم. دیس


  •   shahx-1
  • 5 روز،8 ساعت
    • 3

  • اینجا یه دختر بهش پیام و وعده سکس داده رفته دیده اکبر اقا سیبیل سیاه با قارچش منتظرشه (biggrin) کارش که تموم شده همونجوری که رو زمین افتاده بوده ناله میکرده دیده یه مشت بچه جقی با کون لخت تو قسمت کم عمق دریاچه نشستن پرسیده چریان چیه جواب دادن ما یوزرهای زیر هیجده سال شهوانی ایم که اکبر اقا با ایدی دختر بهمون پیام داده!!! حالا هم تو اب نشستیم سوزش سوراخمون قطع شه بتونیم بریم خونمون!!! احتمالا قارچش سمیه که اینجوری میسوزه (biggrin) (biggrin) خلاصه از هفت اذر تاحالا کف دریاچه نشسته تا سوزشش بند بیاد این داستانم نوشته که رفت خونه پرسیدن باز کجا بردنت نشون بده بگه ایندفعه مثل دفعه های قبل نیست کس کردم!!! (biggrin) (biggrin) (biggrin)


  •   هههههههههههه
  • 5 روز،8 ساعت
    • 1

  • ستار جون چندتا داستانم از کونی شدنت بنویس


  •   SEXI_GIRL75
  • 5 روز،8 ساعت
    • 2

  • پفک نمکی
    دوس داشتی مثلا یه ادم شوخ خودتو جلوه بدی که ریدی
    ننویس
    دیس


  •   Skua33
  • 5 روز،6 ساعت
    • 0

  • دوستان توجه کنن که آدم کسخل همه جا هست.من واقعا متاسفم که این کسخل همشهریمه...
    خلاصه کسخلیسم اینو به حساب بقیه نزارید و توهین نکنید
    عزت زیاد✋????


  •   Deadlover4
  • 5 روز،4 ساعت
    • 1

  • خواستم چیزی نگم ولی نشد...


    (نظر) من اینه که داستانت فوق العاده مسخره و مزخرف و چرت بود و اصلا بلد نیستی بنویسی و دقیقا خودتم یکی از همون کسایی هستی که اول داستانت بهشون فحش دادی...مهم نیست داستانای اونا یا تو واقعیه یا نه،اما مطمىنا کسشعره و چرت و پرت...بلد نیستی ننویس و خودتو مسخره نکن...اصلا الان برای چی طلبکاری؟انتظار داشتی ملت بیان و زیر چرت و پرتا و بامزه بازیای بیمزت ازت تعریف کنن؟


    اونایی که با هر لحنی میان و به داستانت گیر میدن اوبی نیستن،اوبی تویی که بعد نوشتن همچین مزخرفاتی انتظار به به و چه چه از ملت داری...داستان نوشتن اصولی داره،وقتی بلد نیستی ننویس و اگه نوشتی هم گه بیجا نخور،با چرندیاتم هم ابروی لرا رو نبر...


  •   teen...wolf
  • 5 روز،2 ساعت
    • 0

  • ستار برار چشم هاش مشگی موهاش مشگی..؟؟؟؟
    مشکی مشکی مشکی....


  •   Mamali.qazz
  • 4 روز،1 ساعت
    • 0

  • اونقد کسشعر بود بعد چند خط نخوندم تو دیگه ننویس (dash)


  •   پوووف
  • 4 روز
    • 0

  • همه نظرات رو دوستان عزیز گفتن من جا داره در اخر اضافه کنم
    گووووووووووووووووووووزززززززززززز????????????


  •   Bihalam
  • 2 روز،6 ساعت
    • 0

  • همه ديسلايک کردن ما هم کرديم. حوصله خواندن نداشتيم


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو