سرباز کونی

    باسلام دوستان من کامرانم دوست داشتم اتفاقی که برام افتاد بنویسم .من یه مغازه داشتم تو مرکز شهر یه روز اول صبح بود من پشت نششته بودم داشتم با گوشی ور میرفتم که یه نفر سلام کرد منم جواب دادم سلام خانم بلند شدم دیدم یه پسره با لباس نظامی تغریبا قد کوتا ۲۰ سالش میشد سفید بدک نبود مثل دخترای که ناز میکنن برای خوردن کیر اومد پیشم سلام کرد شروع کرد به صحبت کردن من اینجا غریبم خدمت اذیتم میکنه از این حرفها منم حوصلم سر میرفت خودم مشغول کردم باهاش با گوشی هم چت میکردم که گفت داری فیلم سوپر میبینی گفتم نه چت میکنم گفت فیلم نداری گفتم نه گفت دنبال این چیزا نیستی گفتمش چرا گفت اگه باشه میکنی گفتم اره میکنم .دیدم گفت چی بهم میدی گفتم تورو بکنم گفت سفیدم مثل برف یه دفعه کیرم راست شد پیش خودم گفتم خلوته بذار بیارم پشت بکنمش کشیدمش داخل بردمش پشت که دیگه چیزی معلوم نبود دیدم بهم حمله کرد شروع کرد بهدخوردن گردنم کیرم از شلوار در اورد نشست شروع کرد به ساک زدن تو زندگیم زیاد سکس داشتم ولی از این پسر حرفه ای تر ندیدم تیستاده بودم داشت ساک میزد یه حرکت هایی میکرد که ابم اومد تمام ابم خورد مک میزد به کیرم اب کیرم میخورد.


    نوشته: کامی

  • 1

  • 46




  • نظرات:
    •   hamid30gari
    • 5 ماه
      • 9

    • گی نمیخونم نظر هم نمیدم.


      کون کونک بازی گی نیست


    •   Sara19901370
    • 5 ماه
      • 3

    • وااااا
      چرا کس نوشتی؟
      این داستان بود آخه کونی؟


    •   Boy0513
    • 5 ماه
      • 3

    • خودتم کونی هستی (biggrin) ننویس دیگه .. عنم گرفت (dash)


    •   SexyMind
    • 5 ماه
      • 6

    • (rolling) این چرا تگ طنز نخورده خب؟
      "سفیدم مثه برف...یه دفعه کیرم راست شد"


    •   bigdick3
    • 5 ماه
      • 3

    • ای بابا باز یه سرباز کونی دیگه داستانت هم کم بود آدمین جان یه داستان شربتی خنده دار بذار تا حال کنیم و بخندیم راستی داستان شربتی نیست دیگه؟


    •   Tezab2
    • 5 ماه
      • 1

    • کسشعر بود خدا چرا از این اتفاق ها برا من نمیفته


    •   R.G.boy
    • 5 ماه
      • 3

    • ادمین خورده به پیسی


    •   mehdi.98
    • 5 ماه
      • 2

    • اشتباهی اومدی


    •   hamedgay
    • 5 ماه
      • 5

    • این جوک بود یا داستان؟ هر چی اسریته گند و گوهه شدن گی نویس برا ما (sick)


    •   شاه ایکس
    • 5 ماه
      • 8

    • زمان شاه اسم ارتش ما میومد شیخای عرب سه دفعه خشتکشونو عوض میکردن ببینید برکات نزول خمینی رو.........


    •   mina_salemi
    • 5 ماه
      • 2

    • اوووووق


    •   بچه-ای-خوب
    • 5 ماه
      • 7

    • وای خدا این چی بود دیگه؟!
      فکر کنم چاخان بود چون توی سرباز خونه انقدر کیر تشنه هست که دیگه نیازی نبود این کونی خان بره توی خیابون دنبال کیر!
      سرباز های دوره شاه شدن عباس دوران و شیرودی و کشوری. این ها سربازان انقلاب هستن!


    •   یک.عدد.دهه.شصتی
    • 5 ماه
      • 3

    • به نام خدا
      تووووووی درواااازه
      توووووووووووووی دددرررووواااززززه
      "سرهنگ علیفر"


    •   Mr.masoOd
    • 5 ماه
      • 2

    • داستان از این قرار بوده سربازه اومد تو مغازه دیده داری سوپر نگاه میکنی گفته چه موقعیتی بهتر از این موقعی حشری هست بکنم کونش تله قرار داده گفت بیا بریم پشت موقعی رفتی پشت 78 روش سامورایی کردتت که کف و خون قاطی کردی (dash)


    •   ronin555
    • 5 ماه
      • 3

    • هنوزم دستپاچه ای مشخصه...


    •   sexybala
    • 5 ماه
      • 2

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی


    •   Wonderfull
    • 5 ماه
      • 2

    • اس ام اس دادی یا داستان نوشتی


    •   احسان با کون گنده
    • 5 ماه
      • 1

    • کمر شل ?
      یکی بود مثل خودت تا براش ساک میزدم آبش میومد ?
      زنش طلاق گفت فکر کنم نمیتونست زنشو ارضا کنه .به فکر خودت باش کامی کمرشل?


    •   m...h...a...
    • 5 ماه
      • 4

    • کص کش ملجوق خر...کیرم دهنت..smsمیدادی بیشتر طول می کشید..تخمی دیگه نبینم داستان بفرستی اینجا...دیسلایک ۱۵تو کونت


    •   Miki_j
    • 5 ماه
      • 2

    • باو به داستان این سسخلا توجه نکنید.
      من گی ام
      بعد شیش ماه با ترس و لرز قرار سکس و این چیزا میزارم (rolling)
      بعد طرف اومده،بدون سلام و علیک بهت داده؟
      کامااان


    •   kokarostam
    • 5 ماه
      • 6

    • کونی


      نه سلامی، نه علیکی، نه شربتی، نه روی ابرهایی، نه تو آسمون‌هایی، نه تلمبه‌ای،...هیچی، نشسته بودی، اومد کیرت رو خورد آبت اومد و رفت. شاشیدم توی افکار جلقکیت.


      سلام سلام ای بچه‌ها
      من کامی‌ام، دوست شما
      من اولش جقی بودم
      حالا هم کونیه شما


      ها کـُ‌کا


    •   Xknight.1
    • 5 ماه
      • 2

    • گوزو، اسمت کامران هست؟ اومد بهت گفت سلام خانم؟!!! مرده شور املایت. گوزو


    •   شمال.قدبلندمهربون
    • 5 ماه
      • 2

    • با ذهنیت جقو شروع کردی طاهرا زودم تموم شد.


    •   Alone_sesd
    • 5 ماه
      • 1

    • دیدم همه دیس زدن من لایک کردم نا امید نشی


    •   sami_hashar
    • 5 ماه
      • 1

    • کیرم تو کوس ناموست با این داستانت


    •   Arkhamboy79
    • 5 ماه
      • 2

    • چقدر مخدصر و مفید


      این دیگه ناموسا کسشر بود


    •   Haditurkxxx
    • 5 ماه
      • 2

    • حالم بهم خورد. دیگه ننویس. ادبیاتت زاقارته


    •   gb29
    • 5 ماه
      • 2

    • یه نفر سلام داد بعد من گفتم خانم خانومه کجا رفت پس اصلا خانوم چی بود اینجا تو اینجا چیکار میکنی اینو کی کرده ??


    •   Amin.76.2020
    • 5 ماه
      • 1

    • خیلی تخیلی و کسشر


    •   Zahsin123
    • 5 ماه
      • 0

    • اس کص اص کص چی بود دیگه تفت دادی؟
      قنداق ژ3 تو کیونت


    •   Kir-koloft2020
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کسشعر محض


    •   sasanalavi
    • 1 ماه
      • 0

    • بازم دمت گرم وقت مون و زیاد نگرفتی کس شعرت و زود تموم کردی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو