داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سرو قامت (۱)

1398/09/12

اولین جلسه از ترم سوم کلاس زبان بود که سرو-قامت وارد کلاس شد. تو کلاس چهار تا دختر بودیم سه تا پسر، دو ترم بود هم کلاس بودیم هفته ای سه جلسه، هر ترم شش هفته. همدیگرو خوب می شناختیم و کلاس خوبی داشتیم. یکی از پسرها طفل خوش سیمایی بود که تازه پشت لبش سبز شده، پسرک بیچاره به صدای کلفت شده خودش هم عادت نداشت، وقتی صحبت میکرد تن صداش هی بالا و پایین میشد و با تعجب به اطراف نگاه می کرد. اندکی تخس بود ولی در کل بچه خوبی بود. یکی دیگه از همکلاسی‌ها اسمش علی بود، علی دانشجوی ترم ۵ روانشناسی بود،. پسری بسیار مرتب، از اون اتو کشیده هاش که فکر کنم جایی تو کتاب هاش خونده بود که عطر و ادکلن باعث جلب توجه دخترا میشه، همین بود که هر جلسه دوش ادکلن می گرفت و میومد سر کلاس. ادکلن ها رو هم ترکیب می کرد اصلا نمیشد تشخیص داد چه ادکلنی استفاده کرده، فقط بوی الکلش بود که تو لحظه ورودش به کلاس تو ذوق میزد. سومی هم اسمش مصطفی بود. بود و نبود مصطفی تو کلاس هیچ فرقی نداشت، نه با کسی کاری داشت نه صحبتی می کرد و نه تلاشی برای مخ زدن، اصلا شک دارم که نکنه همجنسگرا بود. بین دخترهای کلاس یکیشون متاهل بود که از توصیفش فاکتور می گیرم، یکی دیگه هم که میگفت نامزد دارم و نامزدم ژاپنه، از این حرف های صد من یه غاز هم زیاد میزد، یکی دیگه از دخترها دانشجوی پزشکی بود، از اون هفت خط های روزگار، کاری نمونده بود تو دنیا که نکرده باشه، البته خودش چیزی بروز نمیداد. از اونایی نبود که بولوف بیخود بزنه که من خیلی خفنم و الم و بلم. ولی اصلا از رفتارش معلوم بود، از تفسیر هایی که از رفتارهای پسرها می کرد معلوم بود که تا حالا حداقل با ده تا پسر سکس داشته. به هر ترتیب اصلا ازش خوشم نمیومد.
خیلی حاشیه رفتم سرو قامت رو یادم رفت معرفی کنم. اولین جلسه که اومد یه سلام به همه داد و نزدیک ترین صندلی رو انتخاب کرد و نشست. قدش یکم از دو متر کمتر بود، جوریکه وارد شدنی من با خودم گفتم الان سرش میخوره به چارچوب در، ولی نخورد و سالم رد شد. چهره‌ی بی نهایت معصوم و پیامبر گونه ای داشت. وقتی نگاش می کردی دنیای آرامش تو چشماش موج می زد. انگار این بشر تا حالا هیچ گناهی نکرده و اصلا نمیتونه گناهی بکنه. با چنان متانتی صحبت می کرد که عقل و هوشم رو میبرد دوست داشتم به جای الهام، معلممون، از اول تا آخر کلاس اون صحبت می کرد. صدای خیلی بمی داشت که به قیافه معصومش نمیومد ولی جذابیتش رو برا من بیشتر می کرد. از همون نگاه اول یک دل نه صد دل عاشقش شدم. ولی به خودم گفتم: دختر حواست باشه، از الان چیزی بروز ندی که پسره باز پرو بشه و دور برداره. به خودم گفتم: باید خیلی موقر و متین رفتار کنم، باید هر جوری شده برای همیشه بدستش بیارم. دلم می خواست یک عمر تو آغوش بزرگش آروم بگیرم و به هیچی فکر نکنم. دلم می خواست منو بگیره تو بغلش به چشمام خیره بشه و آروم لب های داغشو بزار رو لبام. دوست داشتم یه دامن گلگلی می پوشیدم و همون وسط کلاس منو بلند میکرد و یه دور کامل میزدیم و دامنم تو هوا موج میگرفت. فکر کنم کل جلسه اول رو داشتم خودم رو تو آغوشش تصور می کردم، وای که چقدر شیرین و لذت بخش بود. ایکاش دیوار بین انسان ها کوتاه بود و بعد کلاس میرفتم بهش میگفتم چقدر دوستش دارم. ایکاش اونم همون لحظه صورتمو می گرفت و میگفت منم عاشقتم و یک بوسه از لبام میکرد. کاش.
جلسه اول با تصوراتم تموم شد و نه من به سرو قامت چیزی گفتم و نه اون منو بوسید. جلسه دوم سه شنبه عصر بود ساعت ۶ تا هفت و نیم. نمیدونی صبح سه‌شنبه با چه انرژی از خواب بیدار شدم، تو خواب سرو قامت رو دیده بودم، داشتم حذ می کردم. صبحانه رو خوردم بعد رفتم دانشگاه بین دوتا کلاس زنگ زدم سالن اپیلاسیون برا بعد از ظهر وقت گرفتم. بعد ناهار که رفتم سالن گفتم کل بدن رو می خوام اپیلاسیون کنید. هزینش زیاد شد ولی خوب می ارزید دوست داشتم وقتی سرو قامتم برای اولین بار بدنمو می بینه ذوق مرگ بشه. از اونجا که در اومدم بلافاصله رفتم خونه یه دوش آب سرد بگیرم پوستم آروم بشه و قرمز نباشه، تو حموم موهای بیکینی رو هم با تیغ اصلاح کردم، راستش انتظار سکس نداشتم ولی به هر ترتیب دوست داشتم اگر تونست نگین زمردینم رو ببینه، اون پایین براش بدرخشه. بالاخره ساعت شد پنج و باید میرفتم کلاس، راس ساعت یک ربع به ۶ سر کلاس بودم. پسرا هیچ کدوم نیومده بودن اون دختره نامزد ژاپنی بود، من و دختره ایکبیری که پزشکی می خوند، اسمشم یلدا بود. سه نفری نشسته بودم که یلدا رو بهم کرد و با لبخندی تحقیر آمیز گفت: چه ناز شدی، زلف هارو افشون کردی. آخه یادم رفت اینو بگم بعد از حموم موهارو سشوار کشیدم یکم موس زدم و موهای فرم رو از یک طرف صورت ریختم بیرون. رژ خیلی معمولی زدم، چون نمی خواستم به چشم سرو قامت دختر جلف و بدکاره‌ای بیام، یکم هم رژ گونه مالیدم به گونه هام تا برجسته تر بنظر بیان. صد بار به مامان گفتم بذار گونه هام رو پروتز بذارم همش گفت همین خوبه. یلدا بعد متلک انداختن بمن شروع کرد با آب و تاب در مورد سرو قامتم صحبت کردن. گفت رفته تو فیس بوک پیداش کرده و یه دوست مشترک باهاش داره و … وقتی داشت حرف میزد حس کردم دارم آتیش می‌گیرم حس کردن الانکه موهای دختره ایکبیرو رو دونه دونه بکنم. دختره هرزه دو تا دوست پسر داشت بازم رفته بود آمار سرو قامت منو در آورده بود. بعد اینکه خانم گزارششون رو تموم کردن نامزد ژاپنیه شروع کرد که آره خوش تیپه ولی یکم لاغره، نامزد من هم، هم قده سرو قامته، ولی عضلانی تر و باز داستان های تکراری ژاپن و ژاپنی ها و مضخرفات رو دوباره تکرار کرد . من هیچی نگفتم ولی از درون نابود بودم، انگار همه‌ی آمال و آرزو هام داشت جلو چشمم دود می شد و می رفت هوا. اگر یلدا قبل من مخ سرو قامت رو زده باشه چی؟ اگر این دختره هفت خط، با عشوه های شیطانیش، دل سرو قامتم رو برده باشه چی؟ دلم می خواست همون وسط کلاس گریه کنم، دلم می خواست به بخت بدم زار زار گریه کنم. بعد از مدت ها یه پسر خوب دیده بودم که میتونست مونس و همدمم باشه، اون رو هم داشتم از دست می دادم. یه لحظه از خودم بدم اومد، از ترسو و بزدل بودنم متنفر شدم، از دست و پا چلفتی بودن، از احمق بودن خودم متنفر شدم. من احمق اینقدر خر بودم که بخاطرش اونهمه خودم رو به زحمت انداختم بدون اینکه چیزی بهش بگم. از خودم متنفر شدم که چرا شجاعتشو نداشتم، همون جلسه اول، بهش بگم چقدردوستش دارم، بهش بگم عاشقشم. تو بدبختی خودم غرق بودم که سرو قامت اومد، بیشتر به نظرم دیلاق اومد تا سرو قامت، به همه سلام کرد ولی به یلدا، سلام مخصوص…
ادامه داستان من و سرو قامت رو در بخش های بعد بخونید.
خیال واقعیت نیست اما شیرین تر از آن است.

نوشته: Dr. Davidof


👍 12
👎 11
10817 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

822822
2019-12-03 21:01:43 +0330 +0330

کوس کش…کوس گو

0 ❤️

822838
2019-12-03 21:09:44 +0330 +0330

خوب بود یکم غلط املایی داشتی که اونام مشکلی نیس در کل اوکی بود باتشکر (clap) دومین لایک

0 ❤️

822841
2019-12-03 21:10:50 +0330 +0330

سرو قامت ؟؟؟؟
سرو ابرکوه (مراجعه به ویکی پدیا) با همه شاخ و برگش بدون وازلین از سمت پهنش تو کوووووونت جقی مفلوک !

2 ❤️

822843
2019-12-03 21:11:46 +0330 +0330

اولا فرمودین سه ترم بود که فقط شش نفر بودین و اون ترم نفر جدید یا همون تیر چراغ برق قصه تون اضافه شد هبچ کلاس زبانی برای شش هفت نفر تشکیل نمیشه یعنی صرف نمیکنه برا موسسه. دوما شما رفتی اپیلاسیون کامل بدن بعدش اومدی خونه موهای بیکینی!!! رو با تیغ زدی؟؟ بعدشم مگه کلاس زبان لاس وگاسه که هرکی به هرکی ابراز علاقه کرد بلافاصله کسوکونشو ببینه!! شما نه دختری نه تاحالا اپیلاسیون رفتی فقط یه پسری که از نبردبون گوشه حیاط همسایه خوشت اومده!!! 😁

5 ❤️

822869
2019-12-03 21:33:29 +0330 +0330

کلای چرا زیر داستانا نیست دیگه؟ شاید بگید چرا تو هرشب سراغ یکیو میگیری که باید بگم رفقا و اکانتای قدیمی حیفه مفقود شن، نیستن پیگیرشونیم

3 ❤️

822908
2019-12-03 23:25:09 +0330 +0330

بچه های تیم ملی والیبال
بخودشون نمیگن
((((((سرو قامت))))))

بخاطر یه موضوع عشقی
کاری نکن جوونای مملکت بخاطر
((((((سرو قامت))))))
دیگه سمت والیبال نرن

لطفا جوری تمومش کن ک برازنده‌ی اسم
((((((سرو قامت))))))
باشه

1 ❤️

822912
2019-12-03 23:57:59 +0330 +0330

داستان جذابی میتونست باشه درصورتیکه سرو قامت بعداز دوستی باتو از بدنت و بقیه جاهات حرف میزد اما اینکه هنوز بای پسر دوست نشدی و کوص وکونتو میدی صاف وصوف کنن که اون ببینه …ببخشید اینو میگم شما دنبال دوست مسر نیستی دنبال دادنی بااین حرفهات داستانتو خراب کردی میتونست قشنگتر باشه…خیلی هولی ب سکس برسی عزیز

2 ❤️

822922
2019-12-04 00:22:28 +0330 +0330

داستان جالبیه منتظر قسمت بعدی ام 🌹

0 ❤️

822934
2019-12-04 01:37:59 +0330 +0330

Good

من دنبال یه پسر زیر 19 ساله هستم برا رابطه ی پایدار D:

0 ❤️

822977
2019-12-04 05:23:42 +0330 +0330

دستت رو از شورتت دربیار. … 😁 😁 😁

2 ❤️

822981
2019-12-04 05:42:25 +0330 +0330

خدمت استاد عزیزم شاه ایکس عارضم که بنده کلاس زبانی داشتم که شش هفت نفر بوده و تشکیل شده ولی گیر بعدیتون رو منم قبول دارم و حس پنهانی از اعماق بیضوانم میگه پسره

3 ❤️

823001
2019-12-04 07:18:57 +0330 +0330

دیوث همون اول با ضرب و تقسیم جلسه های کلاسات مخم گاییده شد
فقط بدون ما به کیرمون میگیم سرو قامت

2 ❤️

823004
2019-12-04 07:21:23 +0330 +0330

اسفندیاری چه خبر؟
خدایی یکی از اونایی که دنبالش می‌گشتم تو بودی

3 ❤️

823008
2019-12-04 07:27:11 +0330 +0330
NA

ننه جنده

1 ❤️






Top Bottom