سری توالی های گی من (۱)

    1398/6/27

    سلام به همه . داستانی که میخوام بگم اشنایی و شروع گی منه که هنوزم بعد ۸سال ادامه داره فقط اسمها واقعی نیست
    خوب من بهرادم الان ۲۲ سالمه .‌ باقد ۱۷۶ و وزن متناسب . ی چهره معمولی رو به خوب . و رفیقم سینا هم قد منه اما با یه چهره عالی از نظر من.
    من از ابتدایی تو مدرسه چن نفری برام جذاب بودن و همیشه فک میکردم کاش جای اونا باشم و چهره و رفتارای شر و شیطنت اونا تو من بود . این حالت رو تو راهنمایی ام داشتم و دو س نفر بودن که با ظاهرشون منو وادار میکردن بهشون نگا کنم و ی حس دوست داشتن بیشتر نسبت به اونا تو من بود اما واقعا حس جنسی نبود . سینا از ابتدایی بامن بود و تا سال سوم راهنمایی فقط میدونستم خیلی جذابه و پرشیطنت و خاص اما هیچ وقت توجه مثه اون چن نفر و بهش نداشتم . نمیدونم چرا شاید چون سرم با افراد دیگ ای گرم بود و اون تو کلاس من نبود .و منم خیلی کم رو و درونگرا ام و سمتش نرفتم
    تا تابستون سال سوم راهنمایی که بخاطر ی ازدواج فهمیدم من یه نسبت خیلی دور با سینا پیدا کردم .من فقط برام جالب و هیجان انگیز بود که با سینا میتونم از این طریق بیشتر اشنا بشم و درواقع نقطه مشترکی بین ما باشه. تا مهر شد و من روز اول یاد سینا افتادم اون بازم تو کلاس من نبود و من خیلی ذوق زده رفتم تو کلاسشو اشناییت دادم. و اینم بگم که سینا برادر عروس بود و من تو عروسی نبودم چون خیلی دوریم اما بعدا از دخترای فامیل به من گفتن تو سینارو میشناسی میگن تو مدرسه توعه؟ چون سینا واقعا جذاب بودن و خیلی از دخترای فامیل دنبالش بودن .

    سه تا از دوستای صمیمیم (که قبلاگفتم سرم ب اونا گرم بود )اتفاقا تو کلاس سینا بودن و من بخاطر اونا و دللیل دیگه کلاسمو عوض کردم و رفتم تو کلاس سینا .
    سینا و دوستای صمیمیم ردیف اخر و یکی مونده ب اخر بودن اما من چون از اول تو کلاسشون نبودم ردیف جلو بودم که یه روز سینا با ارتباط خوبش بغل دستیشو راضی کرد جاشو با من عوض کنه اون موقع هنوز باهم ارتباط چندانی نداشتیم اما همون فامیلیت باعث شد این کارو بکنه شاید. البته اون موقع من بچه درسخون بودم اصلا عقب تا حالا نرفته بودم اما بخاطر حس دوست داشتن بش رفتم پیشش و اونم برعکس من خیلی درسخون نبود و هم میزی شدن ما آغاز ی دوستی بزرگ شد .
    دوسال گذشت و ما باهم خیلی دوست شدیم . همیشه تو مدرسه شوخی جنسی میکردیم همو بغل میکردیم و البته با بقیه هم بود اما من با سینا بیشتر .
    تا اینکه دوسال بعد اواخر امتحانای اول دبیرستان چون من زبانم عالی بود ازم خواست برم خونه شون بهش یادبدم. تا اون روز من اصن خونه دوستام نرفته بودم و اصلا خجالتی بودم و سوسول اما بازم حسم ب سینا به خجالتم غلبه کرد و رفتم و دفعه بعدی اون خودشو دعوت کرد خونه ما بازی کنیم و من کم کم خجالتم از رفتن ب خونه ش ریخت و برا اکثر امتحانا باهم تو خونه من یا اون بودیم . اینم بگم سینا خیلی شیطون و شاخ و دختر باز بنظر میرسید برای من .
    یه روز تو همین درس خوندنا تو سال دوم دبیرستان ، تو اتاقش نشسته بودیم نمیدونم چی باعث شده بود ذهنم درگیر لب گرفتن و حسش باشه و رو کردم سینا و ازش پرسیدم تا حالا لب گرفتی ؟
    از این سوالا زیاد میکردم ازش چون من خیلی سوسول بودم و اون هفت خط . من واقعا جز جق کار سکسی دیگه ای نکرده بودم .
    اونم گف اره
    گفتم حسش خوبه؟
    اونم با یه حرکت چشم و میمیک صورت مناسب گف اره خیلی
    نمیدونم چیشد واقعا الانکه فک میکنم از اون بهراد سوسول بعید بود همچین حرفی اما بهش گفتم:
    میشه لباتو بوس کنم ببینم چ حسی داره؟
    گفت : بکن
    من تا اینو شنیدم خشکم و زد چشمام گرد شده بود و گفتم واقعا میکنما !
    ک گف بکن ومن بازم مطین نبودم ک راست میگه یا نه وچن بار پرسیدم بالاخره منم گه تشنه چشیدن حس لب ، لبامو بردم جلو و اولین لب گرفتن زندگی م با تمام بی تجربگیامو گرفتم اما هنوز تو ذهنمه لحظه لحظه ش
    اون لب گرفتن ده ثانیه ای طول کشید ک خودم قطعش کردم چون واقعا خجالت میکشیدم اما باز چن ساعت بعد دوباره گفتم بیا ی بار دیگ و این لب گرفتن آغاز سکس های بیشمار ما شد .
    لب گرفتن هامون کم کم ب مالیدن تبدیل شد .روهم میخوابیدیم و لب میگرفتیم و کون همو میمالیدیم و کیرمامونو بهم میمیالیدم . چندین باری همینجوری گذشت و هربار که سینا با من بود بعد درس خوندن این روال شده بود که یه روز گف میزاری بکنمت که منم نتونستم بهش نه بگم چون واقعا دیگه دوسش داشتم و اومد روم و از روی شلوار کیرشو میزاشت روی کونم میمالوند بهم تا بالاخره ابش میمومد . هر دفعه لب و مالش و کیرروی کون و انزال . تا اون موقع من اصن مث اون نمیکردم چون از روی شلوار اصن بهم حال نمیداد برا همین بعد دفعات زیادی یه بار که اومد روم دست بردم گفتم یکم فاصله بگیره تا شلوار بکشم پایین . من شلوارو کشیدم پایین به این خاطر که شورت باشه و نازک باشه و بیشتر بش حال بده و اونم برا من با طرت باشه ک شاید ب منم حال بده اما تا این کارو کردم یهو با تعجب گف: بهراد؟ واقعا؟
    منکه نفهمیدم چیشده گفتم اره چ فرقی داره ک دیدم شرتمو کشید پایین اولش جا خوردم چون قصدم این نبود اما ته دلم دوس داشتم و دیگ اون دوس داشت و اجازه دادم اولین لاپایی رو بزاره کیرشو میزاشت لای کونم و بالا پایین و عقب جلو میکرد و هی قربون صدقه م میرفت . حس کردن کیرشو لای کونم‌دوس داشتم و از خوشی اون بیشتر خوش بودم بعضی وقتام میومد رومو ازم لب میگرفت و یکم کیرمو میخورد و باز برمیگشت رو کونمو تا بالاخره ابش رو دیدم اخه قبلا چون از رو شلوار بود ابش هم تو شرتش میومد و من نم دار شن شلوارشو فقط میدیدم .
    این مقدمه بود برای سکس های انال هاردمون و اینکه چجوری سوراخ کونمو مال خودش کرد دفعه بعد توضیح میدم. مرسی از وقتتون


    ادامه...


    نوشته: بهرادگی

  • 22

  • 9




  • نظرات:
    •   Ali_redix
    • 1 ماه
      • 1

    • درک میکنم (drinks)


    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 3

    • آنال هارد دیگه چ صسغه اییه خود آنا کلا هارده و رو همه هارد کورارو سفید کرده بعدش ب هر کونکونک بازی ک آنال نمیگن


    •   Clay0098
    • 1 ماه
      • 1

    • لایک به شما


    •   Amin.76.2020
    • 1 ماه
      • 3

    • خوشم اومد به نظر واقعی بود


    •   Niusha_sh
    • 1 ماه
      • 6

    • ببین خوب دقت کن، همه ی همجنسگراها به خصوص اگه بیست به بالا باشی از مدرسه شروع میکنن متوجه میشن، ولی دلیل نمیشه تو همه ی جزئیات مدرست رو توضیح بدی چون برای مخاطب حوصله سر بر هست!و از طرفی آنال هارد و سافت نداره، مگه تایپِ لزبینه، این توضیحات رو دادم که اگه واقعا میخوای بنویسی دفعه ی بعد رعایت کنی تا نیان بهت بگن کونکونک بازی میکنی و اینا...باور کن من هر بار که زیر داستان های lgbt این حرفا رو میبینم اشک تو چشام جمع میشه، لطفا دفعه ی بعد با دقت بنویس و بیشتر از عواطفی که داری بگو، بذار بفهمن همه چیز سکس نیست برای ما...امیدوارم رو سفیدم کنی، اگه قصد ارتقا نداری ننویس تا حداقل فحش هارو به سمت تویی که هشت ساله واقعا ادامه دادی و گرایشِ واقعیت گی هست نبینم...


    •   Debauchery
    • 1 ماه
      • 1

    • داستان کونی گری ~> دیسلایک بدون درنگ


    •   m...h...a...
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • به نظرم گی نیستی و توهم گی بودن داری.‌.دوستانی که نظرات رو میخونید باور کنید از هر صد نفری که توی شهوانی پروفایل گی دارن شاید فقط پنج نفر گی واقعی باشن..‌کون کونک بازها و پدوفیل ها و اوبی ها و کونی ها و خیانت کاراها گی نیستن..باور کنید اینجور آدما گی نیستن..


    •   Boy0513
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • خوب بود .. ساده و روان به دور از اغراق (biggrin)


    •   z_erwin
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • خوبه. ادامه بده (clap)


    •   aminkinghentai
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • جناب آقای m_h_a اینقدر سخت نگیرید به هر فردی که به همجنس خودش گرایش داشته باشه میگن گی و هر نوع رابطه جنسی همجنس هم گی گفته ميشه شما که یک گی واقعی هستید داستان خود را بنویسید تا ما هم فیض ببریم


    •   hesam.ma
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • فک کردم خاطرات خودمه با اندکی تغییرات. یاد نوجوانی بخیر


    •   m...h...a...
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • جناب آقای aminkinghentai اولا که به هر رابطه ی بین دو تا مرد همجنس گی گفته نمیشه اینجوری شما داری تفاوت بین همجنسباز و همجنسگرا رو نفی می کنی..دوما باور کن من بارها دلم خواسته ی داستان گی بنویسم و توی شهوانی بفرستم اما چون ترسیدم که ایراد داشته باشه و نظر منفی یک عده از کابران شهوانی رو نسبت به گی در بر داشته باشه(هرچند الانم خیلی ها نظر مناسبی راجع به گی ها ندارن)نفرستادم..در ضمن شما اگه میخای تفاوت بین همجنسباز و همجنسگرا رو متوجه بشی میتونی توی قسمت انجمن تاپیک های که هست رو مطالعه کنی در ضمن تاپیک های ددلاور (deadlover4)رو هم بخونی متوجه میشی چی میگم..در ضمن طبق تعریف شما رابطه های پدوفیلی و تجاوز گی محسوب میشن در حالیکه اینجوری نیست.


    •   m...h...a...
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • در ضمن اگه ممکنه یا این دیدگاهت رو که به هر رابطه ی جنس موافق مردها میگن گی عوض کن یا پروفایلتو تغییر بده لطفا..دیدم نوشتی همجنسگرا..همجنسگرا همچین دیدگاهی داشته باشه وای به حال بقیه..


    •   ali3703583
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • بیاید کانا تلگرام سکسی ما
      sxsgys


    •   Love_is_love_s
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • سوسول کی بودی تو (dash)


    •   Alondra
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • خوب بود بازم بنویس


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو