سعید و زندایی حشری

    با سلام خدمت دوستان عزیز‌‌‌:
    اسم من سعید ساکن اهوازم آدم کیر راستی هستم و هیچ وقت از سکس خسته نمیشم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم داستان سکس من و نرگس دختر داییم هستش داییم کرج زندگی میکرد به خاطر یه سری مسائل امنیتی قبل از اینکه بره کرج یکسال توی زندان کارون اهواز حبس کشید طی این یک سال اتفاقات خاصی افتاد شغل بنده نصب کولر اسپیلت هست در اصل تهویه کار هستم داییم ۳ تا دختر داره یک روز زمستانی من قرار داشتم ترمینال چهارشیر اهواز قرار بود برام از مسجد سلیمان یک عدد موبایل بیارن دست بر قضا یخچال خونه داییم خراب زن داییم باهام تماس میگیره و جریان رو تعریف میکنه که یخچال خراب ما هم برای رضای خدا رفتم سمتشون که توی محله آخراسفالت ساکن بودن تا رسیدم در رو زدم جمیله اومد در رو باز کرد جمیله زن داییم یه زن هیکلی و سفید و نرم و خوشکل خیلی عادی سلام کردم بهش گفتم خب مشکل چیه یخچال چشه کجاست بهم نشون داد یخچال رو این رو بگم بخاطر مصرف بیش از حد ماری جوانا از کل فامیل انزوا گرفته بودم اصلا خونه هیچ یک از فامیل نمیرفتم خلاصه یخچال رو دیدم بدنه اش پوسیده بود و گازش رفته بود بهش گفتم نمیصرفه تعمیرش کنی یه دست دوم بخر تمیز به صرفه تر راهنماییش کردم گفت که سعید جان بخدا پول ندارم و یه ذره درد و دل کرد منم بهش گفتم باشه درستش میکنم فقط یه روز دیگه میام الان قرار دارم باید برم یه وسیله تحویل بگیرم گفت باشه مشکل نداره بعد از دو روز رفتم سمتش و یخچال رو درست کردم فقط یه چندتا سوال پرسیدم ازش در مورد دخترا که چکار میکنن کجا هستن مدرسه میرن بهونه دایی رو نمیگیرن یه بحث ساده
    و زدم بیرون تا زدم بیرون رفتم ماری خریدم نشستم توی پارک دیدم پیام اومد که دستت درد نکنه سعید جان بخدا از خجالتت در میام و از این حرفا
    منم گفتم زن دایی چرا خجالت زده ای من که کاری نکردم در غیاب دایی وظیفه
    جمیله تو پیام بعدیش نوشت درست دستم تنگ ولی یه طور دیگه از خجالتت در میام
    من تعجب کردم گفتم ولش کن این حتما میخواد چت کنه من حوصله اش رو ندارم ول کن نبود پیاماش دو لبه بودن از یه طرف هی گفتم این دایی ما نیستش جمیله میخواره از یه طرف دیگه گفتم ولش کن یه کیر نتراش برامون ما هم همه توی فامیل به یه چشم دیگه نگامون میکنن پیام پشت پیام بین هر ۴ تا پیام من جواب یکی رو میدادم و سر بالا تا اینکه پیامایی که میداد یه ذره از تعارفات و تشکر دور شد بهم گفت
    جواب نمیدی نکنه داری با دوست دخترت چت میکنی
    من یه لحظه به خودم اومدم گفتم این جمیله جان میخاره
    اگر من سفت نگیرم میره یه جا دیگه به بادش میده کم کم براش دون ریختم تماس میگرفتم باهاش شاید یک ساعت حرفهای سکسی میزدیم ولی راضی به سکس نمیشد
    خیلی التماسش کردم فقط در حد لاس و پیام و تماس بود تا اینکه دوتا دختر کوچیکاش رو اورد خونمون و شب ماندگار شدن من توی هال میخوابیدم تنها جایی که رایتل تو خونمون خوب آنتن میداد ماری میکشیدم و تا صبح کلش بازی میکردم جمیله تو یکی از اتاق خوابا خوابید زمستون بود درهای اتاقا باز شب فقط در اتاق خواب پدر و مادر قفل بود ساعت ۲ نصف شب پیام اومد برام که کور نشی ول کن دختر مردم رو دیدم جمیله فرستاده پیام رو منم بهش گفتم بگیر بخواب اگر میخواری بیام بخوارونمش
    جواب داد دخترا یه هو بیدار میشن تا این پیام رو داد گفتم کون لقش بزار برم تو اتاق رفتم تو اتاق مستقیم خوابیدم جفتش و بغلش کردم اون هم یه دامن پوشیده بود و یه بولیز فقط سوتین زیرش بود شورت زیر دامن نداشت نگام کرد و خندید دست بردم لا پاهاش کسش رو گرفتم خیس خیس بود و لزج اولین بارم بود به کس دست میزدم فقط ماساژ دادم راضی نمیشد انگشت کنم توش ولی خیلی بزرگ بود کسش با یه دست هم سینه هاش رو ماساژ میدادم و لب تو لب بودیم یه رب همین بود برنامه یه نفس عمیقی میکشیدیم دوتامون اصلا فکر این نبودم که کسی بیاد تو بعد یه رب فچ کرد و گذاشتم لاپاش یه ده دقیقه لا پایی زدم و ارضا شدم رفتم تو حیاط خودم رو شستم اومد دنبالم بازم یه لب ازش گرفتم خودم رو شسته بودم گفت در بیار ساک بزنم منم از خدا خواسته در اوردم همینطور برام میخورد از دو باره ارضا شدم کل آبم رو قورت داد از فرداش رومون تو رو همدیگه باز شده بود صبح بیدار شدم دست و صورتم رو شستم دیدم جمیله تو آشپزخونه خانواده بیدارن همه آشپز خونه ما اوپن نیست مثل اتاق رفتم طبق معمول اول صبح درب یخچال رو باز کن جمیله رو انگولک کردم و سینه هاش رو از پشت فشار دادم و زدم بیرون دیگه هر جا تنها میدیدمش همین بود برنامه لب و ماساژ و این جور چیزا
    یه ۴ ماه این بود برنامه توی اهواز علخص عربا زود ازدواج میکنن برج ده عقد کردم برج یک ازدواج کردم یک ماه بعد داییم از زندان آزاد شد منم گل و شرینی بردم و رفتم ۱۵ روز بعد از آزادی داییم بعدش بار کرد کرج ۲ سال اونجا بود ولی تو این جریانات من نرگس رو ندیدم فقط خواهرای کوچکتر از خودش که اونا خیلی کوچیک بودن خلاصه برنامه شمال جور شد و رفتیم کرج یه شب خونه دایی مجردی با پسر عموهام و داداشم و یکی از دوستان وای وای من به امید جمیله رفته بودم تا در خونه رو زدم رفتم داخل جمیله جون آب و هوا بهش ساخته بود یه چشمک زد برام حتی سلام نکرد و یه لبخند زد داییم سر کار بود مغازه ساندویچی زده بود یه رب نشستم که یه دفعه دیدم نرگس با یه سینی اومد توش یه کپ چای بود یه ساپورت مشکی که روی روناش یه لگو طلایی بود و یه پیراهن کوتاه تا بالای باسنش بود خم شد جلوم سلام کرد برای یه لحظه کیرم شق شد جواب دادم چای رو گذاشت و رفت تو اتاق نزد بیرون تا فردا صبح که جمیله خواست بره نانوا نون بخره منم رفتم تو حیاط دنبالش بهش گفتم صبحبخیر چه خوب ساختی بدن رو خندید و رفتم یه لب گرفتم ازش سینه هاش سفت سفت شده بودن دست کردم تو شلوارش تو حیاط یه پنج دقیقه با کسش خوب ور رفتم بعد گفت بسه من برم
    رفت و برگشت و صبحونه رو خوردیم و رفتیم شمال و برگشتیم اهواز بعد از چند ماه تو اینستا بودم که پیج نرگس رو دیدم یه سلام دادم جواب داد احوالپرسی و این حرفا تا اینکه بهش گفتم نرگس تنها تو کرج چکار میکنید دیوونه میشی گفت میرم کلاس آرایشگری بهش گفتم باریکلا شماره ام رو دادم گفتم اینستا خیلی نت میخواد اگر میخوای بریم تو وات قبول کرد یه چندتا پیام داد و بحث شد که وقت آزاد رو با دوستاش میگذرونه خلاصه سرتون رو درد نیارم فکر و ذهن نرگس شده بود سعید و فکر و ذهن سعید شده بود نرگس روزی ۱ ساعت تصویری حرف میزدیم شبایی که خانومم خونه پدرش اینا میموند وب سکسی هم اون خود ارضایی میکرد و هم من بعد از ۶ ماه توی شهریور ماه اومدن اهواز یه خواهر مجرد دارم خیاط نرگس جون از صبح اومده بودن خونمون که لباس بدوز تا ظهر داشتم پاره میشدم آب در کوزه و ما تشنه لبان بحر کوزه میگردیم بعد از ناهار بهش پیام دادم که برنامه چیدم هستی یا نه قبلش اینقدر با هم صحبت گردیم که به توافق رسیدیم سر سکس بهم گفته بود که ارتجاعی ولی فکر نکنم چون تو کرج بهم گفت یه بار سکس داشته خلاصه زنگ زدم رفیقم بهش گفتم خونه رو میخوام خونه رو اوکی کردم رفتم اول حموم پشم رو زدم منطقه رو چون بلد نیست بهش گفتم سر جاده اصلی منتظرتم بعد از نیم ساعت اومد رفتیم خونه دوستم در رو قفل کردم ۵ دقیقه تو راه بودیم کباب شدیم از گرما اول نشستیم یه ذره خنک شدیم بعد رفتم آب و میوه و آجیل براش گذاشتم من با رفیقام خیلی ندارم نشستم جفتش بهش گفتم نرگس فکر میکردی یه روز بشینیم تو خونه خالی داشتم باهاش صحبت مکردم که چشماش رو بست و یه لب ازم گرفت و من امونش ندادم لباش رو کندم و لباساش رو در اوردم سایز سینه هاش 70 بود وای چقدر سفت بودن واقعا سینه اناری به معنای واقعی بود اینقدر حشری شده بود که جیغ میزد اصلا فقط جیغ میزد سینهاش رو کندم از جا از رو ساپورت کسش رو اینقدر ماساژ دادم مالیدمش ارضا شد یه آب لزج لزج مثل چسب زد بیرون لرزید اصلا بخدا فقط تو فیلما دیده بودم اصلا خیلی دو آتیشه بود نمیذاشت نرگس کوچولو رو نگا کنم کیرم مثل سنگ شده بود سرش سرخ سرخ شده بود و سفت ساپورت رو به زور دادم پایین یه کون بسته بندی و جمع و جور توش بود و یه کس خطی ریز تا کیرم رو گذاشتم دم سوراخ از دوباره لرزید اینقدر آه و ناله میکشید تپش قلبش رو میشنیدم خیلی گرم شده بودیم سرش رو گذاشتم داخل سوختم یه کس لزج و تنگ خیلی بهم چسبیده بود اصلا ولم نمیکرد منم تلمبه زدنم رو شروع کردم ۹ بار سرش رو میذاشتم بار دهم تا ته میکردم بعد شد ۸ بار سرش ۲ بار تا ته بعد ۷ بار سرش ۳ بار تا ته همینطور تلمبه میزدم تو یه کلیپ سکس تراپی این رو دیده بودم وای شهوت از سر رومون میبارید داشت سیلابی از منی راه می افتاد که بهش گفتم میخواد بریزه اینقدر گرم بود که جواب نداد لباش رو گاز گرفته بو د زود کیرم رو در اوردم و رو شکمش ریختم بلند شدم از روش یه سیگار روشن کردم و خودم رو رفتم شستم تا ۵ دقیقه با هم صحبت نمیکردیم فقط تو بغل هم بودیم بعدش لباس پوشیدیم و براش ماشین گرفتم و برگشت خونه و من طبق معمول رفتم ماری بزنم
    از اون روز دیگه با هم رابطه سکس نداشتیم ولی هم اون دوست داره و هم من خودش هم این رو میدونه ولی تو دنیای مجازی من رو بلاک کرده


    نوشته: سعید

  • 1

  • 16




  • نظرات:
    •   پسر_پررو
    • 1 ماه
      • 7

    • بازم داستان یه جقی
      موقع نوشتن دستتو از اون شورت در ار (dash)


    •   .سامان.
    • 1 ماه
      • 12

    • جان عمت خودت یه بار بخون ببینم چی حالیت میشه! لامصبا، مثل آدم بنویسید. حداقل علائم نگارشی رو رعایت کنید. درضمن تگ کافیه برای دیس لایک.


    •   Navid.master
    • 1 ماه
      • 9

    • تا مصرف بيش از حد ماريجوانا كه خوندم فهميدم جق زده به مغزت كس نوشتى


    •   amir21mash
    • 1 ماه
      • 9

    • کی گله میکنه از تو اگ داستان ننویسی
      تیتر زدی سکس با زندایی حشری وسط داستان میگی دخترداییمو گاییدم بعد زنداییت میگه‌بچه ها رفتن مدرسه بهونه دایی رو نمیگیرن
      داستان سعید ۸ ساله از اهواز


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه
      • 12

    • ماری‌جوآنا کشیده بوده حواست سرجاش نبود اون سکسی هم کردی فکر کنم تو خواب بود.


    •   Irish..GuNNer
    • 1 ماه
      • 13

    • اون دکمه ویرایش داستان صرفا یه شوخیه. جدی نگیرین اصلا .
      آشغال این چه وضعه نوشتنه؟ عنم گرفت تا تونستم سردربیارم. خاک تو سرت.
      دیس


    •   1979mehdiiiii
    • 1 ماه
      • 0

    • ماری بزن کمتر بنویس


    •   zodiakxxx
    • 1 ماه
      • 8

    • موقع داستان نوشتنت هم جق زدی هم ماری زدی گوزو


    •   Scott12
    • 1 ماه
      • 7

    • شت! این چی بود؟


    •   Meisam65
    • 1 ماه
      • 3

    • خیلی تحمل کردم تا اون جا که گفتی سرتونو درد نیارم خوندم چون خدایی درد آوردی.برای داستان نوشتن سعی کن بعد جق بنویسی.مرسی


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه
      • 10

    • موقع نوشتن هم گل زده بودی؟ که معلوم نیست چیش به چیش ربط داره؟ نقطه هات کو کله کیری؟


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه
      • 13

    • غضنفر میره دکتر میگه هرچی سعی میکنم نمیتونم ترک کنم دکتره برا اسکل کردنش میگه باید با کونت سیگار بکشی!!! یعد یه مدت میبینتش میگه ترک کردی؟؟ میگه نه بابا کار بدتر شد یکی از بالا میکشم دو تا از پایین!! قضیه جنابعالیه فکر کنم چند تا رل از پایین کشیدی که این مزخرفاتو‌ نوشتی خودش گفت جور دیگه جبران میکنم بعد هیچ جور راه نمیداد؟ جمیله کی بود نرگس کی بود زنی که بچه داره پردش ارتجاعی بود؟؟


    •   mamali1995
    • 1 ماه
      • 3

    • اولا رییییییدم تو نگارشت شهلا مغزم رگ ب رگ شد از بس کیری نوشتی
      دوما پیش خودت ریاضی حل میکردی 9بار میذاشتم 10 بار میکردم
      بعدشم جنده انقد راحت نمیده ک تو کردی
      خلاصه کیرم تو داستانت


    •   Chem30
    • 1 ماه
      • 6

    • ماری (dash) (inlove)


    •   amiiir_h
    • 1 ماه
      • 9

    • دهنتوگاییدم بااین کسشرایی ک تفت دادی..ناموسا اینارو از کجای مغزتون درمیارین؟؟؟ اسم داستانت ک درمورد زن دایی بود بعد دختردایی بعدش دایی اهواز کرج جمیله خر گاو گوساله..چی میگی واسه خودت همین جوری ردیف میکنی؟؟ بلاکت کرده چون میدونس با چ الاغی ریخته روهم البته اگ داستانت راست باشه درغیراین صورت میشه گفت کستان..اولش ی جور گفتی تو سکس کم نمیارم گفتم اندازه موهای سرت سکس داشتی بعد میای میگی اولین بارم بود ب کس دست میزدم؟؟؟ میشه کمتر بزنی


    •   خوشتیپ-مک-کوئین۲
    • 1 ماه
      • 8

    • نرگس کیه ؟جمیله کیه؟....کسکش باز با واجبی جق زدی پشمای سلولای خاکستری مغزت ریخته؟؟؟؟؟


    •   Daniani
    • 1 ماه
      • 9

    • ارور 502 سایید نظر خوبی نوشته بودم
      خلاصش ریدی / ساقیتو عوض کن/ کمتر بجق/خودت گل یکاری بهتره / ساقیا سه تا یکی جنس چت میدن.


    •   saeedno15
    • 1 ماه
      • 5

    • خدا وکیلی خودت بخون اگه فهمیدی این خزعبلات چی هستش قول میدم لایکت کنم,کسمغز دستور زبان و علائم نگارشی واسه استفاده کردنه


    •   xxxxalixxxx
    • 1 ماه
      • 5

    • نکنیمون ماری جوانا (rolling) (rolling) ماری گرفتی؟ تو تخم کن ی نخ بهمن بخر ماری خریدن پیشکش (dash) (dash)


    •   miss_thetis
    • 1 ماه
      • 8

    • نه به تگ فامیل


      پی نوشت:اصلا نخوندم که غلط املایی هم بگیرم.
      بمیر.همین کافیه (dash)


    •   mrsmith
    • 1 ماه
      • 7

    • نگارشی مشکل داره


    •   Blue_Angel
    • 1 ماه
      • 4

    • با نقطه اشنایی؟فعل میدونی چیه؟
      حاضرم شرط ببندم اگ اینارو کاغذ مینویشتی حتی واس کلمات هم نقطه نمیذاشتی


    •   O+O
    • 1 ماه
      • 2

    • شاید فقط اینکه ماری جوانا زدی قابل قبول باشه دوست عزیز:))


    •   Xlqwerty
    • 1 ماه
      • 1

    • کیرم تو داستانت همینو بس


    •   Binamariai
    • 1 ماه
      • 3

    • مغزم درد کرد با یه دست ماری زدی با یه دست کفی با پات تایپ کردی بخدا ده تا مترجم میخواد داستانت هر کی فهمیده یکم توضیح بده شاه ایکس تو یکم توضیح بده چی یه چی بود


    •   Lucky.man
    • 1 ماه
      • 5

    • داستان خیلی پراکنده گویی داره. شخصیت های داستان دائم جابجا میشد. نویسنده داستان تمرکز نوشتن نداره. علائم نگارشی دستور زبان استفاده نکردید.


    •   ایکاروس
    • 1 ماه
      • 4

    • ۱. این مضامین دیس داره
      ۲ . باز هم اسم مسائل امنیتی اومد وسط !
      ۳ . کم بکش همیشه بکش
      ۴. سیلابی از منی ؟! مگه میشه !؟ مگه داریم !؟
      باید یه نامه به رئیس سازمان اطلاعات اهواز بنویسم تا پیگیر سیل آب بشه ...


    •   Ehsan.Rz
    • 1 ماه
      • 0

    • نظر شما چیه؟کس مغز


    •   nahana
    • 1 ماه
      • 0

    • کیری بود .


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو