سفر به آنتالیا با مامان سکسی خودم (۱)

    1394/12/11

    اسمم حامد 23 سالمه دانشجو هستم و همیشه عاشق سکس با مادرم بودم ولی هیچ وقت فکر نمی کردم که روزی میاد که با مامانم سکس داشته باشم،مامانم سهیلا 43 سالشه با سینه های نسبا بزرگ و هیکلی تقریبا تپل اما یه زن حشری و کاملا سکسی و داغه و پدرم که دکتر جراح ولی بیشتر اوغات دنبال کار و آدمی سرد مزاجه و زیاد از داستان دور نشیم تا اینکه بعد از این همه فکر کردن و جق زدن به یاد مامانم داشت کم کم زمان سکس با مامانم برام مهیا میشد و من هر روز به این لحظه شیرین نزدیکتر میشدم ولی خودم اصلا به این موضوع که واقعیت پیدا کنه فکر نمی کردم.
    اوایل تابستان امسال بود که من با دوستان بیرون بودم و وقتی شب اومدم خونه دیدم مادرم با پدرم حسابی دارن با هم دعوا میکنن ولی تا چشمشون به من افتاد ساکت شدن و هر کدوم رفتن به طرفی و منم فهمیدم که دعواشون شده بدون هیچ حرفی رفتم تو اتاقم و مادرم برای شام صدام کرد رفتم تو آشپزخونه پیشش و بعد از مقداری حرف زدن از دعواشون سوال کردم که مادرم گفت دیگه حوصلم سر رفته این بابات همش فکر کار کردن انگار نه انگار که ما آدمیم ولی اصل جریان سر این بوده که بعد از سکس با مامانم خودش بهم گفت که دعوای اون روز سر سکس بوده اخه بابات 2 ماهی بود بهم حتی دستم نزده بود.فردای اون روز مامانم بهم گفت حامد جان بیا یه چند روزی بریم یه جایی سفر من دارم دیگه افسردگی میگیرم تو خونه ،باباتم میگه کار دارم منم گفتم باشه کجا بریم مامانم گفت دوست دارم چند روزی بریم آنتالیا من گفتم صبر کنیم تا بابا هم بیاد گفت بهش گفتم میگه با حامد برو و خلاصه منم رفتم برای سفر بلیط و هتلی رو که چند سال پیش هم با بابام به اونجا رفته بودیم رو رزرو برای 5 روز بعد و قرار شد 10 روزی رو اونجا باشیم و روز سفر فرا رسید و با اسرار مادرم قرار شد با ماشینم بریم فرودگاه که بزارمش پارکینگ تا موقع برگشتم از فرودگاه مشکل وسیله نداشته باشیم و بلیط ما برای ساعت 4 صبح بود که 12 شب بعد از خداحافظی با پدرم راه افتادیم ،من تا حالا با مادرم تنهایی به خارج از کشور نرفته بودم و وقتی هم با بابام میرفتیم مادرم بی حجاب میگشت ولی لباس پوشیده می پوشید ولی اون شب تو راه بودیم که مامانم گفت پسرم دوست دارم تو این سفر یه کمی آزاد بگردم از نظر تو مشکلی نداره منم با این حرف مامانم جاخورم ولی گفتم مامان ان چه حرفیه مگه اجازه شما دست منه گفت اره دیگه فعلا تو این سفر مرد من تویی بعد مقداری صحبت کردیم تا اینکه اواسط اتوبان قم بودیم که مامانم گفت یه جایی وایسا یه اب معدنی بگیر تشنم شده منم یه جایی که چند تا مغازه بود وایسادم که اب بگیرم ولی وقتی برگشتم دیدم مامانم مانتوشو در آورده داره یه چیزی از پاش در میاره و وقتی به در ماشین رسیدم به مامانم گفتم چیزی شده گفت نه عزیزم یه شلوار پامه گرممه دارم اونو در میارم و منم اومدم سوار شدم دیدم بللللللللللللله مامان خانوم ما یه دامن مشکی پاشه تا بالای زانوش و زیرشم یه جوراب رنگ پا که جلوی بابام روش یه شلوار پوشیده بود که رد گم کن باشه ،وااااای من اون لحظه با دیدن رونای مامانم با جوراب رنگ پایی که پاش بود نا خودآگاه کیرم کمی راست شد و حیرون رونای مامانم شده بودم که مامانم متوجه نگاه من به پاهاش شد و با کمی نگاه کردن به من گفت حامد جان نمی خوای راه بیفتی منم سریع نگاهمو از پای مامانم برداشتم و گفتم چشم و راه افتادم به سمت فرودگاه که دیگه نزدیک فرودگاه بودیم و داشتیم در مورد سفر صحبت میکردیم که مامانم بحثو کشوند به دوست دخترو گفت حامد چند تا دوست دختر داری گفتم مامان بی خیال بعد با اصرار گفت و منم از چند تا دوست دختر هایی که با هاشون بودمو برای مامانم تعریف کردم از رابطه هامون گفتمو که دیگه رسیدیم به فرودگاه و حرفامون قطع شد و ماشین رو پارک کردیم رفتیم داخل و مامانمم روی اون کت دامنی که تنش بود یه مانتوی کرپ بلند تنش کرده بود و دکمه هاشم تا پایین بسته بود ولی وقتی راه میرفت اون ساق زیبای پاش از زیر اون جوراب حشری کننده نگاه هر مردی رو به خودش جلب میکرد و خلاصه ما وقت زیادی هم نداشتیم تا اینکه چمدان هارو تحویل دادیم و کم کم سوار هواپیما شدیم


    بعد از به پرواز در آمدن هواپیما یه نیم ساعتی گذشته بود که مامانم با صدای آرومی گفت خوب حامد بقییشو بگو منم گفتم بقیه چیو بگم گفت ای کلک بقیه کارایی که با دخترا کردی منم با خجالت گفتم مامان بی خیال که مامانم دوباره با لحن آرومی گفت حامد دوست دارم با من راحت باشی و بتونیم مثل دو تا دوست حرفای دلمونو به هم بزنیم منم تو فکر این حرفای مامانم بودم و سرمو پایین انداخته بودم ولی باز چشمم به پاهای مامانم افتاد که از لای دکمه های مان
    توش پیدا بود که مامانم گفت حامد جان کجا رو نگاه میکنی منم سریع نگامو به صورت مامانم کردم گفتم هیچ کجا با خنده گفت خوب به دوست دخترات بگو برات بپوشن گفتم چیو گفت همونیو که داشتی نگاه میکردی منم که تا به حال همچین حرفایی رو از مامانم نشنیده بودم شوکه شدم ولی سریع خودمو جمع و جور کردمو مامانم دستشو گذاشت رو دستمو گفت عزیزم من مامانتم میخوام از این به بعد با مامانت راحت باشی و حرفای دلتو به من بزنی منم به پپته افتادم گفتم چشم ولی آخه مامان من روم نمیشه شما هم امشب بد گیر دادی به من که مامانم گفت عزیزم بهت گفتم بیا از این به بعد با من راحت باش و سریع گفت پس از این به بعد با من راحت هستی؟منم با کمی تامل گفتم باشه مامان جون و خلاصه یه 4 ساعتی که پرواز داشتیم دیگه صحبت خاصی نداشتیم تا اینکه رسیدیم به فرودگاه و منتظر تحویل گرفتن چمدونامون شدیم مامانم در گوشم گفت آقای من اجازه میدید من مانتومو در بیارم منم با خنده گفتم بله عزیزم راحت باش و مامانمم دکمه های مانتوشو باز کرد و مانتوشو از تنش در آورد وااااااای جووووون چه جیگری شده بود مامانم ،یه کت دامن مشکی که زیر کوتشم جز سوتین چیزی نبود و چاک سینه های ناز و سفید و بزرگش داشت از اون زیر برام دلبری میکرد و اون جوراب رنگ پاش داشت دیونم میکرد و منم از نگاه کردن به مامانمم حسابی لذت میبردمو بهش گفتم مامانی یه چیزی بگم گفت بگو عزیزم گفتم مامان تیپت فوق العادست بعد خندید گفت حامد خوشم میاد به خودم رفتی شیطون بعد چمدان ها آمد و گرفتیم رفتیم تاکسی گرفتیم رفتیم سمت هتل و تو تاکسی هم من نشستم عقب پیش مامان و مقداری که راه افتادیم به سمت هتل یه 30 دقیقه ای راه بود آخه هتل توی یکی از شهرهای اطراف آنتالیا بود بعد دوباره چشمام ناخودآگاه افتاد به رونای مامانم ،مامانمم متوجه نگاه دوباره من به رونای پاش شد و نگاهم کرد و بدون اینکه یواش حرف بزنه آخه راننده تاکسی ترک بود و زبون ما رو نمی فهمید گفت نه مثل اینکه این پسر ما از پاها
    ی مامانش خیلی خوشش میاد و منم کیرم دیگه داخل شلوار لیم کاملا شق شده بود و مامانم با نگاهی هم به کیرم از زیر شلوار لیم گفت اگه دوست داشته باشی حاضرم به خواست دلت برسونمت ولی منم با این حرف مامانم کلی خجالت کشیدمو سرمو پایین انداختم و مامانم با دستش ،دست منو گرفت گذاشت روی رونای نازش واااااااااااااای وقتی دست خورد به رونای مامانم یه حال عجیبی داشتم تا هتل دست من تو دست مامانم بود و چسبیده بود به پاهای مامانمم و کیرمم کاملا شق شق شده و دستای من و مامانم هر دوتایی داغ و گرم شده بود و خیس عرق شده بودم و حرارت بدنم دو برابر شده بود تا اینکه رسیدیم به هتل و رفتیم اتاق رو تحویل گرفتیم و وقتی وارد اتاق شدیم من کلامی حرف نزدم و ساعت 11 بود و چون هتلی که گرفته بودیم جز بهترین هتلهای اونجا بود یه رستوران داشت که تمام وقت باز بود و چندین بار هم قبلا به اونجا رفته بودیم مامانم گفت اگه مایلی بریم صبحونه بخوریم منم گفتم باشه بریم بعد از در اتاق اومدیم بیرون که بریم به سمت رستوران مامانم گفت نمیخوای دست خانومتو بگیری منم دوباره با خجالت گفتم چشم ولی خوب خجالت میکشم باهام اینجوری حرف میزنی مامانمم با خنده گفت عزیزم مگه قرار نشد تا زمانی که اینجا هستیم باهام راحت باشی گفتم آخه سریع گفت آخه نداره دیگه وگرنه تو هم میشی مثل بابات یه آدم بی احساس و با گفتن این جمله شروع کرد از بی احساسی های بابام حرف زدن تا رستوران که میگفت نه انگار من زنشم نه تعریفی نه تمجیدی نه مهربونی و از این جور حرفها تا اینکه رسیدیم داخل رستوران که گفت اصلا ولش کن میخوام این چند روز اصلا به پدرت فکر نکنم میخوام فکر کنم هنوز یه مجردم و از این لحظه هام استفاده کنم و مشغول برداشتن صبحانه بودیم و وقتی نشستیم صبحانه خوردن دیگه زیاد حرفی نزدیم ولی مامانم دایما چشماش به صورت من بود و من دیگه کاملا متوجه حشری بودن مادرم شده بودمو ووقتی صبحونمون تمام شد مامانم گفت حامد میخوام چند تا سوال ازت بکنم گفتم جانم مامان گفت از چه تیپ خانمایی خوشت میاد منم گفتم مامان گیر دادیا گفت لوس نشو دیگه قرار شد راحت باشی ،بزار من لااقل این بی محبتی باباتو با تو جبران کنم و یه آن تو چشم مامانم اشک جم شد منم دیدم داره گریه می افته خجالتو کنار گذاشتمو بخاطر اینکه مامانم گریه نیفته بهش گفتم مامان جونم قربونت برم داره اشک تو چشمات جم میشه چشم من مطیع امر وفرمان شما هستم و مامانم خندید و گفت الهی قربونه پسرم برم بعد منم گفتم عاشق تیپ مامانمم که مامانم با خنده گفت الهی قربونت برم بعد گفتم مامان تو تا حالا مشروب نخوردی بیا بریم با هم یکی دو پیک بخوریم خیلی حال میده از این حالتم در میای بعد رفتیم به سمت بار هتل که کنارشم استخر رو باز بود برای افتاب گیری و کلی خانوما و آقایون داشتند آفتاب میگرفتند ما هم رفتیم روی یه میز نشستیمو و برای مامانم یه مشروب با مزه نعناع سفارش دادم تا برای اولین بار میخواد بخوره اذیت نشه و برای خودمم سفارش دادم و مادرم بهم گفت حامد نگفتی از چه تیپ خانمایی خوشت میاد بعد گفت اطرافتو نگاه کن اینجا خانم لخت زیاد هست بگو ببینم این پسر ما از کدوم اینا خوشش میاد منم گفتم مامان جونم جدی میگم من عاشق هیکل شما هستم بعد مامانم گفت وای قربونت برم آخه تو همیشه منو با لباس دیدی گفتم مامان من عاشق لباس پوشیدن شما هستم همیشه بهترین لباسا رو میخری و خوشگلترین لباسارو به تن قشنگت میکنی بعد مامانم بلند شد اومد از اون طرف میز اومد پیشم نشست یه بوسه آبدار از لپم کرد منم از لپش یه بوس کردمو دستمو انداختم دور سرش بعد گارسون مشروبو آورد و شروع کردیم کم کم خوردن و به اطراف نگاه میکردیم که مامانم گفت اگه دوست داری بریم یه چرتی بخوابیم منم تو تمام این مدت با این صحبتهایی که بین منو مامانم شد کیرم هی شق میشد و میخوابید و کاملا حشری حشری شده بودم و منتظر فرصتی بودم تا بتونم به عشق مامانم یه جق حسابی بزنم ،چون با اینکه مامانم حرفاش بوی سکس میداد ولی من فکر نمی کردم بخواد باهام
    سکس کنه ومامانمم با این مشروبی که خورده بود مقداری مست شده بود زیاد تو حال خودش نبود و دست همدیگر رو گرفتیم رفتیم به سمت اتاقمون و تو راه مامانم بهم گفت دوست داری الان رفتیم چکار کنیم و در چه موردی حرف بزنیم وقتی میخوایم پیش هم بخوابیم منم گفتم مامان هر چی شما که مامانم گفت دوست دارم این 10 روز بشی شوهرم وااااااااااااای منم با شنیدن این حرف فهمیدم مامانم خیلی حشری شده و منم گفتم مامان یعنی میخوای سریع پرید وسط حرفم گفت اره عزیز دلم دوست دارم این ده روز بهت حسابی برسم مگه من چیزی از دوست دخترات کم دارم ،بعد مامانم با ناز گفت ببینم حامد جونم دوست داری برای اولین بار که میخوای بخوابی پیش مامانت ،مامانت برات چی بپوشه منم که دیگه فهمیدم به آرزوم رسیدم گفتم مامان جونم دوست دارم فقط یه لباس خواب ساتن مشکی بدون هیچ چیز مامانم گفت آخ جون قربونت برم اتفاقا یه دونه مشکی شو آوردم فقط بلنده که رسیدیم به اتاق من گفتم میرم یه دوش میگیرم سریع میام آخه کیرم خیلی شق شده بود از مامانم خجالت میکشیدم که منو با این کیر شق شده ببینه و سریع رفتم تو حموم آبو باز کردمو خودمو یه آب زدم ولی کیرم شق شق بود و نمی خوابید که مامانم در حمومو زد گفت حامد جونم بیا دیگه که منم گفتم مامانم میام ولی اصلا به من نگاه نکن خجالت میکشم و مامانم گفت چشم عزیزم بیا من رو تخت دراز می کشم پشتم به تو هست که منم از ترس اینکه مامانم در حمومو باز نکنه سریع ابو بستمو حوله دورخودم پیچیدمو رفتم بیرون مامانم گفت عزیزم چقدر لفتش دادی وقتی چشمم به مامانم افتاد دیدم دمر روی تخت دراز کشیده یه لباس خواب ساتن مشکی هم تنش کرده جووووووووووووون کونش داشت دیونم میکرد گفتم اومدم مامان جونم یه چیزی تنم کنم مامانم گفت عزیزم لخت بیا با پسرم کار دارم منم گفتم چشم ولی مامانم منو نمیدید آخه جوری دراز کشیده بود که پشتش به من بود ومنم دیگه اصلا با دیدن مامانم تو حال خودم نبودم رفتم سمت مامانم وحولمو از دور کمرم باز کردم رفتم رو تخت مامانم خواست برگرده که من دستمو گذاشتم روی کمرش گفتم مامان الان برنگرد بعد دوباره به حالت دمر خوابید و من با کیر شقم رفتم رو تخت کنار مامانم دراز کشیدم بعد مالفه رو کشیدم به روی جفتمون که مامانم سرشو برگردوند طرف منو گفت الهی قربونت برم حامد الان یک سالی هست برای این لحظه ،لحظه شماری میکنم که دیگه انقدر هر دوتایی مون حشری بودیم فقط مامانم برگشت کلا سمت منو روی سینه هام خوابید و لباشو چسبوند روی لبامو شروع کردیم از هم لب گرفتن و دیگه هیچ حرفی نزدیم که تا چند دقیقه ای لبای مامانمو داشتم با نهایت لذت میخوردمو چشمامونم تو چشم همدیگه بود که مامانم دستشو برد از روی سینه هامو مالید و کم کم میومد به پایین تا رسید به کیرم جوووووووووووووون باورم نمی شد که مامانم داره کیرمو با دستاش میمالونه که مامانم دستش به کیرم خورد و یه چند دقیقه ای کیرمو نوازش میکرد لباشو از روی لبام برداشت گفت حامد اگه بدونی چقدر منتظر این لحظه بودم آخه بابات آدم سردی الان نزدیک 2 ماه باهام سکس نکرده ،الهی مامانت قربون این کیر کلفتت بره از کیر بابات خیلی کلفتره آخ جوووووووووووون پسر گلم قربونه کیرت برم من گفتم مامان منم اعتراف میکنم که همیشه به سکس با شما فکر میکردمو به یادت با شورت و سوتین هات جق میزدم که مامانم گفت آه جون هر دو به آرزومون رسیدیم و با همین حرفهایی که میزدیم مامانم داشت کیرمو میمالید و منم دستمو بردم به پشت مامانمو از پشتش از روی لباس لباس ساتنش باسنشو میمالیدم و یه دستمم رسوندم به سینه های بزرگش آخ جووووووووووون واااااااای از روی لباس ساتنش سینه های نازشو شروع کردم مالیدن و گفتم مامان آخ جوووووووووووووووووووون قربون این سینه های نازت برم مامانم گفت واااااااااااااااااااااااااااااای حامد دارم دیونه میشم از این به بعد هر روز باید پیشم باشی و با بدنم حال کنی منم گفتم جووووووووووووووووووون از این به بعد هر وقت بابا بهت کیر نداد این کیر من مال خودته و بعد هر دوتا دستمو اوردم جلو و یکی از سینه های مامانمو از زیر لباسش در آوردم و شروع کردم به خوردن سینه های مامانمو و مامانم میگف جووووون بخور پسرم خیلی حال میده تا یه 5 دقیقه ای همینجور سینه های مامانمو میخوردم و مامانمم داشت کیرمو میمالید که حقیقتش من داشتم ارضا میشدم دیگه که گفتم مامان جونم دارم ارضا میشم بعد مامانم بلند گفت آخ جوووووووووووونم آب پسرم داره میاد بعد دستشو از روی کیر من برداشت طاق باز خوابید روی تخت بهم گفت حامد جونم بیا این آب داختو بریز تو مامانت ،من اولش متوجه نشدم ولی وقتی بلند شدمو چشم مامانم به کیرم افتاد گفت آخ جون قربون کیر کلفتت برم حامد خیلی کیرت کلفته بعد سریع لباس ساتنشو داد بالا گفت عزیزم بیا بزارش توش تا آب کیرت بریزه توی مامانت بعد منم دوزاریم از حرف مامان افتاد ,بس که حشری بودم رفتم وسط پاهای مامانمو دراز کشیدم روش کیرم رفت روی کس سفید و بی موی مامانمو بس که کس مامانم خیس بود کیرم لیز خورد رفت تو کس مامانمو مامانم گفت وووووووووووووووواااااااای جووووووووووووون اوووووووووووووف چقدر حامد کیرت داغه بعد لبامو چسبوندم روی لبای مامانمو از هم لب میگرفتیمو منم با کیرم تو کس مامانم تلمبه میزدمو تا یه 5 دقیقه ای و حس کردم که آبم داره میاد بعد لبامو از روی لبای مامانم برداشتمو به حالت نشسته وسط پاهای مامانم بودم و تلمبه میزدم با کیرم تو کس مامانمو با دوتا دستامم سینه های مامانمو از روی لباس ساتنش میمالیدم که دیگه آبم داشت میومد گفتم مامانی آبم داره میاد گفت جوووووووووووون قربونه آب کیرت برم بزار همش بریزه تو کس مامانت ،منم چون کلمه کس رو اولین بار بود که از زبون مادرم شنیدم به اوج لذت رسیدم و همه اب کیرم ریخت تو کس مامانمو بی حال افتادم روی مامانمو مامانمم با دوتا دستاش سرمو و موهامو میمالید و صورتمو غرقه بوسه کرد و میگفت حامد لذت بردی منم همون جوری که روی مامانم خوابیده بودمو کیرم تو کس مامانم بود و داشت کم کم می خوابید بهش گفتم مامان جونم من که بهترین سکسم بود ولی متاسفم فکر کنم شما ارضا نشدی که مامانم گفت قربونت برم اگه بدونی من چقدر لذت بردم که اصلا به فکر ارضا شدن نیستم عزیزم و بعد من از روی مامانم بلند شدم رفتم دستشویی و یه دوشی هم گرفتم اومدم بیرون دیدم مامانم هنوز رو تخت دراز کشیده و چشماشو بسته منم رفتم کنارش دراز کشیدمو یه 2 ساعتی تو آغوش مامانم خوابیدمو و ساعت حدود 4 بعد ظهر بود که حس کردم یکی داره با موهای سینه هام بازی میکنه که کم کم چشامو باز کردم دیدم مامانم کنارم رو تخت نشته و صورتشو آورد جلوی صورتمو لباشو چسبوند به لبامو یه لب مشتی ازم گرفت بعد گفت قربونت برم پاشو بریم با هم یه نهار بخوریم که زود بیایم باهات حسابی کار دارم بعد من وقتی بلند شدم نشستم رو تخت دیدم مامانم یه حوله تنش کرده و پرسیدم گفتم شما هم حموم رفتی گفت بله عزیزم و مامانم گفت منتظرم ببینم پسر گلم چه لباسی رو دوست داره مامانش براش بپوشه که باهاش برم بیرون بعد دستمو گرفت گفت پاشو بیا ببینم چی انتخاب میکنی تا من بپوشم منم بلند شدم همراه مامانم رفتیم پیش چمدونا بعد مامانم لباساشو آورد و من از تو لباساش یه ساپورت قرمز رنگ ولی کلفت بود برداشتم با یه تاپ بندی و یه شورت لامبادای قرمز و یه سوتین ست شورتشو دادم به مامانم گفتم مامان جونم اینا رو بپوش بعد مامانم با تعجب گفت حامد جونم اینایی رو که تو برداشتی با اینا بیام رستوران گفتم اره دیگه مکه نمی خواستی که آزاد باشی گفت قربونت برم با این سلیقت ولی خیلی سکسی میشما مردا بیرون ول کنم نمیشنا بعد منم گفتم آخ جون دوست دارم مامانم سکسی ترین زن توی این هتل باشه و خلاصه منم حاضر شدم و مامانمم حاضر شد با یه آرایش خیلی غلیظ ولی بسیار زیبا آخه مادرم صورت زیبایی داره و سینه های بزرگش هیکلشو کاملا سکسی کرده و وقتی مامانمو دیدم گفتم قربونه مامان سکسی خودم برم و بعد از اتاق اومدیم بیرون رفتیم به سمت رستوران و بعد از کلی حرفای سکسی و غیره که با هم سر نهار زدیم من به مامانم گفتم مامان بریم با هم تو شهر یه قرص ویگرا با یه اسپری بگیریم میخوام تو این چند روز سکسامون به ساعت بکشه مامانم گفت آخ جون قربونه پسر سکسیم برم باشه عزیزم بریم بعد رفتیم یه تاکسی گرفتیمو رفتیم تو شهر از یه داروخانه یه قرص ویگرا و یه اسپری گرفتیمو و مامانم گفت بیا بریم مرکز خریدی که همین نزدیکیاست میخوام پسرم برام با سلیقه خودش یه چند تایی لباس سکسی برام بخره،منم گفتم باشه بریم و خلاصه توی ماشینم مامانم دور از چشم راننده گه گداری با کیرم ور میرفت ،تا اینکه رسیدیم به مرکز خرید و رفتیم داخل و به دیدن مغازه ها مشغول شدیم تا رسیدیم به یه لباس شب فروشی رفتیم داخل و منم چند تا لباس شب با جنسهای حریر و دو دست کت دامن مینی جوب گرفتیم و رفتیم دوباره سمت یه مغازه لباس خواب و لباس زیر زنونه فروشی و اونجا مثل اینجا نیست آقایون هم میتونن برن داخل و منم با مامانم رفتیم داخل و کلی لباس زیر و لباس خوابای مختلف و باب میلمو برای مامانم خریدم و آمدیم بیرون و یه 2 ساعتی گشت زدیمو مقداری وسایلو اینا خریدیم و مامانم بعد گفت حامد خیلی حشریم پسرم کسم خیس آبه بریم خونه منم گفتم آخ جون مامان جونه حشریم بعد رفتیم یه تاکسی گرفتیم رفتیم هتل و تو راه هم من یه قرص خوردم و مامانمم تو تاکسی بازم دور از چشم راننده با کیرم ور میرفتو قربون صدقم میرفت و بهم گفت حامد الان که رفتیم چی بپوشم که کیرت مثل دیشب به همون کلفتی بشه منم گفتم مامان من همین الانم کیرم بخاطر کس مامانم داره شورتموجر میده مامانم دستشو برد به کیرم زد منم دستمو بردم روی کسش گذاشتم واااااااااااااااااااای جووووووووووووووووون چقدر کس مامان داغ شده بود و ساعت نزدیک 8 شب بود که رسیدیم به هتل و رفتیم به سمت اتاق و وقتی وارد اتاق شدیم هم و هم مامانم بس که حشری بودیم تا وسایلمونو گذاشتیم مامانم اومد منو بغل کرد و لباشو چسبوند روی لبامو با دستاشم موهامو میمالید و منم دستمو از پشت بردم روی باسن مامانمو شروع کردم باسن مامانمو میمالیدمو کیر شق شقمم از زیر شلوارم میمالیدم به کس مامانمو تا یه 5 دقیقه ای همینجوری از هم لب میگرفتیمو تا اینکه مامانم از بدنم مقداری فاصله گرفت و کمر بند منو باز کرد و دکمه شلوارمو باز کرد شلوارمو کشید پایین بعد نشست جلوی پای منو از روی شورتم شروع کرد به لیس زدن کیرم از روی شورتمو ومنم با دستام موهای مامانمو میمالیدم بعد مامانم شورتمو داد پایین وااااااااااااااااااااای کیرم شق شق شده بود وبه نهایت کلفتیش رسیده بود و مامانم با نوک زبونش شروع کرد نوک کیرمو لیس زدنو میگفت آخ جون قربونه کیرت برم پسرم منم با صدای نسبتا بلندی اه اوه میکردمو بعد مامانم با ولع زیادی کیرمو میکرد تا نصت تو دهنشو میخورد و لذت میبرد و تا یه 5 دقیقه ای هم همینجوری حال میکردیم بعد مامانم بلند شد و تی شرت منم از پایین گرفتو از تنم در آورد و منم بعد منم دست مامانمو گرفتم بردمش روی تخت و خوابوندمش روی تختو خودم رفتم اسپری رو آوردم و روی کیرم حسابی زدم و مامانمم منو نگاه میکرد و میگفت اخ جووووووون زود باش حامد کس مامانت داره از داغی و حرارت آتیش میگیره منم بعد از اینکه اسپری رو زدم رفتم رو تخت کنار مامانم نشستمو با دستام شروع کردم به مالیدن سینه های مامانمو لبامم چسبوندم رو لبای مامانمو حسابی سینه های نازشو از روی تاپش میمالیدم و کم کم تاپشو دادم بالا و به کمک خودش از سرش در آوردمش وااااااااااای جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون سینه های مامانم از زیر سوتین قرمز ساتنش داشت دیونم میکرد و شروع کرد به مالیدن چاک سینه های سفید مامانم و سینه هاشم از روی سوتین میمالیدمو بعد سرمو بردم وسط چاک سینه های مامانمو با زبونم شروع کردم به لیسیدنو با یه دستمم یکی از سینه های مامانمو از روی سوتین میمالیدم بعد یکی از سینه های بزرگ و سفیدشو از داخل سوتین انداختم بیرون با ولع خاصی شروع به خوردن سینش شدم بعد اون یکی هم بیرون آوردم و هر دوتا سینه های مامان مو به هم دیگه فشار میدادمو میخوردم مامانمم با صدای بلندی میگفت آخ جووووووووووووووووووووون بخور پسرم ،سینه هامو کبود کن جووووووووووووووووووووووووووووون بخور قربونه کیرت برم پسرم و منم کم کم خوردن و لیسیدنمو بردم به پایین تر تا رسیدم به ساپورت مامانمو از روی ساپورتش دستی به کسش کشیدمو با زبونم از روی ساپورتش شروع کردم به لیسیدن کسش مامانمم با دستاش مو هامو میمالیدو میگفت آخ کسم جوووووووووووووون کیر کلفتتو میخواد بعد بلند شدم ساپورتشو از پاش در آوردم مامانمم بند سوتینشو خودش باز کرد از تنش در آورد بعد منم سریع شورتشو از پاش در آوردمو رفتم وسط پاهای مامانم نشستمو سرمو بردم روی کس مامانمو با زبون کس خیلی خیسشو تا یه 5 دقیقه ای میخوردمو لیس میزدم و با دستامم سینه های نازشو میمالیدم مامانمم انگشتشو کرده بود تو دهنشو لیس میزدو داشت نهایت لذتو میبرد که بعد 5 دقیقه گفت بس پسرم کیرتو میخوام کسم داره آتیش میگیره پاشو مامانتو بکن جرم بده کیر میخوام جووووووووووووووووووووووون قربونه کیر کلفتت برم بعد منم که کیرمم شق شق ولی بی حس بلند شدم خوابیدم روی مامانمو کیرمو مامانم با دستش گرفت گفت جووووووووووون بزار کیرتو بزارم تو کس مامانت تا حال کنی بعد سر کیرمو گذاشت رو سوراخ کسشو بس که کس مامانم خیس بود کیرم لیز خورد رفت تو کس مامانمو مامانم گفت آخ ججججججججججججججججججوووووووووووووووووووون حامد جونم قربونه کیر کلفتت بشم منم لبای مامانمو کردم تو دهنمو شروع کردم به تلمبه زدنو با سینه های بزرگ مامان ور رفتن تا یه 10 دقیقه ای با احساس و عشق مامانمو همین جوری میکردمو هر دو نهایت لذت رو میبردیم و بعد من کیرمو در آوردم از تو کس مامانم به مامانم گفتم مامان جووووووووووووونم برگرد دمر بخواب تا از پشت کیرمو بکنم تو کست که مامان جونم برگشتو منم خوابیدم روی مامانمو دیدم که کس مامانم چه بادی کرده از پشت و خیس آبه بعد سر کیرمو گذاشتم روی سوراخ کس مامانم همین که خوابیدم روی مامانم کیرم لیز خورد رفت تو کس مامان وااااااااااااااااااااااای جوووووووووووووووووووووووون مامان جونم قربونه کس تنگت برم واقعا کس مامانم برای کیر من تنگه و شروع کردم به تلمبه زدنو با لبامم گردن مامانمو میخوردم بعد مامانم دستشو رو ارنج گذاشت سینه های بزرگش آویزون شد منم یکی از سینه هاشو از پایین گرفتمو شروع کردم به مالیدن تا یه 10 دقیقه ای همین جوری از سکس با مامان حشریم لذت میبردم که به همین حالت برگشتیم به پشت منو بحالت ی هوری روی تخت من تو کس مامانم با کیر کلفتم تلمبه میزدمو دیگه صدای مامانم داشت تبدیل میشد به جیغ های بلند آخ ججوووووووووووووووووووووون بکن کسم داره حال میکنه وااااااااااااااااااااای قربونه کیرت برمو اههههههههههههههههه اووووووووووووووووووف وبعد مامانم گفت حامد جووونم بزار برگردم دوست دارم صورت ماهتو ببینم که منم کیرمو از کس مامانم در آوردم مامانم برگشتو منم رو به منو و وقتی کیرکلفته شق شقمو که روش پر از ترشح کسش بود دید گفت آخ جووووووووووووون حامد قربونه این کیر کلفتت بودم کاش زودتر از اینا میومدی مامانه حشریتو میکردی بعد با دستش کیرمو گرفت گذاشت رو کسشو وااااااااااااااااااااااااای جوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون مامان کیرم لیز خورد رفت تو کس مامانمو بعد مامانم با دستش یکی از سینه هاشو گرفت گذاشت تو دهن منو گفت عزیزم سینه هامو بخور که داری با کیر کلفتت دیونم میکنی و منم با سرعت تلمبه میزدم و به همین منوال لذت میبردیم و فضای اتاقمون تاریک و سکسی شده بود تا یه 30 ساعتی همین جوری حال میکردیم که هم من داشتم ارضا میشدم هم مامانم که مامانم گفت عزیزم جرم دادی من دارم ارضا میشم قربونه آب کیرت برم بیارش تا کسم با کیرت صفا بدی عزیز دلم با این حرفای مامانم من بدتر حشری میشدم که دیگه داشت آبم میومد و میگفت آخ جوووووووووووون مامان جووووونم آب پسرت داره میاد که بریزه تو کست مامانمم میگفت جووووووووووون بزار بیاد میخوام بعد از سکس انقدر کیرتو بخورم که آبت بریزه تو دهن مامانت قربونه کیرت برم و خلاصه منم ابم اومد همه آبمو تو کس مامانم خالی کردم و همون جوری روی مامانم با بدنهای خیس عرق دراز کشیدمو لبامو چسبوندم به لبای مامانمو یه لب حسابی از هم گرفتیم بعد به مامانم گفتم مامان جونم قربونه خودتو این کس تنگت برم تا حالا هیچ سکسی بهم انقدر حال نداده بود که مامانم گفت قربونت برم از این به بعد باید منو هر روز بکنی آخه حامد من خیلی حشری هستم و باباتم ادم سردی منم یه بوسه از پیشونی مامانم کردم گفت باشه مامان جونم کیر من از این به بعد فقط مال م
    امانمه بعد از چند دقیقه ای که پیش هم خوابیدیم مامانم گفت پاشیم یه دوش بگیریم بریم شام بخوریم .
    خلاصه در این سفر داستانهای زیادی اتفاق افتاد و من سر فرصت همه داستانهارو براتون منویسم.


    نوشته: حامد

  • 14

  • 4




  • نظرات:
    •   basr2009
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • خیلی داستانها بی کیفیت شده.انقدرطولانی وبی اساس


    •   Ządza
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • بقیه ش رو هم بنویس ..


    •   moji6522
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • نشستيم كه همين كس و شعرا رو بخونيم ديگه


    •   shadikamalpor
    • 3 سال،1 ماه
      • 2

    • ممنون که این همه وقت گذاشتی
      لطفا ادامه بده
      من خیلی لز دوستام پرسیدم
      از داستانت خوششون اومده
      کاری به حرف مخالفات نداشته باش
      بازم ممنون از داستانه خوبت (clap) (clap) (clap) (rose) (rose) (rose)


    •   کیرکلفت66
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • 30ساعت حال کردین؟واسه لخت شدن عجله داشت تو جاده قم لباساشو عوض کرد؟عجب


    •   lianen
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • اصل داستانه کیری بودا.
      ۳۰ ساعت با همحال کردین؟ (hypnotized)


    •   Masoud.hhhh
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • این تازه اولیش بود؟ ننت خوب گل پسر ،دیگه ننویس


    •   Joy Bokon
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • عقده ای بدبخت حداقل از اصغر سوپری محلتون که احتمالا اینم دیگه رفته آنتالیا می پرسیدی چطوریه.
      ۴ ساعت پرواز داشتین؟! آنتالیا رفته دورترجدیدا؟ تاکسی گرفتین رفتیم هتل؟! این رو دیگه هر عمله ای که یکبار با تور رفته مسافرت می دونه همه تورها ترانسفر فرودگاه دارند وگرنه حیف نون هایی مثل تو که هر روز از بر تشخیص نمی دن گور و گم میشن!


    •   محمدامین9
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • جووووووووووووووووووون خیلی عالیه منم آرزو دارم با مادرم سکس داشته باشم وااااااااااااااای


    •   maryam monzavi
    • 3 سال،1 ماه
      • 1

    • خیلی داستان خوبی بود.آفرین عزیزم


    •   polarize
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • کیر ابراهیم تاتلس با رون پای چپ بولنت ارسوی درجوار نگاههای گرم عایشه یکجا توکون گشادت با این داستان رود نیلی که شش ساعت مارو کاشتی پشت نت


    •   hotboy14101983
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • حسین کرد نوشتی کونی؟؟


      خسته شد دستم تا اومدم پایین ...


    •   homayoon23
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • داستان به معنای واقعی و حقیقی کلمه کسسسسسسسسس شرررررررررررررررررری
      بیش نبود


    •   play_boy1992
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • من یه پسر زیر 25 میخوام برای گی دوطرفه با مکان از تهران برای امروز ..... اگر بود پیامبده مرسی


    •   ABKER
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • خوب هستش


    •   زنجیر
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • خوب نبود همشو نخوندم،خیلی کس مغزی


    •   hossein6811
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • قشنگ بود به نظر من،حتما ادامه بده،خیلی حال کردم.دمت گرم


    •   mohsen.666666
    • 3 سال،1 ماه
      • 0

    • حوصله ندارم فحش بدم پس درنتیجه انتقاد میکنم از داستانت 1 چرا اینقدر جووووووووووووووون جووووووووووووووون میکنی 2 چرا اینقدر تو داستان مادرتو زود وا میدی باید جوری بنویسی ک خواننده بدونه تو خواهان کسی نه مادرت خواهان کیر تو و با روشهای ک بلدی غیر مستقیم منظورتو ب مادرت برسونی بعد چرااینقدر طولانی بود داستان اگر اول داستانت این باشه مطمعن باش واسه داستان دومت کسی وقت صرف نمیکنه و درآخر کلا بی احساس بود و بویی از عشق هوس آمیخته درش نبود ک جالب کنه داستان رو فقط بکن بکن خب طرف فیلم سوپر ببینه ک سنگین تر یکم تو داستان بعدی ب نظر خواننده اهمیت بده دوست عزیز


    •   kk190029
    • 3 سال
      • 0

    • عجب مامانی داری خودت از کس کردیش من هوس کردم از کون بکنمش لطف کن بیارش منم کیرم کلفته اونم حتما خوشش میاد بوووس رو کون مامانت


    •   s.d7
    • 3 سال
      • 0

    • از نظر من خوب بود ولی طولانی بد اگر اینو 3پارتش می کردی احتمالابیشتر طرفدار داشت.
      راستی خوش بحالت با مامان حشرت ای کاش ما هم از این مامانا داشتیم :(


    •   Yashar14
    • 3 سال
      • 0

    • 30 ساعتی همینجوری حال کردی و تلمبه زدی ؟ مگه جنگه ؟


    •   mari_somi
    • 3 سال
      • 0

    • راست و دروغش گردن خودت وای قشنگ بود داستانت


    •   Sali-123
    • 2 سال،12 ماه
      • 0

    • تا اینکه اواسط اتوبان قم بودیم که مامانم گفت یه جایی وایسا یه اب معدنی بگیر تشنم شده منم یه جایی که چند تا مغازه بود وایسادم . میشه بگی کجای اتوبان مغازه داره ؟ شما 30 ساعتی روی هم بودید ؟ قبلش فکر کن بعد کس بگو کیری


    •   Reza286513
    • 2 سال،11 ماه
      • 0

    • میخاسته بنویسه 3ساعت


    •   mehdiiiaf
    • 2 سال،1 ماه
      • 0

    • ادامش رو بنویس خوب بود


    •   DAmirksdk
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • عالی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو