داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

سفر به شیراز (۱)

1399/04/15

یکی از آشنا هامون داشت از تهران میومد شیراز منم بچه یکی از شهرستان های فارسم چون نزدیک ترین پرواز تهران به شیراز داشت اونم بلیط آنجا رو گرفته بود قرار ساعت 11 روز یکشنبه بود و من چون نمیخواستم این رفیق یا آشنا حالا هرچی اسمشو میزارین آنجا علاف شه ساعت 8 خودمو رسوندم شیراز
توی فکرم بود که اگه بشه یه کس و کونی هم جور بکنیم شاید بشه به این کیر وامونده هم خوش بگذره
خلاصه ساعت 8 رسیدیم میدان گل سرخ زنگ زدم رفیق ام که ببینم رفته فرودگاه یا نه جواب نداد یه خورده دل نگران شدم و همینطور ول میچرخید توی شیراز رفتم طرف های شاهچراخ که البته بیشترش برای استفاده از دستشویی اش بود ماشینو گذاشتم توی پارکینگ طالقانی و فلفور خودمو رسوندم شاهچراغ و خالی کردم بارمو برگشتم توی بازار
القصه
اومدم سر چهار راه یادم اومد که چهارصد دلار باید صرف میکردم رفتم پرسیدم صرافی کجاست آدرس دادن توی مسیر که با پیاده میرفتم تیکه های بود که میتونستی کوس و کون خدا داده رو زیارت کنی که البته من بد بخت فقط باید نگاه میکردم چون نه تا حالا کس کرده بودم نه جرات اش رو داشتم فقط و فقط جقل میزدم
تا اینکه رسیدم به صرافی شده بود ساعت ده زنگی زدم رفیق ام بازم جواب نداد
زنگ زدم به دامادشون و جریان رو گفتم اونم پیگیر ماجرا شد
توی همین گیر و دار بودم دیدم روبروی صرافی سینما است منم بچه دهاتی گفتم برم سینما
توی دلم میگفتم برم مثل توی فیلم ها شاید بتونم کس ی رو بمالم
تا رفتم جلو یادم اومد ساعت 11 باید فرودگاه باشم دوباره زنگ زدم به رفیقم
جواب داد البته کفر منو در آورد با جواب دادنش
آقا شب قبلش رفته بوده مهمونی زیاده روی کرده بوده خواب مونده به پرواز نرسیده بود ما هم علاف توی شیراز
خلاصه کیر وامونده خوش خوشونش شد که بعله امکان رسیدن به مراد دلش 70 یا 80 درصد شد
رفتم و بلیط فیلم مطرب رو گرفتیم رفتم داخل سالن
کمی هوا سرد بود
یه پنج دقیقه ای نشسته بودم فیلم شروع شد
کل سالن خالی بود فقط من بودم و من بودم و من داشتم ضد حال میخوردم ولی چون فیلمش عالی بود تا آخرش نگاه کردم توی همین حال توی تلگرام داشتم دنبال زن صیغه ای میگشتم توی شیراز که بلاخره دوتا شماره گیر آوردم
بعد فیلم زنگ زدم که اولی جواب داد دلم هوری ریخت گفت بلعه بفرما
دیدم ای بابا اینکه کیر کلفت تر از منه داشتم پس میوفتاد که خودش گفت اگه صیغه ای میخوای شماره کارت میدم 60 تومن بریز به حساب دوباره زنگ بزن
قطع کرد و شماره کارت رسید
توی دلم داشتم به خودم میگفتم ای بابا اینها همش کلاه بردارن زنگ میزم دومی
زنگ زدم گفت شماره مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمی‌باشد
گفتم این از شانس کیری ما
داشتم فکر میکردم که علی کوچلو گفت پولو بریز
ای وای ببخشید خودمو معرفی نکردم علی هستم 27 سالمه بچه یکی از 28 شهرستان فارس
البته خودمم نمیدونم چنتا شهرستان داره فارس…
خلاصه پولو ریختم رو کارت طرف
زنگ زدم همینکه جواب داد دیدم آه ایندفعه صدا دلبرانه شد
سلام عزیزم پیامک شارژ اکانت شما رسید
چه دستوری دارین
ببخشید شما صیغه ای فوری فوتی هم دارین
آقا ما اینجا همه کارهامون بر اساس مبانی اسلام هستش و چیزی به نام فوری فوتی نداریم حداقل برای یک ساعت صیغه یکروز زمان میبره برای هماهنگی هاش
توی دلم همش داشتم فهش میدادم به کیر لامصب که الکی 60 تومن ضرر زد بهم
گفتم خانمی اگه میشه کار مارو راه بندازین ممنون میشم
یه لحظه گوشی خدمتتون

حدود 3 دقیقه پشت خط بودم بدون هیچ آهنگی حداقل یه موزیکی میزدین برام کلاسیک بشه که
فقط شانس آوردم دعای توسل نذاشت برام

آقا من با چند تا از همکار ها صحبت کردم همه وقت هاشون پر هستش و تا فردا شب هیچ جای خالی نداریم
منم بدون خداحافظی گوشی رو قطع کردم
دیدم گوشی هم باطری لاو زد
توی ذهنم یکی ضدم توی سر کیرم که هرچی میکشم از دست این لامصبه
رفتم طرف پارکینگ توی راه از بس کس های رنگین رنگین میدیم حالی به هولی شدم
قبل پارکینگ قهوه خونه ای بود رفتم قلیون برازجونی گرفتم و استکان چای و خلاصه صفا کردم برای خودم ماشینم داده بودم کارواش توی پارکینگ



کنار خیابون وایساده بودم داشتم فکر میکردم که باید چیکار کنم که کس بکنم
این همه رفیق هام قمپز میان که ما میریم شیراز دوتا سه تا کوس میکنیم برمیگردیم
منی که الان نزدیک به 6 ساعت توی شیراز ولو بودم نتونسته بودم به مراد دلم برسم داشتم کفری میشدم که خانمی حدود 35 تا 40 ساله نظرمو جلب کرد
نگاهمون توی هم گره خورد برای لحظه ای دیدم اومد طرف ماشین
منم شیشه رو دادم پایین
ضربان قلبم رفته بود روی 1000 دیدم خانمه سوار شد
500 بریم
نه بابا چه خبره 500
400
نه 300 بیشتر نمیدم اونم سرویس کامل
باشه بریم
کجا بریم منکه مکان ندارم
ای بابا امروزم که همش بدبیاری میاد برای ما
پیاده شد و رفت
منم حرکت کردم
یه دفعه یاد دروازه قرآن افتادم که خونه اجاره میدن
برگشتم ببینم خانمه کجا رفت جلوی چشمم پر پر شد
منظورم سوار ماشین شد که چهارتا هیکلی سوار بودن که به نظرم دور کیرشون اندازه دور گردن من بود
هیچی منم باز شکست خورده گفتم برم حداقل ایندفه خونه اجاره کنم منکه باید شب بمونم تا اون پوفیوز بیاد
رفتم دروازه قرآن نفر اول دیدم پیرمردیه رد کردم
دومی و سومی و چهارمی
همینجور اومدم پایین از قیافشون خوشم نمیومد
رسیدم یکی هم سن و سال‌های خودم بود
گفتم خونه داری
گفت برای چند شب میخوای
پارکینگ داشته باشه؟
گفتم آره برای یک شب
آخه ماشینم هایما s5توربو بود
آره دارم
سرویس اضافه هم میخوای؟
گفتم مثلا چیا
دید من توی باغ نیستم گفت هیچی منظورم غذا هم میخوای
تازه داشت دو هزاری ام میوفتاد که گفتم دیگه چی داری
حوری بهشتی هم داریم آب بهشت هم داریم
گفتم ای جان
چند میگیری
با خونه 500 بدون خونه 400
البته بهترشم دارم 1500 میگیره
گفتم نه همون 500 آخرش چند گفت 400
منم دست هامو به نشونه 300 گرفتم جلوش
گفتم بیشتر نمیدم
سوار شد زنگ زد هماهنگ شد گفت حرکت
بلاخره داشتم به مراد دلم می‌رسیدم
البته ترس هم داشتم تنهایی با مردی که نمی‌شناختم داشتم میرفتم کس بکنم توی راه بهش گفتم من تنهایی میخوام برم
گفت باشه من میشینم توی حال شما برو توی اتاق کارتو بکن و برگرد دیدم نه اینجوری نمیشه

ادامه در قسمت بعد
نوشته: مطرب


👍 5
👎 8
20471 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

896029
2020-07-05 21:00:58 +0430 +0430

آخر بند اول منم قصد کردم بارمُ تو داستانت خالی کنم
همونجا که بارم رو روت کمپرس کردم و قشنگ قهوه ای ت کردم،رفتم که رفتم
نخونم اعصابم راحت تره

5 ❤️

896035
2020-07-05 21:06:23 +0430 +0430

این همه کس تلاوت کردی آخرشم هیچ گوهی نخوردی ک

4 ❤️

896045
2020-07-05 21:11:03 +0430 +0430

بچه دهات و هایما؟؟؟؟
حداقل بگو نیسان ما باورش برامون آسون تر شه.


896053
2020-07-05 21:16:37 +0430 +0430

جقل :|||||

4 ❤️

896089
2020-07-05 21:53:30 +0430 +0430

کوسکش ۴ ساله داری کوس تفت میدی و کوسشعر تلاوت میکنی؟؟
کیر همون مراد دهنت

4 ❤️

896155
2020-07-06 04:33:41 +0430 +0430
NA

انصافاً بچه فارس باشی و تا 28 سالگی کص نکرده باشی یا مردی نداری یا بد قیافه ای در حد شرک یا تا حالا کونی بودی الان میخوای پوزت رو عوض کنی تمام داستان یطرف اونکه گفتی جقل میزدم جلق پسر

2 ❤️

896156
2020-07-06 04:45:45 +0430 +0430

نترسیدی با یارو رفتی نگفتی به جای کص به کونت بزاره لایک

2 ❤️

896215
2020-07-06 09:19:04 +0430 +0430

اولا که معلومه یه ندید پدیدی ک وسط کستانت از دلار و ماشینت حرف میزنی دوما و سوما رو میزارم برای دوستانم

3 ❤️

896278
2020-07-06 13:27:18 +0430 +0430

یه سنگ نبشته ای در جنوب سوریه بتازگی کشف شده که میگن مربوط به دوره بابل قبل از حمله کورش بوده… نوشته روی کتیبه رو رمز گشایی میکنند در ان کتیبه چنین نوشته شده بود
پسرم این نصیحت پدرانه من بتوی حشری کس ندیده ست .حال که به قصد خوشگذرانی و عیش و نوش و کس کردن به دیار بابل میروی اگر کس به پستت نخورد اصرار نکن …عیش عیش است لذت کون دادن کمتر از کس کردن نیست عیب آنست که دست خالی برگردی.
فقط خواستم خبر رسانی کنم همین

1 ❤️

896299
2020-07-06 16:05:36 +0430 +0430

تا اونجا که گفتی فیلم مطرب عالی بود خوندم!!!

1 ❤️

896616
2020-07-07 12:27:56 +0430 +0430
NA
0 ❤️

896618
2020-07-07 12:30:18 +0430 +0430
NA
0 ❤️

896620
2020-07-07 12:33:32 +0430 +0430
NA

:-))

0 ❤️

896621
2020-07-07 12:35:45 +0430 +0430
NA

\0/

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom